فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۸۸۱ تا ۱۸٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
قصیده صرح ممرد یا بدایع الابحار
حوزههای تخصصی:
مطالعه کتاب برنس
ولایت در نگاه راز شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادوارد فیتز جرالد و ادبیات فارسی (پژوهشی در فن ترجمه و ادبیات تطبیقی)
منبع:
فرهنگ ۱۳۷۴ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
مراحل آغازین ادبیات نمایشی ایران در آینه نقد (بدایات الأدب المسرحی فی إیران فی مرآة النقد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفت إیران قبل الإسلام و بعده أنواعاً من المسارح التی استمدت مادتها من الأدب الشعبی والأساطیر والحکایات الشعبیة من مثل: التعزیة، ومیرنوروزی (أمیرالنیروز) والتقلید وتخت حوضی (عروض الحوض) وغیرها. کذلک شهدت إیران فی العصر السامانی (858 – 968م) تطوراً کبیراً فی الأدب، وفی هذا العصر بذلت محاولات فی مجال المسرح والأدب المسرحی أیضاً، ولکن هذه الجهود ذهبت أدراج الریاح بعد هجوم المغول علی إیران، وتعرض الأدب والثقافة فی هذا البلد لنکسة رافقها انحطاط حتى العصر الصفوی فی أوائل القرن السادس عشر للمیلاد، فانبعثت فی الأدب روح جدیدة وعاد المسرح مرة ثانیة إلى الحیاة ولکن بشکل مبدئی.
وقد عرفت إیران المسرح بمفهومه الغربی الحدیث ضمن مختلف أشکال الآداب والفنون الأوروبیة منذ أواسط القرن التاسع عشر مع إنشاء مدرسة دارالفنون بطهران وبدء نشاط حرکة الترجمة عن اللغات الأوربیة. وکان میرزا آقا تبریزی أول کاتب ومؤلف مسرحی إیرانی؛ فقد کتب ثلاث مسرحیات قصیرة سنة 1866م، نشر بعضها فی حواشی صحیفة اتحاد التبریزیة عام 1908م، کما استعان بفن الکتابة المسرحیة فی عرض آرائه السیاسیة والفلسفیة.
نامه داستان
مفاهیم فرهنگ در ادبیات فارسی
حوزههای تخصصی:
دخمه ارغون
حوزههای تخصصی:
کوروش بزرگ
حوزههای تخصصی:
مطالعه بینامتنی تمثیل در معارف بهاءولد و مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معارف بهاءولد یکی از مهمترین آثاری است که بر مثنوی تأثیر شگرفی داشته است و تاکنون درباره برخی از وجوه این تأثیرگذاری مطالعه نشده است؛ تمثیل از این جمله است. در این تحقیق ضمن لحاظ نظریه بینامتنیّت، تأثیرگذاری معارف بر مثنوی بررسی شده است وبرای دقت نتایج، از نرم افزارهای عرفان 3 و مثنوی نور نیز بهره گرفته شده است. تطبیق شواهد نشان می دهد که مولانا در مقوله تمثیل از جنبه های گوناگونی از بهاءولد متأثر بوده است؛ نخست اینکه در معارف و مثنوی نگرش فلسفی مشترکی به مقوله تمثیل وجود دارد. دیگر این که از نظر ساختاری، شیوه «تمثیل های پیاپی» و مبتنی بر «تداعی» در هر دو اثر به کار رفته است. همچنین، بنیاد تمثیل های مشترک هر دو اثر بر دو گونه گزاره تعلیمی و تعلیمی- فلسفی است. بررسی شیوه استدلال در این دو اثر نشان می دهد که در گزار ه های تعلیمی- فلسفی، شبکه استدلال گسترده تر است و تمثیل های اخلاقی با گزاره ای که به یکی از موضوعات انسان و درون او مرتبط است، آغاز می شود و نتیجه آن ها اثبات یکی از موازین حِکمی و تربیتی انسان است، اما در تمثیل نوع دوم، مقدمه یا گزاره شامل حُکمی درباره هستی یا عناصر هستی است و بر قاعده ای کلّی تأکید دارد و به کمک آن قاعده، سرنوشت و هدف انسان نیز تبیین شده است. از این نظر می توان تمثیل های نوع اول را تعلیمی و نوع دوم را باورساز و نمایشگر جهان بینی و دورنمایی دانست که گوینده سعی دارد بر اساس آن مخاطب را اقناع کند.