هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل ناکامی و نگرش های ناکارآمد مادران دانش آموزان با کم توانی ذهنی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل تمامی مادران دارای دانش آموز کم توان ذهنی دختر یا پسر در مدارس ابتداییِ ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی بودند. نمونه ی پژوهش شامل 32 نفر از مادران دارای دانش آموز با کم توانی ذهنی بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 16 نفره آزمایش و گواه جایگزین شدند. مادران گروه آزمایش درمان پذیرش و تعهد را در جلسات گروهی که شامل 8 جلسه 60 دقیقه ای به صورت هفته ای یک جلسه دریافت کردند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. هر دو گروه یک هفته پیش از جلسه اول و یک هفته پس از جلسه ی آخر و 45 روز بعد از طریق پرسشنامه ی تحمل ناکامی و نگرش های ناکارآمد سنجش شدند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری، تک متغیره و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل ناکامی و نگرش های ناکارآمد تاثیر دارد. نتایج نشان داد که درمان پذیرش و تعهد می تواند تحمل ناکامی و نگرش های ناکارآمد مادران را تعدیل کند و روش مناسبی برای کاهش مشکلات مادران دارای کودکان کم توان ذهنی باشد.
The goal of this study was to investigate the effect of using computer conceptual maps, compared with usual way of drawing them by pencil and paper, in increasing learning, recalling and educational progress motivation in geology course among high school students. The study was conducted in semi experimental method in which students of 3 classes were classified in 3 groups. (Group 1: common pencil and paper conceptual maps, group 2: computer conceptual maps using Cmap software, and group 3: computer conceptual maps using Mind map software). First of all, pre-test and educational progress motivation test were conducted. After training, post test and educational progress motivation test were conducted. Three weeks later, second post test was also conducted. Test reliability was estimated 0/79. Results were analyzed statistically using one way Variance, Shefe determining test and Co-Variance analysis. Based on findings, it can be said that conceptual mapping using Cmap software in all dependent variables of the study, except educational progress motivation, did well compared to other methods in such a way that it had superiority over other two methods by having effective coefficient of 44 percent. Paper – pencil method did well compared to using Mind map software. Drawing conceptual maps using Cmap software having effective coefficient of 64 percent, had the most impact on students’ learning. After it, paper – pencil conceptual drawing and using Mind map software had the least impact on students’ learning. There was no significant difference among groups as far as educational progress motivation is concerned.
در حوزه روان شناسی اخلاق بررسی نقش متغیّرهای تسهیل کننده کنش اخلاقی دارای اهمیت است. بی صداقتی تحصیلی یکی از مسائل پر بسامد در محیط های تحصیلی و آکادمیک است. در این راستا تعیین نقش متغیرهای شناخت شناسی شخصی یا باورهای معرفت شناسی شخصی، دربرگیرنده تلاشی جدید است برای شناخت متغیرهای مؤثر در رفتار اخلاقی در یک بافت تحصیلی است. در مطالعه حاضر نقش باورهای معرفت شناسی برای پیش بینی بی صداقتی تحصیلی، به عنوان شاخصی از کنش اخلاقی، با در نظرگرفتن نقش جنسیت به عنوان متغیر تعدیل گر مورد آزمون قرار گرفت. مشارکت کنندگان 370 دانشجوی کارشناسی دانشگاه شیراز بودند (276 دختر و94 پسر) که مقیاس باورهای شناخت شناسی شراو، بندیکسن و دانکل و مقیاس بی صداقتی تحصیلی خامسان و امیری را تکمیل نمودند. نتایج مدل باورهای شناخت شناسی برای پیش بینی ابعاد بی صداقتی تحصیلی بیانگر روابط معناداری میان باورهای شناخت شناسی و ابعاد بی صداقتی تحصیلی بود. همچنین نقش تعدیلی جنسیت در مدل مورد تایید قرار گرفت. در مجموع یافته های پژوهش حاضر نقش باورهای شناخت شناسی در بی صداقتی تحصیلی را با در نظر گرفتن نقش تعدیلی متغیر جنسیت تایید نمود و از این نظر نقش طرحواره جنسیتی در بی صداقتی تحصیلی مورد تاکید قرار گرفت. محدودیت ها و دلالت های پژوهش مورد بحث قرار گرفت و کاربردهای پژوهش برای خانواده، معلمان، اساتید و فعالیت های مشاوره ای توضیح داده شد.
تحقیق حاضر با هدف پیشگیری از اعتیاد در محیط های آموزشی با تاکید بر نقش برنامه درسی پنهان از دیدگاه دانشجویان در دو مرحله کمی و کیفی انجام پذیرفته است. در مرحله اول تعداد 283 نفر از دانشجویان سه رشته روانشناسی و مشاوره و راهنمایی و ادبیات فارسی در سه مقطع ترم اول و چهارم و ترم آخر انتخاب شدند. گردآوری داده های به وسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. در این تحقیق از نظرات اساتید راهنما و مشاور جهت تعیین روایی پرسشنامه و ضریب آلفای کرونباخ (مقدار آلفا 85%) برای تعیین پایایی پرسشنامه استفاده شده است. در مرحله دوم با استفاده از رویکرد کیفی نگر، یکایک مولفه های برنامه درسی اعم از هدف، استاد، دانشجو، محیط فیزیکی، زمان بندی، محتوی، روش تدریس، ارزشیابی و قوانین و مقررات با اتکا بر مدل خبرگی و نقادی آیزنر مورد مداقه قرار گرفت و عوامل موثر بر پیشگیری از اعتیاد پذیری دانشجویان با تاکید بر برنامه درسی پنهان کالبد شکافی شد.
این پژوهش با هدف مقایسة باورهای انگیزشی، مهارت های فراشناختی و یادگیری خودتنظیمی بین دانش آموزان تیزهوش و عادی دختر پایة سوم راهنمایی شهر اصفهان انجام شده است. روش پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای و جامعة آماری تمام دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی همتای تیزهوشان در پایة سوم راهنمایی شهر اصفهان است. نمونة بررسی شده شامل60 دانش آموز تیزهوش است که با روش تصادفی ساده از مدرسة تیزهوشان و 60 دانش آموز عادی که به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از مدارس عادی و همتای تیزهوشان انتخاب شده اند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامة اطلاعات فردی و پرسشنامة راهبردهای انگیزش برای یادگیری (MSLQ) بوده است. داده های پژوهش با آزمون تحلیل واریانس تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین دو گروه دانش آموزان تیزهوش و عادی، از لحاظ باورهای انگیزشی در سطح (01/0p<)، مهارت های فراشناختی در سطح (01/0p<) و یادگیری خودتنظیمی در سطح (05/0p<) تفاوت معناداری وجود دارد؛ بدین معنا که دانش آموزان عادی از لحاظ باورهای انگیزشی، مهارت های فراشناختی و یادگیری خودتنظیمی، میانگین بیشتری نسبت به دانش آموزان تیزهوش به ددست آورده اند .