فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۸۶۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش به شیوه مشارکتی بر تاب آوری و تدریس تحول آفرین معلمان است. روش پژوهش شبه آزمایشی با مراحل پیش آزمون- پس آزمون است. برای این منظور از میان معلمان منطقه 2، 10 معلم به صورت داوطلبانه که تمایل به شرکت در دوره های آموزشی داشتند، انتخاب شدند و طی 6جلسه تحت آموزش به شیوه مشارکتی قرار گرفتند و 10 معلم به به عنوان گروه انتخاب شدند و هیچ آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون (۲۰۰۳) و پرسشنامه تدریس تحول آفرین (بوچامپ و همکاران، 2010) بودند.. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس عاملی با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج داده ها نشان داد که آموزش به شیوه مشارکتی منجر به افزایش تاب آوری و تدریس تحول آفرین معلم می گردد.
آرزوهای شغلی کودکان پیش دبستانی و دبستانی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی آرزوهای شغلی کودکان پیش دبستانی و دبستانی شهر اصفهان است. به این منظور 375 دانش آموز شامل 128 دختر و 247 پسر، از نواحی 5 گانه آموزش و پرورش اصفهان به شیوه نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. داده ها به دو شیوه کدگذاری شده و با استفاده از روش مجذور خی تک متغیری، مجذور خی دومتغیری، ضریب همبستگی فی و ضریب همبستگی کرامر در نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که دو عامل مهم کلیشه های جنسیتی و سطح منزلت شغلی از عوامل موجود در نظریه رشدی گاتفردسون، در دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی تعیین کننده آرزوهای شغلی آن ها است. هم چنین مشاغل جستجوگرانه جزء اولین آرزوهای دانش آموزان است. شغل والدین به خصوص مادران و آرزوهای آن ها بر آرزوهای شغلی کودکان مؤثر است و دختران مشاغل زنانه و پسران مشاغل مردانه را آرزو می کنند.
مقایسه ی تأثیر دو شیوه ی مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر نظریات مدرن و فرامدرن بر راهبردهای تنظیم هیجان معلمان: ارزشیابی مجددشناختی و فرونشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه ی تأثیر دو شیوه ی مشاوره ی مسیر شغلی مبتنی بر نظریه های مدرن و فرامدرن بر ارزشیابی مجدد و فرونشانی به عنوان راهبردهای تنظیم هیجان در معلمان مشغول به خدمت در شهر اصفهان در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ بود. روش پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. ۳۰ معلم بهشیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه مشاوره ی مسیر شغلی مدرن، مشاوره ی مسیر شغلی فرامدرن و گروه گواه قرار گرفتند (هر گروه ۱۰ نفر). داده ها با استفاده از پرسشنامه ی تنظیم هیجان گراس و جان(۲۰۰۳) گردآوری شد وبا استفاده از نرم افزارSPSS و تحلیل کواریانسو آزمون تعقیبی LSD تحلیل شد. معلمان گروه های آزمایش به صورت هفتگی در هفت جلسه مشاوره شغلی مدرن و مشاوره شغلی فرامدرن شرکت کردند. نتایج پژوهش نشان داد که هم مشاوره ی مسیر شغلی فرامدرن و هم مشاوره ی مسیر شغلی مدرن بر ارزشیابی مجدد (۰۰۱/۰ p <) و فرونشانی (۰۰۱/۰ p <) تاثیر معناداری داشتند. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد بین دو شیوه مشاوره ی شغلی مدرن و فرامدرن در تاثیر گذاری بر ارزشیابی مجدد و فرونشانی تفاوت معنادار وجود نداشت (۰۵/۰ p >). نتیجه گیری: مشاوره شغلی مدرن و فرامدرن می توانندارزشیابی مجدد را افزایش دهند و هم چنین می توانند و فرونشانی را کاهش دهند.
اثربخشی محدودیت و سازش بر فرسودگی شغلی کارکنان واحد اسنادپزشکی سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی نظریه محدودیت و سازش گاتفردسون (GTCC) [1] بر مؤلفه های فرسودگی شغلی کارکنان واحد اسناد پزشکی سازمان تأمین اجتماعی شهر تهران بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی و طرح تحقیق پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان واحد اسنادپزشکی شهر تهران (420 نفر) را شامل شد که از میان کسانی که به پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش پاسخ دادند، 30 نفر به شیوه تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی دردو گروه 15نفری، گروه آزمایشی با رویکرد آموزشی GTCC و یک گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایشی در 8 جلسه 90 دقیقه ای با رویکرد گاتفردسون تحت آموزش قرار گرفتند. فرسودگی شغلی مشارکت کنندگان پس از اجرای مداخله اندازه گیری شد. یافته ها: داده ها به وسیله تحلیل کواریانس و کواریانس تک متغییری تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه گیری : نتایج نشان داد که رویکرد محدودیت و سازش بر بهبود مولفه های فرسودگی شغلی (تحلیل عاطفی، مسخ شخصیت، عملکرد شخصی) موثر بود.
مقایسه تاثیر روش های مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه-گرایی و انگیزشی بر اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی تاثیر روش های مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی بر اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان انجام گردید. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و دارای طرح پیش، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه الزهرا در سال تحصیلی 95-94 بودند. به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم جامعه تعداد 361 نفر از دانشجویان پرسشنامه اشتیاق مسیرشغلی را تکمیل کردند. از بین آنها تعداد74 نفر نمره یک انحراف استاندارد پایین تر از میانگین کسب کردند. مرحله دوم 60 نفر از افرادی که داوطلب شرکت در مرحله دوم پژوهش بودند انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش(هر کدام 15) و یک گروه کنترل قرار گرفتند. مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی در مورد سه گروه آزمایش انجام شد. در پایان چهار گروه دوباره با استفاده از پرسشنامه اشتیاق مسیرشغلی هیرشی (2014) سنجیده شدند. یافته ها: نتایج درون و بین آزمودنی حاصل از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و واریانس چندمتغیری نشان دادند که ارائه آموزش بر بهبود میانگین نمرات اشتیاق مسیرشغلی تاثیر داشته است(p < 0/001). نتایج آزمون تعقیبی بیان گر آن بود که نمره کل اشتیاق مسیرشغلی در مراحل پس آزمون و پیگیری در گروه کنترل به طور معناداری از سه گروه مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر رویکرد شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی کمتر بود(p < 0/001). نتیجه گیری: پژوهش حاضر بیانگر این است که آموزش مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر رویکرد شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی بر افزایش اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان دختر موثر است.
نقش عاطفه مثبت و منفی و تنظیم هیجانی در پیش بینی استرس و رضایت شغلی معلمان کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تنظیم هیجانی و عواطف مثبت و منفی در استرس و رضایت شغلی معلمان کودکان با نیازهای ویژه بود.
روش: 250نفر از بین معلمان آموزش وپرورش استثنایی شهر تبریز به صورت تصادفی ساده انتخاب شده و ابزارهای پژوهش در اختیار این تعداد افراد قرار گرفت که سرانجام 228نفر پرسش نامه ها را تکمیل کرده و برگردانده بودند که از این تعداد 60نفر مرد (میانگین سنی 1/5±6/40) و 168نفر زن (میانگین سنی 6/5±1/40) بودند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه تنظیم هیجانی، مقیاس عاطفه مثبت و منفی، پرسش نامه رضایت شغلی بری فیلد و روث و پرسش نامه استرس شغلی بود. برای تحلیل داده های به دست آمده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد مولفه ارزیابی مجدد تنظیم هیجانی با استرس شغلی (22/0-r=) و رضایت شغلی (24/0r=) همبستگی معناداری دارد (01/0>P)؛ همچنین عاطفه منفی و مثبت با استرس شغلی به ترتیب همبستگی 17/0- و 22/0 و با رضایت شغلی به ترتیب 54/0 و 30/0- دارد (01/0>P).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ارزیابی مجدد به صورت معناداری، استرس و رضایت شغلی را پیش بینی می کند اما سهم آن در پیش بینی پایین است؛ افزون بر این عاطفه منفی به صورت معناداری استرس شغلی را پیش بینی می کند اما در رضایت شغلی هم عاطفه مثبت و هم عاطفه منفی نقش معناداری دارند که به ویژه در رضایت شغلی سهم نسبتا خوبی دارند.
رابطه هوش عاطفی و هوش معنوی با استرس شغلی کارکنان بانک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی رابطه هوش عاطفی و هوش معنوی با استرس شغلی کارکنان بانک است. روش: این پژوهش از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن کارکنان بانک ملی استان سمنان (۴۷۰ نفر) است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۲۱۲ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هوش هیجانی بار آن (۱۹۹۷)، هوش معنوی آمرام و درایر (۲۰۰۷) و استرس شغلی HSE (۲۰۰۸) استفاده شده است. یافته ها: نتایج به دست آمده از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین هوش عاطفی و هوش معنوی و استرس شغلی رابطه معکوس وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که تقریباً ۶۹ درصد از واریانس استرس به وسیله متغیرهای هوش عاطفی و هوش معنوی تبیین می شود. مدل معادلات ساختاری نیز نشان داد که هوش عاطفی و هوش معنوی، استرس شغلی را تبیین می کند. نتیجه گیری: هوش عاطفی و هوش معنوی از عوامل مهم در کاهش استرس شغلی محسوب می شوند که مدیران و مسئولان می توانند با تقویت آنها در کارکنان به بهره وری بیشتر سازمان ها کمک کنند. همچنین به مسئولان پیشنهاد می شود با ارزیابی میزان هوش عاطفی و هوش معنوی افراد، کسانی را استخدام کنندکه بهره بیشتری از هوش عاطفی و هوش معنوی دارند.
نقش واسطه ای رضایت شغلی در رابطه بین رفتارهای مدنی- اجباری با رفتارهای مدنی- سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتارهای مدنی- سازمانی ازجمله با اهمیت ترین رفتارهای مثبت در محیط های کار هستند که چندین دهه متوالی توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده اند. براساس جدیدترین شواهد، این رفتارها به دلیل ماهیت مثبت خود، گاهی مورد تاکید زیاد قرار گرفته و به همین دلیل از ماهیت ارادی و اختیاری خود خارج می شوند. رفتارهای مدنی- اجباری همان رفتارهای مدنی متعارف هستند که ماهیت ارادی و اختیاری خود را از دست داده اند. در پژوهش حاضر، چنین فرض شده که رضایت شغلی در رابطه بین رفتارهای مدنی- اجباری با رفتارهای مدنی- سازمانی نقش واسطه ای دارد. در راستای اهداف این پژوهش، 212 نفر از کارکنان یک سازمان دولتی انتخاب شدند و به پرسشنامه های رفتارهای مدنی- اجباری (CCBQ)، رفتارهای مدنی- سازمانی (OCBQ) و رضایت شغلی (JSQ) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که بین رفتارهای مدنی اجباری با رضایت شغلی رابطه منفی و معنادار وجود دارد، اما بین رفتارهای مدنی- اجباری با رفتارهای مدنی- سازمانی در سطح روابط ساده رابطه معنادار به دست نیامد. نتایج الگو سازی معادله ساختاری نیز نشان داد که رضایت شغلی متغیر واسطه ای کامل در رابطه رفتارهای مدنی اجباری با رفتارهای مدنی- سازمانی معطوف به افراد، سازمان و به صورت کلی است. در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد که رفتارهای مدنی- اجباری از طریق تضعیف رضایت شغلی قادر به کاهش رفتارهای مدنی- سازمانی هستند.
تدوین ابزار سنجش سطح تعادل کار- زندگی و بررسی وضعیت این مفهوم بر اساس برخی ویژگیهای فردی و سازمانی؛ موردپژوهی معاونان مدارس شهرستان ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش دارد تا ضمن تدوین ابزاری معتبر به بررسی وضعیت تعادل امور کاری و خانوادگی معاونان مدارس شهرستان ورامین پرداخته و از این طریق گامی در راستای تدوین برنامه های لازم جهت ایجاد تعادل بیشتر بین این دو حوزه بردارد. از نقطه نظر تاریخی بحث تعادل با استفاده از نظریه های تعارض کار و زندگی مورد مطالعه قرار گرفته و تعادل در معنای نبود تعارض تفسیر می شود. بر این اساس، الگوی تعارض کار- خانواده کارلسون و همکاران (2000) به عنوان چارچوب مفهومی این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس این مدل تعارض کار - خانواده به دو طریق شکل می گیرد؛ الف)تعارض نقشهای کاری با امور خانواده وب)تعارض نقشهای خانوادگی با امور کاری. همچنین هر یک از این دو حوزه از سه منظر تعارض ناشی از زمان، توان فرسایی و رفتار مورد توجه قرار می گیرند. به منظور اجرای این تحقیق نمونه ای مشتمل بر 400 نفر از اعضای جامعه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شد. در ادامه با استفاده از مدل مذکور اقدام به تدوین ابزار لازم، تایید عاملی ابزار و سنجش وضعیت تعارض حوزه کار و زندگی کارکنان شد. پس از تدوین ابزار مناسب و تایید روایی صوری (توسط کارشناسان) و ساختاری با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی (CFA) داده های گردآوری شده توسط این ابزار، با استفاده از روشهای آمار ناپارامتریک همچون فریدمن و کروسکال والیس تحلیل شد. نتایج حاصل در بین نمونه مورد مطالعه حاکی از آن بود که وضعیت تعادل امور کاری و زندگی غیرکاری بر حسب جنسیت، شاغل بودن همسر، سطح تحصیلات، سن، سابقه کاری و تعداد فرزندان در بین معاونان مدارس متفاوت است.
تاثیر بی عدالتی ادراک شده بر تجارب اوج: شواهدی از دو مطالعه مستقل شبه آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین تاثیر ادراک بی عدالتی بر تجارب اوج اجرا شد. روش پژوهش شبه آزمایشی و جامعه آماری پژوهش را کارکنان دو مجموعه کاری با ساختار و اهداف مشابه در شهر اصفهان تشکیل دادند که از بین آن ها دو گروه هفتاد و دو نفری (از مجموعه اول) و پنجاه و شش نفری (از مجموعه دوم) بر پایه ویژگی های جمعیت شناختی همتا انتخاب و سپس به صورت تصادفی به دو گروه عدالت و بی عدالتی گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل دو سناریوی دستکاری عدالت و بی عدالتی و پرسشنامه تجارب اوج (باکر، ۲۰۰۸) بودند. داده ها با استفاده از آزمون t گروه های مستقل (برای تعیین تاثیر دستکاری اعمال شده) و تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) تحلیل شدند. نتایج حاصل از آزمون t گروه های مستقل نشان داد که دو سناریوی دستکاری عدالت و بی عدالتی دارای تاثیر معنادار بر ادراک عدالت و بی عدالتی بوده اند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نیز نشان داد که در دو مطالعه (در مطالعه اول در غوطه وری و جذب بین دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت) بین گروه عدالت و بی عدالتی در غوطه وری و جذب، لذت و انگیزش درونی همراه با تجارب اوج کلی تفاوت معنادار وجود دارد (۰۵/۰> p ). در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که از زمره پیامدهای مهم بی عدالتی که باید به آن توجه جدی شود تضعیف تجارب اوج به عنوان یک سازه بسیار کلیدی و محوری است
بررسی نیازهای آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در حوزه قابلیتهای عام اشتغال-زای مورد انتظار بازار کار با رویکرد کارآفرینی: یافته های یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نیاز آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی علوم انسانی در حوزه قابلیتهای عام اشتغالزای مورد انتظار بازار کار با رویکرد کارآفرینی میپردازد. روش پژوهش از نوع ترکیبی– اکتشافی بود. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاههای اصفهان و آزاد خوراسگان است که بر اساس جدول مورگان 331 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه با مدیران صنایع استان اصفهان و پرسشنامه محقق ساخته ای بود که بر اساس مولفه های مهارت های اشتغال زای بازارکار استان اصفهان ساخته شده. پایایی آن نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ برابر با 83/. به دست آمده است. داده های گردآوری شده به کمک تحلیل واریانس یک راهه، تی تک متغیره ،آزمون-های تعقیبی بونفرونی ، از طریق نرم افزار SPSS17 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج پژوهش، دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه آزاد خوراسگان از نظر برخورداری از قابلیت کارآفرینی تفاوت معناداری با گروه پیش فرض جامعه داشتند و این تفاوت بیان کننده کمتر بودن نمرات دانشجویان نسبت به انتظارات مدیران می-باشد. هم چنین، نتایج نشان داد دانشگاه و جنسیت تاثیری در میزان برخورداری دانشجویان از قابلیت کارآفرینی ندارد اما در زمینه رشته و مقطع تحصیلی تفاوت معنادار دیده شد. کلید واژه ها: کارآفرینی، قابلیت های اشتغال زا، بازار کار، دانشجویان تحصیلات تکمیلی.
بررسی رابطه بین اهمال کاری شغلی با وسواس و هوش هیجانی در کارمندان دانشگاه های علوم تحقیقات، آزاد و پیام نور ایلام در سال 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین اهمال کاری شغلی، وسواس و هوش هیجانی در جامعه آماری کارمندان دانشگاه های علوم تحقیقات، آزاد و پیام نور شهر ایلام می باشد. که با استفاده از جدول مورگان تعداد 159 نفر به عنوان حجم نمونه و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، ابزار گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه (پرسشنامه اهمال کاری محقق ساخته، پرسشنامه استاندارد وسواس فکری-عملی یل و برون 1989، و پرسشنامه هوش هیجانی تراویس برادبری و جین گریوز) بوده که اعتبار( پایایی) هر کدام به ترتیب و بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 93/، 83/، 82/ گزارش شد. برای تحلیل و تجزیه اطلاعات علاوه بر آمار توصیفی از آزمون های آمار استنباطی همچون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بهره گرفته شده است. یافته های این پژوهش نشان داد که بین اهمال کاری با وسواس در کارمندان دانشگاههای آزاد، علوم تحقیقات و پیام نور رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، بین اهمال کاری و هوش هیجانی در کارمندان دانشگاههای یاد شده رابطه منفی معناداری وجود دارد. همچنین بین اهمال کاری و هوش هیجانی در کارمندان دانشگاه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. باتوجه به اهمیت موضوع اهمال کاری و همچنین قابل آموزش بودن هوش هیجانی و قابل درمان بودن وسواس می توان به میزان اهمال کاری را در جامعه کاهش داد.
امید اشتغال در چشم انداز زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با هدف تعیین الگوی رابطه بین مدل پنج بعدی چشم انداز زمانی و امید اشتغال، نمونه ای در دسترس-تصادفی 514 نفری از دانش آموز اول متوسطه (240 پسر و 274 دختر)، انتخاب و پرسشنامه دموگرافیک، مقیاس امید اشتغال و سیاهه چشم انداز زمانی زیمباردو بین آنها اجرا شد. نتایج مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد که پنج بعدچشم انداز زمانی 47 درصد (69/0=R)، حجم واریانس امید اشتغال را تبیین می کند. نتایج تحلیل کانونی نشان داد که در قالب یک متغیر کانونی با ضریب کانونی 65/0، الگوی نمرات پایین در آینده لذت گرا و گذشته مثبت و نمرات بالا در گذشته منفی و حال جبری، بهترین ترکیب را در همسویی با سطوح پایین سه بعد امید اشتغال ارایه می کند (با 42% توان تبیین واریانس). در مجموع، نتایج از سودمندی چشم انداز زمانی، و به ویژه، الگوی چشم انداز متعادل زمانی در کاربردهای رشد مسیر شغلی حمایت کرد. سایر یافته ها نیز مورد بحث قرار گرفت.
اندازه گیری رفتار شهروندی سازمانی: ساخت پرسشنامه ای مبتنی بر نظریه خصیصه مکنون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر این بود که با استفاده از پیشینه پژوهشی موجود درباره مفهوم رفتار شهروندی سازمانی و عوامل تشکیل دهنده آن یک پرسشنامه برای اندازه گیری رفتار شهروندی سازمانی طراحی نماید و سپس ویژگی های روان سنجی آن را در چارچوب نظریه خصیصه مکنون برآورد نماید. ابتدا یک مدل مفهومی با جهت گیری دو بُعدی رفتار شهروندی سازمانی (جهت گیری سازمان-همکاران و جهت گیری توسعه دهنده-حفاظت کننده) طراحی شد که دربردارنده شش عاملِ وجدان کاری، جوانمردی، فضیلت شهروندی، اُمید بخشی، توسعه شخصی و پایبندی به اصول اخلاقی است. سپس بر اساس شاخص های معرّفی شده در مدل، یک پرسشنامه 15 سوالی نوشته شد. پس از گردآوری داده ها، پارامترهای شیب، پارامتر آستانه تقاطع طبقات پاسخ دهی، تابع آگاهی و ضریب پایایی پرسشنامه با استفاده از مدل پاسخ مدرّج تحلیل شد. نتایج به دست آمده، نشان داد که ویژگی های روان سنجی پرسشنامه از وضعیت بسیار قابل قبولی برخوردارند و پرسشنامه ساخته شده با دقّت بالایی می تواند بین میزان رفتارهای شهروندی کارکنان تمایز بگذارد و آن را اندازه گیری نماید.
تاثیر آموزش مسیرشغلی بر رشد نقشه شناختی اشتغالات در دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که چشم انداز روشنی از وضعیت رشد مسیر شغلی دانش آموزان در دست نیست پژوهش حاضر به منظور تاثیر اموزش مسیر شغلی بر رشد نقشه شناختی اشتغالات در دانش آموزان مقطع ابتدایی است. پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. نمونه پژوهش شامل 72 دانش آموز (مقطع سوم، چهارم و پنجم ابتدایی) است که به صورت نمونه گیری خوشه ای از دو مدرسه به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسش نامه نقشه شناختی مسیر شغلی محقق ساخته (ویژه کودکان دبستانی ) جمع آوری شد برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل کوواریانس) نکوا) استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین میانگین نمرات گروه آزمایش در قبل و بعد از برنامه آموزشی، دارای تفاوت معناداری است، هم چنین بین نقشه شناختی دختران و پسران تفاوت معناداری وجود دارد. از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که از طریق مشاوره مسیر شغلی می توان رشد نقشه شناختی اشتعالات دانش آموزان ابتدایی را گسترش داد و به آن ها برای انتخاب شغل بهتر در سنین بالاتر کمک کرد.
مقایسه معلمان با نیم رخ های گوناگون انگیزشی از لحاظ راهبردهای آموزشی و انضباطی: تحلیل مبتنی بر فرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه معلمان با نیم رخ های گوناگون انگیزشی از لحاظ راهبردهای آموزشی و انضباطی بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 354 معلم (158 مرد و 196 مرد) مقاطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهرهای شمالی استان آذربایجان غربی بود که به روش ترکیبی نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه انگیزش خودتعیین گری بلیس و پرسش نامه های محقق ساخته راهبردهای آموزشی و راهبردهای انضباطی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل خوشه ای، آزمون چندمتغیری T2 هاتلینگ و آزمون تی برای گروههای مستقل استفاده شد. بر اساس نتایج، دو خوشه انگیزشی برای معلمان شناسایی گردید که نخستین خوشه انگیزشی که در آن مقدار بالای انگیزش درونی، انگیزش یکپارچه شده و انگیزش همانند سازی شده و مقادیر پایین انگیزش بیرونی و بی انگیزگی مشاهده گردید، به عنوان خوشه انگیزش خودتعیین گری و خوشه ای که در آن همه انگیزش ها تقریباً در یک سطح قرار دارند، خوشه برخوردار از همه انگیزش ها نامیده شد. در ادامه، برای بررسی تفاوت دو خوشه انگیزشی از لحاظ راهبردهای آموزشی و انضباطی از T2 هاتلینگ و آزمون t برای گروههای مستقل استفاده شد که نتایج نشان دادند بین خوشه های انگیزشی معلمان براساس راهبردهای آموزشی و راهبردهای انضباطی، تفاوتی معنادار وجود دارد.لذا می توان نتیجه گرفت انگیزش خودتعیین گری از عوامل مهم درافزایش عملکردهای شغلی معلمان بشمار می آید.
اثربخشی آموزش سرمایه روانشناختی بر ابعاد سرمایه اجتماعی معلمان زن مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش سرمایه روانشناختی بر سرمایه اجتماعی معلمان زن مدارس ابتدایی شهر بهبهان بود. نوع تحقیق با توجه روش پژوهش، شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این تحقیق معلمان زن مدارس ابتدایی شهر بهبهان (230= N) بود، از طریق نمونه گیری تصادفی 60 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد، و به صورت تصادفی به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند و بر اساس قرعه یکی از گروهها، به عنوان گروه آزمایشی و گروه دیگر به عنوان گروه گواه انتخاب شد. پرسشنامه های سرمایه اجتماعی ابیلی برای هر دو گروه آزمایش و گروه کنترل در دو مرحله قبل از آموزش و پس از آموزش اجرا شد. گروه آزمایشی به مدت 11 جلسه 1 ساعتی تحت آموزش برنامه آموزشی سرمایه روانشناختی لوتانز قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از در بخش آمار توصیفی از دو شاخص آماری میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که آموزش سرمایه روانشناختی بر هر سه بعد (شناختی، رابطه ای و ساختاری) سرمایه اجتماعی معلمان زن مدارس ابتدایی شهر بهبهان اثربخش بوده است، لذا پیشنهاد می گردد مدیران آموزش و پرورش از طریق برگزاری کارگاههای آموزشی سرمایه روانشناختی، جو اعتماد و صمیمیت را در بین معلمان تقویت و توسعه دهند.
الگوی رابطه زنجیره ای ویژگی های شغلی، خشنودی از شغل با رفتارهای نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه ویژگی های شغل (اختیار، بازخورد، هویت، اهمیت و تنوع) و رفتارهای نوآورانه با در نظر گرفتن نقش میانجیگرانه خشنودی از شغل انجام گردید. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان پژوهشکده های دانشگاه صنعتی اصفهان تشکیل داده اند که از میان آن ها 174 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های رفتارهای نوآورانه کانتر (1988)، خشنودی از شغل اسمیت، کندال و هیولین (1969) و ویژگی های شغلی هاکمن و الدهام (1976) بود. داده ها از طریق معادلات ساختاری تحلیل شد و نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که طی یک سلسله روابط زنجیره ای بین ویژگی های شغل با خشنودی از شغل و رفتارهای نوآورانه کارکنان رابطه (معنادار) وجود دارد. ویژگی های شغل با خشنودی از شغل دارای رابطه معنادار بوده و توانسته است تا 33 درصد از واریانس خشنودی از شغل را تبیین و در ادامه خشنودی از شغل با رفتارهای نوآورانه کارکنان دارای رابطه معنادار بوده و توانسته است تا 6/2 درصد از واریانس رفتارهای نوآورانه را تبیین نماید. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان رفتارهای نوآورانه را از طریق ویژگی های شغلی و خشنودی از شغل افزایش داد.
بررسی رابطه ی سبک های رهبری مدیران با سلامت روان کارکنان مراکز بهداشت و درمان شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مراکز بهداشت و درمان، یکی از بسترهای حیاتی تحقق سلامت افراد جامعه هستند و سلامت روان کارکنان آن ها به منظور ارایه ی خدمت موثر به جامعه، بسیار ضروری می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی سبک های رهبری مسئولان مراکز بهداشت و درمان و ارتباط آن با وضعیت سلامت روان کارکنان مراکز بهداشت و درمان اصفهان تدوین گردیده است.
روش کار: نمونه ی این پژوهش توصیفی در مقطع مهر تا بهمن 1392 شامل 217 نفر از کارکنان 18 مرکز بهداشت و درمان شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری طبقه ای، خوشه ای و تصادفی از میان 500 نفر از کارکنان شاغل با استفاده از جدول مورگان انتخاب شده اند. ابزار پژوهش، پرسش نامه ی چند عاملی رهبری (MLQ) و پرسش نامه سلامت روان گلدبرگ (28- GHQ) بوده است. داده ها با روش های آمار توصیفی و استنباطی و آزمون ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار آماری SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک رهبری و سلامت روان کارکنان، رابطه ی معنی داری وجود ندارد (399/0=P). هم چنین، رابطه ی بین سبک های رهبری تحولی، تبادلی و عدم مداخله گر با سلامت روان کارکنان معنی دار نبود (به ترتیب 247/0=P، 139/0=P و 403/0=P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج، به نظر می رسد عوامل دیگری به جز سبک های رهبری مدیران نیز در سلامت روان تاثیر دارد و می توان از کارگاه های آموزشی برای ارتقای سلامت روان کارکنان استفاده نمود.