فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۰۱ تا ۷٬۳۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
مقالات: در سراپرده دل
امام جمعه و مراثی او
منبع:
ارمغان ۱۳۵۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
معرّفی «جواهرنامه» محمّد بن مبارک شاه قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«محمّد بن مبارک شاه قزوینی» (و: 966ق.) ملقّب به «حکیم شاه»، حکیم، متکلّم، فیلسوف، مترجم و طبیب حاذق دربار عثمانی است. وی از محضر استادان بزرگی چون «جلال الدین دوانی» و «صدر الدین دشتکی» بهره برده و به سبب تسلّط بر زبان های فارسی، عربی و ترکی و دسترسی به کتب پیشینیان، توانسته است کتاب های ارزشمندی در علوم مختلف تألیف کند. یکی از این آثار، کتاب فارسی«جواهرنامه» یا «معرفة الجواهر» است که در شرح صفات، انواع، معادن، عیوب، روش نگهداری، طبیعت و خواصّ جواهرات و نیز برخی از احجار تألیف شده است. تا پیش از قرن دهم هجری،جواهرنامه های متعدّدی در جهان اسلام تألیف شده امّا جواهرنامه قزوینی ویژگی هایی دارد که آن را از سایر آثار پیش و پس از خود تمایز می بخشد و تحقیق و تدقیق در آن را ضروری می سازد. یکی از این ویژگی ها، تنوّع و تعدّد جواهر و احجار معرّفی شده در این کتاب است. استفاده از آثاری که در این علم در حوزه های شرقی و غربی جهان اسلام تألیف شده بود این کتاب را جامع جواهرنامه های پیش از خود ساخته است. ویژگی دیگر جواهرنامه قزوینی، سبک نثر آن است؛ بررسی سبک این رساله نشان می دهد که علی رغم دوری مؤلّف از مرکز زبان فارسی، به سبب طبع شاعرانه و ذوق ادبی وی و نیز تسلّط بر آثار بزرگان دوره های پیشین در علوم مختلف، کتاب وی با وجود تأثیر پذیری از زبان عربی از بسیاری از سهو های لغوی و دستوری و نیز تکلّفات رایج در آن دوره مبرّاست و با سادگی و ایجاز لازم برای یک متن علمی، به خوبی از عهدة انتقال پیام به مخاطب بر آمده است.
گراهام گرین و اندیشه دینی (نگاهی به «مسیحای دیگر، یهودای دیگر» قدرت و جلال اثر گراهام گرین)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل آخر خوش شاهنامه با تأکید بر مبانی سنت شفاهی روایات حماسی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثل «شاهنامه آخرش خوش است» مثلی معروف در فرهنگ عامه ایرانیان است که بار معنایی آن دو وجه مختلف دارد. غالب محققان این مثل را کنایه و اشاره ای طنزآلود به اتفاقی ناخوشایند در پایان اثر استنباط کرده اند(1). اما به نظر می رسد که لااقل در فرهنگ عامیانه و در ادبیات شفاهی نقالان، این مثل در حالت عکس نیز کاربرد داشته است. مقاله حاضر بر آن است تا با گزارش بنیادها و دامنه داستانی دو سنت نسبتاً مستقل «رسمی» و «غیر رسمی» روایات حماسی ایرانی، ضمن تأکید به وجه تعریضی مثل مذکور، پنجره ای تازه در استدراک برخی معانی و مفاهیم حماسی بگشاید. بدین منظور، مبحث اصالت و گستردگی سنت کهن شفاهی اساس کار این تحقیق قرار گرفته و بنا به ضرورت موضوع، ساختار و فرم دو شاخه تنومند از روایات شفاهی ایرانی یعنی «حلقه حماسی سیستانی» و «شاهنامه کردی» را که محتملاً از دسترس گفتمان تأثیرگذار «روایت رسمی» مصون مانده اند به بحث کشیده است. استنباط این تحقیق چنین است که مثل «شاهنامه آخرش خوش است»، در سطح درک و دریافت برخی راویان و حماسه خوانان از شاهنامه، در سنت روایت شفاهی، معنایی دگرگونه یافته است. همچنین این تحقیق نشان می دهد که روایت شفاهی شاهنامه گاه چه تفاوت های بنیادینی با روایت فردوسی پیدا کرده و این دو، از منظر ساختار و درون مایه، دارای اختلاف های چشمگیری هستند. بنابراین پایان خوش شاهنامه، در بخشی از سنت روایت شفاهی، به بازگشت قدرت به گروه پهلوانان شاهنامه و انتقام گیری آذربرزین فرزند فرامرز از بهمن، آخرین شاه کینه جوی کیانی اشاره می کند.
بدعت التزالم در غزل های سعدی
حوزههای تخصصی:
نویسنده مقاله ضمن بررسی صنعت التزام و تاریخچه آن و نیز رویکرد ادبیات قدیم و ادبیات معاصر به این صنعت، آن را شگرد بیانی و هنری در کلام و زبان شاعر می داند.
پس از آن به توضیح مصداق هایی از صنعت التزام در نقد ناقدان پرداخته و معتقد است که در آثار پیشینیان تنها دو مورد التزام در قافیه و تکرار در شعر صورت می گیرد، اما در صنعت پردازی شاعرانی سعدی، دایره بستة قواعد، در هم می شکند و بدعت های نو و قابل توجهی در همه جوانب در آثارشان دیده می شود.
. . . و نگاهی دیگر: بررسی آراء و نقدهای گوناگون درباره شعر اخوان ثالث
منبع:
آزما مهر ۱۳۸۳ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
قصة شهر سنگستان: اسطورة شکست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به اسطوره و مفاهیم اسطوره ای و حضور آن ها در ذهن شاعران به دلیل مایه وری کم و بیش آن ها از ناخودآگاه قومی و جمعی که حجم عظیمی از محتوای آن را عناصر و مفاهیم اسطوره ای شکل می دهد، گرچه در شعر امری ناگزیر می نماید، گویی در شعر معاصر، به خصوص در شعر شاعرانی که دارای نگرش های فلسفی، اجتماعی یا فکری خاصی هستند، نمود بیشتری دارد و شاعران به شکل گسترده تری به انطباق عناصر اسطوره ای با شرایط جدید یا به خلق اسطوره های جدید از مفاهیم و واقعیت های عصر دست یازیده اند. اخوان ثالث از جمله شاعرانی است که هم حجم وسیعی از عناصر اسطوره های کهن ایران را در شعر خود به کار گرفته و هم تحت تأثیر شرایط اجتماعی تاریخی عصر از مفاهیم و واقعیت های اجتماعی اسطوره سازی کرده است. در این مقاله تلاش شده است تا چرایی و چگونگی خلق اسطورة شکست در شعر «قصة شهر سنگستان» و کیفیت باززایی برخی از عناصر کهنی که در این شعر آمده و شاعر در به تصویرکشیدن «شکست» از آن بهره جسته است مورد بررسی قرار گیرد.
سرآمد پیوند شعر و هنر در عصر تیموری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل بازتاب اساطیری آب در شاهنامة فردوسی
حوزههای تخصصی:
آب، عنصر شگفت انگیز طبیعت است که همواره مورد احترام و تقدیس ملل مختلف بوده و اسطوره های فراوانی پیرامون آن شکل گرفته است. ایرانیان باستان نیز آب را بسیار گرامی می داشتند و محافظت از آن را وظیفه آیینی خویش می دانستند. بسیاری از این اعتقادات درشاهنامه به عنوان مهم ترین جایگاه تجلی اساطیر و باورهای ایرانی، به تصویر کشیده است. فرزانه توس، حکیم ابوالقاسم فردوسی، در لابه لای اثر گرانسنگ خویش به مواردی اشاره کرده که نمایانگر اندیشه های اسطوره ای پارسیان درباره آب است. این موارد در چهار جنبه گنجانده شده است: 1. تطهیر روان 2. شستشو برای نیایش 3. آب حیات 4. باروری و فراوانی.
در نوشتار حاضر، این جوانب بررسی می شود تا نشان داده شود آب از این منظر چه اهمیت و اسراری دارد.