فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۸۰۱ تا ۱۸٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
ویژگی های بنیادی سبک های شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد آموزه های مبحث «بیان» کتاب جواهرالبلاغة در مقایسه با کتب قدیم آموزش بلاغت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علوم بلاغی همانند صرف و نحو در آغاز به منظور فهم اسرار و رموز قرآن کریم و وجوه اعجاز بیانی آن و با محوریت آیات نورانی قرآن و نیز اشعار جاهلی صورت گرفت، ولی رفته رفته به سایر متون نظم و نثر عربی راه یافت و به صورت قواعدی منسجم تدوین شد و به ظهور تألیفات ارزش مندی در این زمینه انجامید. یکی از این تألیفات ارزش مند کتاب جواهرالبلاغة تألیف سید احمد هاشمی است که به منزلة بهترین کتاب آموزش بلاغت شناخته شد، و تا کنون ده ها بار تجدید چاپ شده است.
این کتاب مانند همه تألیفات بشری کاستی ها و نادرستی هایی دارد که با بهره گیری از آموزه های بلاغت عربی در کتب آموزشی قدیم، در سه مبحث علم بیان: تشبیه، مجاز و کنایه به نقد آن پرداخته ایم و پاره ای از تعاریف و شواهد کتاب که نارسا یا نادرستند را مشخص کرده ایم. در این بررسی معلوم شد که مؤلف در مباحث مربوط به علم بیان از برخی اصطلاحات بلاغی تعریفی ارائه نداده است؛ اما قسمت عمده نقائص و نادرستی های این کتاب در حیطه مثال های مؤلف است که خواننده در برخی از آن ها با کم ترین تأمل و یا مقایسه آن با سایر شواهد موجود در کتاب متوجه کاستی های آن می شود.
بررسی و نقد ترجمه کتاب تاریخ ادبیات عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان عربی با قدمتی به درازای جاهلیت تا کنون همواره کانون توجه ادیبان و نویسندگان ملل مختلف بوده است. ریشه روابط، چالش ها، و مبادلات زبان و قوم عرب با زبان پارسی و قوم ایرانی آن چنان ژرف و عمیق است که نیازی به یادآوری تاریخ پیوند آن دو نیست. اهتمام و علاقه فراوان به تاریخ ادبیات زبان عربی در میان دانشجویان و پژوهش گران ایرانی به منزلة یکی از مهارت های مهم در آشنایی با این زبان، ضرورت ترجمه و تألیف آثاری پرمایه و اصیل در این زمینه را چند برابر می کند. از آن جا که کتاب تاریخ ادبیات عربی تألیف حنا الفاخوری و ترجمه عبدالمحمد آیتی از منابع دست اول امتحانی دوره های مختلف تحصیلات تکمیلی رشته زبان و ادبیات عربی به شمار می آید و به دلیل اهمیت و رواج گسترده این کتاب سعی بر آن شده تا ترجمه کتاب مذکور به روش توصیفی ـ تحلیلی مورد نقد و تعمق دقیق تری قرار گیرد. در پایان نتایج حاصله در قالب نکات مثبت و کاستی ها و نیز پیشنهادات و اصلاحات در اختیار علاقه مندان و محققان قرار گرفته است.
پساساخت گرایی در شاهنامة فردوسی (با تأکید بر مرگ بهرام)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله برآنیم که با بررسی زیباشناسانة مرگ یکی از شخصیت های حماسة فردوسی، گوشه ای از قابلیت پویایی و تأویل این اثر را تصویر کنیم. بنیاد اسطوره ای ـ تاریخی متون حماسی در ظاهر آنان را به سوی تفسیرناپذیری سوق میدهد، در حالی که بافت داستان های شاهنامه به گونه ای است که متن را به شدت تأویلی مینماید. حماسة فردوسی بافتی پارادوکسی دارد: از سویی در آن نشانه هایی است که به نحوی اساسی اصیل و واقعی هم چون مشخصه هایی منسجم و متناسب و نظام مند موجودیت دارد و از سوی دیگر تأویل و تفسیر در آن متوقف نمیشود و بشدّت بافت زدا و معناساز و سرشار از ابهام است، پیوسته میکوشد فاقد بافت قطعی بماند، غیرتاریخی و غیرمکانی جلوه کند و برخود جاودانگی ببخشد. گزینش مرگ بهرام و جلوة زیباشناسانة مرگ این قهرمان حماسی مناسبتی است در بیان ویژگی شگرف حماسة فردوسی که با وجود گرایش به ساختار پیوسته، خصلتی پساساخت گرایانه دارد.
روایت شناسی و تفاوت میان داستان و گفتمان براساس نظریات ژرار ژنت
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر به موضوع روایت داستانی و یا داستان روایی از دیدگاه ژرار ژنت نظریه پرداز ادبی فرانسوی می-پردازد. مفهومی که تا کنون درک و دریافت هایی متفاوت از آن توسط منتقدان ادبی ارائه شده است. ژنت اهم نظریات خود را پیرامون عنصر روایت در مقاله ای تحت عنوان «دربارة متد» ارائه داده است.در این گفتار پنج مفهوم مهمی را که روایت شناسی ژنت از آن سود جسته، مورد بررسی قرار می دهیم و به تفاوت های داستان و گفتمان از دیدگاه او و تقسیمات مفهومی و عناصر مختلف آن
می پردازیم.
رابطه ادبیات با اخلاق در آثار میخائیل نعیمه (اصل مقاله به زبان عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات از دید گاه میخا ئیل نعیمه پرده برداشتن از تمامی نیازها، روحیات و آرمان های انسان ، با رویکرد ی صادقانه و زیباست؛ و اخلاق مجموعه ای از اصول و مبانی است که ناظر بر فرایند زندگی و کمال و سعادت انسان است. در آثار نعیمه ارتباط و انسجا می عمیق میان ادبیات و اخلاق است که از آبشخور اندیشه ای واحد سرچشمه م ی گیرد و اهدافی مشترکی را دنبال می کند. اهدافی همچون: خودشناسی، شناخت نهفته های انسان و هدف از وجودش که به معرفت خداوند و یکی شدن با او منتهی می شود. ادبیات و اخلاق در آثار نعیمه تنها در عنوان از یکدیگر جدایند؛ چرا که وی پیوندی عمیق با مسائل عمومی داشت و در یاری کردن اخلاق و هنجارها ، و در طلی عه آن ارزش های آزادی و احترام به انسان و حقوقش سخت پایداری می ورزید.
نعیمه ادیبی متفکر و اخلاقی است با احساساتی سرشار از معرفت و اخلاق عالی. ادبیات نعیمه آیینه ای بی غبار از اندیشه ها و عواطف و دردها و آرزوهای او و بازتاب دهنده حقیقی جامعه و حوادث آن است. ادبیات نعیمه رسالتی والا و بیدار در پویایی و بالندگی وجدان بشری و بیدار کردن وجدان انسانی و توسع ه و شکوفایی فضیلت های اخلاقی دارد. همچنین تعبیری از نفس بشری و انتشار خیر و فضیلت ها و پایبندی به ارزش های انسانی است. دوری وی از مردم و ازدواج نکردنش بیانگر آرمان خواهی او در رسیدن به شناخت زندگی و خالق آن است؛ چرا که از دیدگاه او، زندگی زناشویی مانع رسیدن به این هدف است. آنچه در این مقاله شایان ذکر است اینکه ادبیات نعیمه ادبیات متعهد و مکتبی است که نسبت به رسالت خود امین و وفادار است و راه روشن زندگی را برای کسانی که در تاریکی های نادانی و توهم و شک سرگردانند ترسیم م ی کند. نعیمه همه تلاش خود را برای سعادت انسان، تحقق آزادی و زنده کردن قلب و فکر و روح مبذول داشته است؛ از این رو هرگاه از ادبیات نعیمه سخن می گوییم، در حقیقت از فضیلت های انسانی و اندیشه های ارزشمند وی که همه مسائل انسان و زندگی را فرا می گیرد پرده برمی داریم.
بررسی ساختاری داستان بیژن و منیژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان بیژن و منیژه از جمله داستان های فرعی در طرح اندام وار شاهنامه است که طرح و ساختار ویژه ای دارد. برخی محققان در پی توجیه تاریخی داستان برآمده اند و اصل داستان را مربوط به عصر اشکانی دانسته اند؛ این در حالی است که در این داستان نشانه های اسطوره ای معناداری هست که نمونه های مشابه آن در دیگر متون نیز وجود دارد. مسأله ی اصلی این است که داستان بیژن و منیژه حاوی چه اندیشه ای است که موجب شمول و گستردگی آن گشته است؟ در عین حال، چگونه توانسته در طرح بزرگ شاهنامه جای گیرد؟ تجزیه و تحلیل ساختار داستان بر اساس روش ولادیمیر پراپ نشان می دهد ساختار اصلی داستان مبتنی بر طرح آشناسازی قهرمانی است. تکرار کارکردها و شخصیت های اصلی این داستان در سایر داستان های معروف ایرانی، ساختار بنیادین و غیرتاریخیِ داستان را تأیید می کند. بررسی ژرف ساخت داستان نیز نشان می دهد که ساختار داستان بیژن و منیژه تحت تأثیر آیین های باروری شکل گرفته و اشکال متنوّع آن در دیگر داستان ها نیز وجود دارد. شمول و گستردگی حوزه ی جغرافیایی آن نیز به سبب همین طرح داستانی و ساختار و ژرف ساخت مشترک است.
زمان روایی در رمان احتمالاً گم شده ام بر اساس نظریه ژرار ژنت
حوزههای تخصصی:
بسیاری از داستاننویسان معاصر امروز ایران، تحت تأثیر آثار نویسندگان معاصر غرب به نوشتن داستان پرداختهاند. در این میان، نویسندگان زن نیز از سهمی بهسزا برخوردارند. انعکاس روحیات و رنجها و محدودیتهای آنان در مجموعه داستانها و رمانهای خود به خوبی مشاهده میشود. در این پژوهش، نویسنده با رویکرد به مقوله تکنیکهای روایتپردازی ژنت از یک سو و داستان احتمالاً گم شدهام اثر سارا سالار از سویی دیگر، مهمترین تکنیکهای روایتپردازی از نظر ژنت را بررسی و تحلیل خواهد کرد. در این پژوهش، به طور خاص به مقوله زمان در روایت بر اساس نظریه ژرار ژنت، میپردازیم. وی نظریه خود را در باب زمان روایت در سه محور نظم، تداوم و بسامد ارائه میدهد. از آنجا که زمان روایت یکی از مؤلفههای بارز در داستان احتمالاً گم شدهام است، در ادامه به تطبیق این شگرد روایی، در گزارههای داستان یاد شده میپردازیم. همچنین نشان می دهیم که عامل زمانپریشی، آن هم از نوع گذشتهنگری، در این داستان دارای بیشترین کاربرد است که باعث کند شدن زمان روایت نیز شده است.
یک حکایت و چهار روایت (مقایسة حکایت پردازی عطّار، شمس تبریزی، مولوی و سلطان ولد در قصّة ایاز و گوهر شکستن)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از قصه و حکایت برای بیان مفاهیم بلند عرفانی، از دیرباز مورد توجه شاعران و نویسندگان این سرزمین بوده است. در این میان گاه با حکایت هایی روبه رو می شویم که به دلیل ظرفیت بالای ساختاری و مفهومی، روایت های مشابه و گاه گوناگونی از آنها ارائه شده است. حکایت ایاز و گوهر شکستن از این دسته حکایت هاست که عطّار، شمس تبریزی، مولوی و سلطان ولد آن را روایت کرده اند. در این مقاله به مطالعة روایت های گوناگون این حکایت با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد مقایسه ای پرداخته می شود و ساختار روایی این چهار روایت بیان می شود. همچنین شباهت ها و تفاوت های روایت ها از نظر میزان توجه به عناصر داستانی از جمله شخصیت پردازی، صحنه پردازی، گفتگو و درونمایه توضیح داده می شود. این مقایسه نشان می دهد که کنش های داستانی در روایت مولوی بیش از سایر روایت هاست؛ صحنه پردازی، تنها در روایت مولوی دیده می شود؛ عنصر شخصیت پردازی در مثنوی معنوی برجسته تر از سه روایت دیگر است؛ همچنین مولانا و شمس تبریزی با استفاده از گفتگو های متناسب با موقعیت های شخصیت ها، بر نمایشی کردن روایت خود تأکید دارند.
نقد و تحلیل ادبی، تعلیمی و تاریخی ماتمکده بیدل قزوینی
حوزههای تخصصی:
ماتمکده، عنوان کتابی است از مولا قربان ابن رمضان بادشتی رودباری
قزوینی متخلّص به بیدل که موضوع آن مقتل حسینی(ع) است. این کتاب حوادث حماسه سال
61 هجری را از لحظات شهادت امام حسین(ع) تا گسیل داشتن کاروان اسیران با سرهای
مطهر شهدا از کربلا به کوفه و شام و نهایتاً برگشتن اسرا به کربلا در اربعین اول
در بردارد. کتاب که تاریخ اتمام آن 1267 ه . ق است در قالب
نظم و نثر تألیف گردیده و از حیث ادبی و بلاغی از اهمیت به سزایی برخوردار است.
این پژوهش می کوشد تا شرح مختصری پیرامون ترجمة حال مصنّف و
جایگاه ادبی و میزان تأثیرگذاری وی در نوع ادبی «مرثیه» و مقتل نویسی به دست دهد.
آنگاه درباره نام، موضوع، محتوا و ساختار ماتمکده بحث خواهد شد. در ادامه، سبک
جایگاه تاریخی اثر نیز به اجمال تحلیل شده و به نقش عنصر تعلیم در این اثر با ذکر
بعضی عناوین و نقل نمونه ای مختصر اشاره خواهد شد. آنگاه در نقد محتوایی- ساختاری
آن شواهدی ذکر خواهد شد.
ماتمکده بیدل قزوینی از جمله مهم ترین و کم نظیرترین مقتل های
فارسی در تاریخ ادبیات ایران است که هم به لحاظ ادبی و هم به جهت تاریخی اهمیت
خاصی دارد و از این رو، تصحیح، توضیح و انتشار آن در راستای احیاء و معرفی یکی از
برترین مفاخر مکتوب ادبیات آیینی ایران اسلامی، شایسته و بلکه بایسته می نماید
سنّت و مدرنیته در رمان «همسایه ها»
حوزههای تخصصی:
رابطه جامعه و ادبیات، یکی از موضوعاتی است که در تحقیقات ادبی به آن پرداخته می شود. رابطه سنّت و مدرنیته به عنوان یک مسئله اجتماعی، در آثار ادبی نیز بازتاب یافته است. نمایش عناصر این دو (با تکیه بر نظریات «آنتونی گیدنز») در رمان «همسایه ها»، تبیین رابطه عناصر سنّت و مدرنیته و انعکاس نظر نویسندگان درباره این دو، هدف اصلی این پژوهش را شکل می دهد. آنتونی گیدنز معتقد است که سنّت ها در مدرن ترین جوامع نیز به حضور خود ادامه می دهند. نتایج پژوهش، بیانگر این نکته است که شاخص های سنّتی فرهنگی و اجتماعی بیشتر از عناصر مدرن در این زمینه ها در داستان دیده می شود؛ به همین دلیل هر چند عناصر اقتصادی و سیاسی بیشتر مدرن هستند، در مجموع مغلوب سنّت ها می شوند و موفّق نمی شوند خود را تثبیت کنند. محمود به بیشتر سنّت ها به ویژه سنن فرهنگی نگاهی منفی دارد؛ امّا از نقد عناصر مدرن نیز غافل نمی شود.
نگاهی به نوآوری های محمّدعلی بهمنی در فرم غزل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرم به عنوان یکی از ارکان اساسی شعر، مجموعه ای پیوسته از قالب، زبان، تصویر و موسیقی شعر است که بسیار فراتر از فقط قالب و شکل ظاهری شعر. فرم یک شعر، تنها قالب یک شعر نیست که محتوا در داخل آن جای گیرد، بلکه مقوله ای است که همراه با روند به وجود آمدن شعر صورت می گیرد. نوآوری و شکستن هنجارهای عادی و متعارف در فرم شعر، از جمله شگردهایی است که شاعر برای آفرینش شعر خود، از آن بهره می گیرد و صاحب سبکی خاص در شعر می گردد. هر شاعری با نوآوری در شعر خویش، تنها زمانی می تواند از شعرهای تکراری فاصله بگیرد،که زنجیره کلامش از هم نگسلد و انسجام و وحدت کلام را حفظ کند. محمد علی بهمنی از غزل سرایان معاصری است که برای حیات بخشیدن به زنجیره کلام خود با انواع نوآوری ها در فرم غزل، به گونه های متنوّع هنرنمایی کرده است. در این پژوهش، انواع نوآوری های بهمنی در فرم غزل مورد کندو کاو قرار خواهد گرفت.
گَرود (گرودا) (نماد انتقال و تبدیل اساطیر هند در سام نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأمّل در متن سام نامه و نشانه هایی که در دو داستان فرعی آن دیده می شود، انتقال و تبدیل بخشی از اساطیر هند را به این متن حماسی آشکار می کند. اساطیر هندی موجود در سام نامه، در متونی از متون هندی دیده می شوند که اولین ترجمه های در دسترس آن ها به عربی و فارسی، کتاب ماللهند ابوریحان بیرونی است و سپس در سطح وسیع تر آثاری که از طریق نهضت ترجمه در دوره حکومت تیموریان هند و اوائل دوره صفویه به فارسی برگردانده شده اند؛ لذا احتمال قریب به یقین آن است که از طریق این ترجمه ها وارد متون حماسی فارسی شده باشند. این تحقیق نشان می دهد: اولا، نحوه یاد کرد و نظم این اسطوره ها در سام نامه، با نوشته ابوریحان متفاوت است. ثانیاً، سراینده از متن آنها کم اطّلاع بوده است و از این ، بر می آید که جامعه مخاطب نیز از این اسطوره ها اطّلاعی نداشته و خالی الذهن بوده است. هم چنین با توجه به زمان انتقال این مضامین از هند به ایران می توان گفت که تاریخ سرایش این منظومه، اگر سروده یک نفر باشد، زودتر از زمان حکومت جلال الدین اکبر در هند نمی تواند باشد و اگر سروده چند نفر باشد، حداقل آن بخشهایی که نام و اَشکال این اسطوره ها در آن ها حضور دارد، مربوط به دوره یاد شده است.
تاریخ بیهقی در گستره منطق مکالمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطق مکالمه محصول اندیشه میخاییل باختین، نظریه پرداز حوزه علوم انسانی در قرن بیستم است. این دیدگاه بر برقراری تعامل دائمی میان نظرگاه های متن، مؤلّف و مخاطب تأکید می کند و این که شناخت واقعی تنها از لابه لای شراکت ها، تفاوت ها و نقیضه های معانی این سه عنصر حاصل می شود. از نظر او، سخن سرشت مکالمه ای دارد و این مکالمه گرایی نیز به شکل تام در گونه ادبی رمان بازتاب مییابد؛ زیرا رمان، عرصه بازتاب زبان ها، صداها و سبک های گوناگون است. بنابر این رمان ماهیتاً چندمفهومی است. از این رو زمینه اصلی مطالعات باختین است. در این جستار تلاش شده که تاریخ بیهقی اثر ابوالفضل بیهقی، بنا بر سرشت رمان گونه آن در گستره منطق مکالمه مورد پژوهش قرارگیرد. روش پرداختن به این پژوهش، اثباتی-تحلیلی است و به مؤلّفه های شاخص مکالمه ای همچون دوصدایگی، دگرمفهومی، کرونوتوپ و ذکر مصادیق آن؛ ازجمله پوشیده گویی، محاکات و دیالکتیک پرداخته می شود.