تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت دوره 41 زمستان 1404 شماره 164 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

کاوش الگوی حکمرانی در نظامهای آموزشی در منظومه فکری حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۹
الگوهای رایج حکمرانی در نظامهای آموزشی که اغلب بر پارادایمهای فکری غربی ابتناء یافته اند با ناسازواریهای آشکاری در مواجهه با مبانی اندیشه اسلامی همراه اند و این موضوع از فقدان الگوهای نظری حکمرانی مبتنی بر آراء اندیشمندان مسلمان نشأت گرفته است. از این رو پژوهش حاضر با هدف کاوش الگوی حکمرانی در نظامهای آموزشی در هندسه فکری حضرت آیت الله خامنه ای با روش نظریه پردازی داده بنیاد و با استفاده از نرم افزار تحلیل کیفی Atlas.ti و تمام خوانی بیانات معظم له طی سالهای 1368 تا 1402 انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که الگوی استخراج شده بر چهار عامل زمینه ای (شامل اراده و مشارکت مردم، نفی سلطه استکبار، رفع تبعیض و بی عدالتی و رفع عقب ماندگی علمی)، چهار عامل علّی (شامل حکومت اسلامی، آرمان گرایی واقع بین، حاکمیت مشروع و مقبول و خودباوری)، چهار عامل پیش برنده (ثبات مدیریت، نقش آفرینی حلقه های میانی، شایسته سالاری و انتقادپذیری) و پنج عامل بازدارنده (جاهلیت مدرن، وابستگی علمی، نفوذ در نظام آموزشی، قانون گریزی و بی اخلاقی علمی) شکل گرفته است و پدیده محوری الگو شامل شش ویژگی اساسی (شامل فسادستیزی، انعطاف پذیری، قانون مداری، پاسخگویی، وحدت و یکپارچگی و همکاری و هم افزایی) و هفت راهبرد (شامل مشارکت جویی، روحیه جهادی، معنویت، نظارت، روحیه و تفکر انقلابی، تحول و نوآوری و برنامه ریزی) و پنج پیامد (شامل اقتدار علمی، نخبه پروری، پیشرفت و اعتلای جامعه، تولید علم نافع و اعتماد عمومی) و در نهایت پنج آرمان اصلی (شامل ایجاد تمدن نوین اسلامی، تحقق حیات طیبه، احیای عزت ملی، رسیدن به مرجعیت علمی و استقرار نظام آموزشی اسلامی) است.
۲.

اثربخشی آموزش روان شناختی انتظار- محور مبتنی بر آموزه های مهدویت بر میزان گرایش به خطرپذیری و تاب آوری دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش روان شناختی انتظار- محور مبتنی بر آموزه های مهدویت بر میزان گرایش به خطرپذیری و تاب آوری دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر اهواز در سال تحصیلی 1402-1401 انجام یافته است. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر اهواز بود. به منظور تعیین نمونه با به کارگیری روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند از میان جامعه آماری، 32 دانش آموز انتخاب شدند و با گمارش تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه 16 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خطرپذیری زاده محمدی و همکاران (1390) و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. گروه آزمایش تحت آموزش بسته انتظار-محور مبتنی بر آموزه های مهدویت طی 12 جلسه 75دقیقه ای (هفته ای یک بار) قرار گرفتند، درحالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل واریانس با اندازه گیریهای مکرر استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS26 صورت پذیرفت. نتایج تجزیه و تحلیل فرضیه پژوهش نشان داد که آموزش روان شناختی انتظار-محور مبتنی بر آموزه های مهدویت بر خطرپذیری و تاب آوری دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم مؤثر بود (0/05>p). از این رو، متخصصان فعال در حوزه کار با نوجوانان می توانند به منظور کاهش گرایش به خطرپذیری و افزایش تاب آوری در گروه نوجوانان در کنار سایر مداخلات روان شناختی از آموزش روان شناختی انتظار- محور مبتنی بر آموزه های مهدویت نیز بهره بگیرند.
۳.

الگوی کاوشگری اجتماعی بر اساس فلسفه برای کودکان از دیدگاه لیپمن در درس مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف تبیین عناصر برنامه درسی مطالعات اجتماعی بر بنیاد فلسفه برای کودکان انجام شده است. این پژوهش، براساس هدف، کاربردی و بر اساس روش و نحوه گردآوری داده ها از نوع کیفی است. در این پژوهش، ابتدا به روش کتابخانه ای مروری بر پژوهشهای پژوهشگران پیشین در زمینه مطالعات اجتماعی انجام شده است. نتایج نشان داد که عناصر برنامه درسی کتاب مطالعات اجتماعی در مقطع ابتدایی از غنای کافی برخوردار نیست. لذا، در این پژوهش در پی ارائه الگویی جدید برای این درس بوده ایم. در این راستا، ابتدا عناصری بر اساس شاخصهای دیدگاه لیپمن در برنامه درسی فلسفه برای کودکان، برای این درس استخراج شده سپس، عناصر اجتماعی با عناصر فلسفه برای کودکان به گونه ای کاملاً جدید و تغییر یافته از عناصر معمول و رایج الگوهای برنامه درسی ترکیب و ارائه شده است. برای اهداف، دو هدف شناختی و اجتماعی، براساس استدلال، پرسشگری و تعقل تعیین شده است. آنچه برای محتوا درنظر گرفتیم، محتوای فلسفی- اجتماعی، با سه ملاک "بسندگی ادبی"، "بسندگی روان شناسانه" و "بسندگی فکری" بوده است. برای عنصر شیوه های تدریس، روش اجتماع پژوهشی، گفت وگوی سقراطی و روش مشارکتی به جای روشهای سنتی جایگزین شده و سرانجام برای ارزشیابی، شیوه مبتنی بر عملکرد فردی و جمعی انتخاب شده است. سپس، با توصیف گزاره هایی از فبک مطابق با الگوی کامل فرانکنا به روش استنتاج عملی، الگویی جدید با عنوان کاوشگری اجتماعی برای آن عناصر استنتاج شده است تا در درس مطالعات اجتماعی به کار گرفته شود
۴.

شناسایی راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۲
مربیگری آموزشی درحکم یک روش نوین و کارآمد در توسعه حرفه ای معلمان شناخته شده است و در بسیاری از نظامهای آموزشی دنیا به منظور توسعه مدارس، دانشگاهها و مؤسسات به کار بسته شده است. داشتن حضوری فعال و سازنده در عرصه جهانی مستلزم رصد تحولات و رویکردهای نوین حوزه تعلیم و تربیت است که مؤثر و مفید واقع شده اند و با بررسی ابعاد آن باید در جهت بومی ساختن آنها مطابق شرایط و چارچوبهای کشور اقدام کرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان بوده است. این پژوهش کوشیده است با رویکرد کیفی و روش روایت پژوهی به تشخیص این راهبرد ها دست یابد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه باز پاسخ گرد آوری شده است. مشارکت کنندگان بالقوه دانشجویان علوم تربیتی در نظر گرفته شدند که در نظام آموزش وپرورش مشغول به کار بوده اند. نمونه گیری به صورت هدفمند و ملاکی انجام شده است. نمونه آماری از میان مربیان دوره طرح ملی مربیگری یادگیری الکترونیکی در دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شده و 12 مصاحبه صورت پذیرفت. راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان در پنج مضمون کلی «نیازآفرینی مقدم بر نیاز سنجی»، «گسترش تعاملات با نهاد های اثر بخش»، «توسعه مربیگری در نهادهای آموزشی»، «تاکتیکها در سطح آموزش وپرورش» و «تاکتیکها در سطح دولت و سیاستگذاری» منعکس شده اند. مضمونهای به دست آمده نشان دادند که راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش را باید در کوتاه مدت و بلندمدت در نظر گرفت و در این زمینه سرمایه گذاری را به موقع در سطوح مختلف انجام داد.
۵.

سبک یادگیری معلم، بعدی مغفول در فرایند کلاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۵
سبکهای یادگیری معلمان بر عملکرد آنها در کلاس مؤثرند؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی فرایند کلاسی معلمان با سبک یادگیری همگرا و واگرا انجام شده است. روش پژوهش، پدیدارشناسی از نوع توصیفی و میدان پژوهش شامل معلمان دوره ابتدایی استان مرکزی در سال 1401-1400 بود که با 22 نفر به اشباع رسید. داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی (1978) تحلیل و اعتبارسنجی شدند و باورپذیری یافته ها با به کارگیری روش لینکلن و گوبا (1985) حاصل شد. یافته ها شامل 10 مضمون و 22 زیرمضمون در دو بخش معلمان همگرا و واگرا، پیامدها و مقایسه میان آنها بود. نتایج نشان داد که معلمان با سبک یادگیری همگرا روش تدریس تجربه- محور، مدیریت معلم -محور کلاس و ارزشیابی ملاک مرجع را انتخاب کرده و با چالشهایی مانند انتقاد اولیا از سخت گیری زیاد و نارضایتی دانش آموزان از محدودیتها و وابستگی دانش آموزان پایه های پایین تر به معلم مواجه اند. اما معلمان با سبک یادگیری واگرا روش تدریس تعاملی، مدیریت منعطف کلاس درس و ارزشیابی مفهومی را ترجیح داده و با چالشهای کلاس پر سر و صدا، خستگی معلم و مقاومت دانش آموزان در برابر تغییر عادتها مواجه اند. به هر دو گروه از معلمان توصیه می شود که با شناخت ویژگیهای فردی خود و روندی که سبکهای یادگیری در کلاس ایجاد می کنند، عوامل زمینه ساز نارضایتیها را کنترل کنند و در جهت بهبود شرایط کلاس درس گامی مؤثر بردارند.
۶.

بازنمایی معنایی تجربه زیسته دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) از مدرسه: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۶
آموزش وپرورش فرایندی ارتباطی است. پایه های هر ارتباط را زبان تشکیل می دهد. زبان در کلاس درس نقشی مهم در فرایند تدریس و یادگیری دارد و برای برقراری ارتباط میان معلمان و دانش آموزان در تعامل کلاس درس ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بازنمایی معنایی تجربه زیسته دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) از مدرسه بوده است. پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) مقطع ابتدایی شهرستان سراوان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. ۱۸ دانش آموز با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه آماری تا رسیدن به اشباع اطلاعاتی انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل محتوای مضمونی تجزیه وتحلیل شدند. تحلیل عمیق دیدگاه های دانش آموزان، موجب شناسایی و دسته بندی چهار مضمون سازمان دهنده شامل زیستگاه آموزشی با سه مضمون پایه مکان یادگیری، مکان مهارت آموزی و مکان تعیین شغل؛ زیستگاه عاطفی با دو مضمون پایه مکان آسایش روحی و فکری و مکان آشنایی؛ زیستگاه اجتماعی با دو مضمون پایه مکان روابط اجتماعی و مکان آماده سازی و زیستگاه پرورشی با مضمون پایه مکان تربیتی پاک شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مدرسه دارای جایگاهی ویژه و خاص برای دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) است. ازاین رو، توجه به دانش آموزان دوزبانه در نظام آموزشی سبب احترام و افتخار به فرهنگ محلی می شود و همچنین راهکاری است برای مقابله با بی عدالتی و رفتارهای تبعیض آمیز در حوزه حقوق اقلیتها. مسئولان و مشاوران مدارس لازم است از این ظرفیت برای ارتقای تحصیلی دانش آموزان دوزبانه (بلوچ) بهره بگیرند.
۷.

بررسی تأثیر باورهای دینی- مذهبی بر تصمیمات اقتصادی افراد بر مبنای ابعاد شخصیت شناسی (مطالعه موردی معلمان منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر باورهای دینی-مذهبی بر تصمیمات و رفتارهای اقتصادی افراد بر مبنای ابعاد شخصیت شناسی (مطالعه موردی معلمان شاغل در منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران) انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش شناسی از نوع کمی و توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش همه معلمان منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران بودند که دستکم یک بار از تسهیلات بانکی و اعتباری بهره گرفته اند. تعداد نمونه آماری پژوهش با به کارگیری فرمول کوکران 217 نفر تعیین شده که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد سنجش دینداری، پرسشنامه محقق ساخته دریافت تسهیلات و پرسشنامه استاندارد شخصیت شناسی هگزاکو (فرم کوتاه) استفاده شده است. همه پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته از منظر روایی محتوایی، صوری و سازه و همچنین پایایی با ضریب آلفای کرونباخ مجدداً بررسی و تأیید شده اند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه های پژوهش از تکنیک رگرسیون لجستیک دودویی در نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که رابطه مثبت و معنادار میان میزان باورهای دینی-مذهبی افراد دیندار و نحوه اخذ تصمیمات اقتصادی آنان وجود دارد. همچنین رابطه ای مثبت و معنادار میان ابعاد ویژگیهای شخصیتی شامل صداقت و تواضع، تهییج پذیری، برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی و گشودگی به تجربه و تصمیمات اقتصادی افراد دیندار مشاهده می شود (P 0.05) . بر این اساس می توان چنین نتیجه گیری کرد که ویژگیهای شخصیتی افراد دیندار می تواند منشأ تأثیرگذاری معناداری به هنگام اتخاذ تصمیمات اقتصادی و مالی آنها باشد.
۸.

مؤلفه ها و نشانگرهای بهره وری آموزشی برنامه درسی خانواده-محور: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه ها و نشانگرهای بهره و ری آموزشی برنامه درسی خانواده-محور در بازه زمانی سالهای 1984 تا 1390/2020 تا 1401 صورت گرفته است. به این منظور، 35 سند (6 مطالعه بین المللی، 3 پایان نامه، 24 مقاله داخلی و 2 کتاب) از هشت پایگاه داده های معتبر داخلی و خارجی از طریق جستجوی استرینگ و با ملاک ارتباط، سودمندی و اعتبار برای مطالعه انتخاب و داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی آلتاید (1996)، تحلیل شدند. بر اساس تحلیل داده ها، چهار مؤلفه علائق والدین(تشویق به مطالعه و یادگیری؛ تشویق و اظهار علاقه به رشد شخصی و علمی کودک و...)، نظارتهای والدین (نظارت بر استفاده از تلفن همراه، نظارت خانواده ها برای انتخاب همسالان خارج از مدرسه فرزندانشان و تأثیر آن و...)، محیط مناسب در خانه (آگاهی از تأثیر غیرقابل انکار فضا و قوانین خانه بر یادگیری دانش آموزان و...)، رویدادهای آگاهی بخش مبتنی بر گفت وگو(مکالمات آگاهانه والدین/کودک در مورد رویدادهای روزمره، گفت وگو درباره تکالیف و مطالعه فرزندان در خانه و...) و 17 نشانگر بهره وری آموزشی برنامه درسی خانواده-محور منتج گردید. در نهایت شناسایی این مؤلفه ها بر ضرورت توجه به برنامه درسی خانواده-محور به منزله یکی از بسترهای فعال و اثرگذار بر رفتار فرد تأکید داشته و نشان داده است که برنامه درسی خانواده-محور، سبب ساماندهی مطلوب تعاملات خانه و مدرسه و درنهایت بهره وری آموزشی می شود.
۹.

نقش واسطه ای سواد اطلاعاتی در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سواد اطلاعاتی در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای معلمان انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری همه معلمان مدارس متوسطه آموزش و پرورش شهرستان ساری در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 3000 نفر بودند که از میان آنان 341 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های انگیزش شغلی لوداهل و کیچنر (1997)، مهارتهای اینترنتی فخاری اشرفی (1391)، سواد اطلاعاتی سیامک و داور پناه (1388) و صلاحیتهای حرفه ای گروه استانداردهای حرفه ای آموزشی ایالت کنتاکی آمریکا (1993) بود که روایی محتوایی آنها با نظر متخصصان تأیید شد. برای تأیید پایایی، محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه های انگیزش شغلی، مهارتهای اینترنتی، سواد اطلاعاتی و صلاحیتهای حرفه ای انجام شد که به ترتیب برابر با 0/90، 0/88، 0/89 و 0/91، به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر) استفاده شد. یافته ها نشان دادند که در سطح اطمینان 95 درصد (0/50=α)، رابطه مثبت معناداری میان انگیزش شغلی با صلاحیتهای حرفه ای، مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای، سواد اطلاعاتی با صلاحیتهای حرفه ای، انگیزش شغلی با سواد اطلاعاتی و میان مهارتهای اینترنتی با سواد اطلاعاتی معلمان دوره متوسطه وجود دارد. همچنین، سواد اطلاعاتی نقشی واسطه ای در رابطه میان انگیزش شغلی و مهارتهای اینترنتی با صلاحیتهای حرفه ای دبیران متوسطه دارد.
۱۰.

طراحی الگوی رشد خلاقیت دانش آموزان مدارس ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رشد خلاقیت دانش آموزان مدارس ابتدایی ایران است. برای ارائه این الگو و به دست آوردن داده های متناسب با زمینه مورد مطالعه، از روش کیفی نظریه داده بنیاد استفاده شده است. شرکت کنندگان پژوهش، متخصصان روان شناسی تربیتی، مشاوران حوزه کودک و آشنا به تعلیم و تربیت دوره ابتدایی بودند که 20 نفر از میان آنها به صورت نمونه گیری نظری برای انجام دادن مصاحبه عمیق انتخاب شدند و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. اعتبار یافته ها با روشهای تطبیق از سوی اعضا و انجام مصاحبه های آزمایشی بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی، از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج گویای آن است که 648 گزاره مفهومی اولیه با 21 مقوله اصلی و 71 مقوله فرعی در قالب ابعاد ششگانه مدل مفهومی شامل موجبات علی (4 مقوله)، پدیده اصلی (رشد خلاقیت)، شرایط زمینه ای (4 مقوله)، شرایط محیطی (7 مقوله)، راهبردها (3 مقوله) و پیامدها (3 مقوله) شناسایی شدند. یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود میان آنها پیرامون محور رشد خلاقیت، شکل دهنده مدل مفهومی است که الگوی رشد خلاقیت دانش آموزان مدارس ابتدایی را منعکس می کند.
۱۱.

مقایسه خودکارآمدی اجتماعی، انعطاف پذیری شناختی و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی میان دانش آموزان دو زبانه (ترک، کرد و ارمنی) پایه ششم مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۰
هدف پژوهش حاضر مقایسه خودکارآمدی اجتماعی، انعطاف پذیری شناختی و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی میان دانش آموزان دو زبانه (ترک، کرد و ارمنی) پایه ششم مقطع ابتدایی است. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، علی- مقایسه ای (پس رویدادی) است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دو زبانه (ترک، کرد و ارمنی) پایه ششم مدارس غیرانتفاعی شهر ارومیه در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که در مجموع تعداد آنها 5876 دانش آموز (2985 دانش آموز ترک، 2354 دانش آموز کرد و 537 دانش آموز ارمنی) بود. حجم نمونه به روش تصادفی طبقه ای و بر حسب جنسیت، 50 دانش آموز برای هر زبان و در کل 150 نفر تعیین شده است. برای گردآوری داده ها از سه ابزار اندازه گیری استاندارد خودکارآمدی اجتماعی نوجوانان(کنلی، 1989)، انعطاف پذیری شناختی(دنیس و واندروال، ۲۰۱۰) و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی(تدینی، 1385) استفاده شده است. نتایج نشان داد که میان دانش آموزان دو زبانه ترک، کرد و ارمنی، در متغیر خودکارآمدی اجتماعی، انعطاف پذیری شناختی و نگرش به یادگیری زبان انگلیسی تفاوت معنادار وجود ندارد، اما برخی مؤلفه ها مانند قاطعیت در دانش آموزان دختر و جایگزین، کنترل، علاقه و نیاز در دانش آموزان پسر بیشتر بود. یافته های پژوهش حاضر نشان دادند اگر شرایط عادلانه اجتماعی و آموزشی فراهم باشد فراگیران، فارغ از ویژگیهای عرضی (قومی، زبانی، فرهنگی و...) می توانند همانند سایر همسالان خود به مهارتهای شناختی و عاطفی دست یابند.
۱۲.

نقش فرهنگ مدرسه در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در معلمان مرد و زن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای نقش فرهنگ مدرسه در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در معلمان مرد و زن انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری همه معلمان دوره متوسطه دوم شهرستان فنوج واقع در استان سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 477 نفر بود که از این تعداد 212 نفر (132 معلم مرد و 80 معلم زن) با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، بر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اشتیاق شغلی (کلاسن و همکاران، 2013)، پرسشنامه خودکارآمدی معلمان (شانن-موران و هوی،2001) و پرسشنامه فرهنگ مدرسه (هیگینز دالساندرو و ساد، 1988) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام در نرم افزار 26- SPSS تحلیل شدند. بر اساس نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری میان خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان زن و مرد تفاوت معنادار وجود نداشت (0/001< P). همچنین براساس نتایج همبستگی پیرسون رابطه مثبت و معنادار میان فرهنگ مدرسه و مؤلفه های آن با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان وجود داشت (0/01> P). علاوه بر این نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نشان داد که مؤلفه های فرهنگ مدرسه با (0/333= β ) 46 درصد خودکارآمدی و (0/384 = β) 50 درصد اشتیاق شغلی معلمان را به نحو مثبت پیش بینی می کنند. به طورکلی یافته های این پژوهش نشان داد که فرهنگ مدرسه سهمی معنادار در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان دارد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۲۳