در این نوشته به ماهیت و کارکردهای زیبایی شناختی تشبیه مقلوب پرداخته ایم. ابتدا سه نوع متفاوت تشبیه مقلوب را از یکدیگر باز شناخته ایم و سپس هر یک را به تفصیل بررسی کرده ایم. اما مساله اصلی این تحقیق، بررسی نوع سوم یعنی تنها تلقی و مفهومی است که در کتب بلاغت عربی بدین نام موسوم گردیده است. شهرت و شناختگی رابطه مشبه و مشبه به آشکاری وجه شبه در طرفین، زیاد نبودن تفاوت طرفین در اتصاف به وجه شبه و داشتن سابقه کاربرد فراوان انتساب وجه شبه به طرفین از شروط درستی و زیبایی تشبیه مقلوب است. تشبیه مقلوب اگر به درستی و با رعایت شرایط به کار رود، می تواند کارکردهایی چون مبالغه در دعوی شاعرانه، اجتناب از ابتذال شعری و موضوعیت یافتن مشبه به را به همراه داشته باشد.
بخش چهارم - واژه گزینی 1 کلیات: کار اصلی فرهنگستان در معادل یابی و اصطلاح شناسی و واژه گزینی نیز سیاستگذاری و برنامه ریزی است. از زمان تاسیس فرهنگستان اول، معادل یابی برای واژه ها و اصطلاحات علمی بیگانه یکی از وظایف عمده و اصلی فرهنگستان تلقی شده است و گه گاه فرهنگستان با همین عنوان، یعنی واژه گزینی، شناخته شده است. در طول سال های گذشته، فرهنگستان، در زمینه واژه گزینی، هم زمان به دو امر توجه داشته است یعنی، به موازات تعیین معادل برای واژه ها و اصطلاحات بیگانه علمی عمومی، به تشریح و توضیح اصول و ضوابط واژه گزینی و تصمیم گیری درباره آن، که در تعریف ما همان سیاستگذاری است، پرداخته است. برای سرعت کار در دشواری واژه گزینی فرهنگستان و گروه های تخصصی واژه گزینی، داشتن اصول و ضوابط مدون و متقن و جامع الاطراف، ولو به طور نسبی، ضرورت دارد تا از بحث ها و گفت و گوهای زاید و تکرار مطالب در جلسات پرهیز شود.همچنین، اگر بنا باشد که در برابر سیل واژه های بیگانه سدی بیش و کم استوار بسته شود، لازم است که کل جامعه علاقه مند به زبان و ادب فارسی، که زبان فارسی از آن ایشان است، در امر واژه گزینی به یاری فرهنگستان بیایند. لازمه مدیریت واژه گزینی به این صورت حضور فعال انجمن های علمی، گروه های علمی و ادبی دانشگاه ها، مترجمان و صاحب نظران دیگر در امر واژه گزینی است. اما، به منظور هماهنگ ساختن کار این گروه ها، که در عین آنکه بیش و کم با هم در تماس اند یا می توانند تماس برقرار کنند دارای سلیقه ها و نظرهای گوناکون هستند، لازم است از لحاظ روش کار میان آنها هماهنگی برقرار شود. ...
دایره المعارف ها برای همه جوامع لازم اند اما شاید برای جهان سوم، از یک نظر، لازم تر باشند. علوم و ادبیات و فلسفه جدید بیشتر در غرب شکل گرفته است. اگر جهان سوم بخواهد به تمامی این علوم دست یابد یا، دست کم، بتواند آن را خوب درک کند، باید همه آنها را مطالعه کند. این کار در بسیاری از عرصه ها عملی نیست. به نظر می رسد، برای جبران این عقب ماندگی، دو راه میان بر باشد. یکی از این راه ها مطالعه تاریخ مربوط به رشته های گوناگون است. مثلا، کسی که می خواهد در رشته فلسفه غرب مطالعه کند باید ابتدا، از طریق مطالعه تاریخ فلسفه، با کل فلسفه غرب آشنا شود، سپس به یکی از شاخه های آن بپردازد و در آن رشته تخصص یابد. راه دوم راه دایره المعارف هاست. دانشجو یا محقق ادبیات در جهان سوم، برای اطلاع یافتن از دستاوردهای ادبی، در مقایسه با دانشجو و محقق غربی، در موقعیت ضعیف تری قرار دارد. دایره المعارف ها یا فرهنگ های تخصصی می توانند این ضعف را جبران کنند. دانشجوی ایرانی ادبیات نمی تواند به راحتی کتاب یا مقاله ای بیابد که مشکلش را درباره مثلا فرازبان حل کند. به همین دلیل، وجود دایره المعارف ادبی برای او غنیمت است. خلاف این نیز صادق است. دانشجوی غربی اطلاعات مربوط به تصوف و عرفان شرقی را از یک «دایره المعارف عرفان» بهتر به دست می آورد تا کتاب و مقاله. به عبارت بهتر، هر قدر مباحث از ما دورتر باشند، باید شسته رفته تر و جمع و جورتر به ما عرضه شوند تا بتوانیم بهتر از آنها استفاده کنیم. دانشنامه ها کتاب های مرجع اند و در همه جای دنیا لازم اند؛ اما برای ما، علاوه بر آنکه نیاز به مرجع را بر می آورند، جبران کننده کمبود اطلاعاتی در بسیاری از زمینه ها هم هستند. البته، باید پذیرفت که معلومات دایره المعارفی عمق ندارد.
ژان کوکتو ، نویسنده ، شاعر و فیلم ساز فرانسوی قرن بیستم میگوید : «از بدو پیدایش ادبیات تاکنون تنها دو موضوع بزرگ عشق وجود دارد : رومئو و ژولیت و تریستال و ایزوت». در این مقاله تلاش گردیده تا چگونگی شکل گیری افسانه «تریستال وایزوت» ، معروفترین رمان فرانسوی قرن دوازدهم میلادی ، شرایط اجتماعی این دوران ، عوامل موثر بر پیدایش این اثر بزرگ و نیز تاثیراتی که این رمان و ادبیات این دوران بر عرصه ادبی و آثار قرون بعدی فرانسه گذارده ، مورد بررسی قرار گیرد ...
مولوی در غزلی که بررسی ساختاری آن موضوع این مقاله است، برخی از دیدگاه های عرفانی خود را نه به صورت بیان صریح، بلکه از طریق ساختار غزل بیان می کند. این غزل دارای فرمی اندام وار است و در آن، نشانه یا دالی که بر "باد" دلالت می کند؛ اما در شعر حضور ظاهری ندارد، بلکه تبدیل به نماد شده است. غزل مورد بحث به دلیل ساختار ویژه ای که دارد می تواند بخشی از تشخص سبکی مولوی را در شعر نشان دهد.
سهراب سپهری و ویلیام وردزورث، شاعر انگلیسی اواخر قرن هجدهم و نیمه اول قرن نوزدهم، به دو زمان و دو فرهنگ و سنت شعری متفاوت تعلق دارند. اما، به رغم تفاوت های بارز از جهت شیوه بیان، به مضمون کم و بیش مشابهی می پردازند. هدف این مقاله بررسی همین مضمون مشابه است. مبنای این مقایسه شعر «صدای پای آب» از سپهری و شعر «صومعه تین ترن» از وردزورث است. این دو شعر، که هم از قوی ترین اشعار این دو شاعر شمرده می شوند هم به بهترین وجهی بیانگر افکار آنان هستند، از حیث قالب و شمار ابیات متفاوتند: «صومعه تین ترن» در 159 بیت و «صدای پای آب» در 367 بیت است. قالب «صدای پای آب» نام مشخصی ندارد، فقط، به اعتبار شمار ابیات، می توان آن را شعر بلند خواند. شعر وردزورث در قالب قصیده وار است، هر چند شمار ابیات بندها مساوی نیست. شعر بی قافیه و، در نوع خود، از زیباترین نمونه ها در ادبیات انگلیسی است. در ادامه مقاله، نخست خلاصه ای از دو شعر را آورده ام و، پس از بیان کلیاتی در باب ساختار و زبان این دو منظومه، به مقایسه آنها از حیث مضمون پرداخته ام ...