ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۴۸۱ تا ۹٬۵۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۹۴۸۱.

سه تفسیر از رمان «جزیره سرگردانی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۴ تعداد دانلود : ۶۴۵
رمان جزیره سرگردانی هنرمندانه ترین رمان تعلیمی زبان فارسی است و دو لایه دارد: روایی و رمزی. در این مقاله، ناگزیر از هر دو لایه کمک گرفته ایم. کارکرد نویسنده در این اثر، هم آینه داری در گذرگاه تاریخ، هم تبیین دیدگاه های فلسفی و ذوقی و هم خلق جهانی نو با قوانین و امکانات خاص است. هدف این مقاله استخراج و تعبیر آرای علمی و تاریخی و هنری نویسنده در این رمان است. این بررسی حداقل دو نتیجه دارد: یکی تعیین ارزش و جایگاه علمی و هنری جزیره سرگردانی و دیگری تبیین چگونگی تعامل واقعیات و هنر در یک اثر ادبی موفق. روش کار ناگزیر بدین صورت بوده است که آرای نویسنده را از اقوال و احوال شخصیت ها، از اقوال راوی و از کارکرد حوادث و صحنه ها استخراج یا استنباط کرده ایم. تبیین احوال و کارکرد حوادث مستلزم تاویل های متنوع بوده است. مستمسک تأویل ها قراین متعدد مندرج در رمان است؛ اما جهت رعایت اختصار نتوانسته ایم قراین را ذکر کنیم.
۹۴۸۲.

واکاوی تمثیل رؤیا در رمان های «عطرگل یاس» حسن پور منصوری و «مادر» محمود گلاب دره ای با تکیه بر نظریه کنشگرای گرماس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۹۳
رؤیا گونگی؛ سفر به عالم ماوراء؛ بازگشت به جهان بیداری؛ واگویی داستان سفر و تحقق عینی تمایل های روحانی و معنوی عناصر اصلی شکل گیری داسستان هایی با رویکرد تمثیل رؤیاست. سیطره این نوع ادبی و گستره آن از یک سو با اسطوره های کهن و از سوی دیگر با مفاهیم کشف و ششهود و دست یابی به معارف معنوی و الهی پیوند می خورد. در بازتاب این نوع ادبی با عنوان تشبیه تمثیل شخصیت اصلی یا کنشگر روایت برانگیخته می شود تا با گام گذاشتن به عالم رؤیا فراتر از بیداری به حقیقت و شناخت دست یابد و در راه بازگشت با شناختی عمیق و موشکافانه از رمزهای گشوده شده به عالم بیداری بازگردد؛ در این سفر روحانی راهنما و مرشد «راهبر و راهنما» و ضد قهرمان بازدارنده و علائق معنوی یاریگر و استمداد کننده هستند. اشتراک در ساختار و همگونی در بن مایه های شکل گیری روایت در نوع ادبی تمثیل و الگوی ساختاری کنشگرای گرماس موجب شد تا با الگو پذیری از این نظریه به تبیین مسیر حرکت شخصیت اصلی روایت های (عطرگل یاس » از حسن پور منصوری و مادر» محمود گلاب دره ای بپردازیم و جنبه های مختلف روایت را در سه محور «میل» «انتقال» و «قدرت» مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم تا جنبه های تمثیل رؤیا به دقت روشن و آشگار گردد. در هر دو روایت رؤیا محقق می شود و در نهایت حضور در عالم بالا و ماورا شکل می گیرد به نحوی که در روایت اول با «پدر» مائده و در روایت دوم با «فرزند» زینب السادات وصال معنوی صورت می گیرد و پس از تبادل گفتگو و کشمکش تعلقات معنوی و روحانی مائده و مادر حاصل می شود و پس از بازگشت از عالم رؤیا رمز گونگی موجود در روایت مکشوف می گردد که همان زندگی جاویدان در محضر خداوند و اتصال با حق تعالی است که واگویی مراحل تمثیل رؤیا در این دو روایت است.
۹۴۸۳.

نقد و بررسی برخی از حکایت های بازنویسی شده عطار برای نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۵۵۰
متون عرفانی مفاهیم و پیام های ارزشمندی برای کودکان و نوجوانان در بر دارند. بازنویسی خلاق این متون می تواند کودکان و نوجوانان را با مطالب مهم عرفانی آشنا سازد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی برخی از حکایات عطار نیشابوری با متن بازنویسی شده آن از مجموعه بازنویسی های مهدی آذریزدی برای شناخت اصول مهم یک بازنویسی خلاق است. روش پژوهش به صورت تحلیل محتوا و اسنادی است. با مطالعه حکایت ها از متن اصلی و تطبیق آن ها با متن بازنویسی شده به بررسی آن ها از منظر عناصر داستان و شیوه های مناسب بازنویسی پرداخته شده است. نتایج نشان داد که آذریزدی با تغییر درون مایه عرفانی و تبدیل آن به درون مایه اخلاقی به دنبال آشنا کردن کودکان با متون عرفانی بوده است. افزایش تعداد شخصیت ها، افزایش عنصر کشمکش و گفت وگو، گسترش فضاها و حوادث فرعی و تغییر عنوان داستان ها از مهم ترین تکنیک هایی است که آذریزدی برای بازنویسی ها در نظر داشته است. ارائه درون مایه داستان به شکل مستقیم و عدم توجه به عنصر تعلیق از جمله نقاط ضعف بازنویسی های آذریزدی است.
۹۴۸۴.

بررسی نمایش نامه های اقتباسی رضا کمال (شهرزاد) از داستان های هزارو یک شب براساس نظریه اقتباس لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۶ تعداد دانلود : ۶۴۶
از میان آثار نمایشی رضا کمال شهرزاد، سه نمایش نامه «شب هزارو یکم»، «عباسه خواهر امیر» و «حرم هارون الرشید» یا «عزیز و عزیزه» به عنوان اقتباس های او از داستان های هزارویک شب ثبت شده اند. به نظر می رسد تلفیق رمانتیک فرانسوی با ظرفیت های تئاتری تازه ای که در دوره پهلوی اول به وجود آمد، در این آثار به اقتباس هایی انجامیده که با فرم آگاهی و ضرورت توجه به تمهیدات تئاتری (صحنه ای)، آ ن ها را به آثاری متفاوت تر با اسلاف خود تبدیل کرده اند. در این مقاله تلاش شده است علاوه بر خوانش اقتباس های کمال از داستان های هزارو یک شب براساس روش شناسی اقتباسی لیندا هاچن، سویه های صورت گرایانه این اقتباس ها و توجه آن ها به تمهیدات تئاتری در ایجاد آثار تازه بررسی شوند.
۹۴۸۵.

تحلیل فرایند گفتمانی گسست و پیوست در غزل های کمال خجندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۴۹۹
کمال خجندی، شاعر شیرین سخن سبک عراقی و یکی از درخشان ترین چهره های غزلی شعر فارسی است. یکی از گونه های گفتمانی که در غزل های کمال کاربرد گسترده ای دارد، گفتمان شناختی است. در گفتمان شناختی، فرایند کنشی در تعامل با فرایند شَوِشی ایفای نقش می کند و به همین دلیل، شناخت به گونه ای باز، متکثر و پویا تبدیل می شود. یکی از مباحثی که در گفتمان شناختی مطرح می شود، گسست و پیوست گفتمانی است. در فرایند گسست و پیوست، منِ شناختی کنشگر با منِ پدیداری و استعلایی او مرتبط می شود؛ حالِ زمانی در ارتباط با نه حال زمانی و مکان گفته پردازی در ارتباط با نه مکان گفته ای قرار می گیرد. در مقاله حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، گفتمان شناختی و فرایند گسست و پیوست گفتمانی در غزل های کمال خجندی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. پرسش اصلی پژوهش این است که فرایند گسست و پیوست گفتمانی چگونه در غزل کمال تحقق پیدا می کند و از این طریق چه معنایی تولید می شود. در فرایند گسست و پیوست در غزل کمال، شاهد تعامل دوسویه فضای گفته پردازی و فضای گفته ای، یا دنیای گفته پرداز و گفته خوان هستیم. با وجود این، ساختار غالب گفتمان از آنِ گسست است و پیوست های گفتمانی نیز در خدمت گسست گفتمانی قرار می گیرند.
۹۴۸۶.

بررسی سبک شناسی و جامعه شناختی«چراغ ها را من خاموش می کنم» با تأکید بر رویکرد لوسین گلدمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۲ تعداد دانلود : ۷۷۹
جامعه شناسی ادبیات شاخه ای از جامعه شناسی است که به رغم سنت دیرینه ادبی و آثار ادبی فراوان در تاریخ ایران، چندان که باید و شاید در میان خانواده علوم اجتماعی گسترش نیافته است. این عدم گسترش، هم در حوزه نظری (توریک) به چشم می خورد، هم در حوزه تحقیقات تجربی. در حوزه نظری با حدود و ثغور رشته جامعه شناسی گونه-های ادبی و رویکردهای نظری جامعه شناختی به آثار ادبی چندان روشن نیست.در عرصه پژوهش تجربی نیز تحقیقات، عمدتاً تنها به گونه (ژانر) ادبی داستان بلند (و با اندک تسامحی رمان) محدود شده و دیگر گونه های ادبی عموماً مورد غفلت قرار گرفته اند. مدعای اصلی مقاله حاضر این است که صرف نظر از رویکرد نظری ما در سبک شناسی و جامعه-شناسی ادبیات، هر گونه ی ادبی ویژگی هایی دارد که باید هنگام تحلیل مورد توجّه سبک شناسان و جامعه شناسان قرار گیرد.در این مقاله، به بررسی اجتماعی سیاسی و سبکیآثار زویا پیرزاد، نویسنده معاصر ارمنی تبار، با توجّه به روش ساختگرایی گلدمن می پردازیم. در این شیوه، محتوای اثر ادبی و رابطه آن با جامعه ای بررسی می شود که اثر در آن خلق شده است و به جای توصیف محتوای اثر ادبی، به بررسی محتوا و رابطه آن با جهان نگری در یک دوران خاص پرداخته شده است . لذا در این رمان به اختصار به روحیات و شرایط زندگی مردم وتبیین پدیده ها، رفتارها، ساخت ها و فرازونشیب های اجتماعی سیاسی زندگی شخصیّت های رمان اشاره شده است
۹۴۸۷.

ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی باب هفتم کلیله ودمنه برای بازنویسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۴۳۸
کلیله ودمنه از متون ارزشمند گذشته است و هر کوششی برای نشان دادن ظرفیت های نهفته در آن می تواند نسل امروز را هرچه بیشتر با ارزش های گوناگون این متن آشنا کند. از امتیازهای ارزنده ی کلیله ودمنه می توان به ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی این متن برای بازنویسی اشاره کرد. در این مقاله که برآمده از پژوهشی گسترده است، ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی باب هفتم کلیله ودمنه، بر پایه ی الگوی ماریا نیکولایوا در روایت مندی و شگردهایی که خسرونژاد و مرادپور برای تمرکززدایی یافته اند، بازشناسی و بررسی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد باب هفتم کلیله ودمنه درصورتی که با توجه و تکیه به ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه و تقویت آن ها بازنویسی شود، داستانی جذاب و خواندنی برای کودکان خواهد بود، به ویژه اگر با انتخاب زبانی ساده اما پویا و روان بازنویسی گردد که در آن شخصیت ها هر یک با لحنی ویژه و مناسب خود سخن بگویند. از ویژگی های روایی شایسته ی توجه در بازنویسی این متن موارد زیر را می توان برشمرد: پیرنگ ساده، گره افکنی و تعلیق، شخصیت پردازی توجه برانگیز و گفت وگوهایی که ضمن ایجاد تعلیق و کشش، آموزه هایی ارزشمند را غیرمستقیم به کودک انتقال می دهند و... . همچنین وجود نه شگرد تمرکززداینده، شایستگی این داستان را برای بازنویسی بیشتر نمایان می کند: پایان خوش و آگاهی خواننده از آن در آغاز، اغراق در تمرکزگرایی شخصیت ها، مداخله و تغییر چندباره ی راوی، خودنمایی یا خودفاش سازی داستان، سپیدنویسی، غافلگیری مخاطب با چاره اندیشی شخصیت ها، مناظره که هم بازتاب تمرکززدایی شخصیت ها و هم موجب تمرکززدایی خواننده است، ساختار قصه درقصه و جابه جایی قهرمان.
۹۴۸۸.

Hybrid Marginality, Intercultural Bonding and Reconstruction of Black Motherhood in Alice Walker’s Meridian(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۵ تعداد دانلود : ۴۷۹
Over the past few decades, African American feminist writers have tried to highlight black women’s double marginalization in the United States and show how they are subalternized by both racist white society and sexist black community. The African American woman is traditionally confined to the domestic roles of a devoted wife and mother, thus required by the totalitarian patriarchal discourse to sacrifice her subjectivity for her husband and children. In her novel Meridian (1976), Alice Walker analyzes the marginality of women in the black community, noting how even a revolutionary movement like the Black Power embraced misogynist norms and demoted women to the status of the so-called second sex. Despite all obstacles, Walker’s eponymous character, initially battered down by the weight of demeaning stereotypes, finally manages to save her selfhood by transcending the restrictive gender and racial demarcations and fashion a new independent identity. This paper tries to demonstrate how Meridian uses his marginal hybridity as a black woman to form emancipatory ties with other subalternized cultures, most notably that of Native Americans, borrow their discursive practices and ultimately disentangle herself from the fixating shackles of racism and sexism.
۹۴۸۹.

آنچه جرجانی از استعاره مفهومی نمی گوید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۵ تعداد دانلود : ۵۹۳
استعاره مفهومی یکی از دستاوردهای نوین زبان شناسی شناختی است. این نظریه استعاره را فراتر از یک تمهید بلاغی می نگرد و آن را یکی از سازوکارهای بنیادین ذهن انسانی می شمرد. بر اساس این نظریه کل نظام زبان- و حتی کل نظام تفکر در بشر- با کارکردهای استعاری شکل می پذیرد. این نظریه بسیار بدیع به نظر می رسد امّا از آنجایی که در میان آرای بلاغیون اسلامی – و به ویژه در آرای جرجانی- مواضعی دیده می شود که استعاره را با ایجاد معنی و مفهوم سازی پیوند می دهد، بعضاً به عدم تازگی نظریه استعاره های مفهومی حکم می کنند و بلاغیونی همچون جرجانی را مبدع اوّلیّه این نظریه می پندارند. در این پژوهش صحت و اعتبار این ادعا سنجیده شده است. بی توجهی به آبشخور معرفتی نظریه ها ممکن است باعث پنداشتِ یکسانی آنها شود. از آنجا که استعاره های مفهومی از یافته های زبان شناسی شناختی است، به اصول و مبانی این شاخه علمی متعهد است؛ اصول و مبانی ای که در تاریخ فلسفه غرب و شرق تازگی دارد و در میان آرای بلاغیون اسلامی اثری از آن نیست. در این نوشتار کوشیده ایم نشان دهیم که چرا این اصول و مبانی، زاویه دید جدیدی رو به مفهومِ استعاره باز می کند و بدون توجه به مبانی معرفتی آن، حرفِ تازه استعاره های مفهومی ناشنیده می ماند.
۹۴۹۰.

بررسی جایگاه صحبت در انسان الکامل عزیز نسفی و مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه عزّالدین کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۹ تعداد دانلود : ۶۸۱
در ادبیات عرفانی، مسائل، آراء و راه و روش های گوناگونی برای سالکان راه حق در وصول به درجات والای عرفان به چشم می خورد که قسمتی از آن برگرفته از آموزه های اسلامی، قرآن و سنت می باشد و قسمتی از آن نیز به مرور زمان و با شکل گرفتن فرقه ها و گروه های مختلف عرفان و تصوف اسلامی توسط بزرگان آن ها بیان گردیده است. از جمله ی این موضوعات، موضوع مهم «صحبت» در بین عرفا می باشد که آداب مختلفی برای صحبت و هم نشینی، برخورد با دوستان، نشست و برخاست و چگونگی معاشرت با دیگران در کتب مختلف عرفانی ذکر شده است. در پژوهش حاضر، بعد از ذکر آداب تصوف به صورت اجمالی، جایگاه صحبت در دو اثر مهم نثر صوفیه انسان کامل عزیز نسفی و مصباح الهدایه عزالدین محمود کاشانی، به شیوه توصیفی مقایسه-ای بررسی گردیده است. نویسندگان این دو اثر، صحبت را یکی از آداب تصوف دانسته اند؛ آنها در آثار خود به آیات قرآن، سنت، روایات و اقوال بزرگان استناد کرده اند. هردو نویسنده، صحبت با حق را بر صحبت با خلق ترجیح داده اند. در مواردی نیز تفاوت هایی دیده می شود.
۹۴۹۱.

بررسی و تحلیل شکواییه در شعر ملک الشعرای بهار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۹ تعداد دانلود : ۵۰۳
بررسی گونه شکواییه که یکی از گونه های اصلی ادبیات غنایی می باشد،موضوع اصلی مقاله حاضر است.شکوائیه در وجود انسان به صورت فطری وجود دارد و انسان ها درمواقعی که از موضوعی نارضایتی پیدا می کنند به شکواییه روی می آورند. شاعران نیز با زبانی عالی تر از مردم عامه، به بیان مشکلات خود در قالب شکوه می پردازند. شکوائیه از زمان های گذشته درشعر شاعران وجود داشته است اما در شعر معاصر به علت تغییرات اجتماعی و سیاسی این دوره و سبک نیمایی جدید برای مخاطبان این نسل ملموس تر می باشد. به لحاظ حساسیت موضوع و زمان مورد بحث ، این مسأله نیاز به تشخیص و تمایز ویژه ای از سایر مباحث شعر معاصر می یابد. این مقاله به بررسی مقوله شکواییه در شعر ملک الشعرای بهار می پردازد.بهار نماینده شاعران کلاسیک پرداز معاصر است و از این جهت شعر او دارای اهمیت است.جایگاه سیاسی و اجتماعی او وجه متمایزی به شکواییه هایش نسبت به دیگر شاعران کلاسیک معاصر می دهد.مقاله حاضر تحلیل و بررسی دیوان اشعار بهار با روش توصیفی و تحلیلی و مطالعه کتابخانه ای است که در سه قسمت اصلی نگارش شده،قسمت اول مقدمه ای گذرا بر ادبیات غنایی و گونه شکواییه است و در قسمت دوم که تنه اصلی مقاله است به بررسی و تحلیل اشعار شکوایی بهار بر اساس تقسیم بندی پنج گانه شکواییه و به ترتیب بسامد این دسته ها پرداخته شده است.شکواییه های بهار از نظر بسامد و فرم بیرونی و موضوع مورد بررسی هستند.شکواییه های او بیشتر زبانی سیاسی دارند و میزان ناسازگاری اندیشه پیشرو شاعر با دوران سیاسی خویش را نشان می دهند.پیوند ادبیات با اوضاع سیاسی جامعه در این شکواییه ها از جمله نشانه های معاصر شعر اوست.انسان و اجتماع هم به عنوان دو مولفه معاصر در شکواییه های کلاسیک او مورد توجه هستند.پس از واکاوی گونه شکواییه در شعر بهار به عنوان شاخص شعر کلاسیک معاصردر قسمت نهایی میزان تاثیرات سیاسی و اجتمای بر تفکرات فردی شاعر و همچنین میزان نوآوری و عدم خلاقیت او در تقسیمات شکواییه مشخص می شود.
۹۴۹۲.

کار کرد برخی حیوانات در ضرب المثل های عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۴۱۱
مثل میراث دیرینه و حاصل فرهنگ، اندیشه و تجربه گذشتگان است. البته شکی نیست که عنصر فرهنگی و ادبی تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی هر سرزمینی ویژگی های خاص خود را یافته است. تمدن فارسی و عربی نیز از این قاعده مستثنا نیست و در حوزه فرهنگی و ادبی و به ویژه در ضرب المثل ها می توان تأثیر اندیشه و باور هر یک از مردمان این دو تمدن و نیز تأثیر جغرافیا و طبیعت را به طور آشکار ملاحظه کرد؛ لذا در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، حیوانات را به عنوان یکی از عناصر طبیعت، در ضرب المثل های کهن عربی و فارسی بررسی می نماییم تا کار کرد آن ها در تبیین مفاهیم مختلف ارزیابی شود. البته از آن جا که بررسی تمام حیوانات در یک مقال نمی گنجد، بر آن شدیم که برخی از پرکاربردترین حیوانات (شتر، سگ، گرگ و کلاغ) را بررسی کنیم تا شباهت ها و تفاوت های این ضرب المثل ها در زبان عربی و فارسی به نوعی روشن شود و مفاهیم مورد نظرشان تبیین گردد و در نهایت نوع نگاه عرب ها و ایرانیان به این حیوانات آشکار گردد. به طور خلاصه می توان گفت که این حیوانات در مثل های کهن عربی و فارسی با فراوانی متفاوت، گاه برای نمایاندن ویژگی های مثبت و منفی انسان به کار می روند، گاه رفتارهای طبیعی و مثبت و منفی انسان ها را مطرح می کنند، گاهی مفاهیم انتزاعی را به صورت ملموس برای ما به تصویر می کشند و گاهی نیز مفاهیم پندآموز را انتقال می دهند.
۹۴۹۳.

بررسی امکانات و محدودیت های روایی انواع کانونی سازی در ایجاد تعلیق و غافل گیری در رمان بامداد خمار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۹ تعداد دانلود : ۷۳۱
کانونی سازی ها با امکانات و محدودیت های روایی خود از مهم ترین عناصر در ایجاد تعلیق و غافل گیری به شمار می روند. نویسندگان مقاله با رویکردی مبتنی بر سنت های صوری و محتوایی در تحلیل گفتمان روایی، به دنبال بررسی و یافتن امکانات و محدودیت های روایی انواع کانونی سازی در ایجاد تعلیق و غافل گیری و بیان دلیل زیبایی شناسی استفاده از یک کانونی سازی غالب در رمان بامداد خمار هستند. نتایج پژوهش نشان می دهد کانونی سازی های بیرونی و درونی به صورت متناوب از امکانات و محدودیت های روایی خاص و مشترکی در توزیع اطلاعات روایی استفاده می کنند که تعلیق و غافل گیری را در این رمان به وجود می آورد. بر این اساس، امکانات روایی آغاز از میانه، تعلیق اشیا، روایت درونه ای و پی رنگ باز مختص کانونی سازی بیرونی، و امکانات و محدودیت های روایی روایت رمان به شیوه داستان های موازی، نقض نهی، کشمکش درونی، کانونی سازی درونی چندگانه، تک گویی نمایشی، محدودیت مکانی کانونی ساز و تعلیق پس از غافل گیری مختص کانونی سازی درونی هستند. همچنین طرح پرسش های تلویحی در صحنه آغازین رمان و بخش های دیگر آن، هم سازه اندیشی، پیشواز زمانی، بازگشت به گذشته، کشمکش بیرونی و کشمکش در مکالمه امکانات روایی مشترک کانونی سازی های بیرونی و درونی در ایجاد تعلیق شمرده می شوند. در این رمان، غافل گیری فقط در حوزه کانونی سازی درونی صورت می گیرد؛ زیرا فقط این کانونی ساز با تغییر ناگهانی فرایند توزیع اطلاعات روایی به خواننده یا هریک از کنشگرهای رمان اطلاعات اضافی می دهد. همچنین کمک به تسریع غلبه جهت گیری ایدئولوژیکی کانونی ساز درونی با همکاری شگردهایی مانند فرایند همدلی یکی از مهم ترین دلایل زیبایی شناسی استفاده بیشتر از کانونی سازی درونی در رمان بامداد خمار است.
۹۴۹۴.

L’Etude des Figurations Temporelles dans les Œuvres Romanesques de M. Duras : Le Statut Ontologique de la Romancière Analysé par l’approche Durandienne(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۴۳۰
Le temps a toujours été la source d’angoisse pour l’homme, car l’écoulement du temps le rapproche à la mort. Cet article vise à découvrir par le truchement de la méthode imaginaire proposée par Gilbert Durand et développée dans son ouvrage de référence, Les structures anthropologiques de l’imaginaire, comment et par le biais de quelles images la hantise du temps est reflétée dans les œuvres de Marguerite Duras. Pour ce faire, six romans de la romancière publiés principalement dans une durée assez considérable de trente ans (de 1954 à 1984) sont choisis et analysés selon une approche anthropologique sous-tendue par la classification isotopique des images et des structures figuratives de l’imaginaire. Il ressort que l’imaginaire durassien, malgré son écriture apparemment non figurative, est hautement teintée par les figurations négatives de la temporalité mortelle qui se reflètent majoritairement à travers les symboles de la bestialité, ceux des ténèbres et ceux de la chute, projetant tous son statut ontologique perturbé et sa vision désespérée du monde.
۹۴۹۵.

از «سویه کاربردی» در هرمنوتیک گادامری تا «به خود اختصاص دادن» در هرمنوتیک ریکور با تکیه بر متون عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۰ تعداد دانلود : ۶۱۰
گادامر و ریکور از چهره های برجسته هرمنوتیک فلسفی به شمار می آیند؛ اما با وجود همانندی های دیده شده در نظام هرمنوتیکی شان، تفاوت های چشمگیری با هم دارند. از آن جمله می توان به «سویه کاربردی» در تلقی گادامری و «به خود اختصاص دادن» در اندیشه ریکوری اشاره کرد. گادامر در جریان فرایند فهم، به دو عنصر «فهم» و «تفسیر»، رکن سومی به نام «سویه کاربردی» نیز می افزاید. درواقع «سویه کاربردی» تابعی از اصل مرکزی هرمنوتیک فلسفی است که براساس آن، فهم همواره بر یک وضعیت زمانی، تاریخی و انضمامی استوار است؛ اما «به خود اختصاص دادن» در نظریه قوس هرمنوتیکی ریکور، پس از مرحله اول و دوم یعنی «تبیین» و «فهم» قرار می گیرد. مرحله «تبیین» به بررسی ساختار لفظی متن و مرحله «فهم» به عمق معناشناختی متن مربوط می شود و با هدف وصول به نیّت مؤلف (مؤلف ضمنی) انجام می پذیرد؛ اما هدف نهایی تفسیر به «خود اختصاص دادن» است؛ یعنی مفسّر با نگاهی سوبژکتیو و با زمینه زدایی کردن متن از وضعیت زمانی و تاریخی، و با دخیل کردن انتظارها، پسندها و پیش داوری های خود، متن را از تملک مؤلف و زمینه آفرینش آن، به تصاحب خویش درمی آورد و به فهمی تازه از خویشتن نائل می آید. در میان متون عرفانی، اعم از نظم و نثر، شاهد تحقق عینی این دو رویکرد تفسیری در مقام عمل هستیم. چنانکه نمونه های آن را در این پژوهش و در مثنوی معنوی، کشف الاسرار،نامه های عین القضات و... نشان دادیم. در این پژوهش، با روش توصیفی مقایسه ای به تبیین نظری و کاربستی اصل «سویه کاربردی» و «به خود اختصاص دادن» در برخی از متون عرفانی پرداخته می شود.
۹۴۹۶.

نقش روایت بوف کور؛ عشق ناکام و گشودن ابهام ساختاری متن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۶ تعداد دانلود : ۷۲۱
پژوهش حاضر، گشودن ابهام ساختاری بوف کور را ازطریق روایت کوتاه عاشقانه ای مورد توجه قرار می دهد که دارای دو موقعیت است و در هر موقعیت یک کنش به انجام می رسد؛ کنش موقعیت نخست عبارت است از اینکه پیرمرد قوزکرده ای انگشت سبّابه دست چپش را به حالت تعجب بر روی لبش گذاشته است و در موقعیت دوم، دختری خم شده و گل نیلوفری را به پیرمرد تعارف می کند. با این دو موقعیت، مناسک عشقی به نمایش گذاشته شده و ارجاع سازی صحنه عاشقانه به جهان بیرون بر ناکامی دلالت دارد. در متن بوف کور از روایت مذکور با عنوان مجلس بر روی قلمدان یاد شده و این مجلس نقاشی در پژوهش حاضر، «نقش روایت» نامیده می شود. نگارنده، تبیین نقش روایت را با طرح این پرسش ها که نقش روایت چیست، چه ویژگی های برجسته ای دارد و نقش روایت بوف کور چگونه در گشودن ابهام ساختاری روایت اصلی اثرگذار است، مورد توجه قرار می دهد. هدف پژوهش این است که مفهوم برجسته عشق را در این نقش روایت ازطریق نظام دیداری و برمبنای شکل زایی تجسمی نشان دهد و این نقش روایت عاشقانه را به عنوان ابزاری معرفی کند که گره روایت بوف کور با توجه به عناصر آن باز می شود. برپایه مطالعه انجام شده در پژوهش حاضر، می توان به این تعریف از نقش روایت رسید: روایتِ تصویری موجز و فشرده که روایتِ اصلی، صورت گسترش یافته آن است و در آن عناصری مانند نور، رنگ، فضا، مکان، عمق، سطح، حالت و... که ویژگی های برجسته متون دیداری هستند، در یک کادر مشخص با ابزار واژه قاب بندی می شود.
۹۴۹۷.

از«ادیسه» «هومر» تا «سارای» افسانه فولکلور آذری (بررسی تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۸ تعداد دانلود : ۶۵۷
اسطوره ها همواره جایگاه ویژه ای در ادبیات و فرهنگ ملت ها داشته اند. اشتراکات موجود در اسطوره های ملت های مختلف بیانگر علاقه و التفات ایشان به موضوعاتی خاص و مورد احترام در نزد آن ها است. در این مقاله با توجه به اهمیتی که به اعتقادات و ارزش های اخلاقی در این اسطوره ها داده شده است، به بررسی مفهوم وفاداری از خلال دو شخصیت داستانی، «پنه لوپه» و «سارای»، می پردازیم. ابتدا شخصیت زن و جایگاه ویژه ی آن در هر یک از این افسانه ها مورد تحقیق و بررسی قرار خواهد گرفت و در ادامه به مفاهیم اسطوره ای این دو شخصیت پرداخته خواهد شد؛ مفاهیمی که موجب می گردند تا این دو زن به کهن الگوی وفاداری تبدیل گردند. وفاداری به خصوص از طرف زن همواره در آثار بسیاری منعکس شده است. اما در این دو اسطوره ما شاهد باورها و آرمان های مشابهی هستیم که برخاسته از تفکرات و جهان بینی های یکسان است. در این پژوهش با تکیه بر رویکرد نقد اسطوره ای که بیانگر ناخود آگاه جمعی ملل و اقوام است، به شرح و بیان این موضوع در دو اثر می پردازیم و به این سوال پاسخ داده خواهد شد که چه عواملی منجر به این اشتراکات ذهنی می گردد و این دو زن را تا مرز اسطوره شدن پیش می راند.
۹۴۹۸.

بازتاب نقش تمثیلی موجودات فراطبیعی در اسطوره و شاه نامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۴۲
اسطوره، تعریف دقیق، جامع و مانعی ندارد. صاحب نظران تعریف های متفاوتی از آن ارایه کرده اند، اما چون در گذشته کتابت و نوشتار وجود نداشته، به طریق نقل، سینه به سینه از پدران به فرزندان منتقل شده است. اسطوره جلوه ای نمادین و تمثیلی از ارزش ها و باورهای یک فرهنگ است و ریشه در اندیشه ی ماورایی دارد که اعمال و ارزش های پهلوانی یک قوم را برای تبیین جهان بازگو می کند. از دیرباز تاکنون اسطوره ها در ذهن و زبان مردم یک سرزمین جای گاهی ویژه داشته و مردم بر این باور بوده اند که داشتن اساطیر، سند بزرگی و برتری آنان بر همسایگان و رقیبان بوده است. در حکایت های شاه نامه و اساطیر، ظهور نقش تمثیلی و نمادین بسیاری از موجودات صاحب شعور و اراده محرز است. این موجودات از نظر خلقت با انسان یکسان هستند. اما آن چه آن ها را متمایز می کند نمودشان است. در اساطیر پیش به ویژه شاه نامه: رخش، سمیرغ، اژدها و ... نمود شخصیتی دارند؛ یعنی پهلوانان با آنان سخن می گویند. آن ها گاه راه را به پهلوان نشان می دهند و زمانی آنان را از رفتن به راهی باز می دارند. فردوسی با پندار آرایه ی تشخیص و تمثیل، زیباترین صور خیال را در شاه نامه به تصویر کشیده است.
۹۴۹۹.

سبک شناسی اشعار بیدل دهلوی با تکیه بر نظریه زبان شناسی قطب های استعاری و مجازی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۵۲۶
شکل گرایان با تأکید بر نقش ادبیِ زبان و برجسته سازی نشانه ها، میان دو فرایند زبانی «خودکاری» و «برجسته سازی» تمایز قائل شده اند. شیوه های به کار رفته در روند تبدیل زبان خودکار به زبان ادب از دیرباز مورد توجه بوده است، که در ادبیات فارسی در پی بررسی این روند، در تحلیل زیبایی شناسی متون ادبی، به ویژگی های سبکی متون توجه می شود. آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد نحوه انتخاب و ترکیب بر روی «محور جانشینی» و «محور هم نشینی» در شعر شاعر برجسته ی این سبکْ «بیدل دهلوی» است تا از منظر زبان شناسی، شیوه ی زیبایی آفرینی این شاعر بررسی و تحلیل شود. در راستای این هدفْ به تبیین بررسی ادبیات از دیدگاه زبان شناسی پرداخته و دویست و هفتاد و پنج بیت از شعر بیدل را به عنوان پیش نمونه ی سبک هندی بررسی کرده ایم. از جمله نتایج حاصل از این بررسی عملکرد موازی دو فرایند انتخاب و ترکیب در بسامدی نزدیک به هم است که کاربرد این دو فرایند در کنار یکدیگر منجر به ایجاد پیچیدگی هایی در شعر بیدل شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بیدل به گونه ای غزل ها را آذین بندی کرده است که درک هر بیت در گرو اندیشیدن خواننده و دستیابی وی به انتخاب های شاعر از روی محور جانشینی است. در نهایت گرایش نسبی بیدل به سمت فرایند انتخاب، سبب ایجاد فضای خاصی چون ایجاد معانی ضمنی در ابیات، پیچیدگی، ابهام، دوری مدلول و مصداق از یکدیگر، شده است که این روند در کل درک ابیات بیدل را دشوار ساخته است.
۹۵۰۰.

نقد تطبیقی سه سفرنامه معاصر ایران در سطح توصیف زبانی از الگوی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۲۷۹
سفرنامه ها از جمله آثاری هستند که به دلیل جنبه های انتقادی، قابلیت تحلیل از دیدگاه گفتمان انتقادی را دارند. در الگوی سه سطحی تحلیل انتقادی گفتمان، متن در سه لایه بررسی می شود. سطح نخستین که به محور همنشینی و افقی کلام محدود است، واژگان و دستور زبان را در بر می گیرد و از طریق بررسی تکنیک های زبانی مد نظر فرکلاف می توان به ویژگی های سبکی و ایدئولوژیکی متن دست یافت. با توجه به این امر و در پاسخ به این پرسش که تکنیک های توصیفی زبان، کدامیک متأثر از ژانر اثر یا نماینده سبک شخصی و ایدئولوژی نویسنده است، پژوهش حاضر با بررسی سه سفرنامه معاصر به این نتایج مهم دست یافت که وجه فعل، فرایند فعلی و معلوم و مجهول بودن افعال، بیش از همه تحت تأثیر ژانر سفرنامه، کاربرد کمی و کیفی یافته و سایر ویژگی ها متأثر از سبک شخصی و در خدمت تبیین دیدگاه ایدئولوژیک نویسنده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان