فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۸۸۱ تا ۱۷٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
نقد ساختاری طرح روایی در داستان
حوزههای تخصصی:
نقد ساختاری طرح روایی در داستان، روشی برای نقد داستان است. در این مقاله،
ابتدا تعریف روایت و ساختمان آن ارائه شده و سپس تمایز آن با عناصر زبانی مطرح می شود.
روایت، عنصری از داستان است که در حیطه زبان قرار ندارد و به عنوان جوهره و اساسِ
داستان، قصه، نمایش نامه و دیگر قالب های ادبی مربوط، ساختار محوری اثر هنری را
تشکیل می دهد. طرح روایی شامل مواردی از عناصر داستان می شود که در بررسی ساختمان
روایت اهمیت به سزایی دارند. طرح روایی در ساختارشناسی داستان بسیار اهمیت دارد و در
اینجا به منظور تحلیل طرح روایی و ساختار آن، عناصر طرح بررسی می شوند. ساخت شناسی
روایت موتیف های هنری داستان را آشکار می سازد و نحوة ارتباط مخاطب با داستان و
روایت از این دیدگاه مطرح خواهد شد. در پایان، روش و شیوه این نقد به صورت مستقل و
کاربردی ارائه می شود و اهمیت و ارزش این روش بررسی می گردد
گئُوش اوروَن، ساختار ومعنای آن در گاهان از دید دانشمندان غربی و سنت زرتشتی
حوزههای تخصصی:
بازشناسی واژه ها و مفاهیم اوستایی، بویژه گاهان، احتیاج به دانستن قانون های تحول زبان و تخصص در زبان های هم ریشه و هم عرض دارد. از آنجایی که بینش حاکم بر گاهان نوعی تفکر و نگرش به جهان هستی و راه های رسیدن به کمال آدمیت و آرامش و آسایش است و این مفاهیم با زبانی استعاری بیان شده است، استفاده از مکتب های فلسفی هم دوره و مقایسه آنها با کتاب های متاخر در شرق و شمال شرقی ایران ضروری است.
در این گفتار واژه گئُوش اوروَن (gәuš-urvan) از دید زبان شناسان غربی، متن های فارسی میانه و سنسکریت، پارسیان هند، پژوهندگان فارسی زبان و موبدان ایرانی بیان می شود. در تحلیل ساختاری و معنی اجزا ترکیب، اختلاف نظری میان اوستاشناسان ملاحظه نمی شود و واژه را «روان گاو» معنی می کنند، اما در معنی اصطلاحی واژه اتفاق نظر وجود ندارد. برخی از آن معنی روان گاو، یعنی چهار پای مورد احترام اقوام هند و ایرانی اراده کرده اند و در حقیقت کاربرد گاهان را شکایتی از ناحیه پیام آور به اورمزد دانسته اند که از کشتن بی رویه گاو یعنی چهار پایی که موجب آبادانی زمین و رونق کشاورزی بوده، شکوه کرده است. پاره ای دیگر «روح هستی»
«روان آفرینش» را نیز برای آن پیشنهاد کرده اند. سنت زرتشتی بیشتر از آن معنی «روان زمین» -زمینی که مادر همه موجودات زنده است - برداشت می کند و «روان گاو» را به «روان مادر- زمین» ترجمه می کند. این معنی با آنچه در متن های میانه آمده و سپندارمذ، ایزد زمین را نقش مادر داده اند نیز مناسب است.
پیشینه نوع ادبی واسوخت و بررسی تطبیقی آن در ادبیات فارسی و اردو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: یکی از نتایج «مکتب وقوع» که در سده دهم هجری در ادبیات فارسی پدید آمد، نوع ادبی معروف به«واسوخت» بود که به ظاهر در ادبیات فارسی، حتی در عهد شاعران مشهوری که اشعاری با مضمون واسوخت سروده اند، دیده نمی شود. همان طور که محققان در شبه قاره گفته اند، این عنوان بعدها در هندوستان به اشعاری با مضمونِ اِعراض و روی گردانی بر مبنای اظهار گله و شکایت از معشوق نسبت داده شده است. در واقع، شاعران اردوزبان، با توجه به فرهنگ و ویژگی های ادبی آن اقلیم، نوآوری ها و ابداعاتی در شیوه بیان این مضامین ایجاد کرده اند که بررسی تطبیقی و نشان دادن آنها از منظر مقایسه و پژوهش حائز اهمیت است. دراین مقاله، ضمن اشاره کوتاهی به تاریخچه واسوخت، به بررسی چگونگی واسوخت های سروده شده به زبان اردو در ادوار مختلف می پردازیم.
کتاب شناسى کتاب های نظرى ادبیات تطبیقى در کشورهاى عربى و ایران از آغاز تا سال1391 ﻫ.ش/2012م
حوزههای تخصصی:
چکیده: در این مقاله سعى شده است تا کتاب شناسى نسبتاً کاملى از کتاب هاى نظرى ادبیات تطبیقى در دو حیطه ترجمه و تألیف ارائه شود. دامنه مکانى تحقیق دربرگیرنده کشورهاى عربى و ایران و دامنه زمانى تحقیق از آغاز تا ابتداى سال 1391ﻫ.ش/2012م، و دامنه زبانى آن شامل زبان هاى عربى و فارسى است. در این کتاب شناسى، علاوه بر شناسه کتاب، به مهم ترین نکات موجود در رابطه با پیوندهاى زبانى و ادبى عربى ـ فارسى اشاره شده است. در برخی موارد نیز اشتباهات و کم دقتی هاى سایر پژوهشگران ایرانى و عرب زبان در این زمینه گوشزد شده است.
بررسی و تحلیل ابتکارات مرثیه سرایان اردو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر برخی از محققان و نقادان شبه قاره، در میان انواع ادبی منظوم اردو، «مرثیه» یک نوع ادبی به شمار می رود که از مرثیة عربی و حتی فارسی مستقل است. درحقیقت، نوحه خواندن در سوگواری کسی که از دنیا رفته، در بین تمام ملت ها، وجود داشته و دارد؛ و البته بر اساس تفاوت های فرهنگی ملت ها ابراز این تأثرات نیز متفاوت است. در ادبیات فارسی و اردو، مرثیة شهدای کربلا به دلیل تقدس دینی شکل خاصی به خود گرفته است. مرثیه سرایان اردوزبان، به ویژه شاعران پرآوازه ای چون میرانیس و میرزا دبیر، در پیشرفت آن تلاش زیادی کردند؛ به طوری که بیش تر محققان و منتقدان اردوزبان به اهمیت ادبی مرثیه های آن ها معترف اند. اجزائی که آنان به مرثیه افزودند، علاوه بر القای غم و رنج، به دلیل داشتن حالت های دیالوگی و نمایش نامه ای، خواننده و شنونده را به خود جلب می نماید. افزودن بخش های جدید و اجزای متنوع، چون «بَین»، «شهادت»، «رزم» و غیره در قالب ترکیب بند مسدّس، گونه ای ادبی را پدید آورد که فقط شاعران بلندمرتبه توانستند در این حوزه آثاری باارزش پدید آورند. بررسی ابتکارات و اقدامات شاعرانی از این دست، چگونگی و اهمیت مرثیه در زبان اردو را مشخص می سازد.
طنین وطن در اشعار آنّا آخماتووا بررسی و تحلیل منظومه «رکوییم»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنّا آخماتووا، شاعر سده بیستم روسیه، در اشعار خود به جلوه های مختلف وطن و پایداری پرداخته است. وضعیت اجتماعی دوره حیات شاعر در روسیه از عوامل تأثیرگذار در آثار و زندگی اش بود که در اشعارش بازتاب ویژه ای داشته است. در اشعار آخماتووا، تاریخ روسیه در دوره حکومت استالین منعکس و طنین وطن از مضمون های خاص اشعار او شده است؛ به طوری که، بدون وطن، عشق، خانواده، و زندگی برای او معنا نداشت. سرنوشت غم انگیز او با سرنوشت تلخ کشورش در دوران «حکومت وحشت» استالین پیوند خورده بود. در آثار او، انعکاس زندگی پرمشقت و پر فراز و نشیب وی، به عنوان یک زن، آشکارا قابل مشاهده است. در این مقاله منظومه «رکوییم» (Requiem)، یکی از مشهورترین آثار شاعر، بررسی شده است. در این منظومه عناصر شعر حماسی و تغزلی با یک دیگر ادغام شده اند؛ درحالی که بازتاب سیمای زنانه شاعر نیز آشکارا دیده می شود؛ و حماسه با بار عاطفی ای که شاعر به پشتوانه روح زنانه خود به حوادث حماسی بخشیده است، به سبکی خاص و نو در ادبیات روسیه تبدیل شده است. حماسه در اشعار او با رنج و تنهایی، اما با مقاومت و امید، درهم آمیخته است.
تحلیل و نقد شبه جمله در مغنی علامه ابن هشام انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«شبه جمله» در نحو عربی بر ظرف و جارومجرور اطلاق می شود. ظرف و جارومجرور از مصداق های ترکیب اند و از دو اسم مانند «عندک» یا یک اسم و یک حرف مانند «فی الدّار» پدید آمده اند؛ جزء حرفی و ظرفی آن ها شایستگی مسند یا مسندالیه شدن را ندارند؛ و نیز هیچ گونه اسناد و نسبتی ندارند؛ تنها یک مشابهت صوری و ظاهری در شکل و پیکر آن دو با جمله و کلام در میان است؛ و وجه شباهت آن دو با جمله در پیوند و پیوست دو کلمه (ترکیب) با یک دیگر است. همین جاست که ویِِژگی های اصطلاح شبه جمله روشن می شود؛ از آن جا که شبه جمله خالی از اسناد است قابلیت های بسیاری ازجمله پیوند با ترکیب های اسنادی تام و ناقص را پذیراست و می تواند در این راستا دارای اسناد شود. بر این اساس گاه در جایگاه مبتدا (رُبَّ رجُلٍ قائمٌ) و گاه در موضع خبر (زیدٌ فی الدّار) و مانند آن قرار می گیرد. از آن جا که شبه جمله استقلال معنایی و مفهومی ندارد، نیازمند کلمه ای است که بدان معنا بخشد؛ از این رو لزوم تعلُّق، متعلِّق، و متعلَّق احساس می شود و هرچه متعلَّق قوی تر باشد معنا از استواری و ثبات و قدرت بیش تری برخوردار می شود. بنابراین، نخستین درجه تعلّق و بهترین و والاترین وجه آن را تعلّق به فعل و شبه فعل دانسته اند. نحویان معتقدند اگر متعلَّق فعل عام مذکور یا خاص مذکور یا محذوف باشد ظرف لغو و اگر از افعال عموم محذوف باشد ظرف مستقر است. هنگامی که ظرف مستقر باشد درواقع معنا و مفهوم از استقرار و استقلال مناسبی برخوردار است و از ذات ترکیب می توان بدان دست یافت ولیکن در ظرف لغو استقلال معنایی وجود ندارد و باید با توجه به متعلَّق و متعلِّق ظرف را دارای معنا و مفهوم کند.
مناسک تدفین و آیین های گورستانی در آثار داستانی صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی معاصر ادبیات داستانی
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای ادیان
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی فقه و کلام
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای فرهنگ عامه آیین ها و باورها
- حوزههای تخصصی ادبیات کلیات شخصیت ها نویسندگان معاصر
کانون توجه این مقاله، ترکیب ویژه ای از مرگ اندیشی و فرهنگ شناسی در آثار داستانی صادق هدایت ا ست. بازپردازی شیوه های مختلف تدفین و سازه های گورستانی، به یاری دانش باستان شناسی و مردم شناسی و برحسب فرهنگ، تمدن، سنن، آیین ها و مناسک مختلف، نشان دهنده درنگ شایسته او در این گونه باورهاست. هدایت در داستان پدران آدم، روایتگر مرگ یک انسان ـ میمون و در داستان های تاریکخانه، بوفکور، تخت ابونصر، آفرینگان و آخرین لبخند، به ترتیب، روایتگرِ مرگ انسان عهد سنگ، عهود فلزات و آهن و دوران های پس از آن، ازجمله زمانه پادشاهان کیانی و نیز دوران معاصر است. این روند حتی تا دوران نادیده بشر هزاران سال بعد نیز ادامه می یابد. بر پایه این پژوهش شاید بتوان از نظمی تسلسل یافته در داستان های صادق هدایت سخن گفت که رویکردی تاریخ مدار را دنبال می کند.
رابطه خدا و انسان در ادبیات خداشناسی و عرفانی با تأکید بر آثار مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی ادبیات علوم ادبی سبک شناسی مفاهیم کلی سنتی سطح فکری
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
- حوزههای تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی مناجات نامه
- حوزههای تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی کلاسیک نظم
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
این مقاله با بررسی جایگاه خدا، انسان و عشق به عنوان بنیادیترین مفاهیم جهاننگری مولوی با اشاره ای به تاریخ قدسی نخستین تجربه دیدار خدا و انسان و پرسشگریهای دوران تاریخی معاصر در این باب آغاز می شود و موضوعهایی چون ماهیت، آغازگرى و ابتکار عمل، جایگاه شوق و محبت الهی و کارکرد و نقش شفقت و مهرورزی انسانی در رابطه خدا و انسان به شیوه ای تحلیلی دنبال میگردد. جستجوی دو جانبة خدا و انسان برای نزدیکی به یکدیگر و آغازگری رابطه از سوی خداوند، تقدم ارادة خداوند بر خواست آدمی، اشاره به محبت متقابل خدا و انسان و خاستگاه الهی عشق و همچنین نقش و کارکرد شفقت انسانی جهت برقراری ارتباط با خداوند، اجابت دعا، بخشایش الهی و مصونیت از قهر الهی ازجمله نتایج حاصل از این پژوهش است.
تحلیل نشانه شناختیِ داستان کوتاهِ داش آکل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی به مثابه نظریه ای ادبی در چند دهه آخر قرن بیستم توجهات زیادی را به خود جلب کرده و در برنامه های درسی و نظریه انتقادی جایگاه ویژه ای یافته است. پژوهشِ حاضر نیز در پی آن است تا رویکردی نشانه شناختی را در تحلیل داستان کوتاهِ «داش آگل» از صادق هدایت به کار گیرد. هدف ما خوانش متن با استفاده از عناصر موجود در آن، برای دست یابی به معناهای آشکار و پنهان متن است. در این راه از کوچک ترین عناصر موجود در متن تا بزرگ ترین آن بهره می گیریم، زیرا معنا چیزی انتزاعی و فضایی است و زمانی می تواند صورتی عینی یابد که به لفظ درآید. تحقق این عینیت هم در گرو عناصر زبانی است: آوا، واژه، گروه، جمله و در نهایت متن. یافته ها حاکی از آن است که فضای عمومی داستان با زبان متن همراه است و سازوکارهای زبانی در راستای القای معنای موردنظر عمل می کنند.
زمینه شناسی ادبیات خمری و جلوه های آن در شعر عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از مصطلحات ادبیات عرفانی بر بستر شعر خمری شکل گرفته که خود از چند منبع فرهنگی اثر پذیرفته است. آداب بزم ایرانی (ادب المنادمة) در شکل گیری مضمون های خمری قبل و بعد از اسلام تأثیر داشت. علاوه بر این، نهضت اجتماعی قرن های اول و دوم مهر خود را بر ادبیات مجن و شعر خمری به جا نهاد و طنز و اعتراض نهفته در آن زمینه ساز شعرهای قلندری قرن های بعد شد. شاعران این مکتب شعری، به تصویرسازی هایی در زمینه توصیف آلات بزم و شراب دست زدند که اثر آن در ادبیات فارسی قرن های بعد انکارناپذیر است. علاوه بر تصاویر بزمی، مضمون هایی چون گناه، سرزنش، توبه، و رحمت از ادبیات مجن وارد ادبیات عرفانی شد. در این مقاله، تأثیر متقابل شعر و فرهنگ ایرانی و عربی در یک دیگر و شکوفایی زبان در شعرهای تغزلی خمری بررسی شده است.
بررسی تطبیقی بیداری زنان در شعر حافظ ابراهیم، هارون هاشم رشید، قیصر امین پور و یوسفعلی میرشکاک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ ابراهیم، هارون هاشم رشید، قیصر امین پور و یوسفعلی میرشکاک از تراز شاعران ارزشمندِ ادبیّات فارسی و عربی به شمار می روند. هر چهار شاعر، گرایش قوی به ادبیّات ملّی داشته و مضامین و رموز مشترکی را در بین دو زبان خلق کرده اند که درخور توجّه است. حافظ ابراهیم در قصیدة «مظاهرة النّساء» به هوشیاری زنان مصری و تظاهرات آنان برضدّ استعمار، هارون هاشم رشید در شعر «الأمّ الخالدة» به نقش آفرینی زنان فلسطینی و همین طور قیصر امین پور و میرشکاک نیز به طور جداگانه در دیوان های خود حماسه سازی زنان ایرانی را در دفاع مقدّس ترسیم می کنند. در این آثار ادبی، بین روند حوادث و درون مایه، شباهت فراوانی دیده می شود تا آنجا که برخی از ابیات را می توان معادل برخی دیگر دانست. از آن روی که درک متن و محتوا به درک زیبایی های آن بستگی دارد؛ از زاویه سبک شناسی به تطبیق رفته ایم و از آنجایی که نکته مهمّ در سبک شناسی توجّه به بسامد است؛ آثار مورد پژوهش از زوایه زبانی، ادبی و فکری، مورد تحلیل تطبیقی قرار گرفته است.
آسیب شناسی رفتارهای رجال دینی در انتقادهای ناصر خسرو قبادیانی و ابوالعلاء معری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهمّ اجتماعی در طول تاریخ، عرصة دین و آسیب شناسی مسائل مرتبط بدان بوده است که از دید منتقدان بزرگ اجتماعی در تمامی دوران ها دور نمانده است. در این میان رفتارهای رجال و وابستگان دینی در شناساندن حقیقت دین و نحوة تعامل آنها با مسائل دینی در اجتماع بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر، به صورت تطبیقی و با رویکردی اجتماعی به بررسی آفات و آسیب های رفتارهای این قشر اجتماعی در انتقادهای ناصر خسرو قبادیانی و ابوالعلاء معرّی؛ دو منتقد ب زرگ اجتماعی ق رن چهارم می پ ردازد و نشان می دهد که وضعیت دینی جامعة دو شاعر دچار فساد و تباهی ناشی از رفتارهای برخی رجال دین بوده و از آن به عنوان دامی جهت به بند کشیدن مخالفان و رسیدن به مطامع دنیوی استفاده می شده است. ریا، حیله گری در مسائل شرعی، پرداختن به ظاه ر دین در عین تغافل از حقیقت آن، تزویر، بی بصیرتی در مسائل اعتقادی، رشوه خواری، ابزاری بودن دین، تصوفِ صوفی نمایان و... از انتقادهای سازنده ای است که در اشعار منتقدان دینی و اجتماعی آن روزگار تجلّی یافته است. با توجّه به حسّاسیّت و رویکرد دینی ناصر خسرو به عنوان حجّت شیعیان اسماعیلیّه در خراسان، بسامد این انتقادها و جزئی نگری اش در مسائل دینی، در مقایسه با ابوالعلاء بیشتر و دقیق تر است. ناصر خسرو در این انتقادها صریح و جسور است و در مقابل ابوالعلاء همچان که شیوة اوست غالباً به طور غیر مستقیم به انتقاد از آفات و آسیب های رفتاری رجال دین می پردازد.
تأثیر ادبیات عربی بر قصاید عربی نیر تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیّر تبریزی یکی از شاعران برجستة دورة قاجار است که بیشتر اشعارش را به اهل بیت (ع) و واقعة عاشورا اختصاص داده و در کنار اشعار فارسی و ترکی، سه قصیدة عربی هم دارد که در سرودن آن ها از شاعران عرب و سبک شعری آن ها تأثیر زیادی پذیرفته است. این تأثیرپذیری را می توان در چهار محور مطلع قصاید، لحن خطابی، وحدت موضوع و اقتباسات و تضمینات و تلمیحات بوضوح مشاهده کرد. در مقالة حاضر، تأثیر شاعران عرب در قصاید عربی نیّر در موارد یاد شده را بررسی و م وارد اشتراک و احی اناً اختلاف میان آن ها را بیان کرده ایم و سرانجام به این نتیجه رسیده ایم که نیّر در مطلع قصاید و لحن خطابی، بشدّت تحت تأثیر شاعران عرب؛ به ویژه شاعران دورة جاهلی و اصحاب معلّقات قرار گرفته است؛ لکن در بحث تنوّع موضوع، از شیوة شعرای عرب عدول کرده و قصایدش را با وحدت موضوع ارائه کرده است و در بحث تضمین ابیات، بیشترین تأثیر را از لامیة العجم طغرایی پذیرفته و قصیدة سوّمش را بر وزن و روی آن سروده و این قصیدة او بحق عنوان «لامیة الترّک» را یدک می کشد.