فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۸۱ تا ۱۵٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی و مقایسه تطبیقی بن مایه رویین تنی در سه اثر ادبی "" ایلیاد ، شاهنامه و منظومه نیبلونگن ""(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به موتیف یا بن مایه رویین تنی در افسانه های یونانی، ایرانی و ژرمنی در سه اثر ادبی برجسته جهان ایلیاد اثر هومر، شاهنامه شاهکار حکیم توس و منظومه نیبلونگن می پردازد.شخصیتهای اصلی افسانه های اساطیری خدایان افسانه ای ، اسطوره ها ، موجودات فراطبیعی و حیوانات شگفت آور هستند . اسطوره ها نمادی از ناتوانی انسان در مقابل ضعف ها و آرزوهای بشر هستند ، آرزوهایی همچون نامیرایی و رویین تنی . موتیف رویین تنی یکی از بارزترین بن مایه ها در افسانه ها به شمار می رود.رویین تنی را می توان از سویی نیاز و آرزوی همیشگی و غیر قابل تحقق انسان ، برای مقابله با پدیده ناشناخته و وهم انگیز مرگ دانست .اگر چه هریک از پهلوانان رویین تن افسانه های اساطیری نقطه ضعفی دارند که در نهایت به مرگ آنها می انجامد . این مقاله سعی دارد در چهار چوب ادبیات تطبیقی به چگونگی پیدایش و سیر تحول رویین تنی و نیز تاثیر و تاثر و شباهتهای این بن مایه در آثار حماسی جاودان بپردازد.
اصول جامع مقاله نویسی
حوزههای تخصصی:
یکى از معیارهاى کلیدى ارزیابى فعالیت علمى محققان، دانشگاه ها و یا در سطح کلان کشورها، بررسى میزان انتشارات علمى آن شخص، دانشگاه و یا کشور است. درواقع مقالات علمى معتبر، سندى دال بر صحت تحقیقات و پروژه هاى ارائه شده، به وسیله محققان است. با پیدایش بسته هاى مناسب به منظور تبادل یافته هاى علمى در کمترین و کوتاه ترین زمان ممکن، مقالات به عنوان ابزارى قدرتمند در جهت اشاعه علوم، شناخته شده است. از جهتى اهمیت مقاله در راه یابی به مقطع دکترى تخصصى یا اخذ بورس تحلیلى غیرقابل انکار است.
نوشتار حاضر سعى در ارائه نکات کاربردى در خصوص نگارش، نحوه تنظیم مقاله به روشى علمى است. امید است، نوشته حاضر راهگشاى مسیر تحقیق و پژوهش براى پژوهشگران فرهیخته حوزه هاى علمیه و دانشگاه های کشور باشد.
بررسی شناختیِ طرح واره های تصوری در کتاب های فارسیِ دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی طرح واره های تصوری در کتاب های درسیِ فارسیِ دوره ابتدایی در چارچوب زبان شناسیِ شناختی است. طرح واره های تصوری یکی از مباحث اساسی رشته هایی چون فلسفه، روان شناسی و زبان شناسی است. به زعم زبان شناسان شناختی، اهمیت طرح واره های تصوری به عنوان بخشی از سازوکارهای زبان و تفکر این است که آنها به عنوان مفاهیم جسمیت یافته ابتدایی و اولیه می توانند، به شکلی نظام مند، ساختار مفاهیم پیچیده تر را فراهم آورند. این مهم باعث اجتناب ناپذیرشدنِ مطالعه و بررسی آنها در بسیاری از زمینه ها، از جمله آموزش به طور عام و مواد آموزشی به طور خاص، می شود که به گونه ای به زبان و اندیشه گره خورده اند. ضرورت این مسأله موجب شد تا این پژوهش به بررسی طرح واره های تصوریِ حجمی، حرکتی و قدرتیِ جانسون، به عنوان طرح واره های پایه در کتاب های درسیِ فارسیِ پایه های تحصیلیِ اول تا ششم، به عنوان یکی از مواد آموزشی مهم، بپردازد. روش این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع کیفی، توصیفی و نیز استنباطی است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که هر سه طرح واره پایه در تمامی کتاب های شش پایه تحصیلی کاربرد دارند که بیشترین میزان، ابتدا به طرح واره حجمی (%5/58)، سپس به طرح واره حرکتی (%5/25) و در نهایت به طرح واره قدرتی (16%) اختصاص دارد و این که تفاوت بین فراوانی انواع طرح واره ها معنادار است. همچنین میزان جملاتِ بدونِ طرح واره (با %6/81) بیشتر از جملاتِ با طرح واره (با %4/18) است و این که تفاوتِ بین فراوانی این دو معنادار است. این تحقیق نشان می دهد که استفاده از طرح واره حجمیِ بیشتر در مراحل اولیه آموزش مورد استفاده قرار گیرد که کودک اطلاعات کمی در زمینه مفاهیم دارد و کم کم به تناسب سن، از آنها به میزان کمتری استفاده شود و میزان کاربرد دیگر طرح واره ها افزایش یابد.
بررسی صفات و خویشکاری های دیوان در مجموعه روایات فردوسی نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فردوسی نامه مجموعه ای از روایات شفاهی/مردمی از شاهنامه است که سال ها پیش به همّت سیّد ابوالقاسم انجوی شیرازی در سه مجلّد گردآوری شد. این مجموعه دربردارنده روایاتی درباره قهرمانان شاهنامه و دیگر متون پهلوانی ایران است که در میان توده مردم رواج داشته است. اگرچه ساختار داستان های فردوسی نامه اغلب بر پایه متون منظوم حماسی ایران است، شماری باورها و دیدگاه های عامیانه مردم نیز در آن نفوذ کرده و گاهی ساختار یک روایت، آن چنان دگرگون گشته است که تشخیص آن از خاستگاه و هسته اصلی آن دشوار است. متاسّفانه این مجموعه ارزشمند تا کنون کمتر مورد توجّه پژوهشگران قرار گرفته و درباره ساختار روایات و نیز هسته اصلی آن تحقیق مستقلی انجام نشده است؛ حال آن که بسیاری از روایات این کتاب، از منظرهایی مانند فولکلورشناسی، اسطوره شناسی، جامعه شناسی و برخی علوم مرتبط به آن حایز اهمیت است. یکی از بن مایه های اساطیری پربسامد این کتاب، حضور پررنگ و چشمگیر دیوان است. در این مجموعه، اغلب هریک از دیوان با ویژگی های منحصر به فردی ظاهر می شوند و هریک دارای خویشکاری های مهمّی هستند. در این مقاله صفات و خویشکاری های این دیوان را بررسی می کنیم.
مکتب رامه کرشنه: پیشگام نوزایی دینی در آئین هندو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از برجسته ترین و تأثیرگذارترین شخصیت ها در اندیشه ی دینی نوین هند و تحوّلات جدید آن می توان به دو احیاگر دینی رامه کرشنه پدر ودانته ی نوین- و شاگرد او سوامی ویوکاننده اشاره کرد. طریق پیشنهادی او برای رسیدن به کمال و یافتن درک صحیح از دین، تأکید بر تجربه های درونی، در پیش گرفتن طریق بهکتی و ارتباط عاشقانه با خداوند در کنار تأمل در فعل او می باشد. اساس و جوهره ی دین از نظر او در شهود و ادراک باطنی حقیقت است و عمل به شعائر یا کسب معرفت دینی و مطالعات فلسفی، طرق نازل تر و ناقص تری در راه کسب کمال به حساب می آیند. وی ایمان به خدای شخصی را با اعتقاد به حقیقت غیر شخصی پیوند داد و هر دو وجه را در راستای یک طیف تفسیر کرد.دیدگاه وی در خصوص ادیان دیگر نیز بر همین مبنا شکل گرفته است. وی اعتقاد داشت که همه ادیان از حقیقتی واحد سخن می گویند، لیکن مسیرهای رسیدن به آن غایت نهایی متفاوت است و هیچ کس حقّ باطل شمردن یک دین را ندارد. کنار گذاشتن تمایزات طبقاتی و وارد نمودن عنصر عمل و خدمت به دیگران برای طیّ طریق کمال را می توان از دیگر نوآوری های این مکتب به حساب آورد.
مقاله به زبان فرانسه: ادبیات منطقه ای در جای خالی سلوچ اثر محمود دولت آبادی و کُلین اثر ژان ژیونو (La littérature régionale dans La Place vide de Solouch de Mahmoud Dowlatâbâdi et Colline de Jean Giono)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک نگارشی نویسنده نه تنها بر پایه انگیزه های شخصی و درونی وی بوده بلکه با بسیاری از عوامل مرتبط با محیط اجتماعی و جغرافیائی پیوندی ناگسستنی دارد. به عبارت دیگر، هیچ نویسنده ای نمی تواند خود را از تأثیر طبیعت، محیط اجتماعی و فرهنگی مکانی که در آن زندگی می کند به دور دارد. به همین خاطر ادبیات منطقه ای در کشورهای مختلف شروع به نشو و نما می کند. بر همین اساس بسیاری از نویسندگان سعی در پرداختن به اطلاعاتی در باب آب و هوا، گیاهان، آداب و رسوم، سنتها و ویژگیهای خاص روحی و اجتماعی محل تولدشان داشته اند.محمود دولت آبادی و ژان ژیونو از نویسندگانی هستند که به این امر اهتمام فراوان داشته اند. در این مقاله سعی بر آن است تا با ارائه توضیحاتی در باب ادبیات منطقه ای، تاریخ و مختصات آن در ایران و در فرانسه به تجزیه و تحلیل در باب اطلاعات داده شده در دو کتاب جای خالی سلوچ و کُلین پرداخته شود.
بازتاب اندیشة صوفیانه در داستان جمشید و خورشید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جمشید و خورشید» یکی از منظومه های داستانی از نوع نظیره هاست. سلمان ساوجی، از گویندگان قرن هشتم، این داستان را در سال 736 هحری قمری و در 2988 بیت به رشتة نظم در آورده است و به سلطان اویس ایلکانی تقدیم کرده است. این داستان اگرچه داستانی عاشقانه است و شباهت های زیادی هم با داستان های منظوم عاشقانة پیش از سلمان دارد، امّا شیوة پرداختن شاعر به آن به گونه ای است که می توان چنین استنباط کرد که سلمان در این منظومه به دنبال آن است تا با درآمیختن عناصری از تصّوف با داستان عاشقانة خود، آن را از شکل یک اثر تقلیدی صرف بیرون آورد و آب و رنگی از نوآوری بدان ببخشد. از این رو، مثلاً مهراب که از شخصیّت های تأثیرگذار در داستان است، بیش از آنکه یک ندیم برای جمشید باشد، چنان که در داستان های عاشقانه می بینیم، تا حدّ زیادی خواننده را به یاد پیر طریقت در رهنمونی سالک برای رسیدن به معرفت می اندازد. شخصیّت جمشید و رفتارهای وی نیز در این منظومه غالباً حاکی از آن است که سرایندة داستان در پی آن بوده تا او را در جایگاه سالکی قرار دهد که به دنبال رسیدن به خورشید است؛ خورشیدی که از آن می توان به «خورشید معرفت» تعبیر کرد. سرانجام هم در پی مجاهدت های پیاپی و گذشتن از موانع متعدّد که یادآور هفت وادی سیر و سلوک است، به مقصود غایی خویش از این سفر پرفراز و نشیب عشق دست می یابد. در این نوشتار بر آنیم تا شواهد گوناگونی را که بیانگر تأثیرپذیری شاعر از برخی اندیشه های صوفیّه است، مورد بررسی قرار دهیم.
بررسی استعاره های «عشق» و «معشوق» در دوبیتی های عامیانه ی منطقه ی خراسان بر بنیاد نظریه ی استعاره ی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره ی شناختی نه تنها به بررسی زبان می پردازد بلکه در نگاهی کلان تر چگونگی کارکردهای ذهن بشر در درک مفاهیم، فرایند مفهوم سازی در ذهن و بازتاب های آن در زبان را بررسی می کند. این نظریه می تواند به عنوان ابزاری مناسب در بررسی های ادبی مورد استفاده قرار گیرد و پژوهشگر را در رسیدن به شناختی عمیق تر از متون و آفرینندگان آنها یاری رساند. ادبیات شفاهی و ترانه های عامیانه بخش هایی از ادبیات و فرهنگ این سرزمین هستند که کمتر مورد توجه و بررسی جدی قرار گرفته اند. در این مقاله به بررسی استعاره های «عشق» به عنوان یکی از مفاهیم بنیادی زندگی بشر در دوبیتی های عامیانه ی منطقه ی خراسان می پردازیم. این بررسی، چگونگی برداشت و درک عامه از مفهوم «عشق» و «معشوق» را به خوبی نشان می دهد و مشخص می کند که این مفاهیم بر اساس کدام حوزه های مفهومی توسط عامه دریافت می شوند. تبیین و تحلیل این استعاره ها و مصادیق آنها تاثیر فرهنگ، اقلیم و ایدئولوژی سرایندگان را در نوع استعاره ها آشکار می نماید. همچنین نتایج این بررسی، سلسله مراتب استعاری و نظام حاکم بر این استعاره ها را مشخص می کند.
وادی مجهول (بررسی نمادهای حکایت شاه و کنیزک از رهگذر تطبیق آن با داستان های شیخ سمعان، سیذارتا و داستان زندگی مولانا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت شاه و کنیزک یکی از محوری ترین حکایت های مثنوی است که با توجه به قرار گرفتنش بعد از نی نامه و نیز تأکید خود مولانا بر اهمیت آن، بسیار مورد توجه مفسران مثنوی قرار گرفته است. قاطبه ی مولوی پژوهان این حکایت را داستانی نمادین دانسته اند که مولانا در قالب آن تلاش کرده به موضوع پراهمیت آفرینش و کمال انسان اشاره کند. در این مقاله با روش تحلیل- مقایسه ای تلاش شده با بهره گیری از چند داستان عرفانی دیگر همچون حکایت شیخ سمعان از عطار، رمان سیذارتا اثر هرمان هسه شرق شناس شهیر آلمانی و همچنین روایت زندگی مولانا و دیدار او با شمس تبریزی، ضمن ارائه ی تفسیری نو از نمادهای حکایت شاه و کنیزک، به بررسی موضوع جایگاه دنیا در رسیدن به کمال از منظر مولانا نیز پرداخته شود.
مطابق تفسیر ارائه شده در این مقاله به نظر می رسد به عکس آن چیزی که تفکر صوفیانه ی منحط، درباب کناره گیری و عزلت از دنیا به مخاطبانش القا می کند، از نگاه تفکر اصیل اسلامی، دنیا به منزله ی مزرعه و متجری است که آدمی برای رسیدن به بهشتی صدچندان بهتر و بالاتر از بهشتی که در آغاز در آن سکنی داشته، بدان هبوط کرده است.
ریخت شناسیِ حکایت های عاشقانه بخشِ «مَکرِ زنان» در «هزار و یک شب» برپایه نظریّه رواییِ پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی رویکردی ست ساختار گرا که به دنبالِ یافتنِ نظامِ حاکم بر انواعِ روایی و ساختارِ بنیادینِ روایت است. یکی از بر جسته تر ین پژوهش ها در زمینه روایت شناسی، پژوهشِ پراپ روی صد قصّه فولکلورِ روس است که به صدورِ حکم هایی در موردِ ساختِ بنیادینِ قصّه های پریان و رده بندیِ آن ها انجامیده است. پژوهشِ حاضر، با نگاه به نظریّه پراپ، به دنبالِ بر رسیِ وجود یا عدمِ ساختارِ رواییِ کلّی در حکایت های عاشقانه بخشِ «مَکرِ زنان» در «هزار و یک شب» و بر رسیِ کار آمدی یا نا کار آمدیِ نظریّه رواییِ پراپ در تبیینِ ساختار های رواییِ این حکایت ها بر آمده است. بدین منظور ابتدا روایت و برخی عناصرِ ساختاریِ آن تعریف شده و پس از مروری بر تاریخچه روایت شناسی و مهمّ تر ین آراءِ روایت شناسان، نظریّه روایتیِ پراپ و برخی نقد های صورت گرفته به آن بیان شده است. سپس تک تکِ قصّه ها تحلیل و به قصدِ مقایسه، جدول بندی شده است. نتایجِ برآمده از جدول بندیِ قصّه ها نشان داده است حکایت های بر رسی شده، از نظرِ نوعِ خویشکاری ها، ساختارِ مشابهی منطبق بر الگوی پراپ دارند، امّا از نظرِ توالیِ خویشکاری ها، از توالیِ موردِ نظرِ پراپ پیروی نمی کنند.
جلوه های آیرونی نمایشی در شعر احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه آیرونی در ادبیّات منظوم ایران، نمونه های فراوانی دارد؛ در حوزه نقد به آن توجّه کمتری شده است. این صنعت ادبی، در دو شکل آیرونی لفظی و آیرونی نمایشی قابل بررسی است. آیرونی در شعر احمد شاملو، نه به عنوان یک تشخّص سبکی، بلکه به عنوان بخشی از موارد زیباشناختی شعر قابل توجّه است. پنهان کاری های راوی در برخی اشعار روایی شاملو، منشأ پیدایش آیرونی نمایشی در شعر اوست. این رویکرد، باعث ایجاد نوعی فاصله میان آگاهی نویسنده یا راوی اشعار، با خواننده می شود؛ که با تعاریف موجود از آیرونی نمایشی تطابق دارد. در این جستار برآنیم تا با پرداختن به انواع آیرونی نمایشی ( ناگهانی و غیر ناگهانی ) ، در اشعار شاملو، برخی از زوایای پنهان آثار او را واکاوی نموده و ضمن تبیین مفهوم آیرونی در شعر و بیان تمایز میان این صنعت ادبی با ایهام و کنایه و دیگر گونه های بیان دو پهلو، به نوعی مرزبندی میان آیرونی و سایر صنایع ادبی دست یابیم.
بررسی ویژگی های کلام ترانه سنت گرا و ترانه نوین فارسی از تأسیس رادیو (1319) تا 1357(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان جریان های گوناگون ترانه سرایی فارسی در فاصله تأسیس رادیو (1319) تا 1357، دو جریان ترانه سنت گرا و ترانه نوین بیش از سایر جریان ها به کلام ترانه اهمیت داده اند. از این رو، محور اصلی این پژوهش بررسی تطوّر کلام ترانه فارسی از طریق تحلیل ترانه های ده ترانه سرای شاخص این دو جریان است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که ترانه های سنت گرای رادیویی، به ویژه ترانه های گلها به دلیل وجود ضوابط خاص حاکم بر رادیو، تا مدت ها بر شیوه و اسلوبی واحد سروده شده و به نوعی ادامه دهنده سنت های شعر فارسی در قالب ترانه اند؛ این در حالی است که ترانه های نوین با تأثیرپذیری از شعر معاصر فارسی و تحولات سیاسی اجتماعی زمان خود به مرور تغییرات سبکی مهمی را در ترانه ایجاد کرده اند.
واکاوی ظرفیت های نمایشی و مقایسه تطبیقی اقتباس های داخلی و خارجی از منطق الطیر عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطق الطیر عطار نیشابوری، جزء معدود آثاری است که در دهه های اخیر با اقبال غربیان مواجه شده و بارها با تعریف خاص آن ها از عرفان، بر روی صحنه های نمایش کشورهای جهان، به اجرا درآمده است. در این مقاله، سعی بر آن است تا ضمن بررسی پیشینه ی منظومه ی منطق الطیر، به روش توصیفی- تحلیلی، به مقایسه ی اقتباس نویسندگان خارجی که در رأس آن ها ژان-کلود کریر است و نویسندگان ایرانی از این اثر عرفانی بپردازیم و نقاط قوت و ضعف نمایشنامه های اقتباسی آن ها را بر اساس جنبه ها و ظرفیت های نمایشی این منظومه بررسی کنیم. نتایج تحقیق نشان می دهد اگرچه در ساحت ساختار، نوآوری و در هم شکستن قوانین ساختاری تآتر و بهره گیری از ساختار برشتی، که به روایت پردازی منطق الطیر بسیار نزدیک است، در تلفیق با ساختار ارسطویی توانسته است تآتر کریر را در مقایسه با اقتباس های وطنی، برجسته سازد، ولی از نظر مضمون و محتوا تفاوت بسیاری بین منطق الطیر و اقتباس های آن، به ویژه اقتباس کریر، وجود دارد که همین خلأ، این اثر را شایسته ی توجه بیشتر و اقتباس های جدی تر و مؤثرتری ساخته است. اقتباس هایی که علاوه بر به کارگیری ساختارهای جدید نمایشی، بیانگر اندیشه های عطار و روح عرفان اسلامی اثر نیز باشد.
بررسی ساختار روایی داستان حضرت موسی (ع) در سوره اعراف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رویکردهای نوین به زبان مهمترین هدف مطالعات زبانی، توصیف ارتباط از راه رخدادهای زبانی در سطوح مختلف از جمله متن است. زبان قرآن، از رویکردهای مختلف زبانی و در برخی سطوح مورد مطالعه قرار گرفته است، هرچند در سازمان متن قرآن در چارچوب نظریات جدید زبانشناسی، مورد بررسی قرار نگرفته است. این تحقیق مطالعه موردی سازمان متن روایی ""حضرت موسی""، در سوره اعراف، بر اساس الگوی حل مسأله مایکل هوئی (2001) است. سه مسأله اصلی، یعنی ظلم و کفر فرعون، رسیدن حضرت موسی (ع) به یقین قلبی و نافرمانی و بت پرستی قوم بنی اسرائیل از ارکان این داستان هستند. در روایت مذکور، پاسخ های متعددی برای حل مسأله نخست از سوی خداوند و حضرت موسی (ع) ارائه می شود که در برخی موارد، ارزیابی آنها مثبت اما نتیجه آن منفی است. طرح نهایی برای رسیدن به راه حل این مسأله، پس از طی چرخه ای نسبتاً طولانی، طرح کشتن فرعون و پیروانش است که با موفقیت انجام می شود. مسأله دوم، بدون طی کردن چرخه طولانی و تنها با دو پاسخ حل می شود، اما در پاسخ به مسأله سوم طرح ها یا پاسخ های ناموفق ارائه می شود که ارزیابی از آن منفی و نتیجه آن در برخی موارد مثبت و در برخی موارد منفی است در این مسأله داستان حاوی مسائل تبعی دیگری است که بعضاً حل نشده یا به عنوان پیامد منفی اعمال شخصیت های داستان باقی می ماند. می توان گفت هرچند الگوی حل مسأله هوئی ساختار داستان را خوب پیش بینی می کند اما در برخی داستانها مثل روایات دینی، مسأله به طور قاطع حل نمی شود.
ساختار زبانی سبک خراسانی در قصاید سروش اصفهانی
حوزههای تخصصی:
میرزا محمّد علی خان متخلص به سروش (1228-1285ق)، از شاعران بنام دوره بازگشت ادبی به شمار می رود که قصایدش تقلیدی از قصیده سرایان نامی دوره غزنوی است، تا آنجا که وی ملقب به فرخی قرن سیزده شده است. نمود واژگانی چون پاداشن، فریشته، آهو (عیب) و ایچ ؛ اصطلاحات دیوانی مثل اقطاع، پرّه، دبّوس و طغرا؛ اصطلاحات و افعال کهن همچون یله کردن، گسیل کردن، ژاژ، سهی، خستن، الفنجیدن و خوشیدن؛ حرف اضافه مضاعف، یای شرط، همی بر سر فعل، اسطوره های ایران باستان (جمشید، کیکاووس و کیخسرو)، عرائس شعر (وامق و عذرا، ویس و رامین، لیلی و مجنون و رعد و رباب و... . ) گواه صادقی بر این مطلب است.
لغات جدید در قصاید سروش، مانندکارگاه وصل، آبور و حق ور، منبرستان و لاله ستان، مدح گر و خواهش گر، لعبت کده و صورت کده و نیز انبوه لغات عربی، عدم تسلط به قواعد صرف و نحو زبان فارسی، ناهماهنگی در نحو جملات، کاربرد اصطلاحات علمی و آیات و احادیث و روایات فراوان، نشان دهنده این است که او صرفا"" از سبک خراسانی تقلید نکرده است.
این مقاله، به نقد و تحلیل قصاید سروش اصفهانی از دیدگاه سبک شناسی زبانی پرداخته و جایگاه او را در سبک دوره بازگشت مشخص ساخته است.