۱.
در دهه های آغازین تشکیل دولت صفوی که دوره فتح و تکوین حکومت بود، اشرافیت نظامی قزلباش سهم بسیار زیادی در ساختار قدرت داشتند، اما بعد از تثبیت این حکومت و در نتیجه تلاش راهبران سیاسی نظام صفوی برای کاستن قدرت نظامیان قزلباش، به تدریج نوعی دگرگونی در ماهیت نیروهای نظامی قزلباش به وقوع پیوست که در نتیجه آن، برخی نظامیان قزلباش با پرداختن به فعالیت های اداری، ادبی و هنری، از کارکردهای صرفاً نظامی و مواضع همیشگی اهل شمشیر فاصله گرفتند. با توجه به اهمیت این موضوع در مطالعات صفوی شناسی، این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، ضمن تأملی بر ساختار نظامی قزلباشان و توجه به نزاع میان اهل قلم و اهل شمشیر، با هدف بررسی و تبیین فعالیت ها و رویکردهای ادبی امیران عالی رتبه قزلباش در دوره شاه طهماسب، این پرسش را مورد بررسی قرار داده است که: چه عواملی باعث تغییر جایگاه و کارکرد بخشی از اشرافیت نظامی قزلباش و ورود آنها به مسائل ادبی و فرهنگی شده است؟ دستاورد پژوهش حاکی از آن است که سیاست تحدید قدرت قزلباشان، سیاست های مذهبی و آموزشی شاه طهماسب، علایق و روحیات شخصی، آموزش و تعلیم در کودکی، سابقه و تجربه کشورداری، دیوانی و اجراییِ برخی اویماقات قزلباش، وضعیت اقتصادی مطلوب و تأثیرپذیری فرهنگی حاصل از زیستن و پرورش یافتن در شهرها و ایالاتی با پیشینه غنی فرهنگی و اقتصادی، زمینه ورود برخی قزلباشان اهل شمشیر به جرگه ادیبان و شاعران را فراهم کرد.
۲.
سنگ مقبره هفت قلم متعلق به شاهزاده قریب میرزا است که در سال 902ق. حکاکی این اثر به مدت هفت سال در هفت مرحله اجرا شده است. ابتدا استاد شمس الدین آن را به شکل صندوق و سپس آن را به روش صافکاری اصلاح کرد و در مرحله سوم داخل محفظه را خالی و در سه قلم دیگر سنگ را به نقوش گیاهی و اسلیمی تزئین کرد. در مرحله آخر آن را تحریر، صاف و سمباده کاری کرد. هدف پژوهش شناخت نمادین نقش مایه های گیاهی و دهان اژدری در این سنگ قبر نفیس متعلق به دوره هرات است که براساس مستندات، اثر هنرمندان شمس الدین هروی و کمال الدین بهزاد بوده است. در این پژوهش سعی شده است جنبه نمادین و ارتباط با مرگ زودهنگام شاهزاده قریب میرزا مورد بررسی قرار گیرد. سؤال پژوهش این است که نقش مایه گیاهی و دهان اژدری در سنگ هفت قلم در مزار شاهزاده قریب میرزا دارای چه وجه نمادینی بوده و چه ویژگی هایی دارد؟ روش تحقیق از نوع کیفی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و جامعه آماری پژوهش سنگ مقبره شاهزاده قریب میرزا است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که نقش مایه های متعدد دهان اژدری و گلبرگ های آن به صورت نمادین بوده و فضای پرکار و گلبرگ های متعدد به صاحب مقبره و مرگ او در زمان جوانی اشاره دارد. با توجه به موارد گفته شده، مشخص می شود که این نقش مایه به صورت کاملاً نمادین برای شاهزاده قریب میرزا -صاحب سنگ قبر- طراحی شده است.
۳.
در دهه 1360به عنوان دهه آغازین دولت جمهوری اسلامی، نه تنها بنیادهای این دولت تثبیت، بلکه شالوده های امور مختلف نیز ترسیم و ریخته شد. ریل گذاری هایی که در این دهه در زمینه های مختلف و از جمله حفاظت محیط زیست صورت گرفت، تأثیری دیرپا بر جای گذاشت و عملاً در حکم شالوده برنامه ریزی و اجرا در دهه های بعدی به حساب آمد. این مقاله در نظر دارد با استفاده از روش تحقیق تاریخی و با بررسی روند تدوین برنامه های توسعه ای در دهه 1360، نشان دهد که محیط زیست و حفاظت از آن چه جایگاهی در آنها داشته است؟ و مهم ترین اقدامات دولت در این زمینه چه ثمراتی به بار آورد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که در این دهه، کشاورزی به عنوان محور توسعه و یکی از مشخصه های استقلال به شمار می آمد و تلاش شد برای رفع وابستگی غذایی و کسب خودکفایی در تولید مواد غذایی، توسعه سریع بخش کشاورزی عملی گردد. همین امر سبب شد در برنامه ریزی های دولتی، بیشترین توجه به کشاورزی و بهره برداری از منابع آبی، به ویژه آب های زیرزمینی شود و محیط زیست به عنوان امری حاشیه ای محسوب و یا نادیده گرفته شود. نادیده گرفته شدن حفاظت محیط زیست سبب شد مسائل و معضلاتی که از دوره پهلوی ایجاد شده بود، در این دهه نیز همچنان ادامه داشته باشد و وضعیت محیط زیست در شاخص هایی چون هدررفت آب، از بین رفتن جنگل ها، تخریب مراتع و فرسایش خاک، رو به وخامت بگذارد و زمینه را برای شروع بحران محیط زیستی در ایران، به ویژه پس از جنگ تحمیلی فراهم کند.
۴.
شیخ محمد منشادی از شخصیت های کمتر شناخته شده عصر پرفراز و فرود محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار است. دوران معاصر او در کنار اندیشه های صوفیانه، شاهد پیدایش فرقه ها و جریان های شیخی گری، بابی گری، ازلی گری و بهائیت بود که جامعه شیعی ایران را به چالش کشیدند. آنچه بیش از پیش به این نگرش ها تنوع می بخشید، شکل گیری تدریجی جریان های فکری و اجتماعی متأثر از مدنیت نوین غربی بود. منشادی در معرض نگرش های مختلف بوده و بر این اساس، علاوه بر آنکه به عنوان ازلی یا بهائی معرفی شده، از تأثیرات او بر شخصیت های مؤثر در انقلاب مشروطیت نیز صحبت به میان آمده است. بر پایه این توضیحات، در نوشتار پیشِ رو تلاش شده است با رویکرد توصیفی–تبیینی، با مروری بر فضای زمانه منشادی، نگرش های مذهبی، فکری و تأثیراتش بر نخبگان مشروطیت، به عنوان مسئله اصلی پژوهش واکاوی شود. یافته های تحقیق نگرش صوفیانه منشادی را تأیید م ی کند، اما اتهاماتی مبنی بر ازلی گری یا بهائی بودن او، دست کم بر پایه مستندات موجود قابل اثبات نیست. همچنین افکار و به خصوص سبک خطابه ها، موعظه های اعتراضی و انتقادی او به عنوان یک الگوی مؤثر از سوی چهره های تأثیرگذار انقلاب مشروطیت برای بسیج توده های مردم مورد توجه قرار گرفت.
۵.
در مقاله حاضر به واکاوی روایت های ناسازگار درباره تسخیر اصفهان به دست مردآویج زیاری و علی بویه در اوایل سده چهارم قمری پرداخته شده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که از مقایسه میان روایت مشهور تسخیر اصفهان به دست علی بویه به صورت مستقل، با دو روایت دیگر که در متون تاریخی متقدم و متأخر بر جای مانده است، چه معرفت تاریخی به دست خواهد آمد؟ روایت مشهور بیان می کند که علی بویه پس از گسستن از مردآویج و گریختن از کرج أبی دلف، اصفهان را تصرف و سپس آنجا را به سرعت ترک کرد و رهسپار کشورگشایی های دیگر شد. با این حال، بررسی منابع تاریخی نشان می دهد که دست کم دو روایت دیگر نیز وجود دارد: یکی که تسخیر اصفهان را به دست لشکریان مردآویج و با سرکردگی علی بویه می داند؛ و دیگری روایتی که به کلی پیوند میان مردآویج و علی بویه را حذف کرده و علی را به صورت مستقل فاتح اصفهان معرفی کرده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی این ناسازگاری ها پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که روایت مشهور تسخیر اصفهان به دست علی بویه، در حال طغیان بر ضد مردآویج، لزوماً روایت قطعی و یگانه نیست و روایت های دیگر به ویژه روایتی که علی بویه را در خدمت مردآویج ترسیم کرده، سزاوار توجه ویژه ای است. این تنوع روایی می تواند ناشی از تلاش های آل بویه برای بازسازی تاریخ خود و حذف نقش مردآویج در قدرت گیری آنها باشد. این پژوهش بر لزوم بازنگری در روایت های تاریخی و توجه به تنوع منابع در تحلیل وقایع تاریخی تأکید دارد.
۶.
شیخ جعفر کاشف الغطاء (1156-1228ق) یکی از علمای اصولی و برجسته دوره فتحعلی شاه قاجار (1212-1250ق) بود که نقش بسزایی در تاریخ سیاسی و اجتماعی آن دوره ایفا کرد. کاشف الغطاء با نوشته ها و ارتباطات خود با دولت و دربار ایران، نه تنها کوشید بستر فقهیِ مناسبی برای تحویل اقتدار مفروض نائب امام، به پادشاهِ زمان فراهم کند، بلکه نقش فعالی نیز در بحران های این دوره ایفا کرد. آنچه دیدگاه های او را برای بررسی موضوع، پراهمیت و درخور توجه می سازد، دیدگاه های فقهی و سیاسی او در پیوند با تغییرات و دگرگونی های به وجودآمده در اوایل دوران قاجار است. این پژوهش سعی دارد با تکیه بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، اندیشه فقهی و عملکرد سیاسی کاشف الغطاء را در برابر شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حاکم مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. بر همین اساس، درصدد پاسخ به این پرسش است که بحران اجتماعی و سیاسی دوره ای که کاشف الغطاء در آن به سر می برد، چه بود؟ او بحران عصر خود را چگونه درک کرد؟ و برای رهایی از آن چه راهکاری ارائه داده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که کاشف الغطاء فقیهی زمان شناس و سیاست آشنا بود. او با بهره گیری از اصول و مبانی مکنون در گفتمان اجتهادی شیعه و آشکارسازی این اصول، در جست وجوی رهیافت ها و راه حل هایی بود که بتواند از طریق آنها میان آرمان و واقعیت، همبستگی و پیوند ایجاد کند. مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حاکم بر این دوران، کاشف الغطاء را به تکاپوهای فکری وا داشت. او با رویکردهای نظری و عملی خود، علاوه بر تأثیر عمیق بر تحولات زمانه خود، گفتمان سیاسی و فقهی شیعه را نیز در مواجهه با چالش ها و بحران های آن دوره تقویت کرد.