ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۱۶۱ تا ۵۳٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۳۱۶۱.

شخصیه محمّدعلی أکبر فی قصّه "موت سریر رقم 12" من منظور الراوی؛ دراسه نفسیه وفقا لنظریه "عقده النقص" لآلفیرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
یُظهر الأدب وعلم النفس، على الرغم من اختلافاتهما المنهجیه، روابط عمیقه بسبب دراستهما المشترکه لتعقیدات الإنسان. وقد أدى تآزرهما إلى فهم أکثر شمولاً للإنسان وقضایاه. هذا الاندماج، ولاسیما من خلال التحلیل النفسی للنصوص الأدبیه من قبل رواد مثل فروید وأدلر، یساعد فی استکشاف أعمق للعالم الداخلی للشخصیات وتحدیاتها النفسیه. فی هذا السیاق، تناولت الدراسه الحالیه، باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، العوامل التی تکمن وراء عقده النقص فی شخصیه محمد علی أکبر فی قصه "موت سریر رقم 12"، وهی القصه السابعه ضمن مجموعه "موت سریر رقم 12" لغسّان کنفانی، الکاتب والصحفی الفلسطینی. کما بحثت الدراسه فی علامات هذه العقده فی شخصیه محمد علی أکبر والآلیات الدفاعیه التی یستخدمها. تُشیر نتائج البحث إلى أن عقده النقص لدى محمد علی أکبر تنبع من الإهمال العاطفی والفقر الاقتصادی، مما أدی إلى قلق أساسی واعتماد تقدیر الذات لدیه على عوامل خارجیه. وتظهر هذه العقده لدیه من خلال علامات مثل الغضب الموجه نحو اکتساب الثروه، والکراهیه المعممه للمحیط، والتشاؤم المُسقط. یستخدم محمد علی أکبر لمواجهه عقده النقص، التعویض العدوانی الأدْلری مثل تکدیس الثروه والزواج من امرأه قویه، والتعویض العزائی أی الهروب فی أحلام الیقظه حول العوده المنتصره، بالإضافه إلى النکوص الفرویدی الذی یتجلى فی التعلق المفرط بالصندوق.
۵۳۱۶۲.

تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی چکیده باورهای بلاگردانی بخش مهمی از باورهای مردم هر جامعه ای را تشکیل می دهند. این باورها در میان مردم کرد نیز جایگاه خاصی داشته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل این باورها می پردازد و می کوشد مواردی چون بلاگردانی جهت دفع بیماری، مرگ، بلایای طبیعی، جانوران خطرناک، چشم زخم، آل و جن زدگی را تجزیه و تحلیل کند. شناساندن این باورها، دلیل کاربرد و تجزیه و تحلیل آن ها از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که باورهای بلاگردانی مردم کرد مبتنی بر دو قانون هومیوپاتیک و تماس است و برخی نیز به موازات باورهای دینی شکلی نو به خود گرفته اند به گونه ای که برای اهداف متمایز به کار برده می شوند. واژه های کلیدی: باور، باور بلاگردانی، باور دینی، قانون تماس، قانون هومیوپاتیک.
۵۳۱۶۳.

دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) مع مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۷
إن العداله الاقتصادیه باعتبارها أحد رکائز الحکم الإسلامی کانت لها أهمیهٌ خاصهٌ فی السیاسه الاقتصادیه للإمام علی (ع). وعلی هذا الأساس فإن هدف هذه المقاله هو إجراء دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ومحاوله مقارنه خصائص وأهداف نظام الضرائب فی تلک الحقبه مع المبادئ الاقتصادیه الحدیثه. تمّ إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، ولتحقیق هذه الغایه، یتمّ أولاً تقدیم مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ثم یتم تحلیل بنیه وخصائص نظام الضرائب عند الإمام علی (ع)، مثل أنواع الضرائب (الخراج، والجزیه، والزکاه) وأهدافها (التوزیع العادل لبیت المال، وتقلیل الفوارق الطبقیه). وبعد ذلک سیتم مناقشه مقارنه بین نظام الضرائب عند الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه. تتضمن هذه المقارنه دراسه وجهات التشابه والاختلاف فی المبادئ الاقتصادیه، وأنواع الضرائب، وکیفیه جمع الموارد وتوزیعها، فضلاً عن الاهتمام بالفئات الأضعف فی المجتمع. وتظهر النتائج أنه على الرغم من وجود اختلافات فی البنیه وتعقیدات التنفیذ، فإن مبادئ العداله ودعم الضعفاء والتوزیع العادل للموارد مشترکه بین النظامین. وأخیراً، یناقش هذا المقال الاستنتاجات والمقترحات لتحسین النظام الضریبی الحدیث استناداً إلى تعالیم الإمام علی (ع). وتتضمن المقترحات استخدام مبادئ العداله والإشراف الدقیق على مسؤولی الضرائب، وهو ما یمکن أن یساعد فی تحقیق العداله الاقتصادیه وتقلیص الفجوات الطبقیه والحد من التفاوت فی المجتمعات الحدیثه. ویؤکد هذا البحث على أهمیه الاهتمام بالتجارب التاریخیه للنظام الضریبی الإسلامی من أجل الارتقاء بالأنظمه الاقتصادیه المعاصره.
۵۳۱۶۴.

گستره فرهنگ در دست بافته های پرویز تناولی از فضای حقیقی تا فضای استعاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
پرویز تناولی از مهم ترین هنرمندان ایرانی و از پیشروان مکتب سقاخانه است. مهم ترین ویژگی آثار او استفاده از عناصر هنر ایرانی و شرقی در امتداد هنر جهانی است. از جمله آثار تناولی در راستای ویژگی گفته شده فرش های اوست که نشان از پژوهش از سویی و استفاده از یافته های پژوهش از سوی دیگر برای بیان هنری است. این فرش ها می توانند دو گونه فضا را برای مخاطب بازنمایی کنند: فضای حقیقی جغرافیایی که نشانگر ویژگی های فرش هر منطقه از ایران است و فضای استعاری که پیوند ژرفی با اسطوره، ادبیات و اندیشه ایرانی دارد. پرسشی که می توان در این راستا مطرح نمود این است که چگونه این دو فضای حقیقی و استعاری معناسازی می کنند و عرصه گفتگو و تعامل بینافرهنگی می گردند؟ تحلیل ما بر پایه آرای نظری یوری لوتمان، نشانه شناس روسی مکتب تارتو- مسکو است که با بهره بردن از تعریف فرهنگ، سپهر معنایی یا نشانه ای را تعریف کرده که برای توضیح کارکرد انواع زبان های کلامی و غیرکلامی ضروری به نظر می رسد. این سپهر هم شرط و هم نتیجه گسترش فرهنگ است و وابسته به درک فضاهای مختلف از جمله حقیقی و استعاری می باشد. ما نیز برای تحلیل فرش های پرویز تناولی از دیدگاه لوتمان و هم حضوری لایه های معنایی در سپهر نشانه-معنایی بهره برده ایم و به این نتیجه دست یافته ایم که فرش های تناولی سپهر معنایی جدیدی خلق کرده اند که شبکه ای از تعاملات همه جانبه بین فرهنگ و سنت و ارزش های فرهنگی-اجتماعی جامعه ایرانی از سویی و پیوند با جامعه فرهنگی-هنری جهانی از سوی دیگر است.
۵۳۱۶۵.

مقایسه عناصر غنایی در خسرو و شیرین، لیلی و مجنون نظامی گنجوی با همای و همایون و گل و نوروز خواجوی کرمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
در این مقاله به بررسی و مقایسه عناصر ادب غنایی به کار رفته در مثنوی های خسرو و شیرین، لیلی و مجنون نظامی گنجوی با همای و همایون و گل و نوروز خواجوی می پردازیم. مواردی از قبیل عناصر محتوایی و عاشقانه، ترکیبات و تعبیرات غنایی، توصیفات نرم و لطیف، فضای غم آلود و انزواطلبانه، وصل و هجران، عاشق و معشوق، تصاویر و عناصر صوری، ذهن و زبان، زاویه دید، شخصیت های منظومه ها به تحلیل و مقایسه پرداخته شده است. این که خواجو به چه میزان تحت تأثیر نظامی بوده، یا ابتکار عمل و نوآوری هایی از خود نشان داده است، مورد تحلیل قرار می گیرد. بخش فراگیری از موضوعات غنایی و عشقی در هر منظومه غنایی با ذهنیات، احساسات و عواطف درونی، روزگار حال و گذشته شاعر عجین شده است. یافتن و الفت برقرارکردن بین مناسبات غنایی هر دو شاعر، به این پرسش پاسخ می دهد که در آثارشان به چه نوع مؤلفه هایی در بیان عناصر غنایی اهمیت بیشتری داده شده که در آثار دیگری مشاهده نمی شود؟ هدف کلی مقاله، مقایسه و تبیین نوع بیان عناصر غنایی در مورد پژوهش است. خواجوی کرمانی همچون نظامی گنجوی، با نرم سرایی و ساده سازی مفاهیم شعری را به ادبیات عامیانه و مردمی نزدیک کرده است. شواهد به دست آمده در این پژوهش، بیانگر آن است که مثنوی های نظامی گنجوی و خواجوی کرمانی در تعریف ویژگی های عناصر غنایی مشابهت هایی با هم دارند و سطحی از اختلاف در شیوه بیان مؤلفه های غنایی وجود دارد که این اختلافات برجسته به نظر نمی رسد.
۵۳۱۶۶.

تفسیر و تحلیل کاربرد واژه «کافور» در آثار خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
کافور مادّه ای خوشبو با خواص دارویی بسیار است. این مادّه، در فرهنگ ایران بسیار کاربرد داشته و در پهنه ادب فارسی نیز راه یافته است. شاعران و نویسندگان با توجه به ویژگی های بی شمار و خاص این مادّه، از این واژه، در مضمون آفرینی و ابداع تصاویر هنری گوناگون بهره برده اند. در آثار خاقانی شروانی، واژه کافور دامنه تکرار بالایی دارد. خاقانی که استاد معناآفرین است، علاوه بر استفاده این واژه در معنای ظاهری، به صُوَر خیال نظر داشته و واژه کافور را در موارد زیادی، در معنای مجازی و ادبی گماشته و تصاویر هنری خیال انگیزی آفریده است. خاقانی در غالبِ موارد استفاده از واژه کافور، این واژه را با گونه های علم بیان همراه کرده و کلام خود را به این زیورهای ادبی آراسته است. تصویرهای شاعرانه ای که خاقانی با واژه کافور آفریده است، به دو دسته عناصر طبیعی و متعلّقات انسانی تقسیم می شود. وی در کاربرد واژه کافور، بیش از همه شاخه های علم بیان، به استعاره و سپس تشبیه نظر داشته است. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است؛ پژوهندگان نخست ابیات و عباراتی از آثار خاقانی را که واژه کافور در آن ها به کار رفته است، استخراج کرده و سپس با تحلیل آن ابیات و عبارات، صُوَر خیال موجود در واژه کافور را تبیین نموده و به گره گشایی شعرِ خاقانی پرداخته اند. در پایان نیز با ارائه جدول، آمار استفاده خاقانی از واژه کافور با توجه به صُوَر خیال آورده شده است.
۵۳۱۶۷.

حقوق شهروندی و آداب اجتماعی در شمس و طغرای میرزا محمدباقر خسروی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
حقوق شهروندی و آداب اجتماعی از جمله موضوعاتی است که با توجه به بافت آثار منثور در مضامین این نو نوشته ها قرار می گیرند. مفاهیمی چون حقوق شهروندی از مصادیق تجدد و نوگرایی در عصر حاضر محسوب می شود که بیش تر متأثر از اندیشه های غربی و به تأسی از زمینه های ذهنی، تحولات سیاسی و اجتماعی در اروپا در اندیشه و فرهنگ ایرانیان هم وارد شد و نویسندگان ایرانی از این مفهوم در آثار و نوشته های خود استفاده کردند و بیش از هر چیز در آثار منثور معاصر نمود یافت. از طرف دیگر آداب اجتماعی نیز با توجه به تعامل ادبیات با جامعه بخشی از درونمایه آثار منثور را به خود اختصاص داده اند. یکی از این نویسندگان که در این پژوهش مورد مداقّه قرار گرفته است، میرزا محمدباقر کرمانشاهی، متخلص به خسروی است. هدف از نگارش این مقاله بررسی حقوق شهروندی و آداب اجتماعی در شمس و طغرای خسروی است که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. نتایج حاصل پژوهش نشان می دهد که خسروی در شمس و طغرا بیش تر بر جنبه واقع گرایی نوشته است و سعی داشته بیان واقعیت-های جامعه را سرلوحه کار خود قرار دهد.
۵۳۱۶۸.

تحلیل تطبیقی تصاویر داستان های بازنویسی شده شاهنامه براساس رویکرد متن و تصویر پری نودلمن (داستان های بازنویسی شده آتوسا صالحی و حسین فتاحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
کتاب های تصویری با انتقال مفاهیم از طریق تصویر، نقش مهمی در تعلیم و تربیت و همچنین شکل گیری و رشد ابعاد ذهنی و اطلاعات مخاطب کودک و نوجوان از شخصیت، محتوا، فضا و حال و هوای داستان دارند. یکی از کارکردهای مهم تصویر، انتقال فضا، لحن و محتوای داستان های کهن برای مخاطب کودک و نوجوان است. شاهنامه فردوسی یکی از متونی است که برای نوجوانان بازنویسی شده است. استفاده از عنصر تصویر در بازنویسی این اثر گران سنگ، مخاطب را در شناخت قهرمانان، اسطوره های ملی و فضای حماسی داستان آشنا می کند. هدف این جستار، بررسی و تحلیل تصاویر داستان های بازنویسی شده شاهنامه براساس مولفه-های متن و تصویر پری نودلمن است. نودلمن شش مولفه برای تصویرپردازی داستان پیشنهاد می دهد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به دنیال پاسخ گویی به این سوالات است که تصاویر داستان های بازنویسی شده تا چه اندازه با مولفه های شش گانه نودلمن درباره تصویر مطابقت دارد؟ 2. کدام مولفه از موارد شش گانه نودلمن در تصاویر داستان های بازنویسی شده دیده می شود؟ 3. تصاویر بازنویسی شده کدام روایت (صالحی یا فتاحی) با مولفه های شش گانه مطابقت بیشتری دارند؟. نتایج نشان داد که تصاویر داستان های بازنویسی شده (به روایت صالحی و فتاحی) بیشتر با مولفه های اول (ابتدایی ترین ارتباط میان متن و تصویر) و دوم (تصویر صرفاً معادل دیداری واژگان را عرضه می کند) نظریه نودلمن مطابقت دارند. مولفه سوم که مهم ترین مولفه از نظر تصویرپردازی است، در هیچ کدام از تصاویر داستان های بررسی شده، دیده نشد.
۵۳۱۶۹.

نقش ساختار زبانی در شکل گیری روایت رمان؛ بررسی مدل کنشگرانه گرماس در تعامل با نظریه سوسور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۱
از منظر ساختارگرایی شخصیت در روایت نه صرفاً عنصری داستانی، بلکه کنشگری فعال در فرایند معناپردازی و سازمان دهی روایت است. در این چارچوب نظری، مفهوم شخصیت با نقش ها و کارکردهای روایی پیوندی ناگسستنی دارد و جایگاهی فراتر از موجودیتی ایستا و منفعل می یابد. شخصیت ها در مقام کنشگران، در تعامل مستمر با سایر عناصر روایت نقشی تعیین کننده در شکل گیری حرکت داستان و انسجام درونی آن ایفا می کنند. نظریه پردازان ساختارگرا با تمرکز بر روابط میان کنشگران، تلاش می کنند سازوکارهای درونی روایت را تحلیل پذیر سازند و زبان روایت را به مثابه نظامی ساخت یافته که با رخدادها، کنش ها و کارکردهایِ نقشی در ارتباط است، بررسی نمایند. در پژوهش حاضر با تکیه بر تمایز زبان شناختی فردینان دو سوسور میان "زبان" و "گفتار"، در ابتدا مروری اجمالی بر روایت شناسی پراپ صورت گرفت و سپس به واکاوی مدل کنشگرای گرماس به منزله چارچوبی ساختاری-زبانی برای فهم نحوه سازمان یافتگی روایت پرداخته شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روایت داستانی همانند گفتار زبانی واجد ساختاری دوسویه است: نخست؛ روساختی که زنجیره ای از رخدادهای روایی را دربرمی گیرد، و دوم؛ ژرف ساختی که منطق معنایی و کارکردی کنش های شخصیت ها را بنیاد می نهد. از منظر گرماس این ژرف ساخت بر سه محور دوگانه فرستنده/گیرنده، موضوع/فاعل، و یاریگر/بازدارنده استوار است؛ محورهایی که تعامل نظام مند و پویا میان آن ها نه تنها پویایی عملکردی روایت را سامان می دهد، بلکه مسیر معنایی و جهت گیری ارتباطی آن را نیز مشخص می سازد.
۵۳۱۷۰.

تحلیل لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
بهرام اردبیلی در هفت سروده با عنوان هفت پیکر، از لیلی و مجنون نظامی تأثیر پذیرفته است، او از زاویه دید لیلی و مجنون ، برش هایی از این منظومه غنایی را بازخوانی کرده است، خوانشی که در آن، خواننده وجهه ای فعال به خود می گیرد، شاعر با ایجاد معناهای چندگانه و تصویری تر کردن مفاهیم، ارائه تصاویر تودرتو با نظامی، قابلیت چندمعنایی در متن ایجاد می کند که مخاطب با تأویل آن، گویی دوباره شعر را می نویسد. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی و تحلیلی، به روابط مشترک و متقابل در تصاویر و مفاهیم لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی خواهیم پرداخت، همان گونه که در نظریه بینامتنیت، روابط تقلیدی و تقابلی در ساختار دو متن، بررسی خواهد شد. اردبیلی در فرایند این تأثیرپذیری با تکیه بر شعر نظامی، شعری تصویری تر و سنّت شکنانه ارائه داده است که یادآور تفکر تصویرگرای نظامی در شعر است. همچنین، اردبیلی در دیدگاه خود در مفاهیمی چون اتحاد عاشق و معشوق، مرگ دوستی درراستای وصال با معشوق، امید به وصال و اشاره به بخش هایی از روایت اصلی لیلی و مجنون از نظامی تأثیر پذیرفته است.
۵۳۱۷۱.

تقابل و تعامل جمال و جلال در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۵
عرفان و تصوف در هر کجای عالم که شکل گرفته، اساساً وجهه یی دینی داشته است. امّا عارفان، برخلاف اهل شریعت، نگاهشان به دین نگاهی جمال شناسانه بوده است. اینان با تکیه بر تجربه های شخصی و ژرف نگری در شریعت و دریافت های اشراقی خویش، از دین، عادت زدایی کرده و کوشیده اند مردم را با سرچشمه باورهای دینی آشنا کنند. همین طرز تلقی از دین، به تدریج نظام عرفانی را با سازه های مختلف، پدید آورده است. در این میان بنیادی ترین عنصر، اسم یا کلمه است که تمام هستی با تجلّی آن ایجاد می گردد. هم چنان که در اسلام و عرفان اسلامی کلمه کُن، ایجادگر هستی است. در مقاله حاضر تقابل و تعامل دو کلمه یا اسم جلال و جمال، که به یک اعتبار مصدر تمام آفریده ها در دو ساحت قهر و لطف الهی و زمینه ساز حرکت و پویایی هستی است، در مثنوی مولانا، مورد بحث قرار گرفته است. تامل بر داده های تجلّی جمالی و جلالی و قلمرو گسترده آن ها، که با روش کتابخانه یی گردآوری و با روش توصیفی تحلیل شده است نشان می دهد که مولانا، ضمن توجه به تقابل این دو، همه جا جمال را بر جلال مقدم شمرده و با توجه به نگرش عاشقانه اش به هستی، جلال الهی را هم نوعی جمال یا لطف خدا به انسان در نظر گرفته است.
۵۳۱۷۲.

A Hypocrite Protagonist: Iranian Picaroon in the Alleys of Baghdad Picaresque Features of Mashala-Khan in Harun al-Rashid’s Court by Iraj Pezeshkzad(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۲
Though Mashala-Khan in Harun al-Rashid’s Court is a known novel in contemporary satirical Persian literature, its picaresque features have never been systematically studied. This descriptive-analytical research investigates how such features in the narrative structure and characterization of this novel have been localized and what innovations in combining those features with Persian traditional narrative style are achieved. First, the narrative and episodic structure, the satirical language, and the protagonist’s actions are classified. Then, through a thematic analysis, the function of each feature (travel, poverty, trickery, and disguise) in the socio-critical approach of the text are discussed. The theoretical framework is based on Abrams and Geoffrey (2012) and Cuddens’ (1979) definitions. The findings show the episodes contain three balanced layers of verbal, situational, and structural satire that reveal a localized background to show the social and cultural inequalities of the time. Traveling in time is a symbolic quest for social justice. Poverty and trickery become the protagonist’s motivation through which a bitter satire and popular creativity is achieved. Besides, the disguises turn the obscure identity into a device for revealing the power structure and the corrupted bureaucratic system. This study provides a model for studying contemporary Persian picaresque texts. The model helps us to recognize a combination of Western features of the genre and Persian narrative traditions.
۵۳۱۷۳.

نقدی بر تصحیح های تاریخنامه هرات و تصحیح و توضیح چند کلمه دشوار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه: تاریخ های محلّی افزون بر ارزش های تاریخی و جغرافیایی، از منظر زبانی نیز حائز اهمّیّت هستند، به ویژه آن تاریخ هایی که در گذرگاه های تاریخی و جغرافیایی نوشته شده اند. تاریخنامه هرات تألیف سیفی هروی، از متون کهن تاریخ محلّی خراسان و گزارش وقایع روزگار ملوک آل کرت در قرن های 7 و 8ق است که مؤلّف شاهد عینی برخی از وقایع آن بوده است. مصحّح متونی چون تاریخنامه باید گذشته از شناختی از متون فارسی کهن، با زبان های دیگری نیز که مؤلّف با آنها آشنا بوده است، مأنوس باشد.روش: در مقاله حاضر، با نگاهی انتقادی و با تأکید بر گستره زبانی مؤلّف و با توجّه به عناصر درون متنی و منابع بینامتنی و نسخه ای تازه از این اثر به تصحیح و توضیح برخی از دشواری های زبانی متن پرداخته ایم.یافته ها: از تاریخنامه هرات دو تصحیح موجود است. تصحیح نخست در سال 1322ش توسّط محمّد زبیر صدیقی در کلکته به انجام رسیده است؛ و بار دیگر، در سال 1383 در ایران، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد تصحیح دیگری از این متن فراهم آمده است. هر دو تصحیح خطاها و سهوهای متعدّد و متنوّعی دارند؛ اشکالاتی که برآمده از عدم شناخت وزن، مأنوس نبودن با سبک مؤلّف، نشناختن کلمات ترکی و عربی گاه نادر متن، آشنا نبودن با متون مرتبط با متن مورد تحقیق است.
۵۳۱۷۴.

بررسی کهن الگوی آب در داستان های عامیانه لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
آب به سبب ویژگی هایی چون جان بخشی، پاک کنندگی و مینوی بودن، داشتن پیوند تنگاتنگ با زمین، آبادی، زندگی و تمدن در بیشتر تمدن های کهن جنبه ای مینوی و اسطوره ای یافته است. از آنجا که در بسیاری از داستان های کهن و عامیانه ایرانی نیز اسطوره آب نمودی آشکار دارد، جستار پیش رو در پی یافتن پاسخ این پرسش است که بن مایه های اسطوره آب و بازتاب کهن الگوهای آن تا چه میزان و با چه بازنمودهایی در داستان های عامه لرستان یافت می شود. برای یافتن پاسخ، نمودهای اسطوره ای آب در داستان های عامیانه لرستان با شیوه توصیفی تحلیلی و بر پایه سه منبع و چهره اصلی در زمینه بررسی کهن الگویی بن مایه های اسطوره ای (کمبل، هینلز و خدیش و داودی مقدم) بررسی و گزارش شد. نتایج پژوهش گویای آن است که در 33 داستان از 183 داستانِ بررسی شده، اسطوره آب در نمودهایی چون روزی رسانی، یاری رسانی، دلدادگی، قربانی کردن دختر، دارآب و گذر از آب بازنمایی شده است. همچنین روشن شد که «پیوند زن و آب» آشکارتر از دیگر بن مایه هاست که این نشانی از ارزش زندگی بخشی آب و زن در زندگی و فرهنگ مردم لرستان و یادآور ایزدبانوی آب ها، آناهیتا و امشاسپندان مادینه نگاهبان آب در اسطوره های کهن ایرانی است.
۵۳۱۷۵.

ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
۵۳۱۷۶.

تحلیل جامعه شناختی رمان «سال های ابری» بر پایه نظریه «اریش کوهلر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی رمان «سال های ابری» نوشته علی اشرف درویشیان بر پایه نظریه «اریش کوهلر» انجام گرفته است. این رمان، تجربه ها و شواهد عینی زندگی و جامعه نویسنده است. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، رمان را در جهت ترسیم چهره طبقات اجتماعیِ فرودست از جمله وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه آن دوره که مقارن با حکومت پهلوی است، تحلیل کرده ایم. این اثر نمودار وضع نابسامان اقتصاد، تغییر ابزار تولید و آغاز صنعتی شدنِ جامعه و رشد بورژوازی و تحولات بدون پیش ساختار است. درویشیان، منشأ نابسامانی های اجتماعی را رشد سرمایه داری و نظامِ اقتصادیِ می داند که از عوامل اصلی فقر و فساد در جامعه هستند. محتوای رمان، فقر و پیامدهای آن مانند بیکاری، وضعیت نامناسب بهداشتی، افزایش مرگ و میر، اختلافات خانوادگی، کار سخت کودکان و زنان، تضاد طبقاتی، نرخ پایین پوشش تحصیلی، باورهای خرافی و آمیختن مذهب با خرافات، جبرگرایی و اعتقاد به سرنوشت و... است. بنا بر نظریه کوهلر، آفرینش هر یک از انواع ادبی برخاسته از واقعیت های دوران زندگی نویسنده و تابع چهار متغیر و عامل اساسی است: اوضاع و احوال تاریخی، تعلق نویسنده به یک طبقه، شخصیت و پرورش فرهنگی نویسنده و نوع ادبی برگزیده نویسنده. بنابراین بر مبنای این متغیرها و با استفاده از مدل تحلیلی نخست، منظور از هر متغیر و عامل تشریح و سپس عناوین فرعیِ احتمالی و شاخص های آن مطرح و در نهایت برخی از مهم ترین مصادیق آن شاخص ها از رمان استخراج و تحلیل شده است.
۵۳۱۷۷.

بررسی و تحلیل اقسام دگرگون شدگی در داستان ها و افسانه های حوزه فرهنگی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
داستان ها و افسانه های بومی و محلّی از جمله رازناک ترین پدیده های مردم شناختی و سرشار از بن مایه های اساطیری و کهن الگوهای باستانی اند. این داستان ها و افسانه ها که نشأت گرفته از فرهنگ و آداب و رسوم و سنن و زیست بوم هر قومیّتی است، در بطن خویش حاوی یکی از محوری ترین و مهم ترین عناصر اسطوره ای، یعنی دگرگون شدگی یا همان استحاله است؛ بن مایه ای که در داستان ها و افسانه های ملل و اقوام مختلف، با اشکال و صور گوناگون بروز و ظهور دارد و در این بین یکی از اصلی ترین مایه های اساطیری داستان ها و افسانه های سرزمین سیستان نیز محسوب می شود که در بسیاری از داستان ها و افسانه های این سرزمین بازتاب و نمود یافته است. بر همین اساس در این جستار تلاش شده است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، به تحلیل انواع دگرگون شدگی در افسانه ها و داستان های حوزه فرهنگی سیستان پرداخته شود و میزان و چگونگی بازنمود آنها در این داستان ها و افسانه ها تحلیل شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در افسانه ها و داستان های سیستانی، دو نوع دگرگون شدگی عمده دیده می شود که شامل دگرگون شدگی انسانی و دگرگون شدگی مربوط به موجودات فراطبیعی همانند دیو یا بزلنگی است که از میان این دو نوع دگرگون شدگی، بیشترین بسامد مربوط به دگرگون شدگی انسانی است که توانسته بالاترین بازنمود را در افسانه ها و داستان های سیستانی داشته باشد.
۵۳۱۷۸.

تحلیل و بررسی مرثیه مرگ ارزش ها در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۸۹۳
زمینه: تاریخ جهانگشای جوینی اثری ادبی - تاریخی به نثر فنی است که به مناسبت موضوع اصلی با عاطفه اندوه و در نتیجه، پیدایش محتوای سوگ سروده ها در ارتباط است. این مرثیه ها علاوه بر انعکاس تاثّر نویسنده از مرگ انسان ها، بیان کننده عواطف و احساسات او در قبال نابودی بسیاری از ارزش ها است. مؤلفه های ایجاد محتوای مرثیه آمیز، همچنین شناسایی انواع مرثیه ها به همراه ارائه نمونه ها و شواهد گوناگون در اثر، حائز اهمیت و بررسی است. روش: این پژوهش به شیوه تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای تهیه شده. انواع مرثیه های مورد مطالعه، با توجه به کتاب «مرثیه سرایی در ایران» اثر نصرالله امامی، مورد بررسی قرار گرفته و منبع اصلی «تاریخ جهانگشای جوینی» است. یافته ها: محتوای مراثی تاریخ جهانگشای به دلیل دلبستگی جوینی به انعکاس ارزش های اجتماعی و عواطف ناشی از حوادث ناگوار، اغلب از نوع اجتماعی و شامل: مرثیه بر نابودی شهرها، از دست رفتن جان هم وطنان و هتک حرمت نوامیس است. مرثیه های مذهبی شامل: رثا بر نابودی مذهب، نابودی مساجد و کتاب آسمانی و در خطر قرار گرفتن جان ائمه مذهبی است. در مرثیه های اخلاقی سوگ بر از بین رفتن اخلاقیاتی مانند: جوانمردی، صداقت و سایر فضایل اخلاقی و مرگ انسان های فاضل مورد بررسی قرار می گیرد. به کار بردن آرایه هایی مانند: تضاد و تقابل، تشبیه، استعاره و تلمیح همچنین مؤلفه های دیگر مانند روابط بینامتنی با آثار دیگر و سایر موارد، شیوه هایی مناسب ایجاد فضای رثا و انتقال عواطف نویسنده به مخاطب است.
۵۳۱۷۹.

تحلیل گفتگوهای خسرو و شیرین در منظومه خسرو وشیرین نظامی (برپایه جفت های هم جوار)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
تحلیل مکالمه، یکی از راه های کشف معانی در پاره گفتارهاست. این نوع بررسی و تحلیل هرچند زیر مجموعه تحلیل گفتمان قرار می گیرد اما به صورت مجزّا و با بررسی هر پاره گفتار می توان نحوه تعامل طرفین گفتگو و معانی مدّنظر آن ها را دریافت. جفت های هم جوار یکی از جنبه های مورد بررسی در تحلیل مکالمه است که از طریق آن می توان به چگونگی انتقال معنا و سپس تفسیر آن ها پی برد. با بررسی این جنبه از تحلیل مکالمه در مکالمه های میان خسرو و شیرین، می توان جایگاه یک پاره گفتار در جفت هم جوار را با توجّه به بافتی که در آن قرار گرفته اند، تعیین و ساختارهایی که خسرو یا شیرین برای پاسخگویی ترجیح می دهند، پیدا کرد و به تحلیل آن ها پرداخت. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل مکالمه های خسرو و شیرین در منظومه خسرو و شیرین بر پایه جفت های هم جوار پرداخته است. نتایج پژوهش، بیانگر این است که خسرو و شیرین به نوبت سخن می گویند و نوبت های گفتگو را رعایت می کنند و در این میان، کسی که بیشتر از دیگری پاره گفتارهای مرتبط با سخن دیگری را بیان می کند، شیرین است و در مقایسه با خسرو بیشتر از او هم، از تمثیل برای ابراز دیدگاه و تثبیت هویّت پادشاهی خود استفاده می کند؛ امّا خسرو به طور عامدانه برخی از سخنان شیرین را نادیده گرفته و پس از چندین نوبت گفتگو که پافشاری شیرین را مشاهده می کند خود را ملزم به پاسخگویی دانسته و جفت های هم جوار با سخنان شیرین را بیان می کند.
۵۳۱۸۰.

بررسی هنجارگریزی آوایی و واژگانی در تحفه الاحرار جامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۶
یکی از شگردهایی که موجب برجستگی متن ادبی، حتی در میان آثار هم نوع خود می شود، آشنایی زدایی و هنجارگریزی است؛ یعنی شگردی که زبان شعر را برای مخاطب، بیگانه می سازد و با عادت های زبانی مخالفت می کند. آنچه از دیدگاه فرمالیست ها حائز اهمیت است، فعال کردن هنرسازه های غیرفعال و آشنا است. جامی در تحفه الاحرار، برای بیگانه کردن مفردات و ترکیبات، دست به آشنایی زدایی و برجسته سازی زده است که بررسی آنها در این مثنوی با دو شیوه هنجارگریزی آوایی و واژگانی صورت گرفت. در هنجارگریزی آوایی شگردهای «حذف، تخفیف، ادغام، تسکین، ابدال، اشباع و تشدید» به کار گرفته شد، و مشخص گردید جامی برای رعایت وزن شعر در بحر سریع که لازمه آن سرعت و شتاب در بیان است، از شگرد «حذف» بیشتر بهره برده است. دو روش «تخفیف و ادغام» نیز از بسامد بالایی برخوردار بود که شگردی مناسب برای کوتاه کردن واژه ها و ترکیبات است. در شیوه هنجارگریزی واژگانی، برای برجسته سازی، مفردات و ترکیبات جدیدی برساخته که بررسی ها مشخص کرد این ترکیبات و مفردات پیش از او به کار نرفته، و بسیاری نیز پس از او بکر باقی مانده است. از مجموع 133 مورد مفردات و ترکیبات جدید، ترکیب اضافه تشبیهی (57 مورد) و صفات مرکب (46 مورد) بیشترین بسامد را دارند. جامی دَه مورد ترکیب اضافه استعاری، دَه مورد واژه وندی، هفت مورد ترکیب اضافه اقترانی و سه واژه وندی – مرکب ابداع کرده که بسیاری از آنها پس از او مورد استفاده قرار نگرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان