موضوع این مقاله، چنان که از عنوان آن برمی آید «قضا و قدر و جبر و اختیار در مثنوی معنوی» است که نویسنده کوشیده است معیار مولانا را در ارزیابی دو مقوله در خور تامل و بحث انگیز« قضا قدر» و «جبر و اختیار» و نیز جایگاه هر یک را در باور وی بشناسد و دریافت خویش را با شواهدی گویا از کلام مولوی به خواننده این مقال ارائه نماید.
تاکنون شرحهای متعددی بر بوستان و گلستان سعدی نگاشته شده که اغلب سودمند افتاده و هر یک از شارحان به فراخور حال و مجال گوشههای فراوانی از مسایل مربوط به متن و غیره را بیان کردهاند. نویسنده در این مقاله چند نکتهای در رابطه با نقص و مشکلات این شروح بیان فرموده و نظریاتی ابراز داشته است.