این مقاله، پس از مقدمه ای کوتاه درباره مفهوم وزارت در ادب فارسی، به بررسی زندگی وزیران عصر حافظ پرداخته است. خواجه عمادالدین محمود کرمانی، خواجه برهان الدین فتح اله، خواجه قوام الدین محمد صاحب عیار و جلال الدین تورانشاه، چهار وزیری هستند که حافظ به آنها علاقه ویژه داشته و اشعاری در ستایش آنها سروده است. بررسی اشعار حافظ در ستایش وزیران یاد شده، با نگاهی تاریخی...
یشت ها بخشی از ادبیات اوستایی را تشکیل می دهد. پانزدهمین یشت اوستا، رام یشت نام دارد که یشتی است در ستایش ایزد ویو که یکی از ایزدان کهن قوم هند و ایرانی است و آن را همان ایزد باد می شمارند. بخشی از این یشت از یشت های کهن است. مضمون این یشت مطالب بسیار کهن اساطیری است از جمله اسطوره گرشاسب و پهلوانی او.کرده (بخش) نخست این یشت از پیچیدگی های واژگانی و نحوی خاصی برخوردار است و مطالبی اساطیری مربوط به دوران پیشدادی در این یشت آمده که همه در پیوند با اسطوره ویو و گرشاسب است. در این مقاله به بررسی و توصیف این بخش از این یشت پرداخته شده است.
ادبیات حادثه ای است که در زبان روی می دهد . پس می توان گفت که زبان ناآشنا ، پایه هنرهای کلامی است . گویندگان از این زبان زیبای نمایش دهنده عواطف بهره می گیرند و سخن خود را سرشار از تصویرهای حسی می سازند تا همه عوالم درون را با این زبان بیانگر عینی بسازند . امیر خسرو دهلوی شاعر صاحب ذوق هندی نیز از این زبان قدسی آهنگدار رقصان پر تصویر در همه آثار خود بهره برده است . ...
کهن الگو، صورت ازلی، صورت مثالی و به بیان یونگ، «آرکی تایپ»، عبارت از طرح کلی آن دسته از رفتار های بشری است که در ناخودآگاهی جمعی ریشه دارند. از مهم ترین کهن الگو هایی که یونگ،آن ها را بررسی کرده است، می توان آنیما (مادینه روان مرد)، آنیموس (نرینه روان زن)، پرسونا (نقاب اجتماعی فرد)، سایه و خود را نام برد. هدف اصلی از نوشتار حاضر، بررسی نمود آنیما در ذهن وزبان شاعر و اندیشمند معاصر عرب، خلیل حاوی است؛ زیرا واکاوی سروده های این شاعر، به ویژه دو مجموعه نهر الرماد و بیادر الجوع او، حضور آنیما را در ذهن سراینده و نمود آشکار و ماندگار آن را درزبان سروده هایش آشکار می کند.
حافظ، هنرمندی است بزرگ که هنر و اندیشه او از مرزهای زمان و مکان فراتر رفته و خصلتی همه زمانی و لامکانی پذیرفته است. در اندیشه و ذهنیت هنری او، نشانه های زمانی، حکم تکه های گوناگون از خطی واحد را می یابند که از هم گسیخته نیستند و به جریانی کلی و بی نهایت تعلق دارند. نشانه های زمانی و اقلیمی در شعر حافظ طوری به کار رفته که در برهه خاصی از زمان و تکه مشخصی از جغرافیای هستی محصور نمی مانند. این نوشتار بر آن است تا با توسل به مفاهیم، معانی و مظاهرِ شعر حافظ، وجوه بی زمان و بی مکان آن را بیان کند. در این راستا برخورد متفاوت حافظ با مفاهیم، واژگان و نام ها نشان داده شده و اندیشه غیرجزمی و شاعرانه او به اختصار تبیین گردیده است. همچنین درباره من توسعه یافته و فرافردی حافظ که جنبه ای از بی زمانی و بی مکانی هنر اوست، سخن گفته شده است. مجموعه این عوامل، کلیت شعر حافظ را به صورت مولودی بی زمان و بی مکان معرفی می کند و توانمندی منحصر به فرد او را در زدودن صورت های امور زمانمند بیان می دارد.
یکی از مضامین برجسته در مجموعه اشعار شاعران بعد از انقلاب اسلامی توجه به جهان پیرامون انسان، تامل در ویژگیها، احوال و روحیات انسان مدرن و شبه مدرن است که غالبا در تقابل با احوال و ویژگیهای انسان کلاسیک تصویر می شود. یکی از این ویژگیها «حیرت و سرگردانی» انسان معاصر است که در ژرف ساخت و روساخت شعر برخی از شاعران معناگرا انعکاس بیشتری یافته است. یکی از این شاعران برجسته، که به موضوع یاد شده عنایت ویژه ای داشته، قیصر امین پور است. شاعرِ محققی که سعی کرده است لوازمات سنت را از یک سو و نوگرایی را از سویی دیگر در زبان و محتوای اشعار خویش جمع، و جریانی نو در شعر انقلاب اسلامی ایجاد کند. بررسی این موضوع در مجموعه آثار او نشان می دهد که شاعر به هر میزان از دهه شصت با «تنفس صبح» (1363) به دهه هفتاد با «آینه های ناگهان» (1372) و از آن به دهه هشتاد با «گلها همه آفتابگردانند» (1381) و «دستور زبان عشق» (1386) نزدیک می شود، نه تنها توجه او به مقوله تردید و سرگردانی انسان معاصر از نظر کمی رشد بیشتری پیدا می کند از نظر کیفی هم، عمیقتر و فلسفی تر می شود. نویسنده در این مقاله بعد از بررسی ابعاد مختلف مساله و معرفت شناسی موضوع در شعر معاصر از یک سو و با توجه به علل و دلایل پیدایی آن در نظام زبانی و اندیشگانی اشعار قیصر از سویی دیگر، مجموعه اشعار او را در این زمینه، طبقه بندی، بررسی و تحلیل می کند.
تصوف اسلامی در ایران در حالی که از آموزه ها و دستورات اسلام ریشه گرفته بود در زمین فرهنگی ایران رشد کرد و تحت نفوذ اندیشه های ایرانی قرار گرفت. این اندیشه ها نظریه ها، شیوه های سلوک، آداب و رسوم صوفیان گرایش های مختلف را تحت تأثیر قرار داد و سبب پیدایش دیدگاه های گوناگون عرفانی شد. شهاب الدین سهروردی در حکمةالاشراق سیر حکمت و فلسفه را در ایران باستان تا زمان خود توضیح می دهد و عارفانی مانند: بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی و ابوالعباس قصاب آملی را ادامه دهندگان این حکمت می نامد. وی با بهره گیری از دیدگاه های پهلویون باورهای خود را درباره نور و ظلمت با نام حکمت اشراق پایه گذاری می کند. این دیدگاه ها پس از سهروردی در آثار عارفان دیگری ادامه می یابد. یکی از کسانی که در نگرش های خود تحت تأثیر اندیشه های ایرانی قرار گرفته است نجم الدین رازیست. وی در کتاب مرصادالعباد که از مهم ترین منابع عرفانی است به بیان دیدگاه های خود می پردازد. سخنان او درباره نور و ظلمت، سلوک طوایف، ارزش پادشاهان، جایگاه آتش و برخی موضوعات دیگر یادآور اندیشه های مزدایی است. این پژوهش که به روش استقرایی انجام گردیده در صدد پاسخ به این پرسش است که نجم الدین رازی به عنوان یکی از صاحب نظران عرفان اسلامی در دیدگاه های خود چه برداشت هایی از اندیشه های ایرانی داشته است. با بررسی کامل مرصادالعباد و نیز آثار دیگر نجم الدین رازی آشکار گردید که وی مانند شیخ اشراق برای ارائه نگرش های خود از حکمت پهلویون بهره برده است.
پائولو کوئلیو رمان نویس برزیلی است که افکارش به عنوان یکی از عرفان های نوظهور مطرح گردیده. آثار او از پرخواننده ترین کتاب های دو دهه اخیر در سطح جهان بوده است. کتاب معروف او کیمیاگر در سال 1376 پرفروش ترین کتاب در ایران گردید. او در سال 1379 به دعوت مرکز بین المللی گفت وگوی تمدن ها به ایران سفر کرد. این مقاله در پی آن است که با روش اسنادی و توصیفی تحلیلی علت گسترش آثار وی را در ایران بررسی نماید. همچنین مبانی فکری، نحوه ورود آثار او به ایران، کارگزاران او، شیوه های تبلیغی او برای جذب مخاطب و سرعت نشر آثار او در ایران را واکاوی کند.
برخی از نتایج به دست آمده عبارت است از اینکه در ایران، آثار کوئلیو اولین بار در سال 1374 ترجمه شد و پس از آن قریب 28 ناشر آثار او را وارد بازار کتاب کردند. سفر ده روزه کوئلیو به ایران، در فروش آثارش تأثیر بسزایی داشت. ارتباط گسترده او با خوانندگان از طریق فضای مجازی و قرار دادن رایگان کتاب هایش در اینترنت نیز از ابزارهای تبلیغی دیگر اوست. سرعت نشر آثار او در ایران بسیار بالا ارزیابی می شود.
امروزه و در جهان معاصر به ویژه بعد از پیدایش مکتب ادبیات تطبیقی نگرش تطبیقی به آثار همانند ادبی جهانی با اقبال فراوانی مواجه شده است. تحلیل گران انتقادی گفتمان بر آن شده اند که متن های ادبی، مثل سایر متن ها، در خدمت ارتباط است، بنابراین، آن ها را نیز می توان با نگرش و روش انتقادی تحلیل نمود. سه اثرمورد بررسی، در حول محوریت شخصیت های هکتور، اولیس و رستم طرح ریزی شده است. این قهرمانان در بستر حماسه، گاه برای دفاع از میهن و گاه برای دفاع از شاه و یا برای طی طریق خود به ایفای نقش قهرمانانه می پردازند. آن ها در خلال گفت و گوی درونی و بیرونی بیش از هر چیز دغدغه های قهرمانانه را روایت و برجسته می کنند و ذهن ما را نسبت به آنچه برای خودشان مهم است، سوق می دهند. در این بستر، موقعیت هایی قابل ردیابی است و تاثیر و نشانه های میهن پرستی، دلسوزی و شفقت، اخلاق مداری و فضایل انسانی، مرگ با عزت، شجاعت و رشادت، قدرت و سلطه به خصوص در تبیین جایگاه قهرمان در حماسه و نظام معنایی آن مورد تبیین قرار می گیرد. هومر و فردوسی با ترکیب بندی ابعاد گفتمان های مسلط حماسه، در قالب ژانری از پیش موجود، حماسه ای نو را باز تولید کرده اند. بنابراین، سه اثر حماسی، به منزله رخدادی ارتباطی، فقط بازتابی از اندیشه شاعر نیست، بلکه، با انتقاد از عملکردهای بزدلانه و رواج نگاه های قهرمانانه، نظم گفتمانی ویژه ای را بازتولید می کند.