فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۶۱ تا ۲۰٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تحول - hu̯ ایرانی باستان در گویش های ایرانی
حوزههای تخصصی:
خوشهٔ همخوانی hu̯– ایرانی باستان در گویش های ایرانی به شکل های مختلفی تحول یافته است. در این مقاله، پس از شرح مختصر پیشینهٔ تحول hu̯– ایرانی باستان در زبان های ایرانی دورهٔ باستان و ایرانی میانهٔ غربی، چگونگی تحول آن در گویش های نو شمال غربی و جنوب غربی بررسی شده است. hu̯– ایرانی باستان به پنج صورت تحول یافته و دو روند کلی را پیموده است: روند نخست: hu̯– > xw– > x– > h–، روند دوم: hu̯– > wh– >w– > f– . گویش های شمال غربی روند یکسانی را نشان نمی دهند و، در آنها، هر دو روند تحول و هر پنج دگرگونی اصلی را می بینیم. اما در گویش های جنوب غربی هماهنگی بیشتری دیده می شود و همهٔ این گویش ها روند نخست تحول را پیموده اند. در پایان این مقاله، گویش های ایرانی، بر اساس نوع تحول hu̯– ایرانی باستان در آنها، دسته بندی شده اند.
ناسازگاری نظریه با نوع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیا هر رویکرد نقد ادبی قابلیت بررسی هر اثر ادبی را دارد؟ و از آن فراتر، آیا هر نظریه روان شناختی، جامعه شناختی، فلسفی و... قابلیت بررسی هر متنی را دارد؟ به صِرف مشاهده چند شباهت یا نشانه ای ضعیف و کوچک از بحث های موجود در یک نظریه می توان آن را برای تفسیر و تحلیل هر متن ادبی مناسب دانست؟ آیا نمی باید اصولا میان متن و نظریه ای که قرار است تحلیل گر و گشاینده رمز و راز و پیچیدگی های متن باشد، نوعی ارتباط و سازگاری و همگونی وجود داشته باشد؟ و در چه صورتی می توان گفت منتقد در ارایه خوانش تازه ای از مثلا یک متن کهن بنا بر یک نظریه علوم انسانی توفیق یافته است؟ شاید البته اگر منتقد برداشت و تحلیل جدیدی را از متن به دست دهد، اگر از راز و رمز اثر پرده بردارد، اگر بتواند فراروی درون مایه اثر را با اندیشه ها و نظرهای جدید نشان دهد، اگر با ارایه آگاهی های تازه درک ما را درباره متن دگرگون کند و در نهایت بتواند به کشف لایه ای ناشناخته از متن یا به شناخت جدیدی از آن دست یابد.
نگاه دیگرگونة مولانا به مسأله جبر و اختیار
حوزههای تخصصی:
جبر و اختیار از مسائل مهم کلامی ـ دینی است که در عرفان و فلسفه نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. با پذیرش جبر، معمای مسؤولیت انسان و معمای خلق گناه از سوی خدا مطرح می شود و با قبول اختیار (تفویض) معمای محدود شدن قدرت خدا و استثناپذیری، قانون استثناناپذیر علّیّت چهره می نماید.
متکلمان، فلاسفه و عرفا، هر یک با معیارهای خود کوشیده اند به حل معماها نایل آیند.
مولانا با نگاهی دیگرگونه به موضوع: اولاً بیان می کند که جبر و اختیار چونان هر مسأله فلسفی دیگر جدلیّ الطرفین و بحث درباره آن پایان ناپذیر است؛
ثانیاً نشان می دهد که به لحاظ عملی، هر دو مسأله مورد نیاز انسان است و انسان برحسب نیاز خود گاهی بدین و گاهی بدان روی می آورد؛
ثالثاً چون مسأله را از منظر کثرت گرایی یا دوگرایی می نگرد، چونان یک فیلسوف خردگرای آزاداندیش به تبیین و توجیه اختیار می پردازد و چون از منظر یک گرایی
(وحدت گرایی) به موضوع می پردازد، همانند هر عارف وحدت گرا در برابر خود جبری می بیند که عین اختیار و برتر از اختیار است و بر آن نام «جبر چو جان» می نهد.
حدیث مولانا و مثنویِ او در مجالس و سخنان عارفان هند
حوزههای تخصصی:
عارفان بزرگ هند، همواره با عارفان ایرانی ارتباط داشته اند. مهاجرت عارفان به سرزمین هند و ورود مسلمانان از خراسانِ قدیم به این سرزمین به گسترش این ارتباط ها مدد میکرد. همواره عارفانِ هند پیران و وابستگانی در خراسان داشته اند و این وابستگیها تا دیر زمان ادامه داشته است.
