ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۴۱ تا ۹٬۵۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۹۵۴۱.

مطالعه تطبیقی مفهوم مرگ و جاودانگی در شعر و سینما (مورد مطالعه: شعر فروغ و سینمای تارکوفسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۴ تعداد دانلود : ۶۹۳
در این مقاله، با مطالعه ارتباط ادبیات و سینما، یکی از حوزه های غنی و پرمایه ادبیات تطبیقی نوین، مفهوم هراس از نیستی و مرگ و جست وجوی نامیرایی بررسی شده است. یافتن مضمون و بن مایه ای مشترک بین آثار هنری در فرهنگ ها و زبان ها و زمان های متفاوت می تواند از یک سو نشانه جهان شمول بودن این مضمون باشد و از سوی دیگر این امکان را فراهم می آورد تا بازنمود آن در هنرهای مختلف مقایسه شود. هنرمندان به کُنه این دغدغه جهانی پی برده و آن را در آثارشان به نمایش گذاشته اند. هراس از مرگ، به عنوان مضمونی جهانی، در آثار هنرمندان مختلف خود را نشان می دهد که درعین تشابهات کلی، تفاوت هایی نیز دارند. به گفته نظریه پردازان حوزه روان شناسی، ازجمله زیگموند فروید، اتو رنک و ارنست بِکر، ترس از رها شدن و درپی آن ترس از الفت نشانه های ترس روان فرسا از مرگ است که به گریز از ایجاد ارتباط جنسی و نهایتاً خلق همزاد، به عنوان موجود تضمین کننده جاودانگی انسان، منجر می شود. این مقاله به بررسی این مقوله ها در اشعار فروغ فرخزاد و فیلم «نوستالژیا» اثر آندری تارکوفسکی، شاعر و کارگردان معروف روسی پرداخته است. در این تحقیق، با بهره گیری از نظریه های جدید ادبیات تطبیقی نشان داده شده که این دو هنرمند بدون هرگونه اثرپذیری از همدیگر، به طور همسان هراس از مرگ و آرزوی جاودانگی را در دو رسانه مختلف، شعر و سینما، بیان کرده اند. در اشعار فروغ فرخزاد، تمرکز بر دو کتاب شعر آخرش ( تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ) بوده است؛ فروغ در این دو کتاب هراس از مرگ و میل به جاودانگی را همچون حقیقتی جهانی به تصویر کشیده است. «نوستالژیا» نیز جزو آخرین آثار آندری تارکوفسکی است که همین مضمون را در قالب فیلم به نمایش گذاشته است.
۹۵۴۲.

مقایسه تحلیلی دو ترجمه عوارف المعارف با توجه به تفاوت دیدگاه مترجمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۵۶۵
می توان گفت نوع مخاطبانِ یک اثر و بستری که نوشته در آن نشو و نما می یابد، تعیین کننده و پردازشگرِ محتوایی نو و دگرگونه از مفهومی واحد است و در متنی که به اقتضای حال خوانندگان پدید می آید، تأثیر خود را نشان می دهد. این مقاله با چنین رویکردی به عوارف المعارف و دو ترجمه آن از ابومنصور اسماعیل اصفهانی و عبدالرحمن بزغش شیرازی پرداخته است. پژوهشگران در این مقاله می کوشند چهار منظر جهان بینی مترجمان، ظهور خلاقیّت های آنان، تأثیر پسند و ذوق شخصی در پردازش ترجمه و تأثیر زیست بوم این دو مترجم را در جایگاه معیار سنجش برگزینند. از تطبیق رویکرد کلی دو مترجم چنین نتیجه گرفته می شود که در ترجمه عوارف از ابومنصور توجه داشتن به خوانندگان، موجب گرایش او به اختصار و نیز هنرنمایی های لفظی و آراستگی کلام شده است؛ اما عبدالرحمن در معارف العوارف نسبت به دخل و تصرّف در متن، کاملاً خوددارانه رفتار می کند و ترجمه ای دقیق و لفظ به لفظ ارائه می دهد. به نظر می رسد دخل و تصرّف های ابومنصور در شماری از جمله ها به دگردیسی اندیشه های سهروردی انجامیده است؛ به گونه ای که او گاهی محوریّت کلام را در دست می گیرد و نظریه های خود را جانشین متن و اندیشه های سهروردی قرار می دهد. این در حالی است که عبدالرحمن می کوشد تاحد ممکن تحریفی در اندیشه های سهروردی پدید نیاید. به نظر می رسد فضای غمبار اصفهان در زمان استیلای مغول، چندان اجازه ظهور ترجمه ای دقیق و تخصّصی را به ابومنصور نمی داده است؛ به طوری که مطالب عوارف را در حدّ یک سوم تقلیل می دهد. ازسوی دیگر محیط به نسبت امن و آرامِ فارس پذیرای مفاهیمِ سهروردی در لایه هایی دقیق تر بوده و به عبدالرحمن مجال می داده است که تک تک عبارات عوارف را به شکلی عالمانه ترجمه کند.
۹۵۴۳.

شرح چند بیت از خاقانی با رویکردی انتقادی به دیگر شروح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۹ تعداد دانلود : ۷۲۷
خاقانی شاعری است که اگر او خیال انگیزترین شاعر زبان فارسی نامیده شود، گزافه نیست. توجه نکردن به لایه های عمیق ساختاری و معنایی شعر او باعث می شود هم از مقصود و معنای منظور او در شعر دور شویم و هم لطافت های شعری او را درنیابیم. خاقانی در سرایش اشعارش از انواع علوم مرسوم در عهدش بهره برده و این یکی از دلایل لایه مند بودن اشعار اوست. در یکی از قصاید دشوار خاقانی در مدح شروانشاه، چند بیت وجود دارد که در شروح خاقانی پژوهان، مقصود شاعر به درستی گزارش نشده است. علت این برداشت های نادرست، گاهی درنیافتن درست ترکیبات موجود در ابیات است؛ مانند «پل شکستن»، «چنگ جره»، «عقد جمان» و «ردیف»، «زبرقان»، «پر کرکسان چرخ» و گاهی توجه نداشتن به ارتباط اجزای بیت و ارائه شرح ناقص از ابیات است. در این مقاله با هدف ادا کردن حق شعر خاقانی به شکلی نیکو، سعی می شود افزون بر ذکر معنای درست ابیات، به نکات مهم زیبایی شناسی ای پرداخته شود که فهم آنها نیز در گرو توجه به گستردگی اطلاعات خاقانی است.
۹۵۴۴.

بازتاب ایزدان اساطیری جنگ در افسانه های استان های چهارمحال و بختیاری، لرستان و کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۸ تعداد دانلود : ۹۵۰
جنگ در اساطیر ایرانی از آغاز آفرینش وجود داشته است برخی از ایزدان ایرانی مانند: بهرام، میترا، باد، هوم و سروش از جنگ در اساطیر ایرانی از آغاز آفرینش وجود داشته است. برخی از ایزدان ایرانی مانند بهرام، میترا، باد، هوم و سروش از طرف خدای بزرگ اهورامزدا برای استقرار صلح و امنیت و پاکی، با انگره مینو و نیروهایش می جنگند. اساطیر نقشی فعال در پس زمینه ذهنی و ناخودآگاه جمعی دارند. به نوعی که در ادیان، هنر، ادبیات و فرهنگ عمومی هر دوره ای تأثیر بسزایی دارند. از این رو، در این مقاله به بررسی ایزدان جنگ در افسانه های استان های چهار محال و بختیاری، لرستان و کهگیلویه و بویراحمد پرداخته می شود. بستر پژوهش، افسانه هایی است که به زبان فارسی در استان های چهار محال و بختیاری، لرستان و کهگیلویه و بویراحمد گردآوری شده اند. هدف تحقیق، تبیین و تحلیل چگونگی حضور ایزدان اساطیری جنگ در افسانه های استان های مذکور است. خواننده با مطالعه این مقاله درمی یابد که ایزدان جنگجویی چون بهرام، سروش، باد و مهر در افسانه های این استان ها گاه به عنوان موجودی فوق بشر و گاه نیز به عنوان موجودی زمینی همراه با دگردیسی هایی در زمینه ویژگی های ظاهری و کارکرد حضور دارند.
۹۵۴۵.

بررسی امکانات و محدودیت های روایی انواع کانونی سازی در ایجاد تعلیق و غافل گیری در رمان بامداد خمار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۰ تعداد دانلود : ۷۴۵
کانونی سازی ها با امکانات و محدودیت های روایی خود از مهم ترین عناصر در ایجاد تعلیق و غافل گیری به شمار می روند. نویسندگان مقاله با رویکردی مبتنی بر سنت های صوری و محتوایی در تحلیل گفتمان روایی، به دنبال بررسی و یافتن امکانات و محدودیت های روایی انواع کانونی سازی در ایجاد تعلیق و غافل گیری و بیان دلیل زیبایی شناسی استفاده از یک کانونی سازی غالب در رمان بامداد خمار هستند. نتایج پژوهش نشان می دهد کانونی سازی های بیرونی و درونی به صورت متناوب از امکانات و محدودیت های روایی خاص و مشترکی در توزیع اطلاعات روایی استفاده می کنند که تعلیق و غافل گیری را در این رمان به وجود می آورد. بر این اساس، امکانات روایی آغاز از میانه، تعلیق اشیا، روایت درونه ای و پی رنگ باز مختص کانونی سازی بیرونی، و امکانات و محدودیت های روایی روایت رمان به شیوه داستان های موازی، نقض نهی، کشمکش درونی، کانونی سازی درونی چندگانه، تک گویی نمایشی، محدودیت مکانی کانونی ساز و تعلیق پس از غافل گیری مختص کانونی سازی درونی هستند. همچنین طرح پرسش های تلویحی در صحنه آغازین رمان و بخش های دیگر آن، هم سازه اندیشی، پیشواز زمانی، بازگشت به گذشته، کشمکش بیرونی و کشمکش در مکالمه امکانات روایی مشترک کانونی سازی های بیرونی و درونی در ایجاد تعلیق شمرده می شوند. در این رمان، غافل گیری فقط در حوزه کانونی سازی درونی صورت می گیرد؛ زیرا فقط این کانونی ساز با تغییر ناگهانی فرایند توزیع اطلاعات روایی به خواننده یا هریک از کنشگرهای رمان اطلاعات اضافی می دهد. همچنین کمک به تسریع غلبه جهت گیری ایدئولوژیکی کانونی ساز درونی با همکاری شگردهایی مانند فرایند همدلی یکی از مهم ترین دلایل زیبایی شناسی استفاده بیشتر از کانونی سازی درونی در رمان بامداد خمار است.
۹۵۴۶.

بررسی تطبیقی رویکرد معناشناختی مفسرین و رویکرد زبان شناسی شناختی در درک آیات مرتبط با سوره های مکی و مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۶۸۴
در مطالعات وابسته به حوزه تفسیر قرآن، همواره به موضوع مکی و مدنی بودن سوره ها به جهت استفاده از دلالات مستنتج از این مقوله تاکید فراوانی شده است. در باب ضرورت شناخت و تشخیص سوره های مکی از سوره های مدنی همین قول کفایت می کند که دانشمندان برجسته علوم اسلامی نظیر سیوطی(1418) و نیشابوری(1416)، کسانی را که به این حوزه اشراف ندارند را از ورود به حوزه تفسیر قرآن منع کرده اند. در همین راستا این پژوهش در صدد آن است که با بررسی کاربرد طرح واره های تصویری در قرآن کریم و مقایسه سه شاخص فراوانی، نوع و هدف از کاربست این نظریه در سوره های مکی و مدنی، به مقایسه یافته ها با محتوای موضوعی سوره های مکی و مدنی از دیدگاه مفسران قرآن بپردازد تا میزان همسویی و تطابق مطالعات زبانشناختی مدرن را با تفاسیر محققان علوم قرآنی ارزیابی کند. در این پژوهش، تمامی آیات قرآن کریم از لحاظ کاربرد طرح -واره بررسی شده و نوع طرح واره به همراه مفهوم اساسی ای که طرح واره برای انتقال آن نقش ایفا می کند، بررسی و شمارش شده اند. پس از آن آمار مجزایی از سوره های مکی و مدنی، بر اساس سه شاخص فراوانی و نوع و هدف، تهیه شده است. آن چه از تحلیل این داده ها و مقایسه یافته ها با نظر محققان و مفسران حوزه علوم تفسیری و علوم قرآنی بر می آید، نشان دهنده آن است که میان مفاهیمی که توسط طرح واره ها مفهوم سازی شده و مفاهیمی که این دانشمندان راجع به تفاوت سوره های مکی و مدنی اعلام می کنند، همسویی معناداری وجود دارد. 
۹۵۴۷.

کیفیت ترجمه معنایی از منظر تئوری لارسن در ترجمه یثربی از قرآن (مطالعه موردی ترجمه سوره کهف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۹ تعداد دانلود : ۶۹۱
یکی از الگوهای ارائه شده در پیشبرد سطح کیفی ترجمه ها، به ویژه در حوزه ترجمه های معنابنیاد، الگوی لارسن (1998م.) است. وی با طرح یک فرایند در ترجمه، ابتدا به کشف معانی متن اصلی از طریق بررسی ساخت زبانی آن و آنگاه به چگونگی بیان مجدد آن معانی در زبان مقصد توجه دارد. به همین دلیل، رویکرد وی در این تئوری، بیشتر رویکردی زبان شناختی است. لارسن ابتدا بر تشخیص شاخصه های تشکیل دهنده معنی در زبان مبدأ تأکید کرده، سپس به کارگیری آن ها را با ساختارهای مشابه در زبان مقصد مهم ارزیابی می کند. از جمله شاخصه های زبان مبدأ می توان به موضوع تعدد معانی واژگان و اطلاعات صریح یا ضمنی متن اشاره کرد. قرآن کریم که سبک های بیانی مختلفی مانند کاربردهای استعاری و مجازی واژگان، کنایه، تشبیهات و غیره دارد، حاوی مضامین و اطلاعات ضمنی نیز می باشد. بیشتر این ویژگی ها و ساخت های معنایی در تطابق با نظریه معنابنیاد لارسن است. لذا موضوع کشف مضامینِ مورد تأکید در این عناوین و بازگویی آن به مخاطب زبان مقصد، در ترجمه معنی مدار یحیی یثربی (1396) از قرآن نمودهای مختلفی دارد و با نظریه لارسن قابل انطباق و بررسی است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی درصدد تطبیق ترجمه سوره کهف با این نظریه و بیان چالش های موجود در ترجمه معنی مدار برآمده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد در ترجمه یثربی علاوه بر کشف معنی، به انتقال اطلاعات صریح و ضمنی موجود در سوره کهف نیز توجه شده است.
۹۵۴۸.

تغییر بیان و فاخرگویی در ترجمه از فارسی به عربی بر اساس نظریه وینه و داربلنه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۶ تعداد دانلود : ۵۱۴
مفهوم تغییر بیان در ترجمه از سوی نظریه پردازن مختلفی مورد بحث قرار گرفته است و بیشتر ناظر بر تغییر ساخت های دستوری زبان مبدأ و برابریابی در سطح تعابیر و اسلوب هاست. وینه و داربلنه از نظریه پردازانی هستند که به لزوم انتقال پیام و مقوله های فرهنگی از طریق برابریابی و تغییر بیان به عنوان یک ضرورت کاربردی معنایی نگریسته اند. بر این اساس، مترجم باید خود را از زنجیر ساختارهای زبان مبدأ و توالی و ترتیب واژگان و جملات آن برهاند و آزادانه به انتقال معنا و پیام و یا حتّی تأثیر متن مبدأ در متن مقصد بپردازد. در راستای اجرای این هدف، آشنایی با تعابیر و اصطلاحات زبان مقصد، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. از سوی دیگر، در زبانی مانند عربی که زبانی اسلوب محور است و مفاهیم در قالب اسلوب هایی نظیر نواسخ، حرف جر و موصول، تحذیر و... بیان می شوند، آشنایی با این اسلوب ها، دست مترجم را برای تغییر بیان و بیان جایگزین باز می کند و با برخی از فنون تغییر بیان، از جمله: ارائه تعبیر پربسامد و جاافتاده، واژه یا تعبیر فرهنگی مشابه و آرایه های بلاغی مأنوس به همانندسازی جامه عمل می پوشاند.
۹۵۴۹.

تحلیل مقایسه ای عوامل سازنده ابهام در کتاب سیبویه و ترجمه آن بر اساس عناصر انسجام دستوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۴۱۱
عوامل انسجام متن به عنوان یکی از دستاوردهای زبان شناسی نقش گرا، از ابزارهای کاربردی برای سنجش و تحلیل متن به شمار می آید. از جمله متونی که از دیرباز مورد توجه جامعه بین المللی واقع شده است و در عین حال، به دشواری و دیرفهمی شهره یافته، الکتاب سیبویه است. نظر به اهمیت این اثر در مطالعات زبان شناسی و ضرورت فهم دقیق و درست آن از یک سو، و اما و اگرهای موجود برای بازگردان این اثر به زبان فارسی از سوی دیگر، این پژوهش می کوشد با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر برش هایی از جلد اول الکتاب، به کمک ابزارهای انسجام دستوری متن، به شناسایی عوامل سازنده ابهام در این کتاب بپردازد. سپس نحوه بررسی انتقال این عوامل را در ترجمه موجود از جلد اول بررسی و تحلیل نماید. یافته های پژوهش حاکی از این است که استفاده حداکثری از پتانسیل زبان عربی در به کارگیری ضمایر و عبارت های اشاری و حذف های مکرر، آن را تبدیل به یک شاخصه سبکی نزد سیبویه کرده است و دیریابی مرجوعات در ارجاعات درون متنی با اسباب مختلف، از جمله چندمرجوعی، احتیاج به دانش پیش زمینه ای، تغییر جنسیت مرجوع، وجود فاصله زیاد بین ارجاع و مرجوع آن و... از سوی دیگر، بسامد بالای ارجاعت برون متنی و حذفیات به قرینه های معنوی که خود مستلزم حرکت رو به جلو در متن، دانش پیش زمینه ای و... است، کتاب سیبویه را تبدیل به یک متن دشوار و سراسر مبهم کرده است. در فرایند ترجمه، این صورت های زبانی با مرجوعات آن ها جایگزین و از ابهام آن کاسته می شود، هرچند این رویکرد منجر به محو کردن شاخصه سبکی سیبویه در متن مقصد می گردد.
۹۵۵۱.

نقش ارتباط های غیرکلامی شعر اخوان ثالث در القای اندیشه یأس و ناامیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۰ تعداد دانلود : ۹۶۱
برقراری ارتباط شامل تمام راه هایی است که بشر برای تأثیرگذاری بر دیگران به کار می بندد، این عمل نه تنها شامل سخن گفتن یا نوشتن، بلکه شامل تمام رفتارهای انسان در حالت های مختلف می شود، بنابراین، دو دسته از نشانه های ارتباطی وجود دارد که بشر در برقراری ارتباط از آنها استفاده می کند: نشانه های کلامی و نشانه های غیرکلامی. در علم ارتباطات به چگونگی تأثیرگذاری نشانه های غیرکلامی در انتقال پیام توجه ویژه شده است. تحقیقات نشان داده است بخش بزرگی از پیام ها از طریق نشانه های غیر کلامی به دیگران منتقل می شود. در شعر نیز هنرمند از نشانه های کلامی و غیرکلامی بهره می برد تا در ارتباط با مخاطب تأثیرگذارتر باشد، اما اغلب در تحلیل شعر تمرکز بر نشانه های کلامی است. مهدی اخوان ثالث یکی از شاخص ترین شاعران روایی معاصر است که ویژگی خاص روایی شعرش بستری مناسب برای استفاده از نشانه های غیرکلامی فراهم می آورد. در این پژوهش به چگونگی استفاده اخوان ثالث از نشانه های ارتباط غیر کلامی در شعر در جهت پاسخ به این پرسش ها پرداخته شده است: اخوان ثالث در تصاویر شعری اش از کدام نشانه های ارتباط غیرکلامی استفاده کرده است؟ نشانه های ارتباط غیرکلامی در شعر اخوان ثالث چه معانی ای را به مخاطب القا می کنند؟ آیا بین نشانه های ارتباط غیرکلامی و اندیشه غالب اخوان ثالث در شعرش ارتباط معناداری وجود دارد؟ این پژوهش نشان داد اخوان ثالث در شعرش برخی از مفاهیم و پیام ها را با تصویرکردن نشانه های غیر کلامی مربوط به چشم، دست، پا، سر و گردن، لب و دهان و... منتقل کرده است. بسامد استفاده از این نشانه ها در شعرهایی که ویژگی داستانی و روایی دارند بیشتر است. پیام های منتقل شده از این نشانه ها اغلب حزن، اندوه، ترس، نگرانی، اضطراب، عدم اطمینان و ناامیدی است. بسامد بالای لبخندهای دروغین و استفاده مکرر از پیام های آوایی آه و سکوت نشان می دهد تزویرها، دورویی ها و ناراستی ها فضای فکری اخوان ثالث را، در بیشتر شعرهایش، آکنده از اندوه و ناامیدی کرده اند. استفاده از این نشانه ها به شاعر این امتیاز را داده است که به جای توضیح و تفسیر یک احساس یا تلاش برای انتقال یک پیام، در کلامی موجز، شعری پویا و تأثیرگذار به مخاطبان ارائه دهد.
۹۵۵۲.

زیبایی شناسی فراهنجاری های نحوی در سوره مبارکه «توبه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۹ تعداد دانلود : ۷۱۹
فراهنجاری، یکی از اصطلاحات متدوال در سبک شناسی است که در نتیجه خروج از نُرمِ (norm) عادی زبان به وجود می آید. این پدیده در لایه های «آوایی»، «نحوی»، «واژگانی» و «معنایی» رخ می دهد، اما مقاله حاضر، پدیده فراهنجاری نحوی «اللانحوی»، را مورد بررسی قرار داده است. مقصود از فراهنجاری نحوی یعنی خروج از قوانین حاکم بر نحو زبان هنجار و از آنجا که «تناوب»، «تضمین» و «التفات» پدیده هایی پر بسامد در سوره مبارکه توبه هستند و منجر به «ادبیت» یک اثر ادبی می شوند؛ لذا مقاله حاضر تلاش کرده است تا با روش سبک شناسی و شیوه توصیفی – تحلیلی، این سه پدیده را مورد بررسی قرار دهد. هدف اصلی از نگاشتن این مقاله، بیان زیبایی شناسی و اغراض دلالی این سه پدیده هنجارگریز است. برآیند این جستار حاکی از آن است که تضمین نحوی در مقایسه با تناوب و التفات از بسامد بیشتری برخوردار بوده و زیبایی شناسی آن علاوه بر تکرارزدایی، ایجاز در اسلوب و شمولیت در معناست. همچنین در این سوره مبارکه سه نوع التفات (معجمی، ضمائر و عددی) به کار رفته است که اغراضی چون تاکید، تکرارزدایی و جلب توجه مخاطب را موجب شده است.  
۹۵۵۳.

تقابل و تعامل شعر تعلیمی ناصرخسرو با سنت های نوافلاطونی و حکمت نبوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۲ تعداد دانلود : ۴۷۰
دین و شعر در سنت یونانی واجد تنش خاصی هستند که سنت تمدن اسلامی هم اگرچه در پایه نظری از آن بهره گرفته، اما کوشش داشته تا در تمامی قلمروها سبک و سیاق خود را دنبال کند. در این میان، می توان ناصرخسرو را نمونه عالی تعامل با یونانیان دانست، در عین حال که تمایزات جدی با دیگر میراث داران فلسفه یونان دارد. بدین معنا که او توانسته اعتقادات خود را با بنیادهای فلسفی و کلامی مستحکم مستدل کند؛ با آموزه های حدیث و قرآنی درآمیزد؛ و درست برخلاف یونانی ها، به ویژه ارسطو، شعر را در مسیر گسترش باورهای دینی خود سوق دهد. ناصرخسرو از طلایه داران تعهد ادبی است که تأکید بر دین مداری و ترویج اندیشه های دینی اسلامی داشته است. او به عنوان متکلمی باطنی که خداشناسی خود را با تأویل آیات و احادیث در جهت اشاعه مذهب اسماعیلی مورد بهره برداری قرار داده، دین را محور طبقه بندی علوم می داند و عقل و علم را هم ذیل دین سامان می دهد که تمایز اساسی او با یونانی گری و سنت فیلسوفان یونانی مآب ایرانی است. از این منظر، این پژوهش بر آن است که نشان دهد ناصرخسرو اندیشه خود را بر مبنای «حکمت نبوی» استوار ساخته که نمی توان با فلسفه نوافلاطونی این همان یافت؛ موضوعی که در تفاسیر اهل ادب از شعر تعلیمی ناصرخسرو مغفول مانده و این پژوهش با تکیه بر کار فلسفی هانری کربن می کوشد تا آن را مورد بررسی دقیق تر قرار دهد.
۹۵۵۴.

سیر تحوّل «نقش زن» در داستان پردازی هوشنگ گلشیری: یک شاخصه سبکی و فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۸ تعداد دانلود : ۶۵۸
مسأله زن، و نقش ها و موقعیت های فردی و اجتماعی او و بایدها و نبایدهای مربوط بدان، از موضوعات و مؤلفه های مهم در ادبیات داستانیِ معاصر است و با توجه به مؤلفه هایی چون زمینه و بطن فرهنگی و اجتماعی داستان ها، موازین و مؤلفه های حاکم بر مکتب ها و جریان های داستان نویسی، و نوع نگاه و تجربه های فکری و اجتماعیِ هر نویسنده، نقش و هویت زن در داستان ها شکل های مختلفی می تواند داشته باشد، چنان که از شاخصه های مهمّ سبکی و گفتمانی در داستان نویسی است. از این روی، مطالعه سیر تحوّل نقش و هویت زن در داستان پردازی معاصر، مؤلفه درون متنیِ مهم و قابل اعتمادی برای بررسی سیر (و چگونگی) تحولِ داستان معاصر است. از این میان، مطالعه نقش زن در داستان های هوشنگ گلشیری با توجه به جایگاه مهم و اثرگذار او در داستان معاصر، از اهمیت خاصّی برخوردار است و شاخصه سبکی و فکریِ قابل اتکایی برای بررسی سیر داستان نویسی گلشیری است. در این مقاله پس از بررسی سیر تحوّل نقش زن در داستان پردازی گلشیری، برآنیم تا «سیر تحوّل نقش زن و میزان نمود فردیت زن» در داستان های گلشیری را به عنوان شاخصه ای قابل اتکا و درون متنی در بررسی و تحلیل سیر داستان پردازی گلشیری به کار بگیریم. نتایج تحقیق بیانگر تحوّل معنادار نقش و هویت زن در سیر داستان نویسی گلشیری است، چنان که مبنای قابل اتکایی برای دوره بندی داستان های اوست و از سوی دیگر، تقابل های درون ساختی و رواییِ خاصّی را نشان می دهد که به شکل معناداری برآیند تقابل های موجود در مدرنیته ایرانی در ارتباط با نقش ها و هویت های زنان است.
۹۵۵۵.

خوانش دو شعر از علی باباچاهی بر اساس نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۸۷۹
خوانش دو شعر از علی باباچاهی بر اساس نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی در این مقاله سعی بر این است که در ابتدا با استفاده از نظریه ی طرح واره در سبک شناسی شناختی، از یک سو بعضی از دگرگونی های سبکیِ شعر معاصر را از طریق نشان دادن انحراف ها و تغییرات طرح واره ای در شعر باباچاهی نشان دهیم؛ و از سوی دیگر با خوانش و تحلیل دو شعر از باباچاهی، گسست چند طرح واره مورد بررسی قرار گیرد تا با در نظر داشتن چگونگیِ گسست های طرح واره ای و چگونگیِ خلق طرح واره های جدید در شعر باباچاهی بتوانیم به بعضی از مؤلفه های سبکی او دست یابیم.از جمله مؤلفه های سبکی به دست آمده در این تحقیق که به روشنی می توان از ویژگی های سبکی شعر باباچاهی محسوب کرد اعوجاج ساختاری و گسست طرح واره ی ظرف و مکان است که در نهایت به خلق طرح واره ی ریزمی انجامیده است. به زعم نگارندگان مقاله، سبک شناسی سنتی در تحلیل و به دست دادن ویژگی های سبکی چنین اشعاری ناتوان است. واژگان کلیدی: 1- سبک شناسی شناختی 2- علی باباچاهی 3- گسست طرح واره 4- خلق طرح واره
۹۵۵۶.

التوظیف الفنی للشعر فی الأدب القصصی؛ رساله الغفران نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۱۰۷۶
کان الشکل القصصی موجوداً عند العرب من بعید العهد وتَحَقُقُ هذا التواجد بشکلٍ طبیعیٍ مستمدٌ من الأحداث الیومیه وبما أنَ الشعر کان عند العرب جزءاً من هذا الواقع، کان من الطبیعیِ أن نجدَ الأشکالَ الخبریهَ القدیمهَ یتخلَلها هذا الشعرُ حیثُ کان ورود الشعر فی قصص العرب تزید جمالا للقصه. وهذا التداخل بین الشعر والقصه یهدفُ إلی إحداثِ نتیجهٍ مزدوجهٍ تتمثَلُ فی: استکمال المتعه السماعیه وحفظ روح الحدث. ومن بین الناثرین العرب القدامی کان أبو العلاء المعرِی مهتمَاً بهذا التداخل بین القصه والشعر فی کتابه رساله الغفران. یَتِمُ الحدثُ فی رساله الغفران عبر مشروعیه التفاعل بین القصه والشعر فی معظم الأحیان. من هنا هذه المقاله تحاول من خلال المنهج الوصفی - التحلیلی عبر دراسه أسالیب التداخل بین القصه والشعر أن تلقی ضوءاً کاشفاً علی أهم الأغراض عند أبی العلاء المعری فی توظیفه الشعر فی رساله الغفران. تدلُ النتائج علی أنَ المعرِی قد استخدم الشعر فی بنیه القصص بدافع فنیٍ ومن هنا یظهر شعره صریحاً فی هیکل القصه لیؤدی دوره فی إکمال الحدث وهذا النوع من الصراحه إما یکون تصاعدیاً أو تنازلیاً أو غیرهما. وفی بعض الأحیان یکون شعره خارجاً عن نسیج القصه حیث حذفه لا یخلُ المعنی، لکن هذا النوع من العلاقه قلیل بالنسبه إلی الشعر الداخل فی نسیج القصه.
۹۵۵۷.

Гендерная репрезентация эмоций в цикле А.С. Пушкина «Повести покойного Ивана Петровича Белкина, изданные А.П.»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۷۹
В статье рассмотрены эмоции (радость, горе, удивление, гнев, любопытство, стыд, чувство вины, страх), репрезентированные через образы персонажей цикла А.С. Пушкина «Повести покойного Ивана Петровича Белкина, изданные А.П.». В повествовании созданы и накладываются друг на друга две эмоциональных картины мира: авторская (мужская) и обобщенная (псевдомужская). В «Повестях Белкина» звучит и голос реального автора, скрытого за инициалами А.П., и голос нарратора Белкина, который пересказывает истории, услышанные им от других лиц (титулярного советника А.Г.Н., подполковника И.Л.П., приказчика Б.В., девицы К.И.Т). «Голос» Белкина, таким образом, – это неиндивидуальный, обобщенный голос всей провинции, формирующий обобщенную картину мира. В тексте «Повестей Белкина» практически отсутствуют номинации эмоций, умеренно представлены их выражения и широко – описания. Мужские эмоции репрезентированы как более интенсивные, чем женские. Преобладающей мужской эмоцией является гнев, преобладающей женской – страх. Это соответствует европейскому гендерному стереотипу.
۹۵۵۸.

Русская академическая наука ХIХ века о болгарской возрожденческой историографии(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۴۳
В 1762 г. иеромонах Паисий Хилендарский закончил свою рукописную книгу «Славяно-болгарская история». Книга, которую он начал писать в Зографском монастыре, была закончена им в Хилендарском монастыре на Святой горе Афонской. В эпоху Болгарского возрождения, между 1765 и 1882 гг., «Славяно-болгарская история» претерпела в Болгарии более 70 рукописных переписей и переделок. Россия начала проявлять интерес к рукописным переписям и переделкам Паисиевой книги еще в 40-х годах ХIХ в. и сохранила его и после Освобождения Болгарии от Османского ига. Статья реконструирует так называемый «русский след» в болгарской историографии XVIII и XIX вв. Рассматриваются связи между Василом Априловым (болгарским эмигрантом в Одессе) и некоторыми русскими учеными (Юрием Венелиным, Виктором Григоровичем, Николаем Мурзакевичем и др.), которые исследовали рукописные переписи «Славяно-болгарской истории», попавшие в Россию, и делали рабочие копии, так как хотели опубликовать в России в 40-е и 50-е гг. XIX в.
۹۵۵۹.

Lecture postmoderne de la quête d'identité chez Patrick Modiano L'étude de trois œuvres Souvenirs dormants, Pour que tu ne te perdes pas dans le quartier et La rue des boutiques obscures(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۱ تعداد دانلود : ۴۵۱
: La grande divergence sur la définition du postmodernisme et la diversité de ses caractéristiques n’ont pas empêché ce mouvement d’influencer largement les œuvres artistiques et littéraires du siècle.  L'œuvre romanesque de Patrick Modiano, grand écrivain contemporain français, se montre apte à être classifiée dans ce mouvement. Cette présente étude s'intéresse à relever les caractéristiques de l'écriture postmoderne de cet écrivain à travers trois de ses romans, Rue des boutiques obscures ,  Pour que tu ne te perdes pas dans le quartier  et  Souvenirs Dormans . Nous visons également à savoir comment cette écriture ouvre à l’écrivain le chemin d’une nouvelle reconnaissance. Pour atteindre cet objectif, nous allons d’abord expliquer la base théorique du postmodernisme pour en définir les caractéristiques dominantes. L'analyse de ces trois romans nous permet d'y étudier ensuite, la manière de la mise en pratique de l’incertitude et de la discontinuité en tant que deux éléments fondamentaux de l'écriture postmoderne. Nous allons enfin exprimer la conditions d’émergence de l’art de mémoire et la recherche de l’identité comme deux thèmes majeurs de l’œuvre modianesque à travers l'écriture postmoderne.
۹۵۶۰.

Hybrid Marginality, Intercultural Bonding and Reconstruction of Black Motherhood in Alice Walker’s Meridian(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۴ تعداد دانلود : ۴۹۲
Over the past few decades, African American feminist writers have tried to highlight black women’s double marginalization in the United States and show how they are subalternized by both racist white society and sexist black community. The African American woman is traditionally confined to the domestic roles of a devoted wife and mother, thus required by the totalitarian patriarchal discourse to sacrifice her subjectivity for her husband and children. In her novel Meridian (1976), Alice Walker analyzes the marginality of women in the black community, noting how even a revolutionary movement like the Black Power embraced misogynist norms and demoted women to the status of the so-called second sex. Despite all obstacles, Walker’s eponymous character, initially battered down by the weight of demeaning stereotypes, finally manages to save her selfhood by transcending the restrictive gender and racial demarcations and fashion a new independent identity. This paper tries to demonstrate how Meridian uses his marginal hybridity as a black woman to form emancipatory ties with other subalternized cultures, most notably that of Native Americans, borrow their discursive practices and ultimately disentangle herself from the fixating shackles of racism and sexism.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان