وامق و عذرا، میرزا محمد صادق نامی، به کوشش رضا انزابی نژاد - غلامرضا طباطبایی مجد، مرکز نشر دانشگاهی، تهران ????، بیست و چهار+??? صفحه. میرزا محمد صادق موسوی اصفهانی، متخلص به «نامی»، منشی و وقایع نگار دولت کریم خان زند و شاعر خوش قریحه نیمه دوم قرن دوازدهم هجری است که در سال 1204 ق در گذشته است. وی مولف تاریخ گیتی گشای (در تاریخ زندیه) است، که اول بار در 1357 با تصحیح و مقدمه شادروان سعید نفیسی به چاپ رسیده است. همچنین پنج مثنوی به تقلید از خمسه نظامی گنجوی سروده، که خود آن را نامه نامی خوانده، و مشتمل است بر: درج گهر، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، وامق و عذرا، یوسف و زلیخا. از چهار مثنوی نامی، دستنویس هایی بر جای مانده، اما از نسخه یوسف و زلیخای او نشانی در دست نیست (مقدمه وامق و عذرا، ص ده). در فهرست نسخ دارالکتب قاهره، پنجمین مثنوی نامه نامی (نسخه آن کتابخانه)، به جای یوسف و زلیخا، با عنوان ویس و رامین معرفی شده است (منزوی، فهرست نسخه های خطی فارسی، تهران 1351، ص 3261 و 3306) و، اگر این عنوان درست باشد، ظاهرا احتساب یوسف و زلیخا جزو نامه نامی اصلا سهو بوده است. وامق و عذرا چهارمین مثنوی از خمسه نامی است که در 2716 بیت، در بحر رمل مسدس محذوف (یا مقصور)، سروده شده و چندین ساقی نامه در ضمن آن آمده است. در این مثنوی، چنان که مصححین نیز نوشته اند، «زبان شاعر پخته و تصویرها دل پذیر و استوار و در خور یک منظومه غنایی است» و بعضی نکات لغوی از آن مستفاد می شود. (مقدمه وامق و عذرا، ص یازده) ...
مهدی اخوان ثالث در شعر مدرن فارسی چهره عجیبی است. از سویی این شعر با نام او پیوندی ناگسستنی یافته است و این شعار نیست بلکه واقعیت است که، گذشته از علاقه بسیاری از خوانندگان شعر مدرن فارسی به اشعار او، دلایل کاملا مشخص دیگری هم دارد. برخی از این دلایل به شرح زیرند: - اخوان از جمله نخستین و بهترین شناسانندگان و مدافعان نیما و تحولی است که او در شعر فارسی پدید آورده بود. در این باب، کافی است تنها از کار بزرگ اخوان در نشان دادن مکانیسم عروض نیمایی و ارتباط این عروض با عروض شعر کلاسیک فارسی یاد کنیم. مقاله نبوغ آمیز او درباره عروض نیمایی، «نوعی وزن در شعر امروز فارسی»، که برای نخستین بار در سال 1334 به چاپ رسید (دوستخواه، ص 154)، از کلیدهای مهم در باز کردن در بسته شعر نیمایی و وزن آن بوده است.» (دستغیب، ص 250). آنان که نوشته های نظری نیما را درباره رفورمش می شناسند و با ابهام نومیدکننده این نوشته ها آشنا هستند خوب می دانند که اخوان با مقاله نام برده، که بهترین معرف ساختار اوزان نیمایی بود، چه خدمت بزرگی به شاعران نیمایی و شعر مدرن فارسی کرد. اشعار اخوان در اوزان پاکیزه و بی نقص نیمایی مکمل عملی کار نظری او در ابهام زدایی از عروض نیما شد. - اخوان از شاعرانی است که در ایجاد پیوند میان شعر مدرن فارسی و زندگی مردم ایران بیشترین سهم را داشته اند.
مولوی در مثنوی بر اهمیت شناخت نفس تأکید کرده است. وی برای به تصویر کشیدن نفس که مفهومی مجرد، انتزاعی و دور از ادراک انسان است، از میان مواد سازنده صور خیال، از تمثیل بهره گرفته تا بین نفس انسان و عناصر طبیعت ارتباط برقرار کند. از مراتب و درجات نفس نیز به نفس امّاره بیشتر توجه داشته و کوشیده است زشتی های آن را از طریق تمثیل های حیوانی و استفاده از عناصر اربعه و جمادات در حکایت ها بازگو کند و بدین وسیله، نکات تعلیمی و اخلاقی در باب تحذیر از نفس امّاره را با شیوه ای غیر مستقیم و تأثیرگذار بر ذهن و روان مخاطب جاری سازد. هدف این پژوهش، بررسی مفهوم تمثیلی نفس امّاره در سه دفتر اول مثنوی معنوی است. بدین منظور تمثیل های نفس امّاره از سه دفتر اول استخراج و به دو گروه تمثیل های حیوانی و موجودات خیالی و تمثیل های عناصر اربعه و جمادات تقسیم شده اند. بسامد و میزان استفاده از این تمثیل ها نیز از طریق نمودارها نشان داده شده است تا نتیجه تحقیق عینی تر و ملموس تر گردد. در تمثیل های دسته اول، موجودات خیالی بیشترین بسامد را نسبت به حیوانات دارند و در تمثیل های عناصر اربعه و جمادات، آتش بیشتر از عناصر دیگر در مفهوم نفس امّاره ظاهرگشته است.
با گذشت زمان، بسیاری از اسطوره ها بنا به عللی در پشت پرده تاریک تاریخ پنهان شده و به دست ما نرسیده اند. امروزه بیشتر مردم جهان مار را جانوری مضر و موذی می دانند و این هم صرفاً به دلیل ترس نیش زدگی و مرگ است. به همین دلیل، انسان در افسانه ها که پدیده ها و حقایق تلخ و شیرین زندگی آن قوم است و با گذشت زمان در هاله ای از داستان ها و خیال پردازی ها پنهان شده و به عنوان بازتاب استمرار یک سنت قدیمی به دست ما رسیده است، ترکیبی از خود و جانوران را می سازد که نقش رام کنندگی دارد و نماد قدرت در مقابل حیوانات محسوب می شود. در ارتباط با اسطوره شاماران، به مرور زمان رابطه انسان و مار شکل تازه ای به خود می گیرد و تا جایی پیش می رود که مار جزئی از وجود انسان می شود و با هم تشکیل یک موجود هیبریدی را می دهند. شاماران (نیمه انسان - نیمه مار)، اسطوره کردیِ سرزمین کردستان، یکی از این نقوش است که از زمان های قدیم با فرهنگ این سرزمین گره خورده است. شاماران در نقوش مربوط به مردم کرد زبان منطقه مکریان مهاباد، خدا بانوی مارها، گنج و ثروتی که به شاماران نسبت داده می شود و استعاره ای کهن از دانش هایی است که در اختیار اوست. اسطوره، تکرار نقوش جانوران و فراوانی کاربرد آن ها، بازتاب اعتقاد مردمان هر سرزمین است. مار مهم ترین نماد قدسی و شاماران نماینده دانش های مادی و غیرمادی و نگه دارنده رازها برای کردهاست. روش به کار برده شده در این تحقیق، از نظر ماهیت، توصیفی - تحلیلی و تاریخی است و سعی شده است از طریق توصیف و بررسی نقش این جانور، مقایسه ای در مناطق مختلف مکریان به مرکزیت شهر مهاباد صورت گیرد. نتیجه نشان داد شاماران نماد قدرت، دانایی، برکت خیزی، دوستی و محافظت است و نقش آن روی دست بافته ها و دست ساخته های مردمان این منطقه همچون پرده، دستمال جیبی و گهواره کودک، روبالشی و غیره حضوری پررنگ دارد.