ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۶۲۱ تا ۱۹٬۶۴۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۱۹۶۲۱.

تدوین چارچوب مفهومی برای تبیین ویژگی مشارکت و تعاون در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
این پژوهش با هدف تدوین چارچوب مفهومی برای تبیین ویژگی مشارکت و تعاون در مدارس انجام شده است. رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان این پژوهش 12 نفر از متخصصان بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. فرایند گزینش نمونه ها و گرد آوری داده ها(اتمام نمونه گیری) تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. چارچوب اصلی پرسشهای مصاحبه در مورد مشارکت و تعاون و مؤلفه های آن در مدرسه بود و سؤالات بعدی نیز بر حسب پاسخهای دریافتی، پرسیده می شدند. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها از روشهایی مانند بررسی مداوم داده ها، تحلیل همزمان داده ها، بازخورد به مصاحبه شوندگان، تخصیص زمان کافی و بازنگری ناظری استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل کیفی محتوای مصاحبه ها، سه مقوله حاکمیت جو مشارکتی در مدرسه، مشارکت درون- مدرسه ای و مشارکت و تعامل بیرونی به عنوان ابعاد چارچوب مفهومی مشارکت در مدرسه و دو مقوله تقویت کار شورایی و جو مشارکت و تعاون در مدرسه به عنوان ملاکهای بعد حاکمیت جو مشارکتی در مدرسه، سه مقوله مشارکت و تعامل میان- کلاسی، مشارکت درون- کلاسی و مشارکت در سراسر مدرسه به عنوان ملاکهای بعد مشارکت و تعامل درون- مدرسه ای و چهار مقوله مشارکت و تعامل با مدارس دیگر، مشارکت با محله، مشارکت و تعامل با والدین و مشارکت و همکاری با مراکز علمی، مذهبی و فرهنگی به عنوان ملاکهای بعد مشارکت و تعامل بیرونی مشخص شدند. کارگزاران آموزش و پرورش و مدارس می توانند از دستاوردهای این پژوهش بهره گیری کنند.
۱۹۶۲۲.

تأثیر آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی بر خودنظم دهی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۶
این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی بر خودنظم دهی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی انجام شده است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون، با گروه گواه بود. به این منظور، ۳۰ نفر از دانش آموزان دختر دوره ابتدایی پایه پنجم شهر اراک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. برای غربالگری دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی از پرسشنامه کانرز (1990) ویژه معلمان استفاده شد. همچنین پیش و پس از اجرای نقشه مفهومی برای سنجش خودنظم دهی تحصیلی از پرسشنامه خودنظم دهی تحصیلی کانل و رایان (۱۹۸۷) و از آزمون عملکرد تحصیلی محقق ساخته استفاده شد. آموزش راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی برای گروه آزمایش به مدت دو ماه و طی ۱۶ جلسه ۳۵ دقیقه ای اجرا شد و از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. در این مدت برای گروه گواه هیچ آموزشی اعمال نشد. داده ها با روشهای آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره و نرم افزار SPSS24 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی سبب افزایش خودنظم دهی تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی شده است. (0.001> F =12.57,P). در نتیجه می توان از راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی به عنوان بخشی از برنامه های آموزشی کاربردی در جهت افزایش پیشرفت تحصیلی و بهبود خودنظم دهی تحصیلی دانش آموزان در عرصه تعلیم و تربیت استفاده کرد.
۱۹۶۲۳.

الگوی کاوشگری اجتماعی بر اساس فلسفه برای کودکان از دیدگاه لیپمن در درس مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین عناصر برنامه درسی مطالعات اجتماعی بر بنیاد فلسفه برای کودکان انجام شده است. این پژوهش، براساس هدف، کاربردی و بر اساس روش و نحوه گردآوری داده ها از نوع کیفی است. در این پژوهش، ابتدا به روش کتابخانه ای مروری بر پژوهشهای پژوهشگران پیشین در زمینه مطالعات اجتماعی انجام شده است. نتایج نشان داد که عناصر برنامه درسی کتاب مطالعات اجتماعی در مقطع ابتدایی از غنای کافی برخوردار نیست. لذا، در این پژوهش در پی ارائه الگویی جدید برای این درس بوده ایم. در این راستا، ابتدا عناصری بر اساس شاخصهای دیدگاه لیپمن در برنامه درسی فلسفه برای کودکان، برای این درس استخراج شده سپس، عناصر اجتماعی با عناصر فلسفه برای کودکان به گونه ای کاملاً جدید و تغییر یافته از عناصر معمول و رایج الگوهای برنامه درسی ترکیب و ارائه شده است. برای اهداف، دو هدف شناختی و اجتماعی، براساس استدلال، پرسشگری و تعقل تعیین شده است. آنچه برای محتوا درنظر گرفتیم، محتوای فلسفی- اجتماعی، با سه ملاک "بسندگی ادبی"، "بسندگی روان شناسانه" و "بسندگی فکری" بوده است. برای عنصر شیوه های تدریس، روش اجتماع پژوهشی، گفت وگوی سقراطی و روش مشارکتی به جای روشهای سنتی جایگزین شده و سرانجام برای ارزشیابی، شیوه مبتنی بر عملکرد فردی و جمعی انتخاب شده است. سپس، با توصیف گزاره هایی از فبک مطابق با الگوی کامل فرانکنا به روش استنتاج عملی، الگویی جدید با عنوان کاوشگری اجتماعی برای آن عناصر استنتاج شده است تا در درس مطالعات اجتماعی به کار گرفته شود
۱۹۶۲۴.

نقش و جایگاه فلسفه در آموزش پرستاری: یک مقاله ی مروری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه: پرس تاری ی ک رش ته ی مبتنی بر مبانی فلس فی اس ت و چش م ان داز فلس فی پرس تار ب ر عملک رد آموزشی، پژوهشی و حرفه ای وی تأثی ر م ی گ ذارد. از انجایی که مبانی فلسفی آموزشی در پرستاری، بر روی نحوه تربیت پرستاران تاثیر می گذارد، این مقال ه، با هدف بررسی نقش و جایگاه فلسفه در آموزش پرستاری با استفاده از مطالعات مرتبط انجام شده اس ت. روش ها: این مقاله بر اساس یک مطالعه مروری انجام شده است. جس تجوی متون با استفاده از کلیدواژه های فارسی فلسفه، پرستاری و آموزش پرستاری و انگلیسی philosophy, nursing and nursing education در پای گاه ه ای اطلاعات ی Scholar Google ، wos ، Scopus ، PubMed و Magiran ، Ovid و SID در ب ازه زمان ی 2013 ت ا 2023 انج ام ش د. در مجم وع 55 مقال ه بدس ت آم د ک ه از ای ن بی ن 12مطالع ه م ورد بررس ی ق رار گرف ت. یافته ها: مرور مقالات منتخب، نشان داد که به کارگیری فلسفه در دو حوزه ی آموزش بالینی و نظری پرستاری می تواند در ارتقای کیفیت مراقبت از مددجو نقش داشته باشد. این بررسی هم چنین به درک بهتر از نقش فلسفه در بهبود و توسعه آموزش و عملکرد پرستاری کمک می کند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که ادغام فلسفه در آموزش پرستاری، چه در حوزه بالینی و چه در حوزه نظری، می تواند به بهبود کیفیت مراقبت از بیماران و توسعه دانش پرستاری کمک کند. فلسفه با ارتقای تفکر انتقادی و انسانی تر کردن رویکردهای مراقبتی، به پرستاران کمک می کند تا در تصمیم گیری های بالینی و آموزشی آگاهانه تر و مؤثرتر عمل کنند. بنابراین، توجه بیشتر به فلسفه در طراحی و اجرای برنامه های آموزشی پرستاری می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود عملکرد حرفه ای و ارتقای سطح سلامت جامعه به کار گرفته شود.
۱۹۶۲۵.

نقش واسطه ای سواد اطلاعاتی در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سواد اطلاعاتی در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای معلمان انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری همه معلمان مدارس متوسطه آموزش و پرورش شهرستان ساری در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 3000 نفر بودند که از میان آنان 341 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های انگیزش شغلی لوداهل و کیچنر (1997)، مهارتهای اینترنتی فخاری اشرفی (1391)، سواد اطلاعاتی سیامک و داور پناه (1388) و صلاحیتهای حرفه ای گروه استانداردهای حرفه ای آموزشی ایالت کنتاکی آمریکا (1993) بود که روایی محتوایی آنها با نظر متخصصان تأیید شد. برای تأیید پایایی، محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه های انگیزش شغلی، مهارتهای اینترنتی، سواد اطلاعاتی و صلاحیتهای حرفه ای انجام شد که به ترتیب برابر با 0/90، 0/88، 0/89 و 0/91، به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر) استفاده شد. یافته ها نشان دادند که در سطح اطمینان 95 درصد (0/50=α)، رابطه مثبت معناداری میان انگیزش شغلی با صلاحیتهای حرفه ای، مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای، سواد اطلاعاتی با صلاحیتهای حرفه ای، انگیزش شغلی با سواد اطلاعاتی و میان مهارتهای اینترنتی با سواد اطلاعاتی معلمان دوره متوسطه وجود دارد. همچنین، سواد اطلاعاتی نقشی واسطه ای در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای دبیران متوسطه دارد.
۱۹۶۲۶.

طراحی الگوی رشد خلاقیت دانش آموزان مدارس ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۵
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رشد خلاقیت دانش آموزان مدارس ابتدایی ایران است. برای ارائه این الگو و به دست آوردن داده های متناسب با زمینه مورد مطالعه، از روش کیفی نظریه داده بنیاد استفاده شده است. شرکت کنندگان پژوهش، متخصصان روان شناسی تربیتی، مشاوران حوزه کودک و آشنا به تعلیم و تربیت دوره ابتدایی بودند که 20 نفر از میان آنها به صورت نمونه گیری نظری برای انجام دادن مصاحبه عمیق انتخاب شدند و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. اعتبار یافته ها با روشهای تطبیق از سوی اعضا و انجام مصاحبه های آزمایشی بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی، از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج گویای آن است که 648 گزاره مفهومی اولیه با 21 مقوله اصلی و 71 مقوله فرعی در قالب ابعاد ششگانه مدل مفهومی شامل موجبات علی (4 مقوله)، پدیده اصلی (رشد خلاقیت)، شرایط زمینه ای (4 مقوله)، شرایط محیطی (7 مقوله)، راهبردها (3 مقوله) و پیامدها (3 مقوله) شناسایی شدند. یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود میان آنها پیرامون محور رشد خلاقیت، شکل دهنده مدل مفهومی است که الگوی رشد خلاقیت دانش آموزان مدارس ابتدایی را منعکس می کند.
۱۹۶۲۷.

شناسایی راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
مربیگری آموزشی درحکم یک روش نوین و کارآمد در توسعه حرفه ای معلمان شناخته شده است و در بسیاری از نظامهای آموزشی دنیا به منظور توسعه مدارس، دانشگاهها و مؤسسات به کار بسته شده است. داشتن حضوری فعال و سازنده در عرصه جهانی مستلزم رصد تحولات و رویکردهای نوین حوزه تعلیم و تربیت است که مؤثر و مفید واقع شده اند و با بررسی ابعاد آن باید در جهت بومی ساختن آنها مطابق شرایط و چارچوبهای کشور اقدام کرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان بوده است. این پژوهش کوشیده است با رویکرد کیفی و روش روایت پژوهی به تشخیص این راهبرد ها دست یابد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه باز پاسخ گرد آوری شده است. مشارکت کنندگان بالقوه دانشجویان علوم تربیتی در نظر گرفته شدند که در نظام آموزش وپرورش مشغول به کار بوده اند. نمونه گیری به صورت هدفمند و ملاکی انجام شده است. نمونه آماری از میان مربیان دوره طرح ملی مربیگری یادگیری الکترونیکی در دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شده و 12 مصاحبه صورت پذیرفت. راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان در پنج مضمون کلی «نیازآفرینی مقدم بر نیاز سنجی»، «گسترش تعاملات با نهاد های اثر بخش»، «توسعه مربیگری در نهادهای آموزشی»، «تاکتیکها در سطح آموزش وپرورش» و «تاکتیکها در سطح دولت و سیاستگذاری» منعکس شده اند. مضمونهای به دست آمده نشان دادند که راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش را باید در کوتاه مدت و بلندمدت در نظر گرفت و در این زمینه سرمایه گذاری را به موقع در سطوح مختلف انجام داد.
۱۹۶۲۸.

تبیین پدیدارشناسی چالش های دوران بلوغ دانش آموزان اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین پدیدارشناختی چالش های دوران بلوغ دانش آموزان اوتیسم با کم توانی ذهنی انجام شد. روش: این مطالعه کیفی با روش پدیدارشناسی و تحلیل هفت مرحله ای کلایزی انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با نه مادر دانش آموزان اوتیسم با کم توانی ذهنی گردآوری شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که چالش های دوران بلوغ این دانش آموزان در سه دسته مشترک شامل چالش های جسمانی (تغییرات هورمونی، حساسیت های حسی، مشکلات خواب و گوارشی، تشنج های دوره ای، تغییر اشتها و مشکلات حرکتی)، هیجانی (اضطراب شدید، پرخاشگری، نوسانات خلقی، انزوای اجتماعی، دشواری در تنظیم هیجان، افسردگی و حملات پانیک) و اجتماعی (طردشدگی همسالان، سوء تفاهم های ارتباطی، دشواری در درک قوانین و نشانه های غیرکلامی، محدودیت در فعالیت های گروهی و درک حریم شخصی) قرار می گیرند. افزون بر این، دو دسته چالش ویژه دختران و پسران مشاهده شد: چالش های دختران شامل حساسیت نسبت به تغییرات قاعدگی، اضطراب در مدیریت بهداشت آن، دشواری در درک ارتباط قاعدگی با بدن، حساسیت لمسی و آسیب پذیری در برابر سوء استفاده جنسی؛ و چالش های پسران شامل خودارضایی در مکان های نامناسب، پرخاشگری ناشی از افزایش تستوسترون، حساسیت نسبت به رشد جسمی، مشکلات مدیریت احتلام و بروز رفتارهای تهدیدآمیز بدون درک پیامدهای اجتماعی بود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد دوران بلوغ برای دانش آموزان اوتیسم با کم توانی ذهنی با چالش های متنوع جسمانی، هیجانی و اجتماعی همراه است و مستلزم درک عمیق تر و حمایت هدفمند برای ارتقای کیفیت زندگی نوجوانان و خانواده های آنان می باشد.
۱۹۶۲۹.

آسیب شناسی آموزش نظری مقاطع تحصیلات تکمیلی پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه: دوره های تحصیلات تکمیلی فصل مشترک آموزش و پژوهش در عالی ترین سطوح خود است که در آن برجسته ترین دانش پژوهان جامعه به عالی ترین مباحث علمی می پردازند. ارتقای کیفیت و پویایی برنامه های آموزش عالی مستلزم ارزشیابی و بررسی های کمی و کیفی مستمر است به ویژه برنامه های درسی که در محقق ساختن اهداف آموزشی نقش مؤثری داشته و قلب مراکز دانشگاهی محسوب می شوند؛ بنابراین این مطالعه باهدف آسیب شناسی دروس نظری در مقاطع تحصیلات تکمیلی رشته پرستاری با محوریت تبیین دیدگاه ها و ادراکات اساتید و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای پرستاری انجام شد. روش کار: این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قرار دادی انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند با بررسی تجارب و دیدگاه های 21 نفر (8 عضو هیئت علمی و 13 دانشجوی مقطع تحصیلات تکمیلی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا) درباره برنامه درسی دوره و چالش های موجود انجام گردید. مصاحبه ها نیمه ساختاریافته و فردی بود و پس از کسب نظرات افراد و مکتوب نمودن آن ها، کدگذاری عبارات مهم و مرتبط انجام شد. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها تعداد 503 کد و 27 زیر طبقه استخراج شد که در چهار مضمون اصلی چالش های مدیریتی شامل مشکلاتی مرتبط با مدیریت و رهبری، چالش های ساختاری در ارتباط با موانع سازمانی و هماهنگی ها، چالش های روان شناختی در ارتباط با مشکلات ذهنی و ارتباطی کارکنان و چالش های اجرایی مرتبط با موانع در اجرای وظایف و فرآیندهای کاری قرار گرفتند. نتیجه گیری: توجه به این چالش ها و فراهم ساختن بستری برای پاسخگویی به نیازها و غلبه بر چالش ها می تواند در محقق ساختن اهداف آموزشی نقش داشته باشد و سیاستگزاران برنامه های آموزشی در این مقاطع و همچنین مدیران آموزشی باید این موضوع را مدنظر قرار دهند.
۱۹۶۳۰.

طراحی الگوی برنامه درسی ایرانی-اسلامی آسیب های دانش معلمان بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: پژوهش حاضر، طراحی الگوی برنامه درسی ایرانی-اسلامی آسیب های دانش معلمان بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی بود. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. جامعه هدف این پژوهش شامل خبرگان و صاحبنظران دانشگاهی بود و همچنین تحلیل اسناد آموزشی و برنامه های درسی به عنوان منبع داده ای اضافی مورد استفاده قرار گرفت تا اطلاعات جامع تری درباره عوامل موثر بر آسیب های دانش حاصل شود. تعداد نمونه پژوهش طبق قاعده اشباع نظری با 21 نفر خاتمه یافت. جهت نمونه گیری نیز از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش، الگوی پارادایمی ایرانی-اسلامی بر پایه ارزش های توحیدی، انعطاف پذیری، بومی سازی و توجه به متغیرهای جمعیتی طراحی شد. این الگو قادر است ضمن کاهش آسیب های دانش معلمان در ابعاد شناختی، عاطفی و روانی-حرکتی، کیفیت آموزش را ارتقا دهد و به توسعه پایدار آموزشی منجر شود. همچنین الگوی پیشنهادی مناسب ترین است زیرا بومی و پاسخگوی نیازهای ایرانی- اسلامی است و می تواند به توسعه پایدار آموزشی کمک کند.
۱۹۶۳۱.

اثربخشی تمرینات ادراکی حرکتی جانستون و رامون و فعالیت حرکتی مبتنی با الگودهی ویدئویی بر رشد حرکتی و کارکرد اجرایی کودکان دارای اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی تمرینات ادراکی حرکتی جانستون و رامون و فعالیت حرکتی مبتنی با الگودهی ویدئویی بر رشد حرکتی و کارکرد اجرایی کودکان دارای اختلال یادگیری بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری آن شامل تمام دانش آموزان ۷ تا ۱۰ساله دارای اختلال یادگیری شهر تهران بودند که تعداد ۳۰ نفر به صورت در دسترس انتخاب، سپس به صورت تصادفی ساده به ۳ گروه ۱۰ نفره تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون مهارت های حرکتی درشت – نسخه دوم، پرسش نامه کارکردهای اجرایی بریف و تست ویسکانسین استفاده شد. گروه مداخله اول تمرینات ادراکی-حرکتی جانستون و رامون و گروه مداخله دوم فعالیت بدنی مبتنی با الگودهی ویدئویی را به مدت ۲ ماه، هفته ای ۳ جلسه اجرا کردند، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرده و به فعالیت های روزمره خود ادامه داد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که تمرینات ادراکی-حرکتی جانستون و رامون بر رشد حرکتی شامل، مهارت جابجایی (96/7=F، 002/0>P، 37/0=2ƞ)و مهارت کنترل شئ (37/4=F، 02/0>P، 24/0=2ƞ) و کارکرد اجرایی، شامل مهارت های تنظیم رفتار (07/6=F، 007/0>P، 31/0=2ƞ)، مهارت فراشناختی (84/6=F، 004/0>P، 33/0=2ƞ) و خطا درجاماندگی (05/8=F، 002/0>P، 37/0=2ƞ) تأثیر معناداری داشته است، اما بین تمرینات ادراکی-حرکتی جانستون و رامون و تمرینات حرکتی الگودهی ویدئویی بر رشد حرکتی و کارکرد اجرایی تفاوت معناداری وجود ندارد؛ به جز در مولفه جابجایی، گروه جانستون و رامون بهتر بودند (004/0=P). نتیجه گیری: با توجه به اینکه هر دو روش مؤثر بودند ولی در مولفه جابجایی، روش جانستون و رامون برتر بود، ادغام آن ها می تواند پوشش جامع تری ایجاد کند. لذا پیشنهاد می شود که از تمرینات ادراکی حرکتی جانستون و رامون و فعالیت حرکتی با الگودهی ویدئویی برای افزایش مشارکت و بهره وری دانش آموزان دارای اختلال یادگیری استفاده گردد.
۱۹۶۳۲.

مقایسه مهار هیجانی، سیستم های مغزی_رفتاری و اعتیاد به فضای مجازی در نوجوانان با و بدون لکنت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: لکنت زبان یکی از شایعترین اختلالات روانی کلام است و پژوهش های روان شناختی برای شناخت بهتر این اختلال ضروری است. هدف این پژوهش مقایسه مهار هیجانی، سیستم های مغزی_رفتاری و اعتیاد به فضای مجازی در نوجوانان با و بدون لکنت زبان بود. روش: طرح پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش تمامی نوجوانان مراجعه کننده به مراکز گفتار درمانی شهر گرگان در سال 1403 بودند. تعداد 80 نوجوان (40 نوجوان با لکنت زبان و 40 نوجوان دیگر) به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های مهار هیجانی راجر و نشوور (1987)، سیستم های مغزی_رفتاری کارور و وایت (1994) و اعتیاد به فضای مجازی یانگ (1998) بود. داده ها با آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری و استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که نوجوانان با لکنت زبان در مقایسه با نوجوانان دیگر از مهار هیجانی، بازداری رفتاری و اعتیاد به فضای مجازی بیشتری دارند (05/0>P). همچنین در مهار خشم بین دو گروه نوجوانان با و بدون لکنت زبان تفاوت معنادار وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: تقویت مهارت های تنظیم هیجان و سیستم فعال سازی رفتاری نوجوانان با لکنت زبان باعث کاهش اعتیاد به فضای مجازی و مشکلات بین فردی، اجتماعی و آموزشی این نوجوانان می شود.
۱۹۶۳۳.

تحلیل محتوای کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی بر اساس میزان توجه به مؤلفه های فرهنگ یادگیری مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی بر اساس میزان توجه به مؤلفه های فرهنگ یادگیری مشارکتی، به شیوه توصیفی شامل تحلیل اسنادی و نیز تحلیل محتوای کمی انجام شده است. جامعه پژوهش محتوای 6 جلد کتاب فارسی (فارسی و نگارش) دوره دوم ابتدایی بود که باتوجه به ماهیت موضوع از نمونه گیری صرف نظر و کل جامعه پژوهش، بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، داده های اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوا با استفاده از شاخصهای توصیفی در فرایند تحلیلی آنتروپی شانون مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که توجه به فرهنگ یادگیری مشارکتی در راستای کیفیت بخشی آموزشی، امری ضروری در برنامه درسی است. همچنین تحلیل کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی نشان داد که مؤلفه های فرهنگ یادگیری مشارکتی در کتابهای فارسی پایه های مختلف به صورت متفاوتی مورد تأکید قرار گرفته اند. به طوری که در کتاب فارسی پایه چهارم بیشترین تأکید بر مؤلفه تحول آفرینی (با 184 فراوانی) و کمترین تأکید بر مؤلفه فرایند- محوری (با 106 فراوانی)، در کتاب فارسی پایه پنجم بیشترین تأکید بر مؤلفه تعامل- محوری (با 233 فراوانی) و کمترین تأکید بر مؤلفه فرایند- محوری (با 88 فراوانی) و در کتاب فارسی پایه ششم بیشترین تأکید بر مؤلفه تعامل- محوری (با 255 فراوانی) و کمترین تأکید بر مؤلفه فرایند- محوری (با 144 فراوانی) شده است.
۱۹۶۳۴.

اثربخشی طراحی آموزش مبتنی بر یادگیری الکترونیکی تلفیقی بر درگیری تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه: درگیری تحصیلی از جمله متغیرهای اساسی فرآیند یادهی-یادگیری است. زمانی که صحبت از آموزش الکترونیکی باشد، این اهمیت بیشتر می شود؛ چون از معیارهای موفقیت دوره های الکترونیکی میزان درگیر سازی آن است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی طراحی آموزش مبتنی بر یادگیری الکترونیکی تلفیقی بر درگیری تحصیلی دانشجویان در درس طراحی واحد یادگیری انجام شد. روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه فرهنگیان استان همدان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. از این جامعه آماری، تعداد 30 نفر به شیوه تصادفی انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش (15 نفره) گماشته شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو و تسانگ بود که دارای روایی و پایایی تأیید شده است. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری کوواریانس به کمک نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها: یافته پژوهش نشان داد که طراحی آموزش مبتنی بر یادگیری الکترونیکی تلفیقی، اثربخشی بیشتری نسبت به آموزشی الکترونیکی مرسوم بر درگیری تحصیلی دانشجویان در درس طراحی واحد یادگیری دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتیجه پژوهش پیشنهاد می شود که در محیط یاددهی- یادگیری الکترونیکی از اصول آموزش الکترونیکی تلفیقی برای افزایش درگیری تحصیلی یادگیرندگان استفاده شود.
۱۹۶۳۵.

مقایسه خودکارآمدی اجتماعی، انعطاف پذیری شناختی و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی میان دانش آموزان دو زبانه (ترک، کرد و ارمنی) پایه ششم مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۳
هدف پژوهش حاضر مقایسه خودکارآمدی اجتماعی، انعطاف پذیری شناختی و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی میان دانش آموزان دو زبانه (ترک، کرد و ارمنی) پایه ششم مقطع ابتدایی است. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، علی- مقایسه ای (پس رویدادی) است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دو زبانه (ترک، کرد و ارمنی) پایه ششم مدارس غیرانتفاعی شهر ارومیه در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که در مجموع تعداد آنها 5876 دانش آموز (2985 دانش آموز ترک، 2354 دانش آموز کرد و 537 دانش آموز ارمنی) بود. حجم نمونه به روش تصادفی طبقه ای و بر حسب جنسیت، 50 دانش آموز برای هر زبان و در کل 150 نفر تعیین شده است. برای گردآوری داده ها از سه ابزار اندازه گیری استاندارد خودکارآمدی اجتماعی نوجوانان(کنلی، 1989)، انعطاف پذیری شناختی(دنیس و واندروال، ۲۰۱۰) و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی(تدینی، 1385) استفاده شده است. نتایج نشان داد که میان دانش آموزان دو زبانه ترک، کرد و ارمنی، در متغیر خودکارآمدی اجتماعی، انعطاف پذیری شناختی و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی تفاوت معنادار وجود ندارد، اما برخی مؤلفه ها مانند قاطعیت در دانش آموزان دختر و جایگزین، کنترل، علاقه و نیاز در دانش آموزان پسر بیشتر بود. یافته های پژوهش حاضر نشان دادند اگر شرایط عادلانه اجتماعی و آموزشی فراهم باشد فراگیران، فارغ از ویژگیهای عرضی (قومی، زبانی، فرهنگی و...) می توانند همانند سایر همسالان خود به مهارتهای شناختی و عاطفی دست یابند.
۱۹۶۳۶.

بررسی تطبیقی الگوهای شناسایی و هدایت استعدادهای برتر در ایران و کشورهای توسعه یافته(مطالعه موردی آمریکا و اسپانیا)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۰
هدف از پژوهش حاضر،بررسی تطبیقی الگوهای جذب وآموزش کودکان تیزهوش در شناسایی و هدایت استعدادهای برتر در ایران با کشورهای توسعه یافته بود. در این مقایسه دو کشور آمریکا به علت تنوع شیوه های استعدادیابی و آموزش تیزهوشان،و اسپانیا به این دلیل که از نظر اقتصادی و سابقه و غنای آموزش و پرورش دانش آموزان در سطح نسبتاً مطلوب قرار دارد، گزینش شدند. روش کار: پژوهش حاضر با روش توصیفی - تطبیقی با رویکرد کیفی، انجام پذیرفته و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از اسناد و مدارک معتبر با شیوه اسنادی یا کتابخانه ای با ابزار فیش برداری گردآوری گردیده و با طبقه بندی و تحلیل اطلاعات نسبت به تجزیه و تحلیل مطالب و مقایسه تطبیقی اقدام شده است. نتایج: یافته ها نشان داد با آن که در کشورمان، مزایایی چون گزینش سالم و سراسری و هم افزایی علمی دانش آموزان تیزهوش را نمی توان از نظر دور نگه داشت، با آسیب هایی چون تاخیر در شناسایی استعدادهای برتر، نبود واحدهای درسی مربوط به تیزهوشان در تربیت معلم و نیز عدم بکارگیری روش های استاندارد و متنوع شناسایی استعداد روبرو هستیم. به نظر می رسد شیوه های شناسایی در آمریکا از دو کشور ایران و اسپانیا بسیار متنوع تر و بهنگام تر است و طرح شهاب که در چند سال اخیر در کشور ما در حال اجراست، بیشتر به شیوه های استعدادیابی در ایالات متحده نزدیک است.نتیجه گیری: پیشنهاد دسته بندی تیزهوشان در گروه های متفاوت و آموزش گروه برتر آنها در مدارس خاص و سایر گروه ها با شیوه شهاب به همراه طرح غنی سازی، می تواند از راه کارهای قابل بررسی باشد.
۱۹۶۳۷.

شناسایی چالشها و راهکارهای ارتقای کیفیت آموزش دستیاری تخصصی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه: اگر چه دستیاران در حال آموزش برای دوره تخصص هستند ولی بسیاری از مراقبت های روزانه از بیمار را انجام می دهند. این پژوهش با هدف شناسایی چالش ها و راهکارهای ارتقای کیفیت آموزش دستیاری تخصصی انجام شده است. روش ها: مطالعه کیفی حاضر با روش تحلیل محتوا انجام شد .نمونه تحقیق مقالات با موضوع آموزش دستیاری، برنامه های دستیاری، مشکلات دوره دستیاری بوده است. 26 مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شدند. کدگذاری باز مقالات با استفاده از نرم افزار MAXQDA10 انجام گرفت. در مرحله بعد، کدها بر اساس تشابه مفهومی و معنایی گروه بندی و هر طبقه با عناوینی که مبین ویژگی های آن بود، نامگذاری شد. یافته ها: چالش های موثر بر ارتقای کیفیت آموزش دستیاری با 5 مضمون(انتظارات نامعقول آموزشی از دستیاران، فرسودگی شغلی دستیاران، ایجاد اختلال در خلال یادگیرهای عملی، پیچیدگی بیمارستان های آموزشی، استاندارد نبودن برنامه آموزشی) و راهکارهای ارتقای کیفیت آموزش دستیاری با 11 مضمون(نظارت سازمان یافته برکار آموزشی و درمانی دستیاران، آموزش موثر استادان، یادگیری با استفاده از شبیه سازی، آموزش مبتنی برتجربه و تمرین، آموزش ایمنی و مراقبت های بهداشت عمومی به دستیاران ، دادن بازخورد آموزشی، طراحی برنامه آموزشی استاندارد، انجام اعتبار بخشی بصورت مداوم، آموزش یادگیری خودراهبر و مستقل، کاهش حجم کار درمانی، ایجاد تعادل بین امور آموزشی و درمانی) شناسایی شد. نتیجه گیری: آموزش دستیاران تخصصی پزشکی جزء جدایی ناپذیر کیفیت مراقبت از بیماران در بیمارستان های آموزشی است. شناخت مشکلات آموزشی دستیاران و تلاش در جهت رفع این مشکلات بر روند درمان بیماران تاثیر مثبت خواهد داشت.
۱۹۶۳۸.

تأثیر یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی دانش آموزان در درس تفکر و پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۴
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر یادگیری معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان پایه ششم در درس تفکر و پژوهش بود. روش پژوهش تجربی و طرح پژوهش نیمه تجربی با پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان پایه ششم شهرستان ملایر در سال تحصیلی 1400- 1399 بودند که از میان آنها، 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. با توجه به طرح پژوهش، برای گرد آوری داده ها پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003) با ضریب پایایی 0/68، ابتدا به عنوان پیش آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت روش آموزشی یادگیری معکوس و گروه گواه تحت روش آموزشی سنتی در درس تفکر و پژوهش قرار گرفتند. پس از پایان جلسات، برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیری) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که میان دو گروه از لحاظ متغیر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های آن تفاوت معنا دار وجود دارد. به عبارت دیگر نتایج پژوهش حاضر نشان داد که روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش بر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های درگیری ذهنی، بلوغ شناختی و خلاقیت دانش آموزان تأثیری معنادار داشته است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش به روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش می تواند فرصتی مناسب برای تقویت گرایش به تفکر انتقادی دانش آموزان فراهم کند.
۱۹۶۳۹.

سبک یادگیری معلم، بعدی مغفول در فرایند کلاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۱
سبکهای یادگیری معلمان بر عملکرد آنها در کلاس مؤثرند؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی فرایند کلاسی معلمان با سبک یادگیری همگرا و واگرا انجام شده است. روش پژوهش، پدیدارشناسی از نوع توصیفی و میدان پژوهش شامل معلمان دوره ابتدایی استان مرکزی در سال 1401-1400 بود که با 22 نفر به اشباع رسید. داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی (1978) تحلیل و اعتبارسنجی شدند و باورپذیری یافته ها با به کارگیری روش لینکلن و گوبا (1985) حاصل شد. یافته ها شامل 10 مضمون و 22 زیرمضمون در دو بخش معلمان همگرا و واگرا، پیامدها و مقایسه میان آنها بود. نتایج نشان داد که معلمان با سبک یادگیری همگرا روش تدریس تجربه- محور، مدیریت معلم -محور کلاس و ارزشیابی ملاک مرجع را انتخاب کرده و با چالشهایی مانند انتقاد اولیا از سخت گیری زیاد و نارضایتی دانش آموزان از محدودیتها و وابستگی دانش آموزان پایه های پایین تر به معلم مواجه اند. اما معلمان با سبک یادگیری واگرا روش تدریس تعاملی، مدیریت منعطف کلاس درس و ارزشیابی مفهومی را ترجیح داده و با چالشهای کلاس پر سر و صدا، خستگی معلم و مقاومت دانش آموزان در برابر تغییر عادتها مواجه اند. به هر دو گروه از معلمان توصیه می شود که با شناخت ویژگیهای فردی خود و روندی که سبکهای یادگیری در کلاس ایجاد می کنند، عوامل زمینه ساز نارضایتیها را کنترل کنند و در جهت بهبود شرایط کلاس درس گامی مؤثر بردارند.
۱۹۶۴۰.

کاوش الگوی حکمرانی در نظامهای آموزشی در منظومه فکری حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۶
الگوهای رایج حکمرانی در نظامهای آموزشی که اغلب بر پارادایمهای فکری غربی ابتناء یافته اند با ناسازواریهای آشکاری در مواجهه با مبانی اندیشه اسلامی همراه اند و این موضوع از فقدان الگوهای نظری حکمرانی مبتنی بر آراء اندیشمندان مسلمان نشأت گرفته است. از این رو پژوهش حاضر با هدف کاوش الگوی حکمرانی در نظامهای آموزشی در هندسه فکری حضرت آیت الله خامنه ای با روش نظریه پردازی داده بنیاد و با استفاده از نرم افزار تحلیل کیفی Atlas.ti و تمام خوانی بیانات معظم له طی سالهای 1368 تا 1402 انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که الگوی استخراج شده بر چهار عامل زمینه ای (شامل اراده و مشارکت مردم، نفی سلطه استکبار، رفع تبعیض و بی عدالتی و رفع عقب ماندگی علمی)، چهار عامل علّی (شامل حکومت اسلامی، آرمان گرایی واقع بین، حاکمیت مشروع و مقبول و خودباوری)، چهار عامل پیش برنده (ثبات مدیریت، نقش آفرینی حلقه های میانی، شایسته سالاری و انتقادپذیری) و پنج عامل بازدارنده (جاهلیت مدرن، وابستگی علمی، نفوذ در نظام آموزشی، قانون گریزی و بی اخلاقی علمی) شکل گرفته است و پدیده محوری الگو شامل شش ویژگی اساسی (شامل فسادستیزی، انعطاف پذیری، قانون مداری، پاسخگویی، وحدت و یکپارچگی و همکاری و هم افزایی) و هفت راهبرد (شامل مشارکت جویی، روحیه جهادی، معنویت، نظارت، روحیه و تفکر انقلابی، تحول و نوآوری و برنامه ریزی) و پنج پیامد (شامل اقتدار علمی، نخبه پروری، پیشرفت و اعتلای جامعه، تولید علم نافع و اعتماد عمومی) و در نهایت پنج آرمان اصلی (شامل ایجاد تمدن نوین اسلامی، تحقق حیات طیبه، احیای عزت ملی، رسیدن به مرجعیت علمی و استقرار نظام آموزشی اسلامی) است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان