فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۷۲۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله، دو هدف را دنبال می کند. هدف نخست، شناسایی عوامل زیر بنایی و نیز حوزه هایی که اعضای هیات علمی می توانند در تصمیم گیری ها؛ مشارکت نمایند. هدف دوم؛ تدوین الگویی جهت تصمیم گیری مشارکتی اعضای هیات علمی دانشگاه است. برای دستیابی به این اهداف ابتدا از طریق مطالعه و بررسی نظری تحقیق؛ مولفه های الگوی تصمیم گیری اعم از مولفه های «زیر بنایی» (پنج مولفه) و «حوزه ها » (هشت مولفه) احصا و سپس دیدگاههای اعضای هیات علمی؛ گرد آوری شده است. روش تحقیق، از نظر هدف؛ کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها؛ از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل اعضای هیات علمی سه دانشگاه شمال - شرق کشور که مجموعا 1020 بوده است. از این تعداد؛ به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 270 نفر انتخاب شدند که نظرات 198 عضو هیات علمی جمع آوری و تحلیل شده است. روایی پرسشنامه علاوه بر روایی صوری، از طریق تحلیل عاملی مورد ارزیابی قرار گرفته است. قابلیت اعتماد ابزار جمع آوری اطلاعات در مرحله آزمایشی به شیوه باز آزمایی (86/0) و نیز با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، 89/0 به دست آمده است.
نتایج حاکی از آن است که مولفه های «زیر بنایی» الگوی تصمیم گیری مشارکتی؛ مورد تایید قرار گرفته است. البته از بین این مولفه ها، مولفه روانشناختی از میانگین بالاتری در مقایسه با سایر مولفه های: اهداف و ارزش ها؛ ساختاری؛ مدیریتی و فن شناختی برخوردار بوده است. در «حوزه های» الگوی تصمیم گیری مشارکتی نیز، میانگین تمام مولفه ها از میانگین نظری درجه های مورد وصف در ابزار گرد آوری داده ها بیشتر بوده است. لیکن مولفه های آموزش و تدریس؛ علمی و پژوهشی؛ انتظارات و خدمات و مشاوره نسبت به مولفه های آینده پژوهی؛ تسهیلات؛ مدیریتی – اجرایی؛ بودجه و امور مالی؛ بار عاملی و میانگین بیشتری داشته است. از بین این مولفه ها؛ مولفه «بودجـه و امور مالی»؛ از اهمیت مشارکت کمتری نسبت به سایر مولفه های حوزه های الگوی تصمیم گیری، برخوردار بوده است. نتایج همبستگی پیرسون نیز نشان می دهد که بین میانگین های مربوط به مولفه های زیربنایی وحوزه های الگو ی تصمیم گیری مشارکتی؛ رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد. هم چنین بر اساس نتایج حاصله در رابطه با مولفه های الگوی تصمیم گیری مشارکتی برحسب مرتبه علمی وسابقه مدیریتی، تفاوت معنی داری بین گروه های نمونه تحقیق مشاهده نشد و می توان نتیجه گرفت که بین دیدگاه اعضای هیات علمی درباره وضعیت مورد وصف اتفاق نظر وجود دارد. دربررسی تفاوت در «رشته تحصیلی» و «سابقه علمی» در برخی مولفه ها تفاوت معنی داری وجود دارد که این تفاوت ها، از الگوی معینی پیروی ننموده است.
رابطة ویژگی های شخصیتی و جنسیت، و بی میلی به برقراری ارتباط در زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی میلی دانشجویان به برقراری ارتباط در یک زبان خارجی که به معنی گرایش به اجتناب از مکالمه شفاهی است، یکی از اصلی ترین معضلات معلمان زبان است؛ به طوری که اگر منشأ این بی میلی مشخص شود، معلمان زبان می توانند تصمیمات بهتری دربارة کمک به زبان آموزانی بگیرند که در برقراری ارتباط کم میل به نظر می آیند و معمولاً در تعاملات مشارکت نمی کنند. با این حال میزان این بی میلی در افراد متفاوت یکسان نیست و ممکن است به دلایل مختلفی ایجاد شده باشد. این پژوهش به بررسی رابطة ویژگی های شخصیتی و جنسیت دانشجویان با میزان بی میلی آن ها به برقراری ارتباط در یک زبان خارجی پرداخته است. به این منظور پرسشنامه های معتبر «پنج عامل اصلی شخصیت» و پرسشنامة «بی میلی به برقراری ارتباط» به 250 آزمودنی ارائه شد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که از پنج عامل اصلی شخصیت (برون گرایی، عصبیت، وجدانی بودن، تجربه پذیری و سازگاری)، برون گرایی بهترین پیش بینی کنندة بی میلی به برقراری ارتباط بود که رابطة معکوسی با آن داشت. دومین و سومین عامل پیش بینی کننده، عصبیت و وجدانی بودن بودند که به ترتیب رابطة مستقیم و معکوسی با بی میلی به برقراری ارتباط داشتند. همچنین براساس نتایج به دست آمده از آزمون t، هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه پسر و دختر دیده نشد. در پایان، با تحلیل نتایج مطالعه براساس پژوهش های پیشین، اهمیت یافته ها برای معلمان و دست اندرکاران امر آموزش زبان مورد بحث قرار گرفته است.
نقش فراشناخت، هوش و خودکارآمدی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش فراشناخت، هوش و خودکارآمدی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال اول متوسطه بود. نمونه ی پژوهش که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب گردید، شامل 298 دانش آموز (123 دختر و 175 پسر) سال اول دبیرستان شهرستان دنا از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد بود. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه ی آگاهی فراشناختی شراو و دنیسون، خرده مقیاس خودکارآمدی پینتریچ و دی گروت، و آزمون هوشی پیش رونده ی ریون استفاده شد. برای سنجش پیشرفت تحصیلی نیز از نمرات آزمون هماهنگ پایان ترم درس ریاضی و فارسی استفاده گردید. نتایج حاصل از محاسبه ی پایایی و روایی ابزار ها حاکی از پایایی و روایی قابل قبول آن ها بود. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان نشان داد که هوش بیشترین سهم را در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دارد (51/0β =) و بعد از آن به ترتیب خودکارآمدی (16/0β =) و فراشناخت (11/0β =) قرار می گیرد. همچنین، از بین مولفه های فراشناخت تنها دو مولفه دانش موقعیتی (19/0β =) و راهبرد مدیریت اطلاعات (23/0β =) سهم معنا داری در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دارند. در ادامه ی مقاله یافته ها مورد بحث قرار گرفت و پیشنهادهایی در جهت افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان و نیز مولفه های فراشناختی دانش موقعیتی و مدیریت اطلاعات ارائه شد.
مروری بر نظام آموزشی کانادا
حوزههای تخصصی:
طرح کاد
منبع:
پیوند ۱۳۶۱ شماره ۳۳
حوزههای تخصصی:
تأملی بر مقوله تولید و تدوین برنامه درسی با تأکید بر اندیشه آیزنر: مأموریت منسوخ یا معتبر در رشته برنامه درسی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشته برنامهدرسی از حیث هویت حرفهای وضعیت باثباتی ندارد. این تشتت هویتی از جمله به علت مناقشهای است که در باب مأموریتهای رشته مطرح است. در زمینه مأوریتهای رشته هم، از جمله این پرسش مطرح است که آیا عمل برنامه ریزی درسی مأموریت و مسؤولیت ذاتی دانشآموختگان و متخصصان رشته است؟ یا این که تحولات تاریخی رشته در این زمینه به ظاهر روشن تردیدها و تاریکی هایی را به وجود آورده است؟ واقعیت آن است که مأموریت یاد شده دیگر مانند گذشته مورد اجماع نیست، بلکه دو برخورد متفاوت با این مأموریت سنتی در میان صاحبنظران رشته به چشم می خورد که مستحق واکاوی است. از میان این دو، یکی به نفی مطلق این مأموریت میپردازد که مدافعان آن را نومفهوم گرا مینامند، و دومین موضع البته موضع پیچیدهتر و در عین حال معتدلتری است که نزد امثال الیوت آیزنر یافت میشود و تاکنون صورتبندی روشنی از آن ارائه نشده است. وجهه اصلی همت نگارنده، تبیین نگاه نواندیشانه به این مأموریت سنتی رشته است و تلاش شده است با رویکردی نظرورزانه به این هدف جامه عمل بپوشاند. دشواری این تلاش در ضرورت تلفیق نگاههای مدرنیستی (در حوزه برنامه درسی سنتی) و پست مدرنیستی در باب مأموریت رشته برنامهدرسی بوده است که به ظاهر غیر قابل جمع مینمایند.
ارزشیابی تجربه آموزشی اساتید از دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی
حوزههای تخصصی:
اهداف: سیستم ارزشیابی جامع، معتبر و مداوم برای ارزیابی و تضمین کیفیت فعالیت آموزشی اعضای هیات علمی همواره مورد نیاز است. این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه دانشجویان مقطع کارشناسیارشد و دکترای پرستاری در مورد ارزشیابی اساتید انجام شد.
روشها: این پژوهش مطالعهای توصیفی- تحلیلی است که بهصورت مقطعی روی 30 نفر از دانشجویان مقاطع کارشناسیارشد و دکترای پرستاری یکی از دانشکدههای پرستاری شهر تهران که بهصورت سرشماری انتخاب شده بودند در سال 1387 صورت گرفت. دانشجویان ترم اول بهدلیل عدم شناخت کامل از اساتید از مطالعه حذف شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ارزشیابی استاد مشمل بر 16 سئوال بسته بر اساس معیار 5رتبهای لیکرت بود که در سه حیطه اخلاق، فن تدریس و صلاحیت علمی تنظیم شد. روایی و پایایی پرسشنامه قبلاً توسط مدیریت مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشگاه مورد مطالعه تایید شده و همهساله برای ارزشیابی استاد مورد استفاده قرار گرفته بود. دادههای جمعآوریشده با استفاده از نرمافزار SPSS 13 با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: دانشجویان عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی دانشکده را مطلوب ارزیابی نمودند. از نظر 7/76% از دانشجویان، اساتید دارای اخلاق خوب بودند. 3/43% از دانشجویان اعتقاد داشتند که اساتید دارای فن تدریس خوب هستند. 3/33% از دانشجویان اعتقاد داشتند که اساتید از نظر علمی وضعیت خوبی دارند.
: از نکات مثبت اساتید داشتن حُسن خلق، برنامهریزی موثر و تسلط علمی به موضوع درسی است. اساتید محترم باید در زمینه انگیزش دانشجویان برای تحقیق و پژوهش و ارایه کاربردی مطالب درسی تقویت لازم را انجام دهند.
نگاهی تحلیلی بر عملکرد هنرستانهای کاردانش ، موردی از ارزشیابی کیفیت بروندادهای هنرستانهای کاردانش منطقه 2 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" این پژوهش از نوع پژوهشهای توصیفی، کاربردی و ارزشیابی است که با هدف ارزشیابی کیفیت عملکرد (بروندادها) هنرستانهای کاردانش منطقه 2 شهر تهران اجرا شده است. منابع گردآوری اطلاعات در مرحله «تدوین معیارهای قضاوت» شامل متخصصان و اساتید، هنرآموزان، مدیران و معاونان هنرستانها، کارشناسان کاردانش و فنی… حرفه…ای و در مرحله «ارزشیابی کیفیت بروندادها» شامل سه زیر جامعه: مدیران هنرستانها، دانش آموختگان و کارفرمایان است که با بهره گیری از روش سرشماری و نمونه گیری تصادفی ساده مورد بررسی قرار گرفته است. برای انجام دادن پژوهش، با اقتباس از «تجارب موجود در سطح ملی و بین المللی»، «الگوی عناصر سازمانی» و «نظام نشانگرهای آموزش و پرورش»، عوامل (7 عامل) و نشانگرهای مورد نیاز (45 نشانگر) در دو طبقه «بروندادهای اقتصادی» و «بروندادهای غیراقتصادی»، تدوین شده است. سپس با بهره گیری از «پرسشنامه معیارهای قضاوت» و کاربرد «فن دلفی» «معیارهای قضاوت»، تدوین شده است. با بهره گیری از عوامل و نشانگرهای تدوین شده، ابزارهای پژوهش شامل سه پرسشنامه، با در نظرگرفتن روایی (روایی محتوا) و پایایی (آلفای کرونباخ) تهیه شده است. پس از گرد آوری داده ها، با بهره گیری از معیارهای قضاوت، وضع موجود بروندادها ارزشیابی شد. در نهایت از 7 عامل مورد بررسی، 5 عامل «برونداد واسطه ای (پیشرفت و افت تحصیلی)»، «تحقق اهداف اجتماعی ـ آموزشی»، «دانش آموختگان (دانش، مهارت، خلاقیت)»، «اشتغال» و «کارآفرینی» در سطح «نامطلوب» و 2 عامل «ادامه تحصیل » و «رضایت کارفرمایان» نیز در سطح «نسبتا مطلوب» ارزشیابی شده است و در هر دو طبقه «بروندادهای اقتصادی» و « بروندادهای غیر اقتصادی» وضعیت موجود در سطح «نامطلوب» و در نهایت عملکرد این هنرستانها در سطح «نامطلوب» ارزشیابی شده است. در ادامه، برای بهبود وضعیت موجود، پیشنهادها و راهکارهایی ارایه شده است. از نتایج این ارزشیابی می توان در برنامه ریزیهای آتی هنرستانهای کاردانش و بهبود کیفیت همه جانبه آنها استفاده کرد.
"
شیوه های دلبستگی و رضایت از ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رضایت از ازدواج و مفاهیم مرتبط با آن ، بیش از هر مفهوم دیگری در روانشناسی بررسی شده است. این پژوهش نیز برای ارزیابی رابطهی شیوههای دلبستگی با رضایت از ازدواج شده است. هدف اصلی این پژوهش ، شناخت یکی از عوامل مؤثر بر میزان رضایت از ازدواج ، برای کاهش نرخ طلاق بود. برای دستیابی به این هدف ، 100 دانشجوی زن و مرد همراه با همسرانشان از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب به عنوان نمونهی در دسترس گزیده شدند. تمامی آزمودنیها به دو پرسشنامهی شیوهی دلبستگی هازان و شیور ، و رضایت از ازدواج اولسن (این ریخ) پاسخ دادند. یافتهها نشان داد که شیوهی دلبستگی اضطرابی دوسوگرا ، با رضایت از ازدواج ،همبستگی منفی معنادار دارد ؛ در حالی که بین شیوههای دلبستگی ایمن و پرهیزی ، با رضایت از ازدواج همبستگی معنادار به دست نیامد
بازنگری تجربه برنامه ریزی توسعه آموزش و پرورش در ایران
حوزههای تخصصی:
ارزیابی دانشجویان ازکیفیت تدریس اعضای هیأت علمی رشتههای علوم انسانی دانشگاههای شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ین پژوهش بهمنظور ارزیابی کیفیت تدریس (quality of teaching) اعضای هیأت علمی رشتههای علوم انسانی (humanities faculity members) دانشگاههای شهر تهران برمبنای برخی ویژگیهای شخصی وعلمی آنان و نیز ابعاد و عناصر رفتارهای کلاسی در فرایند یاددهی– یادگیری انجام گرفته است.
در این پژوهش، روش توصیفی (descriptive research) از نوع پیمایشی(survey) مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه آماری شامل 20
هزار نفر از دانشجویان رشتههای علوم انسانی و550 نفر عضو هیأت علمی بود.
بهمنظور تعیین حجم نمونه، ابتدا با بهرهگیری از روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک(systematic sampling) از روی لیست اسامی
اساتید، نمونهای به حجم 55 نفر انتخاب شد. سپس به ازای هر عضو هیأت علمی از روی برنامه تدریس آنان دو کلاس درس و از هر
کلاس از روی لیست اسامی دانشجویان 10 نفر و در مجموع به ازای هر عضو هیأت علمی20 نفر دانشجو به روش تصادفی ساده
(simple random sampling) انتخاب گردیدند. بنابراین نمونهای به حجم 1100 نفر از دانشجویان برای پاسخگویی به پرسشنامه محقق
در این پژوهش مشارکت داشتند. این افراد دانشجویان سال سوم و چهارم تحصیلی بودند و بیش از یک نیمسال تحصیلی درسهایی
را با اساتید خود گذرانده بودند و در واقع، نقش مشاهدگر توأم با مشارکت(participant observer) را در فرایند یاددهی– یادگیری نسبت به عملکرد اعضای هیأت علمی ایفا کردند.
ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته شامل 37 مؤلفه مؤثر بر تدریس بود که در سه محور کلی تسلط بر موضوع، مدیریت
کلاسداری (classroommanagement) و روابط انسانی بین استاد و دانشجو تنظیم و برای گردآوری اطلاعات در اختیار دانشجویان نمونه
آماری قرارگرفته است.
نتایج با استفاده از روش مقیاس رتبهای، آزمون همگنی کای دو، تحلیل واریانس یک عاملی و چند عاملی و آزمون «تی» تجزیه و تحلیل
گردیده و برای مقایسههای چندگانه از آزمون توکی (HSD) استفاده شده است. نتایج بهدست آمده نشان داد که بین کیفیت تدریس اعضای
هیأت علمی برحسب محل خدمت و رشته تحصیلی آنان رابطه معناداری وجود دارد، اما در سایر شاخصهای مورد نظر در این پژوهش،
یعنی بین سن، جنس، سنوات تدریس و دانشگاه محل تحصیل با کیفیت تدریس اعضای هیأت علمی رابطه معناداری بهدست نیامد.
روشهای اساسی تربیت نیروی انسانی در فرآیند برنامه ریزی آموزشی
حوزههای تخصصی: