ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۷۲۱ تا ۱۲٬۷۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۲۷۲۱.

بازی نشانه ها در غزلیات بیدل دهلوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۴۲۱
چنانکه می دانیم هنجارگریزی میراث ادبیات عرفانی است که در ساختار و مضمون به گونه های مختلف در متون تصوف ظهور و بروز پیدا کرده است و عادت ستیزی از موتیف های اصلی این متون می باشد. در ادبیات مدرن و پست مدرن نیز هنجارگریزی به اشکال متفاوتی مطرح است که برخی از این موضوعات را لیچ در رویکردی زبان شناختی به شعر مطرح می کند. ولی هنجارگریزی را ابزار اساسی شعر آفرینی می داند و سپس به طرح هشت نوع هنجارگریزی می پردازد که یکی از آنها هنجارگریزی معنایی است. هنجارگریزی معنایی یعنی تخطی از مشخصه های معنایی حاکم بر کاربرد واژگان در زبان معیار یا به عبارت دیگر در نقش ارجاعی زبان. این مقاله به تحلیل و بررسی برخی از غزلیات بیدل بر اساس جدول سیلان نشانه ها در زبان شعر می پردازد. با تحلیل غزلیات بیدل بر این اساس به نکته های قابل توجهی می توان دست یافت. فراوانی تعداد تجرید گرایی و سیال پنداری از ویژگی ها و نوآوری های مهم در شعر بیدل است. همچنین وجود استعاره های بدیع و هنجارگریزی های فراوان در غزلیات وی نشانگر نظام فکری عرفانی و هستی شناسی بیدل و مهارت او در ابعاد زیبایی شناسی هنرش می باشد که این مقاله در جهت معرفی آن گام برمی دارد.
۱۲۷۲۲.

اسلوب خطاب و بیان در شعر حافظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۴۰۶
بررسی و تحلیل اسلوب خطاب در هر متنی، موضوعی جدید و شایسته پژوهش است. مقصود از اسلوب خطاب، شیوه ها و شگردهایی است که گوینده/راوی مخاطبان و شخصیت های متن را از طریق آنها مورد خطاب قرار می دهد و با آن ها گفتگو می کند. خطاب در اینجا اعمّ از خطاب مستقیم و رودرروی با مخاطب است، بلکه هر نوع شیوه روی آوری به شخصیت ها و مخاطبان درون متنی و برون متنی را در بر می گیرد. این پژوهش، شیوه ها و شگردهای خطاب را در شعر حافظ بررسی و تحلیل می کند؛ یعنی بازکاوی این موضوع که در شعر حافظ، مخاطبان و شخصیت های مختلف به چه طریقی مورد خطاب قرار می گیرند و شاعر با هر کدام از چه فاصله، زاویه و جایگاهی سخن می راند. برای این منظور ابتدا درباره انواع مخاطب در شعر حافظ با توجه به مقام فکری و اجتماعی آن ها بحث کرده، سپس شگردها و تکنیک های هنری شاعر را در خطاب به این مخاطبان با در نظر داشتن اندیشه شعری او توصیف و تحلیل نموده ایم.
۱۲۷۲۳.

La portée de récits courts dans les œuvres mystiques persanes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های کلاسیک حکایت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
تعداد بازدید : ۹۰۵ تعداد دانلود : ۵۸۱
Les V eet VI esiècles de l’hégire peuvent être dits à juste raison «l’âge d’or des récits», période pendant laquelle toutes les démarches et les styles mystiques des siècles précédents se sont condensées sous la forme de contes dans les œuvres persanes des auteurs mystiques. Il ne fait aucun doute que les récits sont indissociables de la doctrine de ces auteurs mystiques. Pourquoi les ouvrages mystiques contiennent-ils autant de récits? Quel est leur rôle exact dans l’économie de ces œuvres? Un long et patient examen des œuvres mystiques montre clairement que l’ambition de leurs auteurs était non seulement de rédiger ces ouvrages, mais aussi d’en faire un instrument didactique et porteur de sens sous la forme de contes. Par ailleurs, Ils ont tenté d’exprimer symboliquement leur expérience en utilisant ce langage dans les récits contenus dans leurs œuvres. En effet, Ces récits des V e/XI eet VI e / XII esiècles forgent une langue particulière, assignent des buts, laissent voir des spécificités propres. Une étude détaillée des relations entre ces récits et la pensée mystique montre clairement que leurs auteurs se souciaient au plus haut point de guider les hommes vers les multiples vérités des sens.
۱۲۷۲۴.

