ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۹٬۵۴۱ تا ۴۹٬۵۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۹۵۴۱.

استعمار نوین و سیاست دیگرستیزی: هویت «دشمن دوست نما» در رمانهای جمهوریت، حقیقتی دروغین و شیکاگو اثر علا الاسوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۵۰
سیاست های استعماری ونادیده انگاشتن برابری و ارزشهای فردی همواره مورد توجه منتقدان پسااستعماری بوده است. خوانشی ادبی در خصوص جایگاه نژاد عرب و مسلمانان در آمریکا به عنوان کشورمدعی دموکراسی و برابری حقوق همگان در دوران پسا استعماری می تواند بیانگر سیاست نواستعمارگرایانه امریکا در عصر حاضر باشد. مقاله حاضر به بررسی هویت اعراب و مسلمانان در تقابل با هویت امریکایی در رمان های  شیکاگو (2007) و جمهوریت، حقیقتی دروغین (2021) آثار علا الاسوانی بر اساس نظریه سیاسی شانتل موف در خصوص دموکراسی کثرت گرا و دشمن دوست نما می پردازد که این حقیقت را تبیین می نماید که دموکراسی واقعی غیر ممکن بوده و در دموکراسی کثرت گرا خصومت ها و دشمنی ها به صورت یک رابطه به ظاهر دوستانه پنهان می گردند تا بتوان مخالفان را تحت کنترل خود قرار داد که این بیانگر نوعی استعمار نوین است.  رمان شیکاگو با به تصویر کشیدن زندگی مهاجران در آمریکا در دوران پس از حملات 11 سپتامبر 2001 و رمان دموکراسی حقیقتی دروغین، با روایت نمودن جریان انقلاب مصر، بر استعمار نوین و پنهان امریکا وغرب می تازد که در آن مسلمانان و اعراب به عنوان دشمنان و تروریستهای بالقوه برای آمریکا و مردمش ترسیم می شوند و در شرق، این دیگر ستیزی به صورت معرفی عرب تبار به عنوان ملتی که لایق انقلاب و آزادی نیستند نمود پیدا می کند. این رویکرد پرده از ماهیت واقعی سیاست نواستعماری امریکا و غرب برمید ارد.
۴۹۵۴۳.

انسان گرایی فردوسی؛ احیای اندیشه ایرانشهری و پایان سکوت فرهنگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۲۷۴
هویت و شخصیت هر ملتی در پرتو فرهنگ غنی و مترقی آن نهفته است. بنابراین اگر بیگانه ای بخواهد ملتی را از نظر سیاسی اجتماعی زمین گیر کند، آسان ترین راه اش هجوم به فرهنگ آن ملت است، زیرا با هجوم فرهنگی، آن ملت استحاله فرهنگی می شود و هویت و شخصیت خود را از دست می دهد. جامعه شناسان فرهنگ را دارای سه جنبه شناختی، مادی(فنی) و سازمانی می دانند که جنبه شناختی عبارت است از باورداشت ها، اسطوره ها، ایدئولوژی ها، ارزش ها، رویکردها و دانش. فرهنگ را نیز، آداب و رسوم، عرف ها، قوانین و نقش هایی که با پایگاه های گوناگون یک فرهنگ هم بسته اند تشکیل می دهند. از همین منظر «شاهنامه» اثری است که در عهد سامانی ایرانیان را به بازسازی افکار ملی و خودشناسی ساسانی هدایت کرد و ایرانیان را به احیای مقام و مرتبه انسان به منظور خودشناسی و استقلال ملی، دعوت نمود. استقلالی که ساسانیان را بر آن داشت تا مناطق تحت سیطره خود را ایرانشهر بخوانند. پژوهش حاضر با بررسی کوتاهی در تاریخ ایران بعد از حمله اعراب به گرایش فردوسی برای تنظیم اثری چون «شاهنامه» در احیای فرهنگ و هویت ایرانی پرداخته است، تا نوع خاصی از انسان گرایی(اومانیسم) که در آن انسان کنش گر اصلی است و جای اسطوره ها را می گیرد و در جدال با ابرانسان ها، برای برپایی داد و خیر و نیکی پیروز می گردد را آشکار سازد.
۴۹۵۴۴.

تأصیل الجذور التاریخیه لنقوش قصه معراج الرسول وفق نظریه نورثروب فراي في علم الأساطیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۳۶۵
لکلّ قوم من الأقوام عقائد ومعتقدات مختلفه حول الرحله إلی عالم ما بعد الموت، وتُوصف هذه الرحلات بأوصاف مختلفه کما تتضمن أساطیر عدیده حول البعث، وهبوط أسطوره إلی عالم البشر، والصعود نحو السماء والاتصال بالأرباب والآلهه السماویه. إن إحدی هذه الرحلات إلی العالم الآخر هی رحله نبی الإسلام (ص) إلی السموات السبع، وقد عرفت باسم المعراج. تناول الکثیر من المؤلفین الإیرانیین ذکر هذه القصی مصوره ومنقوشه منها ما أُلِّف فی الحقبه الإیلخانیه (772-762 ﻫ ق) ومنها ما ألف فی الحقبه التیموریه (840 ﻫ ق) حیث تناولت هذه الکتابات التی عرف باسم "المعراج نامه" تفاصیل معراج النبی ورحلته إلی السماوات العُلی. نحاول فی هذا البحث معرفه أصول قصه المعراج وما إذا کانت هذه القصه قد حضر فیها نماذج من القصص الأسطوریه التی تتحدث عن آخر الزمان فی الحضارات القدیمه (إیران القدیمه، وحضاره بلاد الرافدین)، وهل استطاعت قصه المعراج أن تقدم معان جدیده؟ وسنعتمد علی المصادر المکتبیه والنهج التحلیلی الکیفی وفق طریقه علم الأساطیر للوصول بقصه المعراج من قصه تاریخیه إلی ما بعد التاریخانیه. أظهرت النتائج أن المیول الأسطوریه الکامنه کانت سته مستویات من المستویات الثمانیه المقترحه فی هذه الدراسه.
۴۹۵۴۵.

ساختمان و پیرنگ حکایت های تذکره الاولیاء

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۳۲
عطار، یکی از بزرگ ترین عارفانه نویسان زبان و ادب فارسی است که توجه ویژه ای به حکایت در مثنوی هایش و هم چنین در کتاب ارزش مند تذکر ه الاولیاء دارد. عدم توجه به داستان پردازی و حکایت نویسی در متون کهن فارسی موجب شده که حکایت های عرفانی و عناصر داستانی آن نیز مورد بی توجهی قرار گیرد. در این مقاله تلاش شده تا ساختمان و پیرنگ حکایت های تذکر ه الاولیاء بررسی شود. عطار با زبانی ساده، حکایاتی کوتاه و موجز ارائه داده که در اغلب آن ها ساختمان سه بخشی حکایت رعایت شده است. وی هر چند حکایات کتابش را از پیشینیان وام گرفته و خود سازنده حکایت نیست، امّا با درک صحیحی که از حکایت پردازی دارد، با تغییراتی اندک توانسته پیرنگ حکایات را کامل و بی نقص کند و حکایاتی به یاد ماندنی و تأثیرگذار بر جای گذارد.  
۴۹۵۴۶.

نقد تطبیقی رمان سیذارتا در مقایسه با شاهکارهای برجسته عرفانی- تعلیمی ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۰۲
رمان «سیذارتا» که توسط هرمان هسه ، نویسنده اهل آلمان نگاشته شده است، در زمره برترین داستان های عرفانی- تعلیمی ادبیات معاصر جهان، از دید جهان بینی و آموزه های تبلیغی، همگونی ها و مطابقاتی شگرف با تعالیم شاهکارهای کلاسیک ادبیات فارسی دارد. این نوشتار در پی آن است که با رویکردی تطبیقی و با گستردن دامنه بازنمایی همسانی ها میان رمان «سیذارتا» و ادب عرفانی و تعلیمی فارسی به حیطه درونمایه ها، شعارپردازی ها و پیام های ضمنی، گامی مثبت در جهت واکاوی و بازشناساندن هرچه بیش تر ظرفیت های الهام بخشی گنجینه های ادب پارسی بردارد و در عین حال بر این پیشنهاد تأکید کند که گستره ادبیات فارسی، استعدادی شگرف برای به نظم در آوردن و یا دست کم مستند به شواهد شعری کردنِ این رمان دارد؛ امری که در صورت تحقق می تواند به عنوان راهکاری شایسته هم برای خروج از بن بست ادبی و هم خلق فرصتی نوین از برای شاعران، مترجمان و نمایشنامه نویسان این مرز و بوم باشد.
۴۹۵۴۷.

فضاهای هتروتوپیایی (دگرسان) در داستان های شهریار مندنی پور: خوانشی فضا - مکان محور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۷۵
شهریار مندنی پور از نسل نویسندگان معاصری است که به تجربه گرایی در ساختار و فرم پرداخته است. برای همین، خواننده در داستان های او با فضاهایی مواجه است که درواقع ترکیبی از فضاهای مختلف و در عین حال ناهمگون می باشد. پرداخت به این نوع فضاها را به صورت نظری و گاه عملی می توان در رویکرد میشل فوکو مشاهده کرد که او آن ها را فضاهای هتروتوپیایی یا دگرسان می نامد. در همین راستا، این مطالعه به شرح این نوع فضاها در آرای فوکو و دیگر متفکران می پردازد که در این زمینه اندیشه ورزیده اند تا خواننده آگاهی عمیقی از فضاها به دست آورد. سپس مطالعه حاضر، جستاری به بحث این فضاها در آثار مندنی پور مومیا و عسل، ماه نیمروز، شرق بنفشه و آبی ماورای بحار می زند که از معدود نویسندگان ایرانی است که چنین تجربه ای در داستان نویسی داشته است. این مطالعه به این نتیجه گیری می رسد که مندنی پور با مطرح کردن چنین فضاهایی در داستان های خود به حقیقت مکتوم در ورای ساختار همگن تک فضایی اشاره دارد و چنین فضاهایی به شخصیت ها کمک می کنند از محدودیت های فضاهای همگن فراتر رفته و طرحی نو دراندازند.
۴۹۵۴۸.

بررسی تطبیقی کاربرد ادبی و نمادین عنصر رنگ در اشعار فردوسی طوسی و بشار بن برد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۵۴
یکی از مهمترین عناصر، در بروز خلاقیت های هنری به کارگیری رنگ است. در واقع رنگ از عناصر ویژه ای است که می توان از طریق شناخت ویژگی ها و تأثیرات آن، از بسیاری از رمزها پرده برداری کرد و به رازهای پنهان بسیاری دست یافت. شاعران به عنوان زیباشناسان جهان هستی، از رنگ ها در تصاویر شعری خود استفاده کرده اند و گاه از آن در تبیین مفاهیم بیان ناشدنی و فضای نمادین اشعار خود بهره برده اند . در این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده است، ضمن ارائه شواهد شعری از اشعار فردوسی طوسی و بشاربن برد به عنوان شاعران مورد مطالعه که به نحوی از رنگها استفاده کرده اند، به تحلیل شگردها و چگونگی کاربرد ادبی، نمادین و بلاغی آنها از رنگ( خصوصاً از رنگ سیاه و سفید) در القای پیام به مخاطب پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که رنگهای سیاه و سفید در این اشعار فردوسی و بشاربن برد بسامد بالایی را نسبت به دیگر رنگها دارند. فردوسی و بشاربن برد، از ظرفیت عظیم رنگ ها، برای انتقال اندیشه ها، مقاصد و پی ام های خود در حوزه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، دینی و سیاسی در فضای واقعی، کنایی، نم ادین و اسطوره ای به مخاطبان خود، به خوبی بهره برده اند.
۴۹۵۴۹.

ارسال المثل در مجموعه آثار فارسی احمد غزالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۳۴۱
آثار گذشتگان، میراث ارزشمندی برای معاصران و آیندگان است. کارهای فرهنگی و ادبی با بن مایه های معرفتی خود، غذای معنوی اهل فکر و هنر است و علّت آن هم این است که پل ارتباطی بین گذشته و حال هستند و شناخت و معرفت ما را افزایش می دهند. عهد سلجوقی نیز از این علوم و فنون بی بهره نمانده است. احمد غزالی (متوفای ۵۲۰ ه. ق) از عارفان فقیه ایران زمین است. مجموعه ی آثار وی به اهتمام احمد مجاهد، از کارهای شناخته شده ی قرن ششم هجری است و عبارتند از: بحرالحقیقت، رساله الطّیور، سوانح، رساله ی عینیه، نامه های غزالی، وصیت نامه و مقاله ی روح. این آثار که به نثر آمیخته به نظم نوشته شده است در بیان اندیشه های عرفانی، فقهی، دینی، اخلاقی، پند و اندرز و گاه رمزی می باشند. او در این آثار در انواع صنایع لفظی و معنوی، به ویژه تمثیل، طبع آزمایی کرده است. از این رو برای نشان دادن سبک نثر احمد غزالی لازم است ضرورت تحقیق در این مقاله گرایش وی را به "ارسال المثل و تمثیل" نمایان می سازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که برخی از تمثیلات او ساخته و پرداخته ی طبع خودش و بعضی از آنها متأثر از فکر پیشینیان اوست. هدف از مقایسه ی این تمثیلات در آثار نویسنده معلوم سازد که بیشینه کاربرد ارسال المثل به گونه توصیفی در رساله عینیه و کمینه ی کاربرد آن در نامه های بازمانده از وی می باشد، به شرحی می خوانیم.
۴۹۵۵۱.

روابط بینامتنی داستان گنبد سیاه با قرآن بر پایه ی تحلیل لایه ی واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۳۴
هفت پیکر از آثار برجسته ی ادبی با بیانی رمزی است که بسیاری از ظرفیت های زبانی آن ناشناخته است. ازآنجاکه محتوای یک اثر ائتلافی از معانی واژه ها است و نمود واژگانی سبک در اثر به مراتب بیشتر از لایه های دیگر است، واکاوی لایه ی واژگانی در کشف ظرفیت های زبانی و پیوند هنری زبان و معنا کارآمدتر است. در این پژوهش با بررسی لایه ی واژگانی به ویژه هنرِ واژه گزینی، نقش این سازه ی زبانی در بازنماییِ روایت ثانوی در داستان «گنبد سیاه» مشخص می شود. سراینده به منظور اثربخشی و درک عمیق ترِ خواننده از پیام متن، داستان آدم (ع) را به موازات داستان گنبد سیاه در سطح زیرین روایت می کند. گزینش واژه ها متناسب با ارزش آن ها در بافت متنی و نقششان در پیوند با فرامتن است؛ ازاین رو واژه هایی که در بازنمایی روایت ژرف ساختی ایفای نقش می کنند، رمزگانی نمادین هستند که ازنظر محتوایی، قابلیت دریافت های چندگانه به متن می بخشند و از دیدگاه ساختاری، عامل انسجام در روایت ژرف ساخت و تداعی رخدادهای آن هستند. بسامد و تکرار واژگان به متن قابلیت ارجاع به روایت ثانوی را می دهد. استفاده از شگردهایی مانند نقش منادایی، صفت جانشین اسم و آوردن ضمیر شخصی قبل از واژه ها، شیوه هایی مناسب برای برجسته سازی رمزگان است.  
۴۹۵۵۲.

القومیه فی أشعار محمد الفیتوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۲۷
الفیتوری شاعر کبیر من إفریقیا دخل آفاقا لم یسبقه إلیها شاعر منشدا الثوره ممجدا روح إفریقیا و البطولات العربیه. فهو أنشد قصائد فی لبنان، فلسطین، والعراق یدعو الشعوب إلی الحریه و رفع الذل و الإستبعاد و یری فی المستقبل أن ینهض الشرق من غفلتهم لیسمع فی کل مکان نداء الحریه و الإستقلال و یرید منهم أن یتحرروا من الاستعمار الذی آلمهم و أحزنوهم بما أنهم أحیاء یستحقون الحیاه الحره؛ فعلیهم أن یبذلوا دماءهم فی سبیل حریه وطنهم . فالفیتوری رافض لهذا الواقع العربی المتردی و لکن رفضه لیس ذلک الرفض الهدام الذی یرید أن یهدم کل شی"دون أن یبنی شیئا"، إن رفضه رفض بناء یبغی من ورائه النهوض بالأمه العربیه و دفعها نحو الرقی و الحضاره و یبقی و هو یحمل هم الشعر و هم أمته العربیه. یستخدم الشاعرلغه الرمز و الکنایه فی قومیاته کما أن مسحه من الألم و التشاؤم سیطر علیها، و یشیر إلی عده القضایا السیاسیه الهامه خلال قومیاته.
۴۹۵۵۳.

بررسی بینامتنیت منظومه ویس و رامین و داستان سمک عیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۳۶
یکی از وجوه اهمیت منظومه غنایی ویس و رامین، زنده کردن فرهنگ ایران باستان است، امری که در داستان سمک عیار – قصه ای ایرانی که در دوره سلجوقیان نگاشته شد - نیز مشهود است. نوع حکومت داری، آئین نوش خواری، جنگیدن، سوگند خوردن، تفریح و شکار بزرگان و... در این دو اثر کاملاً مطابق با فرهنگ ایران قبل از اسلام است. در خلال داستان سمک، ابیاتی از ویس و رامین تضمین شده که نشان می دهد این منظومه، مطمح نظر نویسنده سمک بوده است لیکن معمولاً سمک عیار را اثری حماسی قلمداد می کنند و به همین علت، تاکنون بینامتنیت این داستان با هیچ اثر غنایی دیگری بررسی نشده است. باتوجه به منظوم بودن ویس و رامین و منثور بودن سمک عیار، غنایی بودن یکی و حماسی قلمداد شدن دیگری، در این مقاله به روش توصیفی و تحلیل محتوا به این پرسش پاسخ داده شده است که آیا می توان نشانه های بینامتنیت را در این دو اثر ردیابی کرد؟ نگارندگان ضمن بررسی هر دو اثر، هفت مؤلفه مهم را از منظر بینامتنیت بررسی کرده که عبارتند از: منشأ عامیانه، اشاره مشترک به نام خورشید شاه، نقش منفی دایه، نامه نگاری، نقش آفرینی زنان، نقش ویژه موسیقی و خنیاگری و نوع سوگندها.
۴۹۵۵۴.

توظیف عناصر السرد فی قصیده «الأطلال» لإبراهیم ناجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۲۶۲
اهتمّت الدراسات النقدیه الحدیثه بالسرد وما یرتبط به لما له من أهمیه کبیره فی دراسه النص الإبداعیه، فکأنّه الطریقه التی یختارها الروائی أو القاص لیقدّم الحدیث إلی المتلقی. السرد أداه من أدوات التعبیر الإنسانی وهو الطریقه التی یتخذها السارد فی الإخبار عن أحداث فی قصه ما، وهناک السرد فی المدوّنات الشعریه علی مرّ العصور ولذلک یمکن إعتبار الشعر أحد الفنون التی وظّفت السرد من خلال عملیه القص. قمنا فی دراستنا هذه بملائمه أهم عناصر السرد فی قصیده إبراهیم ناجی الطویله المعنونه ب «الأطلال» وهی المشهد(الزمان والمکان)، الشخصیه والخطه. نظم الشاعر هذه القصیده عقب الإنکسار فی الحبّ وعبّر فیها عن آلامه طیله ثبات الحبّ عنده. تهدف هذه المقاله ضمن الإستعانه بالمنهج الوصفی- التحلیلی أن تتوقف علی تمحیص البناء السردی فی هذه القصیده. أهمّ ما توصّلنا فی دراستنا هذه هو أنّ الشاعر إنقسم قصیدته إلی عده مقاطع بغیه التسهیل فی التعبیر عمّا یعانیه، کما تمثّل نمطا شعوریا فی التحدّث عن الأحداث الماضیه واعتمد فی بیان الأحداث علی الحوار الداخلی الذی یسمّی بالمونوج الدرامی وهو یتّصل بالعالم الباطنی للإنسان ویظهر بشکل إستفسارات داخلیه تثیر المعانی العمیقه، غیر أنّ للإسترجاع التمهیدی والإستباق دور هام فی القصیده لأجل التواصل مع القارئ أو لإنشاء التمهید أو التوطئه لأحداث لاحقه أو سابقه.
۴۹۵۵۵.

ملامح الحکمه فی الشعر الجاهلی والشعر الحدیث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۲۴۰
الحکمه خلاصه تجربه ومعاناه ونظره إلی الکون والمجتمع، یطلقها صاحبها بکلام موجز ودقیق لیعبّر عن حقیقه أو رأی أو مبدأ، یوجّه إلی الأجیال الصّاعده للاتعّاظ والإرشاد، وشروطها أن تکون عامّه وشامله، ولکی یکتب لها الخلود یجب أن تنطبق علی کلّ الناس فی کلّ زمان ومکان، والحکمه موجوده فی الشّعر العربیّ منذ نشأته وعلی مرّ العصور الأدبیه إلی عصرنا الحاضر والنّاس یحتاجون إلی مَن یرشدهم، ویستخلص لهم عبر الزمان، فالشّعراء الحکماء هم السابقون فی إیصال الأفکار إلی الناس بشعرهم. درست هذه الورقه العلمیه معتمده علی المنهج الوصفی- التحلیلی، ملامح الحکمه فی الشعر الجاهلی والحدیث.تستهدف هذه الدراسه التعرّف علی الحکمه وأقوال الحکیمه فی شعر الجاهلی والحدیث علی أساس المنهج التوصیفی التحلیلی. کانت أشعار الحدیثه فی مجال الحکمه هی سهله الألفاظ دون التعقید وخیر الکلام کما یقال هو ما ائتلفت ألفاظه وائتلقَت معانیه وکان قریب المأخذِ، بعیدَ المرمی، سلیماً مِن وصمهِ التَّکلّفِ، بریئاً من عشوهِ التَّعسّف، غنیّاً عن مراجعه الفکره.
۴۹۵۵۶.

بررسی و تحلیل مسئله شفاعت از دیدگاه غزالی و مولانا در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۲۸۹
شفاعت از مجموعه مباحث تفسیری، کلامی و فلسفی و یکی از مسلمات و ارکان عقاید اسلامی است. که همه مسلمانان با الهام گیری از آیات قرآن، اصل شفاعت و واسطه بودن انبیا و اولیا الهی بین خدای سبحان و خلق را پذیرفته اند. به طور اجماعی برخورداری انبیا و اولیا از مقام شفاعت در روز قیامت مورد وفاق همه مذاهب اسلامی بوده است. غزالی قسم دیگری را بدان افزوده و علما را نیز شایسته شفاعت دانسته است. مقاله حاضر با روشی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای ضمن بیان مفهوم، ماهیت شفاعت و گستره آن در نظام توحیدی و معادی پس از تبیین مستندات قرآنی و موضع مکتب های مختلف کلامی در موضوع شفاعت به بررسی آرا غزالی و مولانا در مثنوی پرداخته است. با نگاهی به مثنوی، می توان دریافت گستره ای که مولانا برای شفاعت قائل بوده، وسیع تر از معتقدات بیشتر اندیشمندان هم عصر اوست؛ اشاعره و معتزله پیامبر اسلام (ص) را شفاعت کننده می دانند و در مورد سایر شفعاء نظریه خاصی ارائه نکرده اند. معتزله شفاعت را در ازدیاد نعمت های مومنان بهشتی و اشاعره آن را در کاستن عذاب فاسقان و ظالمان می دانند. از دیدگاه آنان هر پیامبر شفاعت کننده امت خویش است. اما از نگاه توحیدی مولانا حق تعالی رحمتش بر غضبش پیشی دارد و معیار خداوند در آفرینش و معاد، بر شفاعت، کَرَم و رحمت است.
۴۹۵۵۷.

اما و اگرهای برشتی وغیربرشتی در نمایشنامه های جنگل دیوانه اثر ادوارد باند و سرخ، سیاه و نادان اثر کاریل چرچیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۲۶۵
پژوهش حاضر به تلاش کاریل چرچیل و ادوارد باند برای پیاده سازی شگردهای بیگانه سازی برشت در نمایشنامه های آنان - به ترتیب جنگل دیوانه و سرخ، سیاه و نادان – می پردازد. به منظور ایجاد تفکر نقادانه و عینی، و نیز حصول عمل برای تحول مثبت، هر دو نمایشنامه نویس از شگردهای بیگانه سازی برشتی، شامل شخصیت پردازی، پایان گشودگی، ساختار اپیزودیک و رسانه های سمعی و بصری مدد می جویند. این شگردها به نمایشنامه نویس اجازه می دهند تا موقعیت ها، اعمال داستانی، و نگرش های مأنوس را چنان نامأنوس ارائه دهند که برای شنوندگان و خوانندگان، بیگانه سازی شده و با بینشی نقادانه سنجیده شوند. این پژوهش علاوه بر بررسی عناصر برشتی در این دو نمایشنامه، به بحث پیرامون نکته ای می پردازد که منجر به راندگی سرخ، سیاه و نادان از فن درام نویسی برشتی و نیز از جنگل دیوانه می شود. منشأ این تفاوت، وجود جنبه های شخصیت پردازی غیر-برشتی در سرخ، سیاه و نادان و نیز عدم وجود رسانه های سمعی و بصری برشتی در آن است.
۴۹۵۵۸.

«محلِ اخلاص»؟ «محکِ اخلاص»؟ «مُخِّ اخلاص»؟ «میخِ اخلاص»؟ «محضِ اخلاص»؟ در عبارتی از صد میدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۲۷۵
 بیان مسئله: صد میدان یکی از قدیم ترین آثار عرفانی به زبان فارسی است که حاصلِ مجالسِ خواجه عبداللّه انصاری در محرّم 448ق بوده است. میدانِ بیست ویکم از صد میدان درباره توکّل است و در آن آمده است: «توکّل قنطره یقین است و عمادِ ایمان و محلِ اخلاص». این سخن در کتاب های دیگر مانند تفسیر کشف الأسرار، أنس التَّائبین و حدیقه الحقیقه نیز نقل شده است؛ امّا در دست نوشت ها و چاپ های این متون، ترکیبِ «محلِ اخلاص» به چهار گونه دیگر نیز آمده است: «محکِ اخلاص»، «مُخِّ اخلاص»، «میخِ اخلاص» و «محضِ اخلاص». هرکدام از مصحّحانِ این متون به گونه ای این ترکیب را پذیرفته و چاپ کرده اند: سرژ دو بورکوی و علی اصغر حکمت: «محلِ اخلاص»؛ محمّدسرور مولایی: «محکِ اخلاص»؛ علی فاضل: «مُخِّ اخلاص»؛ محمّدعلی موحّد و نیز حسن نصیری جامی: «میخِ اخلاص». از میان این پنج ضبط، کدام یک درست است؟ این پژوهش به بررسی این عبارت از صد میدان در دو چاپِ اصلیِ آن پرداخته است. روش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با شناساییِ منابعِ گوناگونی که عبارت پیش گفته در آن آمده، در تلاش است تا با استناد به دلایل متعدّد نسخه شناسی، زبانی و بلاغی، ضبط صحیح ترکیب یاد شده را مورد بررسی قرار دهد. یافته ها و نتایج: از میان ضبط های پنجگانه مذکور، ضبط برتر و صحیح «محلِ اخلاص» است. همچنین پژوهش حاضر بر اهمیّتِ یافتنِ منابع و مآخذِ مؤلّف در متونی که نسخه های خطی معتبر ندارند و اهمیّتِ شناختِ منابعِ جنبی در تصحیحِ آن متون تأکید کرده است.
۴۹۵۵۹.

بررسی تطبیقی زن مدارانه قصه های هزار و یک شب و داستان های آسیایی گوبینو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۳۹۶
ادبیات آیینهی هر اجتماع انسانی است و توجه به سیمای زن در ادبیات هر فرهنگ میتواند گویای جایگاه زن در اجتماع خویش باشد. بررسی ادبیات متاسفانه بیانگر این مطلب است که این آیینه تصویر زیبایی از زنان به خوانندهی خود ارائه نمیدهد. این اصل در داستانهایی با ریشهی هندی بیشتر نمود پیدا میکند، چرا که آیین هندو با مردسالاری و زنستیزی همراه بوده است. هزار و یک شب نیز با ریشهای هند و ایرانی از این قاعده مستثنی نیست و این درونمایه بر نویسندگان شرقشناس نیز تاثیر گذاشته است. گوبینو از جمله شرقشناسان فرانسوی علاقمند به هزار و یک شببوده که حکایات بسیاری با درونمایههای شرقی نگاشتهاست. در مقاله حاضر سعی شده است که با تحلیل نمودهای زنستیزی در هزار و یک شبو داستانهای آسیایی گوبینو به تاثیر پذیری این نویسنده از هزار و یک شبپرداخته شود. این بررسی نشان از تشابه نمودهای زنستیزی در دو اثر یاد شده دارد.
۴۹۵۶۰.

برخورد هنری مولانا با حرف اضافه در مثنوی معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۲۶۱
نظریه فرمالیسم، یکی از جریان های نقد ادبی است که در دهه اول قرن بیستم در مسکو پدید آمد. طرفداران این نظریه به الگوهای مربوط به فرم و شکل ظاهری متنِ ادبی توجه داشتند. به اعتقاد فرمالیست ها «ادبیتِ» متن از راه برجسته سازی، آشنایی زدایی و ... حاصل می شود. به کارگیریِ این ترفندها، سبب به تأخیر افتادن و گسترش معنای متن و در نتیجه التذاذ و بهره وری بیشتر خواننده از آن می شود. از این منظر، مثنوی به خاطر نگرش خاص مولانا و تجربه های منحصر به فرد وی هنگام سرودن این اثر، مثنوی را مشحون به خلاف آمد عادت هایی در کاربردهای صرفی و نحوی کرده و با برهم زدن قاعده های دستوری، سبب زایش طبیعی شعر و برجستگی زبان شعری وی شده است. این مقاله بر آن است تا با بررسی و تحلیل شیوه های کاربرد حرف اضافه در مثنوی ، میزان تأثیر این شگردها را بر مخاطب مشخص سازد. روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و تحلیل محتوا و طبقه بندی داده هاست. جایگاه مولوی در ادب فارسی، ضرورت مطالعه در خصوص وی، و نیز نبودنِ پژوهشی در این موضوع، اهمیت تحقیق را مشخص می کند و حاصل مقاله نیز نشان می دهد که مولوی با کاربردهای نامتعارف حرف اضافه در سطوح مختلفِ صرفی و نحوی، موجبات برجستگی زبان و در نتیجه تأثیرگذاری مضاعف مثنوی بر مخاطب را فراهم آورده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان