سمبل (Symbol) یکی از آرایه های ادبی است که مورد توجه بسیاری از شاعران بوده و هست. ویژگی بارز سمبل، ابهام، عدم صراحت، غیر مشروح و غیر مستقیم بودن آن است، به این معنا که در زبان سمبولیک مراد و مقصود، ظاهر و صورت کلام نیست، بلکه مفهومی است ورای ظاهر و فراتر و عمیق تر از آن. سهراب سپهری از شاعران معاصر در شعر خود از نماد و سمبل سود جسته است و همین امر یکی از رازهای پیچیدگی و ابهام شعر اوست. در این مقاله سعی شده است چهار سمبل از سمبل های شعر سهراب، شرح و بررسی شود. بی گمان سمبل های شعرهای سهراب، برگرفته از عقاید و اندیشه های عرفانی، فلسفی و اجتماعی اوست. او از فرهنگ های مختلف ایرانی اسلامی، هند، چین باستان و مسیحیت تاثیر پذیرفته است. در عین حال، شعر او سرشار از یک جوشش درونی و سلوک شخصی است. سهراب، شاعری درونگرا (introspection) است و در تکاپوی رسیدن به خانه دوست )= الله(. از این رو سمبل هایش با سمبل های شاعران دیگر معاصر که عمدتا جنبه های سیاسی - اجتماعی دارد متفاوت است.
این پژوهش، کوششی برای بررسی روشن تر روایتهای مربوط به اسطوره آرش و تعمقی در پیدایش و فلسفه جشن تیرگان و مطالعه حضور این دو در ادب فارسی و جلب توجه ادیبان ایرانی به این میراثهای باستانی است.
محمود دولت آبادی، از نویسندگان نسل سوم داستان نویسی ایران است که مکانتی انکارناپذیر در داستان نویسی معاصر ایران دارد و بی شک بزرگ ترین نویسنده در حوزه ادبیات اقلیمی است که این امر مطالعه و بررسی جدی آثار او را ناگزیر می سازد. در این مقاله زبان داستان های دولت آبادی از دیدگاه سبک شناسی کاویده شده است که تلفیق گونه های عامیانه، کهن و بومی با ساختمان های نحوی خاص و تشبیهات گسترده حسی در بافت نحوی ویژه اهم شاخص های سبکی زبان داستان های او را شکل می دهد. از آنجا که دولت آبادی با داستان عقیل عقیل به سبک خاص خود دست یافت و در داستان جای خالی سلوچ آن را تکامل بخشید و در نهایت در کلیدر به اوج رساند، نگارنده در این مقاله به بررسی زبان روایت در این سه اثر دولت آبادی پرداخته است
خدایبانوان باروری، ایزدان محافظ حاصلخیزی و ناظر بارداری و تولد در بسیاری از تمد نهای چندخدایی هستند. گرچه اندیشه یافتن کاربرد آثار بدست آمده از مردمان پیش از تاریخ، راهی جز به گمان نم یبرد؛ اما با تکیه بر اساطیر به جای مانده از عهد تاریخی و داستانهای فولکلوریک، م یتوان کارکردهای زیر را برای پیکر کهای خدایبانوان باروری برشمرد:
1. تجسم ایزدبانوی مورد پرستش در منطقه، که غالباً خدای زمین و آ بها و در ارتباط با عشق، باروری و حاصلخیزی است.
2. استفاده در آیینهای باروری زمین، دام و انسان، آیی نهای بلوغ، درمان بخشی زنان سترون و یاری بانوان به هنگام زایمان.
3. نماد مادر، برای قرار دادن در مقابر کودکان درگذشته و همراهی آنان در سفر پس از مرگ.
این نوشتار به بررسی خدایبانوان مرتبط با حاصلخیزی در میانرودان و شرق میانه، آناتولی، مدیترانه، اروپای پیش از تاریخ، اژه و یونان، رم، اسکاندیناوی، ایرلند، آفریقا، مصر، هند، چین، ژاپن، قاره آمریکا و سرزمی نهای شمالی م یپردازد.