فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی روابط بین جهت گیری مذهبی و شخصیت براساس نظریه ی آیزنک، 80 آزمودنی که 40 نـفر آنان زن و 40 نفر دیگر مرد بودنـد، به صورت تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه ی شخصیت آیزنک پاسخ دادند. هم چنین به منظور ارزیابی جهت-گیری مذهبی، مقیاس جهت گیری مذهبی بهرامی احسان، اجرا شد. این مقیاس چهار بُعد جهت گیری مذهبی، سازمان نایافتگی مذهبی، بیش ارزنده سازی و کامجویی را ارزیابی می کند.
نتـایج این پژوهش نشان داد که بین زنان و مردان در زیرمـقیاس های نـوروزگرایی، روان پریش خویی و سازمان نایافتگی مذهبی، تفاوت وجود دارد. هم چنین بین روان پریش خویی، نوروزگرایی و جهت گیری مذهبی روابط معکوسی به دست آمد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که متغیرهای جمعیت شناختی در کنار متغیرهای نوروزگرایی و روان پریش خویی قادر به پیش بینی جهت گیری مذهبی نیستند. تحلیل رگرسیون نشان داد که روان پریش خویی و نوروزگرایی با جهت گیری مذهبی رابطه ی منفی داشته و متغیرهای جمعیت شناختی سهمی در این میان ندارند.
مقایسه مهارت های روانی کاراته کاران قهرمان و غیر قهرمان و رابطه آن با عملکرد آن ها در مسابقات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش باهدف مقایسه مهارت های روانی در کاراته کاران قهرمان و غیر قهرمان و رابطه آن با عملکرد انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری کلیه کاراته کاران سبک «گوجوریو»(85=n)بودند که در مسابقات انتخابی تیم ملی در تابستان1388 در 2رده سنی جوانان (وزن-80،67،-60 و-55) و بزرگسال(وزن+84،-74 و-60) در استان گلستان شرکت کردند، به منظور مقایسه مهارت های روانی آزمودنی ها از پرسشنامه ارزیابی مهارت های روانی انستیتوی ورزش استرالیای جنوبی(SASI) و برای ارزیابی عملکرد ورزشکاران از پرسشنامه لن استفاده شد. پس از استفاده از آزمون کالموگراف اسمیرنف از شاخص های آمار توصیفی و آزمون t و ضریب همبستگی پیرسون برای ارزیابی مهارت های روانی استفاده شد. نتایج آزمون نشان داد کاراته کاران قهرمان در تمامی خرده مقیاس ها ی مهارت روانی به جز هدف گزینی از وضعیت مطلوب تری بهره مند هستند. همچنین در بین خرده مقیاس های مهارت روانی تصویرساز ورزشی ، تمرکز و سطح انرژی روانی به ترتیب بیش ترین تأثیر را بر عملکرد کاراته کاران داشت. ورزشکارانی که سطوح عملکرد متفاوتی داشتند احتمالاً سطوح مهارت های روانی متفاوتی نیز داشتند، لذا استفاده از مهارت های روانی سهم چشمگیری در اثربخشی وکسب مؤفقیّت در ورزش های انفرادی و گروهی دارد و مربیان و روان شناسان ورزش باید مهارت های روانی را به عنوان تمرینات پایه درجلسات تمرین قرار دهند.
ابعاد رابطه میان جهت گیری مذهبی و سلامت روانی و ارزیابی مقیاس جهت گیری مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی ابعاد مختلف رابطه میان جهت گیری مذهبی و سلامت روانی اختلالات روانی عزت نفس اضطراب و نیز ارزیابی توانایی تمیز و تشخص آزمون جهت گیری مذهبی سلسله ای از پژوهش ها در یک برنامه دو ساله به تدریج اجرا و نتایج آن جمع بندی شد برای این تحقیق مجموعا 316 نفر در 7 گروه آزمودنی زن و مرد و با تحصیلات دانشگاهی و غیر دانشگاهی مورد مطالعه قرار گرفتند به منظور بررسی ابعاد پیش گفته از آزمودن ها و مقیاس های سلامت عمومی (گلدبرگ 1972) اضطراب حالت صفت (اشپیل برگر 1983) عزت فس (کوپر اسمیت 1967) SCL-90-R (دراگوتیس 1972) مقابله مذهبی (پارگامنت 1990) و جهت گیری مذهبی (بهرامی احسان 1381) استفاده شده است یافته ها نشان می دهد که جهت گیری مذهبی با افزایش سلامت روانی و کاهش اختلالات روانی رابطه داشته و قادر است تا بصورت مثبت سبک مقابله مذهبی مثبت را پیش بینی کند همچنین رابطه عزت نفس و جهت گیری مذهبی مثبت است نتایج نشان داد علاوه بر همگرایی بین دو مقیاس جهت گیری مذهبی و مقابله مذهبی مقیاس جهت گیری مذهبی قادر است تا گروه های موجود با تفاوت در جهت گیری مذهبی را از یکدیگر تفکیک و متمایز سازد موضوعی که به عنوان شاهدی برای روایی تمایزی این آزمون می توان به آن استناد کرد.
آموزش مهارتهای شوخ طبعی و کاهش افسردگی در بیماران آسیب نخاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، اثربخشی آمـوزش مهارتهای شوخ طبعی در کاهش افسردگی افراد با آسیب نخاعی بررسی شد. از دو مرکز توانبخشی شهر تهران، 24 مراجعهکننده (12 زن و 12 مرد) با آسیب نخاعی که نمره هایی بـالاتر از میانگین در پرسشنامه افسردگی بک (بک و استیر، 1987) به دست آوردند، به طـور تصادفی در دو گـروه آزمایشی و کنترل (در هر گروه 12 نفر) قرار گرفتند. طی دو ماه، گـروه آزمایشی هشت جلسه مهارتهای شوخ طبعی مبتنی بـر بـرنامه 8 مرحله ای مهارتهای شوخ طبعی مکگی (2002) را آموزش دیدند. پس از اجرای مجدد پرسشنامه افسردگی بک در دو گروه، نتایج نشان دادنـد که افسردگی گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل کاهش پیدا کرد. استلزامها براساس کاهش افسردگی در بیماران با آسیبهای نخاعی بحث شد.
بررسی ارتباط خود پنداره و عزت نفس در دانشجویان خلاق و غیر خلاق
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه خود پنداره و عزت نفس در دانشجویان خلاق و غیر خلاق است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شیراز تشکیل داده اند. نمونه تحقیق شامل 100 نفر دانشجو از بین دانشجویان کارشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز بودند که به طریق جدول اعداد تصادفی از بین گرایش های مختلف انتخاب شدند. ابزار سنجش در این تحقیق، آزمون خلاقیت عابدی جهت تمایز دانشجویان خلاق از غیر خلاق و آزمون خود پنداره راجرز جهت سنجش متغیر خود پنداره دانشجویان بود. همچنین جهت سنجش میزان عزت نفس آنان از آزمون عزت نفس کوپر اسمیت استفاده گردید. در این پژوهش از روش های آماری میانگین، انحراف معیار، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی برای نمونه های مستقل و تحلیل واریانس چند گانه استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که: میان نمرات میانگین خود پنداره و عزت نفس دانشجویان خلاق و غیر خلاق تفاوت معنا داری وجود دارد. همچنین این نتایج نشان داد که دانشجویان خلاق نسبت به دانشجویان غیر خلاق، نمرات بهتری در دو متغیر خود پنداره و عزت نفس کسب کردند. در مجموع نتایج نشان داد که بین خود پنداره و عزت نفس هر گروه رابطه معنا داری وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان استنباط نمود که عزت نفس یکی از ویژگی های مثبت شخصیت و تابع خود پنداره هر فردی است، به طوری که خود پنداره مثبت همراه با عملکرد موفقیت آمیز موجب عزت نفس بالا می گردد.
تبیین رویکردهای موجود درباره تربیت معنوی کودکان و نقد آنها با تأکید بر آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، تبیین رویکردهای موجود درباره مفهوم تربیت معنوی کودکان و نقد آنها با تأکید بر آموزه های اسلامی است.در بخش نخست، تاریخچه تربیت معنوی کودکان به اختصار ارائه می شود؛سپس با طرح سه جهان بینی عمده درباره نوع رابطه میان دین و معنویت، به تبیین تربیت معنوی کودکان با تأکید بر آراء اندیشمندان مذکور پرداخته می شود. جهان بینی های مذکور عبارت اند از: جهان بینی دینی، جهان بینی فارغ از دین و جهان بینی غیردینی (سکولار). با توجه به یافته های تحقیق می توان گفت در جهان بینی دینی، معنویت بر ارتباط شخصی با حقیقت و تبعیت از آن و تربیت معنوی کودکان، بر هدایت دانش آموز به سوی کسب دانش شخصی، پویا، آمیخته با عشق و خلاقیت تأکید می کند؛ در رویکرد فارغ از دین، معنویت یک سازه رشد شخصی و ناظر به نوعی سبک تفکر و مفروضاتی است که افراد برای توجیه رفتارشان دارند و تربیت معنوی کودکان، پرورش رویکردی شناختی نسبت به معانی فرهنگی را در کانون توجه قرار می دهد.در جهان بینی غیردینی، معنویت ناظر به درک احساسات زیباشناختی و ساخت معنا در ارتباط کودک با خود و محیط و تربیت معنوی نیز به فرآیند پرورش هویت از طریق معناسازی و روایت سازی کودک است.در بخش دوم مقاله، جهان بینی های فوق با تأکید بر آموزه های اسلامی نقد می شوند. برخی از مهم ترین نقدهای وارد بر این جهان بینی ها عبارت اند از: وجود ابهام در حقیقت، خطر پیروی از افراد به جای حقیقت، محدود ساختن تربیت معنوی به پرورش یک بعد و تغافل از سایر ابعاد، سطحی نگری درباره دین و... در پایان نیز کلیاتی درباره الگوی پیشنهادی خود با عنوان الگوی اسلامی تربیت معنوی کودکان مطرح می شود. روش انجام این تحقیق،سنتزپژوهی و کاوشگری فلسفی انتقادی است.
رابطه جهت گیری مذهبی و هوش معنوی با میزان تاب آوری دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی رابطه میان جهت گیری مذهبی، هوش معنوی با میزان تاب آوری دانشجویان انجام شده است. جامعه آماری، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 93-92 بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای (تعداد 228 دانشجو) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسش نامه جهت گیری مذهبی آلپورت، پرسش نامه هوش معنوی و مقیاس تاب آوری بود. نتایج نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی، با هوش معنوی و میزان تاب آوری دانشجویان رابطه مثبت معنی دار دارد. از سوی دیگر، بین دانشجویان دختر و پسر در جهت گیری مذهبی، هوش معنوی و تاب آوری تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین بین دانشجویان و دین پژوهان در جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی تفاوت معناداری دیده شد، اما در هوش معنوی و میزان تاب آوری در این دو گروه تفاوتی مشاهده نگردید. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که هوش معنوی، بیشترین سهم را در تبیین تاب آوری دانشجویان دارد. در نهایت، می توان گفت: افراد دارای جهت گیری مذهبی درونی، که تنها برای منافع شخصی تظاهر به دین داری نمی کنند و افراد دارای هوش معنوی بالا، از تاب آوری بالاتری برخوردارند.
تأثیر استفاده از اینترنت بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر استفاده از اینترنت بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی بوده است. این پژوهش در سال تحصیلی 93-1392 به روش شبه تجربی و با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری را کل دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی منطقه سرچهان، به تعداد 185 نفر تشکیل داده است. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 120 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود. پایایی آزمون از طریق آلفای کرونباخ 0/87 به دست آمد. روایی ابزار نیز توسط 5 نفر از متخصصان علوم تربیتی و روان شناسی و هم چنین، با استفاده از نظرات 20 نفر از آموزگاران و مدیران تأیید شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون t گروه های مستقل و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که استفاده از اینترنت موجب افزایش رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان می شود. هم چنین، نتایج نشان داد که استفاده از اینترنت موجب افزایش مهارت های احترام گذاشتن به دیگران، مسؤولیت پذیری، دوست یابی و مشارکت در فعالیت های گروهی شده است.
نقش مذهب در کاهش وسواس(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش مذهب بر کاهش علائم اختلال وسواس می پردازد. برای انجام پژوهش حاضر طرح آزمایشی، پیش آزمون ‐ پس آزمون با گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور سی نفر از بیماران مبتلا به اختلال وسواس در شهر مشهد به صورت تصادفی در دسترس انتخاب و در دو گروه، آزمایش (پانزده نفر) و کنترل (پانزده نفر) جایگزین شدند. آزمودنی ها به وسیله پرسشنامه ییل براون در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعداد دوازده جلسه درمان اسلامی برای گروه آزمایش انجام گرفت. جلسات درمانی یک بار در هفته و هر جلسه به مدت یک ساعت و درمجموع دوازده جلسه برگزار شد. تحلیل نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیّری (مانوا) نشان داد که درمان اسلامی در کاهش علائم اختلال وسواس مؤثر است.
معیارهای سلامت روان
حوزههای تخصصی:
آسیب شناسی فرهنگی زنان (با تاکید بر تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیون ایران) از دیدگاه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان سال تحصیلی 86 1385
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی تاثیر تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیون ایران بر آسیبهای فرهنگی زنان از دیدگاه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال تحصیلی86 ـ 1385 اجرا گردید. به همین منظور از تعداد 6575 دانشجوی زن دانشگاه با روش نمونه گیری چند مرحله ای، 380 نفر انتخاب گردیدند. از میان 380 پرسشنامه توزیع شده 366 مورد تکمیل شده و عودت داده شد که همین تعداد در ارزیابی ها مورد استفاده قرار گرفت. ابزار مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای بودکه 49 سؤال بسته پاسخ برای بررسی آسیبهای فرهنگی زنان در 5 محور؛ معیارهای همسرگزینی، روابط اعضای خانواده و به ویژه همسران، بروز خشونت علیه زنان، گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش و توسعه مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی زنان و یک سؤال باز پاسخ داشت. روش تحقیق غالب، توصیفی ـ پیمایشی بود. آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 94/0 به دست آمد که بیانگر اعتبار بالای پرسشنامه بود. تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت، در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، نمودار میانگین و در سطح آمار استنباطی از آزمون T تک متغیره، T هتلینگ، تحلیل واریانس، آزمون توکی و رگرسیون استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که از نظر دانشجویان زن شرکت کننده در پژوهش، تولیدات فرهنگی شبکه های مختلف تلویزیونی ایران بر معیارهای همسرگزینی (با میانگین 56/3)، روابط اعضای خانواده و به ویژه همسران (با میانگین 56/3)، خشونت علیه زنان (با میانگین 74/3)، گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش (با میانگین 97/3) و بر توسعه مشارکتهای اجتماعی و اقتصادی زنان (با میانگین 72/3) تاثیرگذار بوده است. با توجه به ویژگیهای جمعیت شناختی بین دیدگاههای دانشجویان زن در سطح 01/0 برحسب سن، رشته تحصیلی، وضعیت تاهل و شغل در مورد میزان تاثیرگذاری تولیدات فرهنگی بر محورهای پنجگانه آسیب فرهنگی مورد مطالعه، تفاوت معنادار وجود داشت و بیشترین نمره تاثیر بر گرایش زنان به تجملات، مد و آرایش و کمترین نمره به معیارهای همسر گزینی و روابط خانوادگی اختصاص یافت.
یادگیری الکترونیکی و روان شناسی شناختی... فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر با رویکرد کیفی از طریق روش تحلیل استادی، اصول، روش ها، فرصت ها و چالش های یادگیری الکترونیکی با توجه به روان شناسی شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از انجام تحقیق ارائه اصول و روش های کاربردی یادگیری الکترونیکی با توجه به روان شناسی شناختی بوده است. جامعه آماری، منابع مرتبط با یادگیری الکترونیکی و روان شناسی شناختی است که در نشریات و پژوهش های مرتبط با موضوع تحقیق موجود می باشد و نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و بر این اساس از منابع فوق الذکر استفاده گردیده است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری بوده و یافته های حاصل از پژوهش مورد تحلیل کیفی قرار گرفته است که عمده ترین یافته های تحقیق نشان می دهد، یکی از مهم ترین بخش های مرتبط به یادگیری الکترونیکی محتوای آموزشی است و تحقق یا عدم تحقق اهداف آموزشی را از طریق تحلیل محتوا می توان بررسی کرد، یادگیرنده الکترونیکی تمایل دارد، محتوای مورد نظر را متناسب با شیوه دلخواه خود دریافت کند. فعالیت های یادگیری، تمرین ها و مطالعات موردی گوناگون را متناسب با سبک های یادگیری و ویژگی های فردی خود انجام دهد و منابع یادگیری را هماهنگ با سطح شناختی و نیازهای یادگیری خود جستجو و بررسی کند و بر این اساس لازم است ساختارهای مناسب فراهم شود با توجه به اینکه بر اساس روان شناسی شناختی انسان ظرفیت محدود برای پردازش اطلاعات دارد و از دو کانال این پردازش را انجام می دهد و همچنین یادگیری به وسیله پردازش فعال در سیستم حافظه رخ می دهد لازم است از پتانسیل های محیط های الکترونیکی از طریق طراحی محتوای الکترونیکی تعاملی و مبتنی بر چند رسانه ای ها در جهت تقویت یادگیری استفاده شود و از راهبردهایی که به یادگیرندگان در جهت توجه به اطلاعات و بازیابی اطلاعات از حافظه بلند مدت کمک می کند، استفاده کرد که به این منظور استفاده از پیش سازماندهنده ها، الگوهای مفهومی و سؤالات پیش آزمون در جهت تقویت یادگیری توصیه می شود. در ضمن تنوع در نظام ارزشیابی و تأکید بر ارزشیابی تکوینی و مشاهدات تدریجی رفتار جهت ارائه بازخورد و تأکید بر استفاده از فعالیت های یادگیری متنوع با توجه به سبک یادگیری فراگیر و توجه به ارائه اطلاعات با شیوه های گوناگون (دیداری، شنیداری و...) با توجه به تفاوت های فردی یادگیرندگان مورد توجه قرار گرفت.
بررسی مقایسه ای کیفیت زندگی و نگرش مذهب در افراد معتاد / غیر معتاد شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش برای بررسی کیفیت زندگی و نگرش مذهبی افراد معتاد و غیر معتاد شهر کرمان انجام شد. نمونه این پژوهش را200 نفراز دو گروه مردان معتاد و غیر معتاد (هر گروه شامل 100نفر) تشکیل دادند. کیفیت زندگی و نگرش مذهبی این افراد، با استفاده از دو پرسشنامه کیفیت زندگی (36 - SF) و نگرش سنج مذهبی، ارزیابی شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین دو گروه از لحاظ نگرش مذهبی تفاوت معناداری وجود داشت. افراد معتاد در مقایسه با افراد غیر معتاد نگرش مذهبی پایین تری داشتند. بین دو گروه در کیفیت زندگی و خرده مقیاس های آن ها تفاوت معنی داری وجود داشت. افراد معتاد در مقایسه با افراد غیر معتاد کیفیت زندگی پایین تری داشتند. بین نگرش مذهبی و کیفیت زندگی در هر دو گروه مردان معتاد و مردان غیر معتاد همبستگی مثبت معنی داری وجود داشت.
سرزندگی تحصیلی و ادراک از الگوی ارتباطی خانواده؛ نقش واسطه ای خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی اثر واسطهای خودکارآمدی در رابطهی بین ادراک از الگوهای ارتباطی خانواده و سرزندگی تحصیلی بود. در این مطالعه 337 دانش آموز (176 دختر و 161 پسر) در مقطع متوسطهی شهرستان مهریز در سال تحصیلی 91-90 شرکت داشتند که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای تصادفی انتخاب شده بودند. مشارکتکنندگان، پرسشنامهی تجدید نظر شدهی الگوهای ارتباطی خانواده، پرسشنامهی خودکارآمدی و پرسشنامهی سرزندگی تحصیلی را تکمیل نمودند. برای بررسی پایایی این ابزارها از آلفای کرونباخ و برای بررسی روایی آنها از روش تحلیل عامل و همسانی درونی استفاده شد. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که اول، برخی از ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده به صورت مستقیم قدرت پیشبینی سرزندگی تحصیلی را دارند. دوم، برخی از ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده پیشبینیکنندهی مستقیم ابعاد خودکارآمدی هستند. سوم، پس از بررسی ضریب مسیر بدست آمده معلوم شد که خودکارآمدی نقش واسطهای میان جهتگیری گفت و شنود و سرزندگی تحصیلی دارد. یافتهها با توجه به پژوهشهای پیشین به بحث گذاشته شده و پیشنهادهایی به منظور پژوهش بیشتر در این زمینه مطرح شد.
عوامل موثر بر استرس شغلی کارکنان و اعضای هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران ا)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
"هدف اساسی این مطالعه بررسی عوامل موثر بر استرس شغلی کارکنان و اعضای هیات علمی است. این تحیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع زمینه یابی است. جامعه آماری متشکل از کلیه کارکنان و اعضای هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران در سال 84-1383 شامل 1207 نفر کارمند و 606 عضو هیات علمی است. با استفاده از جدول کرجسی ...
بررسی نقش آموزش ضمن خدمت ICDL بر عملکرد کارکنان و معلمان آموزش و پرورش شهر مریوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر، به منظور بررسی نقش دوره آموزشی ضمن خدمت ICDL بر عملکرد فردی، شغلی و سازمانی کارکنان و معلمان آموزش و پرورش شهر مریوان صورت گرفته است. روش تحقیق، پیمایشی و اطلاعات پژوهش از طریق پرسش نامه گردآوری شده است. پرسش نامه از نوع محقق ساخته بسته پاسخ و با طیف پنج تایی لیکرت می باشد. جهت تعیین روایی پرسش نامه از نظر گروه خبرگان استفاده شد. پایایی ابزار پژوهش، با روش آلفای کرونباخ برای مجموع کل سؤالات پرسش نامه 897/0 به دست آمد. جامعه آماری، کلیه کارکنان و معلمان آموزش و پرورش شهر مریوان بودند که از طریق جدول مورگان نمونه ای به اندازه 291 نفر از بین آنها انتخاب شد. برای آزمون فرضیه ها از روش تحلیلی تی تک نمونه و آزمون فرید من استفاده شد. نتایج یافته های پژوهش نشان داد که دوره آموزشیICDL باعث بهبود عملکرد فردی، شغلی و سازمانی کارکنان و معلمان آموزش و پرورش شده است. هم چنین، نرم افزارهای Word و Excel به عنوان کاربردی ترین مهارت ها از نظر کارکنان و معلمان انتخاب شدند. از طرف دیگر بالا بردن دانش رایانه ای و بهبود عملکرد کاری بیشترین اهداف معلمان و کارکنان از گذراندن دوره آموزشی ICDL بود.
اثربخشی مدیریت شناختی رفتاری استرس بر بهزیستی ذهنی زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ناباروری یک رویداد منفی بسیار مهم زندگی است که تاثیرات مخربی روی بهزیستی ذهنی زنان و مردان نابارور می گذارد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری بر میزان بهزیستی ذهنی زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک های زنان و نازایی شهر یزد بود.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه کنترل و پیگیری است. جامعه آماری آن زنان ناباروری بودند که در تابستان 1388به کلینیک های زنان و نازایی شهر یزد مراجعه کرده بودند. 24 زن نابارور با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. گروه درمان به مدت 10 جلسه ی هفتگی تحت مداخله ی مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری قرار گرفتند. گرد آوری داده ها به کمک پرسشنامه سلامت ذهن و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی انجام شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات بهزیستی ذهنی در گروه آزمایش افزایش معنی داری هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری داشته است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی درمان مدیریت استرس به شیوه ی شناختی رفتاری در بهبود بهزیستی ذهنی زنان نابارور می باشد. با توجه به کاهش بهزیستی ذهنی در زنان نابارور و مؤثر بودن مداخله روانی باید توجه جدی به درمان های روان شناختی در این گروه بیماران شود.