ییشینه و اهداف: هدف این مطالعه، بر ساخت فهم کنش حرفه ای معلمان از مسئولیت آن ها در محیط های اجتماعی مختلف انجام گرفت. روش ها :: پژوهش به روش نظریه داده بنیاد اجرا شد. براساس نظریه داده بنیاد، جامعه آماری با استفاده نمونه گیری در دسترس، از میان معلمان، استاد-معلمان و متخصصین آموزش و پرورش انتخاب شد. نمونه نهایی، برمبنای اشباع نظری پژوهش گران تعداد 11 نفر تعیین شد. یافته ها: در نتیجه کدگذاری، مسئولیت اجتماعی حرفه ای معلم به عنوان پدیده محوری، از عوامل گوناگونی مانند مرجع بودن معلم، کارگزار نظام رسمی، عبور از نقش شغلی به سوی فرانقش حرفه ای و مسئولیت متکثر، متأثر بود. این پدیده در بسترهای تغییرات ساختاری و تکنولوژی های هر زمان، شدت و حدت و حدود و ثغور متفاوتی داشته است. درنتیجه مشخص شد که معلمان با لحاظ کردن یا کنترل شرایط مداخله گر مانند شرایط رفاهی یا ارزیابی مسئولیت های کنش گران دیگر مانند نظام رسمی، نسبت به مسئولیت های اجتماعی خود دست به کنش می زنند. راهبرد فهم شده برای کنش معلمان، کنش صادقانه و واقع گرایانه مفهوم سازی شد. پیامدهای ارتقای جایگاه معلمان در ساحت گفتمان و باور، ارتقای شرایط رفاهی معلمان، کاهش هزینه ها از طریق فرهنگ سازی، شکل گیری اعتماد متقابل، تقویت پیوند میان جامعه و نهاد آموزش و آگاه سازی جامعه، نظام رسمی و معلم نسبت به حقوق، انتظارات و تکالیف هم دیگر، مفهوم سازی شد. نتیجه گیری: معلم، کنش گری است که هم جامعه و نظام سیاسی، آینده خود را در نوع تربیت او می بیند؛ هم خود معلم به صورت عرفی و شخصیتی، خود را مسئولی چندبعدی در مقابل دانش آموز، اجتماع محلی و نظام کلان جامعه ترسیم می کند. از این روست که او موجد مسئولیت حرفه ای است.
هدف از این پژوهش بررسی مؤلفه های آینده پژوهی حکمرانی فناوری در آموزش عالی ایران مبتنی بر روش فراترکیب است. این پژوهش از نظر نوع داده کیفی، با رویکرد استقرایی و به روش فراترکیب و با استفاده از الگوی سندلوسکی و باروست انجام شده است. ازاین رو جامعه مورد بررسی پژوهش ۵۰ مقاله چاپ شده معتبر داخلی بوده است که از سال ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۲ در مجلات علمی و همایش های معتبر داخلی چاپ شده اند. واحد تحلیل باتوجه به مقیاس دقت، اصالت و نو بودن پژوهش ها ۲۰ مقاله انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل کیفی استفاده شده است. بر اساس تحلیل های صورت گرفته ۸۹ کد حاصل شد که در قالب چهار مضمون اصلی آینده فناوری، فناوری در آموزش عالی ایران، آینده پژوهی آموزش عالی و چیستی آینده پژوهی سازمان دهی شدند. نتایج تحلیل ها حاکی از آن است که پژوهش های داخلی در آینده پژوهی فناوری در آموزش عالی بر مؤلفه فرا دانشگاهی متمرکز هستند که مرتبط با حضور دانشگاه در فضای متاورس است و نیز مؤلفه تغییرات آموزش عالی در همه جوانب است. همچنین یافته ها نشان می دهد که تحقیقات آینده پژوهی فناوری آموزش عالی ایران، الزامات بیرونی و داخلی را برای آینده مشخص می کند. از نظر بیرونی، این الزامات شامل دگرگونی هایی در حاکمیت، زیرساخت ها، نرم افزار، فناوری و دنیای طبیعی است. در الزامات درونی آن ها شامل چالش های درون دانشگاهی، استقلال دانشگاه، گسترش دسترسی و کیفیت و مشارکت ذی نفعان می شوند. به طور قابل توجهی، این تحلیل تمرکز بر مؤلفه برون دانشگاهی، از جمله حضور دانشگاه ها در متاورس و نیاز به تغییرات جامع را برجسته می کند.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین هاتا یوگا بر کاهش رفتارهای خود آسیب رسان و دگر آسیب رسان در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح تحقیق پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و از نظر هدف جزء پژوهش های کاربردی بود. جامعه آماری شامل 51 کودک 5 تا 12 ساله مبتلا به اختلال اوتیسم در مراکز آموزش و توانبخشی کودکان استثنایی شهر سقز در بهار و تابستان سال 1396 بودند. تعداد نمونه نیز با توجه به روش نمونه گیری در دسترس 24 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده در دو گروه 12 نفری کنترل و آزمایش انتصاب شدند و تحت یک برنامه تمرینی 3 بار در هفته به مدت 14 هفته و هر جلسه شامل 45 دقیقه قرار گرفتند و به آزمون تشخیصی اوتیسم گیلیام و سیاهه مشکلات رفتاری روژهان و همکاران (2001) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون کواریانس تک متغیره انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه تمرینی یوگا موجب کاهش رفتارهای آسیب به خود و رفتارهای آسیب به دیگران (05/0>P)، در گروه آزمایش شد ولی یر رفتارهای کلیشه ای اثر معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به این که کودکان اوتیسم سطح پایینی از آمادگی جسمانی را دارا می باشند، لازم است از برنامه تمرینی یوگا در برنامه های آموزشی و برنامه های اوقات فراغت آن ها استفاده شود.
پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان آگاهی نومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان گلستان از بدفهمی های کتاب ریاضی ششم دبستان انجام شد. در این تحقیق میزان آگاهی نومعلمان بسته به جنسیت، منطقه تدریس آن ها نسبت به شهر و روستا و نوع دیپلم آنان بررسی شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش آموختگان سال تحصیلی 98-97 دانشگاه فرهنگیان استان گلستان می باشند که به آنان نومعلم گفته می شود و تعداد آن ها 302 نفر متشکل از مرد و زن بود و با روش طبقه ای170 نفر انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با نظر متخصصان حوزه آموزش ریاضی تأیید شد و ضریب آلفای کرونباخ برای پایایی 85/0 به کار گرفته شد. در تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که میزان آگاهی نومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان گلستان از بدفهمی های رایج کتاب ریاضی ششم دبستان، به طور معنا داری بیشتر از سطح متوسط است. نتایج پژوهش نشان داد میزان آگاهی نومعلمان مرد دانشگاه فرهنگیان از بدفهمی های رایج کتاب ریاضی ششم دبستان نسبت به نومعلمان زن با سطح معنا داری 033/0 به طور معنا داری بیشتر است. از طرفی، نومعلمانی که در مدارس روستایی خدمت می کنند، به نومعلمانی در مدارس شهری، با سطح معنا داری 003/0، به طور معنا داری آگاهی بیشتری از بدفهمی های رایج کتاب ریاضی ششم دبستان دارند. همچنین،نومعلمانی که نوع مدرک دیپلم آن ها رشته ادبیات و علوم انسانی بوده نسبت به نومعلمانی که مدرک دیپلم آن ها رشته های ریاضی فیزیک و علوم تجربی بود، بدفهمی های آموزش ریاضی کتاب ششم دبستان آگاهی کمتری دارند.
در دهه اخیر مفهوم «دانش قدرتمند» مورد توجه بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش قرار گرفته است. در چنین رویکردی هدف اصلی مدارس، ارائه دانشی است که دانش آموزان را قادر می سازد تا فراتر از محدودیت های تجربه خود، جهان و مسائل آن را درک کرده و فکر کنند، چنین دانشی به عنوان «قدرتمند» توصیف می شود. رشته جغرافیا با توجه به ظرفیت های آن برای تجهیز دانش آموزان به دانش قدرتمند در موقعیت مطلوبی قرار دارد. مفاهیم کلیدی که این رشته بر اساس آن ها استوار است به دانش آموزان کمک می کند تا دیدگاه های خود را برای تجسم و تفکر کل نگر توسعه داده و آنچه را که بررسی می شود را در تصویر بزرگتر آن، قرار دهند. این مقاله با استفاده از روش مروری سنتی و روش کیفی تحلیل مفهومی به بررسی، تحلیل و کاربرد دانش قدرتمند در آموزش جغرافیا، به ویژه در جغرافیای مدارس می پردازد. بر این اساس ابتدا با مرور ادبیات مربوطه، معرفت شناسی پشتیبان مفهوم دانش قدرتمند بررسی شد و سپس به ارتباط این مفهوم با جغرافیا و جغرافیای قدرتمند، نظام مدرسه ای و برنامه ریزی درسی در جغرافیای مدرسه پرداخته شد. یافته ها حاکی از این است که بکار گیری دانش قدرتمند جغرافیایی و ارائه درک تصویر بزرگتر به دانش آموزان، راه های جدیدی برای تفکر، تجزیه و تحلیل و توضیح، ارائه می دهد. افزون بر این، پژوهش حاضر تاکید می کند که نو اندیشی در آموزش جغرافیا و به کارگیری یک برنامه درسی مبتنی بر جغرافیای قدرتمند می تواند با آموزش توانایی ها و مهارت های کاربردی جغرافیا، به درک بهتر دانش آموزان و افزایش مهارت و توانایی مشاهده جهان با چنین دانش و قابلیت هایی و یافتن راه حل هایی برای مسائل و مشکلات با زمینه های مختلف، کمک قابل توجهی بکند.
پژوهش حاضر در پی شناسایی مهم ترین مسائل آموزشی معلمان دوره ابتدایی در کلاسهای تک پایه و یافتن راهکارهایی برای کاهش آنها در اجرای برنامه های درسی بوده است. به این منظور طی دو مرحله با روش پژوهش پیمایشی و از طریق پرسشنامه باز-پاسخ و مصاحبه برای گردآوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری اقدام شده است. در مرحله اول نمونه ای هدفمند به تعداد 40 نفر برای تکمیل پرسشنامه باز-پاسخ مشارکت داشتند. پس از تحلیل محتوای اطلاعات به دست آمده، 16 مسئله شناسایی شد که در میان این مسائل، دو مقوله «تراکم بالای جمعیت کلاسها» و «عدم توجیه اولیا و نحوه مواجهه و مدیریت انتظارات آنان» بالاترین فراوانی را در میان پاسخهای شرکت کنندگان داشتند. در مرحله دوم از طریق مصاحبه 16 نفر از صاحب نظران دارای مدارک تحصیلات تکمیلی رشته های علوم تربیتی و تجربه تدریس در دوره ابتدایی به ارائه راهکار پرداختند که پس از تحلیل محتوا و کدگذاری متون مصاحبه 104 راهکار جزئی و 43 راهکار کلی به عنوان یافته های پژوهش به دست آمد. روایی محتوای ابزار مصاحبه را صاحب نظران علوم تربیتی بررسی و تأیید کردند و برای اعتباریابی یافته ها از روش ارجاع مجدد نتایج تحلیل به مشارکت کنندگان بهره گرفته شد. در این راهکارها پیش بینی فرایند توانمندسازی معلمان، مدیران، اولیا، بازنگری نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و بازسازماندهی فضاهای آموزشی به چشم می خورد. همچنین بررسی راهکارها نشان داد که در صورت کاربست آنها همه عناصر برنامه درسی تحت تأثیر قرار خواهند گرفت، اما عنصر«معلم» بیشترین تأثیرپذیری را خواهد داشت ضمن آنکه به منزله عنصر بنیادی در کاهش مسائل نیز شناسایی شده است.
هدف از تحقیق حاضر تعیین کارایی معاونت تربیت بدنی آموزش و پرورش استان های کشور با استفاده از مدل CCR می باشد. تحقیق حاضر از منظر پارادایم از نوع تحقیقات فرا اثبات، رویکرد کمی، از لحاظ هدف کاربردی و تکنیک مورد استفاده در تحقیق تحلیل پوششی داده هاست. جامعه آماری این پژوهش شامل معاونت های تربت بدنی آموزش و پرورش 31 استان کشور بود. ابزار مورد استفاده پرسشنامه پنج-ارزشی و در قالب روش فازی مورد ارزیابی قرار گرفت. روایی محتوی و صوری پرسشنامه توسط گروه کانونی تحقیق شامل اساتید راهنما و مشاور و دو تن از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی در قالب فرم های CVR و CVI مورد تایید قرار گرفت. در نهایت کارشناسان و خبرگان شامل 30 تن از مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش، معاونین تربیت بدنی آموزش وپرورش در سطح کشور و معلمان ورزشی که دارای قهرمانی بین المللی بودند نسبت به اهمیت هر کدام از شاخص های ورودی و خروجی اظهار نظر کردند. نتایج مربوط به کارایی معاونت تربیت بدنی آموزش وپرورش استان ها بر اساس الگوی CCR در سال های 1394-98 نشان داد که استان های اردبیل، ایلام، تهران، خراسان رضوی و شمالی و خوزستان از کارایی لازم برخوردار بودند. نتایج تحلیل حساسیت ورودی ها و خروجی ها در الگوی CCR به ترتیب «بودجه» و«ورزش قهرمانی» نقش بیشتری در تعیین میزان کارآیی معاونت ها داشته است. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین میانگین ورودی ها و خروجی های معاونت ها با میانگین کارآیی معاونت ها در الگوی CCR ارتباط معنی دار وجود داشت.
هدف از اجرای پژوهش حاضر، تعیین ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی ابزار رشد اوایل زندگی در کودکان پیش دبستانی مشهد بود. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی مقطعی بود. نمونه ای به حجم 456 کودک (226 دختر و 230 پسر) از کودکان پیش دبستانی (4 تا 6 ساله) در سال تحصیلی 97-98 به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و مربیان این افراد به گویه های ابزار رشد اوایل زندگی پاسخ دادند. ابتدا با استفاده از نرم افزار R تحلیل عاملی تأییدی اجرا شد. مدل پنج عاملی اولیه با داده ها برازش کافی نداشت، بنابراین نمونه به دو زیرنمونه 228 نفری تقسیم شد. در زیرنمونه اول، تحلیل عاملی اکتشافی اجرا شد و 2 گویه از ابزار کنار گذاشته شد. در زیرنمونه دوم، تحلیل عاملی تأییدی اجرا شد، مدل پنج عاملی حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با داده ها برازش داشت. پارامترهای گویه ها با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون برآورد شد و تمامی خرده مقیاس ها از اعتبار مناسب برخوردار بودند. سپس برازش گویه ها با مدل امتیاز پاره ای (PCM) بررسی شد. پس از حذف گویه های نامناسب، اعتبار ابزار 97/0 و شاخص PSI 95/0 به دست آمد. بین میانگین دختران و پسران در تمامی خرده مقیاس ها تفاوت وجود داشت. کارکرد افتراقی گویه ها نشان داد 26 گویه در بین گروه دختران و پسران از کارکرد افتراقی مناسب برخوردارند. درنهایت، ابزاری با 93 گویه با ویژگی های روان سجی مطلوب برای کودکان پیش دبستانی تهیه شد.
هدف: آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی نقش حیاتی در بهبود روش یادگیری و فرآیندهای آموزشی ایفا می کند. با انجام پژوهش هایی در این زمینه کاربردهای هوش مصنوعی بیشتر آشکار می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف کلی دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران انجام شده است. روش شناسی: روش تحقیق در این پژوهش بصورت کیفی و جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری پژوهش را 12 نفر(3 نفر زن و 9 نفر مرد) از اساتید دانشگاه های دولتی در تهران و کرج بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارmaxqda نسخه 22 انجام گرفت. اعتباریابی اطلاعات با استفاده از کنترل اعضا و چک کردن از طریق شرکت کنندگان و نیز بازرسی مجدد مسیر کسب اطلاعات و خودبازبینی محقق انجام شد. یافته ها: تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه ها منجر به شناسایی 4 مقوله اصلی یعنی(تسهیل در یادگیری و کسب مهارتها، تولید محتوای آموزشی هوشمند، شخصی سازی کردن آموزش، تسهیل در ارزشیابی آموزشی) و 56 زیر مقوله فرعی شد. نتیجه گیری و پیشنهادها: با توجه به کاربردهای مهم هوش مصنوعی در آموزش به اساتید دانشگاهها توصیه می شود که در تدریس خود از هوش مصنوعی استفاده کنند. چرا که استفاده ازهوش مصنوعی یک نیاز اساسی جهت به روز شدن دانشجویان از حیث مطالب آموزشی و کیفیت در یادگیری و همچنین دسترسی به مطالب آموزشی می شود. نوآوری و اصالت : بررسی همه جانبه استفاده از هوش مصنوعی در تدریس از دیدگاه اساتید در این تحقیق، رویکردی نو به شمار می رود. همچنین می تواند راه گشای اساتید در بهره مندی از هوش مصنوعی در تدریس و نیز هدایت پژوهش های آتی دراین زمینه باشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارائه الگوی مناسب اعتبارسنجی در سطح گروه آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی انجام شده است.روش پژوهش: روش پژوهش ترکیبی از نوع طرح متوالی تبیینی و از لحاظ هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. جامعه آماری در بخش کمی شامل مدیران گروه ها و اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و در بخش کیفی شامل صاحب نظران و اعضای هیات علمی بودند. حجم نمونه بخش کمی 36 نفر از مدیران گروه های آموزشی و 97 نفر اعضای هیات علمی گروه ها به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی و در بخش کیفی 66 نفر اعضای هیات علمی خبره و متخصص حوزه مورد مطالعه به روش نمونه گیری غیرتصادفی از نوع گلوله برفی تعیین شدند. از ابزارهای پرسشنامه محقق ساخته، مصاحبه و چک لیست استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها و ابزار پژوهش با استفاده از نظرات متخصصان و اساتید راهنما و مشاور تعیین گردید و پایایی پرسشنامه ها با ضریب آلفای کرونباخ 0/97 برآورد شد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که از دیدگاه افراد نمونه، کیفیت ابعاد وفرایند اجرای طرح ارزیابی درونی و بیرونی دانشگاه بالاتر از حد متوسط می باشد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد پنج گام برای اعتبارسنجی در سطح گروه آموزشی ضروری است و تعداد 8 عامل، 42 ملاک و 214 نشانگر اعتبارسنجی مشخص گردید و الگوی اعتبارسنجی از برازش مناسبی برخوردار است.
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی و شناسایی ابعاد و مولفه های الگوهای برنامه ریزی درسی راهبردی دانشگاهی است.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و در زمره پژوهش های کیفی است که در آن از روش فراترکیب استفاده شده است، روش فراترکیب با استفاده از روش سندلوسکی و باروسو انجام شد، برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است.یافته ها: یافته های پژوهش به شناسایی 17 مولفه و دسته بندی آن در قالب چهار بُعد، فرهنگی اجتماعی شامل: فرهنگ مشارکتی، کنشگری اعضای هیأت علمی، پذیرش و باور به تغییر برنامه های درسی و اصلاح؛ بعد ساختاری شامل :تفاهم، تدوین بیانیه رسالت، تحلیل ارزش های سازمانی، تدوین چشم انداز، تعیین اهداف کلی برنامه، الویت بندی، تدوین راهبردها؛ بعد محیطی شامل: محیط درونی، محیط داخلی، محیط زمینه ای، محیط تعاملی؛ و بعد مدیریتی اجرایی شامل: تصمیم گیری، تدوین برنامه اجرایی، ارزیابی/ اصلاح و پایش منجر گردید.نتیجه گیری: نتایج نشان داد توجه به ابعاد و مولفه های الگوهای برنامه ریزی درسی دانشگاهی که برگرفته از ارزش ها، مأموریت ها، چشم اندازها و پویایی های محیطی است، برنامه ریزی مناسب برای اجرای راهبردهای متناسب را محقق می سازد تا مبنایی برای پژوهشگران و دست اندرکاران در راستای بازنگری و اصلاح برنامه ریزی درسی نظام آموزش عالی باشد.
پیشینه و اهداف: کنش مفاهمه ای ارتباطی است مبتنی بر تعامل چندسویه مفهوم و محتوا که ساختار آن با تفاهم اشتراکی چندجانبه مبتنی بر تخصص (نه انحصار)، اساس می یابد. در این کنش افراد در میزواره ای آزاد با مشارکت همدیگر و خارج از فرایندهای انحصار و قدرت به تبادل نظر پرداخته و در روی مفاهیم به درک مشترک رسیده و مفهوم واحد ارائه می دهند. روش ها: این پژوهش به بررسی نقش کنش ارتباطی مبتنی بر نظریه هابرماس در آموزش های مکان و فضاپایه جغرافیا پرداخته است. مطالعه حاضر از نوع مطالعات سامان مند مبتنی بر مرور و توسعه ادبیات نظری و مدل سازی تبیینی است که گردآوری داده های آن مبتنی بر ادبیات کتابخانه ای می باشد. یافته ها: یافته ها نشان می هد فلسفه مبتنی بر کنشگری پداگوژیک می تواند در تبیین مفاهیم جغرافیا به ویژه تحلیل فضایی عوامل و عناصر جغرافیایی مؤثر عمل نموده و با عملکرد اکتشافی یادگیری مفاهیم جغرافیایی را پایدار نموده و مفاهیم تحلیلی جغرافیا را با کنش تفاهمی ساختار مشترک می دهد. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که آموزش های مبتنی بر کنشگری ارتباطی در ساختار دروس میان رشته ای جغرافیا ضمن ایجاد ارتباط تعاملی، هم افزایی آموزشی میان رشته ای را نیز توسعه می دهد.
In today's competitive world, universities and organizations are successful that are able to make the most of information and knowledge. For this reason, many universities have started knowledge orientation through entrepreneurship education. The aim of the present study was to investigate scientific articles and researches in relation to entrepreneurship education model. To identify the elements of the native model of entrepreneurship education, a qualitative approach and content analysis method was used. Therefore, for this purpose, 50 articles developed by local and international authors were reviewed. Findings showed that entrepreneurship education model can be classified in three dimensions of capability-oriented, personality-oriented and lesson-oriented themes, which can be used to design a native model of entrepreneurship education in higher education.
هدف: ساختار برنامه آموزشی و سازمانی دانشگاه باید به گونه ای انعطاف پذیر و متناسب با تحولات علمی و نیازهای جامعه باشد تا به ارتقای کیفیت آموزش و مهارت های دانشجویان کمک کند. هدف از پژوهش حاضر، بازکاوی ساختار برنامه آموزشی و سازمانی دانشگاه با توسل به تئوری سازمان یادگیرنده پیتر سنگه بود.روش شناسی: رویکرد تحقیق کیفی و از راهبرد پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید. میدان تحقیق اساتید دانشگاه کردستان و دانشگاه رازی کرمانشاه بودند. از طریق نمونه گیری هدفمند، 12 نفر از این استادان به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و تا رسیدن به مقوله اشباع نظری جایی که داده های جدیدی توسط محقق کسب نگردید، ادامه یافت. داده ها پس از پیاده سازی به شیوه کدگذاری دو مرحله ای باز و محوری گلاسر مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های پژوهشی، ۴ مقوله اصلی را به عنوان مؤلفه های مدل ذهنی ساختار برنامه آموزشی و سازمانی دانشگاه از جمله تأکید بر یادگیری و ایجاد دانش، تشویق گفت وگو و همکاری، حمایت از توسعه شخصی و انعطاف پذیری و سازگاری را نمایان ساخت. همچنین ۴ مقوله اصلی به مثابه آرمان های مشترک در آموزش عالی از جمله پشتیبانی رهبری، بازخورد و ارزیابی عملکرد، نوآوری و خلاقیت و تفکر سیستمی احصاء گردید.نتیجه گیری و پیشنهادات: تغییر ساختار بروکراتیک دانشگاه به ساختار یادگیرنده موجب بهبود ساختارهای فعلی دانشگاه های ایران خواهد شد.نوآوری و اصالت: تاکنون مطالعه ای با موضوع بازکاوی ساختار برنامه آموزشی و سازمانی دانشگاه با توسل به تئوری سازمان یادگیرنده پیتر سنگه در ایران صورت نگرفته است.
The purpose of this research is to explain the pathology of Mahdism religious education and belief in Mahdism from the perspective of student teachers of Farhangian University. The method of this descriptive study is contextual and applied, and the research tool is a questionnaire and its sampling is a simple random method.This research was conducted among female and male student teachers in six fields of Farhangian University of Arak (counseling and guidance education, education for exceptional children, English language education, elementary education, educational sciences, and Persian language and literature education) and in two groups of trained and untrained (in The topics of Mahdism) were implemented.The results of questions 1 to 4 of the research showed that most of the students and teachers consider "fencing and fence-breaking, breaking and following, stratification and rationalism, superstition and demystification" as the harms of Mahdavi religious education and the best religious education is Mahdavi. based on the axes of "border studies, guidance, rationalization and the right to believe".Holding conferences, meeting with religious scholars, providing useful and understandable resources with the aim of getting to know the Imam of the Time (Ajlullah Ta'ala Ta'ala Farja Al-Sharif) and familiarizing them with the duties and tasks in the age of occultation, creating research positions in the field of Mahdism by using participation and The cooperation of seminaries, holding foundation courses about Mahdism using competent and knowledgeable seminarians, cultural programs centered on the course of Mahdism studies are some of the suggestions of the present research.
مشارکت والدین در تحقیقات پیشین مورد توجه قرار گرفته است، اما شناسایی مؤلفه هایی که موجب ارتقاء این رویکرد و پیشرفت تحصیلی فرزندان گردد کم تر بررسی شده است. هدف این پژوهش ارائه ی مدل به منظور ارتقای تعامل والدین در راستای پیشرفت تحصیلی فرزندان بود که با راهبرد ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی انجام شد. جامعه ی آماری، مدیران مدارس سه دوره تحصیلی ابتدایی، متوسطه ی اول و دوم بود و با نمونه گیری خوشه ای تعداد 535 نفر از مدیران انتخاب شدند. نمونه گیری بخش کیفی هدفمندوباتکنیک ملاک محور صورت گرفت. ابزار پژوهش بخش کیفی، مصاحبه ی باز با مشارکت کنندگان و بررسی اسناد کتابخانه ای و مدارک کلیدی آموزش و پرورش و اسناد بالادستی ودربخش کمّی، پرسشنامه ی ایجاد شده توسط محقق، بر اساس یافته های بخش کیفی بود. روایی بخش کیفی، باروش ممیزی توسط داوران و اعتباریابی بخش کیفی باروش کاوش به وسیله مشارکت کنندگان انجام شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی همگرا و واگرا و پایایی به وسیله بارهای عاملی، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد.تحلیل داده های کیفی به روش تحلیل مضمون و تحلیل داده های بخش کمّی با روش تحلیل عامل تأییدی صورت گرفت.نتایج معادلات ساختاری نشان داد،الگوهای اندازه گیری عوامل مؤثر در تعامل از برازش مطلوب برخوردارند و با قرار گرفتن همه این عوامل در مدل اصلی تعامل،مدل مذکور نیز از برازش مطلوب برخوردار بود. بر اساس یافته های این پژوهش، با به کارگیری عوامل شناسایی شده در مدل پیشنهادی، تعامل والدین با مدرسه ارتقاء یافته و بنابر دیدگاه مشارکت کنندگان با روابط مستمر والدین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان میسّر می گردد.واژگان کلیدی: تعامل، اولیا، مربیان، مدرسه، رویکرد آمیخته
مقدمه: هدف اصلی پژوهش ˓ شناسایی و تبیین مولفه های آموزش شیمی دوره دوم متوسطه بر اساس روش تدریس در رویکرد کاوشگری بود. رویکرد نوین جهانی در آموزش علوم تجربی که ساخت دانش توسط یادگیرنده انجام می شود. فراتحلیل تحقیقات انجام یافته بر پیشرفت تحصیلی نشان می دهد الگوی کاوشگری علمی بالاترین اثربخشی را در میان الگوهای تدریس دارد. روش ها: روش پژوهش از نوع کیفی و شرکت کنندگان در پژوهش متخصصان برنامه ریزی درسی و شیمی که با روش نمونه گیری هدفمند و ملاک محور با توجه به سوابق آموزشی انتخاب و حجم آن تا اشباع نظری داده ها (20 نفر) ادامه یافت. داده ها ازطریق مصاحبه نیمه ساختار یافته حاصل و تجزیه تحلیل اطلاعات با توجه به مبانی نظری رویکرد کاوشگری ˓ با روش کیفی تحلیل مضامین و کدگذاری باز˓ محوری و انتخابی انجام شد. روایی پژوهش ازنوع درونی بر اساس معیار اعتمادپذیری بود که آنالیز داده ها توسط هر سه نویسنده مقاله برای بازسازی حقایق انجام گردید. برای افزایش پایایی پژوهش˓ مصاحبه ها با برنامه قبلی به دور از سوگیری انجام گرفت. یافته ها: از تحلیل داده های مصاحبه˓ 40 مولفه در سه مقوله اصلی آموزش شیمی بر اساس رویکرد IBSE استخراج شد. یافته های پژوهش نشان می دهد در این سه مقوله که ویژگیهای یاد گیرنده، یاد دهنده و ویژگی های سازمانی و تشکیلاتی IBSE می باشد، انجام ازمایش، پژوهشگری فعال و تامین امکانات و تجهیزات بیشترین اهمیت را نسبت به سایر مولفه ها دارد. نتیجه گیری: وجه تمایز این رویکرد با روشهای پژوهش محور پیشین ˓ استفاده کارآمد از تجهیزات آزمایشگاهی نوین و جستجوی گسترده اطلاعات در فضای مجازی به دامنه تمامی مراکز علمی جهانی برای کشف دانش می باشد. اعتبار تمامی 40 مولفه تعیین شده درآموزش شیمی دوره دوم متوسطه بر اساس رویکرد IBSE ˓ از سوی متخصصان با درصد توافق بالای 90% تایید گردید.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رسانه های اجتماعی بر مدیریت فرهنگی کارکنان با رویکرد رقابتی دانشگاه های استان مازندران انجام شده است. پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات آمیخته اکتشافی متوالی از نوع تدوین ابزار است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی استادان هیئت علمی شاغل در استان مازندران تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای بر حسب فرمول کوکران تعداد 300 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، بر اساس پرسشنامه محقق ساخته بوده است. به منظور روایی صوری پرسشنامه از نظرات خبرگان و صاحب نظران استفاده شده است و نیز پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ سنجیده شدو عدد 90 /0 به دست آمد که بیان کننده پایایی بالا و مورد قبول است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS23 و بسته نرم افزاری Lisrel8.8 و با روش تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد رسانه های اجتماعی بر مدیریت فرهنگی با رویکرد رقابتی تأثیر دارد. همچنین، مدل های ارائه شده از برازش مناسب برخوردار بودند.
امروزه بهبود، ارتقا و تضمین کیفیت از ضرورت های نظام های دانشگاهی در سراسر جهان است. کاربرد ارزیابی به منظور آگاهی از وضعیت موجود و شناسایی نیازها و مشکلات نظام آموزش عالی و بررسی میزان تحقق هدف های آن گامی مؤثر در جهت برنامه ریزی برای بهبود کیفیت نظام آموزش عالی خواهد بود. بدیهی است در صورتی که کیفیت مراکز آموزش عالی مطلوب نباشد، آینده علمی و فنی کشور اطمینان بخش نخواهد بود. از آنجا که در طی چند دهه اخیر تعدد و تنوع دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی از راه دور گسترش قابل توجهی داشته است، ضرورت تمرکز بر کیفیت آنها نیز بیش از پیش احساس می گردد. پژوهش حاضر با هدف بررسی چهارچوب اعتبارسنجی و تضمین کیفیت آموزش عالی از راه دور در کشورهای جهان(ده کشور صاحب تجربه در زمینه اعتبارسنجی و تضمین کیفیت آموزش عالی از راه دور) با استفاده از روش مطالعه اسنادی و بررسی تطبیقی انجام شده و با استفاده از نتایج این بررسی ها، پیشنهادهایی در زمینه ارزشیابی و تضمین کیفیت آموزش از راه دور در نظام آموزش عالی کشور ارائه گردیده است.