ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۲۱ تا ۴٬۴۴۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۴۴۲۴.

خاستگاه تاریخى و روش‏شناختى فلسفه دین هیوم

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید دکارت تا کانت تجربه باوری انگلیسی (قرن 17)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
تعداد بازدید : ۵۷۲۶
مطالعات هیوم در فلسفه دین، در پى سنجش دلایل اقامه شده بر درستى عقاید دینى و بررسى علل پدیده‏اى به نام دین، در تاریخ و اجتماع است. وى براى انجام این دو کار، در اغلب مواقع، روش تحقیق واحدى را به کار گرفته، آن را «استدلال آزمایشى» و یا «استنتاج علّى» نامیده است. علت استفاده هیوم از این روش، تجربه‏باورى اوست. وى معتقد است داورى درباره همه امور واقع، از جمله مؤلفه‏هاى باور دینى، همانند باور به وجود خدا یا به‏وقوع معجزات، باید به روش استنتاج علّى صورت گیرد. مسائلى را که هیوم در فلسفه دین مورد بررسى قرار داده، از یکسو تحت‏تأثیر این دیدگاه روش‏شناختى است و از سوى دیگر به اقتضاى موقعیت خاص تاریخى زمان اوست؛ زیرا در روزگار هیوم، دین‏طبیعى یا عقلانى و به ویژه مباحث خاصى همچون: برهان نظم و برهان معجزه، موردتوجه اندیشمندان بوده است. بر این اساس هیوم این‏گونه مباحث را در اولویت تحقیقات خود در قلمرو فلسفه دین قرار داده است.
۴۴۲۸.

امکان شناخت و فهم یقینى از دین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۳۲۵۳
مقاله حاضر، کوشش مختصرى است جهت پاسخ به برخى پرسشهاى بنیادین و مبنائى در حوزه معرفت دینى. پرسشهاى اصلى که نوشتار حاضر در صدد پاسخگویى به آنها مى‏باشد، عبارت است از این که: 1ـ آیا فهم و شناخت یقینى از دین امکان‏پذیر است؟ 2ـ آیا نفس الامر و حاق دین، قابل دسترسى است؟ 3ـ آیا شریعت عریان قابل وصول است؟ 4ـ و آیا... اینها سؤالاتى است که در صورت پاسخ آنها، خیلى از شبهات و مسائل حساس در زمینه دین و معرفت دینى برطرف خواهد شد. از اینرو جهت پاسخ به سؤالات یاد شده، نخست لازم است اشاره‏اى هر چند گذرا به مباحث عام معرفت‏شناسى (امکان معرفت یقینى، انواع یقین، انواع شناخت، معیار صحت و سقم آنها و...) داشته باشیم. سپس با تحلیل معارف دینى و انواع آنها، به پاسخهاى اصلى دست یابیم. در معرفت دینى به این نتیجه رسیدیم که: اولاً، در تمامى آموزه‏هاى دینى، قابلیت فهم و شناخت یقینى وجود دارد. ثانیا، در برخى معارف دینى، فهم یقینى از نوع منطقى نیز قابل تحقق است و در برخى دیگر، صرفا یقین روان‏شناختى بدست مى‏آید. ثالثا، با اثبات امکان یقین در معرفت دینى، واقع‏نمایى و معقولیت دین و گزاره‏هاى دینى نیز اثبات مى‏گردد. رابعا، وقتى فهم یقینى از دین امکان دارد، این نشان از معنادارى گزاره‏هاى دینى است. خامسا، وقتى گزاره‏هاى دینى معنادار، قابل فهم و یقین‏آور بود، به این نتیجه مى‏رسیم که ساختار زبانى گزاره‏هاى دینى، متناسب با مکانیزم فهم عرف عقلا مى‏باشد.
۴۴۳۰.

توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) سایر جریان ها پراگماتیسم
تعداد بازدید : ۲۷۱۹۹
چکیده در این جستار با اشاره به اختلاف دیدگاه‏ها در تفسیر ایمان، نظریه ویلیام جیمز در تفسیر و توجیه ایمان در سه بخش مبانى فکرى، چارچوب کلى و اراده معطوف به باور دنبال شده است. با توجه به دیدگاه جیمز در پراگماتیسم و نگرش به انسان به عنوان موجودى که صرفا عقلانى نیست، شکل اصیل دین را نیز بُعد عاطفى آن مى‏داند. وى در ضمن مقدماتى چند براى توجیه ایمان (با وجود فقدان شواهد کافى)، اراده معطوف به باور را کافى مى‏داند.
۴۴۳۲.

هرمنوتیک و تأثیر آن بر فهم متون دینى

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۹۷
هرمنوتیک را مى‏توان با عنوان فشرده «دانش تفسیر متون» معرفى نمود. علم هرمنوتیک براى رشته‏هایى که با متون دینى سروکار دارند، اهمیت بسزایى دارد.در این مقاله ابتدا با تعریفى اجمالى از هرمنوتیک، به تأثیر آن بر فهم متون دینى اشاره شده، با تبیین نظریه مؤلّف‏مدارى، مفسّرمدارى و متن‏مدارى، هدف از تفسیر متون دینى، درک قصد و مراد جدى صاحب سخن دانسته شد؛ یعنى تفسیر متن دینى، مؤلّف‏مدار است. از طرفى، تفسیر متن دینى، متن‏محور نیز هست؛ یعنى از مجراى متن به دنبال درک مراد مؤلّف مى‏گردد؛ بدین معنا که مراجعه به متن و ساختار زبانى، پلى است براى رسیدن به قصد و نیت مؤلّف. تفسیر متن دینى نه آن چنان «متن محور» است که مؤلّف را نادیده بگیرد و نه آن چنان مؤلّف محور است که به جاى آغاز از متن، با روان‏شناسى‏گروى، مستقیما به دنبال جغرافیاى فکرى و فرهنگى و اجتماعى مؤلّف باشد. این مقاله نظریه مفسّرمدارى که ذهنیت و پیش‏داورى‏هاى مفسّر (تفسیر به رأى) را در فهم متون دخالت مى‏دهد، صحیح ندانسته و براى متن، معنایى نهایى قایل است و اختلافات علما در دین به نحو موجبه جزئیه را مى‏پذیرد، نه به نحو موجبه کلیه.
۴۴۳۳.

از متن تا معنا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۱۶
معناشناسى و تفسیر اجتهادى قرآن کریم از کجا آغاز مى‏شود و چه فرایندى را طى مى‏کند؟ این مقال در پاسخ به این پرسش بر آن است که شناخت هسته‏هاى اولیه معنا از واژگان جستجو مى‏شود که موجِد متن آنها را گزینش نموده و پیام خود را در ترکیب ساختارى عبارات ویژه جاى داده است. ملاحظه ویژگى‏هاى ادبى، دلالى و سیاق ترکیبى جمله، مرحله‏اى دیگر است. نگاه پیوستارى به متن قرآن و نیز سنت معصوم علیه‏السلام ، همچنین نظر داشت زمینه پیدایش متن و دانش‏هاى عصرى گام بعدى است. اینها همه فراهم‏کننده شرایط بیرونى معنا در ذهن خواننده متن و بازنمود اراده مؤلف، اقتضائات متن و زمینه معنایى و مانند اینهاست. اما این اندیشه و تدبّر خواننده و قدرت اجتهاد و تفقه دینى اوست که به نوبه خود در چگونگى کشف معنا اثرگذار است و به عنوان آخرین گام در معناشناسى محسوب مى‏گردد.
۴۴۳۵.

مروری بر فلسفة زیست‌شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۳۱
ارتباط تکامل و فلسفه به قدمت خود نظریة تکامل است. مقالة حاضر علاوه بر اشاراتی به تعامل میان فلسفه و تکامل به ارتباط میان فلسفه با سایر بخش‌های زیست‌شناسی از جمله ژنتیک و اکولوژی می‌پردازد. هیچ نظریه‌ای در تاریخ علم به اندازة نظریة تکامل با تمامی جنبه‌های جامعه تعامل نداشته است بنابراین فلسفه به عنوان فعالیتی که به تفکر دربارة تمامی جنبه‌های جهان می‌پردازد از این نظریه غافل نمانده است. ارتباط زیست‌شناسی و فلسفه، ارتباطی دو سویه بوده است. از یک سو، فلسفه به ساختار زیست‌شناسی، ایضاح مفاهیم آن و مشخص کردن پیش‌فرض‌های متافیزیکی و غیرتجربی آن می‌پردازد و از سوی دیگر زیست‌شناسی و خصوصاً نظریة بنیادین آن یعنی نظریة تکامل باعث ایجاد نحله‌های فکری جدیدی در فلسفه شده است و پرسش‌های فراوانی برای فلاسفه خصوصاً فیلسوفان اخلاق، علم، دین، علوم اجتماعی و معرفت‌شناسان ایجاد کرده است.
۴۴۳۶.

معرفت پیشینی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۷۹
موزر در این نوشته با ذکر تمایز سه‌گانه، به اختصار دربارة هریک پرداخته است. نخست، تمایز معرفت‌شناختی است که از نظر نویسنده، ملاک این تمایز به توجیه آنها مربوط می‌شود. طبیعی است که در این صورت، بحث به قضایا منحصر می‌شود. در این باب، وی به مفهوم حداقلیِ آن باور دارد به این معنا که معرفت پیشینی مستلزم یقین (به هیچ یک از معانی آن) نیست. تمایز دوم، تمایز فلسفی آنها است که به بحث ضرورت و امکان ارتباط پیدا می‌کند. در این بحث به دیدگاه‌های لایبنیتس و شاؤل کریپکی اشاره می‌کند. تمایز سوم، تمایز میان حقایق تحلیلی و ترکیبی است. نویسنده با تعریف حقایق تحلیلی به اینکه منطقاً ضروری باشد، بحث درباره ضرورت و ترکیبی بودن را بیان می‌دارد، آنگاه به ذکر مهم‌ترین دیدگاه‌ها درباب علت و منشأ پیشینی شدن یک معرفت پرداخته است. نتیجه‌ای که وی از این بحث می‌گیرد آن است که لازم است قبل از همه، یکی از دیدگاه‌ها درباب منشأ پیشینی شدن معرفت را پذیرفت و آنگاه از خلط متافیزیکی فیزیکی و معرفت‌شناختی مساله اجتناب نمود.
۴۴۴۰.

دین و اخلاق

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان