فلز و آتش و آب در اساطیر و باورهای ایرانیان، همواره رمز پاکی و قداست بوده است. اسرارآمیزی این سه گوهر در نزد پیشینیان، سبب شده است تا کم کم، هاله های اسطوره ای بسیاری گرد آن ها را فرا بگیرد. چندلایگی و انباشتگی این هاله ها، ویژگی و کارکردهای گوناگونی به آن داده است؛ اما این گوناگونی ها جنبه ی ظاهری دارند. در این نوشتار، سعی شده است تا با کنار زدن گوناگونی های ناپایدار و فراتر رفتن از جنبه های ظاهری، ویژگی ها، کارکردها و خویشکاری های مشترک فلز و آب و آتش و نیز پیوند آن ها با جاودانگی و مفاهیم دیگر، آشکار شود.
از نظر فرمالیست ها «داستان» عبارت است از زنجیره رخدادها و کنش ها مطابق با نوع ترتیب آنها در تسلسل زمانی، و درواقع «چیستیِ» محتوای روایت و مواد خام و سویه بالقوه آن است؛ اما پیرنگ از دیدگاه آنها برخلاف اراده دیگر روایت شناسان، «روابط و مناسباتِ علت و معلولی میانِ رخ دادها» نیست، بلکه سویه بالفعلِ روایت، و شاملِ کلیه «تمهیداتِ زیباشناختی و صناعات آشنازداینده ای» است که نویسنده برای بیان داستان یا محتوای روایت به کار می بندد تا آن را هنری و زیباشناختی جلوه دهد. ازاین رو، با توجه به مفهوم پیرنگ، فرمالیست ها بیشتر در پی بررسیِ جنبه ها و ابعاد آشنایی زداینده و زیباشناختیِ هنر روایت پردازی بودند. همانندِ آشنایی-زدایی، پیرنگ هنری نیز در سطوحِ سه گانه «زبان، درون مایه و صناعات» جلوه گر می شود.
در این مقاله به بررسی دیدگاه فرمالیست ها در بابِ تفاوت و تمایزِ داستان و پیرنگ پرداخته شده، و از همین منظر، جلوه های گوناگون پیرنگ، به مدد داستان های کوتاهِ فرمالیستیِ معاصرِ فارسی مورد تحلیل قرار گرفته است.
پژوهش های تطبیقی در حوزه ادبیات، به بررسی روابط تاریخی ادبیات ملی با ادبیات دیگر زبان ها، کشف پیوندهای پیچیده بین آنها و مقایسه نقش و اثرگذاری هنری، معنوی، محتوایی، فنی و پیوندهای تاریخی آنها می پردازد. دولت آبادی در جای خالی سلوچ با درک بسترهای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پیرامون خود، روایت مبارزه و تنازع بقای انسان را، در زبانی هنرمندانه و بیانی واقع گرایانه، به تصویر می کشد. پرل باک نیز در رمان مادر با بازتابِ فرهنگ و آداب و رسوم مردمان روستایی چین و نمایاندن روابط ناسالم و نادرست اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخیِ روستاییان، تصاویر غمبار و نکبت زده زندگی مردمان زحمتکش را به نمایش می گذارد. در این گفتار به تحلیل ساختاری و محتوایی این دو رمان می پردازیم.
خوانش های استنتاجی چند لایه و همزمان از سفر به انتهای شب نوشتهء سلین، ما را بر آن داشت تا چگونگی امکان منعکس شدن ایدئولوژی نویسنده/ راوی در رمان را با نحوهء ساختمندی اثر از نقطه نظر زمانی مورد بررسی قرار دهیم. اینکه چگونه زمان در معنا و مفهوم تامه خود توانسته بازتاب دهندهء جهان بینی راوی باشد مساله ایست که ما جواب آن را با کنکاش در پاره ای از معیارهای زمانی روایت همچون نظم روایتی، دیرش روایتی و نظام گفنمان پردازی بازیافته ایم( یعنی دسترسی به معنا و مفهومی لفلسفی از اثر با استفاده از ابزارهای زبان شناختی و روایت شناختی(! بررسی این معیارها حرکت تدریجی نظام فکری راوی را به نمایش می گذارد: حرکتی که ازدگرگونی مستمر و زیباشناختی آشوب وار باروک شروع شده تا آرام آرام به سوی نوعی پوچی و رها شدگی در خلا نیستی ختم شود؛ حرکتی که بیانگر تغییر نگرش راوی/ نویسنده نسبت به مقولهء زمان و زمان مندی است.
رشد فزاینده انتشار سفرنامه در سال های اخیر در کشورهای اروپایی بخصوص در فرانسه و رویکرد به سمت مطالعه ادبیات سفرنامه از نظر تئوری و نوع ادبی، ما را بر آن داشت تا در این مقاله به مطالعه نوع ادبی سفرنامه بپردازیم. بدین ترتیب مطالعه مشکلات مربوط به ارائه تعریف مشخص از نوع ادبی سفرنامه و چندگانه بودن فرم و قالب آن، ما را به سمت طرح مسئله تعریف سفرنامه رهنمون ساخت.
در این مقاله با هدف پرداختن به مطالعه نوع ادبی که «ژان ماری شفر» در کتاب خود با عنوان« نوع ادبی چیست»، به آن پرداخته است، سفر نامه را از نظر ادبی مورد مطالعه قرار داده ایم. بدین ترتیب در این مقاله با در نظر گرفتن تقسیم بندی انجام شده برای سفرنامه به وجود نقطه تلاقی چند نوع ادبی در سفر نامه پی خواهیم برد. در این مقاله همچنین به روایت و توصیف و تحول آن در این نوع ادبی خواهیم پرداخت.
گفتگو درباره ی زن و دیدگاههایی که در مورد وی وجود دارد، کاری بسیار مشکل و ارزشمند است زیرا نیاز به مطالعه و کندوکاو بسیار دارد. زن این موجود شکننده و ظریف در عرصه ی پهناور جهان بار مسئولیتی ویژه بر دوش داشته است : زادن ، پروردن ، به بلوغ رساندن و به تکامل روحی و جسمی رساندن انسان ها. در این مقاله،با ذکر مقدمه ای سعی شده است تا زن را در تمام جایگاههایی که می توانسته مفید و ارزنده باشد، نشان دهد زیرا زن براستی نماینده ی تحقق آمال و آرزوهاست و نباید ارزش و منزلت او را نادیده گرفته شود. در مرحله ی بعد نقش موثر زن از دیدگاه عرفا ارایه، سخنان ارزشمندی از ابن عربی یادآور شده و مقام و منزلت زن در راستای ارتباط با مردان ذکر گردیده است . در بخش دیگر زوجیت عناصر و توافق اخلاقی در زناشویی امری مهم تلقی شده است و مولانا در مثنوی چندین بار به مسئله ی جفت بودن پدیده ها اشاره دارد و در نهایت، سخن آخر و پیامد این مقاله اینست که هدف مولانا، انسان کامل بودن است و نباید فرقی میان زن و مرد در میان قبایل عرب و عجم و زنگی و رومی باشد و دلیل برتری انسان ها به خاطر جنسیت آن ها نمی باشد، بنابراین تصور مولانا در مورد انسان کامل از فراسوی مرزهای مادی هم عبور کرده است.