ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۱۲۱ تا ۳۳٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۳۱۲۸.

فراهنجاری های ضمایر در زبان شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۵۵
صورتگرایان بر این باورند که ادبیت ادبیات در آشنایی زدایی زبان و، به عبارت دقیق تر، در بدیع ساختن و فراهنجار کردن زبان هنجار و عادی یا، به گفته یاکوبسن، تهاجم سازمان یافته بر ضد زبان است. این تهاجم و نوسازی، زبان عادی و تکراری را برجسته و پرجاذبه و زیبا می سازد. برجسته سازی در سطوح گوناگون زبان می تواند به وجود آید از جمله در ضمیر. مثلا مولوی، به رغم قواعد دستوری، ضمیر تفضیلی به کار می برد (همچنین اسم تفضیلی، مانند گلشن تر، سوسن تر، آهن تر، جوشن تر)؛ مثلا از ضمیر من، من تر می سازد؛ حال آن که هر گز کسی نه قبل از مولوی و نه بعد از او ضمیر تفضیلی به کار نبرده است: در دو چشم من نشین ای آن که از من من تری تا قمر را وا نمایم کز قمر روشن تری کاربرد ضمیر تفضیلی در شعر مولوی خطا نیست بلکه فراتر از زبان هنجار و بدیع و زیباست. در حقیقت، این زبان هنجار است که نارساست و نمی تواند اندیشه بلند و بلاغت مولوی را رسا و موجه و زیبا ارائه دهد. مولوی، به جای من تر، هر چه می گفت رسایی آن را نداشت. من تر شامل مفاهیمی نظیر داناتر، زیباتر، پاک تر، قوی تر، عارف تر، مجرب تر و هر صفت خوب دیگر می شود. فرا هنجاری بسیار مهم تر و پرکاربردتر دیگر ضمیر در زبان شعر و ادب، به ویژه شعر کلاسیک فارسی، این است که قاعده ضمیر می تواند رعایت نشود؛ به این صورت که نه مرجع ذکری (قرینه لفظی) داشته باشد نه حضوری و نه ذهنی. به همین دلیل، ضمیر بر مفاهیم متعددی می تواند دلالت کند و، در نتیجه، در مواردی به جای یک ضمیر می توان ضمیر دیگری آورد بی آن که غلط باشد یا مفهوم اصلی تغییر کند؛ در عین آن که، ضمیر عاری از مرجع مشخص، از نظر بلاغی، کلام را تعالی می بخشد. اینک، از فراهنجاری های ضمیر، نداشتن مرجع را به طور جداگانه مورد بحث قرار می دهیم.......
۳۳۱۲۹.

نقد و تحلیلی بر «استعاره عنادیه» در کتب بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲۱
در بسیاری از کتب بلاغی جدید به پیروزی از گذشتگان بحثی با عنوان استعاره «وفاقیه و عنادیه» مطرح شده که هدف آن بیان «استعاره تهکمیه و استعاره تملیحیه» است و برای هر یک تعاریف و مثالهایی نیز ذکر شده که گاهی بین تعاریف و مثالها سازگاری وجود ندارد . آنچه در برخی از کتابهای بلاغی درباره برخی از استعاره ها از جمله «استعاره عنادیه» آمده بر مبنای تشبیه نیست ؛ یعنی نمی توان اساسا با واژه ای که مستعار نامیده اند تشبیهی ساخت و آن را یک طرف تشبیه قرارداد در نتیجه جامع یا وجه شبهی نیز در میان نخواهد بود تا عکس آن برای طنز با تمسخر به کار گرفته شود . ....
۳۳۱۳۰.

همسان اندیشی و وامگیری در ادبیات عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری ساخت واژه (صرف)/ واژگان شناسی
تعداد بازدید : ۱۵۶۷
ادب عربی و فارسی در بسیاری از مضامین، یکدیگر را چنان سخت در آغوش گرفته‌اند که جدا کردن آنها از هم، شخصیت بخشیدن به هر کدام، نشاندن هر یک در جایگاه خاص خود و تعیین اصل و فرع را دشوار می‌نماید. نوشته حاضر به تجزیه و تحلیل مضامینی متعدد در این راستا می‌پردازد. و با مقایسه‌ای که به عمل می‌آورد نکته‌هایی از زیباییها و تازگیهای هنری را در هر دو زبان بدون تعصب و موضع‌گیری می‌نمایاند.
۳۳۱۳۵.

شعر موج نو و شعر حجم‌گرای معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸۸
در دهه چهل قرن شمسی حاضر جریان جدیدی در شعر معاصر فارسی ظهور کرد که به دلیل گسست کامل از جریانهای شعری پیش از خود و به سبب غرابتی که در اندیشه‌ها و اشعار بانیان و شاعران آن وجود داشت، به (موج نو) مشهور شد، و پس از گذشت مدتی کوتاه، با تغییراتی اندک، در هیأت (شعر حجم‌گرا) نمودار شد. این جریان در مقایسه با جریان شعر (سنت‌گرا) شعری بود (سنت‌گریز) یا حتی (سنت ستیز) بود و در مقایسه با جریان (شعر نو یا نیمایی)، مدرن می‌نمود چنان که شعر (نو)ی نیمایی پیش از خود را نیز (کهنه) می‌انگاشت. همچنین در قیاس با (شعر متعهد و ملتزم) که طرفدار نظریه (هنر برای مردم) بود و شعر را وسیله می‌دانست نه هدف، این جریان شعری هوادار نظریه (هنری برای هنر) بود و در جستجوی دستیابی به (شعر محض یا ناب) به غیر متعهد بودن شعر تاکید داشت. به همین دلیل، (جامعه‌گرایی) و (محتوا گرایی) که از اصول جریان شعر نیمایی بود، در این جریان جایگاهی نداشت، و (فردگرایی) اساس کار را تشکیل می‌داد. در یک کلام، در این جریان با شاعرانی روبرو هستیم سنت ستیز، تعهد گریز، رویگردان از جامعه‌گرایی و محتواگرایی، و مدعی شعر مدرن و طرفدار شعر محض که از هر قید و بند فکری، اجتماعی، اخلاقی و ادبی آزاد باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان