ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۱.

خوانش ترامتنی مثنوی مولانا در خانقاه شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۸۶
مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» منظومه نسبتاً بلندی است که شهریار آن را به مناسبت روز مولوی سروده است. با اینکه این اثر تاکنون کمتر از سوی محققان نقد و بررسی شده است، می توان آن را از جنبه های مختلف تحلیل کرد. یکی از این رویکردها، تحلیل ترامتنی است که در این پژوهش به آن توجه شده و منظومه مذکور از این دیدگاه تحلیل و نقد و خوانش جدیدی از آن ارائه شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و ازلحاظ فضای انجام کار، کتابخانه ای است. هدف از انجام آن، تحلیل روابط ترامتنی این اثر با متون مختلف ، به ویژه مثنوی مولوی، است. فرض نویسندگان بر این بوده است که شهریار در ساختار و محتوای این شعر، آگاهانه با متون مختلف پیوند بینامتنی ایجاد کرده و از آنها بهره مند شده است. مبتنی بر این ایده و براساس محورهای پنج گانه ترامتنیت ژنت، تأثیرپذیری شهریار از متون مختلف، به ویژه مثنوی مولوی، اثبات شده و این نتایج به دست آمده است؛ ساختار و محتوای مثنوی مولوی و شعر و اندیشه شاعرانی همچون رودکی، فردوسی، خیام، انوری، سعدی، حافظ و... در شکل گیری این شعر مؤثر بوده اند که بنابر تقسیم بندی ترامتنیت ژنت در پنج زیرمجموعه بینامتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت، سرمتنیت و بیش متنیت بررسی و تحلیل شده اند.
۴۲.

تحلیل آداب سخن در تذکره الاولیای عطار باتکیه بر نظریه ادب زبانی «براون و لوینسون»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۶
متون تعلیمی عرفانی جایگاه مهمی در پهنه گسترده ادبیات فارسی دارد و تذکره الاولیای عطار از برجسته ترین نمونه های آن است. این اثر اگرچه در ظاهر شامل شرح حال برزگان عرفان است، اما در اثنای شرح حال این بزرگان، نکات آموزشی بسیاری ازجمله آداب سخن را به مریدان منتقل می کند. ادب زبانی از مباحث اصلی زبان شناسی امروز است که نظریه پردازانی همچون براون و لوینسون برای تحلیل آن پنج راهبرد را معرفی کرده اند؛ گوینده باتوجه به مقام و شأن اجتماعی خود و مخاطب، از این راهبردها برای بیان مقاصدش بهره می برد. پژوهش حاضر در پی آن است که دریابد ادب زبانی در تذکره الاولیای عطار به عنوان ابزاری تأثیرگذار بر مخاطب، بر اساس کدام راهبردهای ادب زبانی ساخته شده است؟ نتایج نشان می دهد که عطار در تذکره الاولیا برای تعلیم آداب سخن از چهار راهبرد پوشش مستقیم، ادب منفی، راهبرد غیرمستقیم و خودداری از اقدام استفاده کرده و راهبرد ادب مثبت را به کار نبرده است.
۴۳.

Developpement Des Competences Cognitives En Interpretation : Impact Des Doubles Taches Sur L’empan Mnesique Et La Performance(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۳
L’interprétation, en tant que processus cognitif, vise à transférer le vouloir-dire de l’orateur en reformulant le discours dans la langue cible. Ce processus, qu’il soit en consécutive ou en simultanée, exige une gestion efficace des ressources cognitives pour accomplir plusieurs tâches simultanément. Une charge cognitive excessive peut compromettre la performance de l’interprète, d’où la nécessité de développer des compétences cognitives adaptées. Cette étude explore l’impact de la mise en œuvre de doubles tâches sur le développement des capacités cognitives des étudiants en interprétation. Un groupe expérimental a suivi des cours spécifiques intégrant des doubles tâches, tandis qu’un groupe de contrôle n’a reçu aucune formation supplémentaire. Les résultats de cette recherche indiquent une amélioration significative de l’empan mnésique chez le groupe expérimental, mais l’effet sur la performance en interprétation reste incertain. Ces résultats soulignent l’importance de poursuivre les recherches pour mieux comprendre le lien entre les compétences cognitives et la performance en interprétation.
۴۴.

Politics of Desire: A Deleuzist Reading on Shakespeare's Antony and Cleopatra(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۴۱
The present article intends to apply Deleuzist tenets on Shakespeare’s Antony and Cleopatra . Deleuze posits that an artwork is a desiring machine endowed with the basic components of becoming woman, becoming animal, nomadism, war machine as well as BwO (body without organs). Drawing upon them, this research aims to dissolve Rome-Egypt duality and its corresponding genderized subjectivity and racial bias. The major questions raised in the research include: First, how do the early modern biracial lovers, from contrasting geographical spaces, merge in parallelism, and to what effect? Second, to what extent is the course of desubjectification carried out? Third, what vantagepoint (in culturalists’ parlance) is envisioned for the future polity? To answer these questions, the present study probes into Deleuzist theories to demonstrate the characters’ decisiveness to transgress hegemonic codes and legitimate ideological power relations. These formulations align with Ovidian tradition of metamorphosis. Bodies in flux, reenact Shakespeare’s lovers in perpetual passage both within and without until Rome and Egypt – summing up the white/nonwhite polarity – consolidate. The disruptive theories appropriated by the lovers drive them to the communion of the disadvantaged. The final egalitarian gesture would envision a future polity of inclusion, diversity and equity.
۴۵.

بررسی حرکت گذاری ها و ضبط های نادرست واژه های عربی در ویراستِ اخیر تاریخ بیهقی و ملاحظاتی دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
تاریخ بیهقی از شاهکارهای نثر فارسی و از بهترین منابع برای شناخت تاریخ غزنویان است. این کتاب تاکنون چند بار تصحیح و چاپ شده است. واپسین تصحیح انتقادی این اثر، در سال 1388، به کوشش محمّدجعفر یاحّقی و مهدی سیّدی، منتشر و تا امروز شش بار تجدید چاپ شده است. ویراست جدید این کتاب، در سال 1401 با تجدید نظر و افزوده ها و اصلاحات کامل منتشر شد. مصحِّحان با بازنگری و تأمّل در کار خویش و توجه به تذکّرات برخی پژوهشگران و نیز با بهره گیری از چندین مقاله ای که در نقد تصحیح مذکور نوشته شده بود، شماری از اشکالات و کاستی های متنِ مصحَّح، تعلیقات و... را برطرف کرده اند. با وجود این، یکی از پربسامدترین نقص های این ویرایش، که در نقدهایی که بر آن نگاشته شده، به آن تقریباً پرداخته نشده، بی دقّتی های مصحِّحان در نقل و اِعراب گذاری عربیّات در مقدّمه، متن، تعلیقات، فهرست ها و منابعِ تعلیقات است. در این مقاله به بررسی و ارائه صورت درست عربیّاتی که نادرست حرکت گذاری یا ضبط شده، پرداخته شده است. همچنین ملاحظات دیگری درباره برخی کاستی ها، بی دقّتی ها و اشتباهات مصحِّحان در تعلیقات و کتاب نامه طرح شده است.
۴۶.

The Problematic of Identity and Language in David Hare’s Skylight and Pravda(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۹۴
This article presents new outlooks toward gender transfiguration in David Hare’s Skylight and Pravda in the light of Judith Butler’s theory of Gender Performativity. It examines whether the linguistic performance of Hare's characters is an innate feature or a hallucinatory effect of their naturalized and gendered bodies. Butler asserts that performativity is a ritualized production and a constrained reiteration of cultural intelligibility under the prohibition pressed by power regimes. Surveying Skylight and Pravda elucidates that gender identity is an imitation, which leads Hare’s characters to resignify and recontextualize the parodic gender reproductions. Moreover, the gendered subjects were subordinated to the language that interpellated them, so that each individual became a linguistically stylized occasion. Therefore, the ever-shifting identities of Hare’s characters were established by the power of the injurious language that interpellated the subjects. Springing from the discussion about gender performativity of Hare’s characters, the article concluded that identity is a phantasmatic construction, and what an individual performs is a non-intrinsic parody of the culturally constructed regulations. As a result, the culturally acquired gender is crafted based on the socially recognizable standards, which shape the directionality of the self-representation.
۴۷.

نقد و بررسی برگزیده اشعار شیره دوما در استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
ادبیات شفاهی کهگیلویه و بویراحمد با گستره ای از گونه های منظوم، از ترانه های کار و لالایی ها تا حبسیه ها و اشعار آیینی، بخش مهمی از هویت فرهنگی قوم لُر را شکل می دهد. در این میان، ترانه های آیینی «شیره دوما» به عنوان نمونه ای برجسته از شعر غنایی زنانه، در آیین های شادی و به ویژه مراسم عروسی، به وسیله زنان روستایی و عشایر اجرا می شوند و جلوه ای از پیوند زبان، احساس و آیین را آشکار می سازند. این پژوهش با رویکرد تلفیقی میدانی و کتابخانه ای و در چارچوب نظری قوم ادبی و اجرا محور، به تحلیل ساختار زبانی، موسیقایی و صور خیال این اشعار پرداخته است. در بخش میدانی، داده ها، از طریق مصاحبه مستقیم، آوانگاری صوتی و مشاهده مشارکتی میان گویشوران بومی گردآوری شد و سپس با روش تحلیل سه سطحی زبانی، زیبایی شناختی و فرهنگی، بررسی گردید. نتایج نشان می دهد که عناصر تشبیه، استعاره، کنایه، اغراق و مجاز، بیشترین بسامد را دارند و تخیل بومی در این قالب ها، واقعیت زیسته را به قلمرو معنا و احساس جمعی ارتقا می دهد. بررسی موسیقی کناری و ریتم گفتار، نیز نشان داد که الگوی وزنی اشعار شیره دوما مبتنی بر آهنگ طبیعی زبان لری است و این ویژگی، به استمرار سنت شفاهی و وحدت فرهنگی قوم لُر یاری رسانده است. در جمع بندی، ترانه های شیره دوما نه صرفاً متون شاعرانه، بلکه اسناد ارزشمند مردم نگارانه ای اند که پیوند پویای زبان، جنسیت و آیین را در زیست فرهنگی جنوب غرب ایران انعکاس می دهند و نمونه ای گویا از کارکرد آیینی زبان در خلق معنا و حفظ هویت قومی به شمار می آیند.
۴۸.

تحلیل گفتمان پدیدارشناختی «دازاین» در طراحی تن پوش عرفانی با الهام از غزلیات مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
لباس عرفانی تنها یک ابژه تعینی بر تن سوژه نیست. تن پوش عرفانی یک تن زیسته است که در کنش سماع، سوژه را با دازاین مواجه می کند و این رخدادگی معنا، دلالت های عرفانی از امر وجودی را پدیدار می سازد. در تحلیل گفتمان این نظام نشانه ای متأثر از آرای پدیدارشناختی در جهان بودگی و دازاین هیدگر، نظریه تن مرلوپونتی و خوانش نشانه معناشناختی گفتمانی؛ از وجه ساختاری ابژه لباس عبور می کند، ازاین رو تن پوش عرفانی به مثابه یک نشانه پدیداری در تطبیق با تن و موقعیت ادراکی، آگاهی سوژه را استعلا می دهد. این رخدادگی یا شوش که به خاطر چرخش سماع توسط سوژه شکل گرفته، موجب انفصال سوژه از تعامل با وجه ساختاری لباس می شود؛ حال سوژه در وضعیت اتصال گفتمانی و امتزاج با تن پوش عرفانی قرار گرفته و فضای امتزاجی از درهم تنیدگی تن سوژه با ابژه تن پوش عرفانی در اجرای صحنه ای، حالت خلسه ای برای سوژه شکل می گیرد. این فضای معنوی پدیدارشده تجلی وجودی از مضامین عرفانی است. در این پژوهش خوانش پدیدارشناختی به نظام ارتباطی ساختاری، رخدادی و امتزاجی میان تن سوژه و تن پوش عرفانی پرداخته است. هایدگر دازاین را به معنای بودن در جهان و هویت وجودی مطرح می کند. مسئله پژوهش به واکاوی گفتمان دازاین در لباس پرداخته و چگونگی رخدادگی سوژه ادراکی در امتزاج با تن پوش عرفانی را مطالعه می کند. نتایج این پژوهش بیان می کند بازتولید اندیشه عرفانی مولانا در ماهیت تن پوش و سماع موجب رخدادگی معرفتی سوژه شده، از این رو در گفتمان امتزاج ادراک وجود اصیل او گشوده به عالم هستی و از ذات حقیقت برخوردار می شود.
۴۹.

Du paratexte et des ratures dans certains passages des manuscrits de Barthes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۵
La quête identitaire se retrouve au cœur des œuvres du vingtième siècle. Des romanciers, comme des critiques examinent la question et un auteur comme Barthes n’échappe pas à la règle. Ses écrits ultimes au Collège de France demeurent cependant imaginaires et théoriques. Il s’identifie aux protagonistes d’une nouvelle Recherche dont il s’estime être le créateur. Nous verrons ainsi dans cet article les manuscrits barthésiens au sujet de la phrase dans ses textes déposés à la bibliothèque nationale de France qui décrivent certaines de ses convictions intimes. Nous observerons à travers ceux-ci une réinvention du texte dans ses derniers cours. Ceux-ci forment une autre matrice romanesque et Barthes retourne à ses premières sources littéraires et se passionne même pour la personne de l'auteur. Ce dernier désire désormais s’éterniser par le roman et renaître, tout comme le phénix de ses cendres. Afin de voir les sources de cette renaissance artistique, nous étudierons certaines parties raturées de ses manuscrits déposés à la bibliothèque nationale de France. Elles expriment ses points de vue intimes sur les étapes de l’invention de la phrase. Nous tenterons ainsi de découvrir la vérité littéraire se cachant chez cet inventeur de l'art de ne rien écrire qui, tout comme Proust, redéfinit la recherche littéraire dans une perspective temporelle.
۵۰.

تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۵۸
مطالعه حاضر با روش ترکیبی با ترکیب رویکرد تجربی (در گردآوری داده ها) و توصیفی تحلیلی (در تحلیل داده ها)، به تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی می پردازد. بدین منظور، در بخش تجربی، غزلی منتخب از سعدی به چهار ربات هوشمند «گروک 3»، «چت جی پی تی»، «جمینای» و «دیپ سیک» داده شده است. در بخش تحلیلی، پاسخ های این مدل ها بررسی، مقایسه و ارزیابی شده است تا همراه با تبیین راهکارهای «سهل ممتنع»سرایی سعدی از دیدگاه هوش مصنوعی، ظرفیت های تحلیلی این ابزارهای هوشمند در مطالعات ادبی نیز سنجیده شود. نتایج این جستار نشان می دهد که هر چهار هوش مصنوعی، در تعریف و تبیین مفهوم سهل ممتنع موفق عمل کرده است. مؤلفه های اصلی سهل ممتنع در غزل سعدی را عبارت دانسته اند از: سادگی زبان، عمق معنا، تصویرسازی، موسیقی، ایجاز، ایهام و جهان شمولی. همچنین هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای پنهان، تحلیل دقیق نقش حروف اضافه، ارزیابی تأثیر وزن و قافیه، درک تضادهای معنایی و... نشان می دهد که «سهل ممتنع» در شعر سعدی نه تنها به دلیل استفاده از زبانی ساده و روان که به سبب وجود شبکه ای پیچیده از روابط معنایی، آرایه های ادبی ظریف و تجربه ای عمیق از عشق و حالات انسانی شکل گرفته است.
۵۱.

Hamlet Under the Digital Gaze: Surveillance, Narcissism, and the Fractured Self in Postmodern Adaptations(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
Since its creation, Shakespeare’s Hamlet has served as a mirror to the anxieties of its time. Though various analyses of the contemporary film adaptations have routinely addressed themes of surveillance, the precise psychological effects of this surveillance on the protagonist are still under-examined. This paper addresses this lacuna by examining how Michael Almereyda’s (2000) and Gregory Doran’s (2009) film adaptations of Hamlet present the protagonist’s tragic flaw as not indecision, but rather a pathological narcissism engendered by a postmodern culture of surveillance. The paper contends that these films utilize the omnipresent camera—both diegetic and non-diegetic—to create a Hamlet whose self is fragmented by the inexorable gaze. This perpetual watching, coupled with a cultural movement toward hyper-subjectivity, engenders a pathological narcissism that becomes integral to his personality. The results and findings in this article demonstrate that these adaptations employ strategies such as mise-en-abyme not merely to condemn surveillance, but to diagnose a specifically postmodern malaise wherein the self is caught in a feedback loop of self-recording and performance, ultimately leading to a questioning of the nature of identity in an era of digital mediation.
۵۲.

بازشناسی جایگاه شمس الدین محمد ساوجی در تاریخ تصوف ایرانی بر پایه شواهد تاریخی و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۷
شمس الدین محمد بن حسن ساوجی ازجمله مشایخ کمتر شناخته شده تصوف ایرانی در دوران پس از حمله مغول (سده هفتم هجری) است که باوجود اشارات پراکنده منابع تاریخی و تذکره های صوفیه به جایگاه معنوی و نفوذ اجتماعی او، تاکنون به طور مستقل موضوع پژوهش علمی قرار نگرفته است. شواهد تاریخی و نسخه شناختی موجود از جایگاهی نسبتاً برجسته برای او در میان اولیای قرن هفتم و هشتم هجری حکایت دارد. استخراج اطلاعاتی درباره او، از منابعی همچون تجارب السلفِ هندوشاه، چهل مجلسِ علاء الدوله سمنانی، تاریخ الاسلامِ شمس الدین الذهبی، نفحات الانسِ عبدالرحمن جامی به ضمیمه حواشی و گزارش هایی که برخی از کاتبان نسخه های خطی داده اند (همچون روایت علی بن حسام الدین مشهور به متقی الهندی، صاحب کنزالعمال درهامش نسخه بحرالحقائق و هامشِ نسخه بحرالحقائق به شماره 615) تا حدّی پرده از چهره این عارف کم شناخته برمی دارد. این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که شمس الدین ساوجی، به احتمال بسیار، نسخه تفصیلی تفسیر بحرالحقائقِ استادش، نجم الدین رازی را در شوشتر به اختصار درآورده وآنچه امروزه از این تفسیر شهرت یافته، محصولِ تلخیص و پیرایشِ متن به همّت اوست. این مقاله، با اتکا بر داده های نسخه شناسی و منابع تاریخی، به بازخوانی و تحلیل نقش ساوجی در بستر تاریخ تصوف در جنوب ایران می پردازد و از این رهگذر، بر ضرورت بازشناسی چهره های حاشیه نشین در مطالعات عرفانی تأکید می ورزد.
۵۳.

Étude de la représentation de l’institution du mariage dans le théâtre féministe français de la première moitié du XXe siècle(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۶
Cet article examine la représentation théâtrale du mariage sous l’influence des idées féministes. Notre étude, basée sur la revue d’une diversité de saynètes et de pièces de théâtre, et se référant aux témoignages de sociologues et juristes, montre que l’institution du mariage est interprétée durant la première moitié du XXᵉ siècle, non comme un pacte d’amour, mais comme un mécanisme d’aliénation, symbolisant soit l’esclavage de la femme, soit sa transformation en objet de marchandise. En effet, le théâtre féministe français s’inscrivant dans un contexte d’émancipation féminine liée aux courants socialistes et anarchistes, présente une critique exagérée du mariage, voire une remise en question totale de cette institution comme instrument de domination et de régulation sociale des femmes. Cette étude permet également de souligner le rôle du texte littéraire en tant qu’espace de contestation des normes sociales, et de réfléchir sur la possibilité de prendre en considération la fiction comme document anthropologique ou sociologique.
۵۴.

کنوز الحقایق فی رموز الدّقایق منظومه ای حکمی، عرفانی و اخلاقی از تاج الدّین حسین خوارزمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۲
کنوز الحقایق فی رموز الدّقایق یکی از آثار تاج الدّین حسین بن حسن خوارزمی (841-770ق) است. برای نخستین بار منظومه براساس تنها نسخه موجود از آن، نسخه کتابخانه طوبقابوسرای ترکیه به شماره 1465 تصحیح شد. خوارزمی کتاب را در پنج باب بنا نهاده و در هر باب مقالاتی آورده و در هر مقاله حکایاتی به فراخور مطلب بیان کرده است. این مثنوی در بحر متقارب و در 5295 بیت سروده شده است. موضوع آن عرفان، حکمت و اخلاق است. پژوهش حاضر با تکیه بر متن تصحیح شده مثنوی کنوز الحقایق تدوین شد. جستار حاضر به روش اسنادی -کتابخانه ای، به توصیف و تحلیل اثر پرداخته و هدف معرّفی کنوز الحقایق و نقض سخن برخی از معاصران درباره اثر است. برخی از معاصران کنوز الحقایق را شرح مثنوی شمرده اند. این تعبیر را نخستین بار سعید نفیسی به کار برده و به تبع او، دیگرانی نیز این اثر را شرح مثنوی شمرده اند؛ گرچه ذبیح الله صفا کتاب را یک مثنوی عرفانی می داند و نه شرح مثنوی. پس از تصحیح با بررسی دقیق کتاب کنوز الحقایق و مقایسه با جواهر الاسرار و کندوکاو در منابع نزدیک به عصر خوارزمی و نوشته های دوران معاصر، نتیجه قطعی این بود که: قدما از کنوز الحقایق به عنوان شرحی بر مثنوی یاد نکرده اند. این برداشت طی یک بازه زمانی حدوداً شصت ساله شکل گرفته است. در این جستار با ذکر دلایلی نشان داده شد که کنوز الحقایق شرح مثنوی نیست و خود مثنوی مستقلّی به شیوه مثنوی های سنایی، عطّار و مولوی است که شامل حکایاتی در عرفان، حکمت و اخلاق است که به درخواست مریدان خوارزمی سروده شده است.
۵۵.

Unearthing Colonial Wounds: Tracing the Impacts of Trauma on Indian Identity in Kiran Desai’s The Inheritance of Loss(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۶۸
The impact of colonization on identity construction has emerged as a critical area of inquiry, particularly among postcolonial writers, novelists, and theorists. This paper investigates the psychological and cultural ramifications of colonial domination on the identity formation of colonized individuals, with particular emphasis on experiences of alienation and identity loss. Kiran Desai’s novel The Inheritance of Loss (2006) is analyzed through the theoretical frameworks of Stuart Hall’s concept of cultural identity and Frantz Fanon’s exploration of colonial trauma and its effects on subjectivity. This study contends that colonization fundamentally disrupts the continuity of cultural identity and induces a condition of psychological fragmentation, resulting in enduring displacement, alienation, and a decentered sense of self among the colonized. The findings demonstrate that in The Inheritance of Loss, colonial trauma manifests through internalized cultural inferiority, linguistic alienation, and intergenerational identity rupture, particularly visible in the judge’s self-erasure and Biju’s diasporic disillusionment. These experiences reveal a uniquely postcolonial condition of fractured identity, marked by alienation, double displacement, and a decentered sense of self rooted in the enduring psychological legacies of colonial domination.
۵۶.

L’empreinte de l’image du père de Monica Sabolo dans son autobiographie La vie Clandestine(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۳۹
L'autobiographie est un récit de mémoire qui transcende les simples images des lieux et événements passés. Elle inclut également les odeurs, sensations et émotions liées aux personnes qui ont marqué notre existence, comme nos parents et nos frères et sœurs. Ces expériences sensorielles et affectives influencent notre perception de nous-mêmes et notre vision du monde. Il est crucial de reconnaître que nos parents, qu'ils soient biologiques ou adoptifs, jouent un rôle fondamental dans notre éducation et notre développement. Ils nous guident, veillent sur notre bien-être et façonnent notre identité ainsi que notre manière d'interagir avec notre environnement. Leur soutien, qu'il soit physique ou émotionnel, nous permet d'explorer notre passé tout en confrontant des vérités parfois inconfortables, enrichissant ainsi notre compréhension de qui nous sommes. Monica Sabolo illustre cette quête identitaire en recherchant les empreintes d'un père mystérieux tout en retraçant sa vie dans La vie clandestine. Dans quelle mesure la découverte des aspects sombres de notre réalité alimente-t-elle cette quête ? Faut-il affronter cette vérité par l'introspection, ou se conformer aux rôles établis ? À travers son récit, Sabolo explore sa vie et décrit la relation complexe qu'elle entretient avec son père. Pour répondre à cette problématique, nous examinerons d'abord le pacte autobiographique, puis les traces de sa vie, et enfin l'image paternelle et leur relation.
۵۷.

واکاوی کاستی های تصحیح دیوان هلالی جغتایی و کشف سروده های نویافته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
هلالی جغتایی از شاعران برجسته سده نهم و دهم هجری و هم عصر با دوره تیموریان و صفویه به شمار می رود. دیوان شعری باقی مانده از این شاعر، عمدتاً مشتمل بر غزلیات است؛ اما در کنار آن، نمونه هایی از قصاید، رباعیات و مقطعات نیز در مجموعه اشعار وی مشاهده می شود. افزون بر دیوان، سه مثنوی به نام های شاه و درویش، صفات العاشقین و لیلی و مجنون از دیگر آثار برجای مانده این شاعر محسوب می شوند. دو مثنوی نخستین شاه و درویش و صفات العاشقین در پیوست دیوان اشعار او با تصحیح سعید نفیسی به چاپ رسیده اند. هرچند تصحیح نفیسی از دیوان هلالی از ارزش ادبی و پژوهشی بالایی برخوردار است، این نسخه با کاستی های متعددی روبه روست که ضرورت انجام تصحیحی جدید را ایجاب می کند. مهم ترین این کاستی ها استفاده از نسخه های متأخر و کم اعتبار، روش نامشخص و غیرعلمی تصحیح، ثبت نشدن اختلاف نسخه ها، بی توجهی به نسخه های متقدم دردسترس، غفلت از اشعار نویافته در منابع کهن تر و رعایت نشدن اولویت های نسخه شناسی در گزینش ابیات است. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی با ارائه نمونه های عینی از نارسایی های تصحیح موجود و اشاره به اشعار نویافته ای که در دیوان چاپی هلالی ذکر نشده اند، بر ضرورت انجام تصحیحی جدید و علمی از این دیوان تأکید می ورزد.
۵۸.

Bio-capital Decentered Subjectivity in Kazuo Ishiguro’s Never Let Me Go: Cyborgian Biotechnological Literary Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
The present paper intends to study Kazuo Ishiguro’s Never Let Me Go from the perspective of Cyborgian concepts of hybridized subjectivity, speed, metamorphic becoming, bio-narrative and bio-discourse, which intersect with cyborg biotechnology to create the bio-capital characters. Ishiguro portrays the non-unitary bio-subjectivities along with challenges of clones through tracing the main character’s memories. The Cyborgian theories of Donna Haraway, Paul Virilio and Rosi Braidotti are mainly used to analyze the genetic organs of the selected novel in bio-discourse. Cyborg biotechnology drains its bio-power, merges borderlines between the conventional polarities, de-politicizes it by destroying inequality in a natural history of transhumanism and, ultimately, makes hybridized privileged – unprivileged subjectivity. Cyborg bio-capital body is a kind of genetically modified object with a shifted boundary; a bio-semiotic body, not the human physiological body. In the novel, this study explores that cyborgian bio-capital subjectivity is the imitation of the original one due to three reasons: first, it has lost its human uniqueness; second, its self-automation is changed into a possible being; and, finally, its biological facet has constructed the equal bio-subjects. A cyborgian bio-capital subject is partly organ and partly machine in the cyborg biotechnology. The thematic features of Ishiguro’s novel as the quintessence of cyborg bio-narrative, including nomadic bio-subjectivity, development of fabricated trans-subjects, bio-animals, trans-genetic organisms, decentered subject, bio-molecule and mechanical body, are the focal points of analysis in this study.
۵۹.

مهم ترین نوآوری ها و هنجارگریزی های سبکی نامی اصفهانی در منظومه خسرو و شیرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
منظومه خسرو و شیرین اثر محمدصادق نامی اصفهانی، یکی از نظیره های شاخص دوره بازگشت ادبی است که اغلب از منظر مقایسه روایی با شاهکار نظامی گنجوی بررسی شده است. هدف اصلی این پژوهش، فرارفتن از تحلیل های محتوایی و شناسایی، دسته بندی و تبیین مهم ترین نوآوری ها و هنجارگریزی های سبکی نامی در سطوح مختلف زبان است تا از این مسیر، محقق و تبین شود او نه یک مقلد صرف که شاعری صاحب سبک و خلاق است. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بر پایه اصول سبک شناسی لایه ای انجام شده است. برای این منظور، متن مصحَح منظومه خسرو و شیرین نامی اصفهانی به صورت دقیق واکاوی شده و انحرافات از زبان معیار و سنت ادبی (نوآوری ها و هنجارگریزی ها) در چهار سطح واژگانی، نحوی، بلاغی و ساختاری، با ذکر شواهد شعری، استخراج و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد نامی اصفهانی آگاهانه نوآوری های سبکی قابل توجهی داشته است. در سطح واژگانی، ساخت افعال جعلی، ترکیبات نو و کهن گرایی برجسته است. در سطح نحوی، با جابه جایی ارکان جمله به برجسته سازی و موسیقی کلام دست یافته و در بلاغت، برخلاف پیچیدگی سبک هندی، از تشبیهات و استعاره های ساده و حسی بهره برده است. تغییرات کلان در پیرنگ داستان نیز در راستای همین رویکرد عمل گرایانه و ساده ساز انجام شده است. این نوآوری ها ثابت می کند که نامی اصفهانی در چهارچوب سنت نظیره گویی، با انتخاب های زبانی، امضای هنری خود را بر اثر حک کرده و داستان کهن را خلاقانه در گفتمان عصر زندیه بازآفریده است.
۶۰.

تحلیل صرفی و نحوی نام ها، القاب و نشانگرهای خطاب در گونه جهرمی بر مبنای گویش شناسی نام ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
مطالعه نام ها و نشانگرهای خطاب در فرهنگ ها و زبان های مختلف می تواند ارزش های زبانی، فرهنگی و اجتماعی هر منطقه را بازتاب دهد و از این رو توجه زبان شناسان، مردم شناسان و جامعه شناسان را برمی انگیزد. مطالعات پیشین در زمینه نام ها و نشانگرهای خطاب بیشتر در زبان های رسمی صورت گرفته و مطالعه گویشی به جز نمونه های اندکی، مغفول مانده است. جهرم نام یکی از شهرهای کهن ایران در استان فارس و گونه زبانی آن متعلق به زبان های ایرانی جنوب غربی است. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی تحلیلی سعی شده است که نام ها و نشانگرهای خطاب مختلف در گونه جهرمی از بُعد گویش شناسی نام ها و خطاب، واکاوی شود. داده های واژگانی این پژوهش نیز به صورت اسنادی میدانی از گویشوران این شهر جمع آوری، آوانگاری و سپس دسته بندی و تحلیل شده است. براساس نتایج این تحقیق، کوتاه سازی به شیوه های مختلف از فرایندهای پرتکرار در نام های جهرمی است، وندافزایی با کاربردهای مختلف در این گونه استفاده می شود و اسامی مختلف درباره اشخاص با سن و منزلت اجتماعی متفاوت، وجود دارد. لقب «آ» کوتاه شده صورت «آغا» و خطاب «جا/جو» کوتاه شده و ممال «جان» در خطاب های جهرمی پرتکرارند. عبارات خطاب خویشاوندی را در این گویش به چهار دسته همخونی، سببی، ساختگی و مرتبط با سن، می توان طبقه بندی کرد. در ساخت نحوی نیز نام های گروهی به صورت القاب مرتبط با حرفه به صورت ترکیب اضافی، ملکی و برای بیان انتساب به صورت بنوت (منسوب به مادر، پدر و جدّ) یا مرتبط با ویژگی های شخصیتی و رفتاری و... به صورت ترکیب وصفی ساخته شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان