تصرف ذهن شاعر در مفاهیم و امور عادی زندگی و ارتباط آن با طبیعت حاصل بینش و آگاهی او از پدیده های طبیعی و جهان بیرون است. مجموعة تصاویر حاصل از انواع صورخیال (استعاره، تشبیه، مجاز، کنایه) در دیوان هر شاعری بیانگر لحظه هایی است که با درون و جهان درونی او سروکار دارد؛ در واقع، انعکاس روح، شخصیت و ویژگی های درونی اوست. هدف این پژوهش بررسی عناصر خیال (استعاره، تشبیه، مجاز، کنایه) و بسامد هرکدام در شعر امین پور و منزوی و دست یافتن به نتایجی حاصل از اندیشه، عواطف، احساسات و نگرش آن ها به جهان و زندگی است. تصاویر مشترک این دو شاعر یا تصویر مرکزی اشعار آن ها مربوط به عشق و مسائل پیرامون آن است، هرچند بازتاب اجتماع و مسائل اجتماعی نیز کم وبیش در اشعارشان به چشم می خورد. تصاویر شعری دو شاعر، زنده، پویا و دیداری است. در شعر هرکدام از آن ها تقلیدی اندک و ناچیز مشاهده می شود، ولی حوزة تصاویر و صورخیال خویش را به تصاویر شعر سنتی منحصر نکرده اند، بلکه نوآوری هایی در شعر هر کدام مشاهده می شود. تشبیهات، بیشتر فشرده و حاصل امور حسی انتزاعی است.
منظور از تلقیات عامیانه درباره فردوسی و شاهنامه، روایات، باورها و دانسته های عامه مردم ایران - به غیر از طبقه اهل قلم و فرهیختگان - است که هم خاستگاه و شیوه حفظ و انتقال آنها شفاهی بوده و هم برخلاف آگاهی ها و خواسته های دسته دیگر (ادبا و مورخان) مجال کتابت نیافته است. بخشی از این روایات شفاهی / مردمی در جلد نخست مجموعه فردوسی نامه استاد انجوی شیرازی گردآوری شده است و بررسی تحلیلی و طبقه بندی آنها نشان می دهد که در این گونه داستانها عموم خوانندگان شاهنامه و دوستداران فردوسی یا به بازسازی جزئیات فراموش شده سرگذشت شاعر و روشن کردن مبهمات احوال او - چنان که می خواسته و می پنداشته اند - پرداخته اند (مثلا: به دست دادن اطّلاعاتی درباره پدر، مادر، خواهر، همسر و فرزندان فردوسی، نام و تحصیلات وی و....) و یا اینکه شماری از ویژگیهای دینی، اخلاقی، فکری و هنری فردوسی و نیز نکته هایی درباره حماسه ملی خویش را - باز آن گونه که می پسندیده و می دانسته اند - ضمن این روایات گنجانده اند که مهمترینِ آنها چنین است: 1. میهن دوستی فردوسی؛ 2. فردوسی، آفریننده رستم؛ 3. تشیع فردوسی و رابطه او با امام علی (ع)؛ 4. رنجها و دشواریهای شاهنامه سرایی؛ 5. فردوسی و سلطان محمود؛ 6. مناعت طبع فردوسی؛ 7. مدت زمان نظم شاهنامه؛ 8. شمار ابیات شاهنامه؛ 9. واقعی بودن روایات و رویدادهای شاهنامه؛ 10. تجسم عینی داستانهای شاهنامه در نظر فردوسی؛ 11. نبودن واژه ای عربی در شاهنامه؛ 12. ابیات منسوب؛ 13. رواج و شهرت زود هنگام شاهنامه؛ 14. شاهنامه آخرش خوش است.؛ 15. بهشتی بودن فردوسی.
کتاب مقامات حمیدی، نمونة خوبی از متونی است که از بطن متون پیشین فرهنگ و ادبیات خویش متولد شده و به فضایی با ابعاد بسیار متنوع تبدیل شده است که در آن انواع نوشتار با هم آمیخته اند و این متن را محل تجمع چندین گونه کرده اند. هدف اصلی در این پژوهش کشف و شناخت انواع روابط متون در مقامات حمیدی است. برای رسیدن به این هدف بر اساس نظریة ترامتنیت ژرار ژنت، 23 مقامة موجود در مقامات حمیدی را تحلیل و بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که این کتاب، نمونة کاملی از متون دارای ترامتنیت است که حضور چشمگیرآیات قرآن کریم در جای جای آن و استفاده از اصطلاحات و عبارات و اشعار معروف زبان و ادبیات عربی و تأثیرپذیری از اسلوب مقامه نویسی بدیع الزمان همدانی و حریری، نشانگر مجموعه ای از روابط بینامتنی و صداهای متکثر معنایی موجود در این کتاب است که روابط ترامتنی معتبری را تأیید می کند و این ارتباط در جهت ایجاد نظام معنایی این متن، شامل تمامی روابط متون در نظریة ترامتنیت ژرار ژنت است.
کودتای مارکسیستی هفت ثور 1357ش در افغانستان، منشا تحولات ادبی این کشور طی دهه های اخیر بوده است. این کودتا که با مقاومت شدید مردمی، ورود ارتش سرخ و آغاز جنگ در افغانستان همراه بود، زمینه مهاجرت مردم، نویسندگان و شاعران افغانستان را به سایر نقاط جهان، بویژه کشورهای همجوار فراهم ساخت. در این میان، ایران نیز به دلیل قرابتهای فرهنگی، زبانی و مذهبی، پذیرای گروه کثیری از شاعران مهاجر افغانستان بود که بتدریج جریان شعر مهاجرت را در این کشور بنیان نهادند. شعر مهاجرت افغانستان به لحاظ محتوا و مضمون بشدت تحت تاثیر شعر پس از انقلاب ایران، بخصوص شعر پایداری و دفاع مقدس قرار دارد. از نظر صورت و مسایل زیبا شناسی نیز شعر مهاجرت افغانستان دارای ویژگیهای جالب توجهی است که کوشش شده این خصوصیات به همراه دگرگونیهای صوری و محتوایی شعر مهاجرت افغانستان در ایران تحلیل گردد.
تمثیل در آثار مولانا - بویژه در مثنوی - علاوه بر شیوه بیان، نمایانگر نوعی اندیشه و جهان نگری است. در «فلسفه تمثیلی» مولانا آنچه استفاده از این شیوه را - به عنوان اصلی ترین سبک روایی حکایات - الزامی می کند، لازمه صدور معقول در محسوس است که مفاهیم مجرد و فرامادی را صورتی ملموس و قابل دریافت می بخشد. مولوی بنیادهای نظری این اندیشه را در یکی از مقالات فیه مافیه بیان کرده و در مثنوی به طور عملی این اندیشه را به تصویر کشیده است. این فلسفه تمثیلی که بر ماهیت دوبعدی تمثیل - روساخت روایی و ژرف ساخت فکری - مبتنی است، ساختاری دو وجهی به حکایت می بخشد که یکی نقش ممثل به داستانی و ادبی و دیگری نقش ممثل روحی و فلسفی را بر عهده دارد و در سبک روایی نویسنده، سلب اولویت از برخی ضروریات داستان چون «تعلیق» را به دنبال دارد. در داستانهای مثنوی می بینیم که این دو وجه ساختاری (ممثل و ممثل به) در خط روایی داستان با شکلی که از آن تحت عنوان «مثل گذاری» یاد می کنیم در کنار هم قرار گرفته اند. علاوه بر این، یکی دیگر از جلوه های تمثیل در آثار مولانا، «تفسیر تمثیلی» است که در توصیف بنمایه های رمزی و مضامین پوشیده داستانی به کار می رود و مهمترین کارکرد آن در هر یک از اشکالش، «تعلیم» است.
این مقاله به شناسایی بنیادهای اساطیری و حماسی داستان دیوان مازندران در شاهنامه با توجه به پیشینة آنها در متون اوستایی، پهلوی، سغدی و ... می پردازد. نخستین سرچشمه های اساطیری و حماسی دیوان مازندران در متون اوستایی و پهلوی است. در این متون دیوان مازندران در دو ساختار مینوی و انسان گونه ظاهر شده و در برابر اهورامزدا، ایزدان و انسان ها قرارمی گیرند. اما داستانی مستقل در کتاب نهم دینکرد آمده که چارچوب حماسی داستان دیوان مازندران را بوجود آورده است. در این داستان دیوان مازندران انسان هایی غول پیکرند که در برابر فریدون قرارمی گیرند و این روایت به گزارش نخست کوش نامه منتقل می شود. انسان های غول پیکر در گزارش دینکرد و کوش-نامه با گذر از داستان های نریمان و دیوان مغرب، سام و نره دیوان مازندران و رستم نامة سغدی دارای گوهر اهریمنی شده و به دیوانی از تبار اهریمن با نیروهای جادویی و کردارهای فرابشری دگرگون می شوند. در پایان داستان دیوان مازندران پس از اسطوره زدایی به گزارش دوم کوش نامه انتقال می یابد.
محمود دولت آبادی ، مقتدرترین نثر نویس ایران در سالهای پس از انقلاب است که از طریق ترکیب امکانات گونه های مختلف زبان ادبی و گویشی موجود در گذشته و حال ، یعنی پاره هایی از نثر ساده عصر سامانی ، شماری از امکانات زبان شعری و ادبی قدیم ، برشهایی از زبان ادبی و شعری معاصر ، گزینشهایی از امکانات گویشی منطقه خراسان و ابتکارات کلامی خود ، پیکره این نثر پخته را پدید آورده است . او در کلیدر ، با ترسیم توامان سه دوره تاریخی دامپروری و چادرنشینی ، کشاورزی و فئودالیته ، و شهرنشینی و سرمایه داری ، در قالب یک ماجرای مفصل ، از یک سو بر حضور و زیست همزمان این دوره ها که به قول خود او روزگار سپری شده مردم سال خورده است تاکید می کند و در سویه دیگر ، مقاومت نظامهای سنتی در برابر قانون تکامل و تغییر را به تصویر می کشد و از جانب سوم نیز شیوه معیشت و فکر و فرهنگ حاکم بر روح این نظامها را که زبان نیز جزیی از آن است در یک بافت و فضای شاعرانه ، حماسی ، پر احساس و حزن انگیز به نمایش می گذارد .
شعر عاشقانه بر سه محور اساسی عشق، عاشق و معشوق استوار است و در این میان معشوق محوری ترین شخصیّت شعر عاشقانه می باشد، به طوری که حضور پررنگ او را در هر دوره ای از شعر فارسی می توان مشاهده کرد. وحشی بافقی یکی از بزرگ ترین غزل سرایان مکتب وقوع است که سیمای معشوق در اشعار وی تا حدودی به گونه ای متفاوت با معشوقِ دیگر ادوار شعر فارسی ترسیم شده است. دراین نوشتار با به کارگیری شیوه ی توصیفی تحلیلی، سیمای معشوق در غزلیّات وحشی بافقی در قالب توصیف زیبایی های ظاهری و ویژگی های رفتاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در پایان بسامد این ویژگی ها با ارائه ی نمودار و جدول نشان داده شده است. نتیجه ی پژوهش نشان از آن دارد که در غزل های وحشی بافقی هم به جنبه های ظاهری و هم به جنبه های رفتاری معشوق به طور کامل توجه شده است و تفاوت بارز آن با دوره های قبل و بعد یعنی سبک عراقی و سبک هندی، بی پروایی شاعر در توصیف معشوق مذکر و نیز نحوه ی برخورد عاشق با برخی ویژگی های رفتاری معشوق و انعکاس مکتب واسوخت در شعر اوست.
این مقاله به بررسی شخصیت والا و بی عدیل حضرت رسول (ص) در حدیقه سنایی پرداخته است. از آن جا که این اثر عظیم و حجیم اولین اثر مدون عرفانی منظوم در ادب فارسی است، مملو از برجسته ترین توصیفات، افکار، دقایق معرفتی، زبانی، بلاغی، اشارات کلامی و قرآنی است که از جهت پختگی، نوآوری و نوگویی مورد تقلید و اقتباس بسیاری از شعرای پس از سنایی و حتی شاعران هم عصر او قرار گرفته است. بخشی از باب سوم حدیقه به پیامبر گرامی و نعت و منقبت او اختصاص دارد و بی تردید پس از باب اول که در توحید باری تعالی است، بهترین اندیشه ها، مضامین، عواطف، تصاویر، تعابیر و ترکیبات را در خود دارد. غالب مدایح نبوی در حدیقه بیان ارزش و مقام معنوی، سیرت و خصایل باطنی و ویژگی های اخلاقی و تعدادی نیز در او صاف و ویژگی های ظاهری رسول اکرم (ص) است. نگارنده با گزینش ابیاتی - غالبا دشوار - از این باب و شرح، تفسیر و بازگویی اندیشه، بلاغت، زبان، اشارات قرآنی، عرفانی و کلامی مندرج در آن ها سعی نموده است نگاه سنایی را به پیامبر عظیم الشان بنماید و شخصیت آن حضرت را در حدیقه نشان دهد.
این مقاله درباره شاعر پرآوازه معاصر سوری، نزار قبانی، نوشته شده است. رویکرد این نوشتار پیرامون ادب مقاومت می باشد. جلوه های ادب پایداری به قرار ذیل از مجموعه اشعار سیاسی این سخن سرا مورد نقد و بررسی قرار گرفته است:وطن دوستی، فلسطین، قدس، تعهد ملی و محبت کشورهای عربی، بیروت، گذشته افتخارآمیز، حکمران و ملت، حکمران عرب و مساله فلسطین، فرزندان سنگ، کودک عرب امید آینده، نیروهای امنیتی و بازجویی، آزادی و مبارزه، سلطه آمریکا، عدم آزادی اندیشه.
نهجالبلاغه مجموعه برگزیدهای از سخنان امیرالمومنین امام علیبن ابی طالب (ع) است که از روز گردآوری تاکنون تاثیر ژرف و گستردهای بر ادبیات عربی و فارسی گذاشته است و نویسندگان و شاعران به این اثر توجه بسیار نموده و از آن به طور مستقیم و غیر مستقیم در آثار خود استفاده کردهاند. یکی از کسانی که بیشترین بهرهها را از نهجالبلاغه گرفته است شیخ سعدی است که این مقاله نیز این تاثیرپذیری را با استناد به سخنان امام علی (ع) در نهجالبلاغه و اشعار سعدی به ویژه در گلستان و بوستان بررسی میکند.
سهروردی از جمله عارفان علاقه مند به حکمت ایران باستان است که در آثار خود به عناصر و شخصیّت های اساطیری ایران بسیار اشاره کرده است. وی از برخی از شخصیّت های اساطیری، مانند «سیمرغ»، «زال»، «رستم» و «اسفندیار» و سرگذشت آنان برداشت های عرفانی کرده و هر یک را نمادی برای بیان حقایق فلسفی و عرفانی خود قرار داده است. در نوشتار حاضر به بررسی مفهوم «خورنه» (فّر)، ارتباط آن با نور محمّدی و سکینه، و یکی شدن این دو مفهوم در اندیشه های سهروردی پرداخته شده است؛ همچنین برخی شخصیّت ها و عناصر حماسی و اساطیری که در آثار رمزی سهروردی صورت عرفانی به خود گرفته اند و سرگذشت آنها تأویل ها و تفسیرهایی به همراه داشته است، بررسی شده اند.