این پژوهش، به بررسى وضعیت موجود شناسائى و فراهمآ ورى اسناد در آرشیو ملى ایران
و ارتباط سازمان ها و وزارتخانه ها، در انتقال اسناد به آرشیو ملى مىپ ردازد. روش هاى مورد
استفاده در این پژوهش، روش مطالعه کتابخانها ى و روش پیمایش توصیفى است. ابزار مورد
استفاده در این پژوهش، پرسشنامه مىب اشد که محققان، با توجه به شاخص بومى سازى قوانین
آرشیوى در دنیا، براساس قوانین و مقررات و آئینن امه هاى انتقال اسناد ملى ایران، طراحى
کردها ند. قوانین و آئینن امه هاى مذکور، موضوعات ارزشیابى، امحا، انتقال و مدیریت اسناد را
دربرمى گیرد. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش، شامل دو گروه کارشناسان رابط آرشیو ملى
و نیز مدیران اسناد وزارتخانه ها و سازمان هاى دولتى مادر مىب اشد. پس از تجزیه - تحلیل
پژوهش، نتایج بررسى ارائه شد و در نهایت، پیشنهادهائى در زمینه بهبود وضعیت شناسائى و
فراهمآ ورى اسناد در آشیو ملى، ارائه گردید.
نزدیک به سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران می گذرد اما ارائه تحلیلهای تئوریک در مورد انقلاب اسلامی هنوز هم بازار بسیار گرمی دارد. علت این مساله را می توان در سه عامل مهم بر شمرد:1 ـ تداوم معجزه آسای انقلاب در طول سالهای پرفتنه و آشوب و تثبیت آن به عنوان یک نیروی جدید در منطقه و جهان 2ـ تاثیر روبه گسترش انقلاب بر ملتها و دولتهای اسلامی 3ـ درخشش ایده های جهانی اسلام در دوره ای که غرب و جهان مدرن با بحران معنویت و بن بست در فلسفه سیاسی مواجه شده و لذا انقلاب اسلامی ایران مانند چراغی درخشان بر ساحل دریای طوفانی قرن جدید نمایان شده است.در این میان، علل وقوع انقلاب اسلامی، جایگاه تاریخی منحصربه فرد آن، ویژگیهای جامعه شناختی انقلاب اسلامی، آسیب شناسی انقلاب، چالشها و تهدیدات پیش روی آن، مناسبات انقلاب با مقوله جهانی شدن، تناسب آن با مدرنیسم و پسامدرنیسم، عمده ترین محورهای تجزیه و تحلیل مسائل انقلاب به شمار می روند.بدون شک، تحلیلهای ارائه شده از سوی تئوریسینهای انقلاب، ولوآن که با نگاهی مغرضانه صورت گرفته و با حقایق انقلاب اسلامی فاصله داشته باشند، ضروری است که مورد توجه قرار گیرند تا با لحاظ همه جوانب، شناخت نزدیک به واقع از انقلاب اسلامی حاصل شود و آسیب شناسی و تداوم آن به نسلهای بعدی و ملتهای تحت ستم جهان میسر گردد.بهمن ، ماه پیروزی انقلاب اسلامی است وبه این مناسبت مصاحبه ای را با دکتر علیرضا ذاکراصفهانی، از اساتید علوم سیاسی، انجام دادایم که حاصل آن به شما خواننده عزیز تقدیم می گردد.دکتر ذاکراصفهانی در سال1330 در خانواده ای فرهنگی در شهر اصفهان متولد شد و مدارج علمی لیسانس، فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته علوم سیاسی به ترتیب دردانشگاههای تهران، تربیت مدرس و پژوهشگاه علوم انسانی طی کرد و هم اکنون عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی این پژوهشگاه می باشد .برای آشنایی بیشتر با انقلاب اسلامی و دیدگاههای این محقق علوم سیاسی گفت وگوی زیر را مطالعه فرمایید.
در دوره قاجاریه جامعه ایران دگرگونی های زیادی در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اداری از سر گذراند. این تحقیق می کوشد این تغییرات را در حوزه یکی از مناصب شهری یعنی منصب کدخدا از طریق بررسی پیشینه تاریخی و نیز وظایف و کارکردهای آن بررسی کند، زیرا کدخدا به عنوان یکی از صاحبان مناصب اجتماعی ایران و از زیر مجموعه های تشکیلات محلی و اداری تا پایان عصر قاجار حضور مؤثر و پررنگی در زندگی اجتماعی مردم داشته است. منصب کدخدا در این دوره در حوزه های مختلف تعریف شده است که از جمله کدخدایان محلات شهری، اصناف و روستاها بودند آنها وظایف و کارکردهای خاصی در هر یک از این سه حوزه داشتند. مطالعه منابع و اسناد برجای مانده مربوط به این دوره نشان دهنده میزان نفوذ و تأثیر این منصب در زندگی مردم است زیرا نقشی مهم در تنظیم رابطه بین مردم و حکومت داشت و از طریق ایفای نقش خود می توانست مؤثر و مفید و گاه حتی زیان رسان باشد و در راستای بهتر شدن زندگی و یا جهت مخالف آن گام بردارد.
بخشی از تاریخ معاصر ایران را باید در ارتباط با ایالات، مناطق و
ساکنان آن بررسی کرد. ازجمله مهمترین آنها، منطقه طرهان یکی
از کانونهای کهن زندگی سنتی و کوچنشینی در غرب ایران واقع
در استان لرستان است. حکومت این منطقه در عصر قاجار در دست
خاندان امرایی (غضنفری) قرار داشت که در عین استقلال درونی
نسبی، تبعیت از حکومت مرکزی را پذیرفته بودند. فرضیه مقاله
پیشرو این است که طرهان به عنوان منطقهای که زیرمجموعه
پیشکوه لرستان بود، در فضای سیاسی، اجتماعی دورة قاجار نقش
پررنگی داشت و بعد از مشروطه تا برآمدن رضاشاه اهمیت بیشتری
پیدا کرد؛ دورها ی ک ه حوادث ی چو ن شورش سالارالدوله، حضور
انگلیس در غرب و جنوب با هدف سلطه بر نفت، جنگ جهانی اول
در آن رخ داد. هدف پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-
تحلیلی و با تکیه بر متون کتابخانهای و اسنادی ا ز آرشی و ملی،
ارزیابی تاریخ منطقه طرهان و بررسی جایگاه آن در عصر حکومت
قاجار و درصدد پاسخ دادن به این پرسشهاست که منطقه طرهان
در دورة قاجار چگونه وضعیتی برخوردار بوده و در رویدادهای این
دوره، به ویژه در حوادث غرب کشور چه نقشی داشته است. نتیجه
این پژوهش نشان میدهد که موقعیت جغرافیایی منطقه طرهان و
کارکردهای مالی و نظامی برای قاجارها، آنرا به یکی از مهمترین
مناطق عشایرنشین کشور تبدیل کرده و باتوجه به قدرت حاکمان
آ ن منطق ه و حضور د ر جریانا ت ای ن دوره ، مور د توج ه حکومت
مرکزی قرار داشته است.
اگر ارتباط میان مردمان جریان های فکری و هنری و سنت ها و آیین ها در واقع انتقال فرهنگ به وسیله کالا شد ایرانیان در این انتقال مواریث فرهنگی نقش بسزایی داشته اند. مانند پارتی، سغدی ها، ختنی ها، خوارزمی ها در آسیای میانه که به نوبه خود در این انتقال سهیم بوده اند. از طریق آسیای میانه بود که مهاجران، بازرگانان، مبلغین دینی از غرب به شرق آسیا سفر می کردند و عامل انتقال محصولات مادی و فرهنگی و دینی بودند. که گاهی در این مسیر با هجوم اقوامی مانند هونها، هفتالیت ها، هیاطله ... روبرو می شدند. به هر تقدیر ایران و چین و هند عوامل مهم و تاثیرگذار در این مسیر سوق الجیشی محسوب می شدند. جاده ابریشم در دوران باستان یک موضوع فرهنگی و اقتصادی بود که امروز به دلیل گشترش ارتباطات و حمل ونقل این نقش را به مراتب افزونی بخشیده است. به عبارت دیگر جاده ابریشم عامل مهم مبادلات اقتصادی و انتقال علوم و فنون و تمدن پیشرفته بین شرق و غرب جهان بود که این انتقال قبل از رنسانس در اروپا از شرق به غرب و بعد از انقلاب صنعتی از غرب به شرق صورت می گرفت. در آینده به علت پیشرفت های علمی و .... در شرق آسیا که شاهد بالندگی آن هستیم به نوعی تعامل خواهد انجامید.
در بر آمدن [یا به تعبیر صحیحتر: برآوردن] رضاخان بر سریر سلطنت، قطعا دولت انگلستان نقش مهم و اساسی را برعهده داشت و میخواست با روی کارآوردن یک نظامی وابسته به خود، شکستهای پیشیناش را جبران نماید. با قدرت یافتن رضاخان مداخله انگلیس در شئون ایران نیز افزایش یافت و بتدریج رو به گستاخی و جسارت نهاد.
عینیت یکی از مسایل مطرح شده در فلسفه علم تاریخ است که در قرون اخیر نظر فیلسوفان و مورخان را به خود جلب کرده است. اختلاف نظر آنان بر سر این مساله باعث شکل گیری دیدگاه های متفاوتی گردیده است. قبول یا رد عینیت در تاریخ پژوهشگر تاریخ را ملزم به پاسخگویی به سوالاتی در این زمینه می کند. نظر به اینکه تعدادی از فیلسوفان و پژوهشگران تاریخ این موضوع را پیچیده ترین و گیج کننده ترین مباحث فلسفه علم تاریخ شمرده اند، متاسفانه با گذشت سال ها، هنوز هم پژوهشگران تاریخ با همان عنوان از مساله عینیت یاد می کنند. مقاله حاضر ضمن رد این دیدگاه، درصدد آن است که با نگاهی جدید به عینیت، جایگاه آن را در مطالعات تاریخی مورد بررسی قرار دهد و به موانع دست یابی به آن بپردازد.