محمدبن تومرت(سده6ه ) به عنوان فقیه با اقامت در مساجد، تربیت مریدان و سهل انگار خواندن مرابطان در اجرای شریعت، به عنوان رهبر مخالفان مطرح شد. وی با تکیه بر ویژگی های شخصی خود، که برخاسته از رهبری کاریزماتیک او بود، سبب تغییر ارزش های پیروان و همسویی با خود گردید. ابن تومرت سپس با نمادسازی، اعمال شبه معجزه، طرح نسب علوی و عصمت، زمینه اعلام مهدویت و تداعی اسطوره جامعه مغرب را فراهم ساخت و موجب تقویت شخصیت کاریزماتیک و تثبیت همانندسازی اسطوره ای خود شد. جنبش موحدین پس از پیروزی به دلیل تضاد اقتدار کاریزمایی با اقتدار سنتی و عقلانی، در تقابل با آنها به ناچار نهادهایی را پدید آورد. این نهادها هر چند حس تعلق به گروه را در پیروانش تقویت کرد، اما کاریزما را در سراشیبی روزمره شدن و سرانجام نابودی قرار داد. این مقاله در پی بررسی رهبری کاریزماتیک محمدبن تومرت و چگونگی روزمره شدن آن بر اساس واکاوی نظریه های مشروعیت کاریزماتیک ماکس وبر و دیگر نظریه پردازان است.
اشغال ایران توسط نیروهای متفق در شهریور1320ش /1941م، موجب از هم پاشیدگی ارتش ایران شد که این مسئله ، باعث بروز هرج و مرج داخلی و گسترش ناامنی گردید. در این شرایط، بازسازی ارتش امری جدی و حیاتی به شمار می رفت. دکتر آرتور میلسپو، در دی ماه 1321ش/ 1943م، به دعوت دولت ایران، برای انجام اصلاحات وارد تهران شد. تهیه و تنظیم بودجه ی کشور و رفع کسری آن، از جمله وظایف وی به شمار می رفت. میلسپو قصد داشت برای انجام این منظور، از هزینه های دولت و بودجه های درخواستی وزارتخانه ها، به خصوص وزارت ارتش بکاهد. وی معتقد بود با تجدید سازمان ارتش، می توان از میزان اعتبارات درخواستی آن کاست. مسأله ی اساسی مقاله ی پیش ِرو که با استفاده از اسناد مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه ایران، روزنامه ی اطلاعاتِ سال های 1321 تا 1323ش (1943 تا 1945م) و همچنین توصیف و تحلیل اطلاعات تاریخی تنظیم شده است، بررسی اختلافات میان میلسپو و ارتش می باشد.
در حاشیه ی رود فرات در سال 61 هجری نهضتی بس بزرگ و جاودان رقم خورد . شناخت ساکنان حواشی محل این قیام در بین النهرین بسیار مهم است . ساکنان عراق از یکپارچگی و تجانس در بافت جمعیتی خویش برخوردار نبودند . این ویژگی یکی از عوامل پی آمدهای حادثه ی عاشورا به شمار می رود و در نتیجه عاشورای خونینی رقم خورد . این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که ساکنا ن حواشی فرات و ناحیه ی بین النهرین از چه بافت جمعیتی برخوردار بودند؟ و هم چنین آیا عدم تجانس قومیتی آن ها در غلبه سپاه اموی تاثیر گذار بوده است؟ ساکنان نواحی فرات گروه هایی متشکل از اعراب مهاجر ، عشایر عرب ، ایرانیان ، موالی ، کردها ، بومیان آرامی ، نبطی و اهل کتاب بودند . اینان با یکدیگر یک دل و متحد نبودند و این خصیصه ی آنان از قدیم الایام تا قرن ها بعد ادامه یافت. در نتیجه دشمنان امام حسین (ع ) از این موقعیت نهایت سود و بهره را بردند .
شهید هاشمینژاد در کنار تلاش برای نشر افکار و اندیشههای انقلابی و اسلامی، به مقوله دشمنشناسی و چگونگی مقابله با شیوههای نفوذ تبلیغی و رسانهای دشمنان نهضت اسلامی مردم ایران توجه ویژهای داشت. متنی که از خاطر مخاطبان گرامی میگذرد، سخنرانی منتشر نشدهای از ایشان است که کمی بعد از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا تحت عنوان شناخت دشمن ایراد شده که در آن به تشریح علت شکست امپریالیسم از انقلاب اسلامی پرداخته است.