فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
25 - 51
حوزههای تخصصی:
خلیج فارس به عنوان یک مرکز مهم اقتصادی مورد توجه شاهان ساسانی بوده است، ازاین رو مراکز ویژه ای برای انجام امور سیاسی و مذهبی در این منطقه ایجاد کردند. در این میان به نظر می رسد یکی از مهم ترین مراکز پایداری ساسانیان، در بدو ورود عرب ها با مقاومت دلیرانه، روز ماندگاری را شکل دادند. این منطقه از دوره ایلامی به پیشرفت های تمدنی بزرگی دست یافت و شاهان هخامنشی در تموکن باستانی بناهای بسیاری ایجاد کردند. تموکنه با اهمیتی که داشت همچنان ساسانیان در پایان دوران تاریخی، با توجه به تجارت دریایی گسترده با دنیای پیرامون خود رونق فراوانی یافت و شهرها و آبادی های فراوانی همچون ریشهر به مراکز بزرگ جمعیتی بدل شدند. با توجه به اهمیت منطقه در دوره ساسانی، بر سر راه بیشاپور به ریشهر، آتشکده های فراوانی تا پسکرانه های خلیج فارس ایجاد شد که بقایای آتشدان سنگی در جنوب برازجان و در میان نخلستان های روستای بنداروز یافت شده است. با این وصف پرسشی که مطرح است اینکه آتشدان بنداروز چه اطلاعاتی به دانسته های ما درباره آتشدان ساسانی می افزاید؟ این پژوهش تاریخی و توصیفی-تحلیلی از نوع تحقیقات بنیادی بوده که روش گردآوری داده ها میدانی-کتابخانه ای است. با توجه به مقایسه های آتشدان بنداروز با نمونه های مشابه مشخص شد که آتشدان های ساسانی در حاشیه خلیج فارس بزرگ تر از دیگر نواحی بوده و هیچ کدام از آنها ساده نیستند.
گرمابه قلعه محمدخان دشتی خورموج بوشهر
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
107 - 123
حوزههای تخصصی:
محمد خانِ حاجی خانِ جمال خان دشت حاکم دشتی در بوشهر بود. او در سال ۱۲۴۶ قمری در شُنبه زاده شد. این خان دشتی به ساخت عمارت حکومتی، قنات، قلعه و بنای کاخ حکمرانی خود در خورموج پرداخت. دژی که او ساخت چهار حصار و چهار قلعه داشت. در کنار دژ، گرمابه ای نیز ساخت که این گرمابه در سال های دهه 1360 خورشیدی ویران و با خاک یکسان شده بود. نویسندگان در این مقاله به گرمابه خورموج خواهند پرداخت که از پس کاوش های باستان شناسی از دل خاک بیرون آمد.
چرایی نبود جایگاهمندی ژاپن در متون کلاسیک فارسی در سنجش با موقعیت درخشان چین و سیلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوندهای تاریخی ایران و شرق دور، به ویژه با چین به روزگار کهن سال برمی گردد. سوای پیوندهای تاریخی و بازرگانی شناخته شده، فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، بهانه تغییر معنادار موقعیت سه سرزمین چین، سیلا و ژاپن در متون فارسی، به ویژه منابع پساساسانی شده است. با فروپاشی شاهنشاهی ساسانی و پناهندگی «پیروز»، فرزند «یزدگرد سوم»، به همراه همراهان و هزاران هنرمند به دربار تانگ، فصلی متفاوت در پیوندهای ایران و شرق دور گشوده شد. امپراتوران تانگ در چین، پیروز را به عنوان شاه قانونی پارس پذیرفتند و بسی حمایت کردند؛ این حمایت تا فروپاشی دودمان تانگ ادامه یافت؛ با فروپاشی شاهنشاهی تانگ، موقعیت بازماندگان ساسانیان از دست رفت و بسیاری از آنان قتل عام شدند؛ در چنین شرایط وخیمی، آنان دست یاری به سوی دو سرزمین هم مرز، یعنی سیلا و ژاپن دراز کردند؛ متون فارسی بسیار گسترده و معنادار بر روی سیلا تمرکز کرده اند؛ نامیدن بسیلا به جای سیلا در متون فارسی نیز بسی معنادار است؛ ژاپن، در سنجش با دو نام کرانمند چین و سیلا، هیچ رنگ و بویی در متون فارسی ندارد؛ گویی ایرانیان نمک شناس با کرانمندسازی جایگاه دو سرزمین چین و سیلا، قدرشناسی خود را بدین گونه نشان داده اند؛ آنجا که این دو سرزمین استوارانه با باورهای دینی زرتشتی، ازجمله «پیدایی نجات بخشان فرجامین جهان» در هم آمیخته اند.
ازخوانی زمینه های برقراری رابطه اوزون حسن آق قویونلو با ونیز و فراز و فرود آن بر اساس منابع ترجمه نشده ایتالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه اوزون حسن با ونیز و اتحاد دوجانبه علیه توسعه طلبی گسترده عثمانی از عوامل جهت دهنده سیاست خارجی ایران به شمار می آید. از دست رفتن بیزانس به عنوان یکی از پایگاه های مسیحیت، اذهان عمومی را در ایتالیا علیه عثمانی برانگیخت و دست اندازی ترک ها به مستملکات ونیز در دریای سیاه و مدیترانه سبب شد ونیزیان دست یاری به سوی اوزون حسن دراز کنند که در حال مجادله باعثمانی بود. اما زمینه و فرازوفرود این ارتباط چگونه بود. چرا باوجود عزم جدی طرفین نتیجه ای عاید ونیزیان و ایرانیان نشد. تاکنون پژوهش های چندی بر اساس سفرنامه های ونیزیان و تألیفات نویسندگان ترک انجام شده است اما فقدان پژوهش بر پایه منابعی که منظرگاه ونیزیان را به تصویر بکشد محسوس است. پژوهش پیش رو قصد دارد بر پایه منابع ترجمه نشده ایتالیایی به ویژه اسناد بایگانی دولت ونیز، گزارش های کنسولی و کتب متأخر قرن نوزدهم به بازخوانی این رابطه بپردازد و دانسته های گذشته را راستی آزمایی کند. بررسی مأموریت های محوله به سفیران نشان دهنده عزم جدی دو طرف در اتحاد دوجانبه است. ونیزیان قصد داشتند با رساندن تسلیحات به اوزون حسن و گشودن جبهه ای در غرب، ترک ها را زمین گیر کنند اما عمده این مهمات به دست ایرانیان نرسید. عوامل دیگری چون بعد مسافت، اشتباهات تاکتیکی اوزون حسن درنبرد اتلق بئلی(اوتلُق بِلی) و شورش فرزندش در ناکامی اتحاد مؤثر بود. اگرچه اتحاد دوجانبه به فرجام خوش نینجامید اما به گشودن دریچه ای جدید در روابط خارجی ایران تا انتهای حکومت صفویه منجر شد.
چند نکته درباره ابراهیم پور داود
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
31 - 72
حوزههای تخصصی:
ابراهیم پورداود زاده رشت در گیلان و یک گیلک بود، لیکن به مانند جمعی دیگر از روشنفکران و نویسندگان اقوام مختلف ایرانی قرن اخیر، تحت تأثیر عواملی چند به زبان و فرهنگ خودی پشت کرده، به ستایشگری از زبانهای فارسی، پهلوی، دوران ایران باستان و دیانت زرتشتی پرداخت و بیش از پنجاه سال از عمر خود را صرف پژوهش و تألیف در موضوعات مورد اشاره ساخت و آثاری در موضوعات: جمعآوری بخشهای مختلف اوستا، تفسیر اوستا، واژه شناسی زبان اوستایی، تاریخ پارسیان هند، جشنها و سنن پارسیان و ایران باستان، مباحث لغوی زبانهای فارسی و پهلوی و دیگر مطالب مرتبط با دین اوستا و عهد باستان ایران پدید آورد. محققان حوزه زبان، ادبیات و تاریخ ایران در اواخر قاجار و عصر پهلوی نامهای بزرگی داشتهاند و درست یا غلط؛ به عمد یا بر سهو، در هالهای از تقدس و شکوه و بزرگی قرار گرفتهاند، تا کمتر کسی جرأت یا اجازه چون و چرا در باره احوال، افکار و کیفیّت آثار ایشان را به خود داده، به نقد شخص و آثار ایشان بپردازد. واقع مطلب آن است، که اکثریّت قاطعی از این نامهای بزرگ جز طبلهای تو خالی و جز دروغگویانی بزرگ، کس و چیز دیگری نبودهاند. آنها دانش و پژوهش در ایران را به انحراف کشانده و دروغها و جعلیّات را در جایگاه حقایق نشاندهاند. ابراهیم پروداود نیز یکی از این نامهای سرشناس و تغذیه کننده جریان باستانگرایی میباشد، که به ناحق در جایگاه مرجعیّت علمی در حوزه ایران باستان، دیانت زرتشتی و ایرانشناسی قرار گرفته است. بررسی و مرور همه موضوعات مورد علاقه، یا همه ویژگیهای آثار، افکار و روشهای پژوهشی ابراهیم پورداود مستلزم تلاشی پردامنه است، تا شناخت قابل اتکایی در باره این عنصر مرموز حاصل گردد. این گفتار بر آن است برخی مختصات اندیشه و موضوعات مورد علاقه پورداود را بر پایه آثار وی، در معرض دید خوانندگان گذارد و نکاتی در باره مضامین اشعار، اندیشه های جاری در اشعار، نوع نگرش وی در باره مسائل زبانی و تاریخی ایران، فرضیه زبان آذری و نیز نگرش او در باره پارسیان هند عرضه کند.
