کهن الگوها یادگارهای هزاران ساله و میراثی همگانی هستند که در طول قرن ها نسل به نسل انتقال یافته اند. نیاکان ایرانی ما، همچون مردمان سراسر دنیا، ناخودآگاه با کهن الگوها در ارتباط بوده اند . یکی از این الگوهای جمعی آیینه است که برای مردمان باستان، تنها ابزار دیدن چهره نبوده؛ بلکه با روح، زندگی، آینده، ماوراء، جادوگری و غیب گویی مرتبط می شده است. با بررسی اسطوره های جهان و کتاب عجایب المخلوقات و گرشاسب نامه، می بینیم که آیینه، گاه واسطی میان زمین و آسمان و گاه حقیقت گویی آگاه به اسرار است. روح با آیینه مرتبط است. گاه آیینه دریچه پرواز روح است، گاه روح در آن تجلّی می یابد. می دانیم حیات و حرکت آدمی به روح وابسته است. خون نیز در تن آدمی جریان زندگی را ممکن می سازد و از دیدگاه مردمان کهن، حاوی روح و جان موجودات است. مردمان باستان اهمیّت این ماده حیاتی را درک کرده و به هر شیوه تلاش می کرده اند مانع از دست رفتن آن و در نتیجه آسیب رسیدن به روح و زندگی شان شوند. همین عوامل سبب شده در ارتباط با خون، تابوها و سنّت های گاه باورنکردنی ای نیز رعایت کنند و یا به مقرّراتی خاص پایبندشوند. آیینه-روح و خون در عجایب المخلوقات و گرشاسب نامه نمود و پیوندی آشکار دارند و در قالب هایی چون؛ کهن الگوی سایه، پیرخردمند، ناخودآگاه، نیروی خورشیدی، بازتاب جهان هستی، روح زندگی، واسط زمین و آسمان، کهن الگوهای مونث و زنانه و... آشکار می شوند. شناخت و شناساندن بهتر کهن الگوها و ناخودآگاهی منجر به شناخت درست تر ما از انسان ها، دریافت حقیقت بسیاری از رفتارهای کهن، ارتباط بهتر با نیمه پنهان وجودمان می شود و دریچه ای نو به دنیای گذشتگان و آثار ادبی می گشاید.
The purpose of this study is to explore the image of loss in modern American drama in the theme of family. The image of loss prevails the post-war era of American drama in three levels of psychological, physical, and moral space. This image is clearly observable in two of the prominent works of the era, Tennessee Williams’ The Glass Menagerie and Arthur Miller’s Death of a Salesman. Moreover, this image of loss is closely connected with the notion of time. The familial breakdown appears as a sustaining motif that plays a central role in the psychologically shattered personality of the major characters, as a result of the profound changes in the American post-war society and family. World War II was a milestone in the society as a whole, and in the family as a smaller society, and correspondingly among the people as entities which the image of loss seemed inseparable from. American post-War drama fully represents the tough conditions of that era particularly in the themes of familial breakdown and the image of loss.
طنز موقعیّت با واژگون کردن حقیقت موقعیّت ها و چیدن موقعیّت های متناقض در کنار هم ایجاد می شود و صحنه ای را می آفریند که تصوّر آن خنده دار است. در میان داستان نویسان معاصر، علی اشرف درویشیان در آثار خود از ساخت موقعیّت های طنزآمیز برای بیان مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی سود جسته است. از این رو، در پژوهش حاضر تلاش می شود تا انواع موقعیّت های طنزآمیز در یکی از مجموعه داستان های کوتاه درویشیان، با عنوان مجموعه داستان آبشوران که دربرگیرنده یازده داستان کوتاه است، بررسی شود. در جستار پیش رو، با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و آماری، در پی پاسخ به این سه پرسش هستیم: اوّل آنکه بر اساس نظریّه طنز موقعیّت، درویشیان با چه ابزاری موقعیّت های طنزآمیز را در داستان های کوتاه خود ایجاد کرده است؟ دیگر آنکه کدام مؤلّفه طنز موقعیّت را می توان به عنوان شاخص سبکی درویشیان در این مجموعه داستان کوتاه در نظر گرفت؟ همچنین، نویسنده با بهره گیری از موقعیت های طنز در پی دستیابی به چه اهدافی بوده است؟ نتایج تحقیق حاکی از آن است که درویشیان به کمک چهار شگرد «شخصیّت پردازی، پیرنگ، رفتار، صحنه» و چند خُردشگرد، موقعیّت های طنزآمیز را در داستان هایش آفریده و مقصودِ او از ایجاد طنز موقعیّت، بیان مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادیِ (معیشتی) مردم روستای آبشوران به طور خاص و مردم ایران به طور عام بوده است. همچنین، عامل اصلی ایجاد موقعیّت های طنزآمیز، مؤلّفه «رفتار» به ویژه در کاربست خردشگردهایی همچون «تکرار یک کنش، غافلگیری، ناسازگاری رفتار با موقعیّت و حرکات مضحک» است. بنابراین، می توان آن را به عنوان شاخص اصلیِ سبک نویسندگی درویشیان به شمار آورد.
روح مکتب رمانتیسم با انقلاب ها و دگرگونی های اجتماعی گره خورده است. نخستین بارقه های رمانتیسم به شیوه اروپایی در ادبیات فارسی، در گیرودار انقلاب مشروطه نمایان شده و انقلاب اسلامی و همچنین دفاع مقدس، بستری مناسب برای آن فراهم کرده است. شعر رمانتیک اصول و قواعد خاصی دارد و تصویرهای شعری در این مکتب از بُعد زیبایی شناختی، ساختار و ماهیت معرفتی با تصاویر کلاسیک ها متفاوت است. ویژگی بارز تصاویر رمانتیک ها سایه واری، دلالت ضمنی، تأثیر در احساس و همزادی با آن، استحاله در طبیعت، فرازمانی و فرامکانی و اندوهناکی آن است. شعر دفاع مقدس با اینکه بیشتر از جنبه محتوایی کانون توجه است، از تصاویر خلاق و نوآورانه در آن نمی توان چشم پوشید. در پژوهش حاضر که مبتنی بر مطالعه دفترهای شعری سیدحسن حسینی و گزینش شواهد شعری با مضمون دفاع مقدس است، این نمونه ها به شیوه توصیفی- تحلیلی بررسی و با ویژگی های تصویر در مکتب رمانتیسم تطبیق داده شده است. براساس نتایج به دست آمده، مهم ترین ویژگی تصاویر رمانتیک در شعر سیدحسن حسینی، تأثیر در احساس، همزادی با احساس و معنی و همچنین سایه وار بودن آن است.
در ین پژوهش بر مبنی روش سخترگرینه کلود لوی ستروس و ب شیوه تحلیلی- توصیفی، کوشش شده ست سطوره وج ه، تقبل هی دوگنه و سختر صلی سطوره گیومرد ب توجه به رویت هی ن در متون کهن، تبیین و تحلیل شود. در ین مقله، خویشکری یزد مهر و سطوره مشی و مشینه، دو تقبل صلی سطوره گیومرد یعنی مرگ/ نوزیی و تقبل دو تفکر «فرینش یک بنی (موریی)» در مقبل «منش دوبنی (طبیعی ی گیه پیکری)» نسن تبیین می گردد و نشن دده می شود که، تقبل گیومرد ب هریمن بزتبی ز تقبل خیر و شر ست که زیربنی تفکر ثنوی یرنین ر تشکیل می دهد. همچنین نبرد پیوسته گیومرد به عنون نمینده نوع بشر ب هریمن، بینگر تدوم چرخه مرگ و زندگی ست؛ بدین صورت که گیومرد در فریند زندگی هریمن ر شکست می-دهد و ب مرگ خویش به هریمن مجل غلبه می دهد و هریمن نخوسته زمن کرنمند ر به پین می برد و شکست می خورد.
La présence de différentes classes sociales trace un tableau complet de la vie sociale dans À la recherche du temps perdu. Or, selon la méthode structuraliste génétique du Goldman, la vision de Proust n’est que le regard fasciné d’un bourgeois sur l’aristocratie de son époque. Dans le présent travail, nous essayerons de montrer que suivant la méthode sociologique de Pierre Bourdieu, la structure du roman proustien, loin d’avoir un caractère fixe et taxinomique, est témoin des changements fondamentaux dans l’ordre social. Les agents sociaux du roman semblent mener une lutte sociale pour accéder aux différents capitaux et de s’imposer ainsi comme la classe dominante. La Recherche est donc le récit d’une descente et d’une montée sociale qui vaut une analyse méthodique moderne. Tandis que la noble naissance constitue le seul capital social des aristocrates, les bourgeois s’appuient sur leur capital économique et culturel.
در هر ژانر ادبی، متناسب با غایت آن ژانر، شگردهای زبانی و ادبی آفریده می شوند و موجب زیبایی و بلاغت آن متن می گردند. زمانی آرایه های ادبی و صور خیال در تحلیل متن نقشی برجسته ایفا می کنند که تبدیل به شگردی سبکی شده باشند. در متون تعلیمی عرفانی که غایت آن بیان اندیشه در قالب زبان و ساختاری زیباست، تمثیل بسامد بالایی دارد، به گونه ای که غالب ترین شگرد سبکی هنری در این متون، تمثیل و کارکرد بلاغی و اندیشگانی آن است. در این مقاله، با روشی توصیفی تحلیلی بلاغت تمثیل را در مرصادالعباد نجم الدین رازی بررسی کرده ایم و با تحلیل دو بعد ساختاری و گفتمانی این فرایند بلاغی نشان داده ایم که کارکرد و ساختار تمثیل در مرصادالعباد متفاوت از کارکرد آن در دیگر متون عرفانی است؛ زیرا از سطح یک شگرد هنری صرف تا حدی فرارفته است، به گونه ای که تمثیل پردازی تبدیل به شگردی سبکی در بیان آموزه های معرفتی شده است؛ آن گونه که می توان از آن در کشف گفتمان پنهان متن سود جست. استفاده نجم الدین رازی از تمثیل موجب استبداد فهم و تک صدایی شدن متن شده، از این رو، ابزاری در راستای کشف ایدیولوژی نویسنده است. یکی از عوامل اصلی محدودیت فهم معنایی متن و تک صدایی شدن آن را می توان در اجزای تمثیل های مرصادالعباد یافت که اغلب اضافه های تشبیهی هستند تا نماد.
طنز که از مهم ترین انواع ادبی محسوب می شود، پیشینه ای طولانی در ادبیات جهان دارد. ادبیات کودک و نوجوان به دلیل نوع خاصّ مخاطب آن، همواره محملی مناسب برای ایجاد طنز بوده است. منتقدان و پژوهشگران متعدّدی در سده اخیر، درباره طنز و انواع روش های پرورش آن، صحبت کرده اند. یکی از این نظریه پردازانِ برجسته، ایوان فوناژی است که آراء او در زمینه طنز به ویژه طنز در داستان های کودک و نوجوان -اگرچه در ایران، چندان شناخته شده نیست- در زمره بهترین، نظریه های طنز است. در این مقاله، برمبنای نظریه ایوان فوناژی و با توجّه به یکی از مهم ترین مؤلّفه های طنزپردازی او؛ یعنی عنصر «تخریب حدس» به بررسی برخی داستان های کودک در ایران که توسط مشهورترین نویسندگان این حوزه در دوره معاصر تدوین شده است از جمله فرهاد حسن زاده، شهرام شفیعی، احمد عربلو، سوسن طاقدیس و سعید هاشمی، پرداخته می شود. در نظریه فوناژی تعریفی خاص از تخریب حدس ارائه شده و برمبنای آن، برخی آثار داستانی کودک نیز تحلیل شده است.