فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در ارتباط سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی در کارکنان بیمارستان امیرالمومنین تبریز انجام پذیرفت. روش: پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بیمارستان کلیوی امیرالمومنین شهر تبریز(N=250) می باشد از این تعداد و بر اساس جدول مورگان نمونه ای به حجم 100(55 مرد و 45 زن) نفر و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد و پرسشنامه خستگی مزمن جیسون، پرسشنامه 5عامل شخصیتی نئو و سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت والکر، سی کرست و پندر تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاکی از نقش میانجی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در رابطه سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی دارد و مطابق با یافته های پژوهش، ارتباط سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی از جمله روان رنجوری (583/0)؛ برون گرایی (404/0-)؛ دلپذیربودن(186/0-)؛ تجربه پذیری(383/0-)؛ با وجدان بودن(213/0-) و سبک زندگی سلامت محور(472/0-) می باشد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقش میانجی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در رابطه سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی دارد و اثر سندرم خستگی مزمن با عامل های شخصیتی به صورت مستقیم بوده و سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت به عنوان متغیر میانجی اثرغیرمستقیمی در این ارتباط به وجود آورده است.
بهبود رابطه کلامی دانشجویان درون گرا و با عزت نفس پایین بر اساس خودافشایی و لغات ترغیب کننده استنباط شده از آیات 17 و 18 سوره طه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۱
117 - 132
حوزههای تخصصی:
ارتباط یکی از نیازهای مهم انسان است. دانشجویان هنگام تحصیل و بعد از فراغت برای یافتن شغل مناسب نیازمند مهارت های ارتباطی اند. پژوهش حاضر به منظور تقویت رابطه کلامی دانشجویان، مبتنی بر مهارت های ارتباطی استنباط شده از آیات 17 و 18 سوره طه انجام شد. از بین کلیه دانشجویان پسر مقطع کارشناسی، ابتدا 120 نفر به روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب و سپس 30 نفر با نمرات عزت نفس کمتر، برون گرایی کمتر و روان آزردگی بیشتر برگزیده شدند. این تعداد به شکل تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند و همه آن ها در پیش آزمون شرکت کردند. گروه تجربی دو جلسه آموزش از آموزه های استنباط شده قرآنی دریافت کرد و پس ازآن، هر دو گروه در پس آزمون شرکت کردند. یافته ها در دو مرحله و دو گروه با آزمون t مستقل و وابسته تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که گروه آزمایشی تحت تأثیر آموزش های انجام شده، از رابطه کلامی بیشتری برخوردار شده اند.
تحلیل روان شناختی «مترفین» و «عالمان فاسد» به عنوان دو گروه مرجع در قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل روانشناختی ثروتمندان متمول «مترفین» و عالمان فاسد از منظر قرآن کریم به عنوان دو گروه مرجع است. برای رسیدن به این هدف ابتدا ملاک و معیارهای گروه و گروه مرجع از نگاه علم معاصر تبیین گردید و سپس با روش تحلیل محتوای کیفی، آیات مرتبط با بحث مورد بررسی قرار گرفت، برای این مهم از واژگان مرتبط «تبع»، «اسوه» و «اقتداء» استفاده شد. با توجه به اهمیت دو گروه ثروتمندان و عالمان فاسد و تأثیر به سزای آن ها در جامعه، این دو گروه به عنوان جامعه هدف انتخاب شدند؛ در ادامه با استفاده از روش تفسیر موضوعی، آیات مرتبط با این دو گروه تحلیل و ویژگی های آن ها از قرآن کریم استخراج شد. یافته ها نشان داد ویژگی های مترفین شامل تکرار و اصرار بر راه اشتباه، مقدم دانستن منافع خود بر حق و حقیقت، ارائه منطقی نادرست و لجاجت در مسیر انحراف و ویژگی های عالمان فاسد شامل استفاده از اموال ناحق و نامشروع، جمع آوری ثروت و عدم پرداخت وجوهات شرعی، مسدود کردن راه خدا، تحریف احکام الهی و کتمان حق، به دست آمد.
ترجمه ی بین فرهنگی و روان سنجی پرسش نامه ی 18 سؤالی معنویت در کار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
114-126
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: معنویت در کار موضوعی جدید اما با توسعه ی نظری-علمی محدود در مبحث سازمانی است که اهمیت آن و تأثیرش در بازدهی کاری نیاز به ابزاری مناسب برای سنجش را ضروری می نماید. طولانی بودن و جامع نبودن بعضی از پرسش نامه ها مؤلفان را بر آن داشت تا ترجمه ی بین فرهنگی و روان سنجی ابزار استاندارد جامع معنویت در کار را انجام دهند. روش کار: در این مطالعه ی توصیفی-مقطعی، ابزار استاندارد معنویت در کار برگرفته از مطالعه ی وال کینجرسکی انتخاب شد. مراحل ترجمه و بازترجمه ی آن از انگلیسی به فارسی و انطباق فرهنگی بر اساس الگوی وایلد و به روش ترجمه ی بازگشتی انجام شد. روایی صوری از طریق 10 متخصص و 18 نفر از نمونه های در دسترس؛ و پایایی پرسش نامه برای 393 نفر از کارکنان خدمات مراقبتی بررسی و تعیین شد. روایی سازه با حجم نمونه ی 268 نفر و از طریق آزمون تحلیل عاملی انجام شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: فرایند ترجمه و روان سنجی پرسش نامه ی معنویت در کار با 18 سؤال مطلوب گزارش شد. برای تعیین روایی سازه، تحلیل مؤلفه های اصلی با اس تفاده از روش دوران واریماکس صورت گرفت که 31/70 درصد از واریانس ک ل به کمک دو عامل تبیین؛ و روایی صوری مناسب گزارش شد. در بررسی پایایی پرسش نامه ی ترجمه شده به فارسی با استفاده از روش ثبات داخلی ابزار، ضریب آلفای کرونباخ 96 درصد محاسبه شد که برای زیرمقیاس ها از 78 تا 91 درصد متغیّر بود. علاوه براین، بین خرده مقیاس های غوطه ور شدن در کار، تجربه ی عرفانی، ارتباط معنوی و حس اجتماعی بودن همبستگی بالایی (82/0-97/0) وجود داشت. نتیجه گیری: پرسش نامه ی یادشده همسانی درونی مناسبی داشت و همبستگی بالا بین خرده مقیاس ها نشان می دهد انطباق فرهنگی مطلوبی در ترجمه ی پرسش نامه وجود داشت. پرسش نامه ی معنویت در کار که هدف آن ارزیابی تجربه ی معنویت در کار از جنبه های مختلف بر پایه ی تجربیات افراد از معنویت در محل کار است دارای روایی سازه و صوری مناسبی بود.
حد مجاز مصرف الکل برای سلامت انسان چقدر است؟(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
«یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ کَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْنَفْعِهِما» ای پیغمبر درباره ی شراب و قمار از تو می پرسند، بگو در آنها گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است و گناهانش از سودشان فراتر است
نقش میانجی عزّت نفس سازمانی در رابطه ی بین نگرش مذهبی و پرخاشگری کارکنان دستگاه های اجرایی شهر خاش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
101-111
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: پرخاشگری به طور عمده به پیامدهای مهم نهادی و فردی مرتبط است. هدف از این مطالعه بررسی نقش میانجی گری عزّت نفس سازمانی در رابطه ی بین نگرش مذهبی و پرخاشگری کارکنان دستگاه های اجرایی شهرستان خاش است. روش کار: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی با روش تحلیل مسیر است. جامعه ی آماری شامل تمام کارکنان (5000 نفر) ادارات شهرستان خاش در سال 1396 بود. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 355 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از سه پرسش نامه ی پرخاشگری، عزّت نفس سازمانی و نگرش مذهبی استفاده شد. همچنین، برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مربعات جزئی؛ و برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد ضریب معنی داری مسیر بین نگرش مذهبی و پرخاشگری 449/12؛ و ضریب معنی داری مسیر بین نگرش مذهبی و عزّت نفس سازمانی 498/3 بود که بزرگ تر از 96/1 برآورد شدند. ضریب معنی داری مسیر بین عزّت نفس سازمانی و پرخاشگری نیز 544/1 بود که کوچک تر از 96/1 برآورد شد. بنابراین می توان گفت نگرش مذهبی بر پرخاشگری از طریق متغیّر میانجی عزّت نفس سازمانی تأثیر نمی گذارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، نگرش مذهبی از راه افزایش عزّت نفس سازمانی موجب کاهش پرخاشگری می شود. بنابراین، پیشنهاد می شود با آموزش های مناسب و مستمر در زمینه ی افزایش آگاهی های مذهبی کارکنان اجرایی، تلاش شود تا از این رهگذر بتوان آینده یی موفق و سالم برای افراد و در نهایت جامعه ترسیم کرد.
راهکارهای غیرکلامی در تأمین نیازهای عاطفی همسران با توجه به منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
روابط غیرکلامی یکی از راهکارهایی ارتباطی است که اثر بسزایی در تقویت روابط زوجین دارد. در آموزه های اسلامی به روابط غیرکلامی همسران توجه شده است. هدف این پژوهش تدوین روابط موثر غیرکلامی همسران بر اساس منابع اسلامی است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی بوده است. یافته ها نشان می دهد که چهره بشاش، تبسم، همنشینی و صمیمیت بدنی و بصری، هدیه دادن، استقبال از همسر، تفریح و مسافرت، کمک در کارهای خانه، گوش دادن فعال، آراستگی، کنترل خشم و بایسته های غیرکلامی در رابطه جنسی همسران، از جمله راهکارهای مؤثر غیرکلامی در تأمین نیازهای عاطفی همسران از منظر منابع اسلامی است.
اثر بخشی مداخله مبتنی بر مدل خود مراقبتی اطلاعاتی-انگیزشی-مهارت های رفتاری بر کیفیت زندگی دانش آموزان مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیابت بیماری مزمنی است که پایبندی به آن نیازمند پذیرش و مراقبت است، بنابراین برافزایش دانش دیابت و همچنین افزایش انگیزه ی بیماران برای مراقبت از خود توصیه می شود. این پژوهش نیز در همین راستا با هدف بررسی اثر مدل خود مراقبتی اطلاعاتی- انگیزشی - مهارت های رفتاری بر کیفیت زندگی دانش آموزان مبتلا به دیابت صورت گرفته است. پژوهش حاضر یک تحقیق کاربردی و شبه آزمایشی با طرح «پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل» و جامعه ی آماری متشکل از کودکان و نوجوانان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مرکز دیابت شهر یزد می باشد. نمونه ی آماری شامل تعدادی از کودکان و نوجوانان 17-10 ساله که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، می باشد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ی کیفیت زندگی می باشد. داده ها در این پژوهش به روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند و بین میانگین نمرات کیفیت زندگی بر حسب عضویت گروهی تفاوت معناداری وجود داشت. و مداخله موجب بهبود کیفیت زندگی دانش آموزان با میزان تاثیر 6/23 درصد شده است. با توجه به اینکه اطلاعات، انگیزه ی بیمار و همچنین مهارت های رفتاری وی بر بهبود زندگی او مؤثر هستند، می توان از طریق کاربرد مدل خود مراقبتی اطلاعاتی- انگیزشی- مهارت های رفتاری به آنها کمک کرد تا به کیفیت مورد نظر خود برای زندگی دست یابند.
نقش معنویت و بخشش در علائم روان شناختی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی سالهای اخیر پژوهش های علت شناسی نقش ابعاد زیستی- روانی- اجتماعی و معنوی را در بروز و تشدید بیماری های قلبی عروقی بیش از پیش مورد تاکید قرار داده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش معنویت و بخشش در علائم روان شناختی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که در آن 96 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان های اصفهان و کلینیک های پزشکی با تشخیص عروق کرونر قلب درسال1396، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه گرایش های معنوی (شریفی و مهرابی)، پرسشنامه بخشش (ورثینگتون، هوک و ویتولیت) وفرم کوتاه پرسشنامه علایم روانشناختی (دورا) استفاده گردید. تحلیل داده ها با روش های آماری پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به شیوه گام به گام انجام شد. نتایج نشان داد بین ابعاد معنویت و علائم روان شناختی همبستگی منفی وجود دارد. در زیر مقیاس های علائم روان شناختی با ابعاد باورهای معنوی، احساس کسب معنویت، خودشکوفایی معنوی و فعالیت های اجتماعی و مذهبی رابطه منفی مشاهده شد. همچنین در زیر مقیاس های علائم روان شناختی با ابعاد گذشت هیجانی و تصمیمی نیز رابطه منفی مشاهده شد. نتایج نشان داد متغیرهای معنویت و بخشش پیش بینی کنندهای معناداری برای کاهش علائم روان شناختی بودند. با الهام از یافته ها می توان ازبرنامه های آموزشی مبتنی بر معنویت و بخشش برای ارتقای سلامت روان در بیماران کرونری قلب بهره برد.
اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری های تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی در سندرم پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
134 - 152
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری های تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی در سندرم پیش از قاعدگی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مرکز سلامت دولت آباد در نیمه دوم سال 1396 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفت. سپس گروه آزمایش در 8 جلسه تحت آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (RSPWB-SF) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) استفاده شد و داده های حاصل از اجرای پژوهش از طریق تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش دشواری های تنظیم هیجان و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشت. همچنین آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش بهزیستی روان شناختی و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مفید، جهت افزایش بهزیستی روان شناختی و کاهش دشواری تنظیم هیجان زنان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی بکار رود.
بررسی نگرش مذهبی در دانشجویان سال اول و آخر رشته ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و رابطه ی آن با عزّت نفس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: نگرش مذهبی و عزّت نفس مقوله هایی هستند که در تمام جنبه های زندگی بشر تأثیر بسزایی دارند و پژوهش های بسیاری دراین باره انجام شده است. این مطالعه با هدف بررسی نگرش مذهبی و عزّت نفس در دانشجویان رشته ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و رابطه ی بین این دو متغیّر صورت گرفته است. روش کار: در این مطالعه ی توصیفی-تحلیلی، 197 نفر از دانشجویان سال اول و آخر رشته ی پزشکی به روش تمام شماری، انتخاب و بررسی شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های استاندارد نگرش سنج مذهبی گلریز و براهنی و عزّت نفس روزنبرگ جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی و من ویتنی انجام شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: میانگین سن دانشجویان سال اول 94/0±93/18 و سال آخر 28/1±59/24؛ و میانگین نمره ی نگرش مذهبی و عزّت نفس دانشجویان از حداکثر 100 و 40 به ترتیب 56/10±42/60 و 92/5 ± 51/26 بود. علاوه براین، میانگین و انحراف معیار نمرات نگرش مذهبی دانشجویان سال اول و آخر پزشکی نیز به ترتیب 01/10±39/63 و 35/10±55/57 بود که این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود (001/0>p). همچنین میانگین و انحراف معیار نمرات عزّت نفس دانشجویان سال اول و آخر پزشکی به ترتیب 14/6±58/26 و 71/5±43/26 بود که این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود (85/0=p). ضریب همبستگی پیرسون نیز نشان داد که بین نگرش مذهبی و عزّت نفس رابطه ی مثبت معنی دار (156/0 = rو 032/0 = p)؛ و بین نگرش مذهبی و سن رابطه ی منفی و معنی داری وجود داشت (293/0- = r و 001/0 = p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میزان نگرش مذهبی دانشجویان پزشکی در بدو ورود به دانشگاه بسیار زیاد بود اما در پایان تحصیل کاهش یافته بود. ازاین رو، شناسایی عوامل کاهش دهنده ی نگرش مذهبی دانشجویان و اجرای برنامه های راهبردی می تواند زمینه ی تقویت باورهای دینی را فراهم کند.
بررسی نقش سبک زندگی اسلامی در رابطه ی بین تنظیم شناختی-هیجانی و وابستگی به تلفن همراه در دختران نوجوان شهر کرمانشاه در سال 1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
84-95
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: استفاده از تلفن همراه در سال های اخیر به جزء جدایی ناپذیر زندگی تبدیل شده است. با وجود کاربردهای مفید تلفن همراه، استفاده ی بیش ازحد و مداوم از آن موجب وابستگی و آسیب به افراد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک زندگی اسلامی در رابطه ی بین تنظیم شناختی-هیجانی و وابستگی به تلفن همراه در دختران نوجوان انجام شد. روش کار: این پژوهش مطالعه یی توصیفی-مقطعی و از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان دختر سطح دومِ دور ه ی متوسطه ی شهر کرمانشاه بود که 400 نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ییِ چندمرحله یی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، آزمون شونده ها به مقیاس های نقش سبک زندگی اسلامی (LLST)، تنظیم شناختی/هیجانی (CERQ) و استفاده ی آسیب زا از تلفن همراه (COS) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته ها نشان داد که تنظیم شناختی/هیجانی و سبک زندگی اسلامی پیش بینی کننده های خوبی برای اعتیاد به تلفن همراه محسوب می شوند. همچنین، بر اساس یافته های مدل یابی معادلات ساختاری روابط علّی معنادار و مثبت بین تنظیم شناختی/هیجانی، سبک زندگی اسلامی و اعتیاد به تلفن همراه وجود داشت و نقش سبک زندگی اسلامی در رابطه ی بین تنظیم شناختی/هیجانی و اعتیاد به تلفن همراه تأیید شد. نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده ی این است که به کارگیری سبک زندگی اسلامی، راهبرد مقابله یی با تنظیم شناختی/هیجانیِ منفی است که به پیشگیری از اعتیاد به تلفن همراه منجر خواهد شد.
بررسی رابطه ی بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی با سلامت معنوی در مادران دارای کودک کم توان ذهنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
37-49
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: ناتوانی ذهنی کودک می تواند بر سلامت مادر که اصلی ترین مراقب وی است، تأثیر منفی داشته باشد. سلامت معنوی یکی از ابعاد سلامت است که اخیراً توجه محققان را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بهزیستی روان شناختی و ابعاد کیفیت زندگی با سلامت معنوی در مادران دارای کودک کم توان ذهنی شهر رشت صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. برای انجام این پژوهش 150 مادر دارای کودک کم توان ذهنی که فرزندانشان در مدرسه ی کم توان ذهنی شهر رشت در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند، به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از توجیه، به ابزارهای پژوهش که شامل مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (PWBS)، پرسش نامه ی کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس سلامت معنوی (SWB) بود، پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده، بین بهزیستی روان شناختی با سلامت معنوی ارتباط مثبت و معناداری وجود داشت (76/0=r و 01/0>P) و نیز مشخص شد که بین ابعاد کیفیت زندگی و سلامت معنوی شامل سلامت جسمانی با سلامت معنوی (65/0 = r و 01/0>P)، سلامت روانی با سلامت معنوی (83/0-=r و 01/0>P)، روابط اجتماعی با سلامت معنوی (57/0=r و 01/0>P) و سلامت محیطی با سلامت معنوی (67/0r= و 01/0>P) رابطه ی مثبت معناداری وجود داشت. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان دهنده ی این بود که سلامت معنوی مادران دارای کودک کم توان ذهنی بر اساس بهزیستی روان شناختی و ابعاد کیفیت زندگی پیش بینی شدنی است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که سلامت معنوی افراد با بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی در ارتباط است. ازاین رو، با افزایش سطح سلامت معنوی از طریق آموزش ها و مداخلات لازم می توان کیفیت زندگی و بهزیستی روان شناختی مادران و مراقبان کودکان کم توان ذهنی را افزایش داد.
کاربرد روش شناسی های گفتمانی در پژوهش های روانشناسی سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات روانشناختی در ایران رشدی یک سویه داشته است و فضای پژوهشگری در آن ازجهت هستی شناختی در واقع گرایی خام و از جهت معرفت شناسی در اثبات گرایی کورکورانه باقی مانده است و به معرفت شناسی های متاخرتر مانند برساخت گرایی اجتماعی و روش های گفتمانی کمتر پرداخته شده است. اهداف کلی این پژوهش عبارت است از: (1) توصیف مسائل روش شناختی در رویکردهای گفتمانی؛ و (2) شیوه اجرای روش های گفتمانی در روانشناسی سلامت. مفهوم گفتمان برخاسته از انتقاد به ایده آل عینیت یا در بعدی کلی تر انتقاد از تکیه کردن بر تجربه گرایی صرف در تعریف و تمیز علم از غیر علم است. اتکا بر عینی نگری و تجربی نگری از جهات مختلف با ویژگی های ذهن مانند میل به هماهنگی شناختی و قصدمندی ناهمخوان است. رویکردهای گفتمانی در روانشناسی سلامت بهتر می توانند پدیده هایی مانند عدم تبعیت از برنامه درمانی، تعریف بیماری و سلامتی و رابطه مسولیت پذیری در مراقبت های سلامتی را تبیین کنند. رویکردهای گفتمانی هم می توانند نشان دهند چگونه گفتمان های اجتماعی و مرتبط با قدرت علمی و اجتماعی، سلامتی و مسولیت در سلامتی را تعریف کنند و همین طور از طریق تحلیل مکالمات، شناسایی کنش های گفتاری، شناسایی خزانه های واژگان تفسیری و شناسایی راهبردهای گفتمانی دلایل مشکلاتی مانند عدم تبعیت از برنامه درمانی و اختلاف فهم بیمار و متخصصین سلامت را بکاوند. رویکردهای گفتمانی، حقیقت سلامت را از منظر زبانی بررسی می کنند و می توانند جهت گیری های افراد درباره پذیرش مداخلات یا مقاومت در برابر رعایت برنامه مداخله و درمان را تبیین کنند. بنابراین رویکرهای گفتمانی در روانشناسی سلامت می توانند به روانشناسان سلامت کمک کنند تا روش های بهتری را برای مراقبت از سلامتی پیدا کنند و بینش های جدیدی را درباره اینکه مراجعان چطور مفاهیم سلامت و بیماری را با زبان بر می سازند، به دست دهند.
بررسی کیفی فرایند بهبودی در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبودی فرایندی است که فرد از طریق آن سلامت و بهداشت خود را ارتقاء می دهد، به صورت مستقل و معنی دار زندگی می کند و در جامعه ای خارج از سیستم بهداشت روان مشارکت می کند. تمرکز بر درمان های زیستی و دارودرمانی موجب غفلت از توجه به عوامل غیر زیستی مؤثر بر بهبودی و برنامه ریزی جهت اصلاح آن شده است. پژوهش حاضر با هدف ایجاد مدلی جامع و یکپارچه برای تسهیل کننده های بهبودی در اختلال دوقطبی صورت گرفت. این پژوهش کیفی و از نوع نظریه زمینه ای بود. شرکت کنندگان ۳۱ نفر از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بهبودیافته بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با روش مثلث سازی (مصاحبه نیمه ساختاریافته، مصاحبه روایتی و مصاحبه با عضو آگاه خانواده) صورت گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش نظام مند استروس و کربین استفاده شد. مدل استخراج شده شامل شرایط علی، میانجی، راهبردها و پیامدهای بهبودی در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی است. مقوله های استخراج شده شامل علل فردی (کم حساسیتی نسبت به انگ اختلال، نگرش مثبت، سبک زندگی فعال، معنویت گرایی متعادل، ادراک صمیمیت، منبع کنترل درونی)، خانوادگی (جو خانوادگی مثبت و آگاهی و مشارکت خانواده) و اجتماعی (حمایت اجتماعی، تصویر مثبت از اجتماع، ادراک عدالت، اندک بودن انگ اجتماعی، اشتغال و شبکه های اجتماعی) بود. این یافته می تواند گامی در جهت چند بعدی شدن درمان اختلال دوقطبی و تمرکز بر جنبه های غیر زیستی آن باشد .
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ترس از پیشرفت بیماری و پریشانی روان شناختی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هشتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۳۰)
117 - 132
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آرتریت روماتویید یک بیماری خودایمنی التهابی مزمن پیش رونده است که میزان شیوع آن در جهان 5/0 تا 4/2 درصد برآورد شده است. در این مطالعه تاثیر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ترس از پیشرفت بیماری و پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید مورد بررسی قرار گرفت. روش: این مطالعه نیمه تجربی و از نوع کارآزمایی بالینی، با 30 نفر بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید که به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام 15 نفر) قرار گرفتند، انجام شد. مداخله به صورت گروهی و هفتگی به مدت یک و نیم ساعت در گروه آزمایش اعمال شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه پریشانی روان شناختی (DASS) و ترس از پیشرفت بیماری جمع آوری شدند. تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS-21 و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی صورت گرفت. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد در دو گروه میانگین افسردگی و استرس از پیشرفت بیماری دارای تفاوت معنادار (05/0P>) و اضطراب بدون تفاوت بود (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد تفاوت میانگین بین نمره های استرس، افسردگی و ترس از پیشرفت بیماری در مراحل پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش معنادار است (01/0>P). نتیجه گیری: یافته ها بیانگر تاثیر آموزش تعهد و پذیرش بر پریشانی روان شناختی و ترس از پیشرفت بیماری در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید بود؛ بنابراین می توان از این درمان به عنوان یک درمان مکمل در کنار دارودرمانی برای بهبود زندگی این بیماران استفاده کرد.
اثربخشی آخرت باوری به صورت بحث گروهی بر پایبندی مذهبی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آخرت باوری پس از توحید دومین اصلی است که همه ادیان الهی به ویژه اسلام، انسان ها را بدان دعوت کرده اند. این باور نقش مهمی در پایبندی مذهبی انسان ها دارد. آموزش آخرت باوری در نوجوانی که دوره شکوفایی عقل و دین و از سویی دوره طغیان غرایز است، اهمیت بیشتری دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آخرت باوری به صورت بحث گروهی بر پایبندی مذهبی نوجوانان است. پس از ساخت بسته آموزشی آخرت باوری، ۴۰ نفر از دانش آموزان پسر سوم دبیرستانی شهر قزوین، به شیوه تصادفی خوشه ای، نمونه گیری شدند و پس از تشکیل گروه آزمایش و کنترل، پیش آزمون پایبندی مذهبی برای هردو گروه اجرا شد. آموزش بسته آموزشی آخرت باوری به صورت بحث گروهی برای گروه آزمایش انجام و پس آزمون پایبندی مذهبی روی هر دو گروه اجرا شد. طرح پژوهشی بکار رفته، تحلیل داده ها برای مسائل مربوط به دو مجموعه از اندازه های وابسته بود و داده ها به کمک آزمون آماری کالموگروف - اسمیرنوف و U مان - ویتنی، تجزیه وتحلیل شد. یافته های پژوهش نشانگر اثربخشی آموزش آخرت باوری به صورت بحث گروهی بر افزایش پایبندی مذهبی و کاهش ناپایبندی و دوسوگرایی مذهبی نوجوانان بود.
بایدهای اخلاقی سه گانه در فرایند مشاوره از چشم انداز آموزه های اسلامی و دانش روان شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۱
101 - 116
حوزههای تخصصی:
رعایت هنجارهای اخلاقی از مهم ترین عوامل مصونیت بخش فرایند مشاوره است. برخی از بایدها و اصول اخلاقی به دلیل نقش سازنده و اساسی که در فرایند مشاوره دارند در اولویت بوده و رعایت آن ها باعث ایجاد اعتماد در مراجع و باعث افزایش موفقیت در فرایند مشاوره می شود. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مهم ترین بایدهای اخلاقی در فرایند مشاوره انجام شده است. سؤال اساسی این است که مهم ترین بایدهای اخلاقی در فرایند مشاوره چیست و چه فوایدی دارد؟ در پژوهش حاضر از روش توصیفی تحلیلی و اجتهادی بهره گرفته شده و آموزه های اخلاقی سه گانه که می تواند نقش سازنده و مهمی در فرایند مشاوره داشته باشد، بررسی شده است. با بررسی اصول اخلاقی قابل استنباط از آموزه های اسلامی در فرایند مشاوره، می توان ادعا کرد که برخی از اصول اخلاقی نقش بنیادین و محوری در فرایند مشاوره دارند؛ به گونه ای که بدون التزام به این اصول اخلاقی، فرایند مشاوره با چالش ها و آسیب های جدی روبرو خواهد شد. پرواپیشگی، عفاف و صداقت، ازجمله اصول مهم در فرایند مشاوره است. رعایت این اصول و بایدهای اخلاقی سه گانه، می تواند مشاور را از غلتیدن در بسیاری از چالش ها مصونیت بخشد و می تواند زمینه ساز ایجاد اعتماد و امنیت روانی در مراجع باشد.
رابطه سرمایه روان شناختی و احساس امنیت روان شناختی معلمان با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه سرمایه روان شناختی و احساس امنیت روان شناختی معلمان با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در سال تحصیلی 98-97 انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان و دانش آموزان دبیرستان دوره دوم پسرانه منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران بودند که از میان آنها 50 معلم و 184 دانش آموز به شیوه نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از 3 پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز، امنیت روانشناختی ادمونسون و پیشرفت تحصیلی ساعتچی استفاده شد. تحلیل داده ها توسط آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها نشان دادند که سرمایه روان شناختی و احساس امنیت روانشناختی معلمان با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری دارند. به طور کلی یافته ها نشان دادند که سرمایه روان شناختی و احساس امنیت روان شناختی معلمان توان پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را دارند. بنابراین می توان گفت که افزایش سرمایه روان شناختی و احساس امنیت روان شناختی معلمان می تواند موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شود.