پیامدهای اجتماعی و عمرانی و گسترش املاک خصوصی رضا شاه در کرمانشاهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصاحب زمین های کشاورزی و خلع ید مالکان طبقه حاکم توسط فرمانروایان جدید، به عنوان روشی نهادینه شده برای کسب قدرت و تضعیف خاندان های حکومتگر قبلی، پیشینه ای دراز در تاریخ ایران دارد و دوره پهلوی نیز از این رویه مستثنا نبود. رضا شاه مانند شاهان پیشین با دست اندازی بر زمین های مالکان قدیمی به شیوه های شبه قانونی و فراقانونی املاک گسترده ای در بیشتر ایالت های مهم کشاورزی ایران ازجمله مازندران و کرمانشاهان به دست آورد و به بزرگ ترین زمین دار ایران یا شاید خاورمیانه تبدیل شد. این نوع بزرگ مالکی در دوران گذار مدرن شدن ایران و تغییرات شتابان نهادی و صنعتی سازی کشور پیامدهای گوناگونی می توانست داشته باشد. این پژوهش با تمرکز بر املاک گسترده رضا شاه در ایالت کرمانشاه به دنبال پاسخ به این پرسش است که شکل گیری املاک پهلوی در این ایالت چه پیامدهای اجتماعی به دنبال داشت و چه تغییری در عمران و نوسازی منطقه ایجاد کرد؟ در این مقاله که بیشترِ اتکای آن به اسناد آرشیوی است، کوشش شده تا با تحلیل گزارش های رسمی این دوره پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترش املاک رضا شاه بر زارعان، مالکان و نوسازی منطقه بررسی شود. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که در بُعد اجتماعی هرچند گسترش این املاک به زیان مالکان قدیمی و تااندازه ای خود دولت بود؛ اما در برخی مناطق باعث بهبود وضعت زارعان و شکل گیری طبقه جدید کارگران صنعتی کارخانه ها شد و نیز بهبود نسبی در وضعیت بهداشتی و عمرانی منطقه پدید آمد. همچنین با گسترش سریع راه های ارتباطی پیوند میان شهر و روستا افزایش یافت و روستای کوچک هارون آباد به دلیل قرار گرفتن در مرکزیت اداره املاک شاهی، به یکی از شهرهای مهم استان تبدیل شد.
رییس طبقه روحانیت زرتشتی و جایگاه او در نظام سیاسی دوران ساسانی
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
29 - 46
حوزههای تخصصی:
روحانیان زرتشتی یکی از مهم ترین نهادها و طبقات دوران ساسانی بودند که تقریباً برای خود حق مداخله در تمامی شئون زندگانی مردم را از پایین ترین سطوح تا عالی ترین سطوح این جامعه قائل بودند. باوجوداین به درستی شناخته نشده اند و مجهولات بسیاری درباره آنها وجود دارد. درمقاله پیش رو که اطلاعات آن به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و روش پژوهش آن توصیفی-تحلیلی است، در دو بخش در جهت روشن ساختن گوشه هایی از وضعیت این طبقه مهم به پژوهش پرداخته شده است. در بخش نخست این باور به چالش کشیده شده است که رییس طبقه موبدان زرتشتی حق عزل شاهان را دارا بوده و در مسئله تعیین شاه تأیید نهایی با او بود و در بخش دوم با نگاهی به چگونگی ارتباط میان روحانیان زرتشتی و مبلغان روبه افزایش مسیحی نشان داده شده که عملاً دین زرتشتی که دین رسمی شاهنشاهی هم بود بازیچه دست سیاست و سیاستمداران دوران ساسانی بوده است و روحانیان و به ویژه رییس و بزرگ آنها گاه برخلاف مصالح مذهبی برای حفظ منافع طبقه ممتاز جامعه، که خود هم جزوی از آن بود، از دغدغه های مذهبی و دینی صرف نظر می کرد.
روایت اسنادی علی دشتی در لبنان و مصر طی حکومت محمدرضا پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
27 - 52
حوزههای تخصصی:
روابط خارجی و برقراری تعاملات دیپلماتیک با کشورهای خارجی، از مهمترین مؤلفههای سیاست خارجی هر کشور است. طی سده گذشته، وزارت امور خارجه ایران سفرای بسیاری را به کشورهای مختلف با سابقه روابط دوستانه اعزام کرده است. این سفرا نیز با توجه به میزان کفایت و قدرت مدیریتی خود، مصدر تعاملات و فعالیت های مفید دوطرفه با کشورهایی شدند که محل خدمتشان بود. نتیجه عملی این اقدامات هم به تحکیم روابط و بسط تعاملات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور منجر میشد؛ همچنین باعث کسب وجاهت سفرا به عنوان شخصیت واقعی که دارای برجستگی فرهنگی یا علمی بودند، در کشورهای محل مأموریت می گردید.
علی دشتی از سوی وزارت امور خارجه با سمت سفیر کبیر ایران در مصر و لبنان، دوره مأموریت مهمی را پشت سر گذاشت که پژوهش حاضر بر آن است با بررسی عملکرد وی، به این سؤال پاسخ دهد که سفارت علی دشتی در بیروت و قاهره، بر روابط ایران با دو کشور لبنان و مصر چه تأثیری گذاشت و اینکه در میان کشورهای محل مأموریت خود چه وجهه ای داشت؟
روش پژوهش این مقاله براساس تحلیل تاریخی و با رویکرد توصیفی است که با تکیه بر اسناد آرشیوی موجود، اعم از آرشیو ملی ایران و مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه تهیه و تدوین شده است. نتیجه مترتب بر این پژوهش نیز حکایت از این دارد که علی دشتی به عنوان نماینده سیاسی کشور ایران و داشتن جایگاه فرهنگی، شناخت عمیق از زبان، ادبیات و فرهنگ کشورهای عربی و تجربیات دیپلماتیک، با ایجاد روابط دوستانه و حسنه با سران دو کشور لبنان و مصر، توانست مناسبات این کشورها با ایران را در سطح مطلوب، ذیل روابط دوستانه ارتقا دهد.
بازتاب عناصر ساسانی در هنر بودایی آسیای میانه: مطالعه ای موردی جعبه یادبود سریرا از کوچا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۱۳۴-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
نقوش جعبه ای موسوم به سریرا که از معبدی بودایی در محوطه سوباشی1 در شهر کوچا2 در غرب چین به دست آمده، شواهدی از ترکیب هنر ساسانی، بودایی و بومی را نشان می دهد. در همین راستا در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا به پرسش پیشِ رو پاسخ داده شود: 1- نقوش به کار رفته در جعبه سریرا بازتاب دهنده کدام یک از باورهای مذهبی ایرانی-ساسانی است؟ 2- تأثیرگذاری هنری ایران دوره ساسانی بر کشورهای شرق فلات ایران، براساس نقوش جعبه سریرا بیشتر شامل چه نقوش و مضامینی است؟ بر اساس فرضیات مطرح شده، نقوش به کاررفته در جعبه سریرا بازتاب دهنده برخی مفاهیم مذهبی و نمادین دوره ساسانی هستند که نمونه های آن ها در قلمرو ساسانی، آسیای میانه و چین، به ویژه در امتداد مسیر جاده ابریشم مشاهده می شود. از مهم ترین نقوش مذهبی به کار رفته می توان به عناصری در ارتباط با جلوه های بصری فرهّ ی ایزدی اشاره کرد. هنر و باورهای مذهبی ساسانیان از طریق مبادلات تجاری، اهدای هدایای سلطنتی، مهاجرت سغدی ها و دیگر اقوام ایرانی تبار به چین راه یافت و آثار هنری آن مناطق را تحت تأثیر خود قرار داد. منطقه کوچا به دلیل قرارگیری در مسیر جاده ابریشم، یکی از شهرهای پرتردد و کاروان رو به شمار می آمد و شاهد ورود مسافران، و به تبع آن، حضور هنرمندان، خنیاگران و دیگر اقشار جامعه آن روزگار از ایران و دیگر کشورها بود. کوچا به تدریج به شهری تبدیل شد که موسیقی و نواختن سازهای ایرانی نظیر چنگ و بربط در آن جایگاهی والا یافت؛ در نتیجه، کوچا را می توان یکی از بهترین مکان ها برای مطالعه تأثیر هنر ساسانی بر هنر چین در نظر گرفت. با وجود اهمیت موضوع، تاکنون پژوهش مستقلی در خصوص عناصر ساسانی-ایرانی موجود در نقوش این جعبه صورت نگرفته است. پژوهش حاضر از نوع نظری بوده، با رویکردی تحلیلی-تطبیقی انجام گرفته و گردآوری اطلاعات آن به شیوه کتابخانه ای و با بهره گیری از منابع در دسترس صورت پذیرفته است.
جامعه مدنی و انقلاب اسلامی ایران : استراتژی های مبارزه و گذار مسالمت آمیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
355 - 394
حوزههای تخصصی:
انقلاب پدیده ای مدرن و نادر است که ساختارهای اساسی جامعه را دگرگون می کند و نقطه عطفی در تاریخ یک کشور محسوب می شود. انقلاب اسلامی ایران نیز یکی از مهم ترین رویدادهای سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران است که در شکل گیری آن نیروهای اجتماعی و سیاسی متعددی مانند روحانیون، روشنفکران، بازاریان، کارگران، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه نقش داشتند که می توان از جامعه مدنی به عنوان یکی از نیروهای مهم و تأثیرگذار در این فرایند یاد کرد. این مقاله به بررسی نقش جامعه مدنی در شکل گیری انقلاب اسلامی و گذار از نظام پهلوی می پردازد و به این پرسش پاسخ می دهد که استراتژی های مبارزاتی مسالمت آمیز جامعه مدنی چه تأثیری بر شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟ با استفاده از چارچوب نظری جین شارپ، فرضیه این پژوهش بر آن است که جامعه مدنی در دوره پهلوی دوم با تسهیل مشارکت عمومی، طراحی استراتژی های مسالمت آمیز، نافرمانی های مدنی، تحریم ها و اعتصابات، زمینه ساز وقوع انقلاب و گذار از نظام استبدادی شد. این پژوهش با روش تاریخی - تحلیلی انجام شده و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، رابطه بین جامعه مدنی و وقوع انقلاب اسلامی را بررسی می کند . یافته های پژوهش حاکی از آن است که جامعه مدنی، با اتخاذ شیوه های هدفمند و بهره گیری از ظرفیت های مبارزات مدنی، نقشی محوری در بسیج عمومی و سازمان دهی اعتراضات علیه نظام پهلوی ایفا نمود. این رویکرد، از طریق کاهش هزینه های مبارزاتی و جلب مشارکت گسترده، به تغییر نظام سیاسی وقت منتهی گردید .
الاهیاتِ اقتصادی در اندیشه های سیدجمال الدین واعظ اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از پیش زمینه های انقلابِ مشروطه ایران برآمدنِ گفتاری الاهیاتی بود که بر اقتصاد و سیاستِ آن روزگار تاثیر می گذاشت. ضعف و ناتوانی اقتصادی ایران در برابرِ سرمایه داری گسترش یابنده جهانی در عصرِ امتیازات و خصوصا با امتیازِ تنباکو عیان گشت و به اوجِ خود رسید. رخداد تنباکو صف بندی الاهیات در برابرِ استبداد و استعمار بود. بعد از نهضتِ تنباکو و به پیوستِ آن، گونه ای از الاهیاتِ اقتصادی شکل گرفت که داعیه اش خودکفاییِ اقتصادی در برابرِ بیگانگان، تکیه بر تولیدِ ملی، تاکید بر فرهنگِ کار و تولید ثروت بود. آموزه های آن بی شباهت به آموزه های مذهبِ پروتستان و کنشِ معطوف به رستگاری اینجهانی مومنان و نیز تاثیرِ آن در شکل گیری سرمایه داری و بنگاه های تولیدی غربی نبود. در اینجا هم نظیر آنچه که بر جنبشِ پروتستانتیسم رفت، شاهد شکل گیری گونه ای از الاهیاتِ اقتصادی هستیم که هدف خود را رستگاری اینجهانی و خودکفایی مومنان اعلام می کند. این مقاله با بهره از روش تحلیلی و تبینی ماکس وبر در خصوص آموزه های پروتستانتیسم و شرایطِ امکانِ ظهورِ بنگاه های کسب و کارِ سرمایه دارانه در غرب، تاثیرِ الاهیاتِ اقتصادی سیدجمال الدین واعظ اصفهانی بر شکل گیری کنشی اقتصادی و تجسمِ عینی آن در تاسیسِ «شرکتِ اسلامیه» را مورد بررسی قرار می دهد.
تغییرات طبقات اجتماعی در ایالت اصفهان از سقوط ساسانیان تا ظهور عباسیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایالت اصفهان همراه با دیگر نواحی مرکزی فلات ایران در دهه های نخست قرن یکم هجری به فتح عرب درآمد. این فتح همراه با تبعات و تغییرات اجتماعی چشم گیری بود. پرسش بنیادین پژوهش این است که طبقات اجتماعی ایالت اصفهان از دوره سقوط ساسانیان تا ظهور عباسیان چه تغییراتی به خود دیدند؟ این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع پرداخته است و نتیجه می گیرد که بدلیل اثرات عمیق فتح و پیامدهای ناشی از آن، برخی طبقات اجتماعی دچار تغییرات ماهیتی بنیادین شدند. برخی از آنها مانند طبقه کشاورزان تقریباً با کارکرد قبلی به حیات خود ادامه دادند. برخی مانند طبقه نظامیان پس از فروپاشی ساسانیان از بین رفتند و باقیمانده آنها در لشکر اعراب مستحیل شدند. بعضی طبقات نیز مانند کاتبان و عالمان دینی همراه با مهاجرت عرب با دین جدید و سلطه ایشان، به اقتضای حکومت اعراب مسلمان بوجود آمده یا از دل روحانیت زردشتی منشعب گشتند. بسیاری از کاتبان و علمای مسلمان بازمانده های خاندان های کهن و روحانیون زردشتی بودند.
از کارگری تا کُنش گری سیاسی؛ مواجهه ایرانیان با اعتصابات جنوب قفقاز( 0011تا انقلاب 001۵م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجاریه، حجم گسترده ای از نیروی کار ایرانی با عبور قانونی و غیرقانونی از مرزها، وارد مناطقی از جنوب قفقاز می شدند. این مهاجران افرادی به لحاظ سیاسی ناآگاهی بودند که با وجود اشتغال به طاقت فرساترین کارها، در پایین ترین سطح زندگی می کردند اما در طی سال ها زندگی در محیط قفقاز، تجربه های متفاوتی نسبت به زندگی گذشته خود در وطن، پشت سر گذاشتند که منجر به آگاهی جدیدی در آنان شد. با توجه به این مهم، مقاله حاضر با رویکرد «تاریخ از پایین» و الهام گیری از الگوی روش شناسی «ادوارد پالمر تامپسون» به این سؤال پاسخ می دهد که کارگران در اعتصابات سال های 1900 تا انقلاب 190۵م، در قفقاز چه جایگاهی داشتند و آنان به عنوان نیروهایی عمدتاً به لحاظ سیاسی ناآگاه چگونه به این جایگاه رسیدند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد کنش گری کارگران مهاجر ایرانی در تحولات سال های 1900 تا انقلاب 190۵م در قفقاز تحت تأثیر تجربه زیسته آنان شکل گرفت.؛ بدین صورت که این افراد طی سال ها کار و زندگی در محیط های کارگری و عدم برخورداری از کمترین امکانات (مسکن، بهداشت، تغذیه و غیره) به عنوان طبقه کارگر، تجربه های مشترکی پشت سر گذاشتند که این تجربه های مشترک دردها، کینه ها، نفرت ها و غیره، در آنان به وجود آورد و باعث شد تا با حضور در گروه های سیاسی، در اعتصابات شرکت کنند و درنتیجه کارگران ایرانی توانستند در کنار دیگر کارگران تا حدودی مهر منافع طبقاتی خود را بر تحولات قفقاز بکوبند.
کنش های سیاسی میرزا ملکم خان؛ با تأکید بر دوره حضور او در استانبول (مبتنی بر اسناد تازه یاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
125 - 151
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که مواجهه دولت های قاجاریه و عثمانی با میرزا ملکم خان چگونه بود و ملکم خان در ربط با دولتین مزبور، چه نوع کنش هایی نشان داده است؟ رویکرد پژوهشی در این نوشتار مبتنی بر توصیف فربه در قالب بررسی تاریخی و با استفاده از منابع آرشیوی (مبتنی بر اسناد تازه یاب) است. نتایج این پژوهش نشان می دهد میرزا ملکم خان در دوره حضور در عثمانی که به شکل تبعید بوده، زندگی پرفرازونشیبی داشته است. بااین حال در همین دوره به خاطر استعداد و قابلیت هایی که از خود نشان می دهد، همواره در مرکز توجه کارگزاران ایران و عثمانی بوده است. دولت های قاجاریه و عثمانی رویکردهای متفاوتِ مبتنی بر منافع سیاسی و ملی خود نسبت به میرزاملکم خان داشتند و زمانی که با سیاست های اصلاح گرایانه او مواجه می شدند، او را طرد می کردند. اما در پی بهره برداری از قابلیت های او در مناسبات سیاسی و مذاکرات دیلپماتیک بودند. ملکم که رویکرد اصلاح گرانه خود را در استانبول نیز حفظ کرده بود، در آنجا هم موردحمایت کارگزاران اصلاح گری همچون میرزا حسین خان مشیرالدوله قرار گرفت. در دوره حضور در لندن نیز تلاش می کرد تا با اشاره به تجربه اصلاحات در عثمانی، کارگزاران ایران را تشویق به انجام اصلاحات کند.
مجلس شورای ملی: معبدِ رستگاریِ این جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیروهای اجتماعی در انقلاب مشروطه ایران همزمان از تصاویر مدرن و الهیات سیاسی شیعی بهره بردند. در اولی، تجربه فرنگ و پیشرفت دولت های غربی آن روزگار، چشم شاهان قاجار، روشنفکران و مسافران ایرانی را به خود خیره کرد و دومی متعلق به عوام بود که گفتار دینی و اماکن مذهبی را پناهگاه خود می دانستند. تلفیقِ تصاویر سعادت دنیوی با تصاویر رستگاری دینی در کنش جمعی توده های مردم تحقق یافت. این امر با خوانش های نخبه گرایانه درباره رابطه حقوق مدرن و شریعت تفاوت داشت. توده های مردم در تجربه خود به تصویر تازه ای از یک نهاد رهایی بخش رسیدند و آن را «مجلس مقدس شورای ملی» نامیدند. این مقاله با استفاده از روش شناسی والتربنیامین، به چنین تجربه ای در انقلاب مشروطه می پردازد. از این رویکرد در آن انقلاب، فهم مردم از نهادهایی چون "مجلس شورای ملی" فهمی الاهیاتی و به منظورِ تحققِ سعادتِ سعادتِ اینجهانی بود. آنها این نهادها را با استفاده از تصاویر و تمثیل های الهیاتی و برای ایجاد تغییر در زندگی روزمره تفسیر می کردند. مقاله نتیجه می گیرد که تأسیس "مجلس شورای ملی" به عنوان یک نهاد مقدس و نیز "انجمن های ایالتی و ولایتی" توسط انقلابیون، خوانشی جدید از الهیات با توجه به تجربه مدرن بود.
بررسی تاریخنگاری و تاریخنگری محمد ابراهیم باستانی پاریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باستانی پاریزی به عنوان یکی از موثر ترین تاریخنگاران معاصر، نقشی پر رنگ در افزایش شناخت تاریخی مردم و علاقه آن ها به مطالعه تاریخ داشته است، او با سبکی ساده و روان، حوادث و رویداد های تاریخی را از هر دوره و سلسله و در هر موضوعی با یکدیگر پیوند می داد و از پس آن ها محتوایی جذاب و با ارزش برای مخاطبانش تهیه می کرد، سبک خاص تاریخنگاری او در دوره ای که شیوه های نوین تاریخنگاری با روش های کمی پوزیتیویستی و مارکسیستی در بین مورخین ایرانی رایج بود سبب نگاهی ویژه به آثار او شده است، او که برخلاف همسلکانش از بیانی متفاوت در تاریخنگاری خود برخوردار بود، انتقادات زیادی را چه در دوره حیاتش و چه پس از آن به سوی خود جلب کرد، با این حال همواره سبک متمایزش طرفداران بسیاری هم داشت، در این جستار به دنبال این مسئله هستیم تا به بررسی کلی و یکپارچه از نقطه نظرات گونان نسبت به شیوه تاریخنگاری این مورخ مشهور برسیم، با جستجوی دیدگاه های مختلف شاهد یکپارچگی نظرات درباره تاریخنگاری او هستیم، ضمن اینکه با وجود انتقادات بسیار حتی از سوی برخی از شاگردان ایشان، در نگاهی کلی در میان بسیاری از اهالی تاریخ از او و سبک نوشتارش به نیکی یاد می شود و آثارش به عنوان مجموعه ای با اهمیت شناخته می شود.
زنان روزنامه نگار در شمال و جنوب کشور، دغدغه ها و فرصت ها (بررسی موردی پیک سعادت نسوان و نورافشان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
1 - 4
حوزههای تخصصی:
پیروزی مشروطیت گفتمان جدیدی بود برای روزنامه نگاران زن تا دراین بستر به تغییرگفتمان فرهنگی بیاندیشند. بیشتر نشریات زنان درتهران فعالیت داشتند ومعدودی ازآنها درخارج از مرکز منتشر می شد. بدیهی است روزنامه نگاری محلی ویژگی های خاصی دارد واختصاص آن به زنان آن را ویژه تر می کند. دراین پژوهش دو نشریه محلی زنانه که دراوایل دوره پهلوی فعالیت داشتند مورد بررسی قرار می گیرد. نشریه پیک سعادت نسوان که درشمال کشور منتشر می شد ونشریه نورافشان که درجنوب کشور به چاپ می رسید. هدف این مقاله بیان اشتراکها وتفاوت های دوفضای فرهنگی درشمال وجنوب کشور است که بر خواستها ونوع مواجهه این دونشریه تاثیر گذارده است. این مقاله با بهره گیری از آرشیو نشریات وبه شیوه توصیفی- تحلیلی تنظیم شده است ودر پی پاسخ به این پرسش است که تفاوت محل انتشاراین دونشریه چگونه در دغدغه های زنان روززنامه نگاری که از دومحیط فرهنگی متفاوت برآمده بودند تاثیرگذارده است. دستاورد پژوهش حاکی ازآن است که گرایش درشمال تحت تاثیرهمسایه شمالی و اندیشه های سوسیالستی عمدتاً حول نگاهی سلبی به تجدد ودرجنوب مبتنی برنگرش ایجابی به تجدد وتوسعه محور بوده است.
روایی و گسترش فرهنگ ایرانی ساسانی در دوره دودمانی تانگ (با تأکید بر میراث ایران ساسانی در گورگاه های شیان لینگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۱۵۴-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
پیوندهای ایران و چین با دوره ساسانی به شکوه رسید؛ آنجا که دوره ساسانی را باید دومین شاهنشاهی بزرگ در پیوند با چین ارزیابی کرد. با تازش تازیان، پیوندهای فرهنگی در زیر سایه روابط امپراتوران تانگ و شاهزادگان (چین نشین) ساسانی گسترش یافت. در این موضوع باید به روابط گائوزنگ لیچی و (همسرش) شهبانو وو زوتیان با پیروز (فرزند یزدگرد)، فرزندش نرسی، پس از سکونت شاهزاده در چانگ آن (پایتخت تانگ) اشاره کرد؛ بنابر منابع، پیکره پیروز در شمار شصت و یکمین پیکره نصب شده در آرامگاه گائوزنگ و همسرش وو زتیان در شیان لینگ بوده است. سه گورگاه دیگر نیز در شیان لینگ، درهم آمیختگی با فرهنگ ساسانی دارند. این پژوهش به بررسی روایی فرهنگ ایران ساسانی در دربار شاهان تانگ و چگونگی بومی شدگی این میراث ساسانی خواهد پرداخت؛ منابع مورد مطالعه این جستار به آثار به دست آماده از گورگاه های زیرزمینی شیان لینگ محدود می شود.
The New Interpretation of the Scene of “Šābuhr Killing Deer” on the Sasanian Silver Plate from the British Museum(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۸, January ۲۰۲۵
35 - 58
حوزههای تخصصی:
The silver plate from the British Museum (inv. 124091) usually attributed as depicting “Šābuhr killing deer”does not have a direct parallel in Sasanian iconography. The attempts were made to explain the image in perspective of relation to Mithraism, however no detailed analysis was done. The plate represents features typical for the Sasanian silver but, at the same time it is modelled upon Mithraic tauroctony. This makes the scene a possibly important argument in discussion regarding the very existence of Iranian Mithraism. The fact that the scene is not a direct copy of the Roman tauroctony arguments for association with Iranian imagery. The scene had to be understood in Iranian terms, despite referring to Roman depictions. This supports the view of Iranian, pre-Zoroastrian Mithraic cult.
استراتژی های زیستی ساکنان مرسین چال در نیمۀ دوم هزاره اول پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
95 - 113
حوزههای تخصصی:
گورستان مرسین چال در شرق روستای تلاجیم در بخش پشتکوه، شهرستان مهدی شهر در شمال استان سمنان در فلات مرکزی ایران واقع شده است. منطقه تلاجیم دارای قابلیت های بالقوه زیستی و معیشتی گسترده ای است که موجب دسترسی مردمان مرسین چال به طیف متنوعی از پوشش گیاهی و جانوری می شده است. این موضوع بر اهمیت مطالعه بقایای اسکلتی گورستان مرسین چال به عنوان بخشی از داده های باستان شناسی که منبع اطلاعاتی بسیار مهمی در جهت مطالعات دیرین تغذیه، عادات و رفتار غذایی، تبیین میزان انطباق و سازگاری با محیط زیست، مدل سازی وضعیت معشیتی و روشن نمودن تفاوت های جنسیتی در سطح تروفیک (نوع تغذیه) هستند، می افزاید؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی استراتژی زیستی-معیشتی ساکنین این گورستان در نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد ازطریق مطالعات زیست باستان شناسی موردمطالعه قرار گرفت. برای دستیابی به هدف مذکور پرسشی مطرح شد، مبنی بر این که، براساس مطالعات آنالیز ایزتوپ پایدار بر روی داه های بیولوژیکی به دست آمده از کاوش های باستان شناختی گورستان مرسین چال، چگونه می توان رژیم غذایی مردمان منطقه موردمطالعه را مشخص نمود؟ در راستای پاسخ گویی به پرسش مذکور، پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات آماری و روش تحلیلی-آزمایشگاهی مطالعات آنالیز ایزوتوپ پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه های کلاژن دندان، بقایای اسکلت های انسانی 12 گور از 49 تدفین کاوش شده گورستان مرسین چال را موردمطالعه قرار می دهد. طبق مطالعات انسان شناسی فیزیکی، بقایای اسکلتی موردمطالعه متعلق به افراد بالغ بوده و شامل هر دو جنسیت زن و مرد می باشند؛ هم چنین برمبنای آنالیز ایزوتوپ های پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه های کلاژن دندان، الگوهای رژیم غذایی ساکنان مرسین چال در نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد موردمطالعه قرار گرفت و به عن وان نتیج ه نهای ی مشخص گردید که با توجه به پتانسیل های زیستی محدوده مورد پژوهش، جامعه مرسین چال دارای رژیم غذایی ترکیبی مبتنی بر گیاهان C3 و C4 بوده و منابع پروتئینی خود را از به طور گسترده از علف خواران و به میزان اندکی از گوشت خواران تأمین می نمودند.