ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۲۴۱ تا ۵۳٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۳۲۴۱.

بررسی و تحلیل استعاره مفهومی «خرد» در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
خرد و واژه های مشتق از آن، واژه ای کلیدی و پرکاربرد در شاهنامه فردوسی است. موضوع این نوشتار بررسی و تحلیل بازنمودهای زبانی عینی و ملموس از مفهوم مجرد و انتزاعی خرد در شاهنامه است. این گفتار در تحلیل استعاره مفهومی با حوزه مقصد «خرد» در شاهنامه فردوسی، کوشش خواهد کرد با استفاده از شیوه استقرای تام و به روش توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. در شاهنامه فردوسی حوزه مقصد خرد در قالب کدام نوع استعاره مفهومی، عینی شده است؟ 2. در شاهنامه فردوسی برای عینی و ملموس شدن مفهوم خرد از چه واژگانی استفاده شده است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که مفهوم انتزاعی «خرد» در شاهنامه در قالب استعاره های مفهومی هستی شناختی و جهت مند، ملموس شده است. در شاهنامه عینی کردن مفهوم «خرد» با منطق شعر حماسی و جهان ممکن حماسه منطبق است و شاعر، خرد را اشیایی شاهانه همچون «تاج» و «تخت» یا پهلوانی نظیر «کمان»، «رایت» و «تبر» انگاشته است.
۵۳۲۴۲.

گذر از افسانه به واقع گرایی در مکتب داستانی آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۲
افسانه پردازی در مکتب داستانی آذربایجان اهمیت ویژه ای دارد و در اکثر آثار سه نویسنده اصلی این مکتب (صمد بهرنگی، غلامحسین ساعدی و رضا براهنی) خود را نشان می دهد. اگر رمان ها و داستان های این نویسندگان را به ترتیب زمان نوشته شدن کنار یکدیگر قرار دهیم، دوره بندی مناسبی از این مکتب به دست می آید. در این حالت، خواهیم دید که نحوه استفاده از عناصر داستانی و شکل واقع گرایی آثار، در یک سیر مشخص قرار دارند. این نویسندگان در دوره اول، افسانه را بیشتر به شکل اصلی و بدون تغییر به کار برده اند، اما در دوره دوم آن را در مسیر فانتزی و واقع گرایی جادویی پخته تر کرده و در دوره سوم بیشتر در قالب واقع گرایی به کار برده اند. در این تغییر و تحول، ادبیات کودک، که صمد بهرنگی نماینده آن است، تأثیرات زیادی از ادبیات بزرگسال گرفته و به نظر می رسد که در مکتب آذربایجان رگه هایی از واقع گرایی جادویی به شکلی جدی وارد ادبیات کودک می شود.
۵۳۲۴۳.

کارکردهای بلاغی استفهام انکاری و استفهام تقریری در دفتر دوّم مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۹
«استفهام انکاری» با معانی متنوّع هنری، از مباحث مهمّ و پربسامد بلاغت به شمار می رود که به علّت اهمّیّت موضوع مورد توجّه دستورنویسان نیز بوده است. مولانا با نگرش به شیوه بیان در قرآن کریم، معانی عرفانی را از طریق انشاء به خواننده منتقل می کند. شالوده منظومه تعلیمی مثنوی معنوی، ارشاد مخاطب به وحدانیّت حقّ و انکار ماسوی الله است. نقش کارکردهای بلاغی استفهام، به ویژه انکار، در این بهره وری چشمگیر است. در این پژوهش، مبحث بلاغی انکار با معانی هنری آن؛ شامل: نفی ابد، استبعاد، تعظیم، تحقیر، تعجیز، استغنا، یاًس، استهزاء، استمداد، تحسّر و غیره مورد بررسی قرار گرفته و به اهمّیّت کاربرد ادات استفهام، جهت خلق این انگیزه زیبایی شناختی و تفاوت بارز استفهام «انکاری» و «تقریری» پرداخته شده است. بهترین شیوه درک معانی بلاغی، تدبّر در پرسش های قرآنی، کلام محاوره و آثار نویسندگان صاحب سبک است. متأسّفانه، اکثر منابع علوم بلاغی در این موضوع مهم، شرح مبسوط و جامعی ندارند. ۵/۵۹ درصد از پرسش های بلاغی در دفتر دوم مثنوی از نوع استفهام انکاری است که ۴/۶۶ درصد از آن ها مفید کارکرد هنری «نفی ابد» است. این بسامد بالا، به دیدگاه متعالی مولانا در نفی نفسانیّات ارتباط دارد.
۵۳۲۴۴.

بررسی تطبیقی استعاره های مفهومی مرگ و زندگی در اشعار یدالله بهزاد کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۳
نظریه ی استعاره ی مفهومی رویکردی نوین به مبحث استعاره است که به وسیله ی آن شیوه های بازنمایی مفاهیم انتزاعی در متون ادبی و زبان خودکار مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش بر پایه ی نظریه ی مذکور بنا شده است. روش آن توصیفی-تحلیلی است و سعی دارد شیوه های بازنمایی مفاهیم انتزاعی زندگی و مرگ را در اشعار یدالله بهزاد مورد واکاوی و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که یدالله بهزاد برای عینی سازی مفاهیم انتزاعی«مرگ و زندگی»از حوزه های مبدا متنوعی استفاده کرده است. انسان انگاری، حیوان انگاری، شیء پنداری، عاملیت و عناصر طبیعی از جمله حوزه های مبدا به کاررفته در راستای عینی سازی مفاهیم«مرگ و زندگی»هستند. در این میان حوزه های زندگی نسبت به مرگ از فراوانی بیشتری برخوردار است که این می تواند نشان دهنده ی گرفتارشدن شاعر در دام مسائل و مشکلات زندگی باشد. در پایان باید گفت که یدالله بهزاد با یک نگاه ابزاری«زندگی و مرگ»را برانداز کرده است؛ چراکه هر زمان این دو مقوله در راستای رسیدن به اهداف دلش هستند آن ها را دوست می دارد و هروقت که در تقابل با آرزوهایش قرار می گیرند به نکوهش آن ها برمی خیزد. 
۵۳۲۴۵.

دراسه نصیه ثقافیه لروایه «شهره تلک المرأه التی ألهمتنی» لفتیحه الهادی رحمون؛ مقاربه فی ضوء المرکزیه والهامش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۹
النقد الثقافی أو هو مایسمّی النقد النسقی یقوم بتسلیط الضوء علی الأنساق الثقافیه المضمره أو یقوم بإظهار الحاله الثقافیه للمجتمعات ویهمّه فی هذا الإطار إبراز مشکله الثقافه أو ما یعانی منها المجتمع الثقافی من التحدیات والإشکالیات.النقد الثقافی فی معالجه موضوع المرکزیه والهامش، یرکّز علی معطیات النصوص فی رسم مشکلات الواقع الثقافی ومحاولتها فی إزاحه الحاله الثقافیه التعسفیه ویرکز علی النصوص المختلفه التی مؤادها التفکیک والتشتیت للفکر الثقافی الذکوری الذی یخلق الحواجز بین الرجل والمرأه ویجعل الثانیه فی حاله من التهمیش والإزدراء. تعتمد هذه الورقه البحثیه علی النقد الثقافی لقراءه روایه «لک المرأه التی ألهمتنی» والروایه لم تخضع لحد الآن للقراءه النقدیه وحدیثه النشر ویعتبر هذا البحث أوّل الفعل القرائی بالنسبه لهذه الروایه التی تتمتّع بالإجاده والإبداع فی مستوی اللغه والموضوع وانتصارها للمرأه للخروج من الرؤیه الثقافیه المتسلطه وتوصل البحث إلی أن الروایه یرسم المرکزیه الذکوریه والحاله المهمشه للمرأه فی المجتمعات العربیه فی ظلِّ الضغوطات الثقافیه الرجعیه التی تفرضها فی عصرنا الراهن وصارت السمه البارزه لثقافتنا العربیه تتسم بالتقسیم الثقافی البطریرکی الأحادی والنظره التوفقیه والنخبویه التی تکون من أهم أسباب بلوره الرؤیه الذکوریه والفکره الأنثویه الوضیعه والروایه تنتصر للمرأه فی مجتمعاتنا العربیه وتسعی لتفتیت تثبیت مرکزیه الذکوره کما ترسم امکانیه الخروج من الضیق الثقافی الموجود والوصول إلی الإنجاز والإبداع والمستوی البلیغ بالنسبه للأنثی عند التحلی بالوعی الأصیل وتدعو الی تأسیس منظومه من العلاقات قائمه علی مبدأ القبول والاعتراف کما ترفض الروائیه صرامه الجدلیه بین الأنا العربی والآخر الأجنبی ومفارقه موقف ثقافتنا ومجتمعنا فی إفساح المجال للغیر فی تجوله وتمتعها لمعطیات مجتمعاتنا ووتمکّنه من المرکزیه رغم الافتراق بینه وبین ثقافتنا ومجتمعنا وحاله النضوب والتهمیش بالنسبه للأنا العربی والرؤیه العربیه المتخلفه وقراءتها التفوقیه للآخر الغربی سببت لها هذا الوضع الثقافی المتردی کما ترفض مستعینه بآلیه الکتابه ما جاء فی الفکر الذکوری
۵۳۲۴۶.

مطالعه تطبیقی شخصیّت زنان در « هزار و یک شب » و « دکامرون » بر اساس نظریه فیلیس چِسلِر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
فیلیس چِسلِر استاد مطالعات زنان در آمریکا و بنیان گذار انجمن زنان روان شناس است. کتاب «زن در برابر زن» از مهم ترین آثار او است که در آن به ارائه نظریه ای نو در باب خشونت علیه زنان می پردازد و آن، خشونت زن نسبت به همجنسان خود است. او با نقدی درون گفتمانی ثابت می کند زنان به دلیل آسیب-های اجتماعی خانوادگی در میان جمع خود درگیر رقابت، دشمنی، بی رحمی و نفرتی می شوند که بعضاً بهای آن زندگی انسانی دیگر است. یافته های او در حلّ مسائل شخصیتی جامعه زنان و نیز همواری مسیر برای رسیدن به آرمان های مشترک زنانه بسیار مؤثر است. داستان های «هزار و یک شب» و «دکامرون» که به سبک هزار و یک شب نوشته شده به دلیل نقش آفرینی اثرگذار زنان، جامعه آماری مناسبی برای انطباق با مؤلفه های نظریه چسلر در دو جامعه شرقی و غربی است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی، نظریه مذکور را در این دو اثرکاویده است. حاصل آنکه در هر دو، شخصیّت های زن نسبت به یکدیگر موضع تقابلی گرفته و همواره رویکردی منفی و بدبینانه نسبت به دیگر زنان دارند و حتی در رسیدن به هدف از جادو و سحر نیز استفاده می کنند. آنان در هزار و یک شب حضوری روشن و کنش مند دارند و مکر و تدابیرشان نوعی واکنش نسبت به وضعیّت مردسالارانه جامعه آن دوران است که به تدریج تلطیف تر شده و در آن نشانه هایی از تضعیف ایدئولوژی های مردسالاری دیده می شود. انگیزه اغلبشان نیز حسادت است حال آنکه در «دکامرون» عموماً مکّار، بی وفا و فرصت طلب هستند و انگیزه تقابل بین آنان لذّت و کامجویی است.
۵۳۲۴۷.

جوهر و وجوب شعر از دیدگاه داوری اردکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۰
تأمل در ماهیت و چیستی شعر، ذهن و زبان فیلسوفان، ادبا و زبان شناسان را در دوره های مختلف تاریخی به خود مشغول داشته است. این امر در دوره معاصر نیز محل تأملات جدی قرار گرفته است. رضا داوری در زمره معاصرانی است که با رویکردی فلسفی به چیستی و ماهیت شعر پرداخته و پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی نظرات او دراین باب می پردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که داوری تحت تأثیر هایدگر و سنت حکمی عرفانی، کوشیده به پرسش چیستی شعر و عناصر مرتبط با آن پاسخ گوید. او شعر ناب و اصیل را موهبتی آن سویی می داند که از صافی کلام انبیا و اولیا گذشته است و بر فراز زمان، برای هر عصری و نسلی، نور و خرد و روشنی را به ارمغان می آورد. او اگرچه گونه های مختلفی برای شعر برمی شمارد، اما این شعر عرفانی و به طور مشخص شعر حافظ است که قدر می بیند و بر صدر می نشیند. داوری ضمن تأیید تعهد در شعر، تأکید می کند که شعر اصیل در خدمت ایدئولوژی یا مرامنامه خاصی قرار نمی گیرد. در نظر وی، زبانِ نخستین شعرست و شاعران واضعان اصلی زبان اند. زبان کنونی به زبان عبارت تقلیل پیدا کرده و از پشتوانه پیشین خود یعنی زبان اشارت تهی شده است. لذا زمانه جدید در نگاه او، زمانه عسرت است و زبان و شعر در نازل ترین سطح و حدّ خود نمود پیدا کرده و ناامیدانه بانگ برمی دارد که در آینه شعر شاعران زمانه حاضر، امروز و فردایی تاریک و سرشار از دشمنی و تباهی می بیند. از این رو، تلاش می کند با رجعت به شعر شاعرانی چون حافظ و مولانا و سعدی، به احیا و بازآفرینی زیست جهان شاعرانه ای بپردازد که جوهر شاعرانگی خود را وامدار عالم غیب است و سرشار از آموزه های حکمی و عرفانی است که ریشه در کلام وحیانی و سخنان پیشوایان دین دارد.    
۵۳۲۴۸.

«کلمات قصار» مندرج در مقالات شمس تبریزی از کیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۰
نقلِ اقوال پیشینیان در متون ادب فارسی، سنتی دیرینه است که نویسندگان متون تعلیمی، عرفانی و اخلاقی اغلب از آن بهره برده اند. در بسیاری از این متون سخنانی به ثبت رسیده است که صورت تغییریافته یا مشابه آن را می توان در آثار دیگر نیز مشاهده کرد؛ ازاین رو ردیابی و تعیین اصل چنین سخنان، منبع یا منابعی که نویسندگان آثار از آنها بهره گرفته اند، آن هم در متون ادبی فارسی، کاری بایسته و ضروری است؛ ازاین جمله اند کتاب مقالات شمس تبریزی که اگرچه نویسنده آن شمس تبریزی نیست، گفتارهای آن را از وی دانسته شده است. این کتاب حاوی سخنانی با عنوان «کلمات قصار» است و به تصریح مصحح کتاب، تعدادی از این سخنان، در آثاری چون کیمیای سعادت و بحر الفوائد نیز آمده است؛ اما بررسی ها نشان می دهد که تمام این اقوال، پیش تر در یکی از کتب صوفیه، یعنی گزیده در اخلاق و تصوف نوشته ابونصر طاهر بن محمد الخانقاهی تحریر یافته و موجود بوده است. به نظر می رسد سخنان منتسب به شمس، آگاهانه به نام او سند خورده است. در این مقاله، ضمن اثبات این نکته، چهل و یک قولی که با اندکی تفاوت در گزیده و در مقالات شمس درج شده است، ازنظر کیفیت حضور و میزان دخل وتصرفات، بررسی و ارزیابی خواهد شد.
۵۳۲۴۹.

بررسی بازنمایی عرفان اسلامی در برنامه پرگار بی بی سی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۲۱۶
رسانه ها واسطه میان آگاهی انسان و ساختارهای اجتماعی هستند. براین مبنا، چنان که بپذیریم رسانه ها در این واسطه گری و در فرایند ادراک انسان از جهان پیرامون، بی طرف و خنثی عمل نمی کنند، از منطق رسانه به مثابه ابزار انعکاس دهنده حقایق فراتر رفته و به سمت منطق رسانه به مثابه ابزاری کنشمند و دارای عاملیت حرکت کرده ایم. با چنین تعریفی از رسانه، در مقاله حاضر، یکی از برنامه های تلویزیون بی بی سی با عنوان «پرگار» و محوریت موضوع عرفان اسلامی بررسی شده است. براین اساس، با به کارگیری رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی و بعضی از کلیدواژه های مرتبط با منطق نظریه بازنمایی، چهار برنامه پرگار با موضوع «عرفان و تصوف» تحلیل و بررسی شدند. نتایج نشان می دهد این برنامه با استفاده از ابزارهای زبانی و رهیافت هایی همانند برجسته سازی از مسیر تکرار و کلیشه سازی، ایجاد دوگانگی و تقابل در تعاریف ارائه شده از عرفان و عملکردهای آن به منظور صورت بندی معنا و پیوند عرفان اسلامی با مسئله ولایت فقیه، روایتی تقلیل یافته، دستکاری شده و کاملاً سیاسی از عرفان و تصوف اسلامی ارائه داده است. در حقیقت، این بازنمایی، نه توصیف واقعیت تاریخی عرفان و تصوف اسلامی، بلکه تولید واقعیتی رسانه ای است که بیش از هرچیز در خدمت سیاست خارجی بریتانیا و گفتمان لیبرال سکولار مسلط قرار دارد.
۵۳۲۵۰.

نقش گذرنماها در ساختار روایی نفثة المصدور با تأکید بر جایگاه مؤلف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
تاریخ گرایی نوین تاریخ را به عنوان روایتی داستانی و محصولی "ذهنی" می داند که واقعیّتی را بازگو می کند و در این روند، ذهن نویسنده نقش دارد. این رویکرد به ویژه با نظریات رومان یاکوبسن ، زبان شناس و نظریه پرداز برجسته فرمالیسم، هم راستا است. یاکوبسن یکی از پیشگامان مکتب فرمالیسم روسی بود و باور داشت که هنر و ادبیات به ویژه در سطح زبان و ساختار باید تحلیل شوند، نه صرفاً در معنای ظاهری و محتوای آن. او به ویژه بر تأثیر زبان به عنوان ابزار مورّخ تأکید می کند و معتقد است که مورّخ، با وجود تلاش برای آشکار نکردن خود در متن تاریخی، از این ابزار استفاده می کند و از طریق عناصری که در متن وارد می کند، حضور خود را نشان می دهد. این عناصر را یاکوبسن "گذرنما" می نامد و به عنوان نشانه هایی از دخالت نویسنده در روایت تاریخ تلقی می کند. نگارندگان این مقاله قصد دارند تا با تحلیل گذرنماها در متن نفثهالمصدور، حضور و دخالت نویسنده را در این متن تاریخی برجسته کنند.شایان ذکر است پیشتر این نظریه در متن جهانگشای جوینی نیز توسط مهدی قاسم زاده کنکاش شده است، به این منظور، ابتدا با استفاده از دو نوع منبع و به شیوه ی کتابخانه ای، گذرنماها و شیوه های بررسی آن ها را از دیدگاه نظریات نقد ادبی تمییز داده و سپس شواهدی از کتاب نفثهالمصدور برای هر نوع و زیرنوع آن ها جمع آوری و تحلیل کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که نویسنده در متن خود از گذرنماهای بسیاری بهره برده و در برخی موارد نیز از شاخصه های خاص گذرنما استفاده نکرده است.
۵۳۲۵۱.

تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۶
استفاده از شیوه ها و نظریه های گوناگون برای ایجاد خلاقیت در داستان های بازنویسی شده از متون کهن ادبی برای کودک و نوجوان، مسأله ای مهم و درخور توجه است. هدف از بازنویسی متون کهنی چون کلیله و دمنه، آشنایی مخاطبان با ویژگی های ادبی متن اصلی و خوانش حکایت های جذاب آن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی ماریا نیکولایوا و پاسخ به این پرسش هاست: 1. چگونه می توان به کمک ابعاد روایتمندی نیکولایوا یک بازنویسیِ خلاق با ساختاری متفاوت و تازه برای مخاطبان نوجوان ایجاد کرد؟ و 2. در داستان های بازنویسی شده ی بررسی شده، کدام یک از ابعاد روایتمندی نیکولایوا استفاده شده است؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوه ی گردآوری اطلاعات، به شکل بررسی اسناد کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که با استفاده از ابعاد روایتمندی، می توان ساختار جدید و خلاقی در داستان های بازنویسی ایجاد کرد. انتخاب شروع مناسب، پایان بندیِ باز و ایجاد روزنه، استفاده از عنصر سفر در روایت، توجه به ابعاد زمان مندی در روایت و پیرنگ فزاینده، مهم ترین ابعاد روایتمندی برای بازنویسی خلاق به شمار می روند. به جز چند داستان از لطف الله که از پایانی باز استفاده شده است، بیشتر داستان های بازنویسیِ بررسی شده، پایانی بسته داشته اند. عنصر سفر در بیشتر داستان های بازنویسی دیده شد. در بخش زمان مندی، بیشتر داستان های بازنویسی، زمانِ خطی دارند؛ فقط در برخی از داستان های بازنویسیِ لطف الله و شیرازی، گاهی زمان پریشی، روایت پس نگر و آینده نگر دیده می شود.    
۵۳۲۵۲.

بررسی اشعار ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی براساس منطق گفت و گویی باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۵
نظریه چندصدایی باختین چارچوبی نظری برای تحلیل متون ادبی و گفتمان ارائه می دهد که می تواند به ما در درک بهتر شعر زنان قاجار تا انقلاب اسلامی کمک کند. این نظریه در مقابل نظریه های مونولوگیک قرار دارد که تنها یک صدا را به عنوان صدای غالب درنظر می گیرند. باختین معتقد است که متون ادبی متشکل از صداهای مختلف و گاه متضاد هستند که با یکدیگر تعامل و ارتباط دارند. این صداها می توانند شامل صدای نویسنده، راوی، شخصیت ها و حتی خواننده باشند. در همین راستا این مقاله به بررسی و تحلیل شعر سه شاعر برجسته زن ایرانی، ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد، و سیمین بهبهانی، از منظر نظریه چندصدایی و گفت و گویی باختین می پردازد. این مقاله نشان می دهد که شعر زنان ایرانی، با وجود تقاوت های فردی، دارای ویژگی های مشترکی است که آن ها را در یک جریان ادبی متحد می کند و این ویژگی ها نشان دهنده تأثیرپذیری از آثار پیشین، تمایل به ایجاد دیالوگ با مخاطبان آینده و تمرکز بر مسائل اجتماعی و انسانی است. این تحقیق با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، به تفسیر و تحلیل آثار پرداخته و به درک جدیدی از جایگاه شعر زنان در ادبیات معاصر ایران دست یافته است. درمجموع، بررسی تطبیقی اشعار ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی نشان می دهد که هر یک از این شاعران با بهره گیری از شیوه های زبانی و ساختاری خاص، فضایی چندصدا را در اشعار خود ایجاد کرده اند. این فضای چندصدا، حاصل تعامل صداهای مختلفی است که در شعر آن ها حضور دارند و به شعر آن ها عمق و پیچیدگی می بخشد.
۵۳۲۵۳.

A Comparative Cognitive Analysis of Repartee in Persian, Arabic, and English(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۸
 This study presents a comparative cognitive analysis of repartee—a strategic, adversarial form of verbal interaction characterized by rapid response, subversion, and parallelism—across Persian, Arabic, and English. Repartee is conceptualized as a linguistic duel wherein the responder (H) reconfigures the initiator’s (S) utterance through deliberate mirroring, thereby inverting its intended meaning. This research addresses a notable gap in the literature, as most prior studies have focused primarily on European languages, leaving the cognitive and structural underpinnings in non-European traditions underexplored. Focusing on two core mechanisms, the study examines Structural Parallelism—defined as the replication of the syntactic or logical framework of the initiating utterance to produce a counter-response with an inverted evaluative focus—and Polysemous Parallelism, which exploits inherent lexical ambiguity to reassign meaning and subvert the original communicative intent. Employing Langacker’s (2001) Current Discourse Space (CDS) model, the analysis demonstrates how hyper-understanding and figure-ground reversal operate within the CDS to reconfigure shared conceptual structures. Qualitative analysis of 150 repartee instances (50 per language) reveals universal cognitive strategies: (1) responders detect and subvert implicit assumptions via syntactic/lexical mirroring, and (2) reorient evaluative hierarchies by shifting the figure (salient focus) and ground (contextual assumptions) within the CDS.
۵۳۲۵۴.

بررسی ساختاری سنت های ادبی در نظیره های مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری «بر پایه استعاره، تشبیه، تمثیل و کنایه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۰
منظومه مخزن الاسرارِ نظامی از آثار ارشمند در حوزه ادبیات تعلیمی است که مورد اقبال و تقلید شعرای بسیاری قرار گرفته است. بررسی نظیره های این مثنوی از دیدگاه های ساختاری و محتوایی، تأثیرپذیری این شاعران از نظامی گنجوی و ویژگی های سبکی این اثر را آشکار می سازد. در پژوهش حاضر 8 نظیره مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری شامل مطلع الانوار ، صفانامه ، روضه الانوار ، المشاهد ، مظهرالآثار ، نقش بدیع ، مظهرالاسرار و تحفه الاحرار مورد مطالعه قرار گرفته است. هدفِ پژوهش بررسی سنت های ادبی در اشعار نظیره گویان مخزن الاسرار و یافتن میزان تأثیرپذیری ساختاری و محتوایی (سبکی، بیانیِ) آن ها با این منظومه است. بیان میزان به کارگیری نظیره پردازان مخزن الاسرار از مهارت های کاربرد سنت های ادبی در نسبت با این مثنوی و یافتن نوآوری ساختاری و محتوایی آن ها از دیگر هدف های این پژوهش است. یافته ها نشان می دهند که ارتباط مخزن الاسرار و نظیره های آن، ماهیتی تقلیدی دارد به طوری که اثر پسین، بازسرایی و بازآفرینی معنایی از پیش گفته شده در شکل و بافتی تقلیدی از مخزن الاسرار است و این تقلید چیزی از ویژگی های فردیِ مقلّد را در خود ندارد که سبب تفاوت آن ها از اثر الگو شود. این ارتباط زمینه های تقلید، تداعی، تلفیق و وابستگی را شامل می شود. علاوه براین هیچ یک از نظیره گویان نتوانستند به هم طرازی و عمق سخن و اندیشه نظامی برسند و بیشتر به ظاهر و ساختار بیرونی مخزن الاسرار توجه داشته اند. نظامی تمام آرایه های بلاغی را بیشتر برای مضمون پردازی و آراستن لفظ و صورت به خدمت می گیرد و حتی ساده ترین معانی را چنان هنرمندانه به تصویر می کشد که نظیر آن را در هیچ یک از مقلّدان وی نمی توان یافت.
۵۳۲۵۵.

از مطرودیت تا تقدس: بازنمایی بدن متفاوت در داستان «نمازخانه کوچک من» از هوشنگ گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۰
در این مقاله به سراغ بررسی نحوه بازنمایی مؤلفه ای جسمانی، معلولیت، در داستان کوتاه «نمازخانه کوچک من» رفته ایم. هدف از انجام چنین پژوهشی تأکید بر اهمیت بازنمایی معلولیت به مثابه امری طردشده در جهان داستانی است. برای این منظور، داستان انتخابی را با رویکردی بینارشته ای بررسی کردیم: از یک سو، ملاحظات جامعه شناختی را با تمرکز بر مطالعات معلولیت در تحلیل وارد کردیم و از سوی دیگر، مؤلفه های روایت شناختی همچون شخصیت پردازی، نوع راوی و شیوه کانونی سازی را مدنظر قرار دادیم. یافته های ما نشان می دهد که نحوه پرداخت این عناصر روایی نقش بسزایی در شکل دهی به بازنمایی شخصیت معلول دارد. به طور خاص، در این داستان همزمانی راوی و شخصیت معلول (راوی خودداستان) امکان ارائه تصویری ناب و بی واسطه از تجربه زیستن با بدنی متفاوت را فراهم می آورد. به عبارتی، به کارگیری شگردهایی چون کانونی سازی شخصیت معلول و روایت کیفی ظاهر و احوال او از زبان خودش، گامی مؤثر به سوی خلق بازنمایی ای غیرکلیشه ای و تجربه محور از معلولیت به شمار می آید. راوی و شخصیت اصلی این داستان در یک تک گویی طولانی، خطاب به مخاطب گاه به طور ضمنی و گاه آشکار به نقد گفتمان های طردکننده می پردازد. از این جهت داستان «نمازخانه کوچک من» در بازنمایی معلولیت به مثابه بدنی متفاوت، ناهمسو با گفتمان های پزشکی و دیگری ساز است و معلولیت را نه همچون امری زشت و نامطلوب، بلکه همچون خصیصه ای زیبا، مطلوب و شخصی بازنمایی می کند.
۵۳۲۵۶.

حیوان، «دیگری باختینی» در داستان های کوتاه چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۱
هدف این جستار، تبیین و تحلیل کارکرد «حیوان به مثابه دیگری باختینی» در داستان نویسی صادق چوبک است؛ میخاییل باختین با طرح نظریه چندآوایی و دفاع از گفتمانِ گفت وگومرکز، تلاش کرد صداهای ضعیف به حاشیه رانده شده، ازجمله صدای «دیگری» را به گوش «مرکز» برساند و از این رهگذر قدرت را «نامرکز» کند و با «گفتمان های اقتدارگرای خودمرکزپندار» بستیزد. چوبک نیز از رهگذر گفت وگوپردازی و اعتباربخشی به آوا و اندیشه و صدای دیگری، همچون باختین علیه گفتمان تک صدا و خود محور روزگارش به پا خاست. وجه ممیزه اصلی کار چوبک در طبیعت گرایی ادبی او نهفته است؛ این طبیعت گرایی، چوبک را بر آن داشت که در روایت از شخصیت های حیوانی در مقام کنشگر اندیشه ور به مثابه دیگری، بیشتر بهره ببرد.  در پژوهش پیش رو با بهره گیری از دیدگاه باختین، کارکرد حیوانات در داستان های کوتاه صادق چوبک با تمرکز بر تجلی آن ها در مقام دیگری به شیوه توصیفی- تحلیلی بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد که چوبک با انتخاب حیوانات به عنوان شخصیت های داستان هایش و البته میدان دادن به آن ها توانسته است هم فضیلت های فراموش شده را به آدمی گوشزد کند و هم گامی به سوی رهایی از بند گفتمان های اقتدارگرا و خودمرکزبین بردارد. حیوانات به مثابه دیگری در داستان های کوتاه صادق چوبک وسعتی به اندازه بشریت پیدا کرده اند. او به این وسیله عقده های پدرانگی انسان قرن بیستم را که در صنعت و تکنولوژی غرق شده است نیز به تصویر می کشد.
۵۳۲۵۷.

نقش شاعران و انجمن های ادبی در برپایی جشن های هزاره فردوسی و کنگره ۱۳۱۳ شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۵
در اوایل حکومت رضاشاه برگزاری کنگره ۱۳۱۳.ش و جشن های فردوسی در ایران و دیگر کشورها با ایده طراحان فرهنگی رضاشاه جهت تحکیم پایه های ملّیت بود و در نشریات داخل و خارج از کشور انعکاس زیادی داشت. در کنگره هزاره فردوسی هشتاد و یک دانشمند و پژوهشگر خارجی و ایرانی شرکت داشتند. این کنگره در کنار دستاوردهای علمی و فرهنگی آن به لحاظ تبلیغی و نقش و حضور شاعران ایرانی و خارجی نیز حائز اهمیت است. نویسندگان این مقاله با بررسی منابع تاریخی  و  ادبی دوره رضاشاه به این فرض می رسند که در این بین نقش و نگرش شاعران و انجمن های ادبی در تقابل با کنشگری رجال سیاسی نادیده انگاشته شده است. در این جستار نویسندگان در پی آن هستند که به شیوه تحلیلی به بررسی علل و عواملی بپردازند که موجب شده است تا نقش شاعران و انجمن های ادبی کمتر نمود پیدا کند و جهت اثبات مدّعای خود به شرح و توصیف پنجاه و چهار شعر از شاعران ایرانی و خارجی و عملکرد ده انجمن پرداخته اند و در پایان داده های کمی جامعه آماری با رسم نمودار آمده است. ناآگاهی از نقش و حضور شاعران در جشن های فردوسی و کنگره 1313 و فراوانی ستایش سروده ها، معلول عواملی ازجمله بدبینی رضاشاه نسبت به کارگزاران دولتی، تبعید و عزل آنان و فرمایشی بودن فعالیّت برخی انجمن های ادبی است. از دستاوردهای این پژوهش تثبیت نقش و حضور فعّال شاعران و انجمن های ادبی در حاشیه کنگره ۱۳۱۳.ش و جشن هزاره فردوسی در شهرها و مراکز فرهنگی است. 
۵۳۲۵۸.

La conjonction or et ses rapports de transition et d’opposition Enjeux traductionnels français-persans(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۸
Dans l’univers de la traduction, s’il s’agit de deux langues complètement différentes, ce qui fait tomber le traducteur/la traductrice dans le piège de simplification c’est le choix d’un équivalent équivoque pour un mot polysémique. Ce choix mène le lecteur du texte traduit au malentendu ou bien à la male compréhension. Le but de cette recherche est d’éclairer les orientations linguistiques concernant la traduction de la conjonction or en langue française et percevoir son idée de «la transition» et sa valeur d’«opposition». La partie théorique de cette recherche concerne l’étude des différents sèmes de la conjonction or et leurs sens divers d’après les différents ouvrages grammaticaux. Ensuite, nous vérifions quelques phrases littéraires dans lesquelles cette conjonction a été traduite selon sa valeur d’opposition. En ce qui concerne le résultat de cette recherche, nous indiquons comment le traducteur arrive à traduire la valeur d’opposition de la conjonction or et comment cette traduction conduirait à la perte d’une partie du sens. Cette recherche contrastive et analytique, reliant une question de la grammaire à des concrétisations traductionnelles, essaye de dévoiler la raison pour laquelle cette imprécision à l’égard de cette conjonction est née dans la traduction persane tout en s’approchant des règles syntaxiques des grammairiens du français et du persan.
۵۳۲۵۹.

جهان بینی ریزوماتیک دلوز در هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
ژیل دلوز، فیلسوف برجسته پساساختارگرای قرن بیستم، با طرح مفاهیمی نوین، الگوهای سنتی تفکر غربی را به چالش کشید. نظام «ریزومی» او، به مثابه بدیلی برای ساختارهای سلسله مراتبی، زمینه خوانشی چندصدایی و غیرمتمرکز از متون را فراهم می کند. این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین مؤلفه های خوانش دلوزی در رمان هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها اثر رضا قاسمی، سه شاخص کلیدی «صیرورت»، «قلمروزدایی و بازقلمروگذاری» و «اقتدارزدایی» را به عنوان چهارچوب نظری برگزیده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است که از رهگذر تطبیق مفاهیم دلوزی با ساختار روایی، شخصیت پردازی و ژرف ساخت اثر، امکان بازخوانی آن در چهارچوب ادبیات پست مدرن را می سنجد. یافته ها نشان می دهد که رمان قاسمی با گریز از الگوهای خطی، تقلیل مرکزیت راوی و خلق فضاهای بینابینی، به شکلی منسجم مؤلفه های فلسفه دلوز را بازتاب می دهد. فرایند «صیرورت» در دگردیسی شخصیت ها، «قلمروزدایی» در گسست از هویت های ثابت و «اقتدارزدایی» در فروپاشی روایت های کلان، به مثابه وجوه بارز این تطبیق پذیری شناسایی شدند. این مطالعه بر آن است که هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها ، با عبور از منطق دوگانه انگارانه، نمونه برجسته ای از ادبیات ریزوماتیک است که خوانش چندلایه پست مدرنیستی را ممکن می سازد. نتایج پژوهش، علاوه بر آشکارسازی ظرفیت های نظریه دلوز در نقد ادبی، جایگاه این رمان را به عنوان متنی پیشرو در حوزه ادبیات معاصر فارسی تثبیت می کند.
۵۳۲۶۰.

Palimpsestes et contagiosité dans La Peste d’Albert Camus et l’Aveuglement de José Saramago, intertextualité comme métamorphose et/ou métaphore?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۰
L’intertextualité littéraire est la mémoire du passé et offre un terrain fertile pour explorer la richesse des dialogues entre auteurs éloignés dans l’espace-temps. Dans cet article, nous nous plongerons dans l’univers de deux figures marquantes de la littérature pandémie, Albert Camus et José Saramago, pour retracer les emprunts, inspirations, et transformations opérés à partir de leur héritage littéraire, en particulier autour de la thématique de la contagiosité, et à travers deux œuvres emblématiques: La Peste et L’Aveuglement . Cette recherche se propose donc d’analyser la manière dont Saramago s’inspire de l’héritage camusien tout en développant une approche distinctive de la contagiosité. Cela nous amène à nous demander comment et dans quelle mesure Saramago met la littérature au seconde degré en réinvestissant le concept de la contagion, dans les niveaux textuel et contextuel, comme à la fois concept issu de l’intertextualité défini par Durkheim, et transfiguration de l’épidémie. A cet égard, à travers l’examen des procédés et techniques relevant de l’intertextualité, qui permettent le réinvestissement du motif de la contagiosité dans l’œuvre de Saramago, nous aborderons également les convergences et divergences entre les styles narratifs et les visées symboliques de deux auteurs. L’objectif principal de cette recherche consiste à l’examen de l’approche intertextuelle dont José Saramago dialogue avec l’héritage camusien à travers la représentation de la thématique de la contagiosité en tant qu’allégorie sociale, et métaphore obsédante de l’absurde. Pour ce faire, la théorie de l’intertextualité de Genette dans Palimpseste, littérature au seconde degré , et la modélisation typologique de l’intertextualité par Vincent Jouve, dans Poétique du roman , servent de cadre théorique à la méthodologie adoptée qui consiste à l’étude de la notion d’intertextualité comme métamorphose, selon la logique du palimpseste, et/ou comme métaphore de la contagiosité, selon la classification générique de Durkheim qui considère l’intertextualité comme à la fois contagion et imitation.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان