فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۴٬۴۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه توانمندسازی مدیران و تعهد شغلی آنان بود. پژوهش به شیوه توصیفی (همبستگی) انجام شد. نمونه تحقیق 135 نفر از مدیران مدارس متوسطه (72 زن و 63 مرد) بودند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه استفاده شد. توانمندسازی مدیران با استفاده از پرسشنامه سنجش توانمندسازی شرت و رینهارت (1992) شامل 6 بعد (تصمیم گیری، رشد حرفه ای، مقام و منزلت، خودمختاری، تاثیرگذاری و خوداثربخشی) و تعهد شغلی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته شامل 4 بعد (تعهد حرفه ای، تعهد سازمانی، پایبندی به ارزشهای کار و مشارکت شغلی) سنجیده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین توانمندسازی مدیران و تعهد شغلی آنان رابطه معنادار وجود دارد (05/0P<)، بدین صورت که بین سه بعد توانمندسازی (رشد حرفه ای، مقام و منزلت و تصمیم گیری) با تعهد شغلی رابطه معنادار وجود دارد (05/0P<). همچنین بین توانمندسازی و سه بعد تعهد شغلی (وابستگی حرفه ای، وابستگی سازمانی و پایبندی به ارزشهای کار) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0P<). نتیجه تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که ابعاد توانمندسازی (بجز خودمختاری) پیش بینی کننده های معناداری برای تعهد شغلی هستند (05/0P<).
بررسی تأثیرآموزش به شیوه تحلیل رفتار متقابل بر سبک های عشق ورزی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش به شیوه تحلیل رفتار متقابل بر سبک های عشق ورزی زوجین شهر خرم آباد بود. این پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر خرم آباد در سال 89 - 1388 بودند. نمونه پژوهش30 زوج (60 نفر) بودند که از بین افراد در دسترس انتخاب شده، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. زوجین گروه آزمایش، به مدت 8 جلسه تحت آموزش به شیوه تحلیل رفتار متقابل قرار گرفتند. در پایان از هر دو گروه، پس آزمون به عمل آمد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه سبک های عشق ورزی «لی» بود. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد آموزش به شیوه تحلیل رفتار متقابل بر سبک های عشق ورزی رمانتیک، دوستانه، واقع گرایانه، شهوانی و فداکارانه تأثیر دارد (05/0>p) ولی بر سبک عشق ورزی بازیگرانه تأثیر ندارد(05/0<p). بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش به شیوه تحلیل رفتار متقابل توانسته است که سبک های عشق ورزی رمانتیک، دوستانه، واقع گرایانه، شهوانی، و فداکارانه زوجین را بهبود بخشد.
مقایسه روان رنجوری و ویژگی های جمعیت شناختی شوهران همسر آزار و غیر همسر آزار شهر اصفهان از دید همسران آنان در سال 1386
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه روان رنجوری و ویژگیهای جمعیت شناختی شوهران همسر آزار و غیر همسر آزار از دید همسران آنان در-شهر اصفهان بوده است. جامعه آماری تحقیق را زنان شوهران همسر-آزار و غیر همسر آزار شهر اصفهان تشکیل دادند. بدین منظور50 نفر از-زنانی که دارای مشکل خانوادگی ( همسر آزاری) بودند و ازاوایل -اردیبهشت ماه تا اواخر تیرماه 1386 ، برای شکایت همسرآزاری به مراجع انتظامی و قضائی موجود در شهر اصفهان مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، سپس نمونه گیری 50 نفر از زنانی که از اوایل اردیبهشت ماه تا اواخر تیرماه1386 ، برای شکایت همسر آزاری به مراجع انتظامی و قضائی موجود در شهر اصفهان مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نمونه گیری 50 نفر از زنانی که مشکل خانوادگی خانوادگی ( همسر آزاری) نداشتند، در دو مرحله انجام گرفت. در مرحله اول پنج منطقه از مناطق یازده گانه شهر اصفهان به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و در مرحله دوم، از هر منطقه، 10 نفر از خانم های خانه دار به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت فرم کوتاه R با ضریب پایایی86/0 و یک پرسشنامه ویژگیهای جمعیت شناختی بود . این تحقیق توصیفی از نوع علمی- مقایسه ای بوده است. نتایج تحلیل کواریانس پس از کنترل متغیرهای سن ، سن ازدواج و تعداد خواهران و برادران آزمودنی ها ، نشان داد که به طور معنا داری (05/0>P) روان رنجوری شوهران همسرآزار بیشتر از شوهران غیر همسر آزار (از دید همسران آنان) بوده است. همچنین در مقایسه جمعیت شناختی دو گروه مشخص شد که؛ بیکاری بیشتر شوهران همسر آزار از غیر همسر آزار (05/0>P)، پایین بودن مدرک تحصیلی شوهران همسر آزار از غیر همسر آزار (01/0>P) ، سن پایین ازدواج شوهران همسر آزار از غیر همسر آزار (05/0>P) ،کمتر بودن ازدواج فامیلی شوهران همسر آزار از غیر همسرآزار (05/0>P) ، تعداد زیاد خواهران و برادران شوهران همسر آزار از غیر همسرآزار (01/0>P) جزء نتایج دیگر این تحقیق بوده اند.
تاثیر رویکرد زوج درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر سازگاری زناشویی در زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازگاری زناشویی به صورت خودکار ایجاد نشده و به وجود آمدن آن نیاز به تلاش زوجین دارد. معمولا سال اول ازدواج از نظر سازگاری بسیار ناپایدار بوده و بیشترین خطر را برای ناسازگاری و طلاق دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رویکرد راه حلمحور بر افزایش سازگاری زناشویی در زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان صورت گرفته است.
روشکار: در این پژوهش نیمهتجربی در سال 89-1388 از روش پیشآزمون و پسآزمون با گروه شاهد استفاده شده است. جامعهی پژوهش شامل آن دسته از زوجین مراجعهکننده به مرکز مداخله در بحران شهر اصفهان میباشد که به صورت خودمعرف مراجعه کرده بودند. نمونهی پژوهش شامل 32 زوج از بین زوجهای داوطلب شرکت در مطالعه است که به صورت در دسترس و تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی جمعیتشناختی و پرسشنامهی سازگاری زناشویی اسپاینر بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و روشهای آمار توصیفی و تحلیلی (کوواریانس) استفاده شد.
یافتهها: رویکرد راه حلمحور بر سازگاری زناشویی موثر است (001/0P<) تجزیه و تحلیل دادهها در مورد ابعاد سازگاری زناشویی نشان داد که این رویکرد بر بعد انسجام موثر بوده (002/0P<) اما بر بعد توافق و رضایت تاثیر معنیداری نداشته است.
نتیجهگیری: با توجه به افزایش نرخ طلاق در دو دههی گذشته در کشور، درمان راه حلمحور با کمک به زوجین برای توسعهی راه حل های موثر و یافتن موارد استثنا در زندگی میتواند سازگاری زناشویی را افزایش و از طلاق جلوگیری نماید.
اهمیت عوامل فردی، ساختاری و ارتباطی حل تعارض از نظرکارکنان دانشگاه آزاد اسلامی یزد
حوزههای تخصصی:
"هدف از انجام این پژوهش، بررسی اهمیت عوامل فردی، ساختاری و ارتباطی حل تعارض از نظر کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد بوده است. بهمنظور دستیابی به این هدف از جامعه آماری که کلیه کارکنان اداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد بودند، به شیوه نمونهگیری تصادفی ساده 160 نفر انتخاب شدند. پرسشنامههای مورد استفاده در پژوهش یکی پرسشنامه ویژگیهای جمعیتشناختی و دیگری پرسشنامه عوامل حل تعارض بوده است. پرسشنامه عوامل حل تعارض بر مبنای پیشینه پژوهش 26 سؤال داشت که پژوهشگران ساخته بودند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه عوامل حل تعارض را کارشناسان و متخصصان بررسی و تایید کردند. پایایی پرسشنامه نیز برحسب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) بررسی و در حد قابل قبولی بود. دادههای بهدست آمده با استفاده از آزمون t تکمتغیره، t متغیر مستقل و آلفا تحلیل شد. یافتهها نشان داد که گروه نمونه در حوزه عوامل فردی حل تعارض یعنی در اعمال قدرت، از خودگذشتگی، عقبنشینی و مصالحه (05/0 P<) نظری پایینتر از حد متوسط دارند، ولی نظر آنان در بررسی منطقی اختلاف بالاتر از حد متوسط (05/0 P< و 30/15 = t) بوده است. نظر گروه نمونه در حوزه عوامل ساختاری حل تعارض نیز در اعمال قدرت، از خودگذشتگی، عقبنشینی و مصالحه پایینتر از حد متوسط (یعنی میانگین ثابت 3 و 05/0P<)، ولی نظر آنان در بررسی منطقی اختلاف (05/0 P< و 97/15 = t) بالاتر از حد متوسط بوده است. نظر گروه نمونه در حوزه عوامل ارتباطی حل تعارض در اعمال قدرت، از خودگذشتگی و عقبنشینی پایینتر از حد متوسط (یعنی میانگین 3 و 05/0 P<)، در بررسی منطقی اختلاف (05/0 P< و 39/14 = t) بالاتر از حد متوسط و در مصالحه (05/0 P< و 392/1 = t) در حد متوسط بوده است. مقایسههای صورت گرفته برحسب متغیرهای جنسیت، تحصیلات، سابقه خدمت در عوامل فردی، ساختاری و ارتباطی حل تعارض در مواردی تفاوت معنادار نشان میدهد.
"
مقایسه عدالت سازمانی، خشنودی شغلی و سلامت روانی کارکنان معلول و غیرمعلول سازمان های دولتی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر عدالت سازمانی، خشنودی شغلی و سلامت روانی کارکنان معلول و غیرمعلول (عادی / سالم) مورد مقایسه قرار گرفته است. نمونه پژوهش شامل 135 نفر از کارکنان معلول و 160 نفر از شاغلین غیرمعلول در سازمان های دولتی شهر اهواز می باشند که پرسشنامه های عدالت سازمانی، خشنودی شغلی و سلامت روانی را تکمیل کرده اند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری و نیز تحلیل واریانس یک راهه حاکی از آن است که میانگین نمره های کارکنان معلول در عدالت توزیعی، خشنودی از حقوق، خشنودی از کار، شکایات جسمانی، وسواس، افسردگی، حساسیت بین فردی، اضطراب، پرخاشگری، ترس های مرضی و روان پریشی به طور معنی داری پایین تر از میانگین نمره های کارکنان غیرمعلول (عادی / سالم) می باشد. در عدالت تعاملی، رویه ای، خشنودی از سرپرستی، خشنودی از ترفیع، خشنودی از همکاران و نیز افکار پارانوئید تفاوت معنی داری بین کارکنان معلول و غیرمعلول (عادی / سالم) مشاهده نشد.
بررسی روابط ساده، چندگانه و تعاملی متغیرهای مهم محیطی، نگرشی، شخصیتی و عاطفی با رفتارهای نابارور در محیط کار در کارکنان یک شرکت صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه متغیرهای مهم محیطی (عدالت سازمانی، تعارض بین فردی در محیط کار و قیود سازمانی)، نگرشی (خشنودی شغلی)، شخصیتی (عصبیت، برونگرایی، بازبودن، توافق، وظیفه شناسی، اضطراف صفت و خشم صفت) و عاطفی (عواطف مثبت و عواطف منفی) با رفتارهای نابارور در محیط کار انجام شد. به این منظور، 546 نفر از کارکنان یک شرکت صنعتی با روش تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه های تحقیق توسط آنان تکمیل گردید. نتایج نشان دادند که چهار بعد عدالت سازمانی (توزیعی، رویه ای، بین فردی و اطلاعاتی)، خشنودی شغلی، برون گرایی، توافق، وظیفه شناسی و عواطف مثبت، با هر دو رفتار نابارور فردی و سازمانی رابطه منفی دارند. افزون بر این، متغیرهای تعارض بین فردی در محیط کار، قیود سازمانی، عصبیت، اضطراب صفت و خشم صفت با این رفتارها رابطه مثبت دارند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان دادند که کلیه متغیرهای پیش بین، 22 درصد واریانس رفتارهای نابارور فردی و 29 درصد واریانس رفتارهای نابارور سازمانی را تبیین می کنند. نتایج تحلیل رگرسیون تعدیل کننده نشان دادند که ویژگی های شخصیتی (اضطراب صفت، خشم صفت، توافق جویی و وظیفه شناسی) رابطه بین متغیرهای محیطی (تعارض بین فردی و عدالت توزیعی) و رفتارهای نابارور فردی و سازمانی را تعدیل می کنند. به عبارت دیگر، رابطه بین متغیرهای محیطی و رفتارهای نابارور در افراد واجد اضطراب و خشم صفت بالا بیشتر از این رابطه در افراد واجد اضطراب و خشم صفت پایین بود. همچنین، رابطه بین متغیرهای محیطی و رفتارهای نابارور در افراد واجد توافق جویی و وظیفه شناسی پایین بیشتر از این رابطه در افراد واجد توافق جویی و وظیفه شناسی بالا بود. اما بر خلاف انتظار، ویژگی های شخصیتی، رابطه بین قیود سازمانی و رفتارهای نابارور را تعدیل نکردند.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی به مادران بر سازگاری اجتماعی، پرخاشگری و پیشرفت تحصیلی فرزندانشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی به مادران بر سازگاری اجتماعی، پرخاشگری، و پیشرفت تحصیلی فرزندان انجام گرفت. جامعه آماری شامل 50 نفر از مادران دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. پس از انتخاب نمونه، برنامة آموزش مهارت های ارتباطی با رویکرد شناختی رفتاری گروهی( به مدت 10 جلسه ، یک روز در هفته و هر جلسه به مدت 3 ساعت) برای مادران گروه آزمایشی اجرا شد. دانش آموزان هر دو گروه، مقیاس سازگاری اجتماعی و پرسشنامة پرخاشگری را در دو مرحلة پیش و پس آزمون تکمیل کردند و نمرات معدل تحصیلی دانش آموزان در نیمة اول و دوم سال تحصیلی ثبت شد. داده های حاصل با روش تحلیل کواریانس و اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامة مداخله بر هر سه متغیر تأثیر معنی دار داشته است. بنابراین، می توان گفت آموزش مهارت های ارتباطی به مادران باعث بهبود سازگاری اجتماعی، پرخاشگری، و پیشرفت تحصیلی فرزندان می شود. پیشنهاد می شود آموزش مهارت های ارتباطی در مدارس مدّ نظر قرار گیرد و اثربخشی آن بر والدین و دانش آموزان بررسی شود.
نقش خانواده در انتقال ارزش های فرهنگی و هنجارهای اجتماعی به کودکان: آسیب شناسی خانواده
منبع:
پیوند ۱۳۸۷ شماره ۳۴۸
حوزههای تخصصی:
تاثیر آموزش مهارت مثبت اندیشی بر بهزیستی روانشناختی و کیفیت رابطه زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش مبتنی بر مثبت اندیشی بر بهزیستی روانشناختی و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان جامعه آماری زنان نابارور، 20 زن نابارور(10 نفر گروه آزمایش، 10 نفر کنترل) به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف(ryff) و مقیاس کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده فلیچر(PRQC) استفاده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری (ANCOVA) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مثبت اندیشی بر مولفه های بهزیستی روان شناختی و مولفه های کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور تاثیر دارد(05/0>P). با توجه به تاثیر آموزش مثبت اندیشی بر بهزیستی روان شناختی و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور می توان گفت که ظرفیت این افراد در تفکر مثبت بر سلامت روان شناختی، جسمانی و بین فردی آنان تاثیر می گذارد. بنابراین باید آموزش های ویژه به این زوجین و اقدامات پیشگیرانه ی آن توجه شود.
بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد –کودک (CPRT) بر سبک های فرزندپروری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک به مادران (CPRT) بر سبک های فرزندپروری بود. روش: نمونه پژوهشی مزبور دربرگیرنده والدین کودکان یک مهد کودک است که بصورت نمونه گیری در دسترس از میان مهد کودک های منطقه تبادکان شهر مشهد انتخاب شده و 20 نفر مادر کودکان 6-4 ساله نیز به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و مداخله نما(در هرگروه 10 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش 10 جلسه 2 ساعته آموزش گروهی بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک را دریافت کردند و آزمودنی های گروه مداخله نما تحت آموزش تغذیه و شرکت درجلساتی در مورد امکانات مهدکودک قرار گرفتند. تمام آزمودنی ها مقیاس سبک های فرزندپروری بامریند را قبل و پس ازمداخله پرکردند. پس از 1 ماه به منظور پیگیری هردو روه مجدداً پرسش نامه مربوطه را تکمیل نمودند. نتایج: تحلیل واریانس مختلط نشان داد که آزمودنی هایی که آموزش دریافت کرده بودند در مقایسه با سایر آزمودنی ها افزایش در به کارگیری سبک فرزندپروری مقتدرانه وکاهش در به کار بردن سبک فرزندپروری استبدادی نشان دادند. از طرفی سبک فرزند پروری سهل گیرانه به لحاظ آماری و به طور معنی داری تفاوتی در نمرات دو گروه ایجاد نشد. نتیجه گیری: در نهایت می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک بر بهبود به کارگیری سبک های فرزندپروری اثرگذار است.
راهنمایی و مشاوره ی گروهی: پروتکل های مشاوره ی گروهی آدلری (قسمت سوم)
حوزههای تخصصی:
موانع و آفات مطالعه
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر اهمال کاری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر اهمال کاری دانش آموزان مورد مطالعه قرار گرفته است. بدین منظور نمونه ای شامل 70 دانش آموز به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از بین تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ی شهرستان تبریز انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش(n=35) و کنترل(n=35) قرار گرفتند. در مرحله ی بعد، ابتدا پرسشنامه ی اهمال کاری تاکمن(پیش آزمون) در هر دوگروه(آزمایش و کنترل) اجرا شد. سپس گروه آزمایش در طی 10 جلسه ی 2 ساعته تحت آموزش مهارت های مدیریت زمان قرار گرفتند. پس از اتمام جلسات پرسشنامه ی اهمال کاری(پس آزمون) دوباره در هر دو گروه مورد سنجش قرار گرفت. داده ها با روش تحلیل آنووا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که آموزش مهارت های مدیریت زمان، اهمال کاری را در دانش آموزان کاهش می دهد. می توان نتیجه گرفت که اغلب دانش آموزان در طول سال تحصیلی برنامه مدونی برای مدیریت زمان مطالعه خود ندارند و این باعث پسرفت و شکست در عملکرد تحصیلی شده و منجر به کاهش در احساس خودکارآمدی و گرایش دانش آموزان به طرف اهمال کاری می شود. بنابراین لازم است تا آموزش مدیریت زمان با تاکید بیشتری انجام گیرد تا باعث نهادینه شدن مدیریت زمان در آنها شود.