صادق هدایت در ماه سپتامبر1937م از هندوستان به تهران برگشت اما برای ما معلوم نیست که در کدام ماه سال 1936م به هند آمد و چند ماه یا چند سال در هند زندگی کرد. صادق هدایت وقتی در هند بود به چند شهر مانند بانگلور، حیدرآباد، میسور و غیره سفر کرد و هر جایی که رفت تاثیری از آن گرفت و در داستانهای خود منعکس کرد. صادق هدایت اگر چه شیوه ای نو در داستان های خود و ادبیات هند و ایران ایجاد کرد ولی متأسفانه کسی به زندگی هدایت در هند نگاهی نکرد و رد پای هدایت در این سرزمین با گذشت زمان گم شد.دکتر سید اختر حسین استاد زبان و ادبیات فارسی و هدایت شناس در هند در مقاله ای به نام هندوستان در آئینه بوف کور اظهار نظر کردند که فارسی دانان هند باید در برابر التفات هدایت به هند، با نوشتن تاریخچه مفصل اقامت او در این کشور، دین خود را به او ادا کنند. به این سبب، نگارنده، که دانشجوی دکتر سید اختر حسین هستم تصمیم گرفتم با سفری پژوهشی و تحقیقی به شهر بمبئی و شهرهای دیگر، به جستجوی رد پای هدایت بپردازم.
در این نوشتار بر اساس یادداشتها، نامه ها و داستانهای هدایت اماکن هند را که هدایت از آنها نام برده در یک جستجوی چند ماهه بازشناسی و معرفی کرده ایم. اماکنی مانند پانسیون سامر کویین در شهر بمبئی که هدایت در آن زندگی می کرده، سفرهایش به بنگلور و حیدرآباد، معابد و اماکن تاریخی، میزبانها و دوستان هدایت در هند همه به کمک تصویر معرفی شده اند.
بررسی تاثیر ادبی انقلاب مشروطه در عثمانی (1908 م.) در کنار تاثیر انقلاب مشروطه در ایران (1906 م.) بر آسیای مرکزی ـ که از نظر تعلقات زبانی، ملی و مذهبی با دو کشور یادشده دارای اشتراکات تاریخی هستند ـ مسئله اصلی این نوشتار است. ما در این مقاله، با استفاده از روش تحلیل محتوا پس از بررسی تاثیر محیط فرهنگی استانبول بر حلقه نخست جنبش روشنفکری آسیای مرکزی، یعنی احمد دانش (1242–1314 ق. / 1827–1897 م.) و معاصران وی، نقش مهم این محیط را در تغییر جغرافیای فکری و فرهنگی حلقه دوم جریان روشنفکری این منطقه، معروف به جدیدیه ـ جدیدان ـ و تاثیر آن در شکل گیری ادبیات نوینِ فارسی با تکیه بر آثار سه تن از رهبران اصلی جنبش، یعنی میرزا سراج حکیم (1878–1914 م.)، صدرالدین عینی (1877–1954 م.) و عبدالرئوف فطرت (1886–1938 م.) در بخارا نقد و بررسی کرده ایم. این بررسی نشان می دهد ایران و عثمانی که در وضع غیراستعماری با تمدن و تجدد غربی مواجه شدند، پس از بیداری و تلاش برای انجام اصلاحات همه جانبه در حیات اجتماعیِ خود در نیمه دوم قرن نوزدهم، تاثیر فراوانی نیز بر حوزه فرهنگی مشترک با خود در آسیای مرکزی ـ که اینک مستعمره تمام عیار روسیه شده بود ـ برجای نهادند. این تاثیر به ویژه در بنیان گذاری ادبیات نوین فارسی در منطقه یادشده درخور توجه و بعضاً بی بدیل است.
بیوولفکهن ترین و بزرگترین اثر حماسی ادبیات انگلستان به زبان انگلیسی قدیم است که قهرمان اصلی آن، بیوولفنام دارد. در شاهنامههم ابرقهرمان اصلی، رستم است. حماسة بیوولفو شاهنامه، خصوصاً بخش پهلوانی آن و نیز شخصیت های اصلی دو حماسه، شباهت هایی شایستة تأمل دارند که با تعمق در آن ها و تطبیق آن ها با یکدیگر، هم به تشابهات شخصیت رستم و بیوولفو هم به خصوصیات اشتراکی ژانر حماسه و روایت داستانی حماسی بین دو قوم ژرمن و ایران می توان پی برد. در این جستار، نگارندگان با توجه به مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی که به اشتراکات عام و جهان شمول آثار ادبی و تجربیات مشترک ابنای بشر را توجه می کند، به تحلیل این دو اثر حماسی و شخصیت های اصلی آن ها پرداخته اند و هیچ گونه روابط تاریخی و مبتنی بر تأثیر و تأثر را در نظر نداشته اند. وجود قهرمان برجستة قومی، وسعت فضا، اعمال خارق العادة قهرمان، وجود موجودات مافوق طبیعی و نیز حضور خدا و نیروهای قدسی و... از وجوه مشترک ژانری است که این دو اثر را که متعلق به فرهنگ های گوناگون هستند، ذیل ژانر حماسه قرار می دهد. از ویژگی های داستانی و روایی مشترک این دو حماسه، تلفیق هنرمندانة دو دنیای پیش و پس از سرایش اثر و انعکاس آن در شخصیت و کنش های قهرمانان، ارائة توصیف ها، پند ها و اندرزها در آغاز و انجام داستان ها و حضور مسلط تقدیر در سرنوشت قهرمانان است.
سنایی غزنوی، از شاعران سده ششم هجری و نخستین سراینده بزرگ شعر عرفانی در سبک عراقی است. او مثنوی حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه را که بیانیه شعر نمادین عرفانی به شمار می رود، سروده است. تمثیل شهر کوران را نیز در شعر فارسی، نخستین بار سنایی در حدیقه و پیش از سنایی، ابوحیان توحیدی در سده چهارم هجری در مقابسات خویش، به منظور شرح سخنی از افلاطون، به نثر عربی نقل کرده است.کوری نام رمانی از ژوزه ساراماگو، نویسنده پرتغالی وبرنده جایزه نوبل ادبی در سال 1998 میلادی است. نگارنده در این مقاله، با تاکید بر دو اصلاح اقتباس و توارد، به بررسی و نقد تطبیقی این آثار پرداخته است.
منظومه های حماسی دینی و مذهبی از جمله آثاری هستند که با وجود کمیّت قابل توجه در ادب فارسی چندان مورد عنایت مصحّحان و پژوهشگران قرار نگرفته اند و شاید از دلایل کم توجهی به این آثار، ناشناختگی آنها در میان جامعه ادبی باشد. در طول تاریخ ادبیّات فارسی، منظومه های حماسی دینی متعدّدی با موضوع وقایع دینی و جنگ های صدر اسلام، زندگی و شرح احوال ائمّه اطهار و شخصیت های برجسته و تأثیرگذار مذهبی سروده شده است. از جمله موضوعاتی که منظومه سرایان دینی به آن نگاهی ویژه داشته اند، شرح احوال و قیام مختار بن ابی عبیده ثقفی به خونخواهی شهدای کربلا است. در این منظومه های دینی، قیام مختار و پایداری او در انتقام گرفتن از قاتلان امام حسین(ع) به شیوه حماسی و به تقلید از شاهنامه فردوسی به تصویر کشیده شده است. اغلب این منظومه ها به شکل نسخه خطّی در کتابخانه ها نگهداری می شوند. تلاش نگارنده در این مقاله بر آن است تا با استفاده از دو روش کتابخانه ای و سندکاوی به معرّفی اجمالی مختارنامه های منظوم ادب فارسی بپردازد. در این نوشتار تعداد چهارده منظومه حماسی دینی با موضوع داستان قیام مختار ثقفی معرّفی گردیده است که قدیمی ترین آنها مختارنامه نگاهی آرانی کاشانی متعلّق به قرن دهم هجری قمری است.