فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱٬۹۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش عبارت است از بررسی تحلیلی و مقایسه ای آرای ابوحامد غزالی و آلبرت بندورا در بارة تربیت اخلاقی در حیطه نظری و تعیین میزان انطباق و آنها با یکدیگر در حیطه کاربرد. سؤال اصلی این است که دیدگاه های غزالی و بندورا در زمینه تربیت اخلاقی چیست و مشتمل بر چه عناصری است؟ این پژوهش رویکردی میان رشته ای دارد و در آن از روش کتابخانه ای و سپس تحلیل محتوایی متون علمی به شیوه تعقلی استفاده گردیده و تلاش شده است تا آرای آنان در حوزه های پنج گانه اهداف، مبانی انسان شناختی، اصول، روش ها و عوامل تربیت اخلاقی استخراج شود. دستاوردهای پژوهش نشان داد که در برخی از «مبانی انسان شناختی» بین دو دیدگاه ، هماهنگی، و در برخی موارد اختلاف قطعی وجود دارد. در محور «اهداف تربیت اخلاقی» نیز، غزالی فضیلت گرای مبتنی بر ایمان به خدا است اما بندورا به دنبال فضائل اخلاقی نیست بلکه روی کردی عمل گروانه معطوف به موقعیت و ناظر به مهارت خودکنترلی اخلاقی دارد. پس در هدف گذاری تربیتی اختلاف فراوان دارند. در «اصول تربیت اخلاقی» نیز موارد تشابهی دارند؛ اگر چه گاهی، در تفسیر یک اصل تربیتی، مختلف می شوند. در مجموع، آرای تربیت اخلاقی غزالی گسترده تر و جامع تر از آرای بندوراست ولی آرای بندورا از انسجام و مؤیدات تجربی بیشتری برخوردار است.
باور به دنیای عادلانه و ناعادلانه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بیان تفاوت های گروه های جمعیت شناختی مختلف درباره دنیای عادلانه و ناعادلانه انجام شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر را زنان و مردان 17 سال به بالای شهر اصفهان در سال 1385 تشکیل دادند. گروه نمونه پژوهش متشکل از 1500 نفر بود که از طریق نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای از مناطق شرق، غرب، جنوب و شمال شهر نمونه گیری شده اند. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسش نامه باور به دنیای عادلانه رابین و پیلاو می باشد. داده های حاصل از پرسش نامه با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه، آزمون تعقیبی شفه و آزمون t گروه های مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که در گروه های سنی مختلف، گروه های 51 سال و بالاتر و 41 تا 50 سال در مقایسه با گروه های سنی پایین تر، دنیا را عادلانه تر و گروه 21 تا 30 سال در مقایسه با گروه 31 تا 40 سال و 41 تا 50 سال دنیا را ناعادلانه تر می پنداشتند.
بررسی رابطه دین داری و میزان شادمانی در بین دانشجویان به تفکیک جنسیت و وضیعت تاهل(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی رابطه دین داری با میزان شادمانی در بین دانشجویان است. برای انجام تحقیق حاضر، تعداد 756 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی منطقه دو انتخاب شدند. سپس مقیاس عمل به باورهای دینی (معبد) و پرسش نامه شادمانی آکسفورد درباره آنها اجرا شد. پس از جمع آوری داده ها، فرضیه های تحقیق با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t آزموده شدند. نتیجه نشان داد که بین دین داری و میزان شادمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (P<0/01). رابطه دین داری و میزان شادمانی در بین دانشجویان مذکر قوی تر است؛ این رابطه در بین دانشجویان مجرد و متاهل متفاوت نیست. میزان دین داری افراد مؤنث از افراد مذکر بیشتر است؛ اما تفاوت معناداری بین میزان شادمانی آنها وجود ندارد. همچنین نتیجه تحقیق نشان داد افراد متاهل در مقایسه با افراد مجرد دین دارترند؛ اما بین میزان شادمانی آنها تفاوت معناداری وجود ندارد.
بررسی رابطه دین داری و بحران هویت در بین دانش آموزان دبیرستانی شهرستان یزد
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه دین داری و برخی متغیرهای دموگرافی با بحران هویت در بین دانش آموزان دبیرستانی شهرستان یزد انجام شده است. نمونه پژوهش شامل 165 دانش آموز دبیرستانی (89 نفر دختر، 76 نفر پسر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق سه پرسش نامه اطلاعات فردی، پرسش نامه هویت شخصی و مقیاس عمل به باورهای دینی (معبد) جمع آوری شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین دین داری و بحران هویت و نیز بین پیشرفت تحصیلی و بحران هویت رابطه معکوس و معنی داری وجود دارد. بین بحران هویت با متغیرهای میزان درآمد خانواده، میزان تحصیلات پدر و مادر رابطه ای مشاهده نشد. نتایج آزمون t نشان داد که بین دختران و پسران از لحاظ دین داری تفاوتی وجود ندارد ولی از لحاظ بحران هویت تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که دختران بحران هویت بیشتری دارند.
رابطه هیجان خواهی، شوخ طبعی و نگرش دینی با اضطراب مرگ(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه هیجان خواهی، شوخ طبعی و نگرش دینی با اضطراب مرگ در دانشجویان انجام شده است. بدین منظور، نمونه ای به حجم 375 نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای از جامعه آماری مورد پژوهش (دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 89ـ90 انتخاب شده و برای جمعآوری دادهها از فرم پنجم پرسش نامه هیجان خواهی زاکرمن، پرسش نامه شوخطبعی مارتین، پرسش نامه نگرش مذهبی خدایاریفرد و پرسش نامه اضطراب مرگ تمپلر استفاده شده است. داده ها با شاخص های آماری، چون همبستگی و رگرسیون تحلیل شده است. نتایج تحلیل دادهها نشان میدهد که رابطه منفی معناداری (363/0-r=)، بین هیجانخواهی با اضطراب مرگ رابطه مثبت معناداری (408/0r=) بین شوخطبعی با اضطراب مرگ و رابطه منفی معناداری (380/0 r=) بین نگرش دینی با اضطراب مرگ وجود دارد(5. /. a=).
مذهب در نگرش نظریه پردازان و در گستره پژوهش (تحلیلی روانشناختی از مذهب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سطح نظری روانشناسان برجسته جهت گیری های نسبتا متفاوتی در برابر مذهب داشته اند. افرادی چون فروید بنیانگذار مکتب روان تحلیل گری و الیس بنیانگذار درمانگری عقلانی-هیجانی نوعی ارزیابی منفی از نقش و تاثیر مذهب بر سلامت روان و رفتار انسان ها داشته اند. اما افراد دیگری چون جیمز، یونگ، آلپورت، مازلو، آدلر، فرام، با نگرشی مثبت به مذهب از تاثیرات سودمند اعتقادات مذهبی سخن گفته اند. در سطح پژوهشی نیز نتایج نسبتا متناقضی ارائه شده است. هر چند در اکثریت مطالعات پژوهشی به نقش سودمند اعتقادات بر رفتار انسان ها اذعان شده است در مواردی نیز به آثار منفی مذهب بر زندگی اشاره شده است؛ اما آنچه در مجموع از مرور تحقیقات مختلف حاصل می شود حاکی از نقش مثبت مذهب بر ابعاد مختلف زندگی انسان ها است. در این مقاله پس از مروری بر دیدگاه های روانشناسان برجسته، کارکردها و نقش مذهب در گستره پژوهش مطمح نظر قرار گرفته و آنگاه به فرضیاتی اشاره شده است که برای سودمندی تاثیرات مذهبی قابل طرح هستند.
نقد طبقه بندی های موجود از رویکردهای تربیت دینی و ارائه یک طبقه بندی مفهومی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، ارائه طبقه بندی مفهومی جدید و جامع معطوف به مأموریت مربی در تربیت دینی است. برای این منظور به بررسی اجمالی و نقد رویکردهای برگرفته از مبانی تعلیم و تربیت اسلامی که در فضای معرفتی متفکران داخلی و به صورت دسته بندی تنظیم شده اند، پرداخته شد. برای دست یابی به این هدف، از روش پژوهش تحلیلی- نظری بهره گرفته شد. نظر به نتایج حاصل از این پژوهش، در طبقه بندی جدید، دو رویکرد کلان وظیفه گرا و نتیجه گرا مورد نظر قرار گرفت. سرانجام، با تبیین تطابق و سازواری مبانی دیدگاه وظیفه گرا (در مقابل رویکرد نتیجه گرا) با نگرش اسلامی، این رویکرد به عنوان موضعی مقبول برای مربی در تربیت دینی معرفی شد. بر اساس این دیدگاه ، مبنا انجام وظیفه بر طبق اصول از سوی مربی، در مسیر تربیت است و عدم دست یابی به نتایج مطلوب به عنوان ناکارآمدی کوشش های تربیتی مربی در نظر گرفته نمی شود.
متغیرهای مرتبط با جذب دانش آموزان به نماز جماعت از نظر عوامل مدرسه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه تعیین متغیرهای مرتبط با جذب دانش آموزان به نماز جماعت از نظر عوامل مدرسه در دورة تحصیلی متوسطه است. نمونة این مطالعه 247 نفر از عوامل مدرسه بوده است که به روش نمونه گیری چندمرحله ای از بین کلیه عوامل مدرسه (معلمان، مربیان، امامان جماعت، مدیران و معاونان) مقطع متوسطه در استان اردبیل در سال تحصیلی 89-90 انتخاب شده اند. در قالب روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی از پرسش نامه ارزشیابی عوامل مرتبط با گرایش دانش آموزان به نماز جماعت مدرسه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان میدهد که از نظر عوامل مدرسه، هفت عامل، بارعاملی معنا دار داشته و به ترتیب اولویت، عامل حسن روابط معلمان و مربیان و سپس امکانات فیزیکی مدرسه و نمازخانه، ایمان فردی ـ خانوادگی، همسالان، وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده، تبلیغات رسانه ها و جنسیت و پایه تحصیلی در گرایش دانش آموزان به نماز جماعت مدرسه اهمیت دارند.
تبیین رویکردهای موجود درباره تربیت معنوی کودکان و نقد آنها با تأکید بر آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، تبیین رویکردهای موجود درباره مفهوم تربیت معنوی کودکان و نقد آنها با تأکید بر آموزه های اسلامی است.در بخش نخست، تاریخچه تربیت معنوی کودکان به اختصار ارائه می شود؛سپس با طرح سه جهان بینی عمده درباره نوع رابطه میان دین و معنویت، به تبیین تربیت معنوی کودکان با تأکید بر آراء اندیشمندان مذکور پرداخته می شود. جهان بینی های مذکور عبارت اند از: جهان بینی دینی، جهان بینی فارغ از دین و جهان بینی غیردینی (سکولار). با توجه به یافته های تحقیق می توان گفت در جهان بینی دینی، معنویت بر ارتباط شخصی با حقیقت و تبعیت از آن و تربیت معنوی کودکان، بر هدایت دانش آموز به سوی کسب دانش شخصی، پویا، آمیخته با عشق و خلاقیت تأکید می کند؛ در رویکرد فارغ از دین، معنویت یک سازه رشد شخصی و ناظر به نوعی سبک تفکر و مفروضاتی است که افراد برای توجیه رفتارشان دارند و تربیت معنوی کودکان، پرورش رویکردی شناختی نسبت به معانی فرهنگی را در کانون توجه قرار می دهد.در جهان بینی غیردینی، معنویت ناظر به درک احساسات زیباشناختی و ساخت معنا در ارتباط کودک با خود و محیط و تربیت معنوی نیز به فرآیند پرورش هویت از طریق معناسازی و روایت سازی کودک است.در بخش دوم مقاله، جهان بینی های فوق با تأکید بر آموزه های اسلامی نقد می شوند. برخی از مهم ترین نقدهای وارد بر این جهان بینی ها عبارت اند از: وجود ابهام در حقیقت، خطر پیروی از افراد به جای حقیقت، محدود ساختن تربیت معنوی به پرورش یک بعد و تغافل از سایر ابعاد، سطحی نگری درباره دین و... در پایان نیز کلیاتی درباره الگوی پیشنهادی خود با عنوان الگوی اسلامی تربیت معنوی کودکان مطرح می شود. روش انجام این تحقیق،سنتزپژوهی و کاوشگری فلسفی انتقادی است.
نقد و بررسی «اهداف تفصیلی فعالیت های دوره پیش دبستانی» در برنامه درسی ملّی جمهوری اسلامی ایران از منظر رویکرد اسلامی عمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تأکید بر اهداف تمهید در دوران کودکی در نظریه اسلامی عمل به نقد اهداف تفصیلی فعالیت های دوره پیش دبستانی برنامه درسی ملّی پرداخته است. اهداف تفصیلی فعالیت های دوره پیش دبستانی که به نوعی زبان فنی و رسمی تعلیم و تربیت است، با روش تحلیل مفهومی و تطبیقی مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است. بر این اساس، در بخش بررسی کلی، نخستین نکته ای که در تنظیم اهداف دوره پیش دبستانی مغفول واقع شده، عدم توجه به مقتضیات روان شناختی و رشدی کودکان در این سنین است. دوم، سلسله مراتب توجه به ارزش ها، مطابق با معیارهای دینی در اهداف رعایت نشده است. سوم اینکه، ابهام مفهومی در بسیاری از واژگان بکار رفته در اهداف ملاحظه می شود. چهارم، اغتشاش در سطح تعریف اهداف – غایت، هدف کلی یا رفتاری- نقد دیگری است که به صورت کلی بر اهداف مذکور وارد است. درنهایت، باید گفت که برخی اهداف با یکدیگر همپوشانی دارند که در این زمینه حذف و اصلاح صورت گرفته است. از سویی در سطحی عمیق تر، تحلیل تطبیقی 58 مورد هدف تفصیلی با 14 هدف تمهید در دوران کودکی از منظر رویکرد اسلامی عمل، نشان می دهد که چهار حالت ممکن در مورد اهداف تفصیلی دوره پیش دبستانی قابل ذکر است. در حالت نخست، میان اهداف معیار و اهداف مورد بررسی هم آوایی نسبی وجود دارد. در حالت دوم، بین اهداف دو مجموعه تقابل وجود دارد. این تقابل در دو سطحِ سطحی و عمیق مورد بازشناسی قرار گرفته و در سطح نخست، رویکرد اصلاح و در سطح دوم، رویکرد اصلاح و حذف پیشنهاد شده است. در حالت چهارم، با اهدافِ معیارِ مغفول در اهداف برنامه درسی دوره پیش دبستانی مواجهیم که پیشنهاد تکمیلی ارائه شده است. در پایان برخی از اهداف تفصیلی فعالیت های دوره پیش دبستانی اصلاح و بازتولید شده اند.
اصول بهداشت روانی از منظر صحیفهی سجادیه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
چکیده: بهداشت روان به معنی وجود تعادل و انسجام فراگیر در ابعاد جسمانی و نفسانی انسان است. اندیشهی سالم دربارهی شناخت خود و جهان هستی، رسیدن به خودپندارهی مثبت و عزت نفس، داشتن روابط متعادل با دیگران و توانایی دوری از رذایل و گناهان از عوامل ایجادکنندهی بهداشت روانی هستند. در این میان، ادعیهای که از طریق معصومان(ع) به ما رسیدهاند، عالیترین تعالیم را در مورد ایجاد این عوامل دارند. صحیفهی سجادیه یکی از این منابع غنی و در دسترس است. هدف این تحقیق استنتاج اصول بهداشت روانی از این کتاب گرانقدر است. روش آن به صورت توصیفی همراه با بررسی و انطباق فرازهای مختلف دعا با استانداردهای مورد قبول بهداشت روانی، در ابعاد شناختی، عاطفی، رفتاری و اجتماعی است. هدف اصلی از تدوین این مقاله، پاسخ به این پرسش است که صحیفهی سجادیه چه راهکارهایی در مورد بهداشت روان و سلامت روح ارایه میدهد؟
رابطه سطح تحول روانی _ معنوی و احساس تنهایی با اضطراب وجودی در دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سطح تحول روانی _ معنوی، احساس تنهایی و اضطراب وجودی دانشجویان است. بدین منظور 341 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه های قم به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و تمامی شرکت کنندگان با سه آزمون «تحول روانی _ معنوی»، «اضطراب وجودی» و «مقیاس احساس تنهایی» مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین «تحول روانی _ معنوی» و «اضطراب وجودی» رابطه معکوس وجود دارد (487/0_=r) (01/0P<)؛ همچنین، میان «اضطراب وجودی» با «احساس تنهایی» و تمام زیرمقیاس های آن نیز در سطح (01/0P<) همبستگی مثبت معناداری درحد متوسط وجود دارد و علاوه بر این، نتایج بیانگر آن است که سطح «تحول روانی _ معنوی» و «احساس تنهایی» می توانند «اضطراب وجودی» را به طور معناداری پیش بینی کنند (5/32=2R). بنابراین، به نظر می رسد افزایش سطح «تحول روانی _ معنوی» یک عامل کلیدی در کاهش «اضطراب وجودی»، «احساس تنهایی» و درنتیجه ارتقای سلامت روان است.
رابطه ابعاد شخصیت و جهت گیری مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی روابط بین جهت گیری مذهبی و شخصیت براساس نظریه ی آیزنک، 80 آزمودنی که 40 نـفر آنان زن و 40 نفر دیگر مرد بودنـد، به صورت تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه ی شخصیت آیزنک پاسخ دادند. هم چنین به منظور ارزیابی جهت-گیری مذهبی، مقیاس جهت گیری مذهبی بهرامی احسان، اجرا شد. این مقیاس چهار بُعد جهت گیری مذهبی، سازمان نایافتگی مذهبی، بیش ارزنده سازی و کامجویی را ارزیابی می کند.
نتـایج این پژوهش نشان داد که بین زنان و مردان در زیرمـقیاس های نـوروزگرایی، روان پریش خویی و سازمان نایافتگی مذهبی، تفاوت وجود دارد. هم چنین بین روان پریش خویی، نوروزگرایی و جهت گیری مذهبی روابط معکوسی به دست آمد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که متغیرهای جمعیت شناختی در کنار متغیرهای نوروزگرایی و روان پریش خویی قادر به پیش بینی جهت گیری مذهبی نیستند. تحلیل رگرسیون نشان داد که روان پریش خویی و نوروزگرایی با جهت گیری مذهبی رابطه ی منفی داشته و متغیرهای جمعیت شناختی سهمی در این میان ندارند.
بررسی مؤلفه های معنای زندگی، ازدواج و زندگی مشترک در زوجین رضایتمند زناشویی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی معنای زندگی در زوجین رضایتمند و ارائه الگوی معنای زندگی رضایت بخش، انجام گرفت. جامعه آماری زوجین رضایتمند تهرانی بودند که از بین آنان، 8 زوج از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. طول مدت زندگی مشترک زوجین منتخب، کمتر از 15 سال و حداقل دارای یک فرزند بودند. پژوهش با بهره گیری از روش های کیفی انجام و برای دستیابی به داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. در مرحله اول، هریک از زوجین به تنهایی و در مرحله بعد، در کنار هم، مورد مصاحبه قرار گرفتند. میانگین مدت زمان مصاحبه های فردی، 60 و مصاحبه های مشترک، 30 دقیقه بود. برای تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته ها، ضمن معرفی مؤلفه های معنای زندگی فردی، معنای ازدواج و معنای زندگی مشترک زوجین، نشان داد همخوانی معنایی، همکاری در ساخت معنای مشترک و توانایی مذاکره در زوجین وجود دارد.
بررسی عمل به باورهای دینی و خود کارامدی در پیش بینی میزان و نوع استرس ادراک شده در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به رشد و توسعه جوامع بشری که در برخی مواقع باعث پیامدهای منفی از جمله استرس می شود، این پژوهش به منظور تعیین سهم عمل به باورهای دینی و خود کارامدی در پیش بینی میزان و نوع استرس ادراک شده دانشجویان انجام گرفت.
مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه آماری این تحقیق شامل 200 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی 89-1388 بودند، که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های عمل به باورهای دینی Nilsson، خود کارامدی عمومی sherz و همچنین پرسش نامه استرس ادراک شده Kohen و همکاران استفاده شد. سپس داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش ورود مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: بین متغیر عمل به باورهای دینی و متغیر ادراک منفی از استرس رابطه منفی و با متغیرهای خود کارامدی و ادراک مثبت از استرس رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت. همچنین بین متغیر خود کارامدی با متغیر ادراک منفی از استرس رابطه منفی و با ادراک مثبت از استرس رابطه مثبت و معنی دار به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه استاندارد نشان داد که متغیرهای خود کارامدی و عمل به باورهای دینی متغیرهای معتبری برای پیش بینی ادراک منفی و مثبت از استرس در دانشجویان می باشند.
نتیجه گیری: برای کاهش میزان استرس منفی دانشجویان بهتر است که دانشجویان با تلاش و پشتکار میزان رفتارهای مذهبی را در خودشان بالا ببرند تا از این طریق میزان سلامت روانی آن ها افزایش یابد.
عوامل جمعیت شناختی، دینداری با تکیه بر اسلام و عملکرد خانواده در پیش بینی شادکامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به اهمیت موضوع شادکامی در زندگی، این پژوهش به منظور تعیین سهم عوامل جنسیت، نوع سکونت، دینداری و عملکرد خانواده در پیش بینی شادکامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفت.
مواد و روش ها: این تحقق از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز و مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی 88-1387 بود، 372 دانشجو به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به ابزار سنجش خانواده (FAD)، مقیاس شادکامی (MUNSH) و مقیاس سنجش دینداری با تکیه بر اسلام پاسخ دادند؛ سن، جنسیت و نوع سکونت آنان پرسیده شد. داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: بین عملکرد خانواده و نیز دینداری با تکیه بر اسلام، با شادکامی رابطه وجود دارد (01/0< P). عوامل جنسیت، نقش ها، نوع سکونت، دینداری و ارتباط، 32 درصد تغییرات احساس شادکامی را پیش بینی می کنند (01/0< P). ضرایب بتای متغیرهای پیش بین نشان می دهد جنسیت نقش مهمتری در پیش بینی تغییرات شادکامی دارد.
نتیجه گیری: دانشجویان بومی نسبت به دانشجویان غیربومی، و پسران نسبت به دختران شادتر هستند. دانشجویان با عملکرد خانوادگی سازگارانه و گرایش و تعهد به دین اسلام، شاد تر هستند. بنابراین، برگزاری کارگاه های آموزش خانواده و مراسم مذهبی مناسب برای افزایش شادکامی دانشجویان پیشنهاد می شود.