جهان بینی صوفیان، آشکار دیالکتیکی است و این امر در آثار عرفانی و بخصوص در مثنوی مولوی مجال تجلی می یابد و از رهگذر نمادها و استعارات، صور گوناگون می پذیرد. آنچه به دنبال می آید، کوششی است زند آگاهانه برای تاویل و تفسیر داستان دژهوش ربا یا قلعه ذات الصور؛....
حمدالله مستوفی و دولتشاه سمرقندی کنیه خواجه ابویعقوب یوسف همدانی را به اشتباه ابویوسف نوشته اند که این اشتباه به سایر آثار پس از آنها نیز راه یافته است؛ به خلاف مشهور، امروز زادگاه او به نام بیزنی جرد (نام قدیم : بوزنجرد) در همدان وجود دارد و مدفن وی نیز هم اکنون در داخل خرابه های شهر قدیم مرو زیارتگاه مردم است، بنابر این ذکر شهر بایرامعلی به عنوان مدفن او تسامحی است که در اثر نوشته سعید نفیسی به تمام آثار محققان امروز ایران راه یافته است. در آثار محققان از عبدالله جوینی در شمار مشایخ خواجه نام برده شده که خطاست و باید به ابوعبدالله جوینی اصلاح گردد. اگر چه محققان درباره سمت شادگردی سنایی نسبت به خواجه تردید روا داشته اند، ولی امکان ملاقات و دیدار آ دو با یکدیگر محتمل است. تاکنون تنها اثر باقیمانده خواجه کتاب رتبه الحیات بود، ولی اخیراً بخشی از نسخه خطی کتاب "الکشف عن منازل السائرین الی الله عزوجل" خواجه به دست آمده؛ همچنین رساله خطی "انوار حکمت" که در کتابخانه ملی به نام خواجه ثبت شده است، بنا به شواهد موجود در نسخه متعلق به وی نیست.
ناصرخسرو شاعرى بزرگ است که اشعار و آثارش در بیان کلام و فلسفه و عقاید دینى است، این شاعر بزرگ با عنصر خیال و وجوه بلاغت به اندیشه هاى دشوارکلامى و فلسفى، لباس نرم و لطیف سخن منظوم را پوشانیده است. مفاهیم عقلانى درکلام ناصر خسرو با هنرمندى او در بهره گیرى از تشبیه و استعاره و صور خیال به وجوه و تصاویر زیباى حسى و ملموس مبدل گردیده اند. شور و حیات و تازگى درکلام و سخن ناصرخسرو ویژگى دیگرى است که باعث ماندگارى سخن او در میان دیگر شاعران گردیده است، دربارهء این شاعر بزرگ مى توان گفت هنر و خیال را با عقل و فلسفه آنچنان آمیخته است که دشوارى و تکلف براى رسیدن به معنا و مفهوم کلام در سخنش وجود ندارد.
بدون شک بزرگترین شخصیت تاریخ جهان عرب پیامبر اکرم (ص) است . اگر نام «پیامبر» و واژه «شعر» را به عنوان یکی از تجلیات ادب - در دو راس مثلثی قرار دهیم ، بدون تردید راس سوم این مثلث را نام حسان بن ثالث انصاری پر خواهد کرد . در تاریخ ادبیات عرب ، نام وی با نام پیامبر گره خورده است . در ادبیات ما نیز علاوه بر حضور فرهنگ اسلامی و تجلی ستایش پیامبر ، خاقانی شروانی چکامه های بسیاری از دیوان خود را به مدح رسول اکرم (ص) اختصاص داده است و خود را «نائب حسان» «ثانی حسان» و «حسان عجم» خوانده است . ....
در زبان فارسی ، قاعده تضعیف ، همخوان سایشی /v/ را به ناسوده {w} تبدیل می کند . این فرآیند ، زمانی اتفاق می افتد که همخوان /v/ در پایانه هجا بعد از وا که /a/ قرار گیرد . همچنین فرآیند مذکور ، خود درون داد قاعده دیگری واقع می شود که وا که /a/ را به وا که {o} تبدیل می کند . برای مثال ، ستاک «رو» /rav/ در فعل می روم /mi-rav-am/ تغییر نمی کند ، اما در وجه امری «برو» {bo-row} قاعده ضعیف به کار رفته است . .....