فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۸۸۱ تا ۱۴٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
ارتباط کاربرد واژه با نگرش شاعر در ویس و رامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستاری در برخی اندیشه های مشترک عمر خیام وأحمد صافی نجفی (مرگ، حیرانی، عدم اراده و اختیار، حاکمیت جبر و سرنوشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش آثار ادبی یک ملت از رهگذر ادبیات تطبیقی و نشان دادن میزان تاثیر و بازتاب آن در ادبیات دیگر ملتها و غنابخشیدن به ادبیات جهانی، بهتر و دقیقتر نمایان می شود. داد و ستد ادبیات فارسی و عربی نیز دیرینه و برای هر دو ملت دارای اهمیت است. در میان شاعران فارسی، تاثیر خیام بر شاعران و ادیبان معاصر عرب و بر مترجمین رباعیاتش، قابل ملاحظه و بی نظیر است که بررسی این امر، تلاش بیشتر از جانب پژوهشگران را می طلبد. از این میان بررسی تاثیر خیام بر صافی که از بهترین مترجمان رباعیات وی و از شاعران برجسته عراق است اهمیت خاص خود را دارد. این پژوهش، تأثیر پذیری اشعار صافی از برخی اندیشه های موجود در رباعیات خیام را اثبات می نماید. تلاش کاوش پیش رو بر این است که بر اساس مکتب فرانسوی در پژوهشهای ادبیات تطبیقی و با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی و تحلیل برخی اندیشه های مشترک دو شاعر بپردازد، و آنگاه با آوردن شواهد شعری، نزدیکی این اندیشه ها را به طور عینی به نمایش بگذارد.
آسیب شناسی رفتار زاهدانه در ادبیات صوفیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زهدورزی همچون دیگر پدیده های فرهنگی، به دلیل تراز ویژه ای که در تصوف اسلامی یافته، استعداد زیادی برای انحراف از خاستگاه اولیه خود و غلتیدن در ورطه آسیب های گوناگون دارد. زاهدان مسلمان، خود نخستین منتقدان جدّی در حوزه آسیب شناسی زهد بوده اند و از زوایای گوناگون به شناسایی و رفع آسیب پرداخته اند. در ارزیابیِ عمومیِ موضوع، درمی یابیم که آسیب هایی مانند افتادن در دام کبر، غرور و عُجب، داشتن نگاه کاسب کارانه و غیر مخلصانه به تلاش های زاهدانه و استفاده از ابزار ریا و تزویر برای بهره مندی از مقبولیت نزد عموم مردم، از قرون نخستین رواج زهد و تصوف اسلامی از نظر برجستگان این حوزه پنهان نمانده و با گسترش آسیب ها از قرن چهارم هجری، شتاب بیشتری گرفته است. این نگاهِ انتقادیِ درون گفتمانی، که بخش برجسته ای از ادبیات تصوف را نیز شامل می شود، بسیار بیشتر و پیشتر از نقدهای بیرونی در پالایش زهد اسلامی موفق بوده است. این مقاله کوشیده است تا با پیمایشِ نگاه آسیب شناسانه درون گفتمانی، نقش ویژه و بی مانند آن را در ماندگاری این میراث عظیم فرهنگی بنمایاند.
شیوه نقد در تذکره الشعرای دولتشاه سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۷۷
157-184
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله حاضر بررسی چگونگی شیوه های نقد و داوری دولتشاه سمرقندی در تذکره الشعرای اوست. از آن جا که نقد ادبی در هر عصری با سطح آگاهی و فرهنگ جامعه و طرز تلقی مردم آن روزگار هم خوانی دارد، دولتشاه به مثابه نماینده ناقدان عصر خود، به گرد کردن دیدگاه ها و داوری های مختلف ناقدان پرداخته و در نهایت دایره بسته نقد کلی و ذوقی آن روزگار را ترسیم کرده است. در این نوشته کوتاه خواهیم دید که تذکره دولتشاه به رغم خطاهای بسیارش، یکی از منابع اصلی و حتی منحصر به فرد برای نقد شعر در روزگار مؤلف بوده است. ولی بحث درباره تمام نکته هایی که او به آن ها اشاراتی کلی کرده، از حوصله این نوشته بیرون است و مجال فراخ تری می طلبد. بنابراین کوشیده ایم محورهای اصلی کار دولتشاه را در نقد شعر، شناسایی و دسته بندی کنیم. در این طرح ابتدا تذکره الشعرای دولتشاه را به اجمال معرفی و طرز تلقی او را از شعر نشان داده و نقش دربارها را در پرورش شاعران و تولید شعر خوب بررسی کرده ایم. از آن پس کلی گویی و نقد ذوقی او را که در موازنه شاعران و تتبع و تقلید آنان مطرح شده، آورده و گفته ایم که جریان عمده نقد در این اثر، نقد بلاغی و گونه ای از صورتگرایی است. در انتهای مقاله نگاهی گذرا افکنده ایم به رابطه نقد و سیاست های حاکم و سرانجام این نوشته را با بررسی اجمالی پیوند تاریخ و ادبیات به پایان برده ایم.
خیال خدایی و بادافره آن در نقدی اسطوره ای بر روایت های کاووس و ایکاروس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرواز، اوج گرفتن و رسیدن به بلندی آسمان، از دیرباز یکی از آرزوهای بشر بوده است که جلوه آن را در اسطوره ها می بینیم. از طرفی، ادبیات جایگاه همیشگی اسطوره ها بوده است. اسطوره ها از لابه لای فرهنگ های کهن ملل به متون رسوخ کرده اند و به شکل های گوناگون، به زندگی خود ادامه داده اند، اما آنچه همواره موجب غنای ادبیات می شود و آن را از ایستایی به پویایی می رساند، داشتن نگاهی درزمانی به آثار ادبی در طیف گسترده آن است. اسطوره ها نیز که خود با تحول زمانی پیش می روند و در گاه شمار تاریخ، همواره حضور دارند، از این امر مستثنا نیستند. امروزه در ادبیات جهان، اسطوره ها و بازگشت آن ها، یکی از مباحث شایان تأمل ادبیات تطبیقی محسوب می شود که گونه ای رویکرد به جهان هستی، در قالب تمثیل و حکایت و روایت است. از همین روست که اسطوره ها را نباید حکایت هایی نادرست و باستانی به شمار آورد؛ بلکه باید معنای آن را در مسائل وجودی و زیستی انسان در طول تاریخ مشاهده کرد. هدف این مقاله، خوانشی نو از دو روایت اسطوره ای ایران و یونان باستان است: داستان کاووس در شاهنامه فردوسی و خیال خدایی اش در کنار اسطوره یونانی ایکاروس و آرزوی رسیدن او به آسمان ها که در قالبی نو و براساس دیدگاه های نظریه پردازان معاصر نقد اسطوره ای، مطالعه و واکاوی می شود.
جلوه های ساختاری و مضمونی تئاتر ابزورد در نمایشنامه های بهمن فرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲
231 - 243
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تأکید بر جلوه های ساختاری و مضمونی تئاتر ابزورد به مثابه شکل نوینی از پردازش نمایشی، مجموعه ای از اصول نمایشی وام گرفته از این تئاتر، در نمایشنامه های دهه چهل بهمن فرسی را مطالعه می کند. یکی از این اصول، درک نوین فرسی از مقوله کنش دراماتیک است که به نوعی، عامل اصلی انتقال مفاهیم مورد نظر نویسنده به شمار می رود. فرسی در این روش، متأثر از تئاتر ابزورد، نقش رویدادهای بیرونی نمایش و پیرنگ علی ومعلولی رایج در تئاتر سنتی را کنار گذاشته و لایه های فکری و عقیدتی نمایش را تقویت کرده است. طرح مدور نمایش ها، پیچیدگی و نمایش مورب شخصیت ها و مواضع فلسفی- عقیدتی آنان، تصاویر شاعرانه، گسترش و غلبه لایه کلامی نمایش بر لایه کنشی و پایان باز نمایش- که در آن خبری از گره گشایی نیست- رویکردهای نوآورانه ای هستند که در نمایشنامه های فرسی به کار گرفته شده اند که این خود نشان دهنده تأثیرپذیری بارز فرسی از این مکتب هنری و نمایشی است. مسئله اصلی این پژوهش، کشف و شناسایی حدود تأثیرهایی است که این گونه متفاوت نمایشی بر نمایشنامه های بهمن فرسی داشته است.
نگرش ضد نظام ارباب- رعیتی در یادداشت های شکارچی اثر ایوان سرگیویچ تورگنیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲
275 - 293
حوزههای تخصصی:
فئودالیسم یا نظام ارباب- رعیتی، نظامی اجتماعی- اقتصادی بود که از قرن نهم تا نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی، روسیه و شرق اروپا را دربرگرفت. در این نظام، قدرت سیاسی در میان زمین داران بزرگ تقسیم می شد و هر ارباب، دارای جماعتی رعیت بود. همین موضوع دستمایه کار نویسندگانی از جمله تورگنیف شد که خود از طبقه اشراف بود، اما رعیت را مایملک ارباب نمی دید. مجموعه یادداشت های شکارچی، در بستر جریان ادبی ناتورالیسم شکل گرفت. این جریان ادبی، براساس اصول رئالیسم و دموکراتیسم، زندگی جامعه روسیه را با اولویت بخشیدن به اقشار آن به درستی به تصویر کشید. در پژوهش حاضر چگونگی بازنمایی نظام طبقاتی در آثار ادبی روسیه در این داستان، از دیدگاه منتقدان معاصر و نیز بنیانگذاران نقد ادبی روسیه بررسی می شود. دیدگاه های ناباکوف، نویسنده و منتقد سده 20 میلادی همراه با دیگر منتقدان مانند بلینسکی به عنوان بنیانگذار نقد ادبی روسیه، ماکسیم گورکی سمبل هنر پرولتاریا و پیشتاز سبک رئالیسم سوسیالیستی، بردیایف منتقد ادبی اگزیستیالیست راهگشای این پژوهش اند.
جلوه هایی از باورهای نجوم قدیم در دیوان خواجوی کرمانی
حوزههای تخصصی:
ایرانیان در روزگاران کهن همانند دیگر ملل با تامل به خورشید و اختران مینگریستند.آشنایی ادیبان فارسی سبب شد تا واژگان کیهانی و باورها و عقاید وابسته به آن به شعر و نثر فارسی راه یابد و زیباترین مضامین نو خلق گردد.این مقاله سعی دارد جنبه هایی از باورهای نجومی موجود در دیوان خواجوی کرمانی را به شیوه ی کتابخانه ای مورد بررسی قرارداده و به روش تحلیلی-توصیفی به نگارش درآورد.
جامعه شناسی دیوان کلیم کاشانی به روش اسکارپیت
حوزههای تخصصی:
در این مقاله کوشش بر آن است با بهره گیری از روش اسکارپیت در جامعه شناسی ادبیات ، مسائل اجتماعی بازتاب یافته در دیوان کلیم کاشانی تبیین و تشریح شوند ؛ در این راستا دیوان کلیم در فرایند سه گانه ی تولید ، توزیع و مصرف ادبی بررسی شده است؛ نتایج این بررسی حاکی از آن است که تغییر مذهب از تسنن به تشیع و رفاه اقتصادی ، به عنوان عمده ترین تحولات عصر صفوی ، بر شعر کلیم و به طور کلی بر ادبیات عصر صفوی تأثیر فراوانی داشته اند. این مسائل در بیرون آمدن شعر از دربار و گسترش آن در میان عوام مؤثر واقع می شوند و پس از آن ، شعر این عصر دستخوش دگرگونی هایی می شود؛ زبان شعر تحت تأثیر شعرسرایی خیل عظیم شاعران تازه کار و بهره گیری ایشان از زبان مردم کوچه و بازار دچار تغییراتی می گردد؛ وفور لغات و اصطلاحات عامیانه و کاهش کیفیت سطح زبانی شعر از آن جمله است. عمده ترین شیوه ی توزیع ادبی در آن عصر، شیوه ی توزیع قهوه خانه ای است که به مصرف ادبی به شکل شنیداری می انجامد و زمینه ساز سرقت ادبی و گاه توارد می شود؛ شعر کلیم نیز آن چنان که خود معترف است ، از توارد در امان نبوده است. اوضاع نادلخواه وطن ، شرایط نامساعد قشر هنرمند در جامعه ی عصر صفوی و ... از دیگر مسائلی هستند که به شکل اقماری ، در بررسی دیوان کلیم به شیوه ی اسکارپیت رخ می نمایانند.
تفرد در آثار سعدی در پیوند با سایه، نقاب و آنیما
حوزههای تخصصی:
آثار سعدی به عنوان پاره ای از شاهکار های ادب فارسی، ریشه در اندیشه ها و باورهای کهن دارد و از آبشخوری به نام ناخودآگاه جمعی بهره مند است. هدف این مقاله آن است که نشان دهد آثار سعدی از زاویه دید نقد کهن الگویی، مجموعه ی گسترده ای از مفاهیم نمادین و آرکی تایپ هاست. در این مقاله بر روی کهن الگوهایی چون سایه، نقاب و آنیما تامل شده است. این مقاله بر آن است که ابعاد متنوع و پیچیده ی بازتاب یافته از شخصیت سعدی، در آثارش، نتیجه ی تفرد و بزرگ شدن روانی اوست؛ به واقع سعدی ، در آثارش نشان می دهد که چگونه در فرایند پختگی روانی خویش، جنبه های مثبت و منفی روان خود را شناسایی کرده و با آنها برخوردی منطقی داشته است. در پایان، این مقاله به این نتیجه می رسد که این خودشناسی در سعدی منجر به صداقت و شجاعت او ،در بیان ابعاد متنوع روانی اش گشته است. این مقاله با روش تحقیق تحلیلی-توصیفی به انجام رسیده است.
مروری بر تاریخچه ادبیات غنایی در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال پنجم بهار ۱۳۹۴ شماره ۱۴
67 - 82
حوزههای تخصصی:
نوع غنایی کهن ترین شکل شعر است که سروده شده و بی گمان، اولین بشری که پیرامون شعر و سخن آهنگین لب به سخن گشوده است و آن را با کلام دلپذیر همراه داشته، در پی بروز احساسات و عواطف درونی خود بوده و قطعه شعری که بر زبان جاری ساخته، از نوع شعر غنایی بوده است. لذت ها و شادی های شاعر و یأس و ناامیدی از دست نیافتن به آرزوها و دنیای آرمانی تمام اندیشه هایی است که فحوای شعر غنایی را می سازد. آنچه که عناصر اصلی یک کلام آهنگین را فراهم می آورد عبارت است از: زبان، موسیقی و تصویر همین کاربرد موسیقی در نظام واژه ها توسط شاعر که در نهایت به خلق شعر و کلام تأثیرگذار می انجامد برای شنونده مایه شگفتی و لذت است. در این پژوهش مضامین ادب غنایی نظیر: واژه غنا، شعر و ادب غنایی، محتوا و درون مایه ها، ویژگی ها و عناصر، قالب ها و انواع شعر غنایی در ادب فارسی و اروپا مورد توجه قرار گرفته است و در نهایت به سیر تحول انواع غنایی تا رسیدن به مرحله پختگی و کمال و روند تکاملی ادبیات غنایی در ایران پرداخته شده است
بودن یا نبودن؟! نه، چه گونه بودن! مقایسه شعر «عقاب» از پرویز ناتل خانلری و «نسر» ...(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط اجتماعی، زمینه های فرهنگی و سرگذشت های قومی از مؤثرترین عوامل در پدید آمدن آثار ادبی و هنری اند. از سوی دیگر امیدها، پیروزی ها، اهداف و آرمان ها از عوامل توفیق نویسنده و هنرمندند. دو شاعر و نویسنده همعصر، پرویز ناتل خانلری شاعر و ادیب ایرانی و عمر ابوریشه شاعر و ادیب سوریه ای، در فاصله زمانی بسیار نزدیک (تقریباً چهار سال) مثنوی «عقاب» و قصیده «نسر» را سروده اند بی آنکه از اثر یکدیگر آگاهی و حتی شناختی از هم داشته باشند؛ دو شعر با تخیل، دورنما و تصویر ذهنی یکسان و حتی با اندکی مسامحه در عنوان، با نامی واحد چنان که در متون معاصر عربی «نسر» را معمولاً عقاب ترجمه می کنند. آن گونه که از دو شعر و مخصوصاً از سرگذشت دو شاعر برمی آید هر دو تجربه های مشابهی را در زندگی شخصی و محیط اجتماعی و فرهنگی از سر گذرانده اند. گذشته از آن، مفاهیم پنهان در نهاد جمعی تبار دو شاعر یا به تعبیر یونگ همان ضمیر ناخوآگاه قومی، دو شاعر را به خلق اثری با تخیل مشابه و بهره گرفتن از مفهوم اسطوره ای و نمادین عقاب و نسر کشانده است.خانلری اندیشه خود را به طریق رؤیای صعود و استعلا، و عمر ابوریشه با خواستن و نتوانستن و سقوط اما امید به بازگشت و صعود نمایانده اند. در این نوشته دیدگاه، خاستگاه ذهنی و تشابهات و تقابل های فکری فرهنگی دو شاعر که به نظر می رسد حاصل مخیّله اجتماعی و روحیات قومی و ملی باشد به عنوان سرچشمه های فکری دو شاعر بررسی شده است .
بررسی ساختار شناختی مقامات حمیدی و گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقامه نویسی یکی از پیچیده ترین و متکلف ترین سبک نوشتاریِ فنی و مصنوع بوده که به عنوان یک نوعِ ادبیِ مستقل ، با مقامات بدیع الزمان همدانی پذیرفته شده است. مقامه تحت تاثیر سبک نثر مصنوع به اوج خود رسید و با افول نثر مصنوع، رواج خود را از دست داد. با این همه – به عنوان یک نوع ادبی – برخی از نویسندگان در دوره های بعد تحت تاثیر سبک مقامه نویسی قرار گرفته اند. سعدی در گلستان از جمله کسانی است که اگر چه از مقامات حمیدی تاثیر پذیرفته است ، ولی به هیچ وجه نمی توان او را مقلد قاضی بلخی دانست. گلستان و مقامات حمیدی در برخی از جنبه ها مشترکاتی با هم دارند و این امری طبیعی است . زیرا در آثار روایی رعایت بعضی از اصول حاکم بر این گونه آثار ، فرض و لازم بود. در این پژوهش هر دو اثر گرانقدر مقامات و گلستان از منظر ساختار شناختی مورد بررسی قرار گرفته اند.و عناصراصلی در ساختار داستانها، از قبیل زاویه دید، عنصر شخصیت ، راوی، طرح یا پیرنگ ، زمان و مکان، ملاک و میزان بررسی بوده است.
بررسی کاربرد استعاره در تاریخ وصاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ وصاف از جمله برجسته ترین آثار نثر فنی تاریخی است که نگارنده آن یعنی وصاف الحضره کوشیده است تا با زبانی شاعرانه یک کتاب تاریخی مربوط به دوره حکومت مغولان بر ایران را به متنی ارزشمند و در عین حال مشهور تاریخی- ادبی ارتقا بخشد. او در راه خلق متنی آراسته، زیبا، شاعرانه و در عین حال دقیق تاریخی، کوشیده است تا با بهره-گیری از آرایه ها و فنون ادبی به این مهم نایل آید. از جمله تصویرهای شعری که وصاف الحضره از آن بهره برده، می توان به استعاره اشاره کرد. در این مقاله که با هدف نمایاندن هرچه بیشتر زیبایی های ادبی این کتاب کمتر شناخته شده صورت پذیرفته، تلاش گردیده تا به روش توصیفی و تحلیلی و با توجه به بلاغت سنتی، به چگونگی کاربرد استعاره در آن از جهت انواع و ابهام پرداخته شود. نتیجه این پژوهش نشان از عنایت ویژه وصاف به کاربرد این صورت خیال دارد. امری که در عین نمایاندن هنر نویسندگی وی، از عوامل اصلی ابهام آفرین در این متن برشمرده می شود.
تحلیل سیاسی زبان بدن در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان بدن به معنای عبور از کلام و ایجاد ارتباط از طریق عناصر غیرکلامی یا زبان خاموش است. این زبان مجموعة وسیعی از رفتارها و پدیده های اشاری و حرکتی را شامل می گردد و در سیاست، به طور مستقیم یا غیرمستقیم کاربرد دارد. یک سیاست مدار می تواند نقش و نیّت واقعی خود را در پسِ واژه ها و جمله ها پنهان کند، امّا قادر به نهان داشتن زبان بدن نیست. از این رو، با تحلیل حرکات و اشارات بدنی سیاست مداران می توان به مکنونات ذهنی، فکری و اهداف سیاسی آنها پی برد. مصادیق زبان بدن را به عنوان یکی از ابزارهای ارتباط غیرکلامی در تاریخ بیهقی می توان به چهار دسته تقسیم کرد: 1) حرکات و حالات چهره. 2) اشارات و حالات سر و تن. 3) حرکات و اشارات دست. 4) سایر رفتارهای حرکتی. حالات چهره، نمودار مهارت یک سیاست مدار در مقوله هایی نظیر خویشتنداری، تمایل به ایجاد ارتباط و بی اعتنایی است و بر مفاهیمی چون تأیید، تکذیب، تأسّف، تمسخر و ظاهرسازی دلالت می نماید، همان گونه که حرکات دست می تواند دالّ بر احترام، پیمان، وفاداری یا قتل و دستگیری باشد. نکتة مهم اینکه بسیاری از موضوعاتی را که امکان طرح آنها در ارتباط کلامی وجود ندارد، یا به مصلحت نیست، می توان با زبان بدن مطرح کرد. باری، زبان بدن را باید یکی از انواع فرازبان دانست که اگرچه پیامش به نافذترین شکل انتقال می یابد، امّا هیچ گونه ردّ و نشان قابل استنادی به جا نمی گذارد و به همین دلیل، در حوزة سیاست بسیاری از ناگفتنی ها را با زبان بدن می گویند.
بررسی تأثیرپذیری ها و کارکرد عناصر قرآنی در اشعار طاهره صفارزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این جستاربه بررسی و تحلیل عبارات قرآنی در اشعار طاهره صفارزاده می پردازد. ابتدا انواع سطوح مختلف تأثیر پذیری شاعر از آیات قرآنی واکاوی شده و منظور شاعر از بهره گیری از این عناصر قرآنی بیان شده است. در ادامه کارکرد های عناصر قرآنی در اشعار او که شامل کارکرد محتوایی، ادبی و دلالت های اسطوره ای است، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.تحقیق درپی پاسخ دادن به این پرسش است که سبک تأثیرپذیری شاعر از قرآن چگونه و در چه سطحی است. با توجه به بررسی های به عمل آمده محرز شد که تأثیرپذیری واژگانی بیشترین بسامد را در اشعار صفارزاده دارد که نشان دهنده اصالت سبک شاعر در امر تأثیرپذیری از قرآن در این حیطه است.این تحقیق به شیوه استقرایی و از نظر ابزار و میدان تحقیق به صورت کتابخانه ای است.
نگاهی به شعر نو تغزلی و شاعران صاحب سبک آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اثر تحوّلاتی که در در دنیای معاصر روی داد، نگاه شاعران به عشق تغییر یافت و در نتیجه در شعر نو تغزلی دگرگونی هایی به وجود آمد. به طوری که، عشق آن مضمون بزرگ، به دور از مفهوم نازل خود، و به دور از خواهش تن به عشق انسانی و از قلمروی فردی به پهنه ی اجتماعی و از زمانه به زمان و تاریخ گسترش یافت. از این رو می بینیم که شعر نو تغزلی در آثار شاعران بزرگ و صاحب سبک معاصر شیوه های مختلفی پیدا کرد. در این پژوهش بر آنیم تا به شیوه ی تحلیلی و توصیفی این نکته را مورد بررسی و مداقّه قرار دهیم، تا ببینیم این تحوّلات در شعر نو تغزلی کدام یک از شاعران بنام معاصر تأثیر گذاشته و این دگرگونی ها در شعر آن ها به چه نحو بوده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که نیما یوشیج با تغییراتی که در صورت و معنای شعر فارسی ایجاد کرد، توانست سبک جدیدی را بیافریند. این شیوه ی جدید بیش از همه در آثار فریدون تولّلی جلوه گر شد. عاشقانه های شاملو به گونه مثلثِ شاعر، معشوق و اجتماع شکل پذیرفته و در سراسر تغزل های وی،تکاپویی پیوسته در یگانگی با معشوق، اجتماع و در نهایت همه ی انسان ها دیده می شود. عاشقانه های سهراب سپهری از لحاظ نظام نظری و معناشناسی و نظام زیبایی شناسی، مبتنی بر جهان نگری و ادراکِ عاطفی احساسی وزیباشناختی کاملاً متفاوت با پیشینه عاشقانه سرایی پارسی است.