فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۲۱ تا ۲٬۰۴۰ مورد از کل ۲۸٬۸۳۲ مورد.
بازتاب سنت و فرهنگ ایرانیان در شعر عصر عباسی (مطالعه موردپژوهانه: بشاربن برد، ابن معتز و ابن رومی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با روی کار آمدن بنی عباس و حضور ایرانیان در ساختار اداری حکومت آنان، شالوده یک جنبش فراگیر فرهنگی- ادبی، پی ریزی شد. در عصر نوسازی ادبی سنت های ادبی، اجتماعی و آثار فکر ایرانی در رأس فرهنگ هایی قرار دارد که در زبان و فرهنگ عربی تأثیرگذار است. تجلّی و ظهور سنّت و فرهنگ ایرانی در شعر شاعرانی همچون «ابونواس» در عصر عباسی اول و «ابن رومی» و «ابن معتز» در عصر عباسی دوم به گونه ای است که در تاریخ نقطه عطفی ایجاد کرد و اشعاری را پدید آورد که در هیچ دوره ای از تاریخ ادبیات عرب سابقه ای نداشت. ترانه های عاشقانه و باده سرایی مهمترین بن مایه هایی هستند که جولانگاه این شاعران برای انتقال سنّت و فرهنگ های ایرانی قرار می گیرد. عباسیان تحت تأثیر فرهنگ ایرانی همچون پادشاهان ساسانی شیفته تجمّلات و تشریفات شدند. بازتاب این روحیه اشرافیگری در شعر شاعران عصر عباسی دوم به ویژه «ابن معتز» به وضوح دیده می شود. جشنهای باستانی به سبب برخواستن از فرهنگ کهن ایران و بهره مندی از شاخص های مثبت خود به درون دربار عباسی راه یافت و با ایجاد زمینه برای ادیبان عصر عباسی توانست در بسیاری از آثار ادبی این دوره، تأثیر فراوانی بگذارد. آگاهی و اشراف به فرهنگ و سنّت های ایرانیان به شاعران تازی چنان تشخّص ادبی می داد که سبب شد سنّت های ادبی و اجتماعی و آثار فکر ایرانی در رأس فرهنگ های تأثیرگذار در زبان و فرهنگ عربی قرار گیرد.
پدران به روایت پسر
حوزههای تخصصی:
مشروعیت ایرانی در حکومت های محلی ایران در قرن هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود مغولان به قلمرو ایران و تشکیل دولت ایلخانی، تحوّلی مهم در زمینة مبانی مشروعیت حکومت ها در
ایران رخ داد. حاکمان ایلخانی، از مبانی جدید مشروعیتی که در میان مغولان پذیرفته شده بود پیروی می کردند.
از زمان غازان خان و رسمیت یافتن اسلام در حکومت ایلخانی تلاش شد تا از مشروعیت دینی نیز بهره گرفته
شود؛ اما مشروعیت چنگیزی همچنان بیشترین اهمیت را داشت. با برافتادن حکومت ایلخانی و در نبود فردی
برخوردار از مشروعیت چنگیزی- هلاکوییِ مورد توافق همگان، نیروهای متعدّدی با خاستگاه های قدرت
متفاوت بر سر کسب قدرت و تصاحب میراث ایلخانان به رویارویی با یکدیگر پرداختند. در چنین فضایی بود
که حکومت هایی همچون سربداران، آل کرت، آل اینجو، آل مظفر، آل چوپان و آل جلایر سربرآوردند. هر یک از
این حکومت های محلی در تلاش برای اثبات شایستگی حاکمیت خویش به بهره گیری از منابع مختلف
مشروعیت سیاسی روی آوردند که مشروعیت چنگیزی- هلاکویی، مشروعیت دینی و حقّ حاکمیت موروثی
محلی از آن جمله بودند. در این میان، مشروعیت ایرانی از دیگر مبانی مشروعیتی بود که این حکومت ها،
کمابیش، بهره گیری از آن را مدّنظر قرار دادند. این امر از راه هایی چون تأسی به مفاهیم و الگوهای باستانی
ایران، همچون فرّه ایزدی و همانندسازی با پادشاهان ایرانی و به کارگیری اسطوره های حماسی پهلوانی
ایرانی در ادبیات سیاسی انجام می شد. مقالة حاضر به بررسی چرایی و چگونگی این مشروعیت در
حکومت های محلی ایران در قرن هشتم هجری و نقش آن در استقرار و استمرار حاکمیت آنها می پردازد.
براساس یافته های این پژوهش، مشروعیت ایرانی در عصر این حکومت ها در خور توجه بوده است و لازم
است در بررسی آنچه که بعدها، از جمله در حضور انگاره های ایرانی، در تأسیس و استمرار حکومت صفویان
بروز یافت، به آن توجه بیشتری شود.
بررسی و تبیین سیر تحول سیاست ها و برنامه های حفاظت از میراث فرهنگی، بازه زمانی سال 1357تا1391(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسترها و عوامل گوناگونی در فرایند شکل گیری سیاست ها و برنامه های حفاظت از میراث فرهنگی در ایران تأثیر گذار بوده اند. در این راستا مقاله حاضر، تغییرات ساختاری سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور متأثر از تحولات و رویدادهای فرهنگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور را که نقش مؤثری در فرایند شکل گیری سیاست ها و برنامه های حفاظت داشته اند، مورد بررسی قرار داده است؛ از این رو، هدف اصلی این مقاله بررسی و تبیین سیر تحول سیاست ها و برنامه های حفاظت از میراث فرهنگی، به ویژه از دیدگاه سازمان میراث فرهنگی است. برای این منظور، از روش تحقیق کیفی با راهبرد تفسیرگرایی، به منظور تبیین و تفسیر موضوع استفاده شده است؛ ابزارهای مورد استفاده شامل جمع آوری اطلاعات به روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای و بهره گیری از مصاحبه های عمیق و ساختاریافته با صاحب نظران و غالباً مدیران سازمان میراث فرهنگی است که توضیح و تفسیر آن مصاحبه ها محتوای مقاله را شکل می دهد. یافته های حاصل از این تحقیق نشان می دهد قوانین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور و تحولات ساختاری صورت گرفته در سطح کشور ازجمله پیروزی انقلاب اسلامی و وقوع جنگ تحمیلی، به همراه تغییرات در سطح مدیریت سازمان میراث فرهنگی، تأثیرات متفاوتی را بر فرایند شکل گیری سیاست ها و برنامه های حفاظت از میراث فرهنگی در ایران داشته است. بررسی ها نشان می دهد در دوره ای که بیشترین همگرایی بین برنامه های کلان توسعه ای کشور و اهداف سازمان میراث فرهنگی به وجود آمده است، بیشترین دستاوردها در راستای حفاظت از میراث فرهنگی تاریخی حاصل شده است. به علاوه، بررسی و واکاوی قوانین برنامه های پنج ساله اول تا پنجم توسعه، به خصوص برنامه های سوم و چهارم توسعه، بیانگر ارائه راهبردها و به دنبال آن، شکل گیری سیاست ها و اقداماتی مؤثر به منظور حفاظت از میراث فرهنگی از سوی سازمان میراث فرهنگی و سایر سازمان های مرتبط می باشند.
گوشه هائی از تاریخ مهندسی در ایران
حوزههای تخصصی:
تاریخنگاری آدمیت
حوزههای تخصصی:
مصاحبه ای با دکتر هایده لاله
حوزههای تخصصی:
علل واقعی سقوط آندلس و نظریه ابن خلدون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال اول بهار ۱۳۹۰ شماره ۱
79-108
حوزههای تخصصی:
انحطاط دولت های غرب خلافت اسلامی و سقوط آندلس، مهم ترین پدیده دوره های میانه (قرون وسطا) در سراسر معارف اسلامی و مسیحی است که محققان همچنان بدان می پردازند؛ چنان که توجه به علل آن، ابن خلدون را که خود شاهد روی داد بود، به نوشتن مقدمه برانگیخت. از ویژگی های مهم روی داد سقوط آندلس، جایگاه آن در درازنای تاریخ غرب خلافت اسلامی و روابط آن با دولت های اروپایی است. شناخت علل این سقوط، مهم ترین بنیاد نظری در «غرب شناسی» به شمار می رود. این علل در قالب جُنگی از روی دادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی آرام آرام زمینه سقوط آندلس را فراهم آوردند. دغدغه این پژوهش، سنجش درستیِ نظریه ابن خلدون درباره توجیه علت سقوط است. با بررسی تاریخی آن علل می توان دریافت که سقوط آندلس از فرآیندی پیش نهادی ابن خلدون بیرون می ماند. از دیگر ویژگی های مهم بررسی این حادثه از دید تاریخ نگاری، توجه به نخستین نمونه تاریخ نگاری تحلیلی در تاریخ تاریخ نگاری اسلامی است.
تأثیرات سیاسی- اجتماعی حضور روسیه در گیلان در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجار، گیلان بخاطر وجود راه ارتباطی آسان تر مراکز داخلی ایران به بنادر روسیه ، به عنوان دروازه اروپا تبدیل شد. این موقعیت برتر ارتباطی ، در کنار شرایط اقتصادی این منطقه توجه روسیه را به خود جلب نمود. براین اساس تسلط بر آن از مهم ترین اهداف زمامداران این کشور گردید. حضور و نفوذ روسیه در گیلان بعد از جنگ های ایران و روس سرعت گرفت . این امر پیامدهای اجتماعی سیاسی متعددی در منطقه بجای گذاشت و باعث آشنایی اهالی با تحولات جدید جهان شد و زمینه برای ایجاد خیزش های اجتماعی- سیاسی فراهم گردید. بدین ترتیب گیلان از اولین نواحی ایران بود که تحت تأثیر روابط با روسیه و بالطبع اروپا، تأثیرات و تحولات متعددی را شاهد بود. حضور ارامنه قفقاز در گیلان ، مهاجرت کارگران روسی و گیلانی ، مداخلات اتباع روسی در منطقه ، ایجاد روحیه بیگانه ستیزی ، انقلاب مشروطیت گیلان و تحولات رشت از آن جمله بود.
ایالات متحده ی آمریکا و بحران کویت (1991-1990 م) (تکیه بر امنیت انرژی)
حوزههای تخصصی:
اگرچه دولت ایالات متّحده ی آمریکا با سیاست جانبداری از حقوق ملّت ها و دفاع از دموکراسی در نقاط مختلف جهان، از جمله خلیج فارس حضور یافته است امّا بحران کویت درسال 1990 و دخالت نظامی ایالات متّحده ی آمریکا پرسش های جدیدی را فراروی دلایل دخالت این کشور مطرح کرد. بحران کویت نشان داد که مسائلی از قبیل نفت و امنیّت انرژی اولویّت اوّل را در سیاست خارجی ایالات متّحده در منطقه ی خلیج فارس داشته است و این در راستای استراتژی های دراز مدّت ایالات متّحده در ارتباط با منطقه ی نفت خیز خلیج فارس بوده است. لذا فرضیه ی نوشتار پیش رو این است که با توجّه به تجربه های ناخوشایندی که ایالات متّحده ی آمریکا از بحران های نفتی قبلی (شوک نفتی 4- 1973 و شوک نفتی جنگ ایران و عراق) داشته است از وقوع یک شوک نفتی دیگر بیمناک بود و لذا می بایست برای جلوگیری از وقوع آن اقدام جدّی انجام می داد. مصادف شدن حمله ی عراق به کویت و تضعیف و فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی برای ایالات متّحده، فرصتی مناسب بود که در راستای استراتژی بلند مدّت اش سلطه ی خویش را بر منطقه اعمال کند. لذا مسئله ی حقوق بشر و دفاع از مردم کویت تنها بهانه ای بیش نبود. روش به کار گرفته شده در این مقاله، روشی توصیفی- تحلیلی است.
سیاست اجتماعی در عصر نخست غزنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حکومت و سیاست در ایران عصر غزنوی همچون دوره های قبلی تاریخ ایران با خودکامگی پیوند خورده است. در دیدگاه سلاطین غزنوی حکومت حق الهی آنان بود. به همین دلیل در مقابل مردم که آنان را رعایای خود می پنداشتند، پاسخگو نبودند. آنان در واقع مردم را در حکم مایملک و دارایی خود به شمار می آوردند و بر این مبنا سیاست اجتماعی خود را تنظیم می کردند. بر این اساس سلاطین غزنوی برای مردم حرمت و حقوقی قائل نبودند و مردم را ابزاری جهت پیشبرد اهداف حکومتی خود می دانستند. اینان هر گونه واکنش و اعتراضی را از جانب مردم بر نمی تابیدند و وظیفه مردم به عنوان رعایای حکومت، اطاعت، تولید و پرداخت مالیات به حکومت بوده است. با در پیش گرفتن این سیاست حکومتی و اجتماعی بود که شاید غزنویان آغازگران و پدید آورندگان روش های استبدادی و خودکامگی در ایران بعد از اسلام به شمار می روند.
نقش عبدالرضا خان بافقی در بحران یزد در دومین دوره جنگ های ایران و روس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دومیّن دوره جنگ های ایران و روس در عرصه داخلی فرصتی به برخی شاهزادگان داد تا با استفاده از شرایط موجود در صدد بسط قدرت خویش برآیند. دراین میان ، نارضایتی عمومی از عملکرد محمّد ولی میرزا در یزد به شورشی انجامید که هدایت آن را عبدالرضاخان بافقی عهده دار بود. مقاله حاضر سعی دارد تا مبتنی بر شیوه توصیفی- تحلیلی ضمن بازکاوی در زمینه های اجتماعی این رخدادها، تحولات متعاقب را در پیوندی با حیات سیاسی ایران و رویدادهای کرمان مورد بحث قرار دهد. در واقع، متأثر از عواملی چون مناسبات قدرت میان شاهزادگان، بازتاب ضعف حکومت مرکزی در تشدید رقابت های درونی، و هم زمانی و آمیزش رخدادهای یزد با کرمان، شاه و نایب السلطنه را بر آن داشت تا به بهانه حضور نظامی عباس میرزا در این مناطق، مقصود خود در هدایت قشون به سرحدات شرقی را مکتوم دارند. بدین ترتیب در شرایطی که فتح بدون خونریزی یزد و کرمان تأییدی بر بزرگ نمایی بحران بود، مرگ بدفرجام عبدالرضاخان نیز سیاست گزاری فتحعلی شاه در اداره امور و تأدیب عمال به جای رسیدگی به تخلّفات شاهزادگان را نمودار ساخت.
اشکانیان و مسئله استقلال هیرکانیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشکانیان، به منزله دولتی با نظام ملوک الطوایفی که نزدیک به پنج سده در ایرانِ عهد باستان حکمرانی و طولانی ترین حکومت ایران باستان را به نامِ خویش ثبت کرد، در نظام سیاسی و حکومتی خود دارای ویژگی متمایزی در مقایسه با حکومت های هخامنشی، سلوکی و ساسانی بود.البته، برخی از این ویژگی ها وام دار ومیراث دار حکومت های پیشین و برخی نیز ویژه زمام داری آنان بود.در این بین، بر اساس نظام فئودالیته اشکانی، برخی ساتراپ ها یا ایالات با نظارت مستقیم حکومت مرکزی اداره می شدند، برخی در امور داخلی خودمختار بودند و برخی نیز «متحد» این حکومت به شمار می آمدند.بنابراین، شاهنشاهی پارتیان، علاوه بر شهرها، تعدادی از پادشاهی های نیمه مستقل کوچک و ساتراپ ها(استان ها) را نیز دربر می گرفت که از حقوق «هم پیمانان» برخوردار بودند.با این حال، تمامی ایالات و استان های دوران اشکانی وضعیتی یکسان و تعریف شده- به منزله ایالت های کاملاً مطیع، نیمه مستقل/پولیس و یا هم پیمان- نداشتند و برخی از این ایالات همواره درصد قدرت یابی و دستیابی به موقعیتی برتر در جایگاه ایالتی مستقل و یا در زمره هم پیمانان (و گاه مستقل از حکومت مرکزی) بودند.هیرکانیا به مثابه ساتراپی بسیار مهم – که نه تنها حامی برخی از شاهنشاهان اشکانی در مواقع بحرانی بود، بلکه دست کم تا سده نخست میلادی از تختگاه های مهم و ارزشمند و از جنبه سیاسی و استراتژیک، استان مهم اشکانیان به شما می رفت- نمونه ای از این ایالات بود.این ایالت با دردسرهایی که برای اشکانیان ایجاد کرد، در مواقعی مهم از عوامل بحران ساز و اغتشاش برانگیز بود و هرگاه اوضاع سیاسی پیچیده و بغرنجی پیش می آمد، گرایش جدایی خواهانه در پیش می گرفت؛ به گونه ای که این گرایش ها و بحران زایی ِ حاصل از آن، سبب شده است برخی پژوهشگران این ایالت را مستقل از دولت پارتیان، با اهداف و سیاست های کاملاً مخالف با دولت مرکزی و مجزا از آن، قلمداد کنند.این مقاله می کوشد این موضوع را بررسی کند و جوانب گوناگون آن را بکاود.
اصلاحات یا قانون نامه های اوزون حسن در استقرار نظم ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استقرار حکومت ایلخانان در ایران، اشراف و حاکمان مغولی به شیوه یاسا یا نظم مغولی بر این سرزمین حکومت کردند. نتیجه آن اخذ انواع مالیات های غیر شرعی و چپاول اموال و ثروت های مردم بوده است. با مسلمان شدن ایلخانان مغول آنان به تدریج سنن صحرا نشینی خود را کنار نهاده، اقدام به اصلاح اوضاع مالی و اجتماعی ایران هر چند به طور محدود نمودند، پس از دوره ایلخانان در دوره سربداران، تیموریان و ترکمانان نیز برخی فرمانروایان تلاش هایی در جهت زدودن بقایای سنن مغولی از جامعه ایران انجام دادند. شاهرخ تیموری، سلطان حسین بایقرا و اوزون حسن آق قویونلو از این دسته حاکمانی بوده اند که در جهت زدودن سنن مغولی بخصوص در شیوه اخذ مالیات قدم هایی برداشتند. در این مقاله تلاش هایی که اوزون حسن آق قویونلو در راستای ایجاد نظم و ثبات در اخذ مالیات و جلوگیری از هرج و مرج در امور مالی و اجتماعی به عمل آورد و نتیجه آن برقراری قانون نامه ها در قلمرو حکومتی بود، با ذکر قانون نامه های باقی مانده از او در دیار بکر و دیگر ولایات شرق آناتولی در دوره عثمانی به شیوه توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرد و تا نتایج این اصلاحات در حیات اقتصادی جامعه ایران در اواخر قرن نهم هجری نشان داده شود.
بررسی تاریخ نگاری مسکویه در تجارب الامم با تأکید بر منابع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه بررسی کارنامه تاریخ نگاری مسکویه منحصر در کتاب تجارب الامم نیست، می توان گفت شاکلة اصلی تاریخ نگاری وی را در بر می گیرد. مسکویه مورخ برجستة سده های چهارم و پنجم هجری از بنیان گذاران تاریخ نگاری انتقادی به شمار می رود که با تألیف آثار خود نگرشی خاص را در تاریخ نگاری اعمال کرده است. شیوه ای که او در تاریخ نگاری استفاده کرده در روند تکوین افق ها و کلیت تاریخ نگاری تأثیری بسزا بر جای گذاشته است. موضوع اصلی این نوشتار شناسایی منابع اطلاعات تاریخ نگاری مسکویه در تجارب الامم است. استفاده از متون منابع ادبی و تاریخی ایران باستان، به کار گرفتن متون تاریخ نگاری اسلامی و استفاده از تحقیقات میدانی چون فراگرفتن اخبار و شواهد تاریخی از شاهدان و ناظران قضایا و تأمل در رویدادهای زمانه، آن هم در ارتباط با تحولات و رخدادهای دوره های تاریخی، از جملة محورهای اصلی منابع و شیوه های ابن مسکویه در کسب اخبار و معرفت تاریخی برای نوشتن تاریخ بوده که وی را میراث دار سنت تاریخ نگاری ایرانی و اسلامی ساخته است.
تأثیر جنگ های ایران و بیزانس (603 تا 628 م) در فروپاشی دولت ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران ساسانی در اوایل سده هفتم م، در اثر جنگ های طولانی با امپراتوری بیزانس (603 تا 628 م) و شکست بعدی آن، توان نظامی و دفاعی خود را از دست داد و به بحرانی سیاسی و اقتصادی گرفتار شد. پیش از این، براساس مطالعات سکه شناختی، معلوم شده بود که پس از این شکست، تنها در تعدادی از ایالت های ایران به نام پادشاهان ساسانی سکه ضرب می شد. این گویای آن است که ایالت های دیگر از کنترل آنان خارج شدند. همچنین، منابع ادبی نشان داده اند که سرزمین های ساسانیِ عرب نشین نیز بعد از شکست ساسانیان از بیزانس، از سلطه آن ها خارج شدند. در این مقاله، نگارنده نشان داده است که براساس مدارک باستان شناختی و سکه شناختی، ایالت های شمالی دولت ساسانی که صحنه اصلی جنگ های بیزانسی بود، بیشترین آسیب ها را دید و از حدود 623 م، از کنترل دولت ساسانی خارج شد. از دست رفتن این ایالت ها بی شک عامل مهمی در تضعیف دولت ساسانی از نظر نظامی و مالی بوده و در نتیجه، از عوامل شکست آن دولت به دست اعراب مسلمان بود. این عامل همچنین، نقش مهمی داشت در رخنه سریع اعراب مسلمان در ایالت هایی که مدت ها بود از کنترل ساسانیان خارج شده بودند.
ناسیونالیسم ابتدایی ایرانی در گفتار سیاسی متفکران عصر ناصری
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره قاجار (آقا محمد خان تا دوره ناصرالدین شاه)
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران دوره مشروطه
انتقال هنرهای صناعی سرزمین های اسلامی از قرن چهارم ه.ق به اروپای غربی در قرن دهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرزمین های اروپایی در قرون وسطی از جمله در قرن دهم میلادی قربانی بربریت، جنگ ها، غارتگری ها و رقابت های شوالیه ها و طبقه اشراف بودند و از امنیتی نسبی برخوردار نبودند. ایشان همواره سعی داشتند با تشکیل دولت هایی مستقل و جنبش های دهقانی به دنبال ایستادگی در برابر مهاجمان و شکست آنها از وضعیتی پایدارتر برخوردار شوند. مورخان از قرن دهم به آخرین دوره از «عصر فترت» یاد می کنند. در این قرون اروپا به لحاظ اقتصادی، سیاسی، دینی و اجتماعی، و وضعیت علمی و فرهنگی در شرایط نامطلوبی به سر می برد. این درحالی است که سرزمین های اسلامی در قرن چهارم هجری دوره رنسانس و شکوفایی خود را می گذراندند؛ عصری که مسلمانان در تمامی حوزه های تمدن (همچون علم، فرهنگ، صنعت و هنر) پرآوازه و صاحب نظر بودند.
پژوهشگران بی غرض حوزة تاریخ تمدن به ویژه تاریخ اسلام و اروپا همگی بر تأثیر دستاوردهای مسلمانان بر اروپا در حوزه های مختلف از جمله هنر در قرن چهارم هجری تأکید می ورزند. با این پیش زمینه مقالة پیش رو به دنبال ردیابی مصنوعات هنری در آثار موزه ای و کتب منتشره در دو حوزه تاریخ تمدن و تاریخ هنر با مسئله فقدان آثار تولید شده توسط هنرمندان اروپایی قرن دهم میلادی با تأثیرپذیری از هنر اسلامی قرن چهارم هجری مواجه شد. به دنبال پاسخگویی به این مسئله فرضیه مطرح شده در طول مقاله تقویت شد که آثار اسلامی قرن چهارم هجری از طریق بازرگانی و هدایای خلفای اسلامی به پادشاهان، اشراف و شوالیه ها به اروپا در قرن دهم میلادی منتقل شده است و هنرمندان اروپایی با توجه به شرایط نابسامان آن دوران تنها دریافت کننده و سفارش دهندة آثار بودند و به تولید آثار با بهره گیری از ویژگی های اسلامی اهتمام نورزیدند.