یکی از عارفان نام دار و سرشناس ایرانی، مولانا جلال الدین محمد بلخی است که در زمان خود، سلسلة معنوی و عرفانیش در هند ناشناخته ماند، با این وجود همواره مورد عنایت فقیران و عارفان هندی قرار گرفت و مثنوی و غزلیاتش در مجالس و سخنان عارفان هندی طنین انداز شد. عارفان همواره برای تصدیق و تأیید سخنانِ عرفانی خود و بویژه دربارة وحدت وجود از ابیاتِ مثنوی بهره میجستند؛ عارفانی هم چون بوعلیشاه قلندر، شیخ امان الله پانیپتی، شیخ حسن بدخشی و ....
در این پژوهش چگونگی تأثیرپذیری عارفانِ هندی از مولانا هم راه با شواهد و نمونه هایی بررسی میشود.
مولانا و مفهوم «من»
حوزههای تخصصی:
با غور در شعر مولانا به طور مشخص به دو نوع ""من""بر میخوریم: یک من دروغین که تنها تصویر و سایه ای از من حقیقی است ؛در برابر منی دیگرکه حقیقی است ومفهوم واقعی هستی انسان را تشکیل میدهد.
در این مقاله بر آنیم تا ویژگی های این دو نوع ""من""را برشماریم،شباهت ها و تفاوت های آن دو را باز یابیم و در نهایت چگونگی گذر از من کاذب به من حقیقی را نشان دهیم.در این رهگذر از روان شناسی نیز بهره برده ایم.چه،تجلی آن من دروغین بویژه در نوعی اختلال شخصیت به نام اختلال شخصیت خود شیفته دیده میشود. مولانا در برابر چنین روی کردی به جهان ایستادگی میکند و تمرکز اصلی خویش را بیش از هر موضوعی دیگر بر مبارزه با این حس خودبزرگ بینی سراب گونه مینهد. او به انسان برای نیازش به تمجید هشدار میدهد و از طریق نشان دادن ارزش واقعی انسان به او – از طریق عشق- حس حقارت بشر را که منجر به خودبزرگ بینی میشود از او میستاند. او عشق را در جهان بی ثبات عاطفی درمان دردها میخواند. از سوی دیگر او با رسیدن به حقیقت اصلی خویش ، در شوری از وجد و عاطفه، حالتی خداگونه میپذیرد که تفکیک آن از ادعایی حاکی از خودشیفتگی محض و تصویر دروغین آن، ضروری است و گاهی دشوار. او در اوج تجربیات وجدآسای خویش در سطح فرامن، قدرت، دانایی و حضور مطلق مییابد و آسیب ناپذیر و بی نظیر است. نشان دادن تفاوت این دو عرصه و دو گونه از حالات شخصیتی که ظاهری یک سان دارد و بیان حساسیت مولانا در نمودن این تفاوت مورد توجه این مقاله قرار گرفته است.
تأثر مولانا از بهاء ولد در مقولة روح
حوزههای تخصصی:
نوشتة حاضر بازتاب اندیشه های بهاءالدین ولد در کتاب معارف را در غزلیات و رباعیات مولانا پیرامون مقوله «روح» میکاود. موضوعات گزینش شده در این مقاله هر یک بیان گر جهتی مشترک در نگرش و اتخاذ روش مشابه در بیان است. مشترکات مورد نظر اغلب به عقاید صوفیه پیشین نیز متکی است و در مواردی خلاف آن چیزی مینماید که در میان صوفیان رایج بوده و بیان شده است.
جلال الدین محمد در بحث هایی مانند منشأ و مبدأ روح، ویژگیهای متنوع روح، روح دیگر موجودات جهان برین و فرودین، و نیز غایت و منتهای روح، با پدر خود هم عقیده است. با نگاهی گذرا به هم گونیهای محتوایی ـ صوری و بدون دقیق شدن در ریشه های مباحث، میتوان تأکید کرد که جلال الدین محمد از اندیشه های پدر متأثر بوده است.
ادریس بدلیسی، هشت بهشت و دیگر آثار او
حوزههای تخصصی:
ادریس بدلیسی از نثرنویسان معاصر سلطان یعقوب آق قویونلو در ایران و سپس شاه اسماعیل صفوی بوده است. مهم ترین اثر ادریس بدلیسی دربارة تاریخ عثمانی و شناخته ترین اثر در میان تمام آثارش، کتاب «هشت بهشت» است. هم خودِ اثر و هم عنوان آن به فارسی است. نثر کتاب هشت بهشت مصنوع و فنی، به پیروی از سبک جهان گشای جوینی و تاریخ وصاف از وصاف الحضره است. باید دانست چه در ایران و چه در ترکیه نسخة خطّی کتاب اخیر یعنی هشت بهشت هنوز تصحیح نشده است. محتوای کتاب هشت بهشت شامل شرح زندگانیِ هشت سلطان از سلاطین عثمانی است که از عثمان بیگ غازی آغاز و به سلطان بایزیدی دوم و جلوس یاووز سلطان سلیم ختم میشود.
در این مقاله سعی شده است با توجه به تعدادی منابع در این مورد و در دست داشتن چند نسخه از نسخ خطّی این کتاب، باختصار ضمن معرفی کتاب، مؤلّف و سبک نگارش آن و وضع نثر عصر نویسنده باجمال مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
بررسی اندیشه های پارادکسیکال (متناقض) در شعر ناصرخسرو
حوزههای تخصصی:
پارادوکس واژه ای اروپایی است که در دورة معاصر به مباحث ادب فارسی وارد شده است و آن را «تناقض نمایی» و اخیراً «پادنمایی» معنی کرده اند و در دو زمینة شعری و فکری یا مفهومی قابل بررسی است. آن چه امروز بیش تر زیر عنوان «تناقض نمایی» در شعر و ادب فارسی مورد تحقیق واقع شده، زمینة شعری آن است که ذیل «بدیع معنوی» در فنون و صنایع ادبی و به عنوان یک «فنّ ادبی» یا به تعبیر امروزیتر، «آرایه ادبی» تعریف میشود. امّا آن چه ما بدان پرداخته ایم از این مقوله نیست و در این زمره نمیگنجد. حتّی نمیشود آن را «تناقض نمایی» معنی کرد، بلکه باید صراحتاً آن را «تناقض» نامید. ما تناقض گوییها و تضادهای فکری، اعتقادی، ادّعایی شاعران را در این مقاله مورد نقد و ارزیابی قرار داده ایم، بدین صورت که نه تنها «آرایه» یا «فنّ ادبی» محسوب نمیگردد، بلکه بطور کلّی از این مقوله خارج بوده و در دامنة مباحث «نقد ادبی» گنجانیده میشود. مباحثی که در حوزة تحقیقات ادبی ما، متأسفانه غریب مانده و کم تر مورد توجه قرار گرفته و بدان پرداخته شده است، در صورتیکه این گونه تحقیقات، اتّفاقاً، بیش تر به سرمایه های فکری نیازمند است و نیز بیش تر به پویایی جریان فکر و اندیشه کمک میکند. هم چنین موجب تحوّل و دگرگونی در بینش و نگرش شخص محقّق و نیز مخاطبان آن تحقیق میگردد.
بررسی تطبیقی مفهوم مرگ در اندیشه ابوالعلاء معری و عمرخیام نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش پیش رو به بررسی تطبیقی مفهوم مرگ و زاویه دید و شیوه برخورد دو سراینده اندیشمند هم دوره، ابوالعلاء معری و خیام پرداخته شده است. دغدغه فکری عمده دو شاعر بیم از مرگ و نابودی و سرانجام آدمی در جهان بازپسین است. به اعتبار یگانگی آبشخورهای فکری و رنگ پذیری خیام از معری، همانندی های بسیار میان اندیشه های دو شاعر دیده می شود. اما فرجام کار و شیوه برخورد آنان به فراخور تفاوت بینش و زیستگاه با یکدیگر سخت متفاوت است. معری در وحشت شدید از مرگ، زندگی این جهانی خویش را نیز تباه کرده، اما خیام راهی بهتر از آن نمی یابد که در همین مجال اندک با اغتنامِ فرصت تکرار ناشدنی موجود، داد خویش از بهره های خوشگوار، اما ناپایدار این جهان بستاند. دستاورد این پژوهش بازگفت همین همانندی ها و تفاوت هاست.
تاثیر اسلام و فرهنگ شرقی بر آثار میخائیل لرمانتف (نویسنده قرن طلایی ادبیات روسیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که در بحث ادبیات تطبیقی مطرح می شود، تاثیر و تاثرهای ادبی و فرهنگی شرق و غرب بر یکدیگر می-باشد. لذا مساله تاثیر شرق و فرهنگ شرقی بر آثار ادبی غرب از دیرباز مورد توجه منتقدان و صاحبنظران بوده است. البته باید بر این نکته تاکید کنیم که تاثیر ادبیات و فرهنگ شرق و جلوه های آن در آثار اروپایی به خصوص در آثار رمانتیسم به روشنی نمایان است.در این مقاله، به بررسی مساله تاثیر شرق و اسلام در آثار میخائیل لرمانتف پرداخته ایم و با بررسی نمونه هایی از اشعار این شاعر، درام و رمان نویس روس، گرایش وی را به شرق و فرهنگ شرقی نشان داده ایم. در بسیاری از اشعار لرمانتف، شاعر برعلاقه و گرایش خود به شرق پافشاری می کند و بدان فخر می ورزد. بررسی آثار این شاعر نیز نشان از آگاهی و معرفت وی نسبت به ایران، مکه، مصر، فلسطین و... دارد، البته بیشترین تاثیر او از قفقاز می باشد که در کودکی چندین مرتبه برای استفاده از آب های معدنی به آن جا سفر کرده بود و همچنین، به-دلیل تبعیدش توسط نیکلای اول به قفقاز، او توانست از نزدیک با فرهنگ مسلمانان قفقاز آشنا شود. لرمانتف تمدن کهن مشرق زمین را در آثار خود پاس می دارد و به طبیعت زیبای کشورهای شرقی عشق می ورزد و در سروده های خود مناظر شرقی را با خلاقیتی تاثیرگذار به تصویر می کشاند.
تاثیر شعر عربی پیش از اسلام بر مضامین شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، درباره تاثیر مضامین شعر عربی پیش از اسلام بر مضامین شعر فارسی بحث به میان می آید.عمده بحث مطرح شده در این مقاله به بیان نحوه تاثیر پذیری شعر فارسی دوره خراسانی از شعر عربی قبل از اسلام اختصاص یافته است.دراین نوشتار برخی از اغراض و مضامین شعری مانند وصف، مدح، رثا، فخر و خمر مورد توجه قرار گرفته و با تطبیق نمونه هایی از این مضامین با شعر برخی از سخن سرایان پارسی تاثیرپذیری آنان را از اغراض شعر عربی نشان داده ایم.
دایره جنون
منبع:
آزما بهمن ۱۳۸۹ شماره ۷۶
حوزههای تخصصی:
مقایسه داستانهای مشترک مثنوی و منطق الطیربا رویکرد روایت شناسیِ ساختگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان پردازی در «مثنوی معنوی» در مقایسه با آثار تعلیمی مشابه مانند مثنویهای سنایی و عطار جایگاهی منحصر به فرد و کاملاً متمایز دارد و حتی در دوره معاصر نیز برجسته است. بسیاری از داستانهای مثنوی ساخته و پرداخته خود مولوی نیست و ریشه در آثار پیشین خود دارد که یکی از مآخذ مهم آن، منطق الطیر عطار است. نوع ارتباط میان داستانهای مثنوی و منطق الطیر از مقوله «فزون متنیت» است و منظور از آن هر ارتباطی است که متن B (بیش متن) را به متن A (پیش متن) متصل می کند. در این مقاله ساختار داستانهای مشترک میان مثنوی و منطق الطیر را با استفاده از روش روایت شناسی ساختگرا با یکدیگر مقایسه می کنیم تا با نشان دادن شباهتها و تفاوتهای این دو اثر، توجه و ذوق مثنوی به هنر داستان پردازی روشن شود. نتیجه به دست آمده این است که استفاده مثنوی از شگردهای داستان پردازی بسیار بیشتر از منطق الطیر است و واقع گشتار داستانهای مثنوی نسبت به داستانهای منطق الطیر گشتاری غیر مستقیم و پیچیده است.
بررسی ساختاری رمان کلیدربر اساس نظریه برمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاه ساختاری به آثار ادبی به سبب بررسی عناصر درون متنی و کشف الگوی پیوند آنها، زمینه های دریافت شایسته تر از ماهیت ادبیات را فراهم می آورد، و با ارائه شگردهای خلق آثار برتر ادبی می تواند به گسترش الگو های پردازش اثر ادبی کمک کند. در میان منتقدان ساختار گرا، گروهی به فرمهای روایی و بررسی عناصر داستان و قوانین ترکیب آنها پرداخته اند، که در این میان «کلود برمون» با ابداع یک نظام مبتنی بر نمایش شکل واره ای، طرحی را پیشنهاد می کند که بر پایه چگونگی روابط بین کوچک ترین واحدها استوار است. رمان بلند کلیدر، اثری تو در تو و گسترده است که محورها و جریانهای چند گانه، آن را شکل داده اند. برای بررسی ساختاری متن این رمان ناچار باید ابتدا طرح کلی آن را استخراج کرد، و سپس به تحلیل آن پرداخت. در تجزیه رمان به طرح اولیه ، شخصیتها، به میزان شرکت در زنجیره حوادث و نقششان در ساختن نقاط اوج در درجه اهمیت قرار می گیرند. قدرت یک رمان واقع گرا چون کلیدر در تعداد پی رفتهای کامل و چگونگی چینش و رابطه علی و معلولی برقرار شده در میان آنهاست. تعداد پی رفتهای اصلی معمولاً به تعداد نقاط اوج داستانی وابسته اند. هر شخصیت در طول رمان با پی رفتهای متعدد ایفای نقش می کند، ولی همه آنها در ایجاد ساختمان اصلی داستان نقش محوری ندارند. بنابراین رمان کلیدر، ترکیبی منطقی از پی رفتهای محوری است که در ارتباطی معنادار با پی رفتهای فرعی و ثانوی هستند، و تعداد شخصیتهای آن تحت تاثیر عواملی چون موضوع، فضای کلی، تعداد روایتهای اصلی، ساختمان قدرتمند روایتها و ارتباط هدف دار آنها با یکدیگر قرار دارد.
بررسی مقایسه ای مفهوم خیال از دیدگاه ابن عربی و مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر عرفا بر این اعتقادند که عالم خیال، عالم تجسم مثالی است. عالم واسطه، بین عقول محض و محسوسات که در آن ارواح تجسم و اجسام تجرد می یابند. از جمله کسانی که به این مفهوم پرداخته، عالم بزرگ محیی الدین ابن عربی است. مفهوم خیال در تفکر ابن عربی با توجه به دیدگاه وحدت وجودی و تلقی خاص او از ماسوی الله، بسطی عمیق می یابد که از حد واسطه صرف بودن میان محسوسات و عقول محض، فراتر می رود. در نگاه ابن عربی ماسوی الله به مفهوم وسیع خود دارای معنای مثالی است که دلالت بر وجود مطلق می کند. وی معتقد است هر آنچه در بطن خود حقیقتی دارد خیال است. مولانا نیز در مثنوی به خیال و عوالم آن پرداخته است. هرچند مفهوم خیال در مثنوی مولوی کاملاً قابل تطبیق با نظریه خیال ابن عربی نیست، اما ما در این تحقیق برآنیم تا با ارائه شواهد کافی نشان دهیم میان این دو شباهتهایی در باب مبحث خیال وجود دارد، هرچند همان گونه که شیوه همیشگی مولاناست مفهوم خیال در صافی ذهن او تا حدی تغییر یافته است. لذا در این مجال، ضمن بررسی و تحلیل دیدگاه این دو عارف بزرگ، به ذکر شواهدی که نشان دهنده این هماهنگی و مشابهت است، می پردازیم.
اوزان شعر نو در ادب عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول نیمه اول قرن گذشته، شعر معاصر در عربی و فارسی با سه ساختار متفاوت شعر عمودی، شعر سپید و شعر نو عرضه شد. این ساختارها که برخی متوالی و برخی همزمانند، در عین حال که دیدگاه های فکری، اجتماعی، و فرهنگی مختلفی را بازتابیده اند، هر سه نمایانگر حجم تحولاتی هستند که احساس هنری یعنی شناخت و ذوق را ـ به عنوان دو عنصر تاثیرگذار بر زندگی نوین ـ متحول نموده است.
موضوع این مقاله بررسی تطبیقی شعر نو عربی و نظیر آن در فارسی (با رویکرد نیمایی)، از نظر کاربست نوع اوزان است. ما وزن های به کار گرفته شده در شعر نو عربی و فارسی را مقایسه کردیم و از نمونه های زیبایی از قصاید بدر شاکر السیاب و نیما یوشیج بهره بردیم و در پایان این جستار، از رخدادی نوین در هر دو ادب، یعنی تلفیق اوزان مختلف در قصیده یاد کردیم.