فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۸۲۱ تا ۲۹٬۸۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
شعر جهان: غزل عشقی که می خواهد نهفته بماند
منبع:
بخارا مهر ۱۳۸۰ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
ملاحظاتی در باب مبانی نظری ترجمه
حوزههای تخصصی:
نقد بینامتنی قرآنی در شعر دینی احمد وائلی
حوزههای تخصصی:
احمد وائلی، شاعر و خطیب مشهور و معاصر شیعی عراق، پدیده ی بینامتنی قرآنی را فراوان در شعر دینی خود به کار برده است.در این اسلوب شعری، تأثیر پذیری لفظی و معنوی شاعر از قرآن،نمود چشمگیری دارد. روش وی در کاربرد آموزه های قرآنی به دو شیوه است؛وی در شیوه ی نخست به مانند بسیاری از شاعران کلاسیک ادب عربی، برخی از الفاظ و مفاهیم قرآنی را بدون تغییر و نوآفرینی به کار برده که این روش، بیشترین بسامد را در شعرش به خود اختصاص داده است. شیوه ی دومی که شاعر از آن استفاده نموده است،روش بینامتنی (تناص) است. تأثیرپذیری وی در این بخش از قرآن کریم به گونه ای پنهان و غیر مستقیم و با مهارت و توانایی فنّی همراه است.
جلوه های مقاومت در اشعار نصرالله مردانی و بدوی الجبل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات مقاومت، نوعی از ادبیات متعهّد و ملتزم است که از یک طرف به شرح و بیان مبارزه جامعه در برابر آنچه حیات مادی و معنوی خود را تهدید می کند، می پردازد و از طرف دیگر، برای جامعه روحیه مقاومت در برابر هر گونه ظلم و تجاوز ایجاد می کند. این نوع ادبی در دوران معاصر، در ایران و جهان عرب به خاطر حوادث ناگوار پررنگ تر شده است. از میان شاعران معاصر که در این زمینه نوشته های بسیاری دارند، می توان به نصرالله مردانی در ایران و بدوی الجبل در جهان عرب اشاره کرد که بحران های سیاسی و اجتماعی جامعه خود را در آثارشان بازتاب داده اند. این پژوهش برآن است تا به بررسی جلوه های ادبیات مقاومت در اشعار نصرالله مردانی و بدوی الجبل با روش توصیفی –تحلیلی و در چارچوب مکتب تطبیقی آمریکایی بپردازد. یافته های اساسی این پژوهش نشان می دهند که جلوه های مقاومت از قبیل وطن پرستی، دعوت به مقاومت، دفاع از ملت خود، استعمارستیزی، ظلم ستیزی، تجلیل از شهید، اعتراض سیاسی و اجتماعی و ... در اشعار هر دو شاعر جلوه گر شده اند؛ بدون اینکه از یکدیگر متأثّر باشند.
نگاهی به «ما به روایت من» (گزیده اشعار علی رضا سپاهی لایین)
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۹ شماره ۶۹
حوزههای تخصصی:
مقاله های تحقیقی را چگونه بنویسیم؟
حوزههای تخصصی:
شگردهای فانتزی سازی در داستان های «محمدرضا شمس»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فانتزی انواع گونا گونی چون فانتزی پری وار، تمثیلی، واقع گرا، فلسفی، گروتسک و... دارد و از یک منظر به فانتزی عام و فانتزی نو و از منظری دیگر به فانتزی فرودین و فرازین تقسیم می شود. می توان گفت وجه تمایز انواع فانتزی ها در نوع تخیل موجود در آن هاست، اما آنچه در همه آن ها مشترک است آفریدن دنیایی تخیلی و فراواقعی است. خلق این دنیای تخیلی و فانتاستیک از طریق شگردهایی صورت می گیرد که البته در همه آثار فانتزی، ثابت و از پیش شناخته شده نیست بلکه از طریق بررسی های مختلف می توان به آن ها پی برد. نگارندگان در این پژوهش با بررسی چهار داستان از محمدرضا شمس، یازده شگرد فانتزی ساز را مشخص کرده اند که برخی از آن ها در مقایسه با پژوهش های پیشین تازگی دارند؛ مانند انتخاب راوی و قهرمان دیوانه نما، زمان پریشی، عینیت بخشیدن به مثل ها و نفرین ها و دعاها، استفاده از کهن الگوها و شخصیت های جادویی قصه های کهن، بنا نهادن داستان بر پایة ضرب المثل ها و فرهنگ عامه، و جان بخشی به مردگان و برانگیختن عالم اموات. از حیث انواع نیز، گونه های مختلف فانتزی اعم از واقع گرا، فلسفی، پری وار، تمثیلی، گروتسک و فانتزی اشیا را در داستان های شمس می توان دید.
دیروز و امروز
حوزههای تخصصی:
داستان موقعیت: روایت هستی شناختیِ انسان مدرن بازخوانی و تحلیل داستان های بهرام صادقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۲
1-28
حوزههای تخصصی:
صورت بندی های مدرنیته و پیامدهای پارادوکسیکال تجربه مدرن، در الگوی همگن سازی با جماعت/ مجموعه سازی و تحمیل زندگی توده ای/ فله ای، بشر را از فردیت، هویت و زیست انفسی دور کرده است. بهره گیرندگانِ قربانیِ امر مدرن سوژه ها و ابژه های محکوم به زیستن در وضعیت تجزیه و پراکندگی اجتماعی و حتی وجودی هستند. فلسفه اگزیستانسیالیسم و داستان موقعیت هرکدام با استلزامات و امکانات فلسفی و ادبی خویش، با توجه به انسان به مثابه هستیِ موقعیت مند، به غرابت، تنهایی، اضطراب، ترس، پوچی و سرگردانی او در هزارتوی پیچیده و گریزناپذیر امر مدرن واکنش نشان داده اند. جستار حاضر با رویکرد/ مؤلفه های داستان موقعیت و با توجه به جهان داستانی کافکا، به تحلیل و بازخوانی رمان ملکوت و دو داستان کوتاه «کلاف سردرگم» و «با کمال تأسف» بهرام صادقی پرداخته و نشان داده است که چگونه شخصیت های داستان های بهرام صادقی در روزمر گی ها و میان مایه گی ها دست وپا می زنند و در حصار موقعیت هایی اسیر می شوند که نه توانایی فهم موقعیت موجود را دارند و نه امکان و قدرت برون رفت از آن را. تقلاهای های عبث و بی مایه شخصیت ها در هزارتوی زندگی مدرن در جست وجوی خویش، معنای زندگی، عشق و آرامش، از عکاس خانه ای به عکاس خانه ای دیگر، از روزنامه ای به روزنامه ای دیگر، از شهری به شهری دیگر، از زنی به زنی دیگر و... تصویرگر رنج و گیرافتادگی بی پایان آن ها در موقعیت های داستان است. این موقعیت غیرقابل فهم و پایان ناپذیر بر همه ابعاد زندگی شخصیت ها سیطره دارد و شاید انتخاب آگاهانه مرگ، تنها راه رهایی شان باشد.
داستان جمشید از منظر عرفان
زنی هست آرایش روزگار
منبع:
نامه پارسی ۱۳۷۷ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
در آستانه دورانی نو (آنه ماری شیمل و وساطت فرهنگی میان آلمان و جهان اسلام)
منبع:
نامه پارسی ۱۳۸۲ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
زندگی و زمان ویکتورهوگو
حوزههای تخصصی:
دو نامه از علامه قزوینی
حوزههای تخصصی:
عندلیب فصاحت
منبع:
گلچرخ مهر ۱۳۷۷ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
شعرای افغانستان ( 2 )
بررسی تطبیقی عنصر زمان و زمانمندی خطی و یادواره ای (مطالعة موردی: «بعد از ظهر سبز» و «دُومَه وَد حَامِد»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی و به ویژه مقوله زمان در روایت از دانش های جدید نقد ادبی و روایی در چند دهة اخیر است. ژرار ژنت فرانسوی موفّق ترین نظریه پرداز زمان روایی است که نظریه خویش را در سه قالب «نظم، تداوم و بسامد» مطرح کرده است. هم چنین ژولیوا کریستوا نیز بر این عقیده است که می توان زمان داستان های روایی را با تحلیل زمان روایی و زمان متن مورد بحث به دو گونه زمانمندی یادواره ای و خطی تقسیم کرد. در واقع زمانمندی خطی خصلتی دراماتیک و زمانمندی یادواره ای خصلتی روایی به متن می دهد. این پژوهش دو داستان کوتاه «بعد از ظهر سبز» از مصطفی مستور، داستان پرداز ایرانی و «دُومَه ود حَامِد» از طیب صالح، رمان نویس نامدار سودانی را با هدف تبیین عنصر زمان و زمانمندی خطی و یادواره ای به روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد ادبیات تطبیقی بررسی کرده و نشان داده است که این دو اثر به دلیل به کارگیری استرجاعات و پرش های زمانی فراوان در چارچوب نظریه ژنت و زمانمندی خطی و یادواره ای قابل بررسی هستند، شاکله های روایی زمان و نیز نزدیکی این دو نظریه در باب زمان روایی (زمانمندی یادواره ای) و دراماتیک (خطی) در دو اثر تقریباً یکی است که این جستار تقرب و همگرایی این دو داستان را به نظریه زمانمندی ژنت و زمانمندی یادواره ای کریستوا تبیین کرده است، با این تفاوت که متن داستان «دُومه ود حَامِد» خصلت روایی بیشتری با این دو نظریه و به ویژه زمانمندی یادواره ای کریستوا دارد.