فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۵۴۱ تا ۱۶٬۵۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
مرثیه سرایی در شعر و ادب «لکی» (واکاوی ادبی- روان شناختیِ مفهوم سوگ در فرهنگ قوم لک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرثیه یکی از انواع ادبی غنایی است که در آن، دو عنصرِ عاطفه و احساس، حضوری پررنگ دارد. بر این مبنا، از دیدگاه علم روان شناسی، ریشه مرثیه را باید در مسائل روانی و میل به جاودانگی انسان جست وجو کرد. به اعتقاد نویسندگان، پیشینة این نوع ادبی را باید در فرهنگ و ادب بومی ایران زمین، از جمله در تک بیت هایی جست وجو کرد که در سراسر مناطق لک نشین زاگرس به نام مور[1] و هوره[2] گلوخوانی می شود. پژوهشگران در این مقاله می کوشند پس از مرحله گردآوری اطلاعات، با استفاده از روش پژوهش توصیفی و اسنادی، به بررسی انواع مرثیه و واکاوی ادبی- روان شناختی مفهوم سوگ در فرهنگ قوم لک بپردازند. نتایج پژوهش نشان می دهد که خلأ شناخت ما از غنی ترین گنجینه های معنوی و روان شناختی فرهنگ و ادب بومی، باعث شده است تا در گذار از جامعه سنتی و ورود به دنیای مدرن، با پدیده «شکاف بین نسلی» مواجه شویم. از این رو توجه به فرهنگ و ادب بومی و پل زدن میان ارزش های جامعه دیروز و امروز، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
بررسی مسائل مشترک زن در دو داستان «چراغ ها را من خاموش می کنم» زویا پیرزاد و «پرنده من» فریبا وفی
حوزههای تخصصی:
نویسندگان زن در آثار خود اغلب به زندگی و مسائل زنان می پردازند و نگرش و دیدگاه خود نسبت به زن و جایگاه او در جامعه را بیان می کنند. زویا پیرزاد و فریبا وفی نیز به عنوان نویسندگانی رئالیست تمام تلاش خود را صرف شرح جزئیات زندگی زنان کرده اند. درپس آثار این دو نویسنده اندیشه ها و تصورات مشترکی دررابطه با شخصیت زن به چشم می خورد. هدف پژوهش حاضر بررسی مسائل مشترک شخصیت اصلی زن در داستان های «چراغ ها را من خاموش می کنم» زویا پیرزاد و «پرنده من» فریبا وفی است. هردو نویسنده مسائل روانی، اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی را در رأس توجه خود قرار داده اند و به این ترتیب تصویری از زندگی و خصوصیات زنان در پیش چشم خواننده مجسم نموده اند. این پژوهش منجر به این نتیجه شد که شخصیت زن دو داستان در جریان زندگی خانوادگی و حین انجام وظایف زنانه، در پی کشف هویت فردی مستقل خود هستند. هردو با وجود وابستگی عاطفی شدیدی که نسبت به همسران خود دارند، دچار خلأ عاطفی شده و درنتیجه احساس تنهایی وجودشان را تسخیر کرده است. این دو به عنوان زنان خانه دار اغلب اوقاتشان رادر خانه سپری می کنند و از این رو دچار روزمرگی کسالت آور می شوند، اما با این حال تعهد ویژه ای نسبت به انجام وظایف زنانه و حفظ کانون خانواده دارند. مشغولیت به انجام امور خانه و خانواده، این زنان را از فعالیت اقتصادی در بیرون از منزل محروم نموده و درنتیجه موجب وابستگی اقتصادی به همسرانشان شده است.
ششتری و نقش او در گسترش شعر عرفانی عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ششتری از جمله شاعران نامدار سده هفتم هجری در اندلس است که شعر او افزون بر درون مایه های عرفانی، از زبان و ساختاری متفاوت با سروده های سایر عرفا برخوردار است. او مضامین عرفانی و معانی صوفیانه را در قالب زجل و موشّح که ساختاری متفاوت با قصاید کلاسیک عربی دارد و زبان آن عامیانه و مورد اقبال مردم است، بیان نمود و از این رهگذر، شعر عرفانی را نه برای طبقه صوفیه که برای عامه مردم سرود. هدف از پژوهش پیش رو، بیان نقش ششتری در شعر عرفانی عربی است؛ به همین منظور، ابتدا به جایگاه ششتری در عرفان و ادب عربی می پردازیم و پس از ذکر نوآوری های او در بیان مضامین عرفانی با به کارگیری گویش های عامیانه و زبانی ساده و صریح و به دور از پچیدگی ها و رمزپردازی های صوفیه، تعریفی از موشّح و زجل صوفیانه که ششتری از پایه گذاران آن است، بیان می کنیم و بازتاب مضامین عرفانی را در نمونه هایی از موشّحات و زجل های او نشان می دهیم.
سبک شناسی نحوی داستان ”قفس“ صادق چوبک بر اساس صدای دستوری
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقولة نحویِ صدای دستوری در داستان کوتاه ”قفس“ صادق چوبک است.هموارهمیاناندیشهوسبکنحوینویسندهارتباطوجودداردوبا در نظرگرفتناینارتباطمی تواندیدگاهغالبچوبکراتبییننمود. ”قفس“ طرحی است درباره جهانی که بر بنیاد تنازع بقا قرار گرفته است و مرغ و خروس های اسیر در قفس، تمثیلی از جامعه بشری هستند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که در این داستان، پربسامدترین صدای دستوری، صدای منفعل است و بسامد بالای این صدای دستوری (80%) انعکاس دهندة این دیدگاه چوبک است که انسان ها به عنوان موجوداتی کنش گر سعی می کنند تا خود را از جبر زیستی که اسیر آن هستند، نجات دهند و برای زنده ماندن جدال می کنند. اما چون تحت تسلط نیروهای قهار و قوانین جبری هستند، به ناچار باید در برابر این نیروها، منفعل و پذیرنده باشند. لازم به ذکر است که در این داستان، تعداد زیادی از صداهای دستوری فعال نیز در معنای پنهان به صورت منفعل هستند و بخشی از صدای دستوری فعال، بیانگر دیدگاه و تفکر مرگ اندیشی چوبک است که تقدیر یا مرگ، پیوسته در حال انجام کنشِ کشتن انسان هاست و یکی یکی انسان ها را هلاک می کند و انسان ها چاره ای جز تسلیم شدن در برابر این سرنوشتِ محتوم ندارند. بنابراین اعتقاد به جبر، تقدیر و سرنوشت و تلاش نافرجام انسان برای رهایی از آن با صدای دستوری منفعل نمود می یابد که می تواند بیانگر اندیشه ناتورالیستی چوبک باشد.
تحلیل داستان رستم و شغاد بر اساس مربع ایدئولوژیک ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، داستان رستم و شغاد از شاهنامه در چهارچوب «تحلیل گفتمان انتقادی از دیدگاه ون دایک» بررسی می شود. پس از طرح مسأله و بیان پیشینه تحقیق، «رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی» را به طور کلی و رویکرد ون دایک را در تحلیل گفتمان انتقادی به طور خاص معرّفی کرده ایم. این بخش، مبنای نظری تحلیل ما را پیش روی خوانندگان قرار می دهد. در ادامه، ضمن گزارش کوتاه داستان و از طریق تحلیل مؤلفه های گفتمان مدار موجود در متن، نشان داده ایم که تدوین کنندگان روایت شغاد، با بهره گیری از راه کارهای گفتمانی سعی کرده اند خطاهای «خودی ها» را فروکاهند و عیب های «دیگری» را برجسته کنند. در مقابل، نکات مثبت و قابل دفاع «دیگری» را کم رنگ کنند و نکات مثبت «خودی ها» را در چشم مخاطب برجسته سازند . این همان چیزی است که در نظریه ون دایک «مربع ایدئولوژیک» نامیده می شود؛ مربعی که باعث می شود بخشی از واقعیت و حقیقت در متن و کلام نادیده گرفته شود و یا به صورت تحریف شده به مخاطب منتقل شود. ما می توانیم با استفاده از نظریه تحلیل گفتمان بسیاری از روایت های ادب کلاسیک را بازخوانی کنیم و بدین ترتیب به خواننده فرصت دهیم تا از زاویه دیگری به روایت ها بنگرد؛ این مقاله پیش و بیش از هر چیز کوششی است در این راستا.
اضطراب های هستی شناسانه ناصر خسرو (مقایسه دلهره و نگرانی ناصر خسرو و دلهره اگزیستانسیالیست ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناصرخسرو(394-481 ه.ق.) بیش و پیش از آنکه شاعر باشد، فیلسوف، استاد اخلاق و کلامیِ ژرف اندیشی است که تمام همّ او بیم دادن مخاطبان به پرهیز از ظاهربینی و تأکید بر ضرورت تأمّل و ژرف نگری در امور عالم بوده است. هدف اصلی ناصرخسرو از سرودن اشعار، توجّه دادن به تحوّل و استعلای شخصیّت انسان است. وی معتقد است انسان موجودی است که ماهیّتش از قبل مشخص نیست ومی تواند براساس «آزادی» و «انتخاب» به وجود واقعی خود دست پیدا کند. او انسان را مسئول اعمال خویش می داند و سعی می کند وی را نسبت به این مسئولیّت، حسّاس و نگران کند. فیلسوفان اگزیستانسیالیست نیز نگاهی کم و بیش مشابه ناصرخسرو به انسان و مسائل او دارند. «نگرانی» و «دلهره» (Anguish , Anxiety) از اصول مهم اگزیستانسیالیسم محسوب می شود؛ زیرا از نظر آنان، دلهره و نگرانی باعث حرکت و استعلای انسان می گردد. نگرانی های اساسی مطرح در مکتب اگزیستانسیالیسم عبارتند از نگرانی آزادی(Anguish of Freedom)، نگرانی بودن (Anguish of Being) و نگرانی در قبال «اینجا» و «اکنون» (Anguish Before Here And Now). در این مقاله سعی شده است تامسائل اصلی مطرح در مکتب اگزیستانسیالیسم با نگرانی های موجود در دیوان ناصرخسرو مقایسه و بررسی شود و علاوه بر این موارد، نوع خاصّی از نگرانی که می توان آن را با ملاحظاتی، «نگرانی از طبیعت» نامید، در دیوان ناصرخسرو وجود دارد که در جنب دیگر موارد، در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.آنچه از این بررسی و پژوهش به دست آمد حاکی از آن است که آراء ناصرخسرو شباهت های چشمگیری با اندیشه ها و آراء فیلسوفان اگزیستانسیالیسم دارد؛ بویژه از حیث اضطراب های هستی شناسانه و دلهره نسبت به موقعیّت و سرنوشت انسان.
ملامح الرمانسیه فی شعر محمود سامی البارودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۲
9 - 23
حوزههای تخصصی:
یعتبر المذهب الرومانسی فی أول ظهوره تجدیداً فی طریق الإحساس والتفکیر والتعبیر، إنّه ثوره ضد القیود التی فرضتها الکلاسیکیه، وإنّ الرومانسیه فی أصلها لون من ألوان الأدب العربی نشأ فی أروبا ثمّ تسرّب فی القرن التاسع عشر إلی الأدب العربی. وفی الحقیقه إنّ الأدب العربی تأثّر بمذهب الرومانسی ومن الشعراء الذین تأثّروا بمذهب الرومانسی الشاعر الذائع الصیت المصری محمود سامی البارودی من رواد التجدید فی الشعر العربی الحدیث؛ حاولنا فی هذا المقال أن نتناول أحد مظاهر التجدید فی أشعاره وهی الرومانسیه. البارودی بحکم حیاته تأثّر بمذهب الرومانسی وخطا فیه خطوه الرومانسیین. لکنه لما تسود علیه النزاعات المختلفه من الکلاسیکیه والواقعیه تأتی رومانسیته أحیاناً غیر واضحه مما یضطر القارئ إلی إمعان النظر الطویل لکشف المعالم الرومانسیه فی أشعاره. ومن أهم المضامین الرومانسیه التی تجلت فی أشعاره هی الطبیعه، والحب، والحنین، والشکوی من المجتمع، والدعوه إلی العزله والإغتراب.
فکره الموت وألوانه فی شعر سمیح القاسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۳
91 - 107
حوزههای تخصصی:
الموت من المحاور الرئیسه عند سمیح القاسم إذ تحتفل أشعاره بقضیّه الموت. یهدف البحث الی دراسه إیدئولوجیا الشاعر فی رؤیته نحو الموت، کما حاول أن یبیّن دوافعه التی تشکّلت فی شعره. لأنَّ رؤیته الجمالیه نحو الموت تقوّی روح المقاومه عند شعبه حتّی تغیّرَ لون الموت فی عقائدهم فیعتبر الموت عنده التزاماً فی الأبعاد السیاسیه والوطنیّه والقومیّه والذاتیه. اعتمد البحث المهنج الوصفی والتحلیلی بالترکیز علی دواوینه؛ إتّضح لنا بعد دراسه أبعاد الموت أنّه وقف عند هذه المسأله علی مستویین: ذاتی وجماعی، فدرسناهما فی القضایا السیاسیه والقومیه والوطنیه، وکشفنا عن رؤیته الجمالیه فی معجم الموت ودلالاته فی التعبیر عن واقع الاحتلال.
التناص القرآنی فی شعر فدوی طوقان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۴
27 - 46
حوزههای تخصصی:
کان للشعراء المعاصرین فی مجال التناص القرآنی الحظّ الوافر والنصیب الجزیل. ومن جمله هؤلاء الشعراء، الشاعره الفلسطینیه فدوی طوقان . فقد استدعت هذه الشاعره الکثیر من الألفاظ والمعانی القرآنیه ووظّفتها لبیان مشاعرها وأحاسیسها وأهدافها السیاسیه والإجتماعیه ومعاناتها وآلامها. وبما أنّ للتناص ثلاث طرق؛ الإجترار، والإمتصاص، والحوار. فلذا حاولنا فی هذا البحث أن نسلّط الأضواء علی مواطن هذه الطرق للتناص فی شعر الشاعره فدوی طوقان متمثّلین بنماذج وشواهد لهذه الطرق الثلاث کلٌ علی حده.
دور اللون ومکانته فی التصاویر الشعریه عند عبدالوهاب البیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۴
91 - 108
حوزههای تخصصی:
منذ قدم الأیام یعتبر اللون من أهم الأسباب فی خلق التصاویر الشعریه عند الشعراء، من حیث المجازات الشعریه وأهمیته فی خلق التشبیهات والإستعارات المتحرکه. فنظراً لدور الألوان البارزه فی خلق تصاویر البیاتی الشعریه عالجنا دور اللون ومکانته فی أشعار هذا الشاعر المجید. ووصلنا إلی هذه النتیجه أن الشاعر یستعین بالتراکیب الملونه تاره لتبیین حالاته الروحیه وتاره لنقد أوضاع عصره السیاسیه والإجتماعِیه وإعلان تذمره من أوضاع المجتمع. کما أنه قد یستخدم هذه التراکیب الملونه لبیان أهدافه وإیدئولوجیته الخاصه، إضافه إلی هذا أن تجمیل الصور بمساعده الألوان وإستخدام المعانی الرمزیه للألوان فِی أشعار هذا الشاعر یلفت أنظار قارئ أشعاره أیضا.
مفاهیم عربی و قرآنی در قصاید ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هشتم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۳۰
113 - 127
حوزههای تخصصی:
به سبب انس مسلمانان با قرآن کریم و قرائت و احکام قرآن، تأثیر مفاهیم قرآنی را در شعر شاعران وآثار نویسندگان به طور مستقیم و غیر مستقیم به شیوه های گوناگون تلمیح، اقتباس، و اشاره می توان مشاهده کرد. موضوعی که در آثار شاعران و نویسندگان قرن های چهارم و پنجم فزونی می یابد و اوج این تأثیرپذیری در آثار ناصرخسرو نمایان است. جلوه های آیات قرآنی بکار رفته را در اشعار ناصرخسرو نیز با شاهد و مثال مورد بررسی واقع شده است. ژرفا و گستره و فراوانی نفوذ آیات و عبارات قرآنی در ذهن و زبان او در تار و پود اشعارش دیده می شود، و بدین ترتیب وی تسلط خود را در فهم معانی قرآن مجید آشکار می سازد، و عمل به احکام آن را در اشعار دیوان خود مد نظر قرار داده است. او معتقد است که باید باطن قرآن را بر ظاهر آن ترجیح داد.
تحلیل استنادی مقالات مجله «مطالعات ادبیات تطبیقی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هشتم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۳۰
129 - 142
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی و تحلیل استنادی مجله «مطالعات ادبیات تطبیقی» طی سال های 1386تا 1392 انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که مجله «مطالعات ادبیات تطبیقی» در هفت سال مورد بررسی 262 مقاله در 28 شماره منتشر نموده است. آمار مشارکت نویسندگان نشان می دهد در سال های مورد بررسی 15/51 درصد مقالات تک نویسنده بوده است. به بیان دیگر در چهار سال نخست مشارکت علمی نویسندگان ضعیف بوده و اکثر مقالات تک نویسنده بوده است؛ ولی در سه سال اخیر نویسندگان به سمت مشارکت گروهی و هم تألیفی در نگارش مقالات روی آوردند. این پژوهش نشان می دهد که مهدی ممتحن با 22 مقاله به عنوان پرکارترین نویسنده این مجله معرفی می گردند. هم چنین دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت با 46 مقاله به عنوان دانشگاه پرتولید در جایگاه نخست قرار دارد. نویسندگان این مجله در میان منابع اطلاعاتی حدود 90 درصد از کتاب ها استفاده نموده اند و قریب به 71 درصد منابع اطلاعاتی مقالات این مجله به زبان فارسی بوده است.
نگاهی تطبیقی به طنز سیاسی بهار و الرصافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هشتم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳۱
59 - 71
حوزههای تخصصی:
طنز و طنزپردازی نزد اهل ادب و به خصوص شاعران یکی از روش های بیانی می باشد که با توجه به قدرت تأثیرگذاری فراوان بر ذهن خواننده، از دیرباز تا به امروز مورد توجه ادیبان بوده است. در میان شاخه های متنوع طنز، طنز سیاسی از کاربرد بیش تری برخوردار است، به طوری که شاعران بزرگ بسیاری از این هنر در سروده های خود بهره جسته اند. از میان شاعران معاصر ایرانی ملک الشعرای بهار و در شعر معاصر عربی، معروف الرصافی ، با توجه به جایگاه ادبی و سیاسی ویژه ای که از آن برخوردار بودند، توانسته اند که در این زمینه هنرآفرینی نمایند. نویسندگان مقاله حاضر برآن اند با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی ضمن بیان مفهوم طنز و انگیزه های طنزپردازی به بررسی تطبیقی طنز سیاسی در شعر دو شاعر بزرگ معاصر ایرانی و عرب بپردازند.
خودی از نگاه دیگری در سفرنامه نیکولا بوویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هشتم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۳۲
97 - 111
حوزههای تخصصی:
سفرنامه آیینه ای است که می توان انعکاس تصویر زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، آداب و رسوم و باورها و اعتقادات، رفتار و کردار و فراز و نشیب های زندگی جوامع مختلف را در آن دید، تصویری گویا و روشن و تا حدود زیادی خالی از غرض ورزی و ملاحظه. از جمله این سفرنامه ها، سفرنامه «راه و رسم جهان» اثر نیکولا بوویه است. این جهانگرد سوئیسی ضمن سفر به سرزمین های مختلف، گزارشی جذاب، صادقانه و دقیق از چگونگی معیشت مردم، وضع شهرها، صنایع و تولیدات، مدارس، آداب و رسوم مذهبی مردم، عملکرد طبقات حاکم و ... به دست می دهد که از دیدگاه ادبیات تطبیقی بسیار ارزشمند و حایز اهمیت است؛ در این مقاله بر آنیم که با تکیه بر سفرنامه «راه و رسم جهان» اثر بوویه به مطالعه و بررسی مظاهر و فرهنگ ایران زمین از منظر ادبیات تطبیقی بپردازیم.
بررسی ادبیات کودکان در دو اثر از نادر ابراهیمی و لینا کیلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۸ بهار ۱۳۹۳ شماره ۲۹
153-178
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی و مقایسه داستان نویسی نادر ابراهیمی و لینا کیلانی نویسنده بنام سوری، در حوزه ادبیات کودک می پردازد. خلاصه دو داستان «آدم وقتی حرف می زند، چه شکلی می شود؟» از نادر ابراهیمی و «ثوب الدمیهًْ سلمی»(لباس عروسکی به نام سلمی) از لینا کیلانی شرح شده و بر اساس معیارهای طرح شده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر از رساله کارشناسی ارشد استخراج شده که طی آن تمام داستان های دو نویسنده بررسی شده اند و نتایج مقاله برگرفته از تمام آثار داستانی آن ها می باشد؛ اما به ضرورت حجم محدود مقاله، فقط یکی از داستان های هر کدام از نویسندگان در این نوشته بررسی شده تا بیانگر روش پژوهش باشند.
مقاله به زبان فرانسه: در جستجوی منشاء یکی از فابل های لافونتن در مجموعه حکایتهای شرقی (Aux origines d’une fable de La Fontaine dans les recueils de contes orientaux)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فابل، قصه کوتاه کنایه آمیزی است که ریشه در هزاران سال قبل دارد. همه اتفاق نظر دارند که شرق مهد این نوع ادبی بوده است. در اروپا، پیش از لافونتن، فابل نویسان کم و بیش شناخته شده زیادی بوده اند، که آثارشان غالباً جنبه هنری نداشته است. اما فابل نویس شهیر فرانسوی، با بهره مندی از استعدادی خیره کننده، و به لطف منابع یونانی- لاتینی و به ویژه منابع شرقی که در دسترس داشت، به خوبی دانست که چگونه از عهده برآید. در خصوص فابل هایی که ریشه در مشرق زمین دارند، با اینکه بحث های قابل ملاحظه و زیادی در اختیار است، مطالعات تطبیقی چندانی، آن گونه که باید، وجود ندارد. این مقاله، ما را ترغیب می کند که با بررسی محتوی یک فابل برگزیده لافونتن تحت عنوان «لاک پشت و دو مرغابی» و مقابله آن با ترجمه فابل مشابه در معروفترین مجموعه حکایت های شرقی، درباره منبع آن شناخت عمیق تری به دست آوریم. تلاش اصلی ما در این تحقیق، گردآوری ترجمه های پراکنده این فابل و بررسی تطبیقی آنها با رویکرد آموزشی مناسب در درس ادبیات تطبیقی است.
نمادهای اسطوره ای ملی و دینی در شعر دفاع مقدس
حوزههای تخصصی:
اسطوره، در تمام فرهنگ ها الهام بخش شاعران و نویسندگان بوده است و شاعران و نویسندگان در هر دوره با توجه به مقتضیات زمان و میزان قبول در آن دوره از آن بهره جسته اند. این است که در دوره ای اسطوره ها به دیده احترام و در دوره ای خوار و زبون نگریسته شده اند.
یکی از این دوران، دورانی است که عمدتاً از آن به عنوان ادبیات دفاع مقدس و یا ادبیات جنگ نام برده می شود. شاعران و نویسندگان دوران دفاع مقدس از اسطوره های ملی و مذهبی در بیداری روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن بهره جسته اند. نمادها و اسطوره ها در شعر این دوره به مثابه یک رسانه عمل کرده اند. تهییج مخاطب به حضور در میدان نبرد در اکثر مواضع مدیون همین نمادها و اسطوره هاست.
مقاله حاضر عهده دار بحث درباره حضور اسطوره های ملی و مذهبی در شعر دفاع مقدس و نوع نگاه شاعران دفاع مقدس به اساطیر است و می کوشد تا روشن کند تا چه میزان نام های اسطوره ای در تحریک مخاطب در مقابله با دشمن سهیم بوده است.
بررسی گونه های فخر در دیوان طالب آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاخره که از فروع نوع ادبی حماسه به حساب می آید، یکی از بن مایه های مضمونی شعر فارسی، بلکه ادبیات جهان به شمار می رود. البته در این میان برخی شاعران به فراوانی از آن سود می برند که طالب آملی یکی از این چهره هاست. طالب آملی با نازش به خود و شیفتگی به شعر خویش، در خودستایی و برتری جویی مبالغه کرده است. در این مقاله، گونه های مختلف فخر طالب در بیش از ده تقسیم بررسی و دلایل مفاخره ی شاعر نیز به تمامی بیان شده است و این نکته چشم انداز تازه ای برای این مقاله رقم زده است. همچنین سخن در «ضد فخر یا واسوخت از فخر» مبحث جدیدی است که در مقاله ی حاضر و با توجه به شواهد متعدد آن در شعر طالب آملی، مورد توجه قرار گرفته است. سخن ستایی و فخر به فضایل اخلاقی، از برترین مفاخرات طالب آملی است.
نقد مقاله «روایت زنانه از جنگ: تحلیل انتقادی کتاب خاطرات دا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله «روایت زنانه از جنگ: تحلیل انتقادی کتاب خاطرات دا» تألیف محمدرضا جوادی یگانه و سید محمدعلی صحفی قابلیت تبدیل شدن به مقاله ای خوب را داشته، اما به دلایلی متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاده. آن گونه که در مقدمه مقاله آمده، هدف نویسندگان در اصل تحلیل انتقادیِ گفتمانِ رمان (یا کتاب خاطراتِ) دا: خاطرات سیده زهرا حسینی نوشته سیده اعظم حسینی با استفاده از الگوی پیشنهادیِ نُرمن فرکلاف و با توجه به شیوه بازنمود نقش های جنیستی بوده است. با این حال، همین طور که خواندن مقاله را ادامه می دهیم، کم تر اثری از چنین تحلیلی می یابیم. نقطه قوت آن اتخاذ رویکردی است نسبتاً نو به متنی بحث برانگیز که تا کنون نقد و تحلیل اصولی از آن صورت نگرفته است؛ اما، نقطه ضعف آن این است که نویسندگان به وعده خود در ابتدای مقاله عمل نمی کنند، یعنی ایشان در بخش نظریِ آغازِ مقاله دَم از گفتمان کاویِ انتقادی می زنند، ولی آن چه در بدنه مقاله می بینیم صرفاً نوعی تحلیل درون مایه ایِ کلی است که گاه به نقد فمینیستی یا جنسیتی پهلو می زند.