عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قـرآن زبـر بـخـوانی در چــارده روایت
یکی از ابیات مورد بحث در دیوان حافظ که به اصطلاح محل نزاع است بیت یاد شده است. مشکل از چند حیث است:
1. در مصراع اول «گر خود» صحیح است یا «ار خود» یا «ور خود»؟
2. در مجموع، بیت را باید قضیه ای شرطیه دانست و معنا کرد یا به گونه ای دیگر؟
3. مراد از چارده روایت در مصراع ثانی چیست؟
در این نوشتار ما درپی بیان آنیم که اولاً دو ضبط «گر خود» و «ار خود» که به یک معنایند و در شش نسخه اقدم (پیش از 850 ه.) آمده اند، بر ضبط «ور خود» که تنها در یک نسخه آن دوره (پیش از 850 ه.) آمده و شاذ و مشکوک است، ترجیح دارد.
ثانیاً و برمبنای نکته نخست باید در مجموع، بیت را قضیه ای شرطیه دانست و معنا کرد.
و ثالثاً مراد از چارده روایت، روایات چهارده معصوم علیهم السلام است در تفسیر و تبیین قرآن کریم. امید که این بحث در نظر افتد و راهگشا باشد.
احوال عرفانی یکی از مباحث مهم و مشروح عرفان و تصوّف اسلامی، به شمار می آید. سالک در مسیر سلوک خود برای وصول به کمال، باید نفس را از هواهای نفسانی پاک کند، بدین منظور کسب مقامات عرفانی باعث صاف شدن اندرون سالک می گردد و در نتیجه او آمادگی و شایستگی کامل پیدا می کند تا احوال عرفانی بر او وارد شود. «قرب» یکی از مهم ترین احوال عرفانی است که علاوه بر جایگاه والای آن در قرآن کریم، از اهمیت و ارزش بسیاری در آثار عرفا برخوردار است، تا جایی که بیشتر عرفا در آثار خود از احوال عرفانی و بویژه حال قرب استفاده کرده اند. اگرچه ممکن است، بعضی به صورت صریح به این موضوع نپرداخته باشند؛ ولی در اکثر متونی که تا پایان قرن ششم هجری تألیف شده، به محورهای اساسی آن که عبارت است از: «قرب پیش از فنا» و «قرب پس از فنا» اشاره شده است. در این مقاله با مطالعه کتب عرفانی فارسی و عربی موجود تا پایان قرن ششم هجری، تعاریف و ابعاد مختلف قرب بررسی و تحلیل جامعی از سیر عرفانی قرب ارائه شده است که بدین طریق در تبیین و تجزیه متون ادب عرفانی سهم بسزایی دارد.
نهج البلاغه علاوه بر جذابیت های بسیار معنایی و تعلیمی از وجهه هنری ویژه ای نیز برخوردار است. چنین انتظار می رود که کلمات قصار در این اثر ارجمند فقط از بعد معنایی حائز اهمیت باشد و به دلیل محدودیت فضا نمود هنری قابل اعتنایی نداشته باشد اما با بررسی بیشتر به این نتیجه می رسیم که این بعد از کلام حضرت نیز از بلاغت عالی و اعجاز هنری کلام وی حکایت می کند بنابراین در این مختصر کلمات قصار نهج البلاغه را از سه منظر آهنگ، تصویر و معانی مورد بحث قرار می دهیم.
توجه به ارزش های آثار والا و بررسی ویژگی های ادبی و هنری آنها همواره مورد توجه اندیشمندان و منتقدان بوده است. شارل آگوستن سنت بوو Charles Augustin Sainte-Beuve (1869-1804) از جمله پیشروان منتقدان این حوزه بود که به طور خاص و با رویکردی تازه به موضوع آثار کلاسیک در مفهومی نو پرداخت. وی در جستاری که از آثار برجستة ادبی به دست داد، به مؤلفه هایی توجه کرد که سبب می شود اثر ماندگار و به تعبیر خاص وی، کلاسیک شود. توجه به محتوای اثر و سهمی که در اعتلای روح انسانی دارد، از نکات مهمی است که مورد توجه سنت بوو در سنجش اثر کلاسیک قرار گرفته است. سنت بوو اثر کلاسیک را اثری خواند که به واسطة ظرفیت های برتر خود زمان را درمی نوردد. این نوشتار، به بررسی رویکرد سنت بوو درباره اثر کلاسیک و وجوه مختلف آن را پرداخته است. واژگان کلیدی: اثر کلاسیک، شارل سنت بوو، اثر ادبی
صفت یکی از مقوله های زبان فارسی است که انواعی دارد و از زوایای مختلف مورد بحث قرار می گیرد. صفت های اشاره، پرسشی و تعجبی جزء صفت های غیربیانی هستند که چه از نظر ساختار و چه کاربرد، از گذشته تاکنون با تحوّلاتی مواجه شده است. گاه کاربرد و ساختار پیشین را حفظ کرده است و با همان شیوه ادامة حیات داده اند، گاه نیز با تحوّلات اندک یا فراوان نسبت به دوره های پیشین، وارد حوزة زبان شده اند. تحلیل این صفت های سه گانه، با در نظر گرفتن سِیر تاریخی آثار، واقعیّات تازه ای را فراروی خوانندگان قرار می دهد. این مقاله ذکر نمونه های متعدّد از متونی که غالباً اثر برجستة عصر خویش هستند، از یک سو، شکل کاربرد یا ساختار این صفت ها را تحلیل کرده است و از دیگر سو، این امکان پیش روی خواننده قرار گرفته تا خود، تفاوت ها و طباق های هر دوره ای را نسبت به دورة پیشین دریابد و چون تحلیل مقوله های دستوری به میدان وسیعی نیاز دارد، پژوهندگان این مقاله را بر آن داشته تا پژوهش میدانی خود را گسترده تر کنند و آثار متعدّدی را بررسی نمایند.
باطن قرآن در برابر ظاهر به کار می رود و دارای معانی گوناگونی است که در مقاله حاضر به مشهورترین آنها با ذکر شاهد قرآنی اشاره شده است. این معانی عبارت است از:
1. معنایی که مفسر آن را از سبب حکم استخراج می کند؛ سپس آن را بر موارد مشابه تعمیم می دهد. این نوع باطن، از ظاهر و معنای لفظ گرفته شده است؛ از این رو دانشمندان علوم قرآنی آن را پذیرفته اند.
2. باطنی که لازم معناست و برگرفته از لفظ نیست، اما چون مبنای آن دلیلی عقلی است دانشمندان با آن مخالفتی ننموده اند.
3. نوع سوم تطبیق دادن آیه بر یکی از مصادیق است که به آن «جَر ْ ی» گویند.
4. تفسیر آیه به آنچه و آنکه مفسر دوست می دارد.
نوع سوم و چهارم برگرفته از لفظ و ظاهر آیات نیست و بسیاری از پژوهش گران آن دو را با هم درآمیخته اند. در این مقاله تفاوت میان این دو نوع را روشن ساخته ایم؛ سپس با شواهد گوناگون ثابت نموده ایم که دانشمندان و مفسران شیعه و سنی نوع سوم را به کار برده اند؛ از این رو مخالفت برخی از دانشمندان اهل سنت با نوع سوم (جَر ْ ی) که در کتب شیعی فراوان به چشم می خورد، بی پایه است. اما نوع چهارم بازیچه قرار دادن قرآن است و باید از آن دوری کرد.
سعدی باب هفتم «بوستان» را با عنوان «در عالم تربیت» به منظور تعلیم شیوه های تربیتی و اخلاقی سروده است. عموم محققان بر این باورند که آثار سعدی، از جمله این باب از بوستان، متاثر از فرهنگ عربی و اندیشه های اسلامی است.
در این مقاله نشان داده ایم که سرچشمه های فکری سعدی در مسائل تربیتی، به همان اندازه که با فرهنگ عربی تطبیق دارد، با اندیشه های ایرانی نیز هماهنگ و همسو است.
از نتایج این پژوهش، لزوم توجه به منابع عربی برای کشف دیدگاه های ایرانیان باستان و تاثیر آن در ادب فارسی است. تقدم زمانی دیدگاه های ایرانی بر اندیشه های عربی و اسلامی، نشان می دهد که مردم ایران زمین با بسیاری از امور اخلاقی و تربیتی، که امروزه اسلامی و یا عربی محسوب می شوند، آشنا بودند؛ همچنین این دیدگاه ها توانسته اند پا را از حوزه فرهنگ ایرانی و متون پهلوی فراتر بگذارند و وارد فرهنگ و ادب عربی بشوند. متاسفانه اشاره به دیدگاه های ایرانی در شرح و تحلیل متون ادب فارسی سخت مورد بی مهری محققان قرار گرفته و لازم است که در کنار تحلیل های مبتنی بر تاثیرپذیری ادب فارسی از ادب عربی، به فرهنگ ایرانی نیز توجه لازم صورت گیرد
این مقاله اشاره به محبوبیت و مشهور بودن سعدی در دوران حیات خود دارد که به گواهی اسناد و مدارک موجود چندسالی پس از انتشار گلستان، نام سعدی در قلمرو زبان فارسی که در آن روزگاران از بنگاله تا روم شرقی گسترده بود، طنینافکن می شود و در گوشه و کنار این حوزه گسترده به اشعارش استناد می کرده و او را به بزرگی می ستودهاند. در این مقاله با بررسی چهار کتاب که در قرن هفتم و دهه نخست قرن هشتم در روم و بغداد و دهلی نوشته شدهاند میزان نفوذ سخن سعدی، نشان داده شده است.
یکی از کاربردهای اصول و قواعد و مفاهیم زبان شناسی، در ویرایش است؛ جنبه ای که با وجود اهمیت فوق العاده، کمتر به آن توجّه شده و بیشتر جنبه های دیگر کاربردی این شاخه از علوم انسانی که به حق آن را علم (از نوع تجربی)(1) نامیده اند، عطف توجّه بوده است، جنبه هایی چون نقش و رابطة زبان شناسی با ادبیات و آموزش زبان و مسائل یادگیری زبان، و استفاده از آن در مطالعات گویش شناختی، واژه شناختی، ریشه شناختی، بررسیهای تطبیقی زبان ها و بسیاری موارد دیگر از این دست. در این مقاله، دربارة یک مبحث کوچک از نحو در زبان شناسی ـ گروه اسمی ـ و بهکارگیری این مفهوم در ویرایش و ترجمه (همراه با یک بررسی تطبیقی در دو زبان فارسی و انگلیسی) بحث شده است؛ باشد تا راهی گشوده شود که در آینده دربارة گروه های دیگر نحوی و مفاهیم دیگر زبان شناسی به طور مشخّص در حوزة ویرایش تحقیق صورت گیرد
واقعه برادرکشی به عنوان اسطوره دینی- تاریخی و با تاسی از کهن الگوی آن (قابیل و...) در ادوار مختلف و اشکال متنوع تکرار شده است. این کهن الگو با توجه به درآمیختن با اضطراب های سه گانه حاصل مرگ، گناه و بی معنایی؛ همواره در زمینه ای از ترس و بیم بیان شده و البته با توجه به جهان بینی ها و گفتمان های حاکم بر هر دوره به گونه خاص انعکاس یافته است. با توجه به انعکاس این واقعه در ادبیات کلاسیک فارسی، در ادبیات داستانی معاصر هم به دلیل خاصیت و قابلیت کم نظیر این ژانر، موضوع یاد شده این مجال را به نویسندگان معاصر داده که طرحی نو در بیان این کهن الگو درافکنند. در این مقاله نویسنده سعی می کند پس از بررسی این اسطوره تاریخی و ارتباط آن با اضطراب های انسان معاصر؛ یکی از مستحدث ترین داستان های این حوزه را در بستر ادبیات داستانی دفاع مقدس در کنار یکی از معروف ترین داستان های پس از انقلاب با عنایت به این بن مایه، بررسی و تحلیل کند. بر این اساس در گام نخست داستان کوتاه «بن بست» اثر احمد دهقان با توجه به تم غالب آن (برادرکشی) بررسی و نقد و در ادامه با رویکرد به رمان «سمفونی مردگان» تحلیل شده است.