ظرفیت های نمایشی منظومه زرین قبانامه براساس شخصیت پردازی سلیمان نبی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۴ تعداد دانلود : ۶۱۵
زرین قبا نامه یکی از منظومه های عصر صفوی است که از ساختار روایی- نقالی عصر صفویه متأثر است و یکی از ویژگی های آن محوریت شخصیت سلیمان نبی (ع) است. مسئله پژوهش، رابطه ساختار نقالی-روایی منظومه زرین قبانامه و ظرفیت های نمایشی این اثر است که به ویژه در شخصیت پردازی حضرت سلیمان (ع) با انسجام بیشتری خود را نشان داده است. بنابراین پرسش تحقیق این است که چه ظرفیت های نمایشی ای در شخصیت و شخصیت پردازی سلیمان نبی(ع) وجود دارد؟ منظور از ظرفیت های نمایشی شخصیت پردازی نیز ویژگی هایی است که در الگوهای فیلمنامه نویسی وجود دارد و مورد توجه فیلمنامه نویسان است. در این پژوهش با کنارهم نهادن الگوهای شخصیت پردازی نمایشی و شیوه شخصیت پردازی منظومه زرین قبانامه، سعی شده است جنبه های نمایشی این شخصیت کشف و تبیین شود. در مجموع می توان گفت: کنش و واکنش های سلیمان نبی (ع) در بستر رویدادهایی متنوع و در پیوند با شخصیت های اسطوره ای و حماسی دیگر، درهم تنیدگی جذاب پیرنگ و شخصیت را رقم زده است و ظرفیت نمایشی قابل توجهی برای مخاطب دارد. همچنین وجود کشمکش های بیرونی و درونی مرحله بندی شده در زندگی روایی در متن نیز، از ویژگی های داراماتیک شخصیت پردازی سلیمان نبی (ع) در اثر زرین قبانامه است.
۱۲۷۲۵.

کاربرد اسلوب طنز در سروده های نسیم شمال و ابراهیم طوقان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۴۶
مضامین وطن دوستی و ملی گرایانه در ادبیات ملت هایی متجلی می شود که سرزمین آن ها مورد تهاجم استعمارگران واقع شده باشد. ایران و فلسطین از جمله کشورهایی هستند که در سده اخیر شاهد حضور و تجاوز بیگانگان بوده و شعرای متعهد این دو کشور در چنین شرایطی برای دفاع از هویت اسلامی و کیان ملی خود در صحنه حاضر شده اند. در این میان معدود شاعرانی بودند که با استفاده از اسلوب طنز رسالت هنری خود را به انجام رساندند. از این رو اشعارشان بیش از سروده های دیگر شاعران مورد توجه و استقبال عمومی قرار گرفته است. در این مقاله به روشی توصیفی- تحلیلی و در چارچوب ادبیات تطبیقی به بررسی کاربرد اسلوب طنز در اشعار نسیم شمال و ابراهیم طوقان پرداخته شده و برخی مضامین ملی مشترک میان سروده های دو شاعر از جمله وطن دوستی، حسرت بر عظمت بربادرفته وطن، تأسف به خاطر شرایط کنونی کشور، و انتقاد از عملکرد خیانت پیشگان مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
۱۲۷۲۶.

بررسی نوع روایی داراب نامه بیغمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۲۷۷
سنّت قصّه گویی و داستان پردازی نزد ایرانیان سابقه ای بسیار طولانی داشته است. از دیرباز در ایران، گروهی داستان های حماسی و ملّی را برای مردم بازگو می کرده اند. بعضی از شاهان و امیران نیر قصّه گویانی در دربار خود داشته اند که این قصّه ها و داستان ها را برای دفترنویسان روایت می کرده اند تا آنها قصّه هایشان را به صورت نوشتاری دربیاورند. یکی از داستان های شفاهی بازمانده از ادبیّات کهن فارسی که صورت نوشتاری یافته است، داراب نامه مولانا محمّد بیغمی است. این اثر، روایت بلندی است از کشورگشایی های فیروزشاه، پسر داراب و داستانی حماسی- عشقی از قرن نهم هجری که از نمونه های ادبیّات فولکلوریک به شمار می رود. از بررسی هایی نیز که در روشن کردن ساز و کار روایت و به طور خاص قصّه ها، موفقیّت چشمگیری یافته است؛ روش تجزیه و تحلیل تودوروف در بررسی روایت های اسطوره ای است. در این نوشته، با توجه به خصوصیاتی که تودوروف از روایت های اسطوره ای به دست داده است، داراب نامه در ردیف روایت های اسطوره ای قرار گرفته است. این بررسی در شناخت ساختار نهایی و درک پیکره بندی داستان هایی از این نوع نیز مؤثّر خواهد بود.
۱۲۷۲۷.

ارتباط های غیر کلامی در روایت های تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۲۹۲
ارتباط غیرکلامی یعنی هنراستفاده ازحرکات بدن ،آواها،حالتهای چهره،پوشش،مکان وزمان درجریان برقراری ارتباط.دراین مقاله سعی شده است تا با نگاهی نو و میان رشته ای روایتهای تاریخ بیهقی ازمنظرارتباطات غیر کلامی تحلیل شده و نشان داده شود که بیهقی ازانواع ارتباطات غیر کلامی برای روایت تاریخ بهره گرفته است . بیهقی بدین ترتیب تاریخی زنده، حساس و پویاروایت کرده است تا باورپذیری بیشتری را به خواننده القا کند. انواع رفتارهای غیرکلامی مثل ؛حرکات و اشارات بدن، زمان، مکان، مصنوعات، پیرازبان ، زیبایی شناسی، رفتارهای چهره و تماسهای بدنی تحلیل،طبقه بندی و رمزگشایی شده اند. بررسی هانشان می دهدکه ارتباطات غیرکلامی درتاریخ بیهقی ببیشتر برای تکمیل کردن پیام کلامی به کار رفته اندامادرمواردی جانشین ارتباط کلامی شده یا پیام کلامی راموردتأکید بیشتر قرارداده اند. ازمیان رفتارهای غیرکلامی بیشترحرکت اندامهاوارتباط دیداری درجریان انتقال پیام نقش دارند .بررسی ها نشان می دهد که زبان بدن به عنوان یک زبان رمزی و بی سر وصدا،اماتأثیرگذار، ظرفیت نمایشی تاریخ بیهقی را بالابرده و سبک ارتباطی و تیپهای شخصیتی آن را ملموس تر کرده است.
۱۲۷۲۸.

أثر عناصر الإتّساق فی تماسک قصیده "مجاز وسبعه أبواب" لسعدی یوسف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۱۹۱
اتّفق کثیر من الدراسات اللسانیه النصیه علی کون خاصیه الإتّساق ظاهره فعالیه، لأنّ الإتساق یعتبر شرطاً ضروریاً لتحقیق نصیّه النص، من خلال الدور الکبیر الذی تؤدّی أدواتها فی ربط عناصر النص الشکلیه ربطاً یضمن له استمراریه المعنی ویساهم فی تماسُکه ویُقدّم هالیدای و رقیّه حسن نموذجاً لهذه الأدوات باعتبارها مصدراً اساسیاً للإتّساق النصّی؛ لما لها دورٌ اساسیٌ فی بیان کیفیّه ترابط الجُمل، لأنّ فهمَ بعض العناصر فی الجمله یتمّ بعد الرجوع إلی جمله أخری سابقه أو لاحقه وهذه الأدوات هی الربط المُعجمی وأدوات الوصل والحذف والإحاله. وأما تقوم هذه الدراسه علی رصد عددٍ من عناصر الإتساق الّذی قدّمه الباحثان هالیدای و رقیه حسن فی إحدی القصائد الشعریه التی أنشدها الشاعر العراقی سعدی یوسف (1934ق) وهی قصیده «مجاز وسبعه أبواب» من أطول قصائد الشاعر وهو نصٌّ یتعاملُ مع ما وقع فیه من حوادث هامّه. نکشف فی هذه القصیده علی المنهج الذی یتبعه هذا البحث هو التوصیفی- التحلیلی عن آلیّات الاتساق من خلال تقسیم الإتّساق إلی ثلاثه المحاور التی تتمثّل فی الإتّساق الصوتی والإتّساق المُعجمی والإتّساق النحوی.
۱۲۷۲۹.

چهره زروان در «کوش نامه» با رویکرد تمثیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۳۷۲
مقاله حاضر به بررسی آیین زروانی در متن حماسی «کوش نامه» اثر ایرانشان (ایرانشاه) بن ابوالخیر می پردازد. زروان، خدای زمان، از آیین های رایج ایران باستان است که فلسفه و اندیشه های آن در متون فارسی به خصوص متن های حماسی، بازتاب گسترده ای یافته است. در این پژوهش با استفاده از تحلیل محتوایی، ابتدا زروانیسم و فلسفه آن به صورت مختصر، معرفی شده؛ سپس با بررسی متن «کوش نامه» چهره و اندیشه های این آیین از خلال بیت های آن نمایان شده است. با بررسی محتوای «کوش نامه» این نتیجه حاصل می گردد که چهره زروان در دو قالب زمان و سپهر به صورت گسترده ای در این متن بازتاب داشته است. زمان در قالب زمان کرانمند و بیکران شامل شب و روز، سرنوشت و تقدیر و چهره سیاه و گریز ناپذیر مرگ رخ می نماید. سپهر نیز چهره خود را به صورت ستارگان و تأثیر آنان در سرنوشت و بخت آدمی، طالع بینی، ستاره شناسی و تقدیر جبرگرایانه، نمودار ساخته است.
۱۲۷۳۰.

بررسی و تحلیل حضور عناصر فولکلوریک در داستان های منیرو روانی پور (اهل غرق، سیریا سیریا، سنگ های شیطان و کنیزو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۹۵
باورهای عامیانه، بخش مهمی از فرهنگ و زندگی هر ملت و جامعه ای را در برمی گیرد. با شناخت باورهای هر ملت می توانیم با روحیات و خلقیات، آداب، هنر و افکار آنها آشنا شویم. بخشی از باورهای عامیانه در ادبیات بازتاب می یابد و ادبیات عامیانه منبع الهام بسیاری از شاعران و نویسندگان است. «منیرو روانی پور» نیز یکی از زنان نویسنده معاصر است که در اولین آثارش به باورهای عامیانه و عناصر فرهنگیِ بومی و اقلیمی مردم جنوب ایران به ویژه ناحیه جفره (محل زادگاهش) پرداخته است. در این مقاله، این دسته از آثار این نویسنده از زاویه دید چگونگی کاربرد عناصر فولکلوریک و فرهنگ عامه بررسی شده است. باورهای بومی در این داستان ها ریشه در محیط زندگی مردم این منطقه و مشکلات، دردها و رنج های آنان دارد. حضور موجودات وهمی چون بوسلمه حاکم دریا، پریان دریایی سرخ و آبی از ویژگی های این داستان هاست. باورهای عامیانه، نقش کلیدی در روایت، شخصیت پردازی و فضاسازی آثار داستانی روانی پور دارد. او نمادهای بومی و محلی زادگاه خود را زمینه ساز بیان مسائل و دغدغه های فکری خود و انتقاد از مسائل اجتماعی و گاه سیاسی قرار می دهد.
۱۲۷۳۳.

عناصر خیالی و سیر تحوّل آن در چهار نمونة شعری از سبک های مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۸ تعداد دانلود : ۸۴۲
شاعرانگی شعر با عناصر خیالی، پیوندی ناگسستنی دارد و بخش عمده ای از ظرافت های شعری به نحوةاستعمال این عناصر وابسته است. از این رو تحوّل و دگرگونی این عناصر در گسترةشعر فارسی که سبک ها و شیوه های چندی را تجربه کرده، امری گریزناپذیر است. بحث دربارة چگونگی و فلسفة تحوّل این عناصر در شیوه های شعری و نحوة برخورد پژوهش های بلاغی با این دگرگونی ها، بحثی مغفول مانده در عرصة پژوهش های ادبی است. این مقاله کوشیده است تحوّل عناصر خیالی شعر فارسی را در چهار نمونة شعری از سبک های مختلف در شیوه ای تطبیقی مورد بررسی قرار دهد و اشکال و گونه های این تحوّل را معرفی کند. پژوهش حاضر نشان می دهد که عناصر خیالی شعر فارسی تحت تأثیر عواملی چون شرایط عصری، شیوه های شعری، تئوری های ادبی، نبوغ شاعرانه، تعامل زبان گفتاری و نوشتاری و سرانجام میل به هنجارگریزی از خط سیر واحدی پیروی نکرده و در چند نقطه از جریان طبیعی تحوّل عناصر خیالی عدول کرده است. نقطة شروع هنجارگریزی به صورت اعتدالی از سبک عراقی آغاز شده و در شعر عصر صفویّه و شعر نیمایی، تحت تأثیر عوامل یاد شده به اوج خود رسیده است. شعر فارسی در گذر از این مراحل، عناصر خیالی بکری آفریده است که پژوهش های بیانی به طور همه جانبه، قادر به توجیه و تفسیر این نوآوری ها نیست.
۱۲۷۳۴.

بود و نمودهای «معنی» و «مضمون» در سبک هندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۶۰
جستار پیش رو با هدف ارائه تعریفی از مفهوم های شناور «لفظ»، «معنی» و «مضمون»، به مثابه عناصر درون سازه ای شعر در سبک هندی فراهم آمده است. در این جستار که به روش تحلیل محتوا و مبتنی بر منابع کتابخانه ای انجام یافته، شعر ابتدا «عینی شدن زیبایی شناسانه یک امر ذهنی به توسّط زبان» تعبیر شده است. با این تعبیر، می توان گفت لفظ، زبان شعر است و به ذهنیّت شاعر موجودیّتی درک شدنی می بخشد؛ معنی، ذهنیّتی است که توسّط لفظْ عینی می شود و می تواند آموزه ای را در بر داشته یا صرف توصیف باشد؛ مضمون، بازشناساننده شعر از غیر آن، یا همان وجه زیبایی شناسانه شعر و معادل تصویر است. تفاوت در تلقّی از اهمّیت هرکدام از این سه مفهوم، به وجودآورنده جریان های مختلف در شعر و نقد ادبی و جهت دهنده آن هاست. نتایج این جستار نیز ضمن تأکید بر جذّابیّت بررسی نسبت میان لفظ، معنی و مضمون خاصّه در سبک هندی، اوّلاً ناظر بر آنست که شاعر سبک هندی بنا بر مختصّات سبک دوره، از خود این مفاهیم نیز به مثابه اشیائی برای بستن مضمون استفاده می ماید و بخشی از تلقّی عصر خود از چیستی لفظ، معنی و مضمون را در پس خیالات دور و دیر شعر خود برملا می سازد. ثانیاً بیان معنایی واحد به توسّط مضمون های یکسان با اختلاف در لفظ، بیان معنایی واحد به توسّط مضمون های متعدد با عناصر مضمون ساز همسان یا ناهمسان، بیان معناهای متعدد با استفاده از مضمون های یکسان و... از جمله رفتارهای شاعر سبک هندی با این سه مفهوم و نسبت آن ها با یکدیگر است که با بیان نمونه هایی از شعر صائب تبریزی، پیش قراول شاخه ایرانی شعر سبک هندی، سعی در تبیین و توضیح آن ها شده است.
۱۲۷۳۵.

بررسی تحلیلی ساختار روایت در شعر «مسافر» بر اساس الگوی ریخت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸۷ تعداد دانلود : ۹۶۵
نظریه ریخت شناسی از جمله نظریه هایی است که در زمینه تحلیلِ ساختاری آثار ادبی بسیار کارآمد است. اهمیت این نظریه سبب شد تا با رویکرد به آن، شعر «مسافر» از سهراب سپهری به لحاظ شکل شناختی مطالعه شود. این پژوهش به طور کلی شامل دو بخش است؛ بخش اول، به بیان مباحث نظری و اصول تئوری ریخت شناسی و الگوی ولادیمیر پراپ در تحلیلِ آثار ادبی می پردازد. همچنین، اصطلاحاتِ مربوط به این نظریه از قبیل «خویشکاری»، «نمودگار» و «حرکت» شرح داده می شود. در بخشِ دوم، عناصر ریخت شناسیِ شعر و ارکانِ موجود در آن در قالب جدول هایی ارائه می شود. افزون بر آن، نگارنده تحت عنوان تحلیل ریخت شناختی «مسافر»، با توجه به الگوی ساختاری پراپ و بافت تاریخی آن به ارائه تحلیل کلّی از این شعر می پردازد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد عناصر ریخت شناختی و ساختار این شعر، علاوه بر برخی شباهت ها با الگوی روایی پراپ، ساختاری مستقل دارد که آن را باید در چارچوب تفاوت های جامعه ایران و روسیه تحلیل کرد.
۱۲۷۳۶.

واکاوی شاخصه های ادب پایداری در اشعار میرزادة عشقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات سبکها و جریانهای ادبی معاصر ادبیات اجتماعی و سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی ادب جنگ و مقاومت
تعداد بازدید : ۱۳۴۵ تعداد دانلود : ۱۳۹۶
میرزادة عشقی یکی از چهره های برجستة ادب پایداری در دوران اختناق رضاخانی و حاکمیت پهلوی به شمار می آید. ارزش اشعار میرزادة عشقی، پیش از آنکه مدیون جنبة ادبی – هنری باشد، به بُعد سیاسی- اجتماعی و وطنی آنها بر می گردد. این شاعر نو گرا که در جوانی جان فدای آزادی کرد، شعر را چون سلاحی برای مبارزه در دست گرفت. روحیة انقلابی، روزنامه نگاری، مقاله نویسی، اشعار تند و صریح عشقی، وی را یکی از چهره های مؤثر ادب پایداری در دورة مشروطه معرّفی کرده است. او که از تباهی وضع موجود رنج می برد، دیدگاه انقلابی و ایده آلیستی خود را به آینده ای معطوف می کند که در آن زر و سیم زوال یافته و دولت به دست رنجبر داده شده است. او دیدگاهی انقلابی و ایده آل طلب دارد که جنبه ای از رمانتیسم است و در برخی موارد به آنارشیسم کشیده می شود. در این مقاله پس از آوردن پیشینه ای در باب ادب پایداری و چگونگی آن در دورة مشروطه با بررسی دیوان اشعار و مقالات عشقی و واکاوی شاخصه های ادب پایداری در آنها، به تبیین شاخصه های برجسته ادب پایداری و موارد گفته شده در اشعار وی پرداخته شده است.
۱۲۷۳۷.

جلوه های بیداری اسلامی در اشعار علاّمه سیّد محمّدحسین فضل الله(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۷ تعداد دانلود : ۵۲۲
بیداری اسلامی و مقاومت در برابر استکبار جهانی و قدرت های زورگو از موضوعات مهم عصر حاضر است و شاعران زیادی در موضوع ادبیّات پایداری شعر سروده اند. یکی از مراجع تقلید شیعه که اشعار پر معنایی درزمینه مسائل جهان اسلام شروده است، علاّمه سیّد محمّدحسین فضل الله است. او در اشعار خود به بررسی مشکلات جامعه اسلامی پرداخته است. از موضوعاتی که او در اشعار خود از آنها سخن رانده، مسئله فلسطین است. او معتقد است که تنها راه نجات فلسطین مقاومت می باشد و طرح صلح با اسرائیل را هرگز نپذیرفت. او علّت بدبختی جهان اسلام را دوری گرفتن از اندیشه های اسلامی و خدا می داند و همه مسلمانان را به وحدت و بازگشت به اسلام دعوت می کند. علاّمه فضل الله هرگز سکوت در برابر حاکمان ظلم و ستم را تحمّل نمی کرد و جوانان را به عنوان سرمایه های هر کشور یاد می کرد و آن ها را به جهاد با طاغوت تشویق می کرد. نگارنده در این مقاله به بررسی موضوع بیداری اسلامی از دیدگاه علاّمه فضل الله پرداخته است. موضوعات مهم موردتوجّه علاّمه را می توان در این موارد خلاصه نمود: 1- فلسطین اسطوره مقاومت و جاودانگی 2- توجّه به مشکلات کشورهای اسلامی 3- دعوت به اسلام و ایجاد وحدت و همبستگی در میان مسلمانان 4- جهاد و مبارزه با استکبار جهانی 5- تقویت روحیه شهادت طلبی در میان مردم. نگارنده با شیوه ای تحلیلی - توصیفی به بررسی اشعار شاعر در این زمینه پرداخته است.
۱۲۷۳۸.

کارکرد روان شناختی عنصر رنگ در مراثی خاقانی برای فرزندش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۴ تعداد دانلود : ۹۶۴
خاقانی از خلاقیت هنری ویژه ای برخوردار است. او توانسته در موضوعات پرشمار اشعاری ماندگار و بی بدیل پدید آورد. یکی از شاخه های اصلی هنرنمایی خاقانی مرثیه است. خاقانی بیش از شصت مرثیه سروده است که اغلب از شاهکارهای هنری او به شمار می روند. مراثی شخصی خاقانی در سوگ عزیزانش از مشهورترین و هنرمندانه ترین مراثی شعر فارسی هستند. خاقانی برای مرگ فرزندش، رشیدالدین، هفت مرثیه دارد که درشمار معروف ترین و عاطفی ترین مراثی ادب فارسی قرار گرفته اند. رنگ ها کارکرد روان شناختی ویژه ای در تصاویر این مراثی دارند. خاقانی با استفاده از سه رنگ سرخ، سیاه و زرد مضامین و تصاویر شاعرانه ای در این مراثی پدید آورده است. او با استفاده از رنگ ها، نه تنها به توصیف فضاها، شخصیت ها و حالت های مختلف اشیا و انسان ها پرداخته، بلکه در بُعد معنایی و تصاویر عاطفی نیز از آنها بسیار سود برده است. حضور پربسامد سه رنگ سرخ، سیاه و زرد در این اشعار شکل تصادفی ندارد و براساس روان شناسی جدید این انتخاب از ضمیر ناخودآگاه خاقانی سرچشمه گرفته است و می توان با توجه به روان شناسی رنگ ها دلیل بسامد هریک از آنها را مشخص کرد. براین اساس، در پژوهش حاضر سعی شده است، با درنظرگرفتن بسامد و کارکرد هنری هریک از رنگ ها، کارکرد روان شناختی آنها در مراثی خاقانی برای مرگ فرزندش رشیدالدین بررسی شود.
۱۲۷۳۹.

بررسی مضامین اجتماعی و سیاسی در مقطعات انوری ابیوردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۰۰
اوحدالدین علی ابن محمدبن اسحاق ابیوردی، متخلص به انوری، از شاعران قصیده سرای سده ی 6 هجری قمری در حوزه ی خراسان ا ست که بیش از هرچیز در جایگاه شاعری مدیحه سرا شناخته شده است. بدیهی ست شاعری که از دیرباز در به کارگرفتن هنرمندانه ی صنعت حسن طلب، شهره ی آفاق بوده و همواره به نیروی مدح و حتی هجو، از ممدوحان خود، چیزهایی گاه بسیار حقیر مانند کاه و جو مرکب، درخواست کرده است، قاعدتا باید تنها رضای خویش یا پسند خاطر ممدوح را در نظر داشته باشد و کم تر به مضامین اجتماعی بپردازد؛ اما بررسی آثار انوری نشان می دهد که وی نه تنها به مسایل اجتماعی بی توجه نبوده، بلکه گاه رخدادها و حوادث اجتماعی را در آثار خود بازتاب داده یا در جایگاه یک منتقد اجتماعی، از ضعف ها و معضلات جامعه و سیاستگذاران عصر خویش، به تندی انتقاد کرده است. در این پژوهش، تلاش شده تا سوگیری های انوری در برابر اجتماع و سیاست زمانه ی خویش که بیش تر در مقطعات وی و کم تر در قصاید او بازتاب داشته است، بررسی و واکاوی شود.
۱۲۷۴۰.

بررسی تطبیقی مؤلفه های زمان روایی در داستان «فرارِ» آلیس مونرو و داستان «پرلاشزِ» زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶۵ تعداد دانلود : ۸۲۷
زمان روایی در قالب داستان کوتاه، به دلیل اختصار و تأثیر در شخصیت پردازی، اهمیّت بسزایی دارد. در پژوهش حاضر، داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» زویا پیرزاد از مَنظرِ مؤلفه های زمان روایی، بر مبنای نظریة ژرار ژنت، مورد بررسی و تحلیل تطبیقی قرار گرفته است. در این جُستارف به دو سؤال مطرح شده پاسخ داده خواهد شد: استفادة از زمان روایی تا چه حد در قالب داستان کوتاه و شخصیّت پردازی ضروری است؟ آیا در این سبک از روایت، زویا پیرزاد از آلیس مونرو متأثر بوده است؟ بررسی تطبیقی این دو داستان از مَنظرِ زمان روایی، از آن جهت حائز اهمیّت است که آثار دو نویسنده، در فُرم و محتوا دارای ویژگی های مشترکی همچون مؤلفه های زمان روایی با تأکید بر شخصیّت های زن و رویکردِ اجتماعی به مسائل زنان است. تحلیل این دو داستان نشان می دهد که وجوهِ مشترک سبک روایی و محتوایی، با تأکید بر مسائل زنان و رویکرد اجتماعی، به مشکلات آنان در داستان های دو نویسنده و مقارن بودن دورة اوج تکامل این سبک از داستان ها در امریکا و اروپا (دهة نود میلادی)، با تألیفِ داستان های زویا پیرزاد و ترجمة فارسی این آثار، می تواند حاکی از متأثربودن او از این سبک داستان نویسی آلیس مونرو باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان