ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۲۸٬۸۳۲ مورد.
۱۰۲۱.

بررسی بقایای استخوانی گورستان عصر آهن 2 و 3 قره تپه سگزآباد با رویکرد تافونومیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۰۰
گورستان شرقی قره تپه سگزآباد واقع در دشت قزوین ازجمله محوطه های مهم عصر آهن 2 و 3 در فلات مرکزی ایران به شمار می رود که به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود از سالیان دور همواره مورد توجه باستان شناسان بوده است. این گورستان در سال های 1396 تا 1400 در قالب کاوش آموزشی- پژوهشی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران مورد کاوش قرار گرفت و شواهد و اطلاعات بسیار مهمی از اواخر عصر آهن و اوایل دوره ماد و هخامنشی را آشکار کرد. یکی از ویژگی های جالب توجه این گورستان تدفین چهارچینه خشتیِ طبقه ای است؛ به طوری که در محدوده ترانشه ایجادشده در این گورستان، 5 طبقه گور شناسایی شد. ازجمله پرسش های اساسی در مورد این گورستان که مقدمه ای برای انجام پژوهش حاضر شد، این بود که «چرا این گورستان و گورهایش دچار آشفتگی و به هم ریختگی مواد و بقایای استخوانی است؟» چرا گوری چنان سالم و برجاست که حتی یک بند انگشتش هم جابه جا نشده و در مقابل، گور کناری اش تا حد زیادی به هم ریخته و آشفته است؟ آیا این عوامل درونی بودند یا از بیرون به گورستان وارد شدند؟ درنتیجه پاسخ به این پرسش ها به عنوان هدف اصلی این پژوهش در نظر گرفته شد. بدین ترتیب با استفاده از علم تافونومی به جستجو و شناسایی عوامل این آشفتگی پرداختیم. با بهره گیری از علوم میان رشته ای مختلف، مجموعه عواملی شناسایی شدند که نقش زیادی در دگرگونی وضعیت این گورستان داشتند. با توجه به پژوهش ها و آزمایش های صورت گرفته مشخص شد که تعدادی عوامل طبیعی همچون وقوع سیل، زلزله، فعالیت جانوران و گیاهان و فعل و انفعالات مواد دفن شده همراه اجساد و همچنین عوامل انسانی از قبیل تدفین ثانویه و فعالیت کشاورزی باعث ایجاد تغییر در گورستان و بقایای برجا مانده در آن شده اند. پژوهش حاضر نشان می دهد که تحلیل تافونومیک می تواند درک بهتری از فرایند های پس از مرگ (post-mortem) و همچنین تأثیرات محیطی و انسانی بر بقایای استخوانی (اعم از انسانی و جانوری) را فراهم کند.
۱۰۲۲.

گاه نگاری شهرهای کهن با استفاده از سال یابی نجومی مطالعه موردی: تاریخ بنای شهر ساسانیِ گور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
در مواردی از بررسی های باستان شناسانه شهرهای کهن، مواد و داده های کافی برای یک تاریخ گذاری دقیق به دست نمی آید و گاه نگاری یا زمان بنیاد این شهرها با تردید و تخمین همراه می گردد. روش «سال یابی نجومی» برای تفسیر و تکمیل داده های باستان شناختی و تحلیل های هندسی و یافتن توالی ساخت وسازها در مجموعه های باستانی در سطح جهان چند دهه ای هست که مورد توجه قرار گرفته و آن را به کار بسته اند؛ در حالی که این شیوه گاه نگاری در ایران هنوز در آغاز راهِ خود است. هدف مقاله حاضر آن است که برای نخستین بار با استفاده از روش سال یابی نجومی، تاریخ دقیق ساختِ یکی از شهرهای کهن ایرانی یعنی شهر «گور» را معین نماید. شهر باستانی «گ ور» از شهرهای دوره ساسانی است که تا امروز، تاریخ دقیق بنای آن مجهول مانده است. این شهر، بارویی مدوّر و چهار دروازه داشته است که دروازه های آن به نام ستارگان نام گذاری شده بودند. پرسش پیش رو این است که چگونه می توان با فرضِ مرتبط بودن سَمتِ محور دروازه ها با موقعیت ستاره های همنام خود ، به تاریخ بنای شهر گور دست یافت؟ این تحقیق علاوه بر آن که می تواند به موضوع سال یابی نجومی در باستان شناسی ایران غنا بخشد، از آن جهت که نظریه جدیدی در مورد شیوه طرح اندازی شهرهای ساسانی ارائه می دهد نیز دارای اهمیت است. همچنین برای حفاظتِ بهتر از شهرهای کهن، شناخت و آگاهی از میراث علمی تجربه شده در طراحی آن ها ضرورت پیدا می کند.بدین منظور ابتدا موقعیت چهار دروازه شهر طبق گزارش های باستان شناسی و بر مبنای اندازه گیری های میدانی مشخص گردید، سپس در یک محدود تاریخی، جهت گیریِ محور دروازه ها با سَمتِ ستارگان به صورتِ کمّی به کمک نرم افزار نجومیِ شبیه سازِ آسمان سنجیده شده و مورد تحلیل علّی قرار گرفته است.نتایج این پژوهش نشان می دهد که طرح اندازی شهر گور در روز 21 دسامبر سال 224 میلادی، هم زمان با انقلاب زمستانی انجام گرفته است. بررسی های تنجیمی نیز، داده های رصدی را برای سال ساختِ یادشده تثبیت می کند و مؤید آن است که جانمایی چهار دروازه شهر، بر اساس پیکربندی سیاره ای منحصربه فردی که در پایان پاییزِ این سال برقرار بوده و بر اساس زوایایِ سَمتِ خورشید و بهرام (مریخ) و هرمزد (مشتری) و همچنین طول دایره البروجی این اجرام آسمانی انجام شده است.
۱۰۲۳.

تبیین مبانی نظری اهمیت خوانایی در رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در دیوارنگاره های کاخ چهل ستون اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۱۷۲
دیوارنگاره های خلق شده در گذشته جنبه های ارزشمندی از تاریخ و فرهنگ دوره خود را به تصویر می کشند که درواقع نوعی بازنمایی از تفکرات و عقاید موجود در زمانه خود هستند. نقاشی ها در طول زمان و به واسطه عوامل مختلف در معرض آسیب، فرسایش و تخریب قرار می گیرند. در این میان حفاظتگران و مرمتگران به منظور جلوگیری از پیشرفت فرسودگی ها اقداماتی را جهت حفاظت از این گونه آثار انجام می دهند. این پژوهش قصد دارد تا با جست وجو در رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در دیوارنگاره های کاخ چهل ستون اصفهان و به پشتوانه بازشناخت سابقه فرهنگ و هنر ایرانی در این نقاشی ها به تبیین مفهوم و جایگاه خوانایی در این آثار بپردازد. افزون بر این، پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که، رویکردهای هنرمندان و مرمتگران سنتی تا چه میزان برمبنای توجه به سابقه فرهنگ و هنر ایرانی استوار بوده است؛ و با عنایت به این موضوع، مفهوم خوانایی در نقاشی های دیواری کاخ چهل ستون را چگونه می توان ارزیابی کرد؟ روش پژوهش در این جستار توصیفی-تحلیلی است؛ بنابراین تلاش دارد با بررسی تفکرات و نظریات اندیشمندان حوزه حفاظت و مرمت و نیز اندیشمندان ایرانی-اسلامی از باب تأثیر سابقه فرهنگ ایرانی-اسلامی و بررسی رویکردهای حفاظت و مرمت سنتی در این آثار، به چگونگی ادراک و جایگاه اصل خوانایی در دوره مرمتی ذکرشده بپردازد. تحلیل های صورت گرفته نشان می دهند که رویکردهای هنرمندان-مرمتگران سنتی مبتنی بر توجه به سابقه فرهنگ و هنر ایرانی و سبک های هنری دوره خود بوده و بدین ترتیب با تکیه بر محاکات و بازنگاری نقاشی ها و عنایت به انتقال محتوا و معنای درونی اثر ازطریق حفاظت از قالب روایی نقاشی های دیواری در چهل ستون، خوانایی بیشتری از این آثار را در اختیار مخاطب قرار داده اند.
۱۰۲۴.

پژوهشی در معادل های ترکی فرهنگ عربی به فارسی مُصرَّحَهُالأَسماء(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۱۸
مُصرَّحَهُالأَسماء   فرهنگی عربی به فارسی است که به قلم لطف اللّه بن ابی یوسف حلیمی، لغت شناس عثمانی تبار قرن نهم هجری، در سرزمین عثمانی تألیف شده است. این کتاب، باوجود آن که عموماً فرهنگ دوزبانه عربی  فارسی شناخته می شود، معادل های ی ترکی در برخی از مدخل ها دارد که به نظر می رسد در مطالعات لغت شناختی در حوزه زبان ترکی کهن به ویژه ترکی عثمانی شایان توجه باشد. پژوهش حاضر حاصل تحقیق و بررسی معادل های ترکی این فرهنگ است که در هشت جنبه شیوه درج و ترتیب معادل ها، شمار و تعدّد برابرنهادها، زبان مبدأ لغات ترکی، شیوه ترجمه، چندگانگی املایی و تلفّظی، صورت های مشکول، واژه های دخیل و بررسی موضوعی واژه ها ارائه گردیده است.
۱۰۲۵.

تاملی در روایت تاریخی بابایی ابن لطف یهودی بر افول قدرت محمدبیگ (وزیر شاه عباس دوم صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
وزارت به عنوان یکی از مهم ترین ارکان دیوانسالاری ایران در عصر صفویه از زمان شاه عباس اول و مقابله شاه با جریان های مخالف درون حکومتی قدرت بیشتری گرفت. محمد بیگ وزیر اعظم شاه عباس دوم ،یک ارمنی مسلمان بود که از سال ( 1064 تا 1071ق) این مقام را بر عهده داشت.کتاب بابایی بن لطف از منابع یهودی دوره صفویه است که دلیل برکناری محمد بیگ را تعصبات دینی و عدم تسامح وزیر نسبت به یهودیان می داند و بالحنی اغراق آمیز و حماسه گونه از افول این وزیر سخن می گوید. برخی از منابع دوره صفویه نیز متاثر از این دیدگاه هستند. اما به نظر می رسد که خود شاه علاقه چندانی به این رویکرد نداشته ، بلکه اقدامات خودسرانه و عاری از مصلحت اندیشی محمدبیگ باعث سقوط وی در دوره سلطنت شاه عباس دوم شد. مقاله با روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای مطالعه تطبیقی منابع تاریخی دوره صفویه، عملکرد محمدبیگ در دوران وزارتش از یک سو و نگرش منابع دوره صفوی به موازات منبع یهودی فوق را مورد بررسی قرار می دهد. مقاله به طرح این سوال پرداخته که عوامل افول قدرت محمد بیگ از وزارت شاه عباس دوم چیست ؟ فرض اصلی پژوهش آن است که براساس دیدگاه این منبع یهودی که بیشتر منابع غیرفارسی دوره صفویه نیز متاثر از این دیدگاه هستند تدابیر متعصبانه دینی محمدبیگ در آزار یهودیان ، عامل افول قدرت وی بوده. اما به نظر می رسد اعتماد و آزادی عمل فراوان شاه عباس دوم به محمد بیگ در اداره امور مملکت و اقدامات اقتدارگرایانه محمدبیگ علیه رقبای سیاسی ،زمینه های افول و برکناری او را از وزارت فراهم نمود.
۱۰۲۶.

بررسی و تحلیل هویت ایرانی در بستر همگون سازی ایلخانان با جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
به دنبال سقوط ساسانیان در قرن اول هجری و سپس هجوم مغولان به ایران در قرن هفتم هجری و فروپاشی ساختارهای جغرافیایی، ملی و اجتماعی ایران، مورخان ایرانی درصدد بازتولید هویت ایران در قالب یک جامعه آرمانی و نمادین، در پرتو مؤلفه های سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی برآمدند. تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و نظریه «جامعه نمادین» بندیکت اندرسون می کوشد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که مورخان ایرانی عصر ایلخانان چگونه و با استفاده از چه رویکردهایی و بر پایه چه مؤلفه هایی به بازتولید هویت ایرانی پرداختند؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که مورخان ایرانی در دوره ایلخانان نوعی آرمان و تصور مشترک از فرهنگ، جغرافیا و تاریخ ایران زمین در دوران باستان داشتند و در پرتو قدرت تصور، تخیل و نمادپردازی و با استفاده از رویکردهایی همچون جابجایی مفهوم پایداری سیاسی، دیگرسازی، تشبیه سازی و تطبیق سازی و مؤلفه هایی همچون تأکید بر فره ایزدی، شیوه حکمرانی ایرانی، مفاخر فرهنگی و جغرافیای سرزمین ایران به بازنگری جامعه نمادین ایرانی و بیان علت وجودی مملکت ایران پرداختند. درواقع مهم ترین اقدام در راستای رسیدن به این منظور دخالت در مقوله ی تاریخ و تاریخ نگاری بود که اهمیت و کارکرد آن در جهت مشروعیت بخشی بوده و مورخان این دوره اهتمام خود را در این مسیر به کار گرفتند بود.
۱۰۲۷.

روایت زنانه بومیان خارگ از نسبت سنت و مدرنیته در جریان توسعه صنعت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۰
کشف و صادرات نفت در دهه های اخیر به صنعتی شدن جزیره خارگ انجامید و سبب تحمیل تحولاتی عظیم بر زندگی جامعه بومی آن شد. این پژوهش، با اذعان به نادیده گرفتن سازگاری بومیان با این دگرگونی ها و به ویژه تأثیر آن بر زنان، هدف اصلی خود را بررسی تأثیر صنعت نفت بر گذار کل جامعه بومی خارگ از سنت به مدرنیته قرار می دهد. برای دستیابی به این فهم عمیق، با رویکرد توصیفی-تحلیلی از روش تاریخ شفاهی مبتنی بر مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با هفت زن کهنسال بومی بهره گرفته شده است؛ چرا که روایت آنان به مثابه صدای فرودستان و با رهیافت وام گرفته از مطالعات جنسیتی جوآن اسکات، بینشی جامع از دگرگونی های کل جامعه را بازتاب می دهد و ابعاد پنهان این تحولات را آشکار می سازد. نتایج نشان می دهند استقرار صنعت نفت به فضای بازتر اجتماعی، تغییر در سبک زندگی (شامل غذا و پوشش) و ورود فناوری در بعد فرهنگی، و تحول بنیادین کسب وکار و افزایش ثروت اقتصادی انجامید؛ این تحقیق همچنین بر تفاوت تأثیر صنعتی شدن بر مردان و زنان و تباین وضعیت آنان در دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی نیز توجهی ویژه دارد.
۱۰۲۸.

جای گزینِ الکسیس کارِل برای علوم تمدن غربی بازفهم پیام اصلی انسان موجود ناشناخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۰۸
کتاب انسان، موجود ناشناخته اثر الکسیس کارِل یکی از پرخواننده ترین آثار سده 20میلادی است که پس از انتشار در سال ۱۹۳۵م/ 1314ش، در سراسر جهان ازجمله ایران مورد توجه قرار گرفت. شهرت نویسنده به عنوان برنده جایزه نوبل پزشکی اعتبار ادعاهای کتاب را افزود و سبب شد جریان های فکری مختلف با اندیشه های متنوع به محتوای آن استناد کنند. تا پایان سده 20میلادی، این کتاب همچنان موضوع بحث های جهانی بود و شواهدی از تأثیر گسترده آن هنوز در برخی نقاط جهان، ازجمله ایران، مشاهده می شود. با گذشت حدود ۹۰ سال از انتشار کتاب، اختلاف نظرها در فهم پیام اصلی آن ادامه دارد. حامیان و منتقدان پیام هایی را برجسته کرده یا نادیده گرفته ، و مثلاً برخی مترجمان فارسی بخش هایی از محتوا را تحریف کرده اند. در قیاس با ابهامات موجود از یک سو و حجم بزرگ استنادات به کتاب از دیگر سو، تلاش کمی برای شناخت ایده های بنیادی کتاب صورت گرفته، و زمینه فرهنگی شکل گیری کتاب، پی آمدهای اجتماعی و فرهنگی انتشار آن در سطح جهانی، و نقدهای مختلف بر محتوای اثر نیز کم تر تحلیل شده است. در این مطالعه همچون تلاشی آغازگرانه برای پیشبرد این اهداف بناست با تحلیل استنباطی و مفهومی محتوای کتاب و آثاری که در پیوند با آن نوشته شده اند به درک دقیق تری از افکار بنیادی نویسنده دست یابیم.
۱۰۲۹.

سودای خلافت در اندیشه عبدالرحمان بن عوف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۱۹۷
شاید مسأله جانشینی پیامبر(ص) مهمترین مسأله در تاریخ صدر اسلام بود که تمام حوادث بعدی را تحت الشعاع خود قرار داد. هرکدام از صحابه که خود را لایق خلافت می یافتند، به دنبال تصدی منصب خلافت بودند. گروهی از همان ابتدا به دنبال دست یابی به این هدف بودند، اما گروه دیگر که در ابتدا نتوانستند به این مهم دست یابند در کنار فرد برنده در تلاش برای کسب کارنامه قوی برای تصدی آن در دوره های بعد بودند. از جمله این اشخاص عبدالرحمن بن عوف بود که بعد از رحلت پیامبر(ص) در مناقشات میان اصحاب برای کسب قدرت شرکت نجست و تنها جانب شخص پیروز میدان یعنی شیخین را گرفت. در دوران ابوبکر و خصوصاً عمر در امور مهم حکومتی مشاوره و فتوا می داد، از همین روی بود که عمر حق تعیین خلیفه بعدی را در صورت تساوی آراء در شورا به او سپرد. عبدالرحمن نیز از این مهم برای رسیدن به اهداف خود کمک جست. وی با گذاشتن شرط عمل به سیره شیخین که انتخاب عثمان را به دنبال داشت؛ انتظار خلافت بعد از او را در سر می پروراند. از همین روی است که رفتار و منشی در پیش گرفت که پیش تر به آن شهرت نداشت؛ چرا که به دنبال این بود که نشان دهد شایستگی خلافت را دارد؛ اما برخلاف تصور او عثمان جانب بنی امیه را گرفت. پس از کرده خود پشیمان شد و درصدد قیام علیه عثمان برآمد که کسی با او همراهی نکرد.
۱۰۳۰.

«دبیر سپاه» در دیوان سالاری شاهنشاهی ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۴
در روزگار ساسانیان، «دیوان سپاه» (در منابع عربی و فارسی: «دیوان الجُند»/ «دیوان الجیش»/ «دیوان المقاتله» یا «دیوان عرضِ سپاه») که با جنگ و رزم آوری و پاسداری از مرزهای کشور پیوند داشت، یکی از ارجمندترین دیوان های شاهنشاهی بود. پاره ای از دبیران کارآزموده این دیوان که «دبیر سپاه» (در منابع عربی: کاتب الجُند/ کاتب الجیش) نامیده می شدند، در لشکرکشی ها با سپاهیان همراه می شده اند و چنان یک رویدادنگار/ تاریخ نگار، چندوچون نبردها و کارهای جنگاوران و فرمانده سپاه در رویارویی با سپاه دشمن، فهرست غنائم جنگی و نیز شمار کشته شدگان در جنگ را می نوشته اند و به پادشاه گزارش می داده اند. این دبیران که در هنگامه نبرد، نامه نگاری های فرمانده سپاه با پادشاه یا دیگران را انجام می دادند، البته نماینده و چشم و گوش ویژه پادشاه در سپاه نیز بودند و با وجود آن ها سپاهیان و فرماندهان، کمتر می توانستند به کارهای پنهانی و نافرمانی از پادشاه دست بزنند. در این جستار، به اهمیت «دبیر سپاه» در دیوان سالاری ساسانیان و نیز خویشکاری او در جنگ ها چنان «چشم و گوش» پادشاه و یک رویدادنگار/ تاریخ نگار در سپاه، خواهیم پرداخت.
۱۰۳۱.

غفلت از محیط زیست در سایه توسعه مبتنی بر کشاورزی و تمرکز بر استقلال غذایی در دهه 1360(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
در دهه 1360به عنوان دهه آغازین دولت جمهوری اسلامی، نه تنها بنیادهای این دولت تثبیت، بلکه شالوده های امور مختلف نیز ترسیم و ریخته شد. ریل گذاری هایی که در این دهه در زمینه های مختلف و از جمله حفاظت محیط زیست صورت گرفت، تأثیری دیرپا بر جای گذاشت و عملاً در حکم شالوده برنامه ریزی و اجرا در دهه های بعدی به حساب آمد. این مقاله در نظر دارد با استفاده از روش تحقیق تاریخی و با بررسی روند تدوین برنامه های توسعه ای در دهه 1360، نشان دهد که محیط زیست و حفاظت از آن چه جایگاهی در آنها داشته است؟ و مهم ترین اقدامات دولت در این زمینه چه ثمراتی به بار آورد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که در این دهه، کشاورزی به عنوان محور توسعه و یکی از مشخصه های استقلال به شمار می آمد و تلاش شد برای رفع وابستگی غذایی و کسب خودکفایی در تولید مواد غذایی، توسعه سریع بخش کشاورزی عملی گردد. همین امر سبب شد در برنامه ریزی های دولتی، بیشترین توجه به کشاورزی و بهره برداری از منابع آبی، به ویژه آب های زیرزمینی شود و محیط زیست به عنوان امری حاشیه ای محسوب و یا نادیده گرفته شود. نادیده گرفته شدن حفاظت محیط زیست سبب شد مسائل و معضلاتی که از دوره پهلوی ایجاد شده بود، در این دهه نیز همچنان ادامه داشته باشد و وضعیت محیط زیست در شاخص هایی چون هدررفت آب، از بین رفتن جنگل ها، تخریب مراتع و فرسایش خاک، رو به وخامت بگذارد و زمینه را برای شروع بحران محیط زیستی در ایران، به ویژه پس از جنگ تحمیلی فراهم کند.
۱۰۳۲.

مطالعۀ الگوی پراکنش محوطه ها و آثار اشکانی و ساسانی در حوضۀ آبریز جنوبی قزل اوزن، بخش چورزق، شهرستان طارم علیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۶
هرچند که در دو دهه اخیر، میزان کاوش ها و بررسی های باستان شناسی انجام شده در شهرستان طارم علیا رشد قابل توجهی یافته است، اما با توجه به موقعیت جغرافیایی ویژه این شهرستان، در حکم حلقه ارتباطی میان نواحی مرکزی، غربی و شمالی کشور، این منطقه نیازمند پژوهش های باستان شناسی بیشتری است. پژوهش حاضر که بر اساس داده های حاصل از بررسی میدانی باستان شناسی و مطالعات کتابخانه ای و تهیه نقشه های GIS به انجام رسیده است، برای نخستین بار به تجزیه و تحلیل الگوی استقرار 14 محوطه و اثر باستانی مربوط به دوره های اشکانی و ساسانی در حوضه جنوبی رود قزل اوزن، در محدوده بخش چورزق شهرستان طارم علیا، شامل دهستان-های چورزق و دستجرده اختصاص دارد. مسئله اصلی مرتبط با منطقه موردمطالعه، فقدان اطلاعات جامع و وجود یک شکاف دانشی در ارتباط با استقرارهای دوران تاریخی در این حوضه است. هدف از این پژوهش مطالعه الگوی پراکنش محوطه های دوران اشکانی و ساسانی در محدوده بخش چورزق طارم علیا است. این پژوهش در پی یافتن پاسخ به پرسش هایی در ارتباط با بررسی تأثیر عوامل محیطی و جغرافیایی بر شکل گیری محوطه های موردمطالعه، الگوی معیشتی ساکنان و مقایسه سفال های منطقه موردمطالعه با مناطق همجوار در دوران اشکانی و ساسانی است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که پراکنش محوطه های این منطقه متأثر از عوامل تعیین کننده ای چون میزان ارتفاع، دسترسی به منابع آبی، شیب زمین، راه ها و نوع کاربری اراضی بوده است، به گونه ای که باوجود تنوع اقلیمی منطقه، محوطه های محدوده موردمطالعه اغلب در ارتفاع نسبتاً کم و شیب ملایم، در امتداد دره رود قزل-اوزن و دیگر رودهای منطقه، در نقاطی که برای فعالیت های کشاورزی و باغداری مستعد بوده اند، شکل گرفته اند. بعلاوه با توجه به وضعیت توپوگرافی خاص منطقه که عبور و مرور را صرفاً از طریق دره های میان ارتفاعات، در امتداد مسیر رودها امکان پذیر می سازد، به نظر می رسد که راه های باستانی نیز بر جاده های ارتباطی امروزی منطبق یا بسیار به آن نزدیک بوده است.
۱۰۳۳.

بررسی نقش ابزارها و عوامل موروثی و جادویی در داستان داراب نامه طرسوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه/هدف: در داستان هایی که دارای مایه های اساطیری-رمزی و حماسی هستند، قهرمانان «رسالت محوری» دارند که برای پیشبرد اهداف خود و رستن از تنگناها، از ابزارها، اشیا و عوامل جادویی و گاه موروثی بهره می برند که از طریق واسطه هایی بدانان اعطا می شود. روش/رویکرد: این جستار با روش توصیفی-تحلیلی-اسنادی از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و بهره گیری از داده های پایگاه های اینترنتی درپی آن است تا دریابد که گذارنده، گزارنده و گیرنده این ابزارها و عوامل چه کسی/ کسانی هستند، نوع ابزارها چیست، نقش این ابزارها در پیشبرد اهداف گیرنده چیست، چه تفسیرهایی از این ابزارها می توان به دست داد و چه نوع دسته بندی ای از این ابزارها می توان گزارش کرد. یافته ها/نتایج: پس از بررسی دریافتیم که بیشتر گذارندگان این ابزارها شخصیت های حماسی و سپس دینی-مذهبی هستند، گزارنده یا واسطه ها ارباب معرفت (زاهد و پارسا، حکیم یا فیلسوف) هستند، گیرنده شخصیتی حماسی و گاه تاریخی است که رسالتی دارد و نکته همین جاست که تنها قهرمانان رسالت محور از این ابزارها دریافت می کنند. نوع ابزارها بیشتر سلاح های جنگی و رزمی است که به دلیل جادوی «مسری/ مجاورت» خاصیت اثرگذاری شگرف یافته است. جدای از سلاح های رزمی، «کلام/ کلمه» یا دعاها هم کارگشا هستند. از برخی از این ابزارها می توان تفسیر روان شناسانه هم به دست داد؛ مثلاً گرز، شمشیر و به ویژه کمان می تواند نماد «مردی» و قدرت نرینگی هم باشد و این که این ابزارها و عوامل را در سه دسته تقسیم کردیم: نخست ابزارهای جنگی و رزمی مانند زره، کمان، نیزه، رکاب و عمود، دُدیگر عناصر طبیعی مثل سنگ، یاقوت، گندم، خاک، پر سیمرغ و سدیگر عوامل معنوی-فرهنگی (کتاب/ کلمه/ لوح)، مانند لوح مسی تهمورث.
۱۰۳۴.

تبارشناسی و بررسی سیر تحول معنایی واژه فارسی «نمارق» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۹
زمینه/هدف: هیچ زبان زنده ای در دنیا وجود ندارد که کلماتی از زبان های دیگر به آن راه نیافته باشد. زبان عربی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و وام دار زبان های دیگر از جمله زبان فارسی است؛ زیرا تعدادی از کلمات آن زبان در قرآن کریم به کار رفته است. یکی از این کلمات، واژه «نمارق» است که یک مرتبه در آی ه 15 سوره غاشیه به کار رفته است. عالمان لغت درباره ریشه، خاستگاه و اصالت آن دیدگاه یک سانی ندارند. اهمیت و ضرورت این پژوهش از آن جهت است که فهم ریشه و معنای این کلمات تأثیر زیادی بر فهم و درک کلام الهی دارد. روش/رویکرد: این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال است که معنا و مفهوم «نمارق» در قرآن چیست؟ اصل این واژه چیست و سیر تحول معنایی آن در زبان عربی کدام است؟ یافته ها/نتایج: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که کلمه «نمارق»، از واژه های فارسی اصیل است که پس از تعریب و قلب، به زبان عربی راه یافته، در اشعار و روایات و در قرآن کریم به کار رفته است. این واژه، جمع کلمه «نمرق» و دارای اصالت فارسی است؛ زیرا در زبان ایران باستان، کلمه «نمر: "namr"» به معنای نرم وجود داشته و بعدها به «نرم» و «نرمک» تغییر یافته است. توضیح این که واژه نرمک ابتدا به دلیل تعریب به نرمَق، تبدیل شده و با گذشت زمان و در اثر فرایند قلب، به شکل «نمرق» درآمده است. معنای این واژه را لغت نویسان و مفسران بالش، پشتی و تکیه گاهی که بر زین اسب قرار داده می شود، بیان نموده اند.
۱۰۳۵.

The Beginnings of Colonization

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۱۸۱
Most colonialism-related studies in the world have primarily focused on the 15th century onward when some European countries embarked on their conquests and colonialism and established colonial empires. The powerful naval forces of Portugal and Spain in the 15th century began identifying new lands and then colonizing and enslaving the people there. Few studies have deeply investigated colonialism but if there are studies available in this field, there are two separate trends with no association with each other. In addition, most of these studies have focused on the past centuries i.e. British colonialism The present study investigates the old colonial perspective and its influence on colonialism in the modern era.
۱۰۳۶.

جابه جایی جمعیتی در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۵۳
در دوره هخامنشی، جابه جایی های جمعیت ها و اقوام در جریان لشکرکشی ها به سرزمین های نوتسخیر رویه ای رایج بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی سازوکار این جابه جایی ها، دلایل و پیامد های وقوع آنها در دوره هخامنشی است. پرسش اصلی مقاله این است که روند جابه جایی اجباری جمعیت در دوره هخامنشی چگونه بوده و به چه منظور انجام می شده؟ برای پاسخ به این پرسش از روش تحلیل کیفی استفاده شده است. بررسی متن های بازمانده از دوره هخامنشی ازجمله الواح بارو وخزانه تخت جمشید و متن های بابلی همچون آرشیو موراشو از نیپور و همچنین منابع یونانی ازجمله آثار هرودوت، گزنفون، دیودور سیسیلی، وجود جابه جایی های جمعیتی را تأیید می کنند. برخی از اقوام در جریان جنگ ها، اسیر و به مناطق دیگر کوچ داده می شدند. بخش بزرگی از کارگران کارهای ساختمانی و دیگر امور دوره هخامنشی همچون سنگتراشان، معماران، طلاسازان و نجاران از این راه تأمین می شد. به نظر می رسد در این دوره سازوکارهای خاصی برای نقل و انتقالات جمعیت و اسکان دوباره وجود داشته است و اصطلاحات کورتش و هترو به این سازوکارها مرتبط بوده اند. بخش بزرگی از کورتش ها که شامل کارگران بیگانه می شد گروه هایی بودند که طی غلبه هخامنشیان بر سرزمین های دیگر کوچ داده شده بودند و اسناد مالی مربوط به آنان موجود است. همچنین هتروها گروه های جمعیتی بودند که بر زمین ها در بابل کار می کردند و ازآنجاکه سرباز نیز بودند در هنگامه جنگ به نبرد اعزام می شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که جابه جایی های جمعیتی به سمت مناطق مرکزی شاهنشاهی به منظور تأمین نیروی کار برای طرح های ساختمانی و به سمت مناطق پیرامونی با اهداف نظامی و اقتصادی انجام می شده است که نشان دهنده نقش اساسی جابه جایی جمعیتی در توازن و توسعه کلی شاهنشاهی است. 
۱۰۳۷.

اقلیم گرم و خشک خاستگاه باغ ایرانی: بازشناسی ریشه های کهن الگوی باغ ایرانی بر پایه راهبردهای اقلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۲۱
باغ ایرانی در زمره کهن ترین و شناخته شده ترین الگوهای منظر در جهان است که به عنوان یکی از ممتازترین ساخته های بشری در تعامل با طبیعت بوده است. در آفرینش این پدیده تاریخی عوامل گوناگونی مشارکت داشته اند که بررسی هریک نیازمند پژوهشی مجزاست. از میان آنها، مؤلفه های فرهنگی، آیینی و اقلیمی از شاخص ترین عوامل در شکل گیری باغ ایرانی محسوب می شوند، به گونه ای که بسیاری از پژوهشگران ضمن پذیرش یک عامل، احتمال تأثیر سایر عوامل را در آفرینش باغ ایرانی مردود و یا بسیار ضعیف دانسته اند. باتوجه به گستره وسیع اقلیم گرم و خشک در ایران که نیازمند دستیابی به الگوهایی مناسب برای منظرسازی در این سرزمین در مواجهه با شرایط اقلیمی و مقابله با پدیده بیابان زایی است، این مقاله بر آن است تا فارغ از سایر دیدگاه ها، خاستگاه اقلیمی نخستین باغ های ایرانی را شناسایی و موقعیت  اقلیم را در طراحی باغ های ایرانی با بررسی و نقد آرای مختلف در این حوزه مشخص کند. روش تحقیق در این پژوهش به صورت تفسیری-تاریخی به شیوه تحلیل محتوا در بستر مطالعات کتابخانه ای است. با بررسی نظریه ها و دیدگاه های مختلف در راهبردهای طراحی نخستین باغ های ایرانی و ویژگی های معمارانه باغ پاسارگاد به عنوان کهن الگوی باغ ایرانی، موقعیت و تأثیر اقلیم در شکل گیری باغ های ایرانی در بستر تاریخ نشان داده می شود. نتایج نشان می دهد که پیدایش باغ ایرانی بر پایه شرایط اقلیمی در مناطق گرم و خشک بوده و اقلیم یکی از اصلی ترین مؤلفه ها در شکل گیری آن به شمار می رود.
۱۰۳۸.

Archaism in Iranian nationalism during the period of Reza Shah Pahlavi(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۳۶۰
Antiquarianism is one of the significant elements of Iranian nationalism that emerged through archaeological research and exploration by Iranian scholars and Western archaeologists in the realm of Iran's history and culture. It provided a fresh definition of Iranian history and identity, playing a crucial role in the construction of modern Iranian nationhood during the era of Reza Shah. Nationalist antiquarianism had a lasting impact on cultural, literary, and even political aspects, transforming the understanding of Iranian history and identity. As an intellectual and cultural movement, antiquarianism aimed to uncover the unknown aspects of Iran and its people beyond recorded history. Its purpose was to revitalize the material and spiritual culture of the historical Iranian nation, turning it into a source of pride and a foundation for constructing a new government-nation with a rich historical civilization. In this context, Reza Shah leveraged the Iranian antiquarian movement to construct a modern Iranian government-nation, utilizing the deep-rootedness of the monarchy system in pre-Islamic Iranian history as a legitimate link, presenting it as a legitimate pole against the backdrop of Islamic Iranian history. This research seeks to answer the question of the function of antiquarianism in the development of Iranian nationalism during the reign of Reza Shah, employing a descriptive-analytical method. It explores the coordinates of Iranian nationalist antiquarianism and investigates why Iranian nationalists conceptualized antiquarianism as the foundation of the Iranian nationalist movement.
۱۰۳۹.

Presenting the Design Model Based on the Knowledge of the Components Affecting the Sense of Belonging to Place in the Contemporary Houses of Tehran (Narmak 60s and 70s)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۴۲
The objective of this research is to present a designing model based on cognition of effective components on the sense of belonging to place in contemporary houses in Tehran (Narmak 60s and 70s). The method of conducting the research was considered as a causal method in terms of practical purpose and in terms of implementation and analysis. Using the panel data (PD) method, the research was tested and analysed. The Hierarchical Multiple Regression (HMR) was used for the analysis of the data. Random selection method was employed to select individuals as research sample. The areas of sampling included 1. Houses in Central Narmak, 2. Houses in North part of Narmak and, 3. Houses in Western Narmak. Based on review of opinions and replies of the sample and on the obtained weights, it can be clearly seen that the criterion of concentration is in the first place, the criterion of spatial qualities, accessibility and permeability as the second important and influential criterion in the development and improvement of the recognition model of the components affecting the sense of belonging to the place and the criterion of the sense of physical belonging the place has been mentioned as the third important and influential criterion in the development and improvement of the recognition model of the components affecting the sense of belonging to the place.
۱۰۴۰.

بررسی شیوه های تدفین در عصر ساسانی براساس متون رومی.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۵۲
تدفین یکی از مهم ترین نمودهای فرهنگ در روزگار ساسانی در نظر گرفته می شود. متون تاریخی رومی/بیزانسی در زمینه ی تدفین در عصر حاکمیت ساسانیان مطالب متنوعی ارائه کرده اند که می توان این اطلاعات را با یافته های باستان شناختی به صورت موازی بررسی کرد. هدف از انجام پژوهش پیش رو همسنجی اطلاعات تدفین عصر ساسانی درج شده در متون تاریخی رومی/ بیزانسی با یافته های باستان شناختی است. ضرورت دارد که یافته های حاصل از بررسی هر دو دسته مدارک (یافته های باستان شناختی و مطالب متون تاریخی) را پس از بررسی موازی با هم مقایسه و تحلیل نمود. این پژوهش کوشش نموده است تا به این پرسش پاسخ دهد که اطلاعات ارائه شده مورخان دوره ی امپراتوری روم و همچنین بیزانس (اعم از ارمنی/یونانی و رومی) در زمینه ی تدفین در عصر ساسانی؛ تا چه اندازه با مدارک باستان شناسی و متون مذهبی/تاریخی این دوره همخوانی دارد؟ نتیجه آنکه متون تاریخی رومی/بیزانسی بسته به شرایط و بازه ی زمانی نگارش، اطلاعات نسبتاً قابل توجهی در زمینه تدفین ساسانی ارائه داده اند، لیکن روح متعصبانه مذهبی/ملی حاکم بر این متون باعث شکل گیری آثاری نسبتاً مشابه هم و گاهی به دور از واقعیت گردیده است که تناقضِ مطالب، بارزترین وجه آن در نظر گرفته می شود. نویسندگان این متون آگاهی اندکی از تدفین های متنوع ناشی از تفاوت در طبقه اجتماعی، مذاهب گوناگون و موقعیت جغرافیایی و اقلیمی در عصر ساسانی داشته اند لیکن به خوبی واقف بوده اند که ساسانیان زرتشتی با تدفین در خاک مخالف بوده اند و به شدت با آن برخورد می کردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان