هدف: با توجه به نادر بودن پسیکوز القایی در بیماران مبتلا به اختلال خلقی دو قطبی و غیرمعمول بودن هذیان بزرگ منشی در جنون القایی، موردی از نشانگان مانیای پسیکوتیک اشتراکی در این مقاله ارایه می شود.
روش: دو خواهر 26 و 21 ساله که به ترتیب و با فاصله سه روز دچار علایم خلقی و پسیکوتیک شده و به اورژانس یک بیمارستان روان پزشکی آورده شده بودند، تحت درمان قرار گرفتند. ارزیابی تشخیصی به وسیله دو روان پزشک انجام شد و بررسی های آزمایشگاهی، تصویربرداری مغزی و الکتروآنسفالوگرافی صورت گرفت. پیگیری آنها تا چهار ماه ادامه یافت.
یافته ها: تشخیص در هر دو مورد بر اساس معیارهای DSM-IV، اختلال دو قطبی نوع یک در دوره مانیا و با ویژگی های پسیکوتیک بود. هذیان های مذهبی و بزرگ منشی به طور مشترک، هذیان گزند و آسیب در خواهر بزرگتر و توهم شنوایی در خواهر کوچکتر وجود داشت.
نتیجه گیری: ملاک های تشخیصی رایج برای شمول علایم روانی مختلف اشتراکی، مانند علایم مانیا، نیاز به بازبینی دارند. برای ارزیابی اعتبار این تشخیص ها انجام بررسی های طولی پیشنهاد می شود.
به منظور انجام این بررسی دو گروه از کودکان عادی و مبتلا به اختلالات یادگیری که در مدارس عاری تحصیل کرده و بر اساس سن و جنس همتا شده و دارای هوش بهر طبیعی بودند از طریق مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی (گرشام والیوت 1990) مورد مقایسه قرار گرفتند این مقیاس دارای دو فرم ویژه ارزیابی والدین و معلمان است . یافته ها نشان می دهد که مهارت های اجتماعی و مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری و عادی بر اساس ارزیابی معلمان تفاوت معنی دار ندارد اما والدین کودکان عادی را در زمینه کسب مهارت های اجتماعی در خانه بهتر از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ارزیابی کرده اند و میانگین نمرات کودکان عادی در زمینه همکار ی و مسئولیت پذیری به طور معنی دار بیشتر از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری بوده است . افزون بر این کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری بیشتر از کودکان عادی در خانه داری مشکلات رفتاری هستند و این وضعیت در سه عامل مشکلات رفتاری شامل رفتارهای درونزا و برونزا و پر تحرکی دیده شده است به نظر می رسد کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری در محیط مدرسه عادی مشکلات رفتاری بیشتری از کودکان عادی ندارد و در محیط مدرسه از مهارت اجتماعی کافی برخودارند اما در محیط خانه دارای کاستی مهارت های اجتماعی و رفتار نامناسب هستند.
هدف: در پژوهش حاضر، بینش شناختی بیماران روانی در ابعاد چندگانه سنجیده شده است.
روش: نمونه این مطالعه را بیمارانی تشکیل داده اند که بر اساس معیارهای DSM-IV تشخیص اسکیزوفرنیا، اسکیزوافکتیو، اختلال دو قطبی، اختلال افسردگی اساسی با سیمایه روان پریشانه یا اختلال افسردگی اساسی بدون سیمایه روان پریشانه را دریافت کرده بودند. سنجش به وسیله مقیاس سنجش کلی (GAS) و مقیاس آگاهی از بیماری روانی (SUMD) صورت گرفته است.
یافته ها: نتایج نشانگر این است که بینش ضعیف، ویژگی رایج اسکیزوفرنیا می باشد و نقایص خود آگاهی در بیماران دچار اسکیزوفرنیا شدید و فراگیر است. بیماران دچار اسکیزوفرنیا در مقایسه با دیگر گروه ها کارکرد ضعیفی نشان دادند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر با یافته های پژوهش های دیگری که نقایص خودآگاهی را پیامد نقایص عصب - روان شناختی می دانند، همسوست.
هدف: هدف از این تحقیق، بررسی رابطه بین روان پریشی گرایی، استقلال – وابستگی میدانی و تداعی لغات (خلاقیت) بود.
روش: بدین منظور، از میان دانشجویان دانشگاه اصفهان، 50 پسر و 60 دختر در دو مرحله با روش خوشه ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. برای بررسی سبک شناختی استقلال – وابستگی میدانی ادراکی دانشجویان، از پرسشنامه روان پریشی گرایی، و برای ارزیابی خلاقیت از آزمون تداعی لغات (GEFT) آزمون مجموعه اشکال پنهان شده استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین نمرات روان پریشی گرایی و تداعی لغات (خلاقیت)، رابطه منفی معنی دار وجود دارد ولی بین استقلال - وابستگی میدانی و تداعی لغات رابطه معنی دار نبود. همچنین میانگین نمرات تداعی لغات (خلاقیت) در دختران و پسران دانشجو به طور معناداری متفاوت بود که نشان دهنده برتری پسران نسبت به دختران در این زمینه بود و تفاوت بین میانگین نمرات استقلال - وابستگی میدانی و روان پریشی گرایی دختران و پسران دانشجو معنی دار نبود.
نتیجه گیری: شناسایی وجوه متفاوت ویژگیهای شخصیتی و شناختی افراد خلاق از اهمیت خاصی برخوردار است و بر اساس نقاط ضعف و قوت آنان باید برنامهها و امکانات آموزشی مناسب تدوین شود.
هدف:هدف این مطالعه، بررسی کتاب سنجی وضعیت پژوهش ها در حوزه خواب در ایران و مقایسه آن با چند کشور دیگر است.
روش: این ارزیابی براساس جست و جو در بانک های اطلاعاتی داخلی و بین المللی، شامل بانک اطلاعات پژوهش بهداشت روان کشور(IranPsych) و بانک راهنمای مقالات علوم پزشکی ایران(IranMedex) و دو بانک Medline وPsychInfo انجام شد. دوره زمانی مورد نظر در بانک های داخلی، از اولین سال پوشش اطلاعاتی تا پایان سال 1382 و در بانک های بین المللی، از ابتدای سال 1983 تا پایان سال 2002 بود. راهبرد اصلی برای پیدا کردن مقالات، جست وجوی کلمات کلیدی مرتبط با موضوع خواب به دو زبان فارسی و انگلیسی در عناوین مقالات و نام ایران و شهر های دانشگاهی اصلی کشور در آدرس مقالات بود. شاخص های ارزیابی شامل تعداد کل مقالات، تعداد مقالات برحسب سال، نوع مقاله و طبقه بندی موضوعی و نسبت مقالات خواب به کل مقالات بود. برخی شاخص ها با موارد مشابه در کشورهای مصر، ترکیه و ایالات متحده مقایسه شدند.
یافته ها: در دوره زمانی این بررسی، در بانک های اطلاعاتی Medline وPsychInfo از کشور ایران هیچ پژوهشی با موضوع خواب وجود نداشت و در این زمینه ما از کشورهای مصر و ترکیه عقب تر بودیم. در بررسی بانک های اطلاعاتی داخلی، تعداد کل مقالات در هر دو بانک، فقط 22 مقاله بود. درصد مقالات خواب به کل مقالات در بانکIranPsych ، 31/0 درصد و در بانک IranMedex ،13/0 درصد است.
نتیجه گیری: پژوهش در حیطه خواب، به دلایل مختلف مورد کم توجهی واقع شده است. دستیابی به وضعیت مطلوب تر در این زمینه، نیازمند توجه بیشتر پژوهشگران به موضوع خواب و فراهم آوردن امکانات و تجهیزات اختصاصی است.