خرد، یکی از بالاترین فضایل است و در گستره وسیعی از حوزه فعالیت های اجتماعی، درنهایت باعث بهبود خود و جامعه می شود. هدف این پژوهش، مطالعه ویژگی های روان سنجی مقیاس خرد سن دیگو (SD-WISE)(توماس و همکاران، 2019) است. به همین منظور نمونه ای شامل 350 نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی (223زن و132 مرد) با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. این نمونه به سؤالات مقیاس SD-WISE که شامل شش مؤلفه؛ بینش، مدیریت هیجان، رفتار جامعه پسند، قاطعیت، مشاوره اجتماعی، و نسبی گرایی ارزش ها است پاسخ دادند. در بررسی ویژگی های روان سنجی این مقیاس، از مشخصه های آماری، تحلیل سؤال، ضرایب پایایی، تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی استفاده شد. پایایی پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ برابر با 81/0 محاسبه شد. میزان همبستگی میان این مقیاس با مقیاس خرد سه بعدی آردلت 56/0 به دست آمد که نشان گر روایی ملاکی پرسشنامه بود. نتایج نشان داد پس از چندین بار اجرای تحلیل عاملی و استخراج راه حل های گوناگون، تعداد 5 عامل با روش واریماکس استخراج شد. درصد پوشش واریانس مشترک بین متغیرها برای این شش عامل بر روی هم، 236/54 درصد کل واریانس متغیرها را تبیین می کند. همچنین به منظور تأیید عامل های استخراج شده، مدل تحلیل عامل تأییدی اجرا شد. برای این منظور دو مدل ساختار عاملی نسخه اصلی و ساختار عاملی استخراج شده از طریق مدل اندازه گیری لیزرل، مقایسه و بررسی شد. شاخص های برازش نشان داد که مدل پنج عاملی استخراج شده نسبت به مدل اصلی از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار است.
پژوهش حاضر با هدف تبیین رفتار شاهدان قلدری بر اساس عدم درگیری اخلاقی و حساسیت اخلاقی با نقش واسطه ای همدلی انجام گرفت. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با مدل معادله های ساختاری می باشد. جامعه مورد نظر دانش آموزان پسر و دختر متوسطه دوم استان لرستان در سال تحصیلی 98-97 بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 617 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای از چهار شهرستان خرم آباد، بروجرد، پلدختر و کوهدشت انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس های مکانیسم های عدم درگیری اخلاقی (بندورا و همکاران، 1996)، حساسیت اخلاقی (ناروائز و اندیکات، 2009)، نقش شرکت کنندگان (رفتار شاهدان) (سالمیوالی و همکاران، 1996) و پرسشنامه همدلی اساسی (جولایف و فرینگتون، 2006). پاسخ دادند. نتایج نشان داد که مدل مفهومی پژوهش با داده های پژوهش برازش مطلوب و قابل قبولی دارد. داده های پژوهش با نرم افزار آموس 24 (AMOS) تحلیل شد. یافته های حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان می دهدکه عدم درگیری اخلاقی و حساسیت اخلاقی با رفتار شاهدان در قلدری رابطه دارد. به عبارتی دیگر، کسانی که عدم درگیری اخلاقی بالا و حساسیت اخلاقی پایین دارند به صورت نامطلوب تری رفتار می کنند. همچنین نتایج تحلیل نشان می دهد که همدلی در ارتباط بین رفتارهای شاهدان قلدری در مدارس و عدم درگیری اخلاقی و حساسیت اخلاقی نقش واسطه-ای دارند. در مجموع به نظر می رسد که همدلی می توانند به عنوان واسطه یا مکانیزمی در رابطه بین عدم درگیری اخلاقی، حساسیت اخلاقی و رفتار شاهدان در هنگام قلدری منجر به پیامدهای مثبت بیشتر و پیامدهای منفی کمتر برای افراد شود.
مطالعه حاضر با هدف شناسایی پدیده ی نشاط دانشگاهی و راهبردهای جاری سازی آن در دانشگاه ها، انجام گرفته است. میدان مطالعه خبرگان دانشگاهی در حوزه علوم تربیتی، مدیریت آموزشی و روانشناسی سازمانی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و رویکرد نظری بیست نفر از آنها انتخاب شدند. روش جمع آوری و تحلیل داده ها به ترتیب شامل مصاحبه نیمه ساختارمند و کدگذاری داده بنیاد سه مرحله ای بوده است. ضریب توافق اعتماد و اعتبارسنجی یافته ها نیز 0.66 بدست آمد که گویای قابلیت پایایی در دستاوردهای این پژوهش است. بر مبنای یافته های این تحقیق نشاط در جامعه ی دانشگاهی، حالتی ازمثبت نگری، رضایت و انعطاف پذیری فکری است؛ که به فعالیت و صَرف انرژیی مضاعف آموزشی، پژوهشی، اجرایی و همچنین مشارکتی داوطلبانه در تحقق اهداف فردی و سازمانی می انجامد و از آنجایی که پویایی نماد بیرونی این نشاط است، نشاط دانشگاهی تداعی کننده حرکت و تحولی متداوم در سبک زندگی دانشگاهی است. راهبردهایی از قبیل: مدیریت دانایی اعضا مبتنی بر مدل دانشگاه سازمانی، تواناسازی روان شناختی ، طراحی معماری ساختار بالندگی سازمانی به صورت ترکیبی و همچنین نام آشنا نمودن توانمندی های دانشگاهیان منطبق با مسئولیت اجتماعی آن ها، از جمله عوامل سازمانی زمینه ساز در بانشاطی دانشگاهیان بودند که در این تحقیق مورد شناسایی و تبیین قرار گرفتند.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازخورد اصلاحی و انگیزه ای بر مسئولیت پذیری و کاهش اهمالکاری دانش آموزان پسر بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی پایه ششم شهر خلیل آباد بود. دراین مطالعه ،نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. بدین صورت که ابتدا از بین مدارس مقطع ابتدایی 3 مدرسه و در نهایت از آموزشگاه ستارگان شهر خلیل آباد( 190نفر ) 30 دانش آموزی که نمرات بالایی در پرسشنامه اهمالکای تاکمن(1991) و نمرات پایین در خرده مقیاس مسئولیت پذیری پرسشنامه شخصیتی کالیفرنیا (CPI-R) کسب کردند، انتخاب و به تصادف در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش بازخورد انگیزه ای دریافت کردند. در پایان هر دو گروه مجدداً به پرسشنامه های تحقیق پاسخ دادند. اطلاعات پس از جمع آوری با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بازخورد اصلاحی و انگیزه ای بر مسئولیت پذیری و کاهش اهمالکاری دانش آموزان پسر مؤثر است(p<0.05).
هدف از پژوهش حاضر بررسی سهم توانمندی ایگو در پیش بینی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده شهرستان بابل می-باشد. جامعه آماری این پژوهش با استناد از سازمان بهزیستی شهرستان بابل 138 زن سرپرست خانواده می باشد. از این جامعه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده 97 زن به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش عبارتنداز: پرسش نامه مقیاس توانمندی ایگو (من) به وسیله مارکستروم و همکاران (۱۹۹۷) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1996). داده های بدست آمده توسط روشهای آمار توصیفی (جداول فراوانی، درصد، میانگین ها) و آمار استنباطی (آزمون ضریب همبستگی پیرسون و خی دو) با کمک نرم (spss) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس تحلیل صورت گرفته مشخص گردیده شده که اکثر متغیرها بایکدیگر ارتباط دارند و این ارتباط برای بیشتر متغیرها از نوع مثبت و مستقیم می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که توانمندی ایگو توانایی پیش بینی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده را دارد. اگر ایگو از توانمندی کافی برخوردار نباشد، فرد در کشاکش مطالبات و تعارض ها گرفتار می شود و آشفتگی هیجانی را تجربه می کند.
هدف کلی این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی موانع بازدارنده ارائه آموزش های های فنی و حرفه ای به کارآموزان به شیوه الکترونیکی در بین آموزشگاه های فنی و حرفه ای استان گلستان با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی AHP می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی است و از نظر چگونگی دستیابی به داده ها از نوع تحقیقات توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، شامل مدیران، کارشناسان (اداره کل و مراکز)، موسسین و مربیان آموزشگاه های فنی و حرفه ای آزاد استان گلستان می باشند. نمونه آماری این پژوهش، تعداد 29 نفر از مدیران، کارشناسان(اداره کل و مراکز)، موسسین و مربیان آموزشگاه های فنی و حرفه ای آزاد استان گلستان می باشند. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزارهای Expert Choice Teamو قابل انجام می باشد. نتایج پژوهش نشان داده است که عامل موانع مدیریتی با وزن نسبی 453/0 در رتبه اول و عامل موانع آموزشی با وزن نسبی 267/0 در رتبه دوم و عامل موانع فنی با وزن نسبی 184/0 در رتبه سوم و عامل موانع فردی با وزن نسبی 097/0 در رتبه چهارم اهمیت قرار دارد.
مقدمه و هدف : انتخاب» مهم ترین ویژگی زندگی در دوره مدرن است و انسان ها با انتخاب های خود زندگی خود را می سازند و این انتخاب ها تفاوت های آن ها و شیوه های زندگی شان را ایجاد می کند. انسان ها با انتخاب های خود، سبک زندگی خود را می سازند و هر فرد با سبک زندگی خود، روایت منحصر به فردی را که از هویت برای خود برگزیده است، به دیگران نشان می دهد. یکی از عوامل مهمی که نمایان گر سبک زندگی هر فرد و یا هر خانواده است، «مصرف» است. امروزه مصرف به جز بقا، انگیزه های مختلف دیگری نیز دارد. از لذت و تفریح تا تمایز و تظاهر و... و نیز اهمیت مورد مصرف. امروزه با ظهور جوامع مصرفی و نیز بر اساس نظرات صاحب نظران برجسته سبک زندگی، مصرف مهم ترین بعد و مولفه سبک زندگی است. این مقاله می کوشد تا با مدل سازی مفهومی سبک زندگی مصرفی خانوار و جامعه به شناخت مکانیسم پویای آن دست یابد. روش شناسی پژوهش : بدین منظور با دسته بندی مصارف خانوارهای ایرانی به چهار نوع مصرف؛ مصرف آموزشی، مصرف زیستی، مصرف رسانه ای و مصرف فرهنگی، مکانیستم پویای عمل هر یک از این چهار نوع مصرف (با تاکید بر مصرف آموزشی) را به عنوان زیرسیستم های الگوی سبک زندگی مصرفی خانوار، بیان کرده و در نهایت مدل مفهومی دنیامیکی آن را ارائه می کند و با استفاده از رویکرد سیستم های پویا، مکانیسم عمل آن را تبیین می کند. یافته ها : مصرف خانوار از یک مکانیسم دینامیکی پیروی می کند و چهارنوع مصرف یاد شده در تعادل با یکدیگر در سطوح مختلف درآمدی، سطوح مختلف را به خود اختصاص می دهند. از آنجا که بودجه (درآمد) محدود است، افزایش یکی از انواع مصرف، موجب کاهش انواع دیگر می شود و ترکیب جدیدی را شکل می دهد. ترکیب و جایگاه انواع مصارف در آن، رویکرد غالب و اهمیت و گرایش خانوار به آن زمینه را نمایان می کند. بحث و نتیجه گیری: این مدل می تواند در امور سیاست گذاری فرهنگی در جهت ایجاد جامعه آموزش محور و فرهنگی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
مقدمه و هدف : این پژوهش با هدف ارائه مدل ارزیابی آمادگی الکترونیکی جهت استقرار آموزش مجازی در ادارات ورزش و جوانان فارس انجام شد. روش شناسی پژوهش : جامعه آماری در بخش کیفی شامل افراد خبره در حوزه آموزش مجازی و در بخش کمی شامل مدیران و کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان فارس به تعداد 320 نفر بود. حجم نمونه در بخش کیفی با توجه به اصل اشباع (30 نفر) و در بخش کمی با استفاده از فرمول کوکران ، 175 نفر برآورد شد. برای انتخاب نمونه در بخش کیفی از نمونه گیری هدفمند و دربخش کمی از نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار گرد آوری داده ها دربخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته برمبنای مقیاس پنج گزینه ای لیکرت بود. روایی صوری پرسش نامه از طریق اجرای آزمایشی و روایی محتوایی از طریق قضاوت خبرگان به تایید رسید. پایایی پرسش نامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 84/0 به دست آمد. یافته ها : برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از کد گذاری باز ، کد گذاری محوری و کدگذاری انتخابی و در بخش کمی از تحلیل عاملی اکتشافی ، تحلیل عاملی تاییدی و t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج به دست آمده به شناسایی 6 بعد و13 مولفه و57 شاخص منجر شد. مدلی شش بعدی درجهت ارزیابی آمادگی الکترونیکی جهت استقرار آموزش مجازی ارائه شد و درجه تناسب آن با اطمینان 95 درصد از نظر متخصصان مورد تایید قرار گرفت.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر عامل کنترل، از دیدگاه شونفلد، در میزان کاهش خطای دانش آموزان سال دهم رشته تجربی در حل مسائل مربوط به مبحث نسبت های مثلثاتی بر اساس الگوی تحلیل خطای نیومن، در شهرستان فریدن اصفهان، است. کنترل ازنظر شونفلد به معنای نحوه انتخاب و به کارگیری منابع و راهبرد های مناسبی است که به حل مسئله کمک می کند. الگوی تحلیل خطای نیومن شامل پنج مرحله سلسله مراتبی شامل خواندن، درک کردن، تبدیل، مهارت های پردازشی، و نوشتاری است. طبق این الگو، لازم است فرد این مراحل را در حل مسئله ریاضی طی کند و خطا در هریک از این مراحلْ مانعِ رسیدن او به پاسخ مناسب می شود. این پژوهش ازنظرِ هدف، کاربردی و ازنظرِ روش اجرا، شبه تجربی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان پسر سال دهم تجربی در شهرستان فریدن، در سال تحصیلی 9۶-9۷، است که تعداد آن ها 60 نفر بود. برای تعیین نمونه، در این پژوهش، 48 نفر به روش نمونه گیریِ در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها اجرای دو آزمون در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون بود که روایی سؤال های آن ها با نظر ۱۱ نفر از دبیران باتجربه ریاضی تعیین شد. یافته های این پژوهش بر اساس آزمون یو مان–ویتنی تجزیه وتحلیل شد و نشان داد که تقویت مهارت کنترل از دیدگاه شونفلد در میان دانش آموزان باعث کاهش معناداری در خطای مراحل خواندن، درک کردن و تبدیل می شود؛ اما کاهش معناداری در خطای مراحل پردازش و نوشتاری مشاهده نشد. بیشترین تعداد خطا در پیش آزمون مربوط به مراحل درک و تبدیل، و در پس آزمون مربوط به مراحل تبدیل و پردازش بود. همچنین این پژوهش نشان داد که اکثر دانش آموزان تسلط کافی را در انجام دادن محاسبات ریاضی ندارند.
فرمانده مربی در تربیت نسل جوان و آینده ساز نقش مهمی را ایفا می کند و باید خود را مکلف به پاسخگویی بداند تا بهتر بتواند در قلوب و افکار نیروهای تحت امر خود نفوذ کند و شوق و اشتیاق درونی و آمادگی اعضای یگان های نظامی را برای انجام داوطلبانه مأموریت های مختلف نظامی و مقابله سرسختانه با هرگونه تهدید مهیا سازد. هدف از این پژوهش بررسی نقش فرماندهان تربیتی در افزایش روحیه دانشجویان دانشگاه افسری تربیت پاسداری امام حسین(ع) است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و روش تحقیق توصیفی پیمایشی است و در بخش گردآوری اطلاعات پیرامون نقش فرماندهان تربیتی در افزایش روحیه دانشجویان، با استفاده از شیوه کتابخانه ای و مراجعه به اسناد و مدارک موجود، پرسشنامه با افراد تأثیرگذار و با استفاده از تجربه محقق، اطلاعات موردنیاز گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که متغیرهای معنویت، بنیه علمی و آمادگی جسمانی بر روی هم قادر به تبیین 64/2 درصد تأثیرگذاری بر افزایش روحیه دانشجویان هستند. میان متغیرهای وارد شده در روند رگرسیون، متغیرهای معنویت(0/318) درصد و بنیه علمی (0/482) درصد بر روحیه دانشجویان مؤثر بوده و متغیر آمادگی جسمانی (0/074) درصد بر روحیه دانشجویان تأثیری نداشته است.
هدف از تحقیق حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفه های آموزش شیمی برای توسعه پایدار و بررسی میزان توجه به مؤلفه های تعیین شده در برنامه درسی شیمی دوره متوسطه است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت از نوع پژوهش های ترکیبی، از نظر میزان کنترل متغیرها از نوع غیر آزمایشی، از نظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از جهت روش سندکاوی، تطبیقی و آنتروپی شانون می باشد. جامعه آماری در این تحقیق عبارت بودند از: کتاب های شیمی درسی دوره متوسطه، برنامه های درسی، اسناد مربوط به آموزش شیمی برای پایداری و اسناد جهانی یونسکو. روش نمونه گیری هدفمند و کشورهای انگلستان، کانادا و فنلاند برای مقایسه با ایران انتخاب شدند. یافته های تحقیق بیانگر شناسایی ۳ بعد، ۱۷ مؤلفه و ۸۱ شاخص در آموزش شیمی برای توسعه پایدار بودند. علاوه بر این نتایج تحقیق نشان داد که در کتاب های درسی ایران در پایه یازدهم و دوازدهم به مؤلفه های بعد محیط زیستی توجه کمتری و به مؤلفه های اقتصادی و اجتماعی توجه بیشتری شده است. و در پایه دهم به مؤلفه های شیمی در جامعه توجه کمتری شده است. نتایج نشان می دهد، که وضعیت موجود برنامه های درسی شیمی متوسطه ایران از جهت میزان توجه به آموزش مهارت ها برای آموزش توسعه پایدار در مقایسه با سایر کشورها کافی نیست.
خانه و مدرسه در انجام وظایف تربیتی مکمل یکدیگرند خانه مدرسه ی اول فرزند و مدرسه ، خانه دوم اوست و اگر این دو نهاد روش ها و برنامه های هماهنگ نداشته باشند ، در روند رشد کودک اختلال به وجود می آید . دو نهاد خانه و مدرسه نقش اساسی در تکوین شخصیت کودکان و نوجوانان دارند .بین روش ها و منش های خانه و مدرسه باید همسویی و تشابه وجود داشته باشد و یکی از این دو کانون ، کار دیگری را خنثی نکند ، بلکه به عنوان دو جریان همدل و مکمل عمل کنند . مدرسه باید پیشاهنگ ارتباط با خانه باشد و با روشهای گوناگون اسباب مشارکت فکری اولیا را در امر تعلیم و تربیت فرزندانشان فراهم کند . فرزند در خانه و در دامان والدین رشد می کند و آماده ی ورود به مرحله ی دیگری می شود . خانه و مدرسه به عنوان دو نهاد اصلی تعلیم و تربیت هر جامعه ای محسوب می شود .وضعیت موجود هر جامعه ای نتیجه یادگیری دیروز افراد در خانه و مدرسه است و وضعیت فردای هر جامعه در نتیجه سرمایه گذاری هایی است که امروز روی دانایی افراد در خانه ، مدرسه و جامعه انجام می گیرد . والدین وظیفه دارند به طور مرتب با مدرسه ارتباط داشته باشند و با کسب اطلاعات کافی از وضع درس و اخلاقی دانش آموزان تصمیم معقولی برای مشارکت در تربیت اتخاذ کنند .مقاله حاضر مقاله ای کتابخانه ای است که در ابتدا با ارائه تعریفی از خانواده و اهمیت نقش خانواده در تربیت فرزندان پرداخته و سپس ضرورت ارتباط خانه و مدرسه را بررسی کرده و در ادامه به موانع مشارکت اولیا در مدرسه پرداخته و به ارائه راهکارهایی برای افزایش تعامل والدین با مسئولان مدرسه پرداخته است.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی شیوه های دفاع قانونی و مسئولیت دبیران تربیت بدنی در حوادث ورزشی مدارس بود که با روش تحقیق توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری تحقیق را کلیه معلمان تربیت بدنی مدارس ایران تشکیل دادند. با توجه به وسعت، تعداد و نیز، دشواری دسترسی به نمونه ها؛ از روش نمونه گیری در دسترس برای جمع آوری نمونه ها استفاده شد که در نهایت 225 نفر در پژوهش شرکت کردند.. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. جهت تعیین روایی محتوایی پرسشنامه، از چند تن از استادان صاحب نظر با گرایش ورزشی و حقوق نظرخواهی شد که پس از اعمال نظرات آنها، پرسشنامه تأیید گردید. به منظور ارزیابی روایی و پایایی گویه های پرسشنامه، در یک مطالعه آزمایشی تعداد 20 عدد پرسشنامه بین کارشناسان مربوطه توزیع شد که پایایی درونی گویه های پرسشنامه ها به روش آلفایکرونباخ 87/0 بدست آمد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام گرفت. یافته ها نشان داد که عوامل فنی، عوامل مدیریتی، عوامل آموزشی و عوامل حقوقی بر رفع مسئولیت معلمان تربیت بدنی در هنگام بروز حوادث ورزشی تاثیرگذار هستند. بنابراین، پیشنهاد م ی ش ود، ض من توج ه ب ه ارتق ای مدرک تحصیلی معلمان تربیت ب دنی، ب ا اهتم ام ب ه برگزاری کلاس های ضمن خ دمت و اط لاع رس انی از طریق بروشورها، نصب تابلوه ای آموزش ی و همانن د آن، میزان آگاهی های حقوقی و مسئولیت های م دنی آنان نیز افزایش یابد.
مقدمه و هدف : الگوی بلوغ قابلیت منابع انسانی، چارچوبی برای کمک به توسعه سطح بلوغ و ارتقای حوزه منابع انسانی سازمان ها می باشد. پژوهش حاضر به صورت کیفی با هدف طراحی الگوی بومی بلوغ قابلیت منابع انسانی[1] در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس مبتنی بر نظریه داده بنیاد اجرا شده است. روش شناسی پژوهش : ابتدا شاخص های اولیه با مرور ادبیات پژوهش استخراج گردیده، سوالات مصاحبه طراحی وتوسط 3 نفر از خبرگان تاییدگردید. سپس مصاحبه نیمه ساختار یافته با 17 نفر از خبرگان اعضای هیأت علمی که علاوه بر داشتن سوابق اجرایی مدیریتی بالای5 سال دارای رتبه علمی استادیاری و بالاتر نیز بودند، صورت گرفته و داده ها گردآوری شدند. روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی بوده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس مدل داده بنیاد استراوس و کوربین[1]، در 6 پارادایم شرایط علی، مداخله گر، زمینه ای و راهبردها ، پیامدها نیز پدیده اصلی انجام گرفته است. اعتبار مدل بومی به دست آمده از طریق دوروش؛ تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزار پی.ال.اس.[1] و روایی محتوایی یعنی ارزیابی توسط 4 نفر از خبرگان سنجیده شده است. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها طی 3 فرایند کد گذاری باز، محوری و انتخابی، منجر به استخراج 26 شاخصه و92 مؤلفه گردیدکه درنهایت به طراحی الگوی بومی قابلیت منابع انسانی خاتمه یافت. عوامل محیطی، سازمانی، شغلی و فردی به شرایط علی بلوغ قابلیت اعضای هیات علمی؛ و سبک مدیریتی، عوامل مخل ارتباطات، رهبری اخلاقی، و مشارکت گروه های کاری اشاره به شرایط مداخله گردارند. تخصیص منابع و امکانات، مدیریت اطلاعات، زمان و نظم، شرایط زمینه ای بلوغ اعضا؛ و هم چنین برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و ارتباطات، ارزیابی، مدیریت عملکرد، ومدیریت منابع انسانی، راهبردها راشامل می شوند. پیامد های این تحقیق حاکی از ایجاد انگیزه و بهبود نوآوری در جهت توسعه، ارتقا و بهبود مستمر توانایی اعضای هیأت علمی دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به اینکه نتایج حاصل از اعتبار سنجی نشان داده است که مؤلفه ها و شاخصه های مدل از اعتبار بالایی برخوردارند می توان گفت استفاده از این مدل بومی در میان مدیران دانشگاه آزاد جهت اعضای هیأت علمی مفید می باشد.
مسئله اصلی پژوهش حاضر که با روش کیفی و به شیوه ی توصیفی- تحلیلی با استفاده از مصاحبه با معلمان شهر شیراز انجام شده است، بررسی و شناخت چالش ها و فرصت های آموزش در فضای مجازی فراروی تعلیم و تربیت است. پس از بررسی منابع و داده های جمع آوری شده از مصاحبه های انجام شده مشخص گردید که مهمترین چالش های فضای مجازی را می توان در چهار بعد؛ \"ابزار و منابع مورد استفاده\"، \"معلمان\"، \"دانش آموزان\"، \"خانواده ها\" جمع بندی نمود. در بعد ابزار مورد استفاده مهم ترین چالش ها؛ یادگیری سطحی، نبود برنامه هماهنگ، سرعت پایین نرم افزار شاد، سردرگمی در استفاده از نرم افزارها، عدم توانایی تدریس دروس کارگاهی و آموزشگاهی شناسایی شده اند. در رابطه با معلمان مهم ترین چالش ها؛ عدم برگزاری دوره های آموزشی، آموزش مجازی و آموزش کار با شاد و سایر پیام رسان ها، نداشتن سواد مجازی و غافلگیر شدن معلمان، به خطر افتادن حریم خصوصی معلمان، تقلب کردن بچه ها و عدم ارزشیابی دقیق و ناتوانی در کنترل مدیریت آن، نبود زیرساخت مناسب، عدم تناسب محتوای آموزشی موجود با محتوای آموزش مجازی، محدودیت دروس عملی و کارگاه، بازدهی کمتر، شناسایی شده اند. در رابطه با دانش آموزان نیز مهم ترین چالش ها؛ عدم ارتباط و تعامل رو در رو، نداشتن سواد رسانه ای، نبود محیط مناسب برای ارسال صدا و فیلم، نداشتن سابقه و آموزش در زمینه آموزش مجازی، نداشتن امکانات، گوشی و دسترسی به تکنولوژی، دوری از دوستان و همکلاسی ها، آسیب دیدن پایه های ابتدایی خصوصا بویژه اول و دوم، دور زدن آموزش ها، به خطر افتادن سلامت جسمی و روحی، نابرابری در میان دانش آموزان شناسایی شدند و در رابطه با خانواده ها مهمترین چالش ها؛ وضعیت نامناسب اقتصادی و نداشتن هزینه تهیه گوشی و اینترنت، درگیر کردن امکانات و تمام افراد در آموزش، افزایش نابرابری آموزشی، پیدایی مشکلات روحی - روانی بخاطر سختی شرایط، ایجاد بی میلی و بی اهمیت جلوه دادن آموزش ها، عدم پذیرش تجربه جدید آموزش مجازی برای خانواده ها، سوءاستفاده بچه ها از این دوران و سیر در سایر فضاهای مجازی شناسایی شدند که با ذکر فرصت های ایجاد شده، در نهایت متناسب با هر یک از چالش های شناسایی شده در ابعاد چهارگانه فوق، راهکارهای عملیاتی و اجرایی ارائه شده است.
از منظر امام علی علیه السلام چاره ای جز این نیست که در هر جامعه ایی امیری حاکم صالح و سالم یا فاجر و فاسد باشد. چراکه حتی حاکم فاسد بهتر از بدون حاکمیت (هرج ومرج) است. در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام دولت و نهاد دارنده قدرت و حکومتی که این قدرت را اعمال می کند، همه و همه وسیله ای است برای خدمت و اصلاح زندگی این جهانی و آن جهانی مردمان هست. امام علی علیه السلام به مناسبت هایی، وظایف حاکم را، در قالب نامه ها و خطبه ها بیان کرده و هیچ عذری را برای تخلف آن ها باقی نگذاشته است. از نظرگاه حضرت علی علیه السلام حاکم به طور عمده سه وظیفه خطیر بر عهده دارد:1. وظیفه حاکم در قبال آموزه های دین که زیربنای حاکمیت را تشکیل می دهد. 2. وظیفه حاکم در مقابل عموم مردم که پشتوانه ای قوی و ستون های استوار حکومت می باشند. 3. وظیفه حاکم در برابر کارگزاران (اجرایی، قضایی، نظامی) که هرکدام وظیفه ای خاص بر عهده دارند و هیچ کدام از دیگری بی نیاز نیستند؛ و سؤال اصلی این مقاله این است که؛ از منظر نهج البلاغه حاکم اسلامی چه وظایفی را در برخورد با مردم دارد؟ البته لازم به ذکر است که مهم ترین و اساسی ترین وظیفه حاکم اجرای دقیق و بی کم وکاست فرمان ها الهی و صیانت از آن ها به وسیله نظارت دقیق و جدی بر حُسن اجرای آن هاست. این مقاله از سری تحقیقات کتابخانه ای با استفاده از اسناد و مدارک و با شیوه بررسی محتوایی، هست.
روش تحقیق حاضر، یک مطالعه نیمه تجربی از نوع مداخله ای همراه با گروه کنترل فعال با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود که با هدف بررسی تاثیر حافظه کاری بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر در سال تحصیلی 1400-1399 انجام شد. لذا دو کلاس پایه ششم ابتدایی انتخاب گردید و یک کلاس به عنوان گروه آزمایشی در معرض متغیر مستقل قرار گرفت یعنی حافظه کاری اجرا گردید و کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل تعیین گردید به این منظور 50 نفر از دانش آموزان پایه ششم ابتدایی از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند(25 نفر گروه آزمایش و 25 نفر گروه کنترل). داده های بدست امده به وسیله آزمون کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که حافظه کاری باعث کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر می شود می توان گفت که حافظه کاری بر کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان شهرستان باخزر تاثیر دارد.
هدف: هدف از انجام این پژوهش تعیین نقش رابطه تنظیم هیجان با امیدواری و ارتباط همدلانه مادران دارای کودک اُتیسم است. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و جامعه پژوهشی شامل کلیه مادران دارای کودک اُتیسم در منطقه 5 تهران بود که به مراکز مشاوره مراجعه کردند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به تعداد متغیرها و مؤلفه ها تعداد 230 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش برای جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه تنظیم هیجان گروس (2003)، پرسش نامه امیدواری اشنایدر (1991) و پرسش نامه ارتباط همدلانه دیوس (1983) بود. یافته ها: تجزیه وتحلیل دادها نشان داد که بین تنظیم هیجان با امیدواری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p<0/05). همچنین نتایج نشان داد بین تنظیم هیجان با ارتباط همدلانه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p<0/05) و درنهایت بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون مؤلفه های امیدواری و ارتباط همدلانه بر اساس مؤلفه های تنظیم پیش بینی شدند. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، در مؤلفه های تنظیم هیجان و امیدواری و ارتباط همدلانه، مادران دارای کودک اتیستیک با مؤلفه ها ارتباط مثبت دارند.
شناخت (شخصیت) کمال گرا و مشکلات مربوط به آن در بین دانش آموزان از اهمیت خاصی برخوردار است. لذا هدف این پژوهش تدوین برنامه آموزشی مبتنی بر تجارب زیسته دانش آموزان کمال گرابود.جامعه آماری دانش آموزان کمال گرا مشغول به تحصیل در مدارس خاص ( مدارس خاص ترکیبی از دانش آموزان مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی و غیر انتفاعی) استان یزد بودند که به صورت هدفمند ساده انتخاب شدند. فرایند نمونه گیری و مصاحبه ها تا زمان اشباع داده های نظری (15دانش آموز) ادامه یافت و مضامین اصلی تجربه ها از طریق روش کلایزی (Colaizzi) کشف شد. سپس بر اساس مضامین اصلی کشف شده به مطالعه مروری روش های آموزشی و درمانی مربوط به کمال گرایی پرداخته شد تا جلسات آموزشی ویژه کمال گرایی طراحی شود. در نهایت برنامه آموزشی طراحی شده با استفاده از روش گروه های کانونی متشکل از مشاوران تخصصی مدارس استان یزد مورد بررسی قرار گرفت. 9 مضمون اصلی، برتری جویی، افکار و احساسات منفی، انزوای اجتماعی، هدف گذاری، تجربه سرزنش، دستاوردهای مثبت، عدم اعتماد به نفس، مشکلات رفتاری، اهمال کاریو 19 مضمون فرعی به دست آمد. برنامه آموزشیمبتنی بر تجارب زیسته دانش آموزان کمال گرا در9 جلسهتدوین شد و این محتوای آموزشی بر اساس ترکیبی از مؤلفه های درمان شناختی- رفتاری و خود شفقت ورزی طراحی شد. از آنجا که برای طراحی این برنامه از تجارب دانش آموزان کمال گرا به عنوان مخاطبان اصلی و همچنین مطالعه مروری منابع علمی برای پاسخگویی به نیازهای آنان استفاده شده است و کلیه جلسات آموزشی مورد تأیید متخصصان مربوطه قرار گرفته، به این نتیجه می رسیم که برنامه طراحی شده از روایی محتوایی/ صوری قابل قبولی برخوردار است و می تواند در جهت برطرف کردن مشکلات کمال گرایی دانش آموزان مؤثر باشد.