فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۱٬۹۹۴ مورد.
منبع:
پیوند ۱۳۶۲ شماره ۴۴
بررسی اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی بر میزان پرخاشگری زندانیان قم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی بر میزان پرخاشگری زندانیان زندان مرکزی قم انجام شده است. بدین منظور، نمونه ها به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. از کل جامعه آماری تعداد 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه 15 نفره، شامل یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت هشت جلسه گروه درمانی 90 دقیقه ای به شیوه یکپارچه توحیدی به منظور کاهش رفتارهای پرخاشگرانه قرار گرفت. گروه کنترل تحت هیچ برنامه ای قرار نگرفت. بلافاصله بعد از پایان جلسات درمانی، پس آزمون و دو ماه پس از پایان جلسات، آزمون پیگیری صورت گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان یکپارچه توحیدی موجب کاهش معنی دار میزان پرخاشگری آزمودنی ها در مراحل پس آزمون و پیگیری می گردد (P < 0/01).
مقایسه نظریه ذهن، مفهوم خدا و مفهوم میهن در بین کودکان دارای سبک های فرزندپروری متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر مقایسه نظریه ذهن، مفهوم خدا، مفهوم میهن در بین کودکان برخوردار از سبک های فرزندپروری متفاوت در کودکان مهدکودک و پیش دبستانی بود. روش: طرح این پژوهش از نوع پس رویدادی است. جامعه آماری شامل کودکان مهدکودک و پیش دبستانی شهر تهران است. از این جامعه 51 کودک 5/3-6 ساله به عنوان نمونه مورد مطالعه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. کودکان بر اساس شیوه فرزندپروری در سه گروه مستبدانه، مقتدرانه و سهل گیرانه - قرار گرفتند. از هرکدام از شرکت کننده ها آزمون نظریه ذهن از طریق آزمون بازی و آزمون تصور از خدا از طریق نقاشی و توصیف از خدا و مفهوم شناختی میهن از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته مفهوم میهن سنجیده شدند. یافته ها: یافته های به دست آمده از اجرای آزمون ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی از جمله آزمون کروسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تعداد کودکان دست یافته به نظریه ذهن در خانواده های با سبک فرزندپروری مقتدرانه بیشتر از همتایان خود در سایر خانواده ها است. در مقایسه سه گروه مشخص شد که تصور مهربانانه از خدا در گروه فرزندپروری مستبدانه از دو گروه دیگر پایین تر است. نتیجه گیری: در نهایت، ارتباطی بین مفهوم میهن و شیوه های فرزندپروری وجود نداشت. نتیجه گیری: بنابراین، می توان گفت سبک فرزندی مقتدرانه در شکل گیری نظریه ذهن و تصور مهربانانه از خدا تأثیر دارد.
رابطه بین بهزیستی معنوی و امید با رضایت از زندگی در سالمندان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی ارتباط بهزیستی معنوی و امید با رضایت از زندگی در سالمندان بود. روش این پژوهش، توصیفی – همبستگی و جامعه آماری آن کلیه سالمندان شهرستان اردبیل بود. داده های تحقیق از 100 سالمند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، جمع آوری گردید. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های بهزیستی معنوی، امید و رضایت از زندگی استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه استاندارد و رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین بهزیستی مذهبی و امید؛ بین بهزیستی مذهبی و رضایت از زندگی؛ بهزیستی وجودی و امید؛ بهزیستی وجودی و رضایت از زندگی و امید و رضایت از زندگی رابطه مثبت معنا دار وجود دارد. همچنین معلوم شد که رضایت از زندگی سالمندان توسط متغیرهای بهزیستی معنوی و امید به خوبی قابل پیش بینی است. سهم این متغیرها در پیش بینی رضایت از زندگی سالمندان حتی با کنترل جنسیت، سن، و تحصیلات آنها، قابل توجه است.
آزمودن مدل دلبستگی به پدر و مادر با اضطراب و افسردگی با میانجی گیری دلبستگی به خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش آزمودن مدل دلبستگی به پدر و مادر با اضطراب و افسردگی با میانجیگیری دلبستگی به خدا بود. جامعه این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دبیرستانی شهرستان اهواز می باشد. روش: روش این پژوهش تحلیل مسیر بود. در این مطالعه از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله استفاده شده و از بین کلیه دانش آموزان دبیرستانهای شهرستان اهواز 319 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس اضطراب بک، پرسشنامه دلبستگی به خدا، پرسشنامه سنجش دلبستگی به پدر، مادر و پرسشنامه افسردگی بک بودند. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص های مدل فرضی در حد قابل قبولی بود. نتایج نشان داد که روابط همبستگی غیرمستقیم بین دلبستگی به پدر و مادر و اضطراب با میانجی گری دلبستگی به خدا، دلبستگی به پدر و مادر و افسردگی با میانجی گیری دلبستگی به خدا معنی دار می باشد. نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برای پیشگیری از اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب، دلبستگی به پدر و مادر و دلبستگی به خدا را در برنامه های تربیتی جای داد.
مشکل تقلید
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش پیش بین دینداری در گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر با واسطه گری نظم بخشی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش دینداری با واسطه گری نظم بخشی هیجانات در پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان بود.روش:جامعه ی آماری این پژوهش، شامل دانش آموزان دبیرستان های نواحی پنج گانه اصفهان بود که از بین دانش آموزان دبیرستان ها در سال 1391 تعداد 383 نفر(176پسر و 207 دختر) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه دینداری ، پرسشنامه دشواری در نظم بخشی هیجانات و پرسشنامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی گردآوری و از طریق روش های آماری تحلیل مسیر و رگرسیون چندگانه مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد دشواری در نظم بخشی هیجانی در رابطه میان دینداری و رفتار پرخطر تا اندازه ای واسطه شده است. همچنین، رابطه مستقل معناداری بین دینداری و رفتارهای پرخطر وجود داشت.نتیجه گیری:نوجوانانی که اعتقادات مذهبی قوی تر ی دارند و هیجاناتشان را به گونه ای مؤثر تنظیم می کنند به احتمال کمتر در رفتارهای پرخطر شرکت می کنند.
نقش روان شناسی در ارتقای کیفیت آموزش حوزه
حوزههای تخصصی:
مدل ساختاری روان آزردگی: نقش روان بنه های ناسازگار اولیه، حرص و حسادت(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که با هدف ارائه و آزمون مدل ساختاری برای تبیین روان آزردگی بر اساس صفات حرص و حسادت و با تاکید بر نقش میانجی روان بنه های ناسازگار اولیه انجام شد. نمونه پژوهش را تعداد 384 نفر از دانشجویان دانشگاه خمین تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. از پرسشنامه های پنج عاملی شخصیت، روان بنه های ناسازگار اولیه، مقیاس های اسلامی حرص- قناعت، و حسادت برای جمع آوری داده ها استفاده شد و با استفاده از روش آماری تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. شاخص های برازش نشان داد که مدل پیشنهادی اولیه از برازش مطلوب و قابل قبولی برخوردار بود. همچنین نقش میانجی روان بنه های ناسازگار اولیه بین همه متغیرهای برون زا و روان آزردگی تایید و تمامی اثرات مستقیم به جز اثر حرص بر روان آزردگی از لحاظ آماری معنادار بودند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در نمونه پژوهش، ویژگی های روان شناختی عمیق تری همچون حرص و حسادت، نسبت به روان بنه ها وجود دارند که لازم است مورد توجه بالین گران و سایر متخصصین حوزه سلامت روانی قرار گیرد.
یک نویسنده ، یک ادعا(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ین نوشته، به معرفی و نقدی خلاصه از کتاب نظریههای سکولار و مذهبی در رشد اخلاقی پرداخته است. در این نوشته، پس از معرفی نویسنده کتاب، فصلبندی و خلاصه محتوای کتاب ارائه میشود. سپس نکاتی نقدگونه درباره محتوای بخش سوم کتاب و توفیق نویسنده در دستیابی به هدفی که مدعی آن است بیان میگردد. در پایان، فهرستی از دیگر آثار همین نویسنده ارائه خواهد شد. محتوای بخشهای کتاب چنین است: بخش اول، چارچوبی برای مقایسه نظریهها ارائه میکند؛ بخش دوم، به نظریههای سکولار میپردازد؛ بخش سوم، مدعی ارائه نظریههای نهفته در آموزههای ادیان است و بخش چهارم، تاملات پایانی نویسنده را تشکیل میدهد.
بررسی تأثیر شرکت در مراسم اعتکاف بر عزت نفس و پذیرش اجتماعی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط «خودپنداره» با «خداپنداره» در درمان مذهبی (معنوی) اختلالات روانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط «خودپنداره» با «خداپنداره» در درمان مذهبی (معنوی) اختلالات روانی است. روش کار بررسی ارتباط مفاهیم مربوط به خودپنداره و خداپنداره در منابع اسلامی و تحقیقات تجربی بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در درمان مذهبی (معنوی)، حضور و غنی شدن شناخت ها و باورهای مذهبی مربوط به تصور از خدا، در همه افراد منجر به اصلاح خداپنداره و سلامت روانی نمی شود. برخی آیات قران مجید به ساختارهای مقاوم، غیرقابل نفوذ، انعطاف ناپذیر و پایدار در مقابل حضور و نفوذ شناخت ها و باورهای دینی اشاره دارند. روایات متعددی رشد معنوی و خداپنداره صحیح را تابع اصلاح خودپنداره می دانند. تحقیقات تجربی و مشاهدات بالینی مؤلفان نیز ارتباط این دو را نشان می دهند. بنابراین، در درمان مذهبی (معنوی) به ویژه در اختلالات روانی مزمن و اختلالات شخصیت که در آن ها خودپنداره معیوب (فرض های بنیادین و روان بنه های ناسازگار) وجود دارد، اصلاح و تعدیل خودپنداره، مقدمه و زمینه مهمی برای اصلاح خداپنداره و سلامت روانی افراد است.