فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۹۴۱ تا ۱۵٬۹۶۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
بررسی تاثیر شن درمانی برکاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر ناشنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیرشن درمانی برکاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر ناشنوا8 - 11ساله شهر تهران بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پسر ناشنوا 8 - 11 سال شهر تهران و روش نمونه گیری از نوع دردسترس بود، بدین صورت که از بین مدارس ابتدایی پسرانه ناشنوا که در شهر تهران وجود داشت. مدرسه امام جعفر صادق (ع) انتخاب شد که بیشترین تعداد دانش آموز را داشت و از میان دانش آموزان این مدرسه با اجرای پرسشنامه سنجش پرخاشگری آخن باخ 24 دانش آموز که بالاترین نمره پرخاشگری را داشتند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند که به صورت تصادفی 12 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند. طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل بود و از آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل کوواریانس برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها ونتایج حاصل ازمقایسه نمره های پیش آزمون وپس آزمون دوگروه آزمایش وگواه، نشان دهنده تاثیرگذاری تکنیک شن درمانی برکاهش پرخاشگری گروه آزمایش بود. ونتایج آماری نشان داد. که فرضیه تحقیق درسطح ( 005/0 (P< معناداراست وتکنیک شن درمانی برکاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر ناشنوا مؤثر بود.
بررسی الگوهای خواندن و علل مرتبط با مشکلات درک خواندن دانش آموزان ناشنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
اثربخشی آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر اضطراب امتحان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۴ پاییز ۱۳۸۹ شماره ۱۰
111 - 128
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش اثربخشی آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر اضطراب امتحان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم متوسطه موردبررسی قرار گرفت. نمونه پژوهش 60 دانش آموز دختر (گروه آزمایش 30 نفر و گروه کنترل 30 نفر) پایه سوم متوسطه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه اضطراب امتحان، مصاحبه بالینی روان پزشک کودک و نوجوان و میانگین نمرات دانش آموزان در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون گردآوری شدند. گروه آزمایش، 8 جلسه آموزش ایمن سازی در مقابل استرس دریافت کردند؛ درحالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده های گردآوری شده با استفاده از شاخص های توصیفی میانگین، انحراف معیار و شاخص تحلیلی آزمون t و تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر کاهش اضطراب امتحان و افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنی دار دارد. بر طبق این یافته ها تأثیر آموزش ایمن سازی در مقابل استرس در کاهش اضطراب امتحان و افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بحث شده است.
وضعیت ابعاد محیط فرهنگی در دانشکده های علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران بر اساس ابعاد چهارگانه مدل هافستد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۴ زمستان ۱۳۸۹ شماره ۱۱
59 - 81
حوزههای تخصصی:
این مطالعه، به شناسایی وضعیت ابعاد محیط فرهنگی بر اساس ابعاد چهارگانه مدل هافستد در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران پرداخته و زمینه های مشترک و متفاوت آنها را بیان کرده است. این تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی بوده است و در آن برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه محققساخته استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که ابعاد محیط فرهنگی در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی (دانشگاه شهید بهشتی و تهران ) تفاوت معناداری داشت. بررسی ابعاد محیط فرهنگی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران، نشاندهنده تفاوت آماری معنادار بین ابعاد فاصله قدرت و جمعگرایی فردگرایی و عدم تفاوت آماری معنادار در بین ابعاد مردگرایی زنگرایی و پرهیز از عدم قطعیت بوده است.
تحول آموزش و پرورش و نگاهی به سه مسأله
حوزههای تخصصی:
مهارت تدریس
حوزههای تخصصی:
آموزش علوم در دوره ی پیش از دبستان
حوزههای تخصصی:
تدوین و اعتبار سنجی الگوی تدوین و اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی ارزشیابی کیفیت درونی آموزش الکترونیکی در نظام آموزش عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارزشیابی کیفیت درونی آموزش الکترونیکی دانشگاهی، الگو، مدل و چارچوب های ارزشیابی آموزش الکترونیکی، که در طی سال های 2009-2001 مطرح شده اند، است و عوامل موثر بر کیفیت آموزش الکترونیکی شناسایی و استخراج شده اند. سپس، کیفیت آموزش به عنوان متغیر وابسته و عوامل موثر بر کیفیت آموزشی به عنوان متغیرهای مستقل مورد بررسی قرار گرفتند. این الگو با استفاده از تکنیک دلفی اعتبارسنجی و در نهایت عوامل اساسی موثر بر کیفیت آموزش، در هشت گروه اصلی ارائه شده است. عامل انسانی، عامل زیرساختی، عامل فرهنگی، عامل قانونی، عامل اقتصادی و سیاسی، عامل مدیریت و رهبری، عامل حمایت و پشتیبانی و عامل همکاری های بین المللی، به عنوان عوامل موثر بر کیفیت آموزش، توسط 85 شناسه، کیفیت آموزش الکترونیکی را مورد ارزشیابی قرار داد. الگوی ارزشیابی هشت عاملی، در نمونه آماری با 194 دانشجو از جامعه آماری دانشجویان دوره های تحصیلی کارشناسی ارشد رشته های فنی دانشگاه های الکترونیکی تهران، که حداقل یک گروه فارغ التحصیل داشته اند، اجرا شد. نتایج نشان داد، پس از تجزیه و تحلیل داده ها، وضع کیفیت آموزش الکترونیکی دانشگاه مشخص و نقاط قوت و ضعف در هر بخش به تفکیک تعیین می گردد.
نمودشناسی تجربه تحصیل در کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه تحصیل در دانشجویان کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت معلم تهران است. برای درک تجربه زیستی دانشجویان از روش نمودشناسی تفسیری از رویکردهای پژوهش کیفی بهره گرفته شده است. نمونه ها از میان دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت به گونه ای انتخاب شده اند که دست کم سه نیم سال تحصیلی را پشت سر گذارده اند. تعداد دانشجویان با ویژگی های ذکر شده، شش نفر بود که همه انتخاب شدند. داده ها از راه مصاحبه ژرف نیمه ساختار یافته و مشاهده هدفمند جمع آوری و سپس نگاشته و به روش ون منن تحلیل شدند. بر بنیاد یافته های پژوهش می توان تجربه این دانشجویان را در سه بخش نگرش درباره رشته، واحدهای درسی و اساتید دسته بندی و توصیف کرد. نگرش درباره رشته، دربردارنده علاقه مندی نخستین، رضایتمندی واپسین، بازار کار و آگاهی درباره چیستی، اهمیت و جایگاه رشته شد. نگرش درباره واحدهای درسی، ارتباط واحدهای درسی با رشته و انسجام واحدها، روز آمدی واحدها و کتاب ها و واحدها یا موضوع های مورد نیاز و پایان نامه را در برگرفت. نگرش درباره اساتید شامل منش، میزان دانش، روش تدریس و روش ارزشیابی شد. نتایج پژوهش نشان دهنده رضایت نسبی دانشجویان از برخی مؤلفه ها به ویژه منش و دانش اساتید و نارضایتی نسبی از برخی دیگر از مؤلفه ها چون ناآگاهی درباره چیستی رشته، کم اهمیتی آن، بازارکار نامناسب، نبود پیوند و انسجام میان واحدها و موضوع های درسی، ناکارآمدی و خلاء برخی واحدها و موضوع های درسی، ابهام در انتخاب موضوع پایان نامه و روش های ارزشیابی برخی اساتید است. در پایان بر لزوم بازنگری درباره اهمیت، جایگاه و واحدهای درسی رشته فلسفه تعلیم و تربیت تاکید و به برخی تلویح های کاربردی اشاره شده است.
بررسی میزان انطباق برنامه درسی رشته کارشناسی مهندسی معماری با نیازهای بازار کار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف کلی بازنگری در برنامه درسی رشته مهندسی معماری برای انطباق بیشتر با نیازهای بازار کار در این رشته صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی است و برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق با فارغ التحصیلان استفاده شد. جامعه آماری، فارغ التحصیلان رشته مهندسی معماری دانشگاه هنر اسلامی تبریز بوده است. روش نمونه گیری از نوع اشباع شده می باشد. نتایج نشان داد وضعیت فارغ التحصیلان رشته مهندسی معماری با توجه به نیازهای بازار کار، در حیطه دانشی مطلوب، مهارتی در حد نامطلوب و نگرشی نسبتاً مطلوب ارزیابی می شود. همچنین افزودن واحد کارآموزی، طرح منظر، جامعه شناسی و روان شناسی معماری، اختصاص دروس عمومیِ ویژه این رشته، افزودن دروس عملی به برخی دروس نظری و تاکید بیشتر بر دروس ساختمان 1 و 2 ، طراحی فنی، تنظیم شرایط محیطی، آشنایی با معماری اسلامی و مصالح ساختمانی از طریق افزایش تعداد واحدها به وضعیت خروجی های رشته مهندسی معماری بهبود خواهد بخشید.
یادگیری های پنهان دانشجویان در تعامل با اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین تجارب یادگیری پنهان دانشجویان در جریان استفاده از اینترنت است. روش پژوهش کیفی، از نوع پدیدارشناسی است. شرکت کنندگان در پژوهش 14 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد اصفهان (خوراسگان) بودند که با روش نمونه گیری مطلوب انتخاب گردیدند. اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و با بکارگیری روش 7 مرحله ای کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از مجموع یافته های این پژوهش بعد از حذف کدهای مشترک 236 کد مفهومی که بیانگر تجارب مشارکت کنندگان در پژوهش بود استخراج گردید. این مفاهیم در سه دسته اصلی: 1- یادگیری هنجارهای جدید 2- یادگیری ارزش های جدید و 3- یادگیری نمادهای کلامی جدید و نیز شش دسته فرعی: 1- افکار و عقاید جدید 2-تخلف از قوانین و مقررات 3- اخذ شیوه های جدید زندگی و فعالیت های اجتماعی 4- اخذ هویت جدید 5- جایگزینی لغات انگلیسی به جای فارسی 6- عاریه گرفتن اصطلاحات اینترنتی در محاوره های روزمره مورد توجه قرار گرفتند. یافته ها نشان داد دانشجویان در جریان تعامل با اینترنت تجارب یادگیری زیادی را کسب کرده اند که در هنجارها، عقاید، باورها، اخلاق و نمادهای کلامی آن ها تاثیر زیادی داشته است.
تأثیر آموزش کارکردهای اجرایی بر عملکرد نیمرخ اسید وکسلر کودکان (حساب، رمزنویسی، اطلاعات، حافظه ی عددی) در دانش آموزان اختلال یادگیری شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش کارکردهای اجرایی برعملکرد خرده آزمون های معرف نیمرخ اسید (ACID) وکسلر کودکان در دانش آموزان اختلال یادگیری می باشد. در این پژوهش از روش تجربی با پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل و گمارش تصادفی استفاده شد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی تعداد 48 نفر دانش آموز انتخاب و در دو گروه آزمایش وگواه به شکل تصادفی گماشته شدند. در مرحله ی پیش آزمون از آزمون وکسلر کودکان برای اندازه گیری نیمرخ اسید استفاده شد. آموزش کارکردهای اجرایی به شکل گروهی در گروه آزمایش اعمال شد. پس از آموزش، پس آزمون به اجرا درآمد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش کارکردهای اجرایی موجب افزایش عملکرد نیمرخ اسید وکسلر کودکان در خرده آزمون های اطلاعات، حساب و رمزنویسی می شود و در خرده آزمون حافظه ی عددی بی تأثیر است.
نیازسنجی آموزشی کارکنان شاغل در صنعت بیمه مکمل درمان به منظور دستیابی به یک مدل تلفیقی کارآمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله نیازسنجی آموزشی کارکنان شاغل در صنعت بیمه مکمل درمان به منظور دستیابی به یک مدل تلفیقی کارآمد می باشد؛ مدلی که بتواند برخی محدودیت های نیازسنجی همچون طولانی و هزینه بر بودن، عدم وجود شرح وظایف مصوب و مشکلات اجرایی را برطرف نماید. جهت دستیابی به هدف فوق شرکت آتیه-سازان حافظ با 6 رشته شغلی و نمونه ای 259 نفری به عنوان جامعه آماری انتخاب شد. ابتدا جهت دستیابی به یک مدل نیازسنجی، با ترکیب دو مدل نیازسنجی شغل و شاغل، یک مدل متناسب، طراحی و با استفاده از ابزار پرسش نامه شرح وظایف 6 رشته شغلی استخراج و «نیازهای هر شغل» در سه حیطه دانش، نگرش و مهارت فهرست گردید. داده های به دست آمده از پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی، شامل آزمون t تک گروهی و t دو گروه وابسته، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و «نیازهای آموزشی کارکنان» مشخص و با استفاده از آزمون برآورد دامنه براساس نوع نیاز (فوری، استراتژیک، مداوم و خنثی) اولویت بندی گردید. در نهایت مدل تلفیقی نیازسنجی با استناد بر نتایج اجرای پژوهش بازنگری و تبیین گردید.
تاثیر آموزش مبتنی بر نقشه مفهومی (ارائه و ترکیبی) بر حیطه های یادگیری کارآموزان مراکز آموزش فنی و حرفه ای در پودمان «آشنایی با اصول الکتریسیته و انجام محاسبات»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی نظام آموزش فنی و حرفه ای تربیت نیروهایی است که بتوانند ضمن کارآفرینی، در محیط های کار از آموخته های دوره کارآموزی خود استفاده کنند. در این راستا دروس در قالب مهارت های پودمانی برنامه ریزی و به کارآموزان ارائه می گردد. شیوه آموزش در این مراکز معمولاً سنتی است لذا این پژوهش بدنبال مطالعه کارائی روش های نوین آموزشی است. اثرات آموزش مبتنی بر نقشه مفهومی (ارائه و ترکیبی) بر حیطه های یادگیری (مهارت های ذهنی، اطلاعات کلامی، راهبردهای شناختی، و نگرش از نظر گانیه) در قسمت نظری پودمان «آشنایی با اصول الکتریسیته و انجام محاسبات و آزمایش های مربوطه» از پودمان های شغل برقکار صنعتی درجه 2 مورد مطالعه قرار گرفت. آزمودنی ها از کارآموزان مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان آذربایجان شرقی به تعداد 60 نفر (سه کلاس) و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردیدند و بطور تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. روش تحقیق نیمه تجربی با استفاده از پیش آزمون و پس آزمون بود. برای سنجش حیطه های یادگیری مهارت های ذهنی و اطلاعات کلامی از آزمون پیشرفت تحصیلی چندگزینه ای و تشریحی، و برای سنجش نگرش از آزمون نگرش سنج محقق ساخته استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس و آزمون های تعقیبی استفاده گردید. نتایج نشان داد هر دو نوع روش استفاده از نقشه مفهومی بر همه حیطه های یادگیری بجز اطلاعات کلامی بیش از روش رایج تاثیر داشتند و روش استفاده از نقشه مفهومی ترکیبی بیش از روش نقشه مفهومی ارائه بر مهارت ذهنی حل مسئله و راهبردهای شناختی تاثیر داشت.
بررسی سطوح و مقاطع کلیدی در برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی از منظر یافته های علم روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر شاهد یافته های جدید علمی در زمینه ی شناخت ذهن و مغز، فرایندهای عصبی که طی تفکر و یادگیری روی می دهد، و رشد توانش دانش آموزان بوده ایم. براساس مطالعات نظری، تحولات رشدی، تحولاتی تدریجی و چندوجهی است و در تمام افراد دارای مشترکاتی است که به تصمیم-گیرندگان اجازه می دهد براساس این مشترکات به تعیین سطوح و مقاطع کلیدی در برنامه درسی مبادرت نمایند. اما باید دانست که دانش آموزان در مسیر رشد در ابعاد مختلف، توان مندی های متفاوتی را در مقاطع مختلف زمانی و در مراحل مختلف به نمایش می گذارند و عملکرد آنان در هر مرحله تابع شرایط تربیتی خاصی است. علاوه بر این، فرایند رشد انعطاف پذیر بوده و تحت تاثیر شرایط اقتصادی اجتماعی و فرهنگی فرد نیز قرار دارد. براساس یافته های مطالعات نظری در سند تحول راهبردی مرحله بندی دوره های تحصیلی چه به جهت ساختار (مراحل تربیت) و چه به جهت محتوا باید دارای میزانی از انعطاف پذیری باشد که افرادی با ویژگی های متفاوت بتوانند از تربیت متناسب با نیازهای خود بهره مند شوند. از آن جا که تبیین مبانی روان-شناختی مبتنی بر مبانی فلسفی می تواند دلالت های روشنی را در اختیار برنامه ریزان درسی در سطح ملی و سطوح بعدی تصمیم-گیری قرار دهد در این مقاله مبانی روان شناختی برنامه درسی ملی در تعیین سطوح و مراحل کلیدی از منظر یافته های علم روان شناسی مورد بررسی قرار می گیرد.