فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
تحولات و وقایع تاریخ صدر اسلام در مناطق مفتوحه اسلامی متأثر از شخصیت ها ی اثرگذار این دوران بوده است. هریک از رجال و فاتحان برجسته در دوره فتوحات اسلامی دارای خاستگاه اجتماعی و قبیله ای بودند که بر رفتار و کنش آنان در عصر اسلامی اثرگذار بود. یکی از این فاتحان عرب مسلمان که در دوره خلفاء و دوره اموی سرزمین های بسیاری از ایران را فتح کرد، ربیع بن زیاد الحارثی است. رفتار و عملکرد ربیع در جریان فتوح اسلامی در ایران نمونه بسیار خوبی برای تبیین ماهیت عملکرد فاتحان عرب می باشد. بر این اساس، سوال اصلی این است که عملکرد سیاسی و نظامی و نحوه مواجهه ی ربیع الحارثی با ایرانیان در جریان فتوحات چگونه بود؟ یافته ها نشان می دهد که در بسیاری از موارد، رفتار و اعمال فاتحانی چون ربیع، آمیزه ای متناقض از سنت ها و خُلقیات عرب پیش از اسلام و آموزه ها و الگوهای اسلامی بوده است. بنابراین، در برهه ای که ربیع الحارثی متأثر از سنت های جاهلی و قبیله ای عربی بود رفتارهای خشونت باری چون کشتار بیرحمانه، قساوت، تحقیر، بردگی اسیران، زنان و کودکان داشته؛ اما زمانی که با آموزه ها و سنت های اسلامی از طریق حسن بصری آشنا شد، برخورد خیرخواهانه و مسالمت آمیزتری با ایرانیان از خود بُروز داده است.
گرانمایه آبنوس
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
3 - 7
حوزههای تخصصی:
اسماعیل یغمایی ۲۷ شهریور ۱۳۲۰ در تهران زاده شد. تحصیلات ابتدایی خود را در تهران آغاز کرد و دوره شش ساله ابتدایی را در خرداد 1333 به پایان رساند. سپس دوره شش ساله متوسطه را در خرداد 1339 به پایان برد و دیپلم طبیعی خود را گرفت و سپس در رشته باستان شناسی در دانشگاه تهران پذیرفته شد و توانست دانشنامه کارشناسی باستان شناسی را در خرداد 1343 دریافت کند. وی باستان شناسی را ادامه داد و توانست دانشنامه کارشناسی ارشد خود را در خرداد 1354 از دانشگاه تهران دریافت کند.
Bardestan’s Bardoo: A Parthian-Sasanian Site in Bushehr Province, Persian Gulf
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
149 - 160
حوزههای تخصصی:
On the northern shore of the Persian Gulf, not far from the coastline of Bandar-e Dayyer (Dayyer Port) in Bushehr Province, remains of a large archeological site can be seen in the form of dense piles of the rubble as well as architectural remnants scattering over approximately 27 hectares, which is known as Bardoo. The remaining and main parts of the site are located in the south and southeast of the city of Bardestan, between a road leading to Bandar-e Dayyer and the western flank of salt marshes on the west bank of huge Bay (xowr), located about 2200 meters from the coastline of Bandar-e Dayyer itself. Archaeological excavations at this site reveal three periods, ranging from Parthian to the early Islamic era.
Parthian Earrings: Case Study Gold Earrings from the Jubon Site in Gilan (Iran)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Jewelry has been prevalent in human societies since ancient times. By studying these artifacts and analyzing the decorative styles and techniques employed in their creation, researchers can gain insights into the identities of the people who produced them. Archaeological excavations in Jubon cemetery in Gilan province have uncovered numerous Gurkani graves dating from the first millennium BC to the Sassanid period. Some of these graves were found gold earrings, now kept in the National Museum of Iran. This research aims to classify earrings found in the Juban cemetery and compare them with those from the North Caucasus to identify their manufacturing techniques and production workshops. The study employs a descriptive-analytical method with a comparative approach. The findings indicate that the earrings from the Jubon cemetery can be classified into two typological categories: The first type is gold earrings without precious stones and the second is gold earrings adorned with garnet decorations. The identified manufacturing techniques include relief, casting, hammering, inlaying, and wiring, which were prevalent among Greek and Scythian artisans during the Parthian period. The methods used in making Jubon earrings show similarities to earrings from the North Caucasus, but significant differences in the decoration of gold indicate local production.
سیاست دولت پهلوی دوم در توسعه مناسبات با پادشاهی آل خلیفه پس از جدایی بحرین از ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال ۱۳۴۹ ش/ 1970م پس از فرایندی پیچیده و تابع برخی تحولات پنهان در رهیافت های ابرقدرت ها با پهلوی دوم، سرزمین بحرین از ایران تجزیه گردید. دولت شاهنشاهی برخلاف شیوه متداول و عرف در سایر کشورها، به سرعت این استقلال را به رسمیت شناخت و سپس تا سال ۱۳۵۷ش / ۱۹۷۹م مناسبات گسترده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را با حاکمیت آل خلیفه برقرار نمود و در تقویت همه جانبه آن کوشید. هدف از این نوشتار بررسی علل اتخاذ این سیاست از سوی دولت پهلوی دوم و چگونگی و شناخت کمک های ارائه شده از سوی ایران با تکیه بر روش پژوهش کتابخانه ای می باشد. در فرجام نتیجه گرفته می شود که سیاست دولت شاهنشاهی ایران در تقویت پایه های پادشاهی آل خلیفه در بحرین پس از استقلال، تابع مجموعه ای از عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای بود که دولت پهلوی را مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر خود قرار داد که مهمترین آن تحولات حوزه خلیج فارس و دریای عمان پس از خروج نیروهای انگلیسی در سال 1350ش/ ۱۹۷۱ م ، نظریه مشارکت جمعی نیکسون و انتخاب ایران به عنوان بازیگر اصلی در این دگردیسی سیاسی و نظامی منطقه ای بود.
Rereading the Concept of Ecosophy in Architecture(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This research provides a comprehensive exploration of ecosophy as a modern interdisciplinary concept in architecture, integrating ecological philosophy and psychology. The research problem focuses on examining how ecosophical principles can be effectively implemented in architectural design by emphasizing the interaction between humans and the environment. The central question is how ecosophy can transition from theoretical discourse to practical application in contemporary architecture. The study employs a descriptive-analytical method, utilizing both inductive and deductive reasoning. Key ecosophical attributes are identified through a literature review and the analysis of case studies that exemplify ecological, psychological, and socio-environmental harmony. The findings highlight the integration of cultural, psychological, and ecological elements in architectural design to enhance human-environment interactions. Furthermore, the research underscores the importance of incorporating natural elements such as daylight, greenery, and sustainable materials to promote physical and mental well-being. The study advocates for design strategies that align with ecological sustainability while respecting cultural and social contexts. By aligning ecosophical architecture with sustainability, environmental consciousness, and human well-being, this research moves beyond conventional functionalist approaches, positioning architecture as a medium for fostering meaningful and harmonious relationships between humans and nature. Ultimately, ecosophy offers innovative solutions in architecture that address contemporary environmental crises while enhancing spatial experience and ecological balance.
خوانش انتقادی کتاب«تاریخ افغانستان از 1260م تا زمان حاضر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
163 - 170
حوزههای تخصصی:
اسماعیل یغمایی و احیای هویت ملی ایران در دشتستان
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
137 - 147
حوزههای تخصصی:
بندر بوشهر در خلیج فارس، گنجینه ای از تاریخ و تمدن است که در طول قرن ها شاهد رویدادهای مهمی بوده است. این مقاله به بررسی میراث باستانی این بندر و نقش آن در باستان شناسی می پردازد. کاوش های باستان شناسی در بوشهر، از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد و توسط محققان آلمانی، فرانسوی و ایرانی رهبری شد. این تحقیقات، به کشف لوح ها و کتیبه های ایلامی منجر شد که نگاه جدیدی به تاریخ و تمدن ایلام ارائه داد. هیئت های باستان شناسی فرانسوی، به رهبری موریس پزار، با کاوش در این منطقه، بخش های ناشناخته ای از تاریخ ایلام را در ساحل شمالی خلیج فارس آشکار کردند. این اکتشافات، اهمیت بوشهر را به عنوان یک مرکز مهم فرهنگی و تاریخی در منطقه نشان می دهد. در ادامه، مطالعات باستان شناسان ایرانی پس از انقلاب اسلامی، به ویژه اسماعیل یغمایی در دشتستان بررسی شده است. کاوش های یغمایی در کاخ های هخامنشی سنگ سیاه و بردک سیاه، نقش مهمی در آشکارسازی زوایای پنهان تاریخ هخامنشیان و احیای هویت ملی ایرانیان در مناطق جنوبی و ساحلی خلیج فارس داشته است. درمجموع، این مقاله نشان می دهد که بندر بوشهر به دلیل موقعیت راهبردی خود همواره در طول تاریخ مورد توجه قدرت های منطقه بوده و کاوش های باستان شناختی در این استان ازجمله دشتستان، اطلاعات ارزشمندی را درباره تمدن های باستانی ایران در اختیار قرار داده است.
کلوپ لاینز و سرمایه اجتماعی در ایرانِ عصر پهلوی دوم: پیوند نهادهای مدنی و مناسبات قدرت بین المللی در بستر جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
123 - 181
حوزههای تخصصی:
این مقاله با بهره گیری از نظریه سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام، در پی پاسخ به این پرسش است که کارکرد و جایگاه کلوپ لاینز در ایرانِ عصر پهلوی دوم را چگونه می توان توضیح داد؟ درحالی که پاتنام نهادهای داوطلبانه و مشارکت مدنی را یکی از منابع اصلی تولید سرمایه اجتماعی می داند، پژوهش حاضر می کوشد نشان دهد این نهادها می توانند در پیوند با قدرت کلان و مناسبات قدرت در سطح بین المللی، اهداف شبکه سازی، بسط هنجارهای همیاری و اعتمادسازی را در مناطق مختلف جهان مانند کشورهای غرب آسیا پیش برند. بنابراین، بر پایه اسناد آرشیوی، مطبوعات، و منابع دست اول، مقاله استدلال می کند که با توجه به الزامات سیاسی حاکم در طول جنگ سرد که در آن، جهت دهی افکار عمومی و بهره مندی از نیروهای اجتماعی فعال در جامعه به موضوعی مهم برای سیاست ورزی کارآمد در جهان دوبلوکی بدل شده بود، کلوپ لاینز ضمن حفظ کارکردهای سنتی سازمان های فراماسونری کلاسیک مانند جاسوسی و جهت دهی به تصمیم های کلان کشوری، از طریق شبکه سازی گسترده، بسط هنجارهای همیاری و جلب اعتماد اجتماعی، در عمل شرایط را برای سلطه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بلوک غرب در ایران فراهم می کرد. در نتیجه، پژوهش حاضر نشان می دهد که برای درک دقیق تر پویایی نهادهای به اصطلاح مدنی در ایران عصر پهلوی دوم، باید هم زمان به ساختار سیاسی حاکم بر روابط بین الملل و اقتضائات اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه توجه داشت .
گونه شناسی نظام فکری و عملی بی بی مریم بختیاری در مواجهه با علل عقب ماندگی جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
138 - 163
حوزههای تخصصی:
بررسی اندیشه و عملکرد بی بی مریم بختیاری به عنوان یکی از زنان مبارز وطن پرست و مشروطه خواه و به عنوان یکی از پیشگامان خاطره نویسی با خاستگاه ایلی در عصر قاجار حائز اهمیت است. گفتمان فکری بی بی مریم در کتاب خاطراتش حول دو مسئله یا دو محور استقرار یافته است، یکی افشاگری و مخالفت بر ضد استبداد حکومت قاجار و دفاع از آزادی و دیگری تشریح عقب ماندگی های ایران و بختیاری و بررسی علل و عوامل آن است. به همین دلیل در کتاب خاطراتش بارهاوبارها از لزوم و ضرورت نوگرایی و ترقی در ایران سخن گفته، آزادی را ستوده و به تقبیح استبداد قاجاری پرداخته است. بی بی مریم نه تنها با زبانی تند و شجاعانه از بی اطلاعی، بی قانونی، وحشیگری و نحوه اداره کشور و رسم و رسومی که باعث «وابستگی» و «بدبختی» ایران شده انتقاد کرده است؛ بلکه به صورت عملی نیز به مبارزه و مخالفت با عوامل اصلی این عقب ماندگی، یعنی «استبداد» و «خونریزی» سلطنت قاجار و «استعمار» روس و انگلیس به عنوان دو قدرت مهم استعماری آن روزگار اقدام نموده است. بنحوی که در واقعه فتح تهران بی بی مریم خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاق ها جنگید. در دروان جنگ جهانی اول نیز به دنبال فتاوی علماء و تصمیم آزادیخواهان برای دفاع از ایران به صف مخالفان روس و انگلیس پیوست. لذا این مقاله تلاش دارد سیمای فکری و همچنین نحوه رویارویی عملی بی بی مریم با علل عقب ماندگی و کهنه گرایی و ارتجاع ایران را به شیوه تحقیقات تاریخی با کمک منابع تاریخی و مطالعات کتابخانه ای، علی-الخصوص با تکیه بر کتاب خاطرات سردار بی بی مریم بختیاری استخراج و توصیف و تحلیل نماید.
از سنگ سیاه تا دهقاید: میراث باستان شناسی اسماعیل یغمایی در دشت برازجان
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
37 - 78
حوزههای تخصصی:
محوطه های باستان شناسی دشت برازجان شامل استقرارهایی از دوره مس سنگی، ایلامی و به ویژه دوره هخامنشی تا ساسانی و همچنین اسلامی است. اینکه در این دشت ما با تراکم محوطه های هخامنشی و ساسانی مواجه هستیم، مؤید این واقعیت است که پادشاهان این دو شاهنشاهی، موقعیت مهم این دشت را به خوبی درک کرده بوده اند. اسماعیل یغمایی فعالیت های خود در استان بوشهر را از دهه 50 خورشیدی با تمرکز بر دشت برازجان آغاز کرد. در نتیجه این پژوهش ها، وی دو بنای شاخص هخامنشیِ سنگ سیاه و بردک سیاه و چند ساختار معماری از سه تپه در شهر باستانی دهقاید را کاوش کرد. این مقاله، به ارزیابی این بناها و بیان نظرات جدیدتری می پردازد. سنگ سیاه را ابتدا علی اکبر سرفراز براساس گزارش بومیان منطقه شناسایی کرد و در زمستان 1356 تا نیمه بهار 1357، به مدت سه ماه اسماعیل یغمایی کاوش کرد. نتایج این کاوش در یک کتاب و چند مقاله منتشر شده است. بنای سنگ سیاه، بزرگ ترین بنای شاهی هخامنشی دشت برازجان است که در ناحیه شمالی خم رود دالکی قرار دارد. در همان سال 1357 براساس گزارش محلی های روستای درودگاه، یغمایی از وجود پایه ستون هایی در محوطه بردک سیاه آگاه شد و این بنا را به مدت پنج ماه کاوش کرد. دهقاید نیز نام اولیه و قدیمی روستایی امروزی در شمال شهر برازجان است. باوجود اینکه دهقاید از جنبه های گوناگون سکونت گاه مهمی بوده است، در مطالعات دوره تاریخی چندان و یا شاید بتوان گفت اصلاً به آن توجه نشده است. شهر باستانی دهقاید در مرحله اول به دلیل موقعیت راهبردی خود مهم است؛ این شهر در مسیر باستانی بیشاپور به بوشهر قرار داشته است که در شمال به دشت مرودشت و تخت جمشید نیز منتهی می شده است. همچنین، دهقاید در موقعیتی قرار دارد که سه بنای هخامنشی چرخاب، سنگ سیاه و بردک سیاه آن را احاطه کرده اند. در دوران باستان، دهقاید تأمین کننده مواد اولیه برای کرانه های ساحلی خلیج فارس میانی بوده است و علاوه برآن، واسطه اصلی انتقال محصولات وارداتی از بندر بوشهر به ارتفاعات فارس نیز بوده است. مطالعات اولیه سفالی نشان داده است که دهقاید اندکی پس از سقوط ساسانیان، در سده 8 میلادی رو به زوال رفته است. و در همین زمان، بوشهر نیز دوران افول خود را آغاز کرده است و سپس رونق تجاری از این منطقه به سوی شرق و سیراف منتقل شد.
نگه کن غنی زاده محمود را ، نیم نگاهی به میراث ادبی مرحوم میرزامحمود غنی زاده دیلمقانی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
262 - 176
حوزههای تخصصی:
میرزا محمود غنی زاده دیلمقانی/ سلماسی یکی از بزرگان تاریخ ادبیات معاصر و در عین حال یکی از گمنامان تاریخ معاصر است. وی در دو عرصه مطبوعات و ادبیات فعالیت داشت. در کارنامه مطبوعاتی وی همکاری با نشریه های بسیار عصر مشروطیت دیده می شود. وی آثاری نیز از زبانهای خارجی به فارسی ترجمه کرده است. این مقاله به بررسی آثار میرزا محمود غنی زاده سلماسی می پردازد.
بررسی و مقایسه تطبیقی سه دیپلماسی حزبی شوروی در ایران (حزب کمونیست ایران، حزب توده و فرقه دموکرات آذربایجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
78 - 106
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی حزبی شوروی در ایران یکی از مراحل روابط ایران و شوروی میان سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ش. به شمار می رود. دیپلماسی حزبی شوروی در ایران، با در نظر داشتن ضعف دولت مرکزی به عنوان عاملی برای نفوذ با کمترین اصطکاک با افکار عمومی ایران، طراحی شده بود. این پژوهش درصدد است پاسخ دهد که چگونه شوروی توانست دیپلماسی حزبی خود را به عنوان مکمل دیپلماسی رسمی در فاصله سال های 1320-1327ش. در ایران به اجرا بگذارد؟ جهت پاسخ به سوال حاضر نوشتار پیش رو رویکرد شوروی به ایران را در قالب دیپلماسی حزبی مبتنی بر به کارگیری مجموعه های حزبی و غیردولتی در جهت اهداف خود از طریق بررسی کتابخانه ای و سندی با رویکرد توصیفی-تحلیلی سازماندهی می کند. یافته پژوهش حاکی از آن است شوروی با به کارگیری ایدئولوژی کمونیسم و استفاده از سازمان سیاسی و تشکیلات حزب کمونیست و بعد حزب توده، تلاش کرد تا در دوره سردی روابط منافع خود را از طریق دیپلماسی حزبی و عناصر حزبی وابسته پیش برد. حزب کمونیست ایران اولین گام شوروی برای به کارگیری نهادی غیردولتی در جهت اهداف خود بود. دیپلماسی حزبی شوروی، با هدف کنترل مجلس و کابینه در بلندمدت، حزب توده را به عنوان یک حزب فراگیر به کار گرفت. با ممنوعیت این حزب، برای اجرای سیاست ها به تاکتیک های ایذایی و تظاهرات خیابانی روی آورد. نخست وزیری مصدق نیز ثابت کرد که براساس منافع شوروی، حزب توده نمی توانست حزبی ملی گرا و استقلال طلب باشد. فرقه دموکرات هم با هدف کوتاه مدت ایجاد منطقه حائل با حکومتی خودمختار شبیه به آذربایجان تحت تسلط شوروی در جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط شوروی، حمایت و سازماندهی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شوروی تا حدی با استفاده از حزب توده توانست هدف خود مبنی بر کنترل بر مجلس را محقق سازد؛ اما فرقه دموکرات به دلایل گوناگون نتوانست در این امر موفق باشد.
کاربست رویکرد «متن بنیان» در معیار عناصر سندشناسی، با تأکید بر اجزای اسناد دیوانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سندشناسی، دانش مطالعه اسناد است و بررسی عناصر اسناد، مشتمل بر ترکیب بندی متن و ویژگی های صوری آنها، موضوع کانونی این رشته به شمار می آید. از اوان شکل گیری مطالعات سندشناسی اسناد ایرانی تا امروز، کوشش های چندی در راستای روشمندسازی بررسی عناصر اسناد به انجام رسیده که امروز، پشتوانه های آموزش، مطالعه و پژوهش سندشناسی ایرانی اند. بازبینی و هم سنجی آثار نگاشته شده در این حوزه، امّا از اندازه ای اختلاف در میان آنها خبر می دهد. ژرف نگری در ماهیّت و سبب اختلاف ها، بیانگر کاستی در فراهم کردن ادبیات تخصصی مشترک و ابهام در مبانی نظری است که عناصر اسناد ایرانی بر پایه آنها بازشناسی و دسته بندی شده اند. پیامد این وضعیت؛ ناکامی در شکل گیری روشی ساخت یافته، در زمینه مطالعات اسناد ایرانی است که خود را در چهره فقدان یک معیار فراگیر و دقیق نمایان می سازد. با نظر به این مسئله؛ مقاله حاضر، با هدف ارایه معیاری که همراه با جذب حداکثری دیدگاه های آثار پیشین، یک مبنای نظری مستدل را به منظور بازشناسی و دسته بندی عناصر اسناد ایرانی حول محور آن، فراهم نماید؛ طراحی معیار عناصر سندشناسی متن بنیان را در دستور کار خود نهاده است. در این راه، گِرد و فرآوری مبانی نظری و مفاهیم مورد نیاز، هم زمان با بررسی تطبیقی آثار پیشین مورد توجه نویسندگان قرار گرفته و به منظور فراهم آوردن چاچوب نظری؛ انگاره «سند، به مثابه متن»، در بستر رویکردی که به گفتار نویسندگان مقاله، «متن بنیان» خوانده می شود، پی گرفته شد. از چشم انداز این رویکرد؛ سند، به عنوان یک ماهیّت برخوردار از سه بُعد «محتوا»، «بافت» و «ریخت» شناسایی می گردد. بُعد ریختی، دربرگیرنده عناصر اسناد، به عنوان موضوع اصلی مطالعات سندشناسی است. بنابراین؛ کار در زمینه فرآوری مفاهیم عملیاتی مرتبط با ریخت اسناد، گسترش یافته و به یاری انگاره «نحوه انتقال محتوا، محصولِ تصمیمات تولیدکننده متن است»، عناصر همگن اسناد، در چهار دسته «پیکر متن» (محصول تدابیر محتوایی اصلی تولیدکننده)، «دیوان افزود» (محصول نیّات و اقدامات مقامات حاکم و کارگزاران دیوانی در راستای تکمیل اهداف محتوایی)، «زمینه- آرایه» (محصول تدابیر مرتبط با ایجاد بستر های بهینه برای پیاده سازی اهداف محتوایی) و «پس افزود» (افزوده های پس از تولید و صدور سند) شناسایی گردید. در کنار تدوین مبانی نظری، استخراج عناصر سندشناسی از دیدگاه آثار پیشین، مورد توجه قرار گرفت. دستاورد کار، «فرانمای معیار عناصر سندشناسی متن بنیان» بر پایه عناصر اسناد دیوانی ایران است که در آن، عناصر منطبق با هر یک از دسته های چهارگانه (پیکرمتن، دیوان افزود، زمینه-آرایه و پس افزود)، با بهره برداری از خروجی های جدول های مقایسه ای آثار پیشین، در یک جدول رده بندی سازماندهی شده اند. «معیار عناصر سندشناسی متن بنیان» ، با نگاهی مفهومی به ماهیّت عناصر اسناد ایرانی؛ از انگاشت های برآمده از برداشت های سلیقه ای و یا معیارهای سندشناسی مدرن مبتنی بر ماهیّت اسناد اروپایی و غربی گذر کرده و یک بازشناسی، دسته بندی و رده بندی فراگیر از عناصر اسناد دیوانی ایران، بر پایه مرزهای مفهومی مشخص، به دست داده است.
بررسی فعالیت های اقتصادی تجارتخانه کوزه کنانی و چالش های آن در مشهد دوره پهلوی: از صادرات تا تولید صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
163 - 189
حوزههای تخصصی:
حاج کاظم کوزه کنانی (متوفی 131۶ش.) یکی از تجار ثروتمند و تأثیرگذار مشهد در دوره پهلوی اول بود. او پس از انقلاب 1917م. روسیه و تسلط بلشویک ها، از بخارا به مشهد مهاجرت کرد و توانست در سال های بحران اقتصادی ایران برخلاف بسیاری از تجار که ورشکست شدند، تجارتخانه پررونقی در مشهد تأسیس کند و شعبات متعددی از آن را در داخل و خارج از ایران با مرکزیت مشهد دایر نماید. تجارتخانه کوزه کنانی در ردیف تجارتخانه های درجه اول خراسان در اوایل دوره پهلوی بود. پژوهش حاضر درصدد است به این سؤالات پاسخ دهد که تجارتخانه کوزه کنانی در چه زمینه هایی فعالیت می کرد؟ کوزه کنانی چه راهکارهایی برای رونق اقتصادی تجارتخانه اش اندیشید؟ و مهم ترین چالش های تجارتخانه اش چه بود؟ تحقیق حاضر تلاش دارد با تکیه بر اسناد و نشریات به شیوه توصیفی-تحلیلی، وضعیت تجارتخانه کوزه کنانی را طی دو دهه بررسی کند. این پژوهش نشان داد کوزه کنانی در مشهد فعالیت های تجاری اش را توسعه داد و پس از مسافرت به اروپا و مطالعه، علاوه بر صادرات و واردات، به جنبه های تولیدی، کسب امتیازات انحصاری و وارد کردن کارخانه های جدید توجه کرد. او برای عملی کردن اهدافش به دنبال دریافت امتیاز انحصاری کارخانه روغن کشی، نخ ریسی، متقال بافی، کبریت سازی و سدسازی و حتی واردات گوسفند قره گل برای تولید پوست رفت و توانست کارخانه های پنبه پاک کنی، سیگارسازی، شکلات سازی، تعمیر اتومبیل و ریسمان بافی دایر کند. فعالیت های او در زمینه های مختلف با قوانین پیچیده اداری، سوء استفاده ها و اعمال نفوذ مأموران دولتی همراه شد که موانعی برای پیشرفت فعالیتش ایجاد کردند. با وجود این، تجارتخانه کوزه کنانی در زمینه تولید شکلات، سیگار و پوست قره گل از پیشگامان اقتصادی بود ولی با مرگ وی، پسرانش به جای تولید، بیشتر به صادرات روی آوردند.
نقش سکاها در نبرد ارشک دوم با آنتیوخوس سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
15 - 28
حوزههای تخصصی:
در سال 210 ق.م آنتیوخوس سوم، احتمالاً در واکنش به هجوم ارشک دوم به ماد، لشکرکشی خود به ایران را آغاز کرد؛ ارشک از مقابل او به تدریج به پارت و سپس گرگان عقب نشست و در یکی از شهرهای این سرزمین محاصره شد. درباره این نبرد دو دسته منبع با دو رویکرد متفاوت وجود دارند؛ نخست که تنها شامل پُلوبیوس می شود، هرچند به طور کامل به دست ما نرسیده، چنان که پیدا است با جانب داری از آنتیوخوس نتیجه را به سود او می نمایاند؛ و دیگری، که شامل روایات تروگوس/ یوستینوس و مالالاس می شود، نتیجه نبرد را پیمان دوستی میان ارشک و آنتیوخوس می داند. هرچند، جز گزارش پلوبیوس، در منابع نام برده در این جنگ سخنی از سکاها در میان نیست و گزارش پلوبیوس نیز مبهم است، با واکاوی منابع می توان به نقش تعیین کننده سکاها در این جنگ پی برد. بنابراین، پرسش اصلی این خواهد بود که سکاها در نبرد ارشک دوم و آنتیوخوس سوم چه نقشی داشتند؟ یافته های پژوهش نشان خواهد داد که اقوام سکایی آپاسیاک، داهه و احتمالاً آلان ها و دربیک ها در مرحله آخر نبرد از ارشک پشتیبانی کرده و نتیجه را به سود او تغییر داده اند.
پیشینه و سرچشمه: تکامل و گسترش جنگ شتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاره های «جنگ شتر» در هنر صخره ای بازتابی از مراسم آئینی بوده است که می توان آن را به اواخر دوره پارینه سنگی تاریخ گذاری کرد؛ اعتقاد بر این است که سرچشمه آن به شمال غربی قزاقستان امروزی بازمی گردد. با وجود این و به گمانی، نگاره های رایج جنگ شتر در آثار هنری منقول می تواند ریشه از نواحی «کاراتائو و بایکونور» قزاقستان از دوران مفرغ سرچشمه گرفته باشد.به دلیل نزدیکی و موقعیت جغرافیایی، آئین جنگ شتر در اوایل به «سرماتی ها» در استپ های اورال معرفی شد؛ سپس از طریق سرماتی ها به «شیونگنو» در شمال و قوم «شی ایمو» در «سین کیانگ» چین و سپس به «کانگجو» گسترش یافت. جنگ شتر که در سنگ نگاره های «سولائک» در حوضه «مینوسینسک» نگاریده شده، باید ملهم از سبک هنری قرقیزها و سرچشمه آن نیز می تواند شیونگنو باشد. نگاره های جنگ شتران در گورگاه های «لولان» به گمانی از شی ایمو یا از شیونگنو سرچشمه گرفته باشند. با وجود این، نگاره های جنگ شتر در مینیاتورهای ایرانی از زمان تیموریان آغاز شد و نوعی سرگرمی برای درباریان سلطنتی بود. با آمدن تیمور، به اوایل دودمان «یوان»، با پیدایی نوعی جنگ شتر، به عنوان سرگرمی درباری، روبه رو می شویم. این موضوع نشان می دهد که نه تنها آئین جنگ شتر با آمدن مغولان گسترش یافت که نگاره های جنگ شتر در مینیاتور ایرانی نیز با آمدن مغولان به ایران درهم تنیده است.
«من بیر اسیر ایدیم، آزاد اولماق ایسته دیم!» احمد آغااوغلونون مدینه فاضله سی و یا آزادلیق اتوپیاسیندا کؤله لیکدن قورتولوش پروسئسی نین تحلیلی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
86 - 119
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل اثر احمد آقااوغلو با عنوان «در سرزمین انسان های آزاد» می پردازد که در آن مفاهیمی چون آزادی و رهایی از بردگی ذهنی بررسی شده اند. آقااوغلو اتوپیای خود را بر پایه ی دیالکتیک آزادی و بردگی بنا نهاده و فلسفه ی آزادی خود را بر این مبنا تبیین و ترویج نموده است. در این اثر، مفاهیمی چون هویت، آزادی، عدالت، اخلاق و حقوق بشر در مقایسه با تجربیات تاریخی ترک ها به شکلی تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته است. آقااوغلو در این اثر اتوپیایی، جامعه ای آرمانی را ترسیم می کند که در آن ارزش های شرقی و غربی با هم ترکیب شده اند. او بر نقش اخلاقیات فردی (همچون صداقت، شجاعت، و فداکاری) در ایجاد یک نظم اجتماعی عادلانه تاکید دارد. این اثر نه تنها بازتاب دهنده ی آرمان های روشنفکری دوره ی گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه است، بلکه امروزه نیز به عنوان متنی انتقادی علیه استبداد و بیانیه ای در دفاع از آزادی و دموکراسی مورد توجه است. در تحلیل این اثر، به منظور تقویت چارچوب نظری و درک بهتر دیدگاه های آقااوغلو، در مواقع لزوم به نقدهای پژوهشگران مختلف درباره ی این اثر و همچنین به دیگر آثار نویسنده، از جمله «سه تمدن»، استناد شده است.***** بو مقاله احمد آغااوغلونون «آزاد اینسانلارین اؤلکه سینده» اثرینین تحلیلینه اختصاص وئریلمیشدیر کی، بو اثرده آزادلیق و ذهنی کؤله لیکدن قورتولوش کیمی مفاهیم بحث اولونموشدور. آغااوغلو اؤز اتوپیاسینی آزادلیق و کؤله لیک دیالکتیکی اساسیندا قورموش و فلسفه ی آزادلیغینی بونا گؤره تشریح و تبلیغ ائتمیشدیر. بو اثرده، هویت، آزادلیق، عدالت، اخلاق و اینسان حاقلاری کیمی مفاهیم تاریخی تورک تجربه لری ایله موقایسه لی شکیلده تحلیل اولونموشدور. آغااوغلو بو اتوپیک اثریده شرق و غرب دئیَرلرینی بیرلشدیرن آرمان بیر جامعه تصویر ائدیر. او، عدالتلی بیر اجتماعی نظارین یارانماسیندا فردی اخلاقیاتین (دوروستلوک، جسارت و فداکارلیق کیمی) رولونون اوزرینه دَییر چکیر. بو اثر نه جه عثمانلی ایمپیراتورلوغوندان تورکیه جومهوریتینه کئچید دؤورونون اینتیلجوئل آرمانلارینی اکس ائتدیریر، بلکه بوگون ده استبدادا قارشی تنقیدی بیر متن و آزادلیق و دموکراسی دفعه سینده بیر بیاننامه کیمی اهمیتینی قورویور. بو اثرین تحلیلنده، نظری چرچیوه نی گوجلندیرمک و آغااوغلونون گؤروشلرینی دها یاخشی آنلاماق مقصدیله، لازیم اولدوغو حاللاردا موختلیف آراشدیرماچیلارین بو اثرله باغلی تنقیدلرینه و همینده مؤلیفین «اوچ مدنیت» کیمی دیگر اثرلرینه ایستیناد ائدیلمیشدیر.
تبیین مفهوم تاریخی ایران از نگاه سفرنامه ژان شاردن فرانسوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود سیاحان اروپایی به ایران، امکان شناختی عینی از ایران برای آنان فراهم شد. متعاقب آن، ارائه درکی مفهومی از موجودیت تاریخی ایران برای آنان به وجود آمد. ورود شاردن و اقامت طولانی وی در ایران به ارائه مفهومی تاریخی از ایران منجر شد که تحت تاثیر دوگانه برساخته شرق و غرب در اروپا و تاریخ نگاری یونانی – رومی به توضیح و تبیین موقعیت تاریخی و تمدنی ایران می پرداخت. یافته های این پژوهش بر اساس روش تبیین عقلانی نشان می دهد که شاردن علیرغم اتکای ذهنی بر دوگانه شرق و غرب و رویکرد تاریخگاری یونانی – رومی با توجه و تامّل در واقعیت های جاری سرزمین ایران مفهوم تاریخی – فلسفی متفاوتی از معنای ایران ارائه کرد که با دیدگاه تاریخی اروپاییان تفاوت اساسی داشت.
شاعران قشقایی که به زبان مادری نوشته اند
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
194 - 261
حوزههای تخصصی:
دریایی که در منابع مختلف تاریخی با نام های خلیج ایران، خلیج فارس، خلیج عرب، خلیج کنگر و خلیج بصره آمده است، میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد.مردم ایل قشقایی نیز در زمستان به پیرامون این دریا می آیند و در تابستان به ییلاق های زاگرس کوچ می کنند. درباره تاریخ ترکان ساکن این ناحیه دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. پیش تر نوشته می شد که آمدن آنان به این سرزمین ها به دوران حکومت قزلباشان مربوط است؛ اما در سال های اخیر، مطالعه تامغاها (علائم فرهنگی ترکان) بر سنگ ها و تخته سنگ های اطراف سکونتگاه ها و نیز بازخوانی دیگر منابع مکتوب، پژوهشگران را به این باور رسانده است که ترکان پیش از میلاد در اینجا می زیسته اند.
با آن که درباره ترکان اطلاعات کافی وجود دارد، پژوهشگران ادبیات قشقایی به هر دلیل بیشتر توجه خود را به شاعرانی چون میرزا ماذون، خسرو بیگ، یوسفعلی بیگ، محمدابراهیم، غول اوروج و حسینعلی بیگ از قرن نوزدهم معطوف کرده اند. در حالی که نویسندگان ترکی نویس سده های میانه، چون حاجی بن محمد اردستانی، محمد بن الحاج دولتشاه شیرازی، محمد بن حسین کاتب نیشاطی، شیخ الوان شیرازی، ولی شیرازی، یوسف قره باغی و دیگران کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
میان طایفه ها و تیره هایی که در سده های هجده و نوزده مجموعه ایل قشقایی را شکل داده اند، نام هایی چون بَیات، دوگَر، چوبانکارا، اویغور (اوغور)، چگینی، قره چورلو، قره کچیلی، قرخلو، گویجالی (گویجه لی)، لک، موصولو، آق قویونلو، آغاجرلی، گنجه ای، آرخلو، ترکمان (ترا کمه)، شاملو، قاجار، تووا، دوغانلی، شیبانی، یاغمورلو و دیگران دیده می شود. در میان این تیره ها، نام خانواده هایی چون خلج، افشار، اویغور، قره قویونلو، بیگدلی، قره گُوزلو، قره چایلی، صفی خانی و رحیمی (رحیملی) نیز وجود دارد. ادامه حیات بازمانده های طایفه هایی که زمانی دولت های نیرومند بنا کرده اند، امروز در شکل طایفه و اویماق[مترجم : در ایران بنکو واوبا استفاده می شود] میان قشقایی ها، نشان دهنده فراز و نشیب های تاریخ است.
گرچه در گفتار طایفه ها و تیره های قشقایی لهجه اوغوز غالب است، عناصر قبچاقی و قارلوقی نیز دیده می شود؛ امری که در متن های فولکلور نمود آشکارتری دارد. زبان و ادبیات قشقایی، ادامه ای از ادبیات ترکی، بیش از یک قرن است که در محیط ادبی فارسی رو به تحلیل دارد؛ با این همه، چون ریشه ای استوار داشته، به طور کامل از میان نرفته است. با وجود ممنوعیت ها و محدودیت ها، روشنفکران ملی گرا از شرایط زمان بهره برده و از راه شبکه های اجتماعی در پی اعتلای ادبیات قشقایی برآمده